راهکار پاک کردن گناهان

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
راهکار پاک کردن گناهان

انسان در زندگی دنیای خود، بدلیل معصوم نبودن از گناه و خطا و آلودگی، دچار گناه می شود، و اگر نفس لوامه ی وی، به او فشار آورد، و او را ملامت کند، به دنبال پاک کردن گناهان و جبران آن اقدام می کند.

اما اگر نفس لوامه ی وی چندان به او فشار نیاورد، یا اساساً آنقدر دچار آلودگی شده که دیگر نفس ملامت کننده، کاری نمی تواند از پیش ببرد، نه تنها نفسش اورا ملامت نخواهد کرد، و سرزنش کننده ای در کار نخواهد بود، و در نتیجه او بدنبال جبران گناهانش نخواهد بود. نفس ملامتگری که بالاتر از نفس اماره و پایین تر از نفس مطمئنه قرار دارد.

عملکرد نفس لوامه:

عطاء از ابن‌عبّاس نقل کرده است: نفس لوّامه نفس بسیار ملامت‌کننده است و هیچ نفسى نیست -خوب یا بد- مگر آنکه صاحب خود را در قیامت ملامت و توبیخ مى‌کند. اگر کار خوب کرده باشد مى‌گوید: چرا زیاد نکردى و اگر کار بد کرده باشد مى‌گوید: اى کاش نکرده بودم.[1]

اما اگر بر نفس لوامه آدمی هنوز غبار غفلت ننشسته و هنوز عملکرد خوبی داشته باشد، او انسان را برای جبران گناهانش، بر می انگیزاند.


راه پاک شدن گناهان

حال باید دید راهکار پاک شدن باطن انسان از گناهان چیست؟


1. استغفار

یکی از راههای پاک شدن گناهان، استغفار است؛ استغفار بعنوان بنیادی ترین عامل پاک شدن گناهان دانست؛ چرا که استغفار درون خودش، مراحلی دارد: چنانچه امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «التَّوبَهُ علی أرَبَعِه دَعائِمَ: نَدَمٌ بالقَلبِ، و استغفارٌ باللِّسانِ، و عَمل بالجَوارحِ، و عَزمٌ عَلی أن لایَعودَ...»[2]

توبه بر چهار پایه استوار است: پشیمانی با قلب، طلب آمرزش با زبان، عمل به وسیله اعضا و جوارح، و اراده و تصمیم جدی بر اینکه به گناه و آلودگی گذشته بازگشت ننماید.

با توجه به این حدیث، استغفار بهمراه چهار مرحله، می تواند عامل بسیار مستحکمی در برابر گناهان بعدی باشد؛ چون اگر انسان در دلش، بر کردار ناشایست خود، پشیمان باشد، می تواند مانعی برای تکرار دوباره گناه باشد. و در مرحله دوم، طلب مغفرت با زبان نیز باید باشد، اقرار زبانی در استغفار مهم است؛ و در مرحله ی سوم باید برای جبران گذشته اگر حق الله به گردنش باشد، آنرا بجا آورد، و اگر حق الناس باشد، هم از خدا طلب مغفرت کند و هم باید حق مردم را ادا کند؛ و مهمترین مرحله ی استغفار آن است که دوباره به گناه گذشته بازنگردد؛

استغفار، درمان گناه است؛ و پر واضح است که گناه، دردی است که نیاز به درمان دارد؛ و درد اگر کهنه شود، درمانش سخت تر خواهد شد، و اگر بدان توجه نشود، می تواند درد بی درمانی شود که درصد درمانش کم کم تمام خواهد شد؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لکلّ داء دواء و دواء الذّنوب الاستغفار»؛[3] «برای هر دردی، درمانی است. درمان گناهان توبه و استغفار است»

اگرچه نمی توان مایوس شد، اما غفلت از استغفار و توبه باعث می شود که زمینه های استغفار از بین رفته و دچار مشکل دیگری بنام «زده شدن مهر بر قلب» شود که دیگر هر چه در گوش موعظه گفته شود، نخواهد شنید، و هرچه ببیند، عبرتی نخواهد گرفت؛ اینجاست که دیگر صورتش، صورت انسان، اما قلبش قلب حیوان خواهد شد. چنانچه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج البلاغه می فرماید: «فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ»، برخی از انسان‌ها هستند که چهره ظاهری آنها انسان است، اما قلبشان قلب حیوان است.


۲. پرداخت حقوق مالی:

اگر انسان در برابر حقوق مالی دیگران، حساس باشد، و حقوق مالی دیگران را رعایت کند، این کار او می تواند باعث پاک شدن گناهان مالی اش شود؛

نکته ای که در این میان، حائز اهمیت است، اینکه اگر انسان، حقوق مالی انسان های معمولی دیگر را رعایت نکند، از قلمرو شیعه بودن خارج می شود؛ چنانچه امام صادق علیه السلام فرمود: «لَیسَ بِوَلِیٍّ لی مَن أَکَلَ مالَ مؤمنٍ حَراماً».[4] یعنی: «هر کس مال مؤمنی را به ناحق بخورد پیرو من نیست.»

اگر خوردن مال مومنی باعث می شود که انسان از شیعه بودن خارج شود، پس اگر کسی خمس که مال خود امام است، غصب کرده، پرداخت نکند، به طریق اولی از ولایت و شیعه بودن خارج می شود.

اما اگر خمس را به وقتش بپردازد، می تواند گناهانش پاک شود. یعنی با پرداخت مالی، گناهانش از بین می رود.

چنانچه در حدیث امام رضا علیه السلام در باب فواید پرداخت خمس، از سوی شیعیان، به این مطلب تصریح شده و فرمودند: «... فَاِنَّ اِخْراجَهُ [الخمس] ... تَمْحیصُ ذُنوبِکُم...» چرا که خارج کردن خمس، مایه پاک شدن گناهانتان خواهد بود.

«تَمحِیص» به معناى پاک گرداندن از هرگونه عیب و نقص است؛[5] یعنی مومن با پرداخت خمس، که از امور مالی است، می توان گناهان را پاک کرد و از هر عیب و نقص و آلودگی پاک شد.

رابطه آمرزش و حق الناس مالی:

علاوه بر مطلب بالا، میان طلب آمرزش و پرداخت حق الناس مالی دیگران، رابطه ی تنگاتنگی وجود دارد؛ و آن مشروط بودن استجابت به پرداخت حقوق مالی است. چنانچه در روایتی از امام جعفر صادق (علیه ‌السلام) آمده است که: «اذا ارادَ اَحدُکُم أَن یُستجابَ لَهُ فَلیُطَیّبْ کَسْبَهُ وَ لِیَخْرُجْ مِن مَظالِمِ النّاسِ».[6]

یعنی: «اگر کسی بخواهد دعایش مستجاب شود باید که درآمدش حلال و پاکیزه باشد و از حقّ الناس و مظالم عباد چیزی به گردنش نباشد.»

از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد: «أَیُّ کَسْبِ اَلرَّجُلِ أَطْیَبُ قَالَ عَمَلُ اَلرَّجُلِ بِیَدِهِ.»[7] یعنی: «پاکیزه ترین کسب ها کدام است؟ حضرت فرمود: کاری که با دسترنج خود انجام گیرد.»


چهره ی نورانی؛ نتیجه کار و تلاش

در مورد درآمد حلال و پاکیزه باید گفت که اگر درآمد، حلال و پاکیزه باشد، علاوه بر استجابت دعا، باعث می شود که در قیامت با چهره ای نورانی با خدا ملاقات خواهد کرد؛

امام باقر علیه السّلام مى فرماید: «مَنْ طَلَبَ الرِّزْقَ فِی الدُّنْیَا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ تَوْسِیعاً عَلَى أَهْلِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلَى جَارِهِ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ و َوَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ»؛[8] هر کس براى حفظ آبروى خود در میان مردم، تلاش براى خانواده و نیکى به همسایه ها در جستجوى رزق حلال باشد خدا را در حالى ملاقات مى کند که چهره اش چون ماه شب چهاردهم باشد.

نتیجه
ملاقات کردن خدا با چهره ای نورانی، شاید کنایه از روسفیدی و عاقبت بخیری و آرامش هنگام حضور در محضر خدا باشد.

با توجه به این احادیث، دعا در صورتی مستجاب می شود که درآمد، حلال و حقوق مالی دیگران بر عهده نباشد.

پی نوشت:

[1]  طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص ۵۹۷.
[2]  بحارالانوار، ج 75، ص 81.
[3]  وسائل الشیعه، ج 11، ص 354
[4]  وسائل الشیعه، ج ١٢، ص ٥٣
[5]  تفسیر نور، محسن قرائتی، ذیل آیه ۱۴۱سوره آل عمران.
[6]  بحار، ج ٩٣، ص ٣٢١
[7]  مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج13، ص24
[8]  کافى، ج5، ص78
خوانده شده 31 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید