اصول و تکنیک های تربیتی پیامبر(ص)در مواجهه با خطاکاران

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
اصول و تکنیک های تربیتی پیامبر(ص)در مواجهه با خطاکاران

هر چند بیش از 1400 سال از رحلت آخرین پیامبر الهی حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و اله) می گذرد ولی با این حال بسیاری از پیروان و عاشقان این پیامبرالهی آن چنان که شایسته و سزاوار است نسبت به سیره و سبک زندگی ایشان آشنایی کامل  ندارند، این در حالی است که خدای متعال ایشان را  بهترین و برترین الگوی زندگی معرفی کرده  است که  سبک زندگی او به اخلاق و فضایل حمیده و پسندیده آراسته شده است: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً؛[1] مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.» و یا اینکه در آیه دیگری در توصیف این پیامبرآسمانی این چنین می فرماید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»؛[2]و تو اخلاق عظیم و برجسته‌‌اى دارى‏.»
 

اصول و تکنیک های اخلاقی  پیامبر(ص)در مواجهه با خطاکاران

خدای متعال در قرآن کریم حضرت محمد(صلی الله علیه و اله) را برترین الگوی زندگانی معرفی کرده است، از این رو تحقیق و تفحص در شیوه تربیتی و اصول ارتباط اجتماعی و تعاملی که ایشان با سایر افراد بخصوص با خطاکاران داشته اند می تواند چراغ راه سعادت و ضامن کمال و موفقیت انسان در حیات مادی و معنوی  و ارتباطات اجتماعی انسان ها باشد.
در بسیاری از اوقات، پیامبرگرامی اسلام با مردم با مدارا و ملایمت و نرمش برخورد می کردند، تا اینکه زمینه هدایت و راهنمایی آنها را فراهم نمایند، به طور مثال وقتی برخی افراد با پیامبر(صلی الله علیه و اله) برخورد های خشن و دور از نزاکت انجام می دادند و توقع مقابله به مثل از جانب ایشان را داشتند، ولی اتفاقاً رفتار کریمانه و اخلاق مدارانه پیامبر را مشاهده می کردند،

1- اصل مهربانی، شفقت  و رحمت

یکی از بارزترین و مهمترین شاه کلید های اخلاقی پیامبر در برخورد با افراد خاطی و خطا کار، استفاده اصل رحمت و شفقت بوده است، این عنصر اخلاقی در سراسرزندگی پیامبر گرامی اسلام هویداست، خدای متعال نیز در خصوص پیامبر خود، ایشان را این چنین به همگام معرفی می کنند: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ؛[3] ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم.» حتی پیامبر سعد بن عباده را که فرمانده لشکر اسلام بود و در هنگام ورود به مکه شعار می‌داد: «الیوم یوم الملحمة الیوم مستحلّ الحرمه؛ امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما حلال شمرده می‌شود؟» از مقام فرماندهی عزل کرد و پرچم را به فرزند او داد، و دستور داد این شعار را سر دهند: «الیوم یوم المرحمة؛ امروز روز رحمت (رأفت، گذشت، مهربانی) است.» و آنگاه دستور عفو عمومی را اعلام فرمود. [4]

از آنجا که ما انسان ها نوعاً در کارهای خود دچار کاستی و اشتباه و خطا می شویم اگر قرار باشد اصل مهربانی و شفقت از روابط ما رخت ببندد و هر کس به دنبال ایفای حق خود و به نوعی تأدیب قهری دیگران باشد، این چنین جامعه ای روح آرامش و آسایش را به خود نخواهد دید. به واقع اگر این اصل اخلاقی در زندگی و جوامع انسانی ماندگار شود، بسیاری از گرفتاری ها و مشکلات اجتماعی  و خانوادگی برطرف خواهد شد.


2-اصل مدارا و نرمش

اصل اخلاقی دیگری که می تواند ریشه در رحمت و شفقت داشته باشد، اصل مدارا و نرمش در برابر خطاکار است، البته این اصل به معنای تأیید مطلق آن در برابر خطای خطاکاران نیست، بلکه این اصل باید در جای مناسب خود مورد استفاده قرار گیرد. از آیات و روایات این چنین استفاده می شود که مدارا در مسائل شخصی و نیز مسائل اجتماعی که در برابر تقابل با حقوق دیگران نیست، مطرح می باشد، از این رو در مسائل اصولی دین و اجرای حدود و احکام دینی نرمش کاملاً مذموم و ناروا است؛[5] کما اینکه در برخی از احکام و حدود خدای متعال به صراحت نرمش را منع کرده است.[6]

در بسیاری از اوقات، پیامبرگرامی اسلام با مردم با مدارا و ملایمت و نرمش برخورد می کردند، تا اینکه زمینه هدایت و راهنمایی آنها را فراهم نمایند، به طور مثال وقتی برخی افراد با پیامبر(صلی الله علیه و اله) برخورد های خشن و دور از نزاکت انجام می دادند و توقع مقابله به مثل از جانب ایشان را داشتند، ولی اتفاقاً رفتار کریمانه و اخلاق مدارانه پیامبر را مشاهده می کردند، انقلابی در وجودشان ایجاد می شد.«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُم‏؛[7] به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش.» در خصوص این اصل اخلاقی در رفتار پیامبر در منابع روایی این چنین نقل شده است: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدَارَاةِ النَّاسِ کَمَا أَمَرَنِی بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ‏؛[8] رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: پروردگارم مرا بسازگارى با مردم امر فرمود. چنان که به انجام واجبات امر فرمود.»


3-اصل تذکر و نصیحت هوشمندانه

خدای متعال در کلام الله مجید خطاب به پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) می فرماید: «فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ؛[9] پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‏اى!» گاهی برخی افراد خطا کار نه به جهت عناد و دشمنی بلکه به علت فقدان علم و آگاهی مرتکب برخی اشتباهات و خطاها می شوند، از این رو هرگاه بتوان این دسته افراد را با تذکر هوشمندانه از رفتار اشتباهشان با خبر کرد به راحتی ابراز ندامت و پشیمانی کرده و در جهت اصلاح کار خود اقدام خواهند کرد، از این رو خدای متعال به پیامبر خود این چنین سفارش می فرماید: «وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنینَ؛[10] و پیوسته تذکّر ده، زیرا تذکّر مؤمنان را سود مى ‏بخشد.»


4-اصل قاطعیت و انعطاف ناپذیری

هر چند مواردی همچون اصل رحمت، شفقت، مهربانی و نصیحت هوشمندانه از جمله روشن ترین شاخص های زندگی پیامبر گرامی اسلام هستند، ولی وقتی پای اجرای برخی حدود الهی و حقوق مردم و بیت المال در میان است، آموزه های دینی هر گونه مداهنه و سهل انگاری و تساهل را در برابر جرم مجرمان مذموم می نمایند، از این رو در سیره نبوی نیز شاهد هستیم در این چنین مواردی پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) با قاطعیت و عزم و جزم برخورد می نمودند. پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) در طول حیات با برکت خود بارها بر کسانی که امنیت اجتماعی را برهم می زدند، حد جاری کردند، به طور مثال اجرای حد بر فاطمه مخزومی به علت سرقت.[11]
 
پی نوشت ها:
[1]. سوره احزاب، آیه 21.
[2]. سوره قلم، آیه 4.
[3]. سوره انبیاء، آیه 107.
[4]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 21، ص 109.
[5]. سیره تربیتی، اخلاقی پیامبر، در مواجهه با خطاکاران، ص 48.
[6]. سوره نور، آیه 2. «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانی‏ فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی‏ دینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ..»
[7] سوره آل عمران، آیه 159.
[8]. الکافی، ج‏2، ص117، ح4.
[9]. سوره غاشیه، آیه 21.
[10]. سوره ذاریات، آیه 55.
[11]. عبد الملک بن هشام، السیره النبویه، ج4، 185.

خوانده شده 47 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید