seyed hossein emamian
مهمترین عامل تقریب میان مسلمانان قرآن کریم است
آیت الله جوادی آملی:خداوند قرآن را نازل کرد اما نزول قرآن مانند نزول باران نیست؛ خداوند باران را به زمین انداخت اما قرآن را به زمین آویخت و به همه ما امر کرد این طناب را محکم بگیرید و بالا بیایید.
وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی به عنوان اساس مقابله با چالشهای فراروی جهان اسلام مطرح است.
آیت الله جوادی آملی با بیان این مطلب که «مهمترین عامل تقریب میان مسلمانان قرآن کریم است» اظهار داشت: خداوند قرآن را نازل کرد اما نزول قرآن مانند نزول باران نیست؛ خداوند باران را به زمین انداخت اما قرآن را به زمین آویخت و به همه ما امر کرد این طناب را محکم بگیرید و بالا بیایید. طنابی که در گوشه ای افتاده قابل بالا رفتن نیست اما حبلی که به بالا متصل باشد هم از سقوط نجات می دهد و هم زمینه صعود را فراهم می آورد. تنها راه تحقق تقریب بین مذاهب اسلامی اولاً نجات از شرک رقیق و منیّتی است که در بسیاری وجود دارد و ثانیاً دستیابی به قرب الهی و حقیقت الهی است که در این صورت نه داعشی در جهان اسلام به وجود خواهد آمد و نه جریانهای تکفیری و سلفی وجود خواهند داشت.
امیرالمومنین امام علی علیهالسلام / شما چونان مسافران در راهید
امیرالمومنین امام علی علیهالسلام در فرازی از خطبه ۱۸۳ ضمن توصیه به یاد مرگ فرمودهاند: آگاه باشید این پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد پس به خود رحم کنید.
امام علی علیه السلام:
أَنْتُمْ بَنُو سَبِیلٍ عَلَی سَفَرٍ مِنْ دَارٍ لَیْسَتْ بِدَارِکُمْ وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْهَا بِالِارْتِحَالِ وَ أُمِرْتُمْ فِیهَا بِالزَّادِ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ لِهَذَا الْجِلْدِ الرَّقِیقِ صَبْرٌ عَلَی النَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَکُمْ فَإِنَّکُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِی مَصَائِبِ الدُّنْیَا أَ فَرَأَیْتُمْ جَزَعَ أَحَدِکُمْ مِنَ الشَّوْکَةِ تُصِیبُهُ وَ الْعَثْرَةِ تُدْمِیهِ وَ الرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ فَکَیْفَ إِذَا کَانَ بَیْنَ طَابَقَیْنِ مِنْ نَارٍ ضَجِیعَ حَجَرٍ وَ قَرِینَ شَیْطَانٍ أَ عَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِکاً إِذَا غَضِبَ عَلَی النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَیْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ أَیُّهَا الْیَفَنُ الْکَبِیرُ الَّذِی قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِیرُ کَیْفَ أَنْتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ النَّارِ بِعِظَامِ الْأَعْنَاقِ وَ نَشِبَتِ الْجَوَامِعُ حَتَّی أَکَلَتْ لُحُومَ السَّوَاعِدِ.
مردم شما چونان مسافران در راهید، که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید، که دنیا خانه اصلی شما نیست و به جمع آوری زاد و توشه فرمان داده شدید.
آگاه باشید این پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد پس به خود رحم کنید، شما مصیبتهای دنیا را آزمودید، آیا ناراحتی یکی از افراد خود را بر اثر خاری که در بدنش فرو رفته، یا در زمین خوردن پایش مجروح شده، یا ریگهای داغ بیابان او را رنج داده، دیدهاید که تحمّل آن مشکل است پس چگونه میشود تحمّل کرد که در میان دو طبقه آتش، در کنار سنگهای گداخته، همنشین شیطان باشید.
آیا میدانید وقتی که مالک دوزخ بر آتش غضب کند، شعلهها بر روی هم میغلتند و یکدیگر را میکوبند؟
و آنگاه که بر آتش بانگ زند میان درهای جهنّم به هر طرف زبانه میکشد؟
ای پیر سالخورده که پیری وجودت را گرفته است، چگونه خواهی بود آنگاه که طوق های آتش به گردنها انداخته شود، و غل و زنجیرهای آتشین به دست و گردن افتد؟ چنانکه گوشت دستها را بخورد.
"نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳"
خصوصیاتی که انسانهای برجسته میسازد
بیانات رهبر انقلاب در ابتدای درس خارج فقه درباره صفتهای برجسته اخلاقی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
قالَ ابوعَبدِاللهِ عَلَیهِالسَّلامُ لِداوُدَ بنِ سِرحانَ: یا داوُدُ اِنَّ خِصالَ المَکارِمِ بَعضُها مُقَیَّدٌ بِبَعضٍ، یُقَسِّمُهَا اللهُ حَیثُ یَشاءُ تَکونُ فِی الرَّجُلِ وَ لا تَکونُ فی اِبنِهِ وَ تَکونُ فِی العَبدِ وَ لا تَکونُ فی سَیِّدِهِ: صِدقُ الحَدیثِ
وَ صِدقُ النّاسِ وَ اِعطاءُ السّائِلِ وَ المُکَافَاَةُ بِالصَّنائِعِ. (۱)
قالَ اَبوعَبدِاللهِ عَلَیهِالسَّلامُ لِداوُدَ بنِ سِرحانَ:یا داوُدُ اِنَّ خِصالَ المَکارِمِ بَعضُها مُقَیَّدٌ بِبَعض
[امام صادق (علیهالسّلام) میفرماید:] بعضی از مکارم اخلاق و خصلتها بستهی به بعضی دیگر است، یعنی با هم ارتباط دارد؛ یا ارتباط علّی و معلولی دارد که یکی علّت آن دیگری است، یا به نحوی ارتباط عملیّاتی و رفتاری با همدیگر دارند.
یُقَسِّمُهَا اللهُ حَیثُ یَشاء
اینها را هم مثل بقیّهی چیزها از خدا بدانید؛ این را هم خدا میدهد. بله، کار خدای متعال بیحکمت نیست و رفتار ما، اختیار ما، و ارادهی ما در ایجاب رحمت الهی تأثیر دارد لکن بالاخره آنچه به ما داده میشود، از همهی مکارم، از همهی خوبیها، از همهی نِعَم -از جمله مکارم اخلاق- از طرف خدا است، خداوند تقسیم میکند؛ به شما یک چیزی میدهد، به دیگری یک چیز میدهد، به آن دیگری یک چیز [دیگر] میدهد.
تَکونُ فِی الرَّجُلِ وَ لا تَکونُ فِی ابنِه
گاهی یک صفت خوبی در پدر هست، در پسر نیست. اینکه حالا میگویند ژن یا ژنِ [خوب]! اینها خیلی اعتباری ندارد. گاهی اوقات پدر یک صفت خوبی دارد، پسر ندارد؛ عکسش هم هست که پسر یک صفت خوبی دارد که پدر ندارد. اینها ایجاب الهی و اِنعام الهی است.
وَ تَکونُ فِی العَبدِ وَ لا تَکونُ فی سَیِّدِه
این جور هم نیست که موقعیّت اجتماعی و شأن اجتماعی هم تأثیر داشته باشد؛ نه، گاهی یک صفت خوبی را یک بردهای دارد که سیّد او، ارباب او ندارد. مستخدم شما گاهی اوقات یک خصوصیّتی دارد که شما آن خصوصیّت را ندارید. یک صفت خوبی در فرد زیردست ما هست که آن صفت در ما نیست؛ یعنی او بالاتر از ما است. خب، حالا این صفات و مکارم اخلاق که این قدر هم دربارهاش فرمودهاند، چه چیزهایی است؟ چند صفت را حضرت بیان میفرمایند. اینها واقعاً همان جلوههای درخشان اسلام است؛ لبّ اسلام اینها است. این خصوصیّات [است] که انسانهای برجسته میسازد و به برکت وجود انسانهای برجسته در یک اجتماع، در یک جامعهی بشری، نظام اجتماعیِ برجسته به وجود میآورد و [اگر] انسانهای کریم، انسانهای شجاع، انسانهای باگذشت، انسانهای صادق در یک جامعهای باشند، این جامعه، جامعهی برجستهای میشود؛ [البتّه] عکسش هم صادق است. واقعاً انسان باید اینها را مثل دُر و گوهر گرانبها روی چشمش بگذارد و به دنیا عرضه کند. حالا این صفات چیست؟ اوّل:
صِدقُ الحَدیث
راستگویی. الان کشور خود ما کشور اسلامی است و از بسیاری از جوامع دنیا هم انصافاً بهتر و پاکیزهتر و طاهرتر است امّا در عین حال شما ببینید خیلی از مشکلات داخل کشور ما ناشی از نبودنِ همین صفت است؛ صدقالحدیث نیست، راستگویی نیست. راستگویی یعنی چه؟ یعنی شما حرفی را که میزنید، مطابق با واقع باشد. اگر دانستید مطابق با واقع است و گفتید، این راست است؛ اگر نه، نمیدانید مطابق واقع است یا نیست امّا میگویید، این صدق نیست. «صدق» عبارت است از اینکه شما چیزی را که میدانید مطابق واقع است، بیان میکنید. فضای مجازی را ملاحظه کنید که بر اثر حرف، شایعه، دروغ، خلاف، تهمت، نسبت بدون واقعیّت به این، به آن، به بالا، به پایین، به همدیگر، یک فضای دروغ در کشور به وجود میآید؛ ببینید، اینها اشکال است. پس اوّل «صِدقُ الحَدیث» [یعنی] همه سعی کنیم راست بر زبان جاری کنیم. دوّم:
وَ صِدقُ النّاس
با مردم هم صادق باشید؛ با مردم با تقلّب و خدعه و فریب و دورویی برخورد نکنید. «صِدقُ النّاس» یعنی صدق عمل با مردم؛ انسان در مواجههی با مردم با صداقت وارد بشود، با کلک و دروغ و فریب و مانند اینها با مردم برخورد نکند. اگر ما در مسائل گوناگون اجتماعیمان، سیاسیمان، انتخاباتمان، و مانند اینها، همین یک مورد را مراعات کنیم، ببینید چقدر دنیا آباد خواهد شد؛ «وَ صِدقُ النّاس». این هم دوّم.
وَ اِعطاءُ السّائِل
[اگر سائل] از شما چیزی خواست، به او بدهید اگر چنانچه میتوانید. یک وقت یک فقیری است که از شما سؤال نکرده، خب [اگر] به او کمک کنید خوب است امّا اگر چنانچه از شما درخواست کرد -سؤال کرد یعنی درخواست کرد- آن وقت این مکرمت بزرگی است و او را رد کردن، خلاف مکرمت انسانی است.
وَ المُکافَاَةُ بِالصَّنائِع
«صَنیعة» یعنی کارهای نیک؛ خدمتهای نیک به دیگران را میگویند «صنیعه». «مُکافئهی به صنایع بکنید» یعنی [اگر] کسی به شما نیکی کرد، شما هم در مقابل به او نیکی کنید. این جور نباشد که نیکی دیگران را با اهمال و احیاناً با بدی پاسخ بدهیم. [اگر] کسی به ما نیکی کرده، خب در مقابل باید به او نیکی کنیم. این هم سوّم.
۱) امالی طوسی، مجلس یازدهم، صفحهی ۳۰۱؛ «امام صادق (ع) به داودبنسرحان میفرماید: ای داود! برخی از مکارم اخلاق به برخی دیگر وابسته است و با هم ارتباط دارد که اینها را خدا تقسیم میکند؛ گاهی این صفات در مردی وجوددارد و در پسرش نیست یا گاهی در بردهای وجود دارد و در اربابش نیست. از جملهی آنها است: راستگویی و صداقت با مردم در عمل، و بخشیدن به فقیری که درخواستی دارد و نیکی کردن در مقابل خوبیهای دیگران.
سستی و تنبلی از منظر روایات
اسلام با تنبلی و سستی مخالفت می ورزد و در احادیث بسیاری که در این زمینه وارد شده است. به شدت انسان تنبل که خود را کلْ بر دیگران قرار داده نکوهش می نماید.
آئینی که آن اندازه به استفاده مطلوب از فرصت ها اهمیت می دهد، قطعاً با کسی که عمر خود را ضایع می کند، بیشتر به مخالفت برمی خیزد. استفاده ننمودن از قوای بدنی و فکری در جهت امرار معاش و رسیدگی به همنوعان نیز بارزترین مصادیق از دست دادن فرصت محسوب می شود و طبعاً ندامت و پشیمانی را به دنبال خواهد داشت.
قال علی علیه السلام: مَنْ اطاعَ التَّوانی احاطَتْ بِهِ النِّدامَةُ.[1]
کسی که از سستی و کاهلی، پیروی کند، پشیمانی او را احاطه نماید.
امام باقر علیه السلام می فرماید: حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام از خداوند پرسید که
یا ربِّ ای عِبادِک ابْغَضُ الَیک؟
خدایا، کدام بنده ات نزد تو مغضوب تر و منفورتر است؟
خداوند در پاسخ فرمود:
جیفَةٌ بِاللَّیلِ بَطَّالٌ بِالنَّهارِ.[2]
آنکه شب ها چون مردار و روزها بیکار باشد.
امام کاظم علیه السلام نیز فرموده اند:
انَّ اللَّهَ لَیبْغِضُ الْعَبْدُ النَّوَّامُ، انَّ اللَّهَ لَیبْغِضُ الْعَبْدُ الْفارِغُ.[3]
همانا خداوند از بنده پرخواب و بنده بیکار خشم گیرد.
علاوه اینکه هر کار، زمان مخصوص به خود دارد و انجام کاری دیگر در آن زمان نیز از دست دادن فرصت کار اصلی تصور می شود.
قال علی علیه السلام: مَنْ اشْتَغَلَ بِغَیرِ المُهِمِّ، ضَیعَ الاهَمَّ.[4]
کسی که به کار غیر مهم مشغول شود، اهَمْ را ضایع ساخته است.
از عوارض بیکاری، افکار وسوسه انگیز شیطانی است و چنین افکاری در جوان نفوذ بیشتری می تواند بیابد، لذا اگر او وقت خویش را به کسب معرفت، امرار معاش و تحصیل حوائج، طاعت و عبادت بپردازد، کمتر می تواند بازیچه شیطان قرار گیرد.
قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله: ما مِنْ شابٍّ یدُعُّ للَّهِ الدُّنْیا وَ لَهْوَها وَ اهْرَمَ شَبابَهُ فی طاعَةِ اللَّهِ، الّا اعْطاهُ اللَّهُ اجْرَ اثْنَینِ وَ سَبْعینَ صِدّیقاً.[5]
هیچ جوانی نیست که برای خدا، دنیا و خوشگذرانی آن را ترک گوید، و جوانیش را در طاعت خدا سپری نماید، مگر اینکه خدای متعال مزد هفتاد و دو صدّیق را به وی عطا می کند.
به طور قطع می توان گفت اهمیت استفاده مطلوب از فرصت ها در مورد کسی که عمری از وی سپری شده است، بیشتر از هر آنچه که قبلًا بیان شد اهمیت دارد و میزان عمر گذشته اگر به چهل برسد، باز استفاده بهینه از فرصت ها در باقی عمر، اهمیت مضاعفی می یابد.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اذا اتی عَلَی الْعَبْدِ ارْبَعُونَ سَنَةً یجِبُ عَلَیهِ انْ یخافَ اللَّهَ وَ یحْذَرَهُ.[6]
اگر بنده ای به چهل سالگی رسید، لازم است از خداوند بترسد و از ترک دستورات او بر حذر باشد.
و باز فرموده است:
مَنْ جاوَزَ الْارْبَعینَ وَ لم یغْلِبْ خَیرُهُ شَرَّهُ فَلْیتَجَهَّزْ الَی النَّارِ.[7]
کسی که از چهل سال بگذرد، و اعمال نیکش بر کارهای زشت وی پیشی نگیرد، خود را برای آتش آماده کند.
و در این روایت، ایام عمر از چهل به بالا را چنین تفسیر می فرماید:
ابْناءُ الْاربعینَ زَرْعٌ قَدْ دَنا حِصادُهُ، ابْناءُ الْخَمْسینَ ماذا قَدَّمْتُمْ وَ ماذا اخَّرْتُمْ؟ ابْناءُ السِّتینَ هَلِّمُوا الَی الْحِسابِ لا عُذَرَلَکمْ، ابْناءُ السَّبعینَ عَدُّوا انْفُسَکمْ مِنَ الْمَوْتی.[8]
کسانی که به چهل سالگی رسیده اند، زراعتی هستند که آماده درو می باشند، پنجاه ساله ها چه فرستاده اید و چه می آورید؟ شصت ساله ها بشتابید به سوی محاسبه اعمال و هیچ بهانه ای ندارید، هفتاد ساله ها آماده کنید خود را برای مرگ.
پی نوشت ها:
[1] غررالحکم.
[2] سفینةالبحار، ج 2، ص 624.
[3] من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 103.
[4] غررالحکم.
[5] بحارالأنوار، ج 77، ص 84.
[6] کنزالعمال، 10329.
[7] مشکوة الأنوار، ص 169.
[8] بحارالأنوار، ج 73، ص 391.
حکم شکستن حرمت خداوند در بیت الحرام
حکم شکستن حرمت خداوند در بیت الحرام
امام صادق(ع) با اشاره به آیه 30 سوره مبارکه حج می فرماید: آنچه خدا حرمت بخشیده سه حرمتِ واجب است که هرکس حرمت یکی از آنها را بشکند به خداوند شرک ورزیده است.
قرآن کریم در موضوع حج، تقریبا به همه مباحث و مسایل مرتبط به آن پرداخته و از مجموع یکصد و چهارده سوره، در بیست و پنج سوره به اجمال یا تفصیل به مسایل حج اشاره کرده و از شش هزار و دویست و سی و شش آیه قرآن، بیش از یکصد و بیست آیه به عنوان «آیات الحج» لقب گرفته است، در این نوشته آیه 30 سوره حج مورد بررسی قرار گرفته است.
آیه
«ذَٰلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا یُتْلَىٰ عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ».
ترجمه
این است (مناسک حج) وهر کس آنچه را خداوند محترم شمرده گرامى بدارد، قطعاً براى او نزد پروردگارش بهتر است، و چهار پایان براى شما حلال شده است، مگر آنچه (حرام بودنش) بر شما خوانده شده باشد پس، از پلیدى بتها دورى کنید و از کلام باطل اجتناب ورزید.
معانی کلمات
«ذلِکَ»: این گونه اسماء اشاره، برای جداسازی دو نوع سخن از هم، و یا فاصله انداختن بخش پیشین سخنی از قسمت پسین آن به کار میرود (نگا: ص / ). خبر مبتدای محذوف است و تقدیر چنین است: أَلأمْرُ هُوَ ذلِکَ. «حُرُمات»: مقدّسات. چیزهائی که نباید حرمت آنها پایمال شود. مراد مراسم و مناسک حجّ و به طور کلّی احکام اوامر و نواهی خدا است (نگا: بقره / . «عِندَ رَبِّهِ»: از نظر پروردگارش. در پیشگاه خداوندگارش. «إِلاّ مَا یُتْلَی ...»: (نگا: مائده / . «الرِّجْسَ»: ناپاک. پلید. در اینجا ناپاک و پلید معنوی مراد است و لذا با (الأوْثان) یعنی بتان بیان و توضیح داده شده است. «مِنْ»: مِن بیانیّه است. «قَوْلَ الزُّورِ»: افتراء. سخن باطل و بیاساس.
امام صادق(ع) می فرماید: «احترام سه چیز نزد خداوند عزّوجلّ به قدری زیاد است که هیچ چیز دیگری همانند آنها نیست؛ قرآن که حکمت خدا و نور اوست؛ خانهاش کعبه که آن را قبلهگاه مردم قرار داده است و از هیچکس که رو بهسوی جای دیگری غیر از آن بنماید نمیپذیرد [و قبول نمیکند]؛ و خاندان پیامبرتان».«1»
همچنین از امام کاظم(ع) روایت است: امام صادق(ع) درباره این سخن خداوند عزّوجلّ [که میفرماید:] وَمَنْ یُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ؛ فرمود: «آنچه خدا حرمت بخشیده سه حرمتِ واجب است که هرکس حرمت یکی از آنها را بشکند به خداوند شرک ورزیده است؛ اول: شکستن حرمت خداوند در بیتالحرام، دوّم: کنارگذاشتن کتاب خداوند و عمل به غیر آن و سوّم: شکستن حرمت مودّت و اطاعتِ ما که خداوند واجب کرده است».«2»
نکته ها
براى «قول زور» مصادیق فراوانى ذکر شده است، از جمله: دروغ، گواهى ناحق و غنا، همان گونه که براى «حُرمات خدا» مصادیقى ذکر شده، مانند قانون خدا، کتاب خدا و اهلبیت رسول خدا علیهم السلام که حفظ حرمتِ همه آنها لازم است.«3»
گواهى دروغ، در ردیف شرک به خدا آمده وقول زور از گناهان کبیره است.«4»
پیام ها
1- آنچه را خداوند محترم داشته، گرامى بداریم. «وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ» (دستورات الهى را با احترام و عظمت یاد کنیم و در اجراى آنها، با نشاط و حسّاس باشیم)
2- احترام به قوانین و مقدّسات الهى به نفع خود ماست. «فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ» و پاداش این احترام نزد خداوند است. «عِنْدَ رَبِّهِ»
3- اصل در چهارپایان، حلال بودن آنهاست، مگر دلیل خاصّى از وحى داشته باشیم. «أُحِلَّتْ- إِلَّا ما یُتْلى»
4- بت پرستى، آلودگى است. «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ» (مراسم حج و قربانى با شرک و بتپرستى آمیخته بود). «فَاجْتَنِبُوا»
پانویس
[1]. تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۹، ص۶۵۰؛ الأمالی للصدوق، ص۳۹۱.
[2]. تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۹، ص۶۵۰؛ بحارا لأنوار، ج۲۴، ص۱۸۶
[3]. تفسیر کنزالدقائق.
[4]. تفسیر نور الثقلین؛ بحار، ج 47، ص 216- 217. حج، 29.
واسطه کردن ژاپن برای آشتی بین ایران و آمریکا تمسخرآمیزترین شوخی دنیا بود
نویسنده ایرانی در کنفرانس «کنتر پوینت» بلگراد گفت: شوخی تمسخرآمیزتر از این در جهان نیست که ترامپ با داشتن ۳ هزار بمب اتم، نامهای به دست نخستوزیر تنها کشور مورد تهاجم اتمی توسط خودش بدهد تا به کشور ما که اصل داشتن بمب اتم را حرام و ممنوع میداند برساند که شما حق داشتن بمب اتم ندارید!
کنفرانس «کنتر پوینت» بلگراد با موضوع «نقش هنر در زمان بحران و جنگ» با حضور حبیب احمدزاده از ایران برگزار شد.
این کنفرانس یک روزه به میزبانی «ولادان ووکساولیویچ» وزیر فرهنگ این کشورو با دعوت از هنرمندان و نویسندگانی همچون «جانگ چیچینگ» از چین «محرم بازدول» از صربستان «اسلوبودان دسپت» از سوییس و «گرمان سادولایو» از روسیه در سالن موزه سینمای بلگراد تشکیل شد.
امیر کاستوریتسا در سخنانی به طرح این موضوع پرداخت که چرا هنرمندان در جهان مرجعیت خود را از دست دادهاند که حبیب احمدزاده یکی از دلایل عمده آن را فاصله بین نقش ویترینی و مجازی هنرمندان امروز بخصوص هنرمندان سینما با کارکرد آرمانها در زندگی واقعی و روزمرهشان دانست.
در موضوع چرایی جنگها شرکتکنندگان به ارائه نظرات خود پرداختند و حبیب احمدزاده دلیل اصلی آن را تعریف دروغین تبلیغات غربی مسلط برجهان از صلح واقعی و پایدار دانست که به گفته او، بهدلیل نپرداختن به بیعدالتی به عنوان علت اصلی شروع هر جنگ، عنوان پرطمطراق صلح در مثال تنها تجویز مسکن برای بیمار سرطانی توسط دکتر نابکاری است برای پنهان کردن درد ظاهری بیمار و نه درمان و جراحی واقعی و مورد احتیاج برای رفع بیماری و هر قرارداد صلح ادعایی آنان به واقع تنها و تنها آتشبس موقتی است بین جنگ قبلی و جنگ بدتر بعدی و نه صلحی پایدار و عدالتمحور؛ درست به مانند دهها قرارداد صلح دروغین بین فلسطینیان و دولت اسرائیل که بهدلیل رفع نشدن علت اصلی نزاع ، هیچ کارکرد و دستاورد به مفهوم صلح واقعی تاکنون نداشتهاند.
در ادامه حبیب احمدزاده، نویسنده، مستندساز و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران گفت: ما ایرانیان شاید تنها ملتی در جهان باشیم که این تعریف دروغین را قبول نداشته و به همین دلیل نامه شخص ترامپ را رهبری کشورمان با شجاعت نمیپذیرند تا در واقع این تعریف دروغین را صحه نگذارند و باید گفت که به واقع شوخی تمسخرآمیزتر از این در جهان وجود ندارد که ترامپ با داشتن سههزار بمب اتم، نامهای به دست نخستوزیر تنها کشور مورد تهاجم اتمی توسط خودش بدهد تا به کشور ما که اصل داشتن بمب اتم را حرام و ممنوع میداند برساند که شما حق داشتن بمب اتم ندارید!
بر اساس این گزارش، این سخنان با دست زدن و تایید حاضران و خبرنگاران حاضر در سالن مواجه شد.
امیر کاستوریتسا نیز در صحبتهای خود کشور یوگسلاوی سابق را به علت فروش تجهیزات جنگی به صدام در جنگ با ایران مورد نکوهش قرار داد و ترامپ را نیز مبدع جنگهای جدید اقتصادی بدون شلیک گلوله دانست.
در ادامه هرکدام از حاضران به ارائه نظراتشان برای استفاده از هنر در رفع آلام و دردهای ملل پس از جنگ پرداختند. حبیب احمدزاده نیز با ذکر خاطراتی از تجربههای شهید سعید سیاح طاهری در این امور (همانند برگزاری جشن کشتی دوستی بین بچههای ایرانی و عراقی روی رودخانه اروندرود، مسابقات کتابخوانی دفاع مقدس بین زندانیان و جشنوارههای دانشآموزی فیلم دفاع مقدس در مناطق بحرانزده پس از سیل و زلزله و...) با حضور هنرمندان کشور همچون پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا، رضا کیانیان و...، به وزیر فرهنگ صربستان پیشنهاد کرد که براساس این تجربهها سال آینده کشتی دوستی بین کودکان چهار کشور صربستان، بوسنی، کرواسی و کوزوو روی رودخانه دانوب برگزار شود تا ایدههای کنفرانس کنتر پوینت در عمل رنگ واقع به خود بگیرد.
حزبالله: آمریکا و متحدانش به شکست سیاست فشار علیه ایران اذعان کردهاند
«نبیل قاووق» عضو شورای مرکزی حزبالله اعلام کرد، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا میتواند سران کشورهای عربی را تحقیر کند اما زمانی که پیامش به «حضرت آیتالله خامنهای» رسید (و ایران تبادل پیام با ترامپ را با میانجیگری آبه شینزو نخستوزیر ژاپن رد کرد) طعم حقارت را چشید و بین این دو موضع (موضع کشورهای عربی و ایران) تفاوت بسیاری وجود دارد.
بر اساس گزارش وبگاه «العهد»، قاووق ادامه داد، آمریکا امروز از ایستادگی ایران گیج شده زیرا پی برده که فشارهای اقتصادی بر روی ایران بیفایده است و این مسیر به بنبست رسیده است.
وی افزود: ترامپ به بنبست راهبردی رسیده و در تعجب است، اگر اقدام به بمباران ایران کند در مشکل فرو خواهد رفت و اگر ایران را بمباران نکند باز هم در مشکل قرار دارد، اگر این مسیر فعلی را تکمیل کند به هیچ نتیجهای نخواهد رسید، اگر آن را تکمیل نکند زیان خواهد دید؛ به همین دلیل است که احیانا به آمریکاییها میگوید باید ایران را بمباران کنید و چندی بعد تصمیم خود را عوض میکند.
قاووق تصریح کرد: ده دقیقه، کاخ سفید را رسوا و شکنندگی پنتاگون، کاخ سفید و کنگره آمریکا را ثابت کرد، ایران قدرتی را نشان داد که برتری آمریکا را در هم شکست.
قاووق ادامه داد: ترامپ فکر میکرد که تحمیل تحریمهای مالی و اقتصادی بر حزبالله مردم را از این جنبش دور میکند اما گزارشهایی که امروز از سفارت آمریکا به کاخ سفید ارائه میشود، میگوید که تحریمهای شدید بر حزبالله بر تایید و حمایت سیاسی و مردمی از این جنبش در لبنان و منطقه افزوده است.
وی تصریح کرد: امروز در برابر معادلات جدیدی قرار داریم، ایران محور مقاومت را به سمت پیروزی بزرگ در تاریخ منطقه و مقاومت فرماندهی کرد، ایران با پیروزیها و دستاوردهایش، قدرت مقاومت در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، یمن و منطقه را تقویت کرد.
این عضو حزبالله سپس گفت: این چالشها در منطقه میطلبد که لبنان نسبت به قصد و نیت اسرائیل متجاوز آگاه باشد، زمانی که ترامپ از زدن ایران سخن گفت اسرائیل آماده شد و نیروهایش را به حالت آمادهباش درآورد، این دلیلی بر اتصال میدانها و نیتهای متجاوزانه اسرائیل است.
قاووق در پایان تأکید کرد، لبنان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تکیه بر معامله راهبردی «ارتش، ملت و مقاومت» است.
عاقبت کمک نکردن به برادران گرفتار در کلام امام صادق(ع)
امام صادق علیه السلام:
قال الصادق علیه السلام: أیُّما رجُلٍ مِن شِیعَتِنا أتاهُ رجُلٌ مِن إخْوانِنا فاسْتَعانَ بهِ فی حاجَةٍ فلَم یُعِنْهُ وهُو یَقْدِرُ، ابْتَلاهُ اللّهُ عز و جل بأنْ یَقْضیَ حوائجَ عَدُوٍّ مِن أعْدائنا یُعذّبُهُ اللّهُ علَیهِ یَومَ القِیامَةِ.
هرگاه یکی از برادران ما دست حاجت به سوی یکی از شیعیان ما دراز کند و او بتواند کمکش کند و دریغ ورزد، خداوند عز و جل او را به برآوردن نیازهای یکی از دشمنان ما مبتلا میکند و به سبب آن در روز قیامت عذاب شود.
"ثواب الاعمال، صفحه ۲۹۷"
10 راهکار برای افزایش روزی
بسیاری از آیات و روایات دینی به مسئله رزق و روزی پرداختهاند و توصیههای زیادی در این زمینه به ما رسیده که برخی موانع رسیدن روزی را معرفی میکنند و برخی دیگر عوامل افزایش روزی را بیان میکنند. البته خوب است که بدانید آنچه به عنوان عوامل افزایش روزی در روایات آمده هم روز مادی را شامل میشود و هم روزی معنوی را زیاد میکند.
در ادامه به 10 راهکار برای افزایش روزی پرداختهایم.
تخصص و پشتکار
مهمتر از هر عاملی در افزایش روزی، داشتن تخصص و همت و پشتکار است. نمیشود بدون اینکه در یک کار متخصص باشیم و برای آن زحمت بکشیم، با گفتن چند خط ذکر، خواندن نماز و ... توقع داشته باشیم پولمان از پارو بالا برود. فرهنگ کار و کوشش را باید از مهمترین پایههای دینداری دانست که بدون آن نه تنها شخص در این دنیا رنگ آرامش و آسایش را نمیبیند، بلکه از چشم خدا و رسول هم میافتد. ابن عباس میگوید: رسول خدا(ص) هر گاه کسی را میدید و از او خوشش میآمد میپرسید: آیا حرفهای داری؟ اگر میگفت: نه، میفرمود: از چشمم افتاد.[1]
شروع کار در آغاز روز
کاسبهای قدیم در زودتر بالا کشیدن کرکره دکانهای خود رقابت داشتند، اما امروزه بسیاری از آدمها در مشاغل مختلف، نزدیک به ظهر عزمشان را برای کار کردن جزم میکنند. امیرمومنان(ع) میفرماید: «صبح زود در پی روزی رفتن، روزی را افزون میکند.»[2]
امام رضا علیه السلام نیز فرمود: «فرشتگان ارزاق بنی آدم را مابین طلوع فجر(ابتدای زمان نماز صبح) تا طلوع خورشید تقسیم میکنند، هر کس در این ساعات خواب باشد، از رزقش محروم میشود.»[3]
نماز اول وقت
پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «بندهای نیست كه به وقتهای نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت میكنم: برطرف شدن گرفتاریها و ناراحتیها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.»[4]
انفاق و صدقه
گاهی دستورالعملهای دینی متناقض با شرایط ما به نظر میرسند، مثل اینکه گفته شده هرگاه دستتان تنگ شد، صدقه بدهید؛ امیرالمومنین فرموده است: «فرود آمدن روزی را با صدقه بخواهید.»[5]
شاید با عقل مصلحت اندیش ما جور درنیاید، فردی که خودش دستش خالی شده و نیازمند است، با صدقه دادن و انفاق کردن در کارش گشایش پیدا شود، اما گزارههای دینی انفاق و صدقه را عامل گشایش در کارها معرفی میکنند.
صله رحم
امام صادق علیه السلام: «صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاكیزه جان مىنماید و روزى را زیاد مىكند و مرگ را به تأخیر مىاندازد.»[6]
ازدواج
بسیاری از جوانها برای اینکه مانعی در راه پیشرفت کاری و پولدار شدنشان پیش نیاید، ازدواج را به تاخیر میاندازند، خانوادهها هم به زعم خودشان، معتقدند جوانی که خانه، کار، ماشین و ... نداشته باشد، صلاحیت ازدواج را ندارد؛ این در حالی است که ازدواج کردن یکی از عوامل گشایش در کارها عنوان شده و قرآن نیز در این زمینه میفرماید: «از فقر و تنگدستی دختران و پسران در سن ازدواج نگران نباشید و در ازدواجشان بکوشید؛ چراکه اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند آنها را از فضل خود بینیاز میسازد.»[7]
نیکی به خانواده
امام صادق(ع) فرمودهاند: «کسی که به خانواده اش خوب احسان کند روزیاش زیاد میشود.»[8]
خواندن سوره ها
سورههای بسیاری در روایات به عنوان رفع فقر، نجات دهنده از سختی و فراوان شدن روزی معرفی شدهاند؛ در روایتی آمده هرکس سوره واقعه را در هر شب قرائت کند، در دنیا سختی، نیازمندی و آفتی از آفات دنیا را نمیبیند.[9]
همچنین پیامبر اكرم(ص) میفرماید: هر كس سوره لیل را بخواند خداوند آن قدر به او عطا میكند تا راضی شود و او را به سختی نیندازد و برایش آسان میگیرد.»[10]
امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح میكند و روزی فراوانی برایش میدهد.»[11]
نومیدی از غیر خدا
پیامبر(ص) در این باره می فرماید: «هر کس از غیر خدا ببرد، خداوند، هزینه زندگی او را تامین می کند و از جایی که انتظار ندارد، روزیاش میدهد؛ اما هر کس چشم امیدش به دنیا باشد، خداوند، او را به دنیا وامی گذارد.»[12]
قناعت و میانهروی
امیرالمومنین فرمودهاند: «قناعت ثروتی پایان نایافتنی است كه به دنبال خود عزت میآورد»[13]
گاهی اوقات برخی از ما مشکل مالی چندانی نداریم، اما از زندگی هم لذتی نمیبریم و دائما در این فکریم که از موقعیتی که در آن هستیم بالاتر برویم و پولدارتر بشویم. اگر انسان بتواند از همان سرمایهای که دارد درست استفاده کند دیگر لازم نیست خودش را به زحمت دچار کند. همچنین اگر هر فردی اهل زیادهروی و اسراف نباشد و میانهروی را سرلوحه کار خود قرار دهد، بی شک در معیشت خود دچار مشکل نمیشود و خداوند هم او را کمک خواهد کرد.
پینوشتها:
[1]مستدرک الوسایل ج13 ص 84
[2]وسائل الشیعه، ج15، ص348
[3]وسائل_الشیعه ج۶ ص۴۹۷
[4]سفینه البحار،ج 2، ص 42
[5]نهج البلاغه، حکمت ۱۳۷
[6]كافى ج 2، ص 151
[7]سوره نور آیه ۳۲
[8]بحارالانوار، ج۱۷، ص10
[9]وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 6، ص 112
[10]مصباح الكفعمی، عاملی كفعمی، ص 444
[11]اعلام الدین، دیلمی، ص 377
[12]نهج الفصاحه، حدیث ۳۰۰۴
[13]وسائل الشیعه، ج 15، ص 278
فلسفه وجود آیات متشابه در قرآن چیست؟
قرآن كريم دربارة «محكم و متشابه» بودن آيات خود، سه بيان دارد:
1- برخي از آيات قرآن همة قرآن را «محكم» معرفي ميكنند، مانند: «كتاب احكمت آياته ثمّ فصّلت من لدن حكيم خبير...»، قرآن، كتابي است كه همة آياتش محكم قرار داده شده است، سپس تشريح شده و از نزد خداي حكيم و آگاه نازل گرديده است(هود/1).
2- قسم ديگر، آيهاي است كه تمام قرآن را «متشابه» معرفي ميكند «اللّه نزّل احسن الحديث كتاباً متشابهاً مثاني ...»، خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابي كه آياتش همانند يكديگر (متشابه) است و آياتي مكرر دارد...(زمر/23).
3- آيهاي كه آيات قرآن را به دو قسم «محكم و متشابه» تقسيم ميكند.
«هو الذي انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هنّ ام الكتاب و اخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله و ما يعلم تأويله الاّ اللّه والراسخون في العلم يقولون آمنّا به كلّ من عند ربّنا و ما يذكّر الاّ اولوا الالباب»، او كسي است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه قسمتي از آن، آيات محكم است كه اساس اين كتاب ميباشد و قسمتي از آن متشابه است، امّا آنهايي كه در قلبهايشان انحراف است به دنبال متشابهات ميروند تا فتنه انگيزي كنند، در حالي كه تفسير آيات متشابه را بجز خدا و راسخان در علم نميدانند، (آنها) ميگويند: ما به همة آن ايمان آورديم، همه از طرف پروردگار ماست و جز صاحبان عقل متذكّر نميشوند(آلعمران/7).
مراد از اِحكام (محكم بودن) در آيه نخست اين است كه در آن هيچ نقص و بطلاني راه ندارد وهمة آياتش استوار و غير قابل خلل است و مراد از متشابه در آية دوم يكنواخت بودن آيات قرآن است، در زيبايي اسلوب و شيريني لهجه و قدرت خارق العاده در بيان حقايق و اين در تمام قرآن يكسان ميباشد.
و در آية سوم، محكم و متشابه مقابل هم قرار گرفته است و آيات قرآن به دو قسم محكم و متشابه تقسم گرديده است.
محكم و متشابه در لغت
واژه محكم در اصل از «حكم» به معناي منع است و هنگامي كه به باب «افعال» برده شود به معناي «اتقان و استوار و خلل ناپذير» ميآيد و به همين دليل به كلامي كه در آن شبههاي از لحاظ لفظ و معني عارض نگردد و رسا باشد، محكم گفته ميشود.
واژة متشابه در اصل از «شبه» به معناي همانند و نظير يكديگر بودن است و به دو يا چند چيز كه از نظر كيفيت، نظير يكديگر باشند «متشابه» گويند.
محكم و متشابه در اصطلاح
براي محكم و متشابه تعريفاتي چند از جانب مفسران و دانشمندان علوم قرآن بيان گرديده كه به تعريف مشهور اشارت ميرود.
محكم آن است كه داراي مفهوم معيّن و روشن باشد و در تشخيص مصداق و مفهوم آن ترديدي وجود ندارد امّا متشابه آن است كه لفظ، دلالت بر مفهومي ميكند كه آن مفهوم در عين حال كه معين و روشن است ليكن شبهه انگيز است، به عنوان مثال مفهوم آية «الرحمن علي العرش استوي» اين است كه خدا بر روي تخت نشسته است، اين مفهوم، روشن است در عين حال شبهه انگيز است و آن اين كه مگر خدا جسم است كه بر روي تخت نشسته باشد.
براي محكم و متشابه تعريفهاي ديگري شده كه مورد مناقشه قرار گرفته و داراي اشكالات متعدد ميباشند كه از تحقيق و بررسي آنها صرف نظر ميگردد.
راه شناخت محكم و متشابه
با توجّه به تعريف محكم و متشابه، روشن شد كه هر آيهاي كه در مفهوم يا مصداق داراي شبهه باشد «متشابه» امّا اگر مفهوم آن معين و مصداق نيز مشخص باشد «محكم» است و به تعبير ديگر، آيات محكم و متشابه هر دو از نظر معناي واژگان روشن است، امّا در فهم آيات متشابه، با شبهه و اشكال مواجه ميشويم به خلاف آيات محكم.
در ضمن، اين نكته نيز به دست ميآيد كه، راه برداشت صحيح از متشابهات قرآن برگرداندن آنها به آيات محكمات است يعني: آيات متشابه وقتي به آيات محكم برگشت داده شود ترديد و شبهه آن برطرف ميگردد، بنا بر اين آيههاي محكم، مرجع براي متشابهات هستند.
«بيان مواردي از آيات محكم و متشابه»
الف: آيات محكم
«يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم...»(نساء/1)
«ولا تقربوا الزنا» (اسراء/32)
«ولا تقتلوا النفس التي حرّم اللّه الاّ بالحق» (اسراء/33)
«ولا تقربوا الفواحش» (انعام/151)
«و ما ربّك بظلاّم للعبيد» (فصلت/46)
«حرمت عليكم الميتة والدم و لحم الخنزير...»(مائده/3)
«لا يكلّف اللّه نفساً الاّ وسعها»(سوره بقره/286)
و ...
ب: آيات متشابه
«يدالله فوق ايديهم»(فتح/10)
«والسموات مطوّيات بيمينه»(زمر/67)
«وجوه يومئذ ناضرة الي ربها ناظرة»(قيامت/22)
«ولكن يضل من يشاء و يهدي من يشاء»(نحل/93)
«وجاء ربّك والملك صفّاً صفا»(فجر/22)
«الرحمن علي العرش استوي»(طه/5)
«و ما رميت اذ رميت و لكن اللّه رمي»(انفال/17)
و...
فلسفه وجود آيات متشابه در قرآن
فلسفه وجود آيات متشابه در قرآن، يكي از موضوعات شايان توجّه و در خور دقت است براي هر كس اين پرسش مطرح است با وجود اين كه، قرآن كتاب نور و هدايت براي عموم مردم است پس چرا چنين آياتي كه پيچيده است و مردم در فهم آن به اشتباه ميافتند و موجب سوء استفادة فتنهانگيزها ميشود در قرآن آمده است؟
براي وجود آيات متشابه در قرآن اسراري ذكر شده است كه به يكي از مهمترين آنها اشارت ميرود:
الفاظ و عباراتي كه درگفتگوهاي انسانها به كار ميرود تنها براي نيازمنديهاي روز مره به وجود آمده است، امّا زماني كه از زندگي مادي پا فراتر گذاشته و از ما فوق ماده مانند خدا، روح، قيامت و... سخن به ميان ميآيد، الفاظ موجود نميتواند قالب آن معاني بلند باشد و نارسايي فراوان به وجود ميآيد، همين امر باعث به وجود آمدن بسياري از آيات متشابه در قرآن كريم است، آياتي مانند: «يدالله فوق ايديهم و الرحمن علي العرش استوي و...» كه داراي مفاهيم بلندي است و الفاظ در رساندن معناي آن قصور دارند، بنا بر اين طبيعي است كه آن مفاهيم بلند در قالب اين الفاظ موجب تشابه خواهد بود.
قرآن در افاده معاني بلند خود، راهي را پيموده كه هم براي عموم مردم جنبة اقناعي داشته باشد و هم دانشمندان را متقاعد سازد و اين خود يكي از دلائل اعجاز قرآن به شمار ميرود.
تذكر اين نكته ضروري مينمايد كه امروزه يك سري آيات، به عنوان آيات متشابه بر قرآن تحميل شده در حالي كه اين آيات در صدر اسلام بر وفق اساليب و شيوههاي متعارف عرب درج گرديده و خالي از هر گونه پيچيدگي بوده و هرگز ايجاد شبهه نميكرد، امّا به تدريج بر اثر درگيري هاي عقيدتي و فكري كه در ميان گروههاي مختلف مسلمانان رخ داده، سبب تشابه برخي از آيات قرآن گرديد لذا گفتهاند تشابه در آيات قرآن اساساً دو گونه است، اصلي و عرضي.
تشابه اصلي آن است كه آيهاي به جهت كوتاهي لفظ و بلنداي معنا به وجود آمده است امّا تشابه عرضي در آن دسته از آيات به وجود آمده كه در آغاز، متشابه نبوده و مسلمانان با سلامت طبع و خلوص نيت با آن برخورد ميكردند و معنا و مراد آن را به خوبي درك ميكردند، ولي پس از به وجود آمدن مباحث جدلي و مسائل كلامي، هالهاي از ابهام بر چهرة برخي از آيات نشست و امروزه آن آيات در زمرة آيات متشابه در آمده است.


































