عصر امام حسن عسکری علیهالسلام را باید یکی از حساسترین مقاطع تاریخ تشیع دانست؛ دورهای که شیعیان از یک سو با فشار و نظارت حکومت عباسی مواجه بودند و از سوی دیگر، جامعه شیعه با پرسشها، اختلافات و جریانهای فکری گوناگون دستوپنجه نرم میکرد. امام در چنین شرایطی فقط وظیفه پاسخگویی به مسائل فردی و شرعی را بر عهده نداشت، بلکه باید یک جامعه را برای شرایطی آماده میکرد که ارتباط مستقیم با امام در آن بسیار دشوار یا حتی ناممکن میشد.
یکی از مسائل مهم این دوره، جنگ روایتها و شکلگیری ادعاهای انحرافی بود. هرچه دسترسی مردم به امام محدودتر میشد، امکان سوءاستفاده مدعیان نیز بیشتر میشد. از همین رو مسئله فقط انتقال سخن امام نبود، بلکه شیعیان باید یاد میگرفتند سخن درست را از ادعاهای جعلی تشخیص دهند. امام حسن عسکری علیهالسلام در این شرایط، بر حفظ معیارهای اعتقادی و شناخت افراد مورد اعتماد تأکید داشتند و از جامعه شیعه میخواستند در برابر هر ادعا و خبری بدون بررسی تسلیم نشود.
این مسئله از منظر رسانهای برای امروز نیز قابل توجه است. جامعه امروز با حجم بسیار بزرگتری از اطلاعات، اخبار، کانالها، صفحات و مدعیان مواجه است. در چنین فضایی، مسئله فقط «دسترسی به اطلاعات» نیست، بلکه تشخیص خبر درست از خبر جعلی و تشخیص سخن معتبر از ادعای بیپایه اهمیت پیدا میکند.
اما مسئله مهمتر، آمادهسازی شیعه برای دوران غیبت بود. امام حسن عسکری علیهالسلام در شرایطی قرار داشت که جامعه شیعه باید خود را برای دورهای آماده میکرد که امام معصوم در دسترس عمومی نباشد. بنابراین، شیعه نمیتوانست همچنان بر ارتباط مستقیم و روزمره با امام تکیه کند، بلکه لازم بود سازوکارهای ارتباطی، فکری و اجتماعی تازهای در جامعه شکل بگیرد. این آمادگی یکی از مهمترین زمینههای تاریخی ورود شیعه به عصر غیبت بود.
در همین چارچوب، شبکه وکالت اهمیت ویژهای پیدا کرد. وکلای امام در مناطق مختلف، ارتباط میان امام و شیعیان را تا حد امکان برقرار میکردند، پرسشها و مسائل مردم را منتقل میکردند و در امور اجتماعی و مالی نیز نقش داشتند. این شبکه نشان میدهد که امام حسن عسکری علیهالسلام در کنار هدایت مستقیم، به ایجاد ساختاری برای اداره جامعه شیعه در شرایط محدودیت ارتباط نیز توجه داشت.
نکته قابل توجه این است که مسئله غیبت، تنها مسئله «ندیدن امام» نبود، بلکه تغییری بزرگ در الگوی ارتباط جامعه شیعه با امام محسوب میشد. جامعهای که سالها به حضور امامان و مراجعه مستقیم به آنان عادت کرده بود، باید میآموخت در شرایط جدید چگونه هویت اعتقادی خود را حفظ کند، مسائل خود را پیگیری کند و در برابر جریانهای فکری و ادعاهای مختلف دچار سردرگمی نشود. از این جهت، اقدامات امام حسن عسکری علیهالسلام را میتوان بخشی از یک فرایند تدریجی برای آمادهسازی فکری و اجتماعی شیعه دانست.
در این میان، مسئله اعتماد نیز اهمیت زیادی داشت. وقتی ارتباط مستقیم محدود میشود، نقش واسطههای مورد اعتماد پررنگتر خواهد شد. بنابراین، جامعه باید افرادی را بشناسد که سخن و عملکردشان قابل اعتماد باشد. این موضوع در عصر امام عسکری علیهالسلام اهمیتی دوچندان داشت؛ زیرا کوچکترین انحراف در مسیر انتقال پیام میتوانست به اختلاف، سوءتفاهم یا شکلگیری یک جریان انحرافی منجر شود.
جامعهی معاصر امروز در معرض نوع دیگری از محدودیت و آشفتگی ارتباطی قرار دارد؛ نه به دلیل نبود ابزار ارتباط، بلکه به دلیل فراوانی بیش از حد پیامها، ادعاها و مدعیان. امروز هر فرد میتواند تولیدکننده خبر، تحلیل، روایت دینی یا ادعای اعتقادی باشد. در چنین شرایطی، همانطور که جامعه شیعه در عصر امام عسکری علیهالسلام نیازمند معیار شناخت و افراد قابل اعتماد بود، جامعه امروز نیز به تشخیص منبع معتبر و قدرت تحلیل نیاز دارد. به عالمانی نیاز دارد که سخن حق را از منبع وحی یعنی ثقلین (نه فقط قرآن منهای عترت) بگیرند و سبک زندگی خویش را مبتنی بر آن شکل دهند.
باید به این پرسشها پاسخ دهیم که ائمه به ویژه امام حسن عسکری علیهالسلام چگونه شیعه را برای زیستن در شرایطی آماده کرد که دسترسی مستقیم به امام وجود نداشت و جامعه با شایعات و جریانهای مختلف مواجه بود؟
پاسخ به این پرسش، هم یک روایت تاریخی از عصر امام عسکری علیهالسلام ارائه میدهد و هم میتواند مخاطب امروز را با مسئلهای آشنا کند که هنوز با آن مواجه است: چگونه در میان انبوه روایتها، مدعیان و اخبار، مسیر درست را تشخیص دهیم و هویت فکری خود را حفظ کنیم؟ همان هویتی که ائمه اطهار و شیعیان جانبر کف ایشان جان خود را در راه تثبیت آن نثار کردند.
فعالیتهای امام حسن عسکری علیهالسلام برای آمادهسازی جامعه شیعه جهت ورود به عصر غیبت، محدود به ایجاد شبکه وکالت و ساماندهی ارتباطات نبود؛ ایشان با صدور روایتهای متعدد از جمله احادیث تفسیری، از یک سو نشانهها و ویژگیهای مهدی حقیقی را برای شیعیان تبیین میکردند تا راه بر مدعیان دروغین بسته شود و از سوی دیگر، با آموزشهای اعتقادی و رفتاری، شیعیان را برای رویارویی با فتنهها، شایعات و جریانهای انحرافی دوران غیبت آماده میکردند. این آموزهها به جامعه شیعه میآموخت که در دوران فقدان دسترسی ظاهری به امام، هویت اعتقادی خود را حفظ کند، در برابر هر ادعا و روایتی تسلیم نشود و با تمسک به معیارهای اهلبیت علیهمالسلام، راه حق را از مسیرهای انحرافی بازشناسد.