پرسش:
مشکلی که با آن روبرو هستیم، این است که خانوادهی همسرم انتظار دارند ما هر آخر هفته و تمام تعطیلات را در کنار ایشان سپری کنیم.از طرفی، ما نیز زوج جوانی هستیم که نیازمند استراحت، تفریح دونفره، و رفتوآمد با دوستان خودمان هستیم. متأسفانه، عدم حضور ما در یک هفته، موجب دلخوری و گلهمندی شدید از سوی خانوادهی همسر میشود.
پاسخ حجتالاسلام یوسف زاده:
شما وارد یکی از مهمترین مراحل زندگی خود شدهاید؛ مرحلهای که نقش اساسی در شکلگیری زندگی مشترک و آینده شما دارد. چالشهایی که در این مسیر با آن روبهرو میشوید، نشانهی بیماری یا وجود مشکل در زندگی نیست، بلکه بخشی طبیعی از روند رشد و استقلال شما محسوب میشود.
در این مرحله، معمولاً با مقاومت خانوادههای قدیمی یا همان «خانوادهی اصلی» مواجه میشوید. دلیل این مقاومت، نبودِ محبت نیست؛ بلکه از روی علاقه و نگرانی آنان نسبت به شماست. در روانشناسی، بهویژه در رویکرد خانوادهدرمانی، مفهومی وجود دارد به نام «تمایز یافتگی» یا تفکیکپذیری. این مفهوم به توانایی فرد در ایجاد تعادل میان استقلال شخصی و حفظ پیوندهای عاطفی با خانواده اشاره دارد.
برای رسیدن به این تعادل، لازم است مرزها را بهتدریج و با احترام شکل دهید؛ هیچ دیواری یکباره ساخته نمیشود. میتوان این روند را با گامهای ساده اما مؤثر آغاز کرد. مثلاً، اگر همیشه پنجشنبهها به دیدار خانواده میروید، میتوانید از مدتی قبل تماس بگیرید و با احترام بگویید:
«این هفته برایمان کاری پیش آمده و نتوانستیم بیاییم؛ ما به شما اهمیت میدهیم، اما به مهمانی دوستانمان دعوت شدهایم.»
چنین رفتارهایی به خانواده نشان میدهد که همچنان برای رابطه ارزش قائل هستید، اما در عین حال در حال ساختن مرزهای سالم و مسئولانه برای زندگی جدید خود هستید. این روند نه تنها احترام متقابل را حفظ میکند، بلکه به شما کمک میکند استقلال، صمیمیت و تعادل روانی را در هر دو رابطه با همسر و با خانوادهی اصلی تجربه کنید.
گاهی ما برای رفتار خانوادهها برچسبهایی میگذاریم؛ برچسبهایی مانند «کنترلگر» یا «مداخلهگر» که از ذهن و تجربهی درونی خودمان نشأت میگیرد. اما وقتی چنین برچسبهایی به کار میروند، رابطه بهتدریج آسیب میبیند و حال ارتباط بین ما و خانواده سرد یا پرتنش میشود.
اگر نگاهمان را تغییر دهیم و بگوییم:
«آنها هنوز دوست دارند ما را ببینند، به ما علاقه دارند» در واقع، احساسشان را تأیید کردهایم و با آنها «همدلی» نشان دادهایم.
میتوانیم با احترام بگوییم:
«ما هم مشتاق دیدار بودیم؛ نوهتان هم خیلی دلش میخواست شما را ببیند، اما فردا برایمان برنامهای پیش آمده. انشاءالله هفتهی آینده حتماً میآییم.»
این نوع بیان باعث میشود خانواده احساس نکنند که در حال کنار گذاشته شدن هستند. به جای آن، حس میکنند فرزندانشان به طور طبیعی در مسیر ساختن زندگی مستقل خود گام برمیدارند، با حفظ پیوند عاطفی و احترام متقابل.
بهتدریج، میتوان میان «استقلال» و «اتصال» تعادلی سالم ایجاد کرد. البته پیش از هر چیز، لازم است من و همسرم در این زمینه با یکدیگر هماهنگ و همنظر و هم فکر باشیم.