فلسفه امامت از دیدگاه قرآن

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
فلسفه امامت از دیدگاه قرآن

 

اعتقاد شیعه بر آن است كه تمام مقامات پیامبر ـ صلی الله عَلیهِ وَ اله و سَلَم ـ غیر از مقام نبوت و رسالت برای دوازده امام معصوم ـ علیهم السلام ـ نیز ثابت است، و این اعتقاد از ضروریات مكتب شیعه به شمار می آید،(۱) مهمترین مقامات و اهداف مشترك پیامبر ـ صلی الله عَلیهِ وَ اله و سَلَم ـ و امامان ـ علیهمالسلام ـ عبارتند از:

۱. تبیین مفاهیم قرآن ۲. داوری در منازعات ۳. ارشاد و هدایت انسانها ۴. اتمام حجت بر بندگان ۵. برقراری امنیت و عدل.

 با توجه به این اهداف و قبل از بیان تفصیلی آنها میتوان به ضرورت و نیاز به وجود امام ـ علیه السلام ـ پی برد. زیرا اهداف و آرمان یاد شده از ضرورتهای حیات دنیوی و اخروی انسان می باشد كه رسیدن به آنها بدون وجود امام، غیر ممكن است لزوم وجود رهبر در یك جامعه تا به حدی است كه اگر دسترسی به امام عادل امكان نداشته باشد حتی وجود امام غیر عادل از نبودن آن بهتر است. زیرا فقدان امام به هرج و مرج اجتماعی و سلب امنیت همگانی منجر می شود كه پیامدهای تلخ آن به مراتب از پیامدهای ناگوار امام و پیشوای غیر عادل بدتر است، از اینرو امام علی ـ علیهالسلام ـ می فرماید: «لا بّد للناس من امیر برّاً او فاجراً»(۲) مردم به پیشوا نیازمندند خواه عادل باشد یا فاسق.

ضرورت وجود امامت و قاعده لطف

مفاد قاعده لطف ـ كه یكی از قواعد كلامی مورد قبول متكلمان عدلیه است ـ ، این است كه هر فعلی كه در سعادت مكلفان مؤثر است مقتضای عدل و حكمت خداوند است، نبوت از مصادیق بارز این قاعده است و از دیدگاه متكلمان امامیه، امامت نیز حكم نبوت را دارد و از مصادیق قاعده لطف است، سید مرتضی در توضیح این مطلب می نگارد: هر عاقلی كه از شیوه زندگی اجتماعی و عادات مردم آگاه است، می داند كه هر گاه در میان مردم، رهبری با تدبیر و قدرتمند وجود داشته باشد، ظلم و تباهی از بین رفته، و یا دست كم مردم به رعایت عدل و انصاف نزدیكتر خواهند بود، و هر گاه چنین رهبری وجود نداشته باشد، امر برعكس خواهد شد، پس واجب است كه خدا مكلفان را از آن محروم نسازد.(۳)

اینك به توضیح فلسفه و اهداف امامت پرداخته می شود:

۱. تبیین مفاهیم قرآنی: یكی از وظایف پیامبر ـ صلی الله عَلیهِ وَ اله و سَلَم ـ تبیین معانی و مفاهیم قرآن كریم بود، خداوند خطاب به پیامبر میفرماید:

وَ أَنْزَلْنا إِلَیكَ الذِّكْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم(۴)

ما ذكر و قرآن را بر تو نازل كردیم تا آن چه را برای مردم نازل می شود برای آنها تبیین كنی.

پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ نیز در حدیث ثقلین عترت ـ علیهم السلام ـ خود را ملازم و همراه با قرآن قرار داده و فرموده است:

انی تاركٌ فیكم الثقلین. كتاب الله و عترتی.

من دو شی، گرانبها در میان شما میگذارم این دو عبارتند از:

كتاب خدا و عترت من. یعنی فهم حقایق قرآن باید با راهنمایی عترت ـ علیهم السلام ـ باشد، هم چنین تأویل قرآن را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند،‌ چنانكه قرآن كریم میفرماید:

وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْم(۵)

و در روایات آمده است كه ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ راسخان در علم میباشند.(۶)

۲. داوری در منازعات: یكی از اهداف نبوت داوری در اختلافات و منازعات بوده است، خداوند میفرماید:

فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیحْكُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیه(۷)

خدا پیامبران را بشارت دهنده و بیم دهنده برانگیخت و كتاب را به حق با آنان نازل كرد تا در اختلافات مردم داوری كنند.

نكته جالب توجه در این آیه شریفه آن است كه داوری به كتاب نسبت داده شده است. زیرا معیار داوری همان احكام الهی است كه كتاب دربرگیرنده آنهاست.

بدیهی است اختلافات و نزاع ها به زمان پیامبر اختصاص ندارد لیكن از آنجا كه حل این اختلافات به وجود افراد برگزیده از جانب خدا نیاز دارد، ‌پس از ختم نبوت نیز این ضرورت وجود دارد و در نتیجه وجود امام بسان پیامبر، امری ضروری است.

۳. ارشاد و هدایت انسانها: ارشاد و هدایت انسانها در زمینه عقاید، احكام دینی و مسائل اخلاقی و اجتماعی یكی دیگر از اهداف رسالت پیامبران الهی است، خداوند میفرماید:

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَكِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِین(۸)

خداوند بر مؤمنان منت نهاد. زیرا از خود آنان رسولی را در میان آنها برانگیخت تا آیات الهی را بر آنان فرا خواند آنان را تزكیه نماید و كتاب و حكمت را به آنان بیاموزد، اگرچه آنان پیش از این در گمراهی آشكار بودند، این هدف نیز از ویژگیهای نبوت نیست و به انسانهایی كه در عصر پیامبر زندگی میكردند اختصاص ندارد، بنابراین، اگر تعلیم و ارشاد و هدایت بشر كاری بایسته و لازم بوده است، این بایستگی و لزوم در مورد امامت نیز موجود است.

۴. اتمام حجت بر بندگان : یكی از اهداف رسالت پیامبران، اتمام حجت از جانب خداوند بر بندگان است، قرآن در این باره می فرماید:

رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاَّ یكُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ(۹) پیامبرانی بشارت دهنده و بیم دهنده را برانگیخت تا پس از فرستادن رسولان، مردم بر خدا حجت نداشته باشند.

این امر نیز اختصاص به زمان خاصی ندارد، از اینرو امام علی ـ علیه السلام ـ فرموده است:

لا تخلوا الارض من قائمٍ بحجةٍ اما ظاهراً او خائفاً مغموراً لئلا تبطل ححج الله و بیناته ...یحفظ الله بهم حججه و بیناته اولئك خلفاء الله فی ارضه و الدعاة‌ الی دینه(۱۰)

زمین از حجت خدا خالی نخواهد بود، یا آشكارا و مشهور است و یا خائف و پنهان تا حجتها و دلائل الهی باطل نگردد... خدا به وسیله آنها حجتها و دلائل خود را حفظ می كند... آنان جانشینان خدا در زمین و دعوت كنندگان به دین او می باشند.

۵. برقراری امنیت و عدل: از اهداف دیگر نبوت برقراری عدل و امنیت اجتماعی است، قرآن میفرماید:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط(۱۱) رسولان خود را با دلایل فرستادیم و كتاب و میزان را با آنان نازل كردیم تا مردم به قسط پایدار گردند.

این هدف نیز از ویژگیهای نبوت نبوده و به انسانهای گذشته اختصاص ندارد، بلكه از نیازهای همیشگی بشر می باشد، در نتیجه تحقق بخشیدن به آن یك آرمان الهی است كه پس از نبوت از طریق امامت تحقق می پذیرد.

امام علی ـ علیه السلام ـ درباره اهداف حكومت دینی كلامی دارد كه بیانگر فلسفه امامت از جنبه سیاسی و حكومتی آن است، آنجا كه میفرماید:

اللهم انك تعلم انه لم یكن الذی كان منّا منافسه فی سلطان و لا التماس شی من فُضُولِ الحطام ولكن لنرد المعالم فی دینك و نُظْهِرُ الاصلاح فی بلادك فَیأمَنَ المظلومون من عبادك و تقام المعطّله من حدودك(۱۲)

خدایا! تو میدانی كه آن چه را انجام دادیم انگیزه مسابقه در كسب سلطنت و به دست آوردن متاع پست دنیوی نبود، بلكه به خاطر این بود كه نشانه های از بین رفته دینت را باز گردانیم و اصلاح و آبادی را در شهرها و روستاها آشكار سازیم،‌ تا بندگان مظلومت امنیت یابند و قوانین و حدود تعطیل شده، برپا گردد.

پی نوشتها

۱. ر.ك: مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنما شناسی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، چاپ دوم،‌ سال ۱۳۷۹، ج۵، ص ۲۰۳.

۲. نهج البلاغه، خطبه۴۰.

۳. سید مرتضی، الذخیره فی علم الكلام، ص ۴۱۰.

۴. نحل: ۴۴.

۵. آل عمران: ۷.

۶. اصول كافی، ‌كتاب حجت باب الراسخین فی العلم، ج۱.

۷. بقره: ۲۱۳.

۸. آل عمران: ۱۶۴.

۹. نساء: ۱۶۵.

۱۰. صبحی صالح، نهج البلاغه،‌ كلمات قصار، شماره ۱۳۹.

۱۱. حدید: ۲۵.

۱۲. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.

خوانده شده 114 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید