Print this page

پاسخ به شبهه حضور امام حسین(ع) در جنگ با ایرانیان

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
پاسخ به شبهه حضور امام حسین(ع) در جنگ با ایرانیان

برخی شبهاتِ تاریخی با هدفِ تقابل میانِ هویتِ ایرانی و اسلامی مطرح می‌شوند. حجت الاسلام و المسلمین استاد محمدی با ردِ قاطعِ حضورِ امام حسین(ع) در فتوحاتِ صدر اسلام، این ادعا را هم از منظرِ تاریخی ضعیف و هم از منظرِ عقلی و اعتقادی ناممکن دانست.

شبهه: سؤالی که مطرح می‌شود این است که می‌گویند که آیا امام حسین علیه‌السلام در جنگ با ایرانی‌ها، جنگ مسلمان‌ها با ایرانی‌ها شرکت داشت؟

پاسخ: به دروغ مطالبی نسبت می‌دهند که گفتنش اصلا شأنش به این حرفها نیست. چند نکته را عرض می‌کنم. دوستان توجه داشته باشند.

نکته اول اینکه چون دشمنان ما دیدند که آن خدمتی که ایرانی‌ها به اسلام و اسلام ناب کردند، هیچ ملتی نکردند حتی به اهل سنت. شما کتاب‌های دانشمندان ایرانی را از اهل سنت بگیرید، تقریباً چیزی برایشان باقی نمی‌ماند. حتی در ادبیات عرب بهترین کتاب‌ها را ایرانی‌ها نوشتند با اینکه زبانشان عربی نبوده. خدمتی که ایران از زمانی که مسلمان شدند تا الان به اسلام کردند، هیچ ملتی، هیچ مکتبی نکرده. تا همین الان که بیشترین خدمات را دارند به اسلام ایرانی‌ها انجام می‌دهند ولو اینکه سنی باشند.

از آن طرف خدمتی که اسلام به ایران و به این ملت کرده، ارزشی که اسلام به ملت داده، آن میراث فرهنگی بی‌نظیری که به برکت وجود اسلام در این ملت پیدا شده، این هم باز بی‌نظیر است که اگر بخواهیم این ۱۴۰۰ سال فرهنگ را قیچی کنیم، برگردیم به ۱۴۰۰ سال پیش، تقریباً چیزی به‌دردبخوری نخواهیم داشت، چیز قابل ارائه‌ای نداریم. اگر ما ابوعلی سینا داریم، فارابی داریم، صدرالمتألهین داریم، اگر ما ابوریحان بیرونی و این‌ها را داریم، این‌ها در دامن اسلام بزرگ شدند. این‌ها دست‌پروردگان اسلامند. این‌ها را شما حذف کنید، برگردیم به چند تا لوح سنگ‌نوشته و نمی‌دانم داستان دیو سپید و این چیزها. که می‌خواهند که این دو تا از هم با هم مخالف بشوند، می‌خواهند به هر دو ضربه بزنند، هم به ایرانیت ضربه بزنند هم به اسلامیت. این توطئه شیاطین است که این سؤال‌ها را مطرح می‌کنند.

مطلب دوم اینکه آیا واقعاً امام حسین علیه السلام از تاریخی در جنگ‌های با ایران شکل داشت؟ نخیر. چون بنا بود اهل بیت منزوی باشند و منزوی شده بودند و هیچ نقشی برایشان قرار نمی‌دادند. از نظر تاریخی اصلاً مطلب یک تاریخ ضعیفی مطلب را نوشته، خودش هم قبول نداشته است. آن کسی همیشه این را نوشته، خودش هم قبول نداشته و لذا به لفظ قیل آورده که «مشعر بر ضعف» است.

اما از لحاظ اعتقادی و از لحاظ عقلی، امر محال هست، امام و معصوم نمی‌تواند تحت فرماندهی غیر معصوم باشد. امام حسین علیه السلام می‌خواهد بیاید تحت فرماندهی سعد بن ابی‌وقاص بشود. خب یک وقت دستور خلاف شرع می‌دهد، امام حسین علیه السلام چه کار کند؟ به دستور فرمانده عمل کند خلاف شرع است، عمل نکند باز خلاف شرع است. معصوم نمی‌تواند تحت فرمانده غیر معصوم باشد. شما در زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله ببینید، اگر جایی امیرالمؤمنین حضور داشت، فرمانده او بود برخلاف دیگران. شما در جیش اسامه یک جوان ۱۹ ساله بود دیگر، أُسامَة بن زید. اما همه بزرگان صحابه، همه پیرمردها، همه در سپاه شرکت می‌کردند تحت فرماندهی ۱۹ ساله. اما هرجا امیرالمؤمنین بود. اگر پیغمبر بود خب فرمانده پیغمبر بود. اگر پیغمبر حضور نداشت، امیرالمؤمنین هرگز تحت فرماندهی هیچ‌کس نبوده. چرا؟ چون از لحاظ عقلی، از لحاظ اعتقادی امکان نداره. پس این حرف در واقع باطل است. به لحاظ عقل، و به لحاظ اعتقادی.

مطلب بعد: اینکه آیا اصلاً خود این جنگ‌ها، خود این کشورگشایی‌ها مورد تأیید هست؟ مورد تأیید اهل بیت علیهم‌السلام بود؟ عرض می‌کنم خیر. اگر امیرالمؤمنین بعد از رحلت پیامبر حکومت را به دست می‌گرفت، به جای اینکه بخواهد به این کشور آن کشور لشکرکشی بکند و حمله بکند، روی خود مسلمون‌ها کار می‌کرد که در کمتر از ۵۰ سال امام حسین علیه السلام را به شهادت نرسانند. یکی از دلایل شهادت امام حسین علیه‌السلام همین فتوحات و همین لشکرکشایی‌ها بود. همه کشورگشایی‌هایی بود که باعث شد که کلاً فرهنگ اسلامی ضعیف شد، اخلاق اسلامی از بین رفت. با این کشورگشایی‌ها نه به هیچ وجه. اصل این قضایا مورد قبول نبود.

من یک دو نکته دیگر هم عرض بکنم. به این سؤال مربوط نمی‌شود. نکته اول: اینکه آن کتاب‌هایی که نوشتند مثلاً «۱۴۰۰ سال سکوت» نمی‌دانم که حالا سرکوب دیگران نوشتند یا آن‌ها صحت دارد، پاسخ این است که خیلی دروغ است. آن‌ها عرض کردم اصل این لشکرکشی‌ها را ما قبول نداریم. در اینکه ممکن است مسلمون‌ها تخلف کرده باشند، خیانت کرده باشند، ظلم کرده باشند، جنایت کرده باشند اما تردید نداریم. معصوم که نبودند. ممکن است در این جنگ‌ها خیانت‌ها و ظلم و ستم‌هایی کرده باشند. اما اینکه مسلمون‌ها آمدند و زدند و کشتند و بردند و سوزاندند و نمی‌دانم چنان کردند و این ملت بزرگ، این ملت فرهیخته هم نفسش در نیامد، این در واقع اهانت به ملت ایران است.

بنده به جناب فردوسی ارادت دارم که از آن شاعرهایی که دوستشان دارم فردوسی است. اما این شعر که منسوب به فردوسی است، اگر مال ایشان باشد من قبول ندارم: «ز شیر شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جایی رسیده است کار / که تاج کیانی کند آرزو / تفو بر تو ای چرخ گردن تفو…»

بحث اسلام بود، بحث فرهنگ مترقی، انسانی، پویا و سرزنده اسلام بود و فرهنگ منحط، کاستی، طبقاتی، ظالمانه، ساسانی. حکومت ساسانیان، این دو تا حکومت، این فرهنگ را هم درگیر بودند قبل از اینکه مسلمون‌ها وارد ایران بشوند. اسلام جلو جلو آمده بود، دل‌های ایرانی را فتح کرده بود. دوستان تاریخ مطالعه کنند. همان زمان، همان زمانی که اسلام وارد ایران شد، روم شرقی هم حمله کرد، بعضی از شهرهای مرزی ایران را اشغال کرد. حکومت مرکزی نتوانست دفاع بکند و کمکی نکرد به آن مردم. خود آن مردم، مردم همان شهرها سه سال شبانه‌روز جنگیدند و دشمن متجاوز را از کشور خودشان بیرون کردند. روم را بیرون کردند، ابرقدرت آن روز را از شهرهای خودشان بیرون کردند. ولی شما در تاریخ مطالعه بکنید، خواهید دید که یک مورد تأکید می‌کنم یک مورد شما مقاومت مردمی در مقابل اسلام نمی‌بینید. بله، سپاهیان می‌جنگیدند. سپاه جاویدان، رستم فرخزاد این‌ها می‌جنگیدند با مسلمون‌ها. همین که خود مردم بخواهند مقاومت بکنند، هرگز مقاومت نکردند. پس اسلام ایران را فتح کرد، نه عرب، نه مسلمون‌ها، نه هیچی.

و از زمانی هم که اسلام آمد داخل ایران، وارد ایران شد، عرض کردم بیشترین خدمت را ایرانی‌ها به اسلام کردند. از همان زمان پیامبر که یَمَن تحت‌الحمایه ایران بود و شاهان ایران آنجا حکومت می‌کردند، در زمان ساسانیان این‌ها آنجا بودند. اولین شهدای ایرانی هم همانجا تقدیم شد در مقابل آن پیامبران دروغین که جنگیدند و شهید شدند. از همان زمان تا امروز ما می‌بینید که بیشترین خدمات را در بین همه ملت‌ها ایرانی‌ها به اسلام کردند. پس این دروغ‌ها را شما باور نکنید.

عرض کردم ما قبول نداریم این لشکرکشی‌ها و کشورگشایی‌ها را. قبول نداریم. این را هم که ممکن است جنایاتی رخ داده باشد، تأیید می‌کنیم که امکانش هست. اما اینکه فلان کتابخانه را ۱۰۰ هزار جلد کتاب توش بود، این‌ها سوزاندند و این‌ها بردند توتون حمام و چند سال در آن حمام با این کتاب‌ها گرم. این کتاب‌ها اسمشان چی بود؟ نویسنده‌اش کی بود؟ موضوعش چی بود؟ یک کتاب کلیله و دمنه مال هفت هشت هزار سال پیش است نوشته شده. بارها و بارها به زبان‌های مختلف برگردانده شده. از زبان حیوانات این کتاب از بین نرفته. آن وقت ۱۰۰ هزار کتاب نابود شد، اسمی هم ازش نیست. این دروغ‌ها را باور نکنید. ضمن اینکه عرض کردم ما آن حرکت را قبول نداریم. ضمن اینکه اگر اهل بیت کار دستشان بود این اتفاق‌ها نمی‌افتاد. اما دروغ هم که به مسلمانان نسبت می‌دهند و به اهل بیت نسبت می‌دهند، این‌ها را باور نکنید.

خوانده شده 14 مرتبه