emamian

emamian

عادت هایی که موجب آسیب روانی در کودکان میشود

رابطه امن والد ـ فرزندی یک عشق بی‌قید و شرط برای مراقبت و نگهداری است. در رابطه عاطفی سالم با کودک، شما پیوندی عمیق و مثبت با کودک ایجاد می‌کنید. والدینی که واقعا فرزندشان را دوست دارند اشتباه کودک را با ارائه یک الگوی رفتاری درست اصلاح می‌کنند. آنها کودک را بخاطر اشتباه، تحقیر نمی‌کنند و او را نادیده نمی‌گیرند. پیام آنها به فرزندشان این است: «رفتارت را نمی‌پسندم اما همچنان دوستت دارم».‏

آیا تا به حال کودکتان را مورد تحقیر و تمسخر قرار داده‌اید؟ آیا می‌دانید آسیب‌های روانی آزارهای عاطفی و کلامی همواره با فرزندتان باقی خواهند ماند؟

آزارهای کلامی بیش از هر چیز هویت و اعتماد به نفس کودک را ویران می‌کند. پس از یک دوره طولانی قرار گرفتن در معرض خشونت‌‌های کلامی، کودک توانایی برقراری ارتباط سالم با دیگران را از دست می‌دهد.

او دچار بی‌اعتمادی می‌شود و در توسعه مهارت‌های اجتماعی و تحصیلی ضعیف می‌شود. آزارهای کلامی و عاطفی به اندازه خشونت‌های فیزیکی و بی‌توجهی به تغذیه سالم کودک را در معرض خطر قرار می‌دهد.‏

خشونت کلامی والدین و اسیب روانی در کودکان

چگونه کودک در معرض آزارهای کلامی قرار می‌گیرد؟

شما ممکن است کودک را با چنین رفتارهایی مورد آزار و خشونت کلامی قرار بدهید‎:‎

ـ کودک را تحقیر کنید و اسامی و عناوین تحقیرکننده‌ای را به او نسبت بدهید؛ مثلاً کودک را احمق، بی‌عرضه، زشت، لاغرمردنی یا چاق بنامید.‏

ـ پشت‌سر کودک بدگویی کنید؛ مثلا به والد دیگرش از رفتارهای او با لحن و کلام آزاردهنده انتقاد کنید؛ در حالی‌که او صدای شما را می‌شنود.‏

ـ وجود و هویت او را با نفرین یا آرزوهای بد زیر سوال ببرید. مثلاً بگویید «کاش اصلا تو را به دنیا نمی‌آوردم» یا «باید بچه دیگران می‌شدی»، چنین گفته‌هایی در کودک این احساس را ایجاد می‌کند که کسی او را نمی‌خواهد.‏

ـ تهدید به کتک‌زدن یکی از بدترین روش‌های خشونت و آزار کلامی است. گفتن جمله‌های تهدیدآمیزی مثل «الان حسابت را می‌رسم» یا «صبر کن پدرت بیاید» و قرار دادن کودک در موقعیت ناامنی و ترس خشونت‌آمیز است.‏

ـ ایجاد احساس گناه و متهم کردن کودک با گفتن جمله‌هایی مثل «اگر تو را نداشتم زندگی‌ام بهتر بود» و یا «وجود تو دردسر است» یا «اگر بهتر رفتار می‌کردی خواهرت را هم دچار مشکل نمی‌کردی» همگی تهدیدآمیز و نشانه آزارهای کلامی هستند.‏

ـ متلک انداختن به کودک با گفتن جمله‌ای مثل «چقدر باعرضه‌ای» در موقعیتی که کودک نتوانسته کاری را به درستی انجام بدهد یا کودک را باهوش خطاب کردن وقتی او نمره‌های خوبی نگرفته خشونت کلامی به حساب می‌آید. کودک به راحتی معنای ضمنی حرف شما را می‌فهمد.‏

ـ والدینی که به یکدیگر به راحتی توهین، تحقیر و فحاشی می‌کنند در واقع کودک را نیز مورد خشونت کلامی خود قرار می‌دهند. در یک مطالعه در دانشگاه مریلند مشخص شده است کودکانی که شاهد خشونت‌های کلامی والدین خود نسبت به یکدیگر هستند بیشتر دچار افسردگی، اضطراب و مشکلات شخصیتی می‌شوند.‏
 

کودکی که در معرض خشونت کلامی است را شناسایی کنید

آزارهای کلامی به سرعت اثر خود را در رفتار کودک نمایان می‌کنند. کودکی که در معرض این نوع خشونت است معمولا تصویر اشتباهی از خودش دارد.

او همه آنچه از والدینش می‌شنود را تکرار می‌کند. مثلاً خودش را احمق، بی‌عرضه خطاب می‌کند و یا می‌گوید «کسی دوستم ندارد». کودکی که دچار افسردگی، پریشان‌حالی و ناامیدی است نیز در واقع تصویر اشتباهی ازخودش دارد.‏

همچنین او خود را در معرض آسیب‌های فیزیکی خود خواسته قرار می‌دهد. او ممکن است به خودش صدمه بزند و یا رفتارهای پرخطری نشان بدهد تا بار تحقیر و فشار عصبی را کم کند.‏

کودکانی که در معرض خشونت‌های کلامی قرار می‌گیرند معمولاً رفتارهایی ضد اجتماع دارند. این کودکان بیشتر پرخاشگری می‌کنند، دیگران را آزار می‌دهند و بدرفتاری‌های بیشتری نسبت به کودکان در سن و سال خود دارند.

علاوه براین آنها در رشد و توسعه مهارت‌ها تاخیر دارند. این کودکان در مهارت‌های فردی، تحصیلی، اجتماعی و رفتاری بسیار ضعیف عمل می‌کنند و همگام با گروه سنی خود پیش نمی‌روند. آنها معمولاً خشم ناشی از تحقیر را با رفتارهای عصبی، شب‌ادراری، کابوس‌های شبانه و مقابله به مثل نشان‎ ‎می‌دهند.‏

خشونت کلامی والدین و اسیب روانی در کودکان

تاثیر ماندگار خشونت کلامی

فراموش نکنید که خشونت‌های کلامی شما هرگز فراموش نمی‌شوند. صدای شما برای همیشه باقی می‌ماند. یک لحظه چیزی را می‌گویید و به نظرتان می‌آید که تمام شده است اما واقعاَ اینطور نیست. آنچه که می‌گویید می‌تواند تبدیل به اندوهی ناتمام شود. کودک شما با کلام‌های تحقیر‌آمیز دچار کمبود اعتماد به نفس، ترس و اضطراب، افسردگی، احساس بی‌کفایتی و ناامیدی می‌شود.‏

پیش می‌آید که والدی از فرزندش عصبانی بشود و حرفی بزند که نباید. اما اگر شما نسبت به چیزی که به فرزندتان در موقع خشم گفته‌اید احساس پشیمانی نمی‌کنید، آن را عادی می‌دانید و فحاشی کردن و کوچک شمردن او برایتان آسان است باید متوجه رفتارتان و آسیب‌های روانی کاری که می‌کنید باشید.
اگر نمی‌توانید خشم‌تان را کنترل کنید. بهتر است با رفتار درمانی و استفاده از روش‌های کنترل خشم خود را اصلاح کنید.‏
 

بهتر است بفهمید که چه چیزی باعث می‌شود فرزند کوچک خود را در معرض این نوع آزار قرار بدهید:

آیا فکر می‌کنید آزار کلامی یک شیوه موثر تربیتی است؟

آیا این یک راه برای تخلیه فشارهای عصبی خودتان است؟

آیا دچار استرس هستید؟

آیا نمی‌توانید احساسات قوی و شدید خود را کنترل کنید؟

آیا خودتان در معرض خشونت کلامی قرارگرفته‌اید؟

دلیل مشکلات خود را بفهمید و به فکر راه حلی برای آن باشید. به احتمال زیاد شما نیاز به یک رفتار درمان یا روان‌شناس و روانپزشک خواهید داشت.
این بسیار ارزشمند است که این مشکل را در خودتان بپذیرید و بخاطر خود و فرزندتان قدمی برای اصلاح آن بردارید. زندگی آینده فرزندتان چیزی است که شما می‌سازید. او را دچار اندوه ناتمام نکنید.‏

هر پدر و مادری این حق را دارد تا آن طور که فکر می‌کند، فرزندش را بزرگ و تربیت کند؛ اما تمام والدین درک و شناخت کافی از چگونگی تربیت کودک خود ندارند. خیلی از والدین به طور ناخواسته، به دلایل مختلف تربیت خشن و رفتارهای پرخاش‌گرانه با کودک خود نشان می‌دهند. این پرخاش‌گری در بیشتر وقت‌ها‌ ادامه می‌یابد؛ چرا که بسیاری از والدین از الگوی رفتاری پرخاش‌گرانه یا نامطلوب خود آگاه نیستند. خیلی از آن‌ها عواقب سوء رفتار با کودک خود را نمی‌دانند. بسیاری دیگر از مشکلات ارتباط با کودک خود آگاه اند؛ اما راه‌های مناسب برای بهبود ارتباط را به خوبی نمی‌شناسد. آگاهی از فرزندپروری مناسب، شناخت تربیت پرخاش‌گرانه و یادگیری بهبود رفتار با کودک، برای رشد، تحول و سلامت روان کودک بسیار مفید است.

والدینی که از مهارت‌های تربیتی آگاهی کافی ندارند، از خشونت و پرخاش‌گری بیشتر استفاده می‌کنند. پرخاش‌گری، معمولا الگویی از رفتارها و اعمال است که در ایجاد ارتباط مؤثر بین کودک و والدین لطمه می‌زند. والدین پرخاش‌گر، مسائل را در کوتاه‌مدت ممکن است حل کنند؛ اما بر چگونگی رشد و تطبیق با مشکلات در بزرگ‌سالی کودکان، اثر مخربی می‌گذارد.
 

آثار مخرب خشونت کلامی روی کودک

بهتر است بدانید آسیب‌هایی که خشونت کلامی در دوران کودکی بر فرد بر جا می‌گذارد، می‌تواند پیامدهای جدی در زندگی کودک داشته باشد. در ادامه این مقاله از کودکت به آثار خشونت کلامی روی کودکان اشاره می‌کنیم.
 

تغییر در رشد مغز

محیطی که کودک در آن زندگی می‌کند، چگونگی رشد مغز او را تعیین می‌کند. وقتی کودک در یک محیط امن رشد کند و مورد توجه باشد، از لحاظ احساسی پایدار  پرورش می‌یابد. همچنین اگر یک کودک در محیط پرتنش، خشونت آمیز و ناخوشایند رشد کند همواره تحت فشار و استرس خواهد بود که همین امر روی رشد و پیشرفت مغز تاثیر منفی خواهد گذاشت.

تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۱ انجام شد تایید می‌کند که بدرفتاری با کودکان موجب کوچک‌تر شدن ساختار هیپوکمپ و کاهش چین خوردگی‌های سطح مغز می‌شود.

براساس این مطالعه، استرس ناشی از خشونت کلامی در دوران کودکی می‌تواند تعداد نورون‌ها در هیپوکامپ (بخشی از مغز که با تنظیم عواطف و احساسات مرتبط است)  را کاهش دهد. این موضوع نشان می‌دهد که آسیب های ناشی از خشونت کلامی باعث تغییر ساختار مغز کودک می‌شود.
 

کاهش اعتماد به نفس

سرزنش کردن مکرر، فریاد زدن و تحقیر کردن می‌تواند اعتماد به نفس کودک را کاهش دهد. اگر دائما به کودک بگویید که «در هیچ چیزی خوب نیست» می‌تواند باعث شود کودک کم کم به این باور برسد که واقعا در هیچ چیزی موفق نیست. این امر باعث می‌شود اعتماد به نفس خود در برابر توانایی‌هایش را از دست بدهد و در انجام کارهای جدید تردید کند.

به عنوان مثال، اگر به فرزند خود دائما بگوید که او خنگ و دست و پا چلفتی است، او کم کم  به این باور می‌رسد که این موضوع درست است و در همه جنبه‌های زندگی ضعیف عمل می‌کند. اما، اگر والدین حتی زمانی که کودک اشتباه می‌کند، از او حمایت کنند، عملکرد او با گذشت زمان بهبود خواهد یافت.
 

خود کم بینی

کودکان در سال‌های اول زندگی به دنبال درک این موضوع هستند که او چه کسی است و جایگاه او در این جهان کجا است. آموختن امکان نخواد داشت مگر با آزمون و خطا. بنابراین، بسیار مهم است که او اجازه کشف کردن و امتحان کردن داشته باشد.
اگر کودک همواره مورد شماتت و سرزش بزرگترها قرار بگیرد، به این باور می‌رسد که تنها دلیلی که بزرگتر‌ها با آن‌ها بدرفتاری می‌کنند این است که به اندازه کافی خوب نیستند. این طرز فکر به مرور زمان باعث به وجود آمدن تفکر خود کم بینی و حقارت شده و کودک خود را در برابر همسن و سال‌های خودش حقیرتر و کم ارزش‌تر تصور می‌کند.
 

ویژگی‌های تربیت پرخاش‌گرانه

تربیت پرخاش‌گرانه می‌تواند به شکل‌های مختلف باشد. پرخاش‌گری شامل کلامی (تحقیر کردن، مسخره کردن، فحش دادن، داد زدن) و جسمی (لت‌وکوب، کنترل بیش از حد جسمی و …) است. بر اساس مطالعات، کودکانی که در معرض پرخاش‌گری والدین قرار گرفته اند، بیشتر احتمال دارد که پرخاش‌گری در کودکی و بزرگ‌سالی نشان دهند. برخی ویژگی‌های رفتاری والدین پرخاش‌گر عبارت است از:

• اجرای اعمال تربیتی بیش از حد خشن.
• به کار بردن تنبیه‌هایی که کودک را تحقیر می‌کند.
• ایجاد ترس برای کنترل کودک.
• جیغ و داد کردن بر سر کودک.
• بدرفتاری یا تنبیه بدنی مثل لت‌وکوب کردن.
 

دلایل پرخاش‌گری والدین

والدین در برخی شرایط، بیشتر احتمال دارد کنترل خود را از دست بدهند. اطلاع از روش‌های کنترل خشم در مقابل کودکان و شناسایی موقعیت‌های تنش‌زا، به شما کمک می‌کند تا از تشدید و بدتر شدن اوضاع جلوگیری کنید.

• جدایی والدین یا مشکلات ارتباطی و تنش زیاد بین والدین.
• شرایط بد اقتصادی و محیطی.
• سبک شخصیتی یا مشکلات والدین، مثل عصبی و تحریک‌پذیر بودن.
• مشکلات رفتاری یا روانی کودک مثل ابتلا به بیش‌فعالی.
• والدینی که خود در کودکی مورد سوء رفتار تربیت خشن قرار گرفته اند.

خشونت کلامی والدین و اسیب روانی در کودکان

 تأثیرات پرخاش‌گری والدین بر کودک

پرخاش‌گری و دعواهای والدین می‌تواند تأثیرات منفی کوتاه‌مدت و درازمدت زیادی بر کودک بگذارد. برخی از اثرهای منفی پرخاش‌گری والدین شامل موارد زیر است:

• افزایش مشکلات رفتاری در کودکان.
• مشکلات تحصیلی و افت تحصیلی.
• گوشه‌گیری و کناره‌گیری اجتماعی.
• کاهش اعتماد به نفس کودک و افزایش احساس بی‌ارزشی و احساس گناه.
• افزایش احتمال ایجاد اختلال‌هایی مثل اضطراب، افسردگی در کودکان و مشکلات رفتاری
• ایجاد مشکل در روابط اجتماعی، سازگاری و تأثیر منفی بر روابط در بزرگ‌سالی.
• یادگیری پرخاش‌گری و ایجاد رفتارهای پرخاش‌گرانه در کودکی و در روابط بزرگ‌سالی.
• افزایش احتمال سوء رفتار و تربیت پرخا‌ش‌گرانه با کودک خود در بزرگ‌سالی.
 

راه‌های مقابله با پرخاش‌گری در والدین

برخی والدین به دلیل شرایط محیطی یا ویژگی‌های فردی، ممکن است تربیت خشن یا رفتارهای پرخاش‌گرانه‌ی بیشتری نسبت به کودک خود داشته باشند. به کارگیری نکات تربیتی فرزندان و استفاده از برخی راه‌ها برای مقابله با پرخاش‌گری والدین که در ادامه شرح داده ایم، مفید خواهد بود.

• یادگیری تنظیم هیجان و مدیریت خشم، با روش‌هایی مثل خواندن کتاب، تمرین مدیریت و مشاوره گرفتن.
• افزایش آرامش و روحیه‌ی مثبت با روش‌هایی مثل ورزش، یوگا و موسیقی آرام‌بخش.
• افزایش ارتباط مثبت با کودک، وقت‌گذرانی با کودک و انجام فعالیت‌هایی مثل بازی‌های تعاملی، قصه‌گویی، بیرون رفتن با کودک، نشان دادن محبت با رفتارهایی مثل در آغوش گرفتن کودک، نوازش کردن و تشویق کردن کودک، احترام به کودک و گوش دادن به او.
• شناخت ویژگی‌ها و توان‌مندی کودک و تعدیل کردن انتظارات از کودک.
• شناخت علت پرخاش‌گری مثل مشکلات ارتباطی با همسر یا خانواده، فشارهای روانی، اختلال‌های اضطرابی، الگوهای رفتاری آموخته شده یا ویژگی عصبی بودن، تحریک‌پذیری و… سپس تلاش برای حل علت زیربنایی، با گرفتن کمک تخصصی.

با توجه به مواردی که در بالا به آن اشاره کردم، بهتر است که والدین از پرخاش‌گری با کودکان خودداری کنند و با بالا بردن سطح آگاهی شان نسبت به امور تربیتی فرزندان، از روش‌های مؤثرتر بهره بگیرند تا کودکان سالم از لحاظ روانی و جسمی داشته باشند.

جمعه, 10 مرداد 1399 11:44

راهکارهایی جهت درمان تنبلی

ماهیت تنبلی چیست؟

تنبلی عدم تمایل برای کار کردن، صرف انرژی و عقب انداختن هر کاری است که به انجام آن تمایل ندارید. این عدم تمایل برای انجام کارهایی است که افراد فکر می‌کنند بسیار سخت و ناراحت کننده است. معمولا هیچکس دوست ندارد برای رسیدن به اهدافش سخت کار کند وقتی می‌تواند فقط دراز بکشد و استراحت کند.

انسان تا زمانی که ترس از بقای خود نداشته باشد دست به هیچ کاری نمی‌زند و در واقع می‌توان گفت تمام تلاش‌های انسان برای حفظ بقا و پیشرفت در زندگی است. درمان تنبلی نیز با همین هدف باید مورد توجه قرار بگیرد.1
 

علل تنبلی و سستی افراد

 

توقع بیش از حد از خود

بعضی ها بیش از حد از خود توقع دارند در نتیجه هرگز کار را نمی­توانند به سامان برسانند.

امام علی (علیه السلام): به راستی که زیان کارترین مردم در معامله وناامید ترینشان در تلاش وکوشش، کسی است که تن خود را در راه بدست آوردن آرزوهای خود فرسوده است  به خواسته های خود نرسیده است چنین کسی با حسرت از این جهان رخت بر می_بندد ودر آخرت هم گرفتار نتیجه کرده_های خویش است.
 

خود کم بینی

گاهی علل سستی افراد خود کم بینی است . خود کم بینی هم ریشه در عواملی دارد از جمله عوامل فردی وشخصیتی وعوامل محیطی واجتماعی که همه با هم دست به دست هم می­دهند وفرد نسبت به خود احساس خود کم بینی می­کند .عوامل فردی مثلا از خود توقع دارد که کاری را به انجام رساند وقتی نمی­تواند به انجام برساند وناقص انجام می­دهد خود کم بین می­شود.

عوامل محیطی پدران ومادران میخواهند از روی دلسوزی فرزندان از نوابغ روزگار باشند اما شیوه برخورد را نمیدانندوبه همین دلیل پیوسته اورا با دیگران مقایسه میکنند واورا تحقیر میکنند وچون فرزند نمیتواند به خواستهای بلند پروازانه پدر ومادر جامه عمل بپوشاند رفته رفته در خود احساس خود کم بینی میکند.
 

عدم آینده نگری

برخی ها قادر به دیدن آینده نیستند وتنها به فکر حال هستند وفکر میکنند همه چیز برای حال آفریده شده است وفردایی وجود ندارد هرچند باید حال را غنیمت شمرد ولی باید برای آینده هم برنامه­ای داشته باشد و نتیجه­ی آن چیزی جز مادی­گرایی نیست.
 

لذت جویی وراحت طلبی

بسیاری از تنبلی ها نتیجه لذت جویی آنی است مثلا در شب امتحان به جای اینکه به فکر درس خواندن باشد به شب نشینی وتفریح می پردازد چون از این لذت آنی خوشش می آید.
 

آموزش و یادگیری تنبلی

کودک انسان هر گاه از چیزی نفرت داشته باشد و یا بدش بیاید با جیغ کشیدن وفریاد زدن نا خوشنودی خویش را از آن ابراز می­دارد .اما هرچه بر او زمان میگذرد وبه تدریج بزرگتر وبر تجارب او افزوده میشود و شیوه برخوردبامسائل را تغییر می­دهد مثلا به جای فریاد کشیدن همواره قول می­ دهد ولی آنرا انجام نمی­دهد.
 

بی نظمی و بی برنامه­ گی

یکی از عوامل تنبلی وسستی بی نظمی و بی برنامه گی است نداشتن برنامه معین ومشخص در زندگی وبی توجهی به تدبیر و طراحی برای آینده ، کارهایی با حجم بسیار کم در نظر شخص به صورت انبوهی از کارهای انجام نشده مجسم میکند .این حالت باعث میشود تا شخص خود را نا توان از انجام آن کار ببیند ودر انجام آن تنبلی وسستی میکند.
 

افسردگی

یکی از عوامل تنبلی افسردگی است ، روبرو شدن با مردم برای انسان افسرده کسالت آور وخسته کننده است.
 

احساس عدم مسئولیت در برابر دیگران

اگر انسان در برابر دیگران احساس مسئولیت نکند وتنها به فکر خود باشد، در مسئولیتی که به عهده دارد تنبلی وسستی می­کند.
 

گاهی از ترس قضاوت دیگران تنبلی می­کند

می­ترسد از اینکه نتواند کار را به خوبی انجام دهد و دیگران اورا بی عرضه وبی دست وپا بنامند .
 

هم نشینی و دوستی با افراد تنبل

تنبلی و سستی یک بیماری مسری است واز شخصی به شخص دیگر سرایت میکند از این رو اگر دوست انسان تنبل و سست باشد این تنبلی و سستی، او در انسان اثر میگذارد.
 

پذیرش کارهای طاقت فرسا

گاه انسان به کاری مبادرت می­کند خودش ایجاد  که از توان او خارج است و چون نمی­تواند آن را به انجام برساند زمینه تنبلی وسستی را در او ایجاد میکند.
 

تجربه نکردن لذتِ تلاش وکوشش

بعضی ها چون لذت تلاش و کوشش را تجربه نکرده اند و نمی­دانند که تلاش و کوشش چه لذتی دارد همواره تنبلی می­کنند.2
 

درمان تنبلی

 

به خود پاداش بدهید

بزرگ‌ترین نیروی انگیزه بخش در جهان، شور و هیجان و رضایت از کاری است که انجام می‌دهید. اگر احساس کنید که پاداش تلاش خود را می‌گیرید انگیزه‌ای برای کار بیشتر به دست می‌آورید.
 

قاطعیت نشان دهید

خیلی‌ها به علت نداشتن قاطعیت و موافقت کردن با انجام کارهایی که علاقه‌ای به انجام آن ندارند، مسامحه می‌کنند. البته همه ما در مواقعی برای کمک به دیگران تن به انجام کارهایی می‌دهیم که به آن علاقه‌ای نداریم، اما اگر احساس کنید شما باید همیشه آری بگویید و همه را راضی کنید ، می‌تواند مساله‌ساز شود. ممکن است بیش از حد خود را متعهد کنید و به جای آن که برخوردی صادقانه داشته باشید ، تن به مسامحه دهید و آنوقت کار مهم تری را با تاخیر انجام دهید.
 

از کلمه باید استفاده نکنید

تنبل‌ها بیشتر به خود می‌گویند: باید آن نامه‌ها را بنویسم ، باید شروع کنم. عبارت‌های بایددار معمولا موثر نیستند، زیرا احساسی از گناه تولید می‌کند و در نتیجه شرایطی فراهم می‌کنند که شما از انجام آن خودداری می‌کنید.

در همان لحظه که به خود می‌گویید : «باید این کار را بکنم» احتمالا این اندیشه را در سر دارید …«اما حالا به انجام آن مجبور نیستم، تا فرصتی دیگر صبر می‌کنم.» گاهی اوقات هر چه بیشتر به خود بگویید که باید کاری صورت دهید، انجامش به همان اندازه دشوار می‌شود.
 

مثبت فکر کنید

 وقتی به کاری که از انجامش طفره رفته‌اید فکر می‌کنید ، احتمالا ناراحت می‌شوید و ترجیح می‌دهید کار دیگری بکنید. علتش این است که به خود پیام‌های منفی می‌دهید و در اثر آن خود را گناهکار و شکست خورده می‌بینید. می‌توانید برخورد با این افکار منفی را بیاموزید تا تحت تاثیر آنها قرار نگیرید. این افکار را یادداشت کنید. کار بسیار مهمی است.
 

وقت مشخصی را تعیین کنید

(مثلا چهارشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۵/۱۰ دقیقه) و این وقت را منحصرا به انجام کاری که به تعویق انداخته‌اید اختصاص دهید. خواهید دید که همین ۱۵ دقیقه کوشش، کل مشکل تعلل ورزی شما را از میان برمی‌دارد.
 

نگاه دقیقی به زندگی خود بیندازید

ببینید اگر می‌دانستید فقط ۶ ماه دیگر زنده خواهید بود، آیا همین روش‌ها و همین کارها را انتخاب می‌کردید؟ اگر نه بهتر است کارهایی که «می‌خواهید» انجام دهید، زیرا به طور نسبی هر چه دارید همین است. اگر ابدیت زمان را در نظر بگیریم، ۳۰ سال یا ۶ ماه فرقی با هم ندارند. زندگی شما لحظه‌ای بیش نیست و تاخیر در هر کاری بی‌معنی است.
 

زمان حال را با دقت بررسی کنید

ببینید اکنون از چه چیزی اجتناب می‌کنید و شروع به مقابله و مبارزه با ترس از زندگی مثبت و سازنده کنید. به تعویق اندازی موجب نگرانی نسبت به امری در آینده می‌شود و این نگرانی جانشین زمان حال شما می‌شود. اگر آن امر به صورت «اکنون» در آید نگرانی نسبت به آینده طبعا باید از بین برود.3
 

پیامدهای تنبلی چیست؟

تنبلی پیامدهای منفی زیادی برای افراد به همراه دارد و افراد تنبل همیشه مورد سرزنش قرار می‌گیرند. آگاهی از پیامدهای تنبلی به شما کمک می‌کند تا بیشتر در مورد رفتارهای خود فکر کنید و به فکر کار و تلاش و درمان تنبلی بیوفتید. در ادامه برخی از معایب تنبلی را شرح داده‌ایم:
 

1. آسیب رساندن به روابط بین فردی

به دلیل ملاک‌های خاصی که افراد تنبل برای کار کردن دارند، معمولا تمایل دارند کار خود را به گردن دیگری بیاندازند. آن‌ها معمولا درباره میزان و سختی کار خود اغراق می‌کنند، دنبال توجیه تنبلی هستند، وظایفشان را کم اهمیت می‌پندازند، غر می‌زنند و فکر می‌کنند بیشتر از بقیه کار می‌کنند و کسی قدر کار‌های آن‌ها را نمی‌داند. تمام این مسائل به کار و روابط آن‌ها صدمه می‌زند.
 

2. افسردگی و اضطراب

این الگوهای رفتاری ممکن است باعث افت تحصیلی، از دست دادن شغل و آسیب دیدن روابط افراد تنبل شود. این اتفاقات باعث بدتر شدن شرایط آن‌ها می‌شود. تنبل‌ها بخاطر بی تفاوتیشان، در مورد داشتن یک کار جدید یا اصلاح روابط تردید می‌کنند و ترجیح می‌دهند خودشان را توجیه کنند، احساس بدبختی کنند و وضعیتشان روز به روز بدتر می‌شود.

در این شرایط ممکن است به افسردگی دچار شوند. بی‌خوابی یا خوابیدن زیاد از علائم افسردگی است که به دنبال تنبلی بروز پیدا می‌کند. لازم است برای جلوگیری از ابتلا به افسردگی به درمان تنبلی بپردازید.
 

3. آسیب به وضعیت جسمانی

یکی دیگر از جنبه‌های منفی تنبلی، فعالیت کمتر بدنی است. آن‌ها ترجیح می‌دهند خودشان را در محدوده زندگی‌شان قرار دهند و از آن محدوده تکان نخورند. تنبلی و عدم تحرک، باعث غیر فعال شدن سلول‌های چربی، افزایش حجم آن‌ها و در نهایت چاقی می‌شود. همراه با چاقی و اضافه وزن ممکن است انواع مشکلات خواب و عزت نفس پایین بروز پیدا کند.


4. پشیمانی و حسرت

افراد تنبل به دلیل اینکه تمایلی به انجام هیچ کار مهمی ندارند، فرصت‌های فراوانی که در طور زندگی به دست می‌آورند را از دست می‌دهند. آن‌ها همیشه امیدوارند و خود را توجیه می‌کنند که بعدا جبران می‌کنند، بعدا کارشان را انجام می‌دهند اما همه می‌دانیم که هیچ بعدی وجود ندارد و تنها اتفاقی که بعدا می‌افتد حسرت از دست دادن فرصت‌ها است.
 

5. تخریب فکر و روحیه

بدن انسان برای فعالیت ذهنی، هیجانات عاطفی و تحرک بدنی طراحی شده است و تخلیه درست تمام انرژی‌های درونی باعث ایجاد حس خوب در فرد می‌شود. اما تنبل‌ها این امکان را از خود می‌گیرند و به مرور زمان دچار رکود ذهن، ضعف حافظه و تخریب فکر می‌شوند. درمان تنبلی باعث می‌شود به مرور توانایی‌های شناختی خود مانند حافظه، قدرت فکر کردن و خلاقیت را بازیابید و آن‌ها را تقویت کنید.

پنجمین هفته از طرح ملی «سه‌شنبه‌های تکریم»، بعدازظهر روز گذشته (7 مرداد ماه) با حضور سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در یک ارتباط زنده تصویری با خانواده شهیده اغول بی‌بی قورچانی از شهدای منا استان گلستان در منزل این بانوی شهید برگزار شد.

 

 

 

سید عباس صالحی در این ارتباط زنده تصویری با اشاره به اینکه شهدای منا جایگاه خاصی دارند، اظهار داشت: این شهدا از یک سو مهاجر الی الله بودند، این شهدا از خانه خود حرکت کردند و به سمت بیت‌الله و خانه رسول خدا رفتند که خداوند خود اجر زیادی برای این امر قائل است، از سوی دیگر این شهدا در اوج عبادت شهید شدند.

 

 

 

وی ادامه داد: اگر حج را قله‌ی عبادات بدانیم در این ایام حالت احرام اوج عبادت است، به دنبال آن در زمان احرام اوج عبادات در منا است، شهدای منا شهدایی هستند که در این نقطه اوج عبادت به معبود الهی پیوستند، همچنین شهدای منا در اوج مظلومیت در غربت به شهادت رسیدند و اتفاقات پس از شهادت آنها بسیار مظلومانه بود، اگر شهدا قله‌ای دارند که بسیار بلند و غیرقابل تصور است شهدای منا ترکیبی از این ویژگی‌ها را دارند که به آنها جایگاه خاصی می‌‌دهد.

 

 

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یادآور شد: در این فاجعه ما بیش از ۴۶۰شهید داریم که ۸۰شهید اهل تسنن و ۴۹شهید برای همین استان گلستان است، یاد همه‌ی شهدای منا به ویژه شهدای استان گلستان و به خصوص این شهیده والامقام را گرامی می‌داریم. امیدواریم بتوانیم راه شهدا که راه اخلاص و معنویت است را ادامه دهیم.

 

 

 

در بخشی از این ارتباط زنده تصویری حجت‌الاسلام والمسلمین حبیب‌رضا ارزانی دبیر ستاد عالی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد نیز ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های داغدار منا ابراز داشت: بر خانواده این شهیدان شرایط سختی گذشته است، به رسم‌ ادب باید حضورا خدمت شما می‌‌رسیدیم اما متاسفانه شرایط امروز کشور این امکان را فراهم نکرد.

 

 

 

وی ادامه داد: حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و اهتمام ایشان به تکریم خانواده‌های شهدا ستودنی است، در این طرح خانواده‌هایی که در تهران حضور دارند به صورت حضوری دیدار و خانواده سایر شهدا که در استان‌ها هستند به صورت ارتباط زنده تصویری مراسم تکریم آنها برگزار خواهد شد.

 

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین ارزانی خاطرنشان کرد: باتوجه به نزدیکی به ایام سالگرد فاجعه منا جناب آقای صالحی خواستار ارتباط با یک خانواده شهید از میان شهدای منا بودند و از این رو امروز در خدمت این خانواده بزرگوار هستیم.

 

 

 

علیرضا رشیدیان رئیس سازمان حج و زیارت نیز در بخشی از این ارتباط زنده تصویری ضمن عرض تسلیت به تمام خانواده‌های شهدای منا، گفت: تحمل این مصیبت برای خانواده‌هایی که عزیزان خود را برای یک حج با شکوه راهی سفر کردند بسیار سخت است، ما به عنوان کارگزاران حج و زیارت وظیفه خود می‌دانیم که حقوق خانواده شهدای منا را پیگیری کنیم، در این میان از توجه همه‌ی مسئولین به خانواده شهدا به ویژه شهدای منا تشکر می‌کنم.

 

 

 

در بخش دیگری از این ارتباط زنده تصویری عادله کشمیری مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان با اشاره به داغ شهدای منا تصریح کرد: این داغ جانسوز از سال ۱۳۹۴ همچنان بر دل مردم ایران هست و عربستان سعودی به جای رسم مهمان‌نوازی متاسفانه مهمان‌کشی را به راه انداخت و عزیزانی که برای وصال خانه یار رفته بودند به خود یار رسیدند. از این رو امیدوارم خداوند این شهدا را از ما قبول و در نهایت تقرب الهی قرار دهد.

 

 

 

خجم لی امام جمعه اهل سنت نگین‌شهر در بخشی از این ارتباط زنده تصویری نیز گفت: از تمام مسئولین به خصوص رهبر معظم انقلاب که توجه ویژه‌ای به شهدای منا دارند تشکر می‌کنیم، برادران اهل سنت ‌پای به پای دیگر اقوام و برادران اهل تشیع با یک وحدت ستودنی در حفظ آرمان‌های نظام و انقلاب تلاش کرده و تا به امروز در این ‌مسیر ۶۵۰شهید را تقدیم کرده و از این پس نیز در جهت حفظ آرمان‌های کشور و اهداف رهبر معظم انقلاب از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند بود.

 

 

 

همچنین ایل محمد قوچانی همسر شهیده قوچانی نیز در بخش پایانی این ارتباط خاطرنشان کرد: از همت مسئولین که در این شرایط سخت کرونایی برای این ارتباط زحمت کشیدند بسیار تشکر و قدردانی دارم، خداوند به رهبر معظم انقلاب و همه‌ی مسئولین عمر با عزت بدهد، در واقعه منا من بیش از ده روز در عربستان بودم اما از همسرم خبری نبود، پس از آن مجبور شدم به کشور بازگردم و بعد از چندین ماه به ما اعلام کردند که جنازه همسرم در منا شناسایی شده است و این تسلی دل خانواده ما بود و این به موجب سخنان رهبری و پیگیری مسئولین صورت گرفت.

جمهوری اسلامی ایران با تاسی از اسلام به عنوان مکتب جامع و جاوید، همان گونه که عرصه دعوت برای وحدت خویش را به قوم و ملت خاصی محدود نکرده است، اتحاد امت اسلامی را در صدر برنامه های سیاسی و اجتماعی خویش قرار داده و عقد اخوت دینی را میان فرزندان امت اسلام جاری کرده است.

وحدت اسلامی قوی ترین عامل توانمندی و اقتدار امت اسلام محسوب می شود و از دیرباز دست خوش توطئه های دشمنان قرار داشته است. استعمارگران خارجی و ایادی داخلی آنان که قوّت خود را در ضعف جوامع اسلامی می جویند، برای غارت منابع و ثروت های ملل اسلامی، سعی در فرو ریختن جوّ اعتماد و فضای برادری حاکم میان ملل اسلامی داشته اند.

بدون شک از ثمرات انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) بیداری امروز امّت اسلامی ( که بیشتر در کشورهای عربی صورت گرفت ) بازگشت مسلمین به قرآن و سنت، مطرح شدن ولایت امر و حکومت اسلامی، آزادی خواهی، عزت طلبی و حرکت های وحدت طلبانه مسلمین است.

 در طول حیات پر برکت امام خمینی(ره) تحرکات مهمی در جهان اسلام صورت گرفت که بر مبنای اندیشه آن معمار کبیر بودند که یکی از اقدامات مهم ایشان، ایجاد وحدت و اخوت دینی، در میان مسلمین بود.

انسجام صفوف مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام و وحدت مذاهب اسلامی آرزوی دیرینه شخصیت های دلسوز جهان اسلام و یکی از بزرگترین هدف های نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است.

 پیروزی انقلاب اسلامی، این دستاورد جهانی و عظیم را برای جامعه اسلامی جهان داشته است که بتواند با اختلاف افکنی دشمنان در بین مذاهب اسلامی مقابله کرده و متقابلاً زمینه های عینی هرچه بیشتر این همبستگی و وحدت را در سطح داخل و خارج فراهم نماید.

به برکت انقلاب اسلامی ایران، ایجاد وحدت بین پیروان مذاهب اسلامی به عنوان یکی از اهداف جدی جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گرفت. این دستاورد جهانی انقلاب، ناشی از سیاست های اصولی جمهوری اسلامی ایران است. 

با پیروزی انقلاب اسلامی نیاز به وحدت مضاعف گردید؛ به طوری که بنیانگذار انقلاب اسلامی یک هفته را به عنوان هفته وحدت نامگذاری کردند و  این سیاست وحدت توسط رهبر انقلاب دنبال شد و اثرات ثمربخش این سیاست امروز کاملاً مشهود است.

در این میان، استبداد داخلی و سلطه  استعمار از مهمترین عوامل اخلال در روند هم گرایی جهان اسلام محسوب می شوند، عواملی که خود زمینه ساز بروز و تقویت سایر موانع هم گرایی در میان کشورهای اسلامی هستند.

رهبران، عالمان و اندیشه ‏ورزان اسلامی نقش مهمی در بیداری و آگاهی افکار عمومی از بایدها و نبایدهای مذهبی ایفا می‏کنند و با توجه به برنامه های بلند مدت در رابطه با وحدت امت اسلامی تصمیم سازی می کنند. نقش  این رهبران هم در میان شیعیان و هم در میان اهل تسنن اهمیت خاصی دارد.

بنابراین، نخستین گام در جهت تحقق وحدت و برادری متوجه اندیشه‏ ورزان و عالمان اسلامی است که هدایت عامه مردم را به عهده دارند. راهبرد وحدت اسلامی عملی بدون توجه به این قشر متنفّذ، محقق نخواهد شد.

راهبرد وحدت اسلامی یکی از مهم‏ترین عواملی است که می‏تواند به برقراری و تعمیق روابط میان کشورهای اسلامی تبدیل شود. منافع مشترک کشورهای اسلامی، مهم‏ترین عامل برای برقراری رابطه دیپلماتیک بین کشورها ی اسلامی است و کشورهای اسلامی برای تأمین منافع خود از ابزارها و تاکتیک‏های گوناگون ازجمله،  درک صحیح  از راهبرد وحدت اسلامی و اولویت دادن به آن، شناخت واقعی فرقه ‏های گوناگون مذاهب اسلامی، چشم پوشی از موارد اختلاف بین مذاهب اسلامی، هماهنگی و یگانگی در سطوح مختلف دیپلماسی در مورد چگونگی تبیین و اجرای راهبرد وحدت اسلامی بهره می گیرند.

دشمنان اسلام پیوسته با استفاده از ابزارها و شیوه‏ های گوناگون در صدد ایجاد بدبینی، سوء ظن و انحراف اذهان مسلمانان هستند و وظیفه کشورهای اسلامی است که با دوری از سیاست‏های تفرقه برانگیز راه رسیدن به وحدت اسلامی را هموار کنند.

بیشترکشورهای اسلامی مي تواننـد در اموري همچون تحقق حقوق بين الملل اسلامي، اتحاد حقوقي ـ سياسـي كشـورهاي اسلامي در قالب اتحاد جماهير كشورهاي اسلامي و فهرستي از اقـدامات و اصـلاحات در نظام حقوق اساسي كشورهاي خود، تحقق عملی راهبرد وحدت امت اسلامی  را نمايان سازند.

واضح است که اگر در تمام اقدام‏ها و برنامه ‏ها تفکر تقریب و اندیشه وحدت اسلامی به یک باور تبدیل شود و دولت کشور اسلامی در سیاست خارجی خود، مروج و مبلغ وحدت و تقریب مذاهب اسلامی باشد می تواند در میان آحاد مردم و افکار عمومی پشتوانه محکمی داشته باشد و سیاست های خود را بدون توقف به سمت تعالی بشریت هدایت کند.

اگر عالمان دینی و اندیشمندان مسلمان برای ثبات، دوام و پیشبرد اهداف و برنامه های آرمان وحدت کشورهای اسلامی به یک وحدت فکری برسند و از مرجعیت واحد یا شورایی از علمای مذاهب اسلامی گوش فرا دهند، اختلافات در سایه گفتگوی شورایی حل و فصل خواهد شد و آرمان وحدت دور از دسترس نخواهد بود.

بنابراین باید زیرساخت های ایدئولوژی امت اسلام با الگوگیری از قرآن و سنت نبوی پی ریزی گردد و بر هویت مشترک اسلامی و دینی تأکید گردد.

بر این اساس باید با نادیده گرفتن اختلافات جزئی و تأکید بر اشتراکات مذهبی و  تأکید بر منافع جمعی امّت اسلامی با تأسیس پارلمان اسلامی، نیروی نظامی مشترک اسلامی، بازار مشترک اسلامی، پول واحد اسلامی و استراتژی واحد اسلامی به سمت آرمان وحدت امّت اسلام حرکت کرد.
 
هر یک از مذاهب اسلامی دارای مبانی فقهی خاصی می باشند که حاصل تلاش فقیهان و دانشمندان هر یک از فرق اسلامی است و از طریق استنباط از مهم‏ترین منابع اسلام یعنی قرآن و سنت بدست آمده است.

برای هر یک از مذاهب اسلامی عمل به این احکام و دستورات مورد احترام است؛ زیرا در نتیجه فهم و ادراک علمای مذاهب و فقیهان مذاهب گوناگون از اسلام بوده است؛ بنابراین برای جلوگیری از هرگونه تفرقه، درگیری و جدال که باعث خدشه ‏دار شدن اصول اساسی اسلام می گردد، تسامح و تساهل و احترام متقابل به عقاید و احکام مذاهب اسلامی مختلف، از طرف علمای مذاهب اسلامی، توجه دادن به بینش توحیدی، تاکید بر قرآن، تمسک به سیره نبوی، توجه به آرمان مهدویت‌گرایی، توجه ‌دادن به اصول و مبانی وحدت در مناظره‌ها و اخوت ایمانی توصیه شده است.

آسیب زاترین و چالش برانگیزترین تهدیدات فراروی امت اسلامی اتهاماتی است که پیروان مذاهب مختلف اسلامی علیه یکدیگر می زنند، جهانی شدن و سلطه دنیای مجازی بر دنیای اسلام و وجود شبکه های مختلف رادیو و تلویزیونی و انتشار گسترده این اتهامات بر آسیب پذیر بودن وحدت اسلامی کمک مضاعف می کند و دلارهای نفتی حاکمان استبداد در ترویج آن می کوشند.

فرهنگ قرآن بر پایه تبیین و تبلیغ بر اساس اصل گفتگو، منطق، حکمت و جدال احسن بنا شده که خود بیانگر همزیستی با سایر ادیان و مذاهب می باشد.

بر این اساس باید امت اسلامی طوری حرکت کنند که اصول ثابت اسلام که همانا توحید، نبوت و معاد است چراغ راه رهبران و نخبگان فکری قرار گیرد و با نگاه عمیق و استراتژیک به دور از تعصبات قومی و قبلیه ای و با تأکید بر قرآن و سنت نبوی که وحدت را قبل از آنکه ضروری بداند یک دستور ویژه از طرف خداوند است که در دین و ایمان مسلمانان رخنه کرده و باید این وجدانها را بیدار کرد تا به وحدت رسید.

در مجموع می توان گفت کشورهای اسلامی باید هم از راهبردهای نظری و هم از راهبردی عملی استفاده نمایند تا به آرمان تحقق وحدت امت اسلامی نزدیک شوند.

"مولوی نذیر احمد سلامی" عضو شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در آستانه عید سعید قربان  ضمن تاکید بر اهمیت و بزرگی این عید مبارک جهان اسلام، بیان کرد: عید قربان یادگار حضرت ابراهیم است که تنها فرزند خویش را در شرایطی که او کهنسال بود و طبیعتا نیاز به کمک فرزند خویش داشت بنا بر فرموده خداوند متعال به قربانگاه آورد و مورد امتحان الهی قرار گرفت؛ هدف عشق به الله بود که نتیجه این عشق، سلسله انبیاء و نبوت از نسل حضرت ابراهیم شد.

عضو مجلس خبرگان رهبری عید سعید قربان را یکی از اعیاد حائز اهمیت مسلمانان دانست و عنوان کرد: در این روز امت اسلام ماموریت دارند به کمک افراد بی بضاعت رفته و گوشت قربانی را به سه دسته قسمت کنند و طبق سنت رسول خدا به نیازمندان ، خانواده و سپس به اقوام خود تقسیم نمایند.

مولوی سلامی هدف از این اعمال را در دو نکته دانست و گفت: اولا ایجاد و تقویت وحدت امت اسلام و ثانیا توطئه های دشمنان اسلام را خنثی می سازد و امت اسلام را از نفوذ مسائل تفرقه انگیز برحزر می دارد.
 
"مولوی اسحاق مدنی" عضو شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب نیز در این رابطه در گفتگو با تقریب،تصریح کرد: روز عرفه و عید سعید قربان از ایام مبارکی است که هر ساله مسلمانان جهان را در ایام حج پیرامون همدیگر جمع کرده است که متاسفانه امسال با توجه به شیوع ویروس کرونا این مراسم معنوی لغو شده و امت اسلام از این فیض عظیم محروم شده اند.

مشاور عالی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت عنوان کرد: از ویژگی ها و خصوصیات بارز اعمال حج به متحد الشکل بودن لباس زائرین بیت الله الحرام می توان اشاره نمود که خود نمادی از وحدت و یکرنگی امت اسلام است.

وی در پایان تاکید کرد: اگر چه امسال از فیوضات اعمال حج و خصوصا حضور در مراسم عرفات و عید سعید قربان در بیت الله الحرام محروم شده ایم اما امیدواریم خداوند متعال هر چه سریعتر مصیبت کنونی را از ملت اسلام به دور گرداند و مجددا بانگ "لبیک اللهم لبیک" مسلمین به گوش جهانیان رسانده شود تا شکوه ، عظمت و قدرت معنوی امت اسلام در صحرای عرفات با آن مشقت هایی که دارد نمایان گردد.  

"آیت الله عباسعلی سلیمانی" عضو شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی  با اشاره به انجام اعمال معنوی و روحانی مناسک حج (روز عرفه و عید قربان)، اذعان داشت: اعیاد بزرگ اسلام به عنوان نمادی برای وحدت و تقریب امت اسلام به حساب می آید و در واقع در این ایام مشترکات مسلمانان بیشتر نمایان شده و از دوری و فاصله بین صفوف مسلمین جلوگیری می کند.

نماینده مردم سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری در ارتباط با شناخت روز عرفه و همچنین تاثیرات مادی و معنوی این روز بزرگ بر مومنان، تصریح کرد: روز عرفه از ایام مهم در اسلام می باشد؛ مسلمانان باید در این روز به خود رجوع کنند تا شناخت بهتری از خود بدست آورند.

وی روز عید سعید قربان را روز کشتن هواهای نفسانی و روز عرفه را روز بازیابی نفس دانست و عنوان کرد: مسلمانان باید خود برای این ایام مبارک آماده کنند و به استقبال این ایام مبارک بروند تا بتوانند درک صحیحی از روزهای بزرگ اسلام داشته باشند.
 
"آیت الله حیدری آل کثیری" نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری نیز در گفتگو با تقریب  با اشاره به ایام ذی الحجه ، روز عرفه و عید سعید قربان بیان نمود: مناسک حج در این ایام به عنوان نماد نورانی وحدت به اوج خود خواهد رسید و به دنبال خود روز عرفه روز شناخت را رقم خواهد زد؛ حجاج در فضایی محدود گردهم می آیند و از ظهر تا غروب آفتاب تجمعی معنوی را به نمایش می گذارند؛ فضایی برای نزدیکی قلب ها ، افکار و معرفت شکل می گیرد که وحدت و تقریب را عمق می بخشد.

آیت الله حیدری پیرامون تاثیرات عید سعید قربان بر جهان اسلام و جهت دهی به تفکرات امت اسلام، اظهار داشت: ححاج بعد از انجام رمی جمره که به عنوان نماد شیطان صفتان و استکبار از آن می توان نام برد، این آمادگی را کسب می کنند تا از همه متعلقات خود بگذرند و در میدان مبارزه تن به تن قرار گیرند و با انجام قربانی یاد از خودگذشتی اسماعیل را تداعی کنند.

وی تمام این اعمال را درس و نقشه راهی برای امت اسلام دانست و گفت: مسلمانان باید این مسئله را بدانند که برای حیات اسلام و تقویت آن از آبرو ، جان و مال خود باید گذشت تا بتوان به وحدت و تقریب نزدیک شد؛ امیدواریم امت اسلام با عملکرد صحیح و هوشیار خود در اعتلای عزت اسلام حرکت کند و عوامل تفرقه ، اختلاف و شکاف بین امت اسلام را دور سازد.

رئیس جمهور در پیام های جداگانه به سران کشورهای اسلامی ضمن تبریک فرارسیدن عید سعید قربان، ابراز امیدواری کرد که سران کشورهای اسلامی در پرتو اراده و مساعی مشترک بتوانند موجبات وحدت و یکپارچگی روزافزون جهان اسلام را فراهم آورند.

حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در این پیام تبریک تاکید کرد: عید سعید قربان، جلوه‌گاه سرسپردن در برابر فرمان معبود و تجلی فضل و رحمت واسعه پروردگار و بالاترین و خالص‌ترین حد طاعت و بندگی در برابر خالق و شکوه ایثار و ایمان مخلوق است.

رئیس جمهور همچنین در ادامه این پیام اظهار امیدواری کرد که همه مسلمانان جهان به یمن و برکت این عید فرخنده و با تمسک به آموزه‌های رفیع دین مبین اسلام بتوانند در مسیر قرب الهی گام بردارند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم
والحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.

 موسم حج که همواره موسم احساس عزّت و عظمت و شکفتگی جهان اسلام بود، امسال دستخوش اندوه و حسرت مؤمنان و مبتلا به احساس فراق و ناکامی مشتاقان است. دلها از غربت کعبه احساس غربت میکند و لبّیکِ جداماندگان با اشک و آه در هم می‌آمیزد. این محرومیّت، کوته‌مدّت است و بحول و قوّه‌ی الهی دیر نخواهد پایید، لکن درس آن، که قدردانستن نعمت بزرگ حج است، باید ماندگار شود و ما را از غفلت برهاند. رمز عظمت و قدرت امّت اسلام در جمع فراگیر و متنوّع مؤمنان در حریم کعبه و حرم پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و ائمّه‌ی بقیع (علیهم‌السّلام) را امسال باید بیش از همیشه حس کنیم و در آن بیندیشیم.

 حج، فریضه‌ای بی‌مانند است؛ گل صد برگ در میان فرائض اسلامی است؛ گویی همه‌ی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانیِ دین، قرار است در آن مرور شود. معنویّت در آن هست، ولی بدون انزوا و گوشه‌نشینی و خلوت‌گزینی. اجتماع در آن هست، ولی به دور از درگیری و بدگویی و بدخواهی. از سویی حظّ روحی از مناجات و ابتهال و ذکر الهی، و از سویِ دیگر پیوند اُنس و ارتباط مردمی. حاجی با یک چشم، پیوند دیرین خود با تاریخ -با ابراهیم و اسماعیل و هاجر، با رسول خدا در هنگام ورود پیروزمندانه به مسجدالحرام، و با خیل مؤمنان صدر اوّل- را مینگرد و با چشمی دیگر، انبوه مؤمنان هم‌روزگار خود را که هر کدام میتوانند دستی برای همیاری و اعتصام جمعی به حبل‌الله باشند.

 تدبّر و اندیشیدن در پدیده‌ی حج، حج‌گزار را به این باور قطعی میرساند که بسیاری از آرمانها و آرزوهای دین برای بشریّت، بدون هم‌افزایی و همدلی و همکاری مجموعه‌ی دین‌داران، به بار نمی‌نشیند، و با پیدایش این همدلی و همکاری، کید معاندان و دشمنان، مشکل مهمّی بر سر این راه پدید نمی‌آورد.

 حج، رزمایش قدرت در برابر مستکبرانی است که کانون فساد و ظلم و ضعیف‌کُشی و غارتگری‌اند و امروز جسم و جان امّت اسلامی از ستمگری و خباثت آنان آزرده و خون‌آلود است. حج، نمایش توانایی‌های سخت و نرم امّت است. این، طبیعت حج و روح حج و بخشی از مهم‌ترین هدفهای حج است؛ این همان است که امام راحل خمینی کبیر، آن را حجّ ابراهیمی نامید؛ و این همان است که اگر متولّیان امر حج که خود را خادم حرمین مینامند، صادقانه به آن گردن نهند و به جای خشنودی دولت آمریکا، رضای الهی را برگزینند، میتواند مشکلات بزرگی از جهان اسلام را حل کند.

 امروز مانند همیشه و بیش از همیشه، مصلحتِ الزامی امّت اسلامی، در وحدت است؛ وحدتی که ید واحده در برابر تهدیدها و دشمنی‌ها پدید ‌آوَرَد و بر سر شیطان مجسّم، آمریکای متجاوز و غدّار و سگ زنجیری‌اش رژیم صهیونیستی، رعدآسا فریاد کشد و در برابر زورگویی‌ها، شجاعانه سینه سپر کند. این معنی فرمان الهی است که فرمود: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا.(۱) قرآن حکیم، امّت اسلامی را در چهارچوب «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(۲) معرّفی میکند، و از او وظیفه‌ی «وَلا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا»،(۳) «وَلَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا»،(۴) «فَقاتِلوا اَئِمَّةَ الکُفر»(۵) و «لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیاء»(۶) را میطلبد، و برای اینکه دشمن را مشخّص کند، حکمِ «لا یَنهٰکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَلَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم»(۷) صادر میفرماید. این فرمانهای مهم و سرنوشت‌ساز، هرگز نباید از منظومه‌ی فکری و ارزشی ما مسلمانان جدامانده و به‌دست فراموشی سپرده شود.

 امروز بیش از همیشه زمینه‌ی این تحوّل اساسی در دسترس امّت و نخبگان دلسوز و صلاح‌اندیش آن است. امروز بیداری اسلامی به معنی توجّه نخبگان و جوانان مسلمان به دارایی‌های معرفتی و معنوی خود، یک حقیقت انکار نشدنی است. امروز لیبرالیسم و کمونیسم که در صد سال پیش و پنجاه سال پیش برجسته‌ترین ارمغانهای تمدّن غرب شمرده میشد، بکلّی از جلوه افتاده و عیوب درمان‌ناپذیر آنها آشکار شده است؛ نظام مبتنی بر آن یک، فروپاشید، و نظام مبتنی بر این دیگری هم درگیر بحرانهای عمیق و در شُرُف فروپاشی است.

 امروز نه فقط الگوی فرهنگی غرب -که از آغاز هم با وقاحت و رسوایی پا به میدان گذاشت- بلکه حتّی الگوی سیاسی و اقتصادی آن یعنی دموکراسی پول‌محور و سرمایه‌داری طبقاتی و تبعیض‌آمیز هم ناکارآمدی و فسادانگیزی خود را نشان داده است.

 امروز کم نیستند نخبگانی در جهان اسلام که با گردن برافراشته و باافتخار و سربلندی، همه‌ی ادّعاهای معرفتی و تمدّنی غرب را به چالش میکشند و جایگزینهای اسلامی را با صراحت نشان میدهند. امروز حتّی برخی متفکّران غربی که پیش از این، لیبرالیسم را مغرورانه، پایان تاریخ معرفی میکردند، بناچار آن ادّعا را پس گرفته و به سرگردانی نظری و عملی خود اعتراف میکنند. نگاهی به خیابانهای آمریکا، به رفتار دولتمردان آمریکا با مردم خود، به درّه‌ی عمیق فاصله‌ی طبقاتی در آن کشور، به حقارت و بلاهتِ کسانی که برای مدیریّت آن کشور انتخاب شده‌اند، به تبعیض‌نژادی هولناک در آن، به قساوت مأمور موظّف آن که یک غیرمجرم را در خیابان با خونسردی و در برابر چشم رهگذران با شکنجه به قتل میرساند، عمق بحران اخلاقی و اجتماعی تمدّن غربی و اعوجاج و بطلان فلسفه‌ی سیاسی و اقتصادی آن را آشکار میکند. رفتار آمریکا با ملّتهای ضعیف، نسخه‌ی بزرگ‌شده‌ی رفتار آن پلیس است که زانوی خود را بر گردن یک سیاه‌پوست بی‌دفاع گذاشت و آن قدر فشرد تا جان داد. دولتهای دیگر غربی هم هر یک به اندازه‌ی وُسع و امکان خود نمونه‌های دیگر از این وضعیّت فاجعه‌بارند.

 حجّ ابراهیمی، پدیده‌ی شکوهمند اسلام در برابر این جاهلیّت مدرن است؛ دعوت به اسلام و نمایش نمادین زیست جامعه‌ی اسلامی است. جامعه‌ای که در آن همزیستی مؤمنان، در حرکتی پیوسته بر گرد محور توحید، برترین نشانه است؛ دوری از تنازع و تعارض، دوری از تبعیض و امتیازات اشرافی، دوری از فساد و آلودگی، شرط لازم است؛ رمی شیطان و برائت از مشرکان و آمیختگی با فرودستان و کمک به مستمندان و برافراشتن شعائر اهل ایمان، در شمار وظایف اصلی است؛ و دست یافتن به منافع و مصالح عمومی همراه با یاد خدا و شکر او و بندگی او، هدفهای میانی و نهایی است. این تصویر اجمالی از جامعه‌ی اسلامی در آئینه‌ی حجّ ابراهیمی است؛ و مقایسه‌ی آن با واقعیّت جوامع غربی پر ادّعا، دل هر مسلمان با همّت را لبریز از شوق به تلاش و مبارزه برای رسیدن به چنین جامعه‌ای میسازد.

 ما مردم ایران به هدایت و رهبری امام خمینی کبیر، با چنین شوقی قدم در راه گذاشتیم و موفّق شدیم. ادعا نمیکنیم که توانسته‌ایم آنچه را که می‌شناسیم و دوست میداریم یکسره تحقّق بخشیم، ولی ادّعا میکنیم که در این راه بسی پیش رفته و موانع بسیاری را از سرِ راه برداشته‌ایم. به برکت اعتماد به وعده‌های قرآنی، گام ما استوار مانده است. بزرگ‌ترین شیطان راهزن و غدّار این زمان یعنی رژیم آمریکا، نتوانسته است ما را بترساند یا مغلوب مکر و فریب خود کند یا جلو پیشرفت مادّی و معنوی ما را بگیرد.

 ما همه‌ی ملّتهای مسلمان را برادران خود میدانیم، و با غیر مسلمانانی که در جبهه‌ی معارض وارد نشده‌اند با نیکی و عدالت رفتار میکنیم. غم و گرفتاری جوامع مسلمان را گرفتاری خود به شمار می‌آ‌وریم و برای علاج آن تلاش میکنیم. کمک به فلسطین مظلوم، دلسوزی برای پیکر مجروح یمن و دغدغه‌ی مسلمانان زیر ستم در هر نقطه‌ی جهان را اهتمام همیشگی خود قرار میدهیم. نصیحت به سران برخی کشورهای مسلمان را وظیفه میدانیم؛ دولتمردانی که به جای تکیه به برادر مسلمان خود، به آغوش دشمن پناه میبرند و برای سود شخصی چند روزه، تحقیر و زورگویی دشمن را تحمّل میکنند و چوب حراج به عزّت و استقلال ملّت خود میزنند -آنان که بقاء رژیم غاصب و ظالم صهیونیست را میپذیرند و پنهان و آشکار دست دوستی به آنان میدهند- اینان را نصیحت میکنیم و از پیامدهای تلخ این رفتار بر حذر میداریم. حضور آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا را به زیان ملّتهای این منطقه و موجب ناامنی و ویرانی و عقب‌ماندگی کشورها میدانیم. در قضایای کنونیِ آمریکا و حرکت ضدّ تبعیض نژادی در آن هم، موضع قاطع ما جا‌نب‌داری از مردم و محکوم کردن رفتار قساوت‌آمیز دولت نژادپرست آن کشور است.

 در پایان با سلام و صلوات به حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه)، یاد امام راحل را گرامی میدارم و به ارواح طیّبه‌ی شهیدان درود میفرستم و حجّ ایمن و مقبول و مبارک را در آینده‌ی نزدیک برای امّت اسلامی از خداوند متعال مسئلت میکنم.
 
والسّلام علی عبادالله الصّالحین
سیّد‌علی خامنه‌ای        
۷ مرداد ۱۳۹۹           
 

۱) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۰۳
۲) سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹
۳) سوره‌ی هود، بخشی از آیه‌ی ۱۱۳
۴) سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۱۴۱
۵) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۲
۶) سوره‌ی ممتحنه، بخشی از آیه‌ی ۱
۷) سوره‌ی ممتحنه، بخشی از آیه‌ی ۸

شناخت دین یکی از وظایفی است که بر عهده هر مسلمانی بوده که این راستا در شماره های گوناگون، بخش های مختلفی از مباحث دینی را تقدیم حضور مخاطبان گرامی خواهیم کرد.

* قیامت و تجسم اعمال

مسأله تجسم اعمال از مسائل مربوط به جهان پس از مرگ است. اين مسأله، گرچه شاخه اي از كيفر و پاداش اخروي است، ولي در بحث شهود و گواهان قيامت نيز مي تواند راهگشا باشد؛ زيرا هرگاه كردار انسان گناهكار در سراي ديگر تجسم يابد، خود بهترين شاهد و گواه بر جرم بوده و راه هرگونه انكار را بر او ميبندد. به همين دليل، اين بحث را پس از بحثهاي گوناگون قيامت يادآور ميشويم.

مقصود از تجسم اعمال چيست؟

مقصود از «تجسم» ‌يا «تمثل» اين است كه آنچه انسان در اين جهان انجام داده است، در جهان ديگر به صورتي متناسب با آن جهان نمودار گردد. و به عبارت ديگر: پاداشها و كيفرها، نعمتها و نقمتها، شادماني و سرور، درد و شكنجههاي اخروي، همه و همه همان حقايق اعمال دنيوي انسانها است كه در حيات اخروي خود را نشان ميدهند.

و به ديگر سخن: هر كرداري كه انسان انجام ميدهد، خواه خوب باشد و خواه بد، يك صورت دنيوي دارد كه ما آن را مشاهد ميكنيم، و يك صورت اخروي كه هماكنون در دل و نهاد عمل نهفته است، و روز رستاخيز پس از تحولات و تطوراتي كه در آن رخ ميدهد، شكل كنوني و دنيوي خود را از دست داده و با واقعيت اخروي خود جلوه ميكند، و موجب لذات و شادماني، و يا عامل آزار و اندوهي ميگردد.

بنابراين، اعمال نيك اين جهان در روزگار رستاخيز تغيير شكل داده و به صورت نعمتهاي بهشتي درخواهد آمد، چنانكه اعمال به صورت آتش و زنجير و انواع عذاب نمودار خواهند شد.

در كنار بحث «تجسم اعمال» كه غالباً ناظر به كردارهاي مربوط به اعضاي انسان است، مسألة ديگري مطرح ميشود كه از آن به تبلور يا تجسم نيتها و ملكات نفساني تعبير ميشود، و مقصود اين است كه صورت حقيقي انسان بستگي به همان نيتها، خصلتها و ملكات نفساني او دارد، و براين اساس، اگر چه انسانها از نظر صورت ظاهري يكسانند، ولي از نظر صورت باطني يعني خصلتها و ملكات، ‌انواع يا اصناف گوناگوني دارد.

حكيم سبزواري(ره) در اينباره ميگويد:

«انسان به اعتبار اخلاق و ملكاتش يا فرشته است، يا حيوان، يا درنده، و يا شيطان. بنابراين، اگر چه انسان از نظر صورت دنيوي يك نوع بيش نيست، ولي از نظر صورت اخروي چهار نوع خواهد بود؛ زيرا اگر شهوت و غضب بر او غلبه كند و كارهاي او پيوسته از اين دو غريزه صادر گردد، صورت اخروي او حيوان و درنده خواهد بود، و اگر اخلاق پسنديده در نفس او رسوخ كرده باشد، به صورتهاي زيباي بهشتي تمثل خواهد يافت.»[1]

تجسم اعمال در آيات قرآن

تجسم اعمال يك حقيقت قرآني است كه در آيات متعدد نمونههايي از اين آيات را يادآور ميشويم:

1. «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً».[2]

ـ روزي كه هر انساني هر كار نيكي كه انجام داده است، نزد خود حاضر مييابد، و هر كار بدي را كه انجام داده است نيز حاضر و آماده مييابد، و آرزو ميكند كه ميان او و آن عمل ناروا فاصله مكاني يا زماني بسياري وجود ميداشت (و او آن عمل ناروا را كه در دنيا انجام داده است در قيامت مشاهده نميكرد).[3]

2. «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ...»[4].

ـ كساني كه به خاطر به دست آوردن مالي اندك، آيات الهي را كتمان ميكنند، چيزي جز آتش در شكم خود جاي نميدهند.

3. «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً».[5]

ـ آنان كه از روي ستم اموال يتيمان را ميخورند، در حقيقت آتش ميخورند، و در آينده وارد دوزخ خواهند شد.

اين دو آية شريفه آشكار بيانگر آن است كه آنچه افراد از راه كتمان حقايق الهي و يا از راه ستم بر يتيمان به دست ميآورند، در حقيقت آتش درون خود جاي ميدهند. شكي نيست كه صورت ظاهري و دنيوي اموال ياد شده آتش نيست، بلكه به صورت انواع لذتهاي دنيوي نمايان ميشوند بنابراين، بايد بگوييم: اينگونه اموال صورت ديگري دارد كه اكنون از چشم ظاهربين انسان پوشيده است، ولي در سراي ديگر كه پردهها بالا ميرود و حقايق پنهان آشكار ميگردد، چنانكه قرآن كريم در جاي ديگر ميفرمايد: «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ» چهرة واقعي اين اعمال نمايان ميگردد، و آن چيزي جز آتش و عذاب خداوندي نيست.

4. «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ».[6]

ـ روزي كه مردان و زنان با ايمان را ميبيني كه نور وجود آنان در پيشاپيش و جانب راست آنان در حركت است.

آنچه از ظاهر اين آية شريفه استفاده ميشود اين است كه در قيامت، وجود انسانهاي با ايمان به صورت منبع نوري در ميآيد و اين نور، پيش رو و اطراف آنان را روشن ميسازد. اكنون بايد ديد آنان، ‌اين نور را از كجا آوردهاند؟ پاسخ اين سؤال را ميتوان از گفتار خود آنان به دست آورد؛ زيرا آنگاه كه منافقان از آنان درخواست ميكنند كه اندكي درنگ نمايند، تا اين گروه نيز در پرتو نور آنان حركت نمايند، به منافقان ميگويند:

«ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالَْتمِسُوا نُوراً».[7]

ـ به عقب (دنيا) باز گرديد و براي خود نور به دست آوريد.

يعني، ما اين نور را در دنيا كسب كردهايم، و شما اگر ميتوانيد (كه نميتوانيد) به دنيا باز گرديد، و براي خود تحصيل نور نماييد. اما در اينكه اين نور چگونه نور از دنيا نشأت گرفته است؟ دو احتمال وجود دارد:

الف. شخصيت والاي آنان در پرتو اطاعت و عبادت، به صورت كانون ملكات زيبا درآمده و در جهان ديگر به صورت نور تجلي ميكند.

ب. چهرة واقعي اعمال صالح و صفات نيك آنان نمايان گرديده و به صورت نور تجسم يافته مييابد.

5. قرآن كريم به مستكبراني كه طلاها و نقرهها را از راههاي غير مشروع به دست آورده و به صورت گنجهايي پنهان ساخته، و از مسير توليد و مصرف خارج ميسازند، هشدار ميدهد كه همين اندوختهها در سراي ديگر سرخ گرديده و بر پيشاني و پشت و پهلوي آنان نهاده ميشود، آنجا كه ميفرمايد:

«وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ».[8]

ـ كساني را كه طلا و نقره را مياندوزند و در راه خدا انفاق نميكنند به عذاب دردناكي بشارت بده، روزي كه آن طلاها و نقرهها در آتش دوزخ سرخ گرديده و بر پيشاني و پهلو و پشت آنان نهاده ميشود، و به آنان گفته ميشود: اين همان چيزي است كه از قبل براي خودتان اندوختهايد، پس آنچه را انداختهايد، بچشيد.

نكتة قابل دقت در اين آيه آن است كه ميفرمايد: «هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ»؛ يعني، اين آتش و عذاب همان است كه شما براي خود اندوختهايد، و به عبارت ديگر: اينگونه يعني طلاها و نقرهها در دو نشأة (دنيا و آخرت) به دو صورت مجسم ميگردد: در اين جهان به صورت فلز خيره كننده چشمها، و در جهان آخرت به صورت عذاب دردناك خداوندي.

6. «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ...».[9]

ـ كساني كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطاء كرده است، بخل ميورزند، گمان ميكنند كه اين بخل و امساك براي آنان بهتر است، بلكه اين كار براي آنان بدتر ميباشد (زيرا) به زودي آنچه را به آن بخل ورزيدهاند، به صورت طوقي به گردن آنان خواهد افتاد.

اين آية شريفه نيز بسان آية قبل ميرساند: اموالي كه انسان برخلاف حكم الهي روي هم انباشته كند، در قيامت به صورت طوقي آزاردهنده تجسم يافته و ماية عذاب بخل ورزان خواهد شد.

7. لقمان حكيم در نصايح خود به فرزندش ميگويد:

«يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ».[10]

ـ فرزندم (هر كاري كه از انسان سر زند) هر چند به اندازه سنگيني خردلي در ميان صخرهها و يا آسمانها و زمين باشد، خداوند آن را در روز رستاخيز ميآورد.

از ظاهر اين آية شريفه نيز برميآيد كه: خداوند در روز قيامت خود عمل انسان را ميآورد و آن را ملاك پاداش و يا كيفر قرار ميدهد.

8. قرآن كريم در آية ديگر، همين واقعيت را به گونهاي ديگر يادآور شده و ميفرمايد:

«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ».[11]

ـ هر كس به اندازه سنگيني ذرهاي كار نيك انجام دهد آن را ميبيند، و هر كس به اندازه سنگيني ذرهاي كار بد انجام دهد، آن را ميبيند.

نكتة قابل توجه در اين آية شريفه، كلمة «يَره» است، زيرا ضمير مفعولي موجود در آن به خود عمل كه از كلمة يعمل استفاده ميشود، و يا به كلمه «خيراً و شراً» بر ميگردد.[1] . فـباعتبـار خـلقه الانسان ملك او اعـجبم او شـيطان

فهو و ان وحد دنـيا وزعا اربـعة عقـبي فـكان سبعاً

بهيمة مع كون شهوة غضب شيمتة و إن عليه قد غلب

مكر فـشيطان و إذ سـجية سـنـة فـصور بـهيـة.

[2] . آل عمران/ 30.

[3] . نظير اين آيه است آية «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» (كهف/ 42)، و آية «عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ» (تكوير/ 14).

[4] . بقره/ 174.

[5] . نساء، 10.

[6] . حديد/ 13.

[7] . حديد/ 13.

[8] . توبه/ 35ـ34.

[9] . آل عمران/ 80.

[10] . لقمان/ 16.

[11] . زلزله/ 8ـ7.

اين حكم كلي، اعمال انسان را نيز شامل ميشود.

اما اينكه وجود عرض در اين جهان متكي به وجود جوهر است، دليل بر آن نيست كه در سراي ديگر نيز چنين باشد؛ زيرا احكام آخرت با احكام دنيا متفاوت است، مگر در محالات ذاتي كه تبدل در آنها محال است. قرآن كريم با صراحت بيان نموده است كه در قيامت زمين و آسمان و آنچه در آنهاست تبدل مييابند.[1]

بنابراين، از نظر عقلي تجسم اعمال كاملاً امكانپذير است، و دلايل نقلي نيز بر تحقق آن دلالت دارند، و هيچگونه ضرورتي براي تأويل آنها وجود ندارد.

فقيه و عارف نامي شيخ بهاءالدينعاملي(ره) دربارة تجسم اعمال گفته است: «مسئلة تجسم اعمال در روايات بسياري از شيعه و اهل سنت وارد شده است. اهل سنت در اينباره گفتهاند: مارها و عقربها و آتشهايي كه در قبر و قيامت ظاهر ميشوند. در حقيقت همان كارهاي زشت و ناپسند عقايد باطل است كه در نشأه برزخ و قيامت به صورتهاي ياد شده ظاهر ميشوند؛ چنانكه روح و ريحان، و نعمتهاي لذتبخش ديگر، در حقيقت همان اخلاق پسنديده و اعمال شايسته و عقايد حقه است كه در جهان برزخ و قيامت بدان صورت نمايان گرديدهاند؛ زيرا حقيقت يك چيز است كه در نشأههاي مختلف آثار گوناگوني دارد.» شيخ بهايي(ره) سپس برخي از آيات و رواياتي را كه پيش از اين نقل كرده است، به عنوان شاهد بر مدعاي خود يادآور شده است.[2]

علم و تجسم اعمال

اگر چه تجسم اعمال بسي فراتر و عميقتر از تبدلها و تحولهاي عالم طبيعت است، اما براي تقريب به ذهن ميتوان از قانون تبدل ماده به انرژي، و تبدل انرژي به ماده كه يكي از قوانين مسلم علمي است، در اينباره كمك گرفت؛ زيرا طبق اين قانون، و با توجه به اين كه حقيقت كار و عمل انسان از نظر علمي چيزي جز تبدل ذخاير مادي به انرژي نيست، ميتوان چنين نتيجه گرفت:

1. حقيقت كار در انسان عبارت است از تبدل ماده به انرژي.

2. مقدار انرژي از نظر علم هميشه ثابت است، و فقط صورتهاي آن تغيير مييابد.

3. ماده و انرژي دو چهرة يك واقعيت ميباشند.

4. همانگونه كه ماده به انرژي تبديل ميشود، انرژي نيز در شرايط خاصي به ماده مبدل ميگردد.

بنابراين، از نظر علم جديد، تبدل يافتن اعمال انسان در جهان ديگر به مادة ديگر امري ممكن و قابل قبول است، در نتيجه علم تجربي نيز به گونهاي تجسم اعمال را تأييد ميكند.[3]

در پايان، يادآور ميشويم كه اعتقاد به تجسم اعمال با وجود پارهاي پاداشها يا كيفرهاي قراردادي كه متناسب با نوع اعمال و بر اساس علم و حكمت الهي مقرر گرديده است، منافات ندارد؛ زيرا اگر از هرگونه پيشداوري بپرهيزيم و صرفاً با استناد به آيات قرآن و روايات در اينباره داوري كنيم، بايد هر دو گونه پاداش و كيفر را پذيرا باشيم.

چنانكه اعتقاد به تجسم اعمال با مسئله شفاعت كه از ضروريات شريعت اسلام است نيز منافات ندارد؛ زيرا همانگونه كه در اين جهان قوانين الهي از طريق اسباب و علل ويژه عمل ميكنند، در سراي آخرت نيز چنين است و هيچ اشكالي ندارد كه شفاعت به عنوان يك علت و سبب قويتر،‌ در موارد خاص تجسم اعمال غلبه نمايد، همانگونه كه اسباب و علل طبيعي نيز گاهي يكديگر را خنثي ميسازند.

به عبارت ديگر: همانگونه كه توبه قبل از فرا رسيدن مرگ، مانع از تجسم و تمثل گناه در سراي ديگر ميشود، شفاعت نيز در جهان ديگر از موانع تجسم عمل به شمار ميرود.[4]

[1] . «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ». (ابراهيم/ 48)

[2] . بحار الانوار، ج 7، ص 228

[3] . منشور جاويد، ج 8، ص 423ـ422

[4] . همان،‌ص 435ـ434

روز اول ماه ذی الحجّه روز ولادت حضرت ابراهیم(ع) است؛ همچنین بنا بر نقل شیخ طوسی، این روز، روز اردواج امیرمومنان(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) در سال دوم هجری است.

همچنین روز هفتم این ماه، وفات امام محمد باقر(ع) در سال ۱۱۴ هجری قمری می باشد.

روز هشتم ماه ذی الحجه را «ترویه» می نامند که در لغت به معنای سیراب کردن و آب ذخیره نمودن است. در سابق، که در عرفات آب نبود، حجّاج روز هشتم، آب برای وقوف در عرفات در روز نهم از مکّه با خود می بردند.

روز دهم ماه ذی الحجّه نیز روز عید بزرگ قربان است که از اعیاد مهم اسلامی است.

در برخی روایات آمده است، شب های دهگانه ای که قرآن در سوره «فجر» به آن سوگند یاد کرده است، شب های دهه اوّل این ماه شریف است، و این سوگند بخاطر عظمت آن است.

خداوند در سوره حج(آیه ۲۸) ضمن بیان فریضه بزرگ حج، سخن از «ایام معلومات» به میان می آورد که مومنان باید در آن به یاد خدا باشند.

یکی از تفسیرهای معروف «ایام معلومات» که در روایات هم آمده است، ده روز اول ماه ذی الحجّه است. بنابراین هم شب های آن عزیز است و هم روزهای آن.

در حدیثی از رسول خدا(ص) می خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایامی به اندازه این ایام(ده روز اول ماه ذی الحجه) فضیلت ندارد.

افزون بر اینها، همصداشدن با زوّار خانه خدا در این ماه، و یاد و خاطره مراسم باشکوه حج و معنویت و برکات آن، حال و هوای دیگری به انسان می دهد؛ مخصوصا برای کسانی که در سلک زوّار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته اند یا با یاد و خاطره آنها همراهند.

وجود دو عید مهم اسلامی قربان(عید اضحی) و غدیر(عید ولایت) و روز عرفه و خاطره دعای عجیب و گرانبهای امام حسن(ع) در عرفات، شکوه و عظمت خاصی به این ماه بخشیده و سزاوار است همه مومنان(مخصوصا جوانان) از فضای آکنده از معنویت این ماه غافل نشوند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشند که به پیشرفت های مهمی نائل می شوند.

اعمال مشترک دهه اول ذی الحجه

اول: خواندن دو رکعت نماز میان نماز مغرب و عشاء در هر رکعت پس از سوره «حمد» «یک مرتبه» سوره «توحید» و آیه(۱۴۲ سوره اعراف):

﴿وَ وٰاعَدْنٰا مُوسىٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَهً وَ أَتْمَمْنٰاهٰا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقٰاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً وَ قٰالَ مُوسىٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ﴾ تا در ثواب حاجیان و اعمال حجّ آنها شریک شوی.

دوم: روزه گرفتن

سوم: خواندن دعایی از روز اول تا عصر روز عرفه به دنبال نماز صبح و پیش از مغرب که ابوحمزه ثمالی از امام صادق(علیه‌السلام) روایت کرده‌اند.

چهارم: پنج دعایی که حضرت جبرییل برای حضرت عیسی از جانب خدا هدیه آورد تا در این ایام بخواند.

حضرت عیسی برای «صد مرتبه» خواندن هر کدام از این دعاها، ثواب بسیاری بیان کرده است و این امر بعید به نظر نمی‌رسد، چنان‌که علامه مجلسی فرموده: اگر کسی هر روز هریک از این دعاها را «ده مرتبه» بخواند به روایت عمل کرده، ولی اگر هر روز هریک را «صد مرتبه» بخواند بهتر است.

پنجم: در هر روز این دهه این تهلیلات(مفاتیح نوین ص ۸۴۰) را که از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) با ثواب بسیار روایت شده بخواند؛ و اگر روزی «ده مرتبه» بخواند بهتر است.

اعمال مخصوص روز اول ماه ذی الحجه

اول: روزه گرفتن. در روایتی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده است که هرکس روز اول ماه ذی الحجه را روزه بگیرد، خداوند برای وی پاداش عظیمی را می نویسد.

دوم: خواندن نماز حضرت زهرا(س) به همان کیفیتی که در مفاتیح الجنان ذکر شده است.

سوم:دو رکعت نماز نیم ساعت پیش از رسیدن آفتاب به هنگام ظهر بخواند، در هر رکعت سوره «حمد» «یک مرتبه» و هر یک از سوره‌های «توحید» و «آیت‌الکرسی» و «قدر» را «ده مرتبه» بخواند.

چهارم: هرکس از ظالمی خوف داشته باشد، در این روز بگوید: «حَسْبِی حَسْبِی حَسْبِی مِنْ سُؤالِی عِلْمُکَ بِحالِی». تا خداوند او را از شرّ آن ظالم حفظ کند.