seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

دانیل ادیلسون، خبرنگار روزنامه یدیعوت آحارانوت در نیویورک، در مقاله‌ای اذعان کرد که جنگ ایران جایگاه اسرائیل را به قهقرا برده و موج نفرت از آن را به شکلی نگران‌کننده افزایش داده است.

او در ابتدای این مقاله پرسید: «آیا وقتی ترامپ به نخست‌وزیر اسرائیل گفت که همه از تو بدشان می‌آید، واقعیت را به او گوشزد می‌کرد؟»

وی در ادامه، با استناد به نتایج یک تحقیق علمی، به خوانندگان صهیونیست نشان داد که جایگاه رژیم صهیونیستی در جهان هر روز بدتر می‌شود و در حال حاضر بیش از 67 درصد مردم جهان احساسات منفی نسبت به اسرائیل دارند و تنها 25 درصد نظر مثبتی درباره آن ابراز کرده‌اند. این در حالی است که 59 درصد آمریکایی‌ها نیز اعلام کرده‌اند به بنیامین نتانیاهو اعتماد ندارند.

داده‌های این نظرسنجی که شامل 44 هزار و 657 شرکت‌کننده در 36 کشور بود و جامع‌ترین نظرسنجی از زمان آغاز جنگ با ایران محسوب می‌شود، تصویری نگران‌کننده از موقعیت اسرائیل در جهان ارائه می‌دهد.

67 درصد از بزرگسالان در سراسر جهان دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که تنها 25 درصد آن را مطلوب ارزیابی کرده‌اند.

در مقایسه با داده‌های سال 2025، دیدگاه‌های منفی نسبت به اسرائیل در 13 کشور از 24 کشوری که این مؤسسه به‌طور مستمر رصد می‌کند، افزایش یافته است.

برای مثال، در کره جنوبی دیدگاه‌های منفی نسبت به اسرائیل 10 درصد افزایش یافته است، در حالی که این افزایش در آلمان، آرژانتین و نیجریه 9 درصد بوده است. در استرالیا، ایتالیا، لهستان و بریتانیا نیز درصد افرادی که دیدگاهی بسیار منفی نسبت به اسرائیل دارند، بیش از 10 درصد افزایش یافته است.

در واقع، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که بخش عمده اروپا دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارد، اما سه کشور ایتالیا، هلند و اسپانیا به‌طور خاص در این زمینه برجسته‌تر هستند و بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال آنها دیدگاهی بسیار منفی نسبت به اسرائیل دارند.

به اعتراف این رسانه عبری‌زبان، حتی در کشورهایی که از نزدیک‌ترین متحدان اسرائیل به شمار می‌روند نیز این رویکرد به شکلی نگران‌کننده در حال گسترش است. در ایالات متحده، درصد پاسخ‌دهندگانی که دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند 7 درصد افزایش یافته و در بریتانیا نیز این شاخص 8 درصد رشد کرده است.

در مجارستان، اگرچه تا چند ماه پیش ویکتور اوربان، نخست‌وزیر این کشور، یکی از نزدیک‌ترین متحدان نتانیاهو در اروپا محسوب می‌شد، اما افکار عمومی به هیچ وجه حامی اسرائیل نیست؛ به‌گونه‌ای که 54 درصد مردم این کشور دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند و تنها 32 درصد دیدگاهی مثبت ابراز کرده‌اند.

آحارانوت به نکته قابل توجه دیگری نیز اشاره کرده و از وجود شکاف نسلی در این آمار خبر داده است؛ به نحوی که 72 درصد جوانان مجارستانی 18 تا 34 ساله دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این نسبت در میان افراد بالای 50 سال 45 درصد است.

اعتماد به نتانیاهو نیز کاهش یافته است؛ به طوری که 65 درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند به او اعتماد ندارند یا اعتماد کمی دارند که نسبت به سال گذشته (پیش از جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران) 8 درصد افزایش نشان می‌دهد.

کشورهایی مانند لهستان، اندونزی، آفریقای جنوبی، استرالیا و کانادا نیز شاهد افزایش 5 تا 8 درصدی در شاخص بی‌اعتمادی به نتانیاهو بوده‌اند. در ترکیه، دیدگاه منفی نسبت به او که پیش‌تر نیز بسیار بالا بود (93 درصد)، به رکورد 97 درصد رسیده است.

مطالعه مرکز تحقیقات پیو نشان می‌دهد که نگرش نسبت به اسرائیل به موضوعی بسیار بحث‌برانگیز، به‌ویژه در کشورهای غربی، تبدیل شده است. شکاف ایدئولوژیک در ایالات متحده نیز قابل توجه است؛ به‌طوری که 83 درصد پاسخ‌دهندگانی که خود را لیبرال می‌دانند، دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم در میان محافظه‌کاران 37 درصد است.

در همین راستا، در میان افراد 18 تا 34 ساله در ایالات متحده، 74 درصد دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم در میان افراد بالای 50 سال 49 درصد اعلام شده است.

این روند در اروپا و اقیانوسیه نیز تشدید شده است. در استرالیا، یونان، ایتالیا، هلند، اسپانیا و سوئد، تقریباً 9 نفر از هر 10 پاسخ‌دهنده‌ای که خود را چپ‌گرا می‌دانند، دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل ابراز کرده‌اند. شکاف میان راست و چپ در این کشورها دست‌کم 23 درصد است.

در ایتالیا، هلند و اسپانیا، تقریباً نیمی یا بیش از نیمی از بزرگسالان اعلام کرده‌اند که دیدگاهی «بسیار منفی» نسبت به اسرائیل دارند.

علاوه بر این، بحران عمیق تصویر اسرائیل در میان نسل جوان نیز به چشم می‌خورد. در بسیاری از کشورها، به‌ویژه در آمریکای شمالی و اروپا، جوانان نسبت به نسل‌های مسن‌تر نگرش‌های خصمانه‌تری نسبت به اسرائیل دارند.

اما اگر تصویر اسرائیل در این نظرسنجی تا این اندازه ضعیف است، جایگاه شخصی نخست‌وزیر آن در صحنه بین‌المللی حتی پیچیده‌تر نیز شده است.

هنگامی که از شرکت‌کنندگان پرسیده شد آیا به نتانیاهو «برای تصمیم‌گیری درست در امور جهانی» اعتماد دارند، اکثریت پاسخ دادند که به او اعتماد ندارند.

در ایالات متحده، 59 درصد پاسخ‌دهندگان اعلام کردند که به نخست‌وزیر اسرائیل اعتماد ندارند، در حالی که تنها 27 درصد به او ابراز اعتماد کرده‌اند.

شکاف مشابهی میان نگاه به اسرائیل و نگاه به نتانیاهو در میان یهودیان آمریکایی نیز مشاهده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که در حالی که 64 درصد دیدگاهی مثبت نسبت به اسرائیل دارند، 56 درصد گفته‌اند که به نخست‌وزیر اسرائیل اعتماد کمی دارند یا اصلاً به او اعتماد ندارند.

به اعتراف این رسانه، در اروپا وضعیت برای نتانیاهو حتی نامطلوب‌تر است؛ به‌طوری که بیش از نیمی از بزرگسالان در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، بریتانیا، سوئد، اسپانیا و هلند گفته‌اند که «اصلاً به نتانیاهو اعتماد ندارند».

ایتالیا در بی‌اعتمادی به نتانیاهو در اروپا پیشتاز است و 88 درصد پاسخ‌دهندگان عدم اعتماد خود را به او ابراز کرده‌اند.

کره جنوبی نیز بیشترین افت در نگاه مثبت به نتانیاهو را تجربه کرده است؛ به‌طوری که میزان بی‌اعتمادی به او از 64 درصد در سال گذشته به 76 درصد رسیده است.

آیت‌الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض، از مراجع برجسته شیعه، صبح امروز در سن ۹۶ سالگی در یکی از بیمارستان‌های بغداد درگذشت.

مرحوم فیاض سال ۱۹۳۰ میلادی (۱۳۰۹ خورشیدی) در افغانستان به دنیا آمد و در جوانی برای تحصیل علوم دینی راهی نجف اشرف شد. نجف که همواره مرکز علوم اسلامی بوده است، شاهد رشد علمی او بود تا جایی که خود به یکی از استوانه‌های اصلی حوزه علمیه تبدیل شد.

آیت‌الله فیاض از برجسته‌ترین شاگردان آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی به شمار می‌رفت و سال‌ها به عنوان یکی از اساتید بزرگ حوزه و مراجع فقهی، پاسخگوی مسائل شرعی میلیون‌ها مسلمان در سراسر جهان بود.

دفتر آن عالم فرزانه در بیانیه‌ای با اعلام ضایعه درگذشت ایشان، آورده است: «با کمال تأسف و اندوه، خبر درگذشت مرجع بزرگ، آیت‌الله العظمی فیاض (قدس سره الشریف) را دریافت کردیم. آن مرحوم تمام عمر با برکت خود را در راه خدمت به دین مبین اسلام، تدریس علوم دینی، تربیت شاگردان و ترویج معارف اهل بیت (علیهم السلام) و احکام شریعت سپری کرد.»

گفتنی است آیت‌الله فیاض چند روز پیش به دلیل عارضه جسمانی در بیمارستان بستری شده بود و تحت مراقبت‌های ویژه قرار داشت که بامداد امروز جان به جان آفرین تسلیم کرد.

پیام حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌مناسبت عید غدیر و سی‌وهفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) و سالگرد آغاز رهبری حضرت آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای صبح امروز در حرم امام راحل توسط حجت‌الاسلام محمدجواد حاج‌علی‌اکبری قرائت شد.

متن کامل این پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلحَمدُ للهِ الَّذی جَعَلَ کَمالَ دینِه وَ تَمامَ نِعمتِه بِوِلایةِ امیرِالمؤمنین علیِ‌بنِ اَبیطالِب علیه‌السّلام

عید سعید غدیر را به همه‌ی مسلمانان و محبّین پدر امّت اسلام، امیرالمؤمنین علی صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه در ایران و سراسر جهان تبریک میگویم و به روح مطهّر حضرت امام خمینی رحمة‌الله‌علیه سلام و درود می‌فرستم. امسال سی‌وهفتمین ۱۴ خردادی است که از فراق خمینی کبیر می‌گذرد و اوّلین ۱۴ خردادی است که پدر مهربان امّت، مرید و یار وفادار و برجسته‌ی مکتب امام، رهبر عظیم‌الشأن شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف میهمان ضیافت الهی شده و طنین صدای پرصلابت و کلام حکیمانه و نافذش در مرقد مطهّر امام شنیده نمی‌شود. امّا مجموعه‌ی بیانات و مکتوبات ده‌ ساله‌ی بنیانگذار جمهوری اسلامی و سی‌وشش‌ ساله‌ی رهبر عظیم‌الشأن شهید، گنجینه‌ی ارزشمند و بی‌بدیلی برای همه‌ی ما و چراغ راه مسیر آینده است.

اوّلاً امروز عید غدیر است و عیدالله‌الاکبر؛ روز عهد معهود و میثاق مأخوذ که خداوند در آن تکلیف مدیریت جامعه و نظام اسلامی را مشخص فرموده و اِکمال دین و اتمام نعمت را با ولایت و امامت مستمرّ حضرات معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین صورت داده است.

سند افتخار زندگی امامین انقلاب تأسی به حضرت علی (ع) بوده است

غدیر یادآور کسی است که هر لحظه از عمر شریفش از ابتدای ولادت در کعبه تا رسیدن به فوز شهادت، برای خدا و در راه خدا بود. بر این اساس آن حضرت پس از وجود مکرّم رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله در همه‌ی دوران‌های زندگی و برای آحاد مسلمین و مؤمنین، اسوه‌ی اعلی و الگویی جامع محسوب می‌شوند، و شایسته و بایسته آن است که از طفل خردسال تا کهنسالان و از افراد عادی جامعه تا نخبگان و رهبران به آن حضرت اقتداء کنند؛ همچنان که سند افتخار زندگی امامین انقلاب نیز همین تأسّی به آن بزرگوار بوده است.

ثانیاً امروز سالگرد رحلت امام امّت رحمة‌الله‌علیه و فرصتی ارزشمند برای تفکر و گفتگو پیرامون این شخصیت مشهور، امّا کمتر شناخته شده است. شخصیّتی پرجاذبه که درک و شناخت عمیق از راه و هدف نورانی‌اش، چراغ راه آینده‌ی ایران اسلامی است؛ اما بسیاری از آحاد ملّت که در سنین جوانی هستند، توفیق درک مستقیم ایشان را نداشته‌اند و حتی بسیاری از آنانی که دوران حیات ایشان را درک کرده‌اند، کمتر به عمق شخصیّت و خط امام رسیده‌اند.

قیام لله زیربنای مکتب امام است

قالَ اللهُ تَعالی قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَة‌ اَن تَقوموا لله مَثنی و فُرادی. خداوند تبارک و تعالی در این آیه‌ی شریفه خطاب به رسول‌ اعظم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند به امّت بگو من شما را تنها به یک امر موعظه می‌کنم که برای خدا دو نفر دو نفر یا هر یک به تنهایی بپاخیزید. این کریمه، مَطلع اولین پیام و یکی از قدیمی‌ترین اسنادی است که شخصیت بی‌بدیل عبد صالح و روح بزرگ عصر و زمان ما، رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی، در آن، ملّت ایران را به قیام برای خدا دعوت کرده است. آری قیام لله، زیربنای مکتب امام است و از جمله مهمترین آثار و برکات وجودی ایشان، هدایت و تربیت و تأثیر شگرف بر جامعه بر اساس همین مبنا می‌باشد. همین حرکت الهی، منشأ نزول برکات و توجهات ربوبی و جاری شدن سنت حضرت حق جل‌ّ و علا در هدایت جامعه به مسیر حق است که وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا.

و مگر نه این است که مهمترین حرکتهای فراگیر و برانگیختگی ملّت ایران، در دوران خمینی کبیر و خامنه‌ای عظیم‌الشأن شهید و با هدایت مستقیم یا غیرمستقیم ایشان صورت گرفته است؟ کدام نیروی عظیم می‌توانست ملّت خواب‌زده و مسحور استکبار و استعمار را در شرایطی که انسداد و خفقان و وابستگی همه‌جانبه به غرب حاکم بود، در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ بیدار کند؟ کدام قدرت جاذبه می‌توانست میلیونها نفر را در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ برای استقبال و در چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ برای بدرقه‌ی امام امّت به خیابانها بکشاند؟ و در آخرین نمونه‌ی شگفت‌انگیز، کدام نیروی مستحکم و اراده‌ی پولادین بود که از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملّت ایران را آن‌چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزه‌ای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به‌خون‌خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند و صفوف چند ده میلیونی جان‌فدایان را برای تحقق آرمان رهبر شهید و اقامه‌ی حق و قیام‌ِ لله مستحکم کرده‌اند؟

خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید آمادگی ملت را کشف و احیا نمودند

آری این خمینی کبیر و خامنه‌ای عظیم‌الشأن شهید بودند که این استعداد و آمادگی را در ملّت عزیز ایران کشف و احیاء نمودند و همواره به آن ارج ویژه‌ای می‌نهادند. امام بزرگوار که بی‌تردید با تقوای مثال‌زدنی‌اش از آنچه بر قلمش جاری میشد مراقبت میکرد، در وصیّتنامه‌ی خود، ادعایی عظیم مطرح فرمود و اینگونه نگاشت که «من با جرأت مدّعی هستم که ملّت ایران و توده‌ی میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملّت حجاز در عهد رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله، و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین‌بن‌علی صلوات‌الله‌وسلامه‌علیهما می‌باشند».

ملت ایران با بعثت تازه خود در کنار جبهه مقاومت مایه مباهات ملت‌های آزاده شده است

امروز همه‌ی ملّت عزیز مفتخر است که با بعثت تازه‌ی خود در کنار جبهه‌ی مقاومت، مایه‌ی مباهات در برابر دیدگان آگاه و ملّتهای آزاده جهان شده است و صِدق این فراز از وصیّتنامه‌ی امام خمینی را دوباره جلوه‌گر نموده است. به تعبیر رهبر شهید اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف، آن دست قدرتمندی که توانست اقیانوس عظیم ملّت را به تلاطم در بیاورد، شخصیت فولادین، دل مطمئن و زبان ذوالفقارگونه‌ی امام بزرگوار و خمینی عظیم بود که توانست میلیونها انسان را وارد میدان کند، در میدان نگه دارد و جهت حرکت را به آنها تعلیم بدهد.

و صد البته نمونه‌ی دیگر این قِسم تأثیر، از آنِ خود خامنه‌ای عزیز است که قدم در مسیر سَلَف صالح خود گذاشت و قریب به چهار دهه رهبری انقلاب و نظام اسلامی، با اعتماد به جوانان و تعمیق و ارتقاء سطح بینش و نگرش مردم، جامعه را به چنان سطحی از آمادگی رساند که پس از واقعه‌ی عظیم شهادتش، نِصابی تازه از بعثت ملّت ایران شکل گرفت.

مکتب خامنه‌ای عزیز، همان مکتب خمینی کبیر در امتداد اسلام ناب است

آری مکتب خامنه‌ای عزیز، همان مکتب خمینی کبیر در امتداد اسلام ناب محمّدی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است که زیربنای آن قیامِ لله است و شاگردان این مکتب، صف در صف آماده‌ی اقامه‌ی حق، اِزاله‌ی باطل و مجاهده در این مسیر نورانی هستند. امام رحمة‌الله‌علیه پدیدآورنده‌ی تحولی بزرگ و تاریخی در سطح ایران، امّت اسلامی و جهان می‌باشد که رهبر شهید اعلی‌الله مقامه‌الشریف به تعمیق و گسترش و استمرار آن پرداخته و برای تکامل و تحقق آن، نظام‌سازی و جامعه‌پردازی نمود.

رهبر شهید چهارده خرداد را به فرصت میثاق سالیانه ملت با امام خمینی (ره) تبدیل کرده است

در همین راستا حضرت ایشان علاوه بر زنده نگهداشتن مکتب امام در کلام و قلم و عمل و در دیدارهای گوناگون خود، چهاردهم خرداد را به فرصت میثاق سالیانه‌ی ملّت با امام خمینی تبدیل کرده و منظومه‌ای از اصول، سیاستها و خطوط مکتب امام را تشریح و تبیین می‌فرمود.

از جمله بعضی آموزه‌های احیاناً تکرار شونده‌ی آن، این بود که ملّت ایران، ملّتی مؤمن، باهوش و شجاع است؛ و اینکه مردم، صاحبان اصلی کشور و منشأ قدرت آن هستند؛ و اینکه این مردم هر تحول صحیحی را که دنبال کنند میتوانند رقم زنند و شعار «ما می‌توانیم» را در عرصه‌های مختلف عینیّت بخشند. از دیگر آن آموزه‌ها، لزوم حمایت از مظلوم به‌عنوان وظیفه‌ی اسلامی، انسانی و ایرانی است. و اینکه نظام سلطه و در رأس آن امریکا با این ملّت و هویت ممتاز، و تسلیم‌ناپذیریش مشکل دارد.

همگان با ایستادگی، روشن بینی و حفظ وحدت، نقشه دشمن را خنثی کنند

آری نظام سلطه که پادگانی به نام اسرائیل را که از قریب هشتاد سال قبل ساخته، وجود یک ایران قوی و مستقل و برخوردار از انواع مزایا را در مرز شرقی جغرافیای پوچ و دروغین اسرائیل بزرگ یعنی شرقِ فرات نمی‌پذیرد و از هر اقدامی در جهت جلوگیری از پیشرفت آن کوتاهی نمی‌کند. در همین مجال به ملّت عزیز عرض میکنم دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربه‌ی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تاب‌آوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهی‌ها باید همگان با ایستادگی و روشن‌بینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشه‌ی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.

اکنون فرصت تازه‌ای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنه‌ای عزیز شهید به‌عنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است. این نقش مهم بر عهده‌ی آحاد ملّت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر است تا بر اساس همین مکتب با اعتماد به وعده‌های خداوند، در سایه‌ی توجهات سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و در مسیر اسلام ناب یعنی خط نورانی ترسیم شده در دوران دویست‌وپنجاه ساله‌ی حضور صاحبان عصمت و ولایت کُبری صلوات‌الله‌وسلامه‌علیهم‌اجمعین، آینده‌ی درخشان ایران عزیز را بسازند.

از خداوند متعال پیروزی نهایی ملت بعثت یافته را مسئلت می‌کنم

از خداوند قادر متعال مسئلت میکنم این ملّت بعثت یافته را به پیروزی نهائی و قلّه‌های باشکوه پیشرفت و عظمت، نائل و روح ملکوتی امامین انقلاب و ارواح مطهّر شهیدان انقلاب اسلامی خصوصاً شهدای دفاع مقدس دوّم و سوّم را با مولایشان حضرت امیرالمؤمنین علی‌صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه محشور و قلب مقدّس و نورانی سرورمان حضرت ولی‌عصر را از ملّت ایران راضی و این ملّت عزیز و خادمینش را بهره‌مند از ادعیه‌ی خاص و شفاعت آن حضرت فرمایند، بمنّه و کرمه و السّلام و علیکم و رحمة الله و برکاته.

سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای
۱۴ خرداد ۱۴۰۵

متن پیش‌رو، مروری کوتاه و روان بر زمینه‌ها، رخدادها و پیامدهای قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲؛ یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است.

قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را بسیاری از مورخان نقطه آغاز نهضتی می‌دانند که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ انجامید. این واقعه تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ بلکه انفجار خشم مردمی بود که احساس می‌کردند دین، استقلال و هویت کشورشان در معرض تهدید قرار گرفته است.

ماجرا از کجا شروع شد؟

برای فهم ۱۵ خرداد باید چند ماه به عقب برگردیم.

در سال ۱۳۴۱، حکومت محمدرضا شاه برنامه‌ای را با عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» مطرح کرد. این برنامه شامل اصلاحات ارضی، تغییر در ساختار انتخابات و برخی تحولات اجتماعی بود.

شاه این طرح را گامی به سوی پیشرفت معرفی می‌کرد، اما بسیاری از علما و مراجع تقلید معتقد بودند برخی از این اقدامات بدون توجه به احکام اسلامی و استقلال کشور طراحی شده و زمینه نفوذ بیشتر آمریکا را فراهم می‌کند.

در این میان، امام خمینی به یکی از جدی‌ترین منتقدان سیاست‌های شاه تبدیل شد.

حمله به مدرسه فیضیه؛ جرقه‌ای مهم

در دوم فروردین ۱۳۴۲، هم‌زمان با سالروز شهادت امام صادق علیه‌السلام، نیروهای حکومت به مدرسه فیضیه قم حمله کردند.

طلاب مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند، عده‌ای مجروح شدند و شماری نیز به شهادت رسیدند. این حادثه فضای حوزه‌های علمیه و جامعه مذهبی را به شدت ملتهب کرد.

امام خمینی(ره) پس از این واقعه مواضع خود علیه رژیم را تندتر کرد و به یکی از مهم‌ترین چهره‌های مخالف شاه تبدیل شد.

سخنرانی تاریخی عاشورا

روز عاشورای سال ۱۳۴۲، برابر با ۱۳ خرداد، امام خمینی در مدرسه فیضیه قم سخنرانی بسیار مهمی ایراد کرد.

ایشان در این سخنرانی شاه را به دلیل عملکردش مورد انتقاد شدید قرار داد و نسبت به وابستگی حکومت به آمریکا و اسرائیل هشدار داد.

این سخنرانی تأثیر گسترده‌ای در سراسر کشور گذاشت و حکومت را به شدت نگران کرد.

دستگیری امام خمینی

بامداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، مأموران امنیتی رژیم شاه منزل امام خمینی در قم را محاصره کردند و ایشان را بازداشت و به تهران منتقل نمودند.

خبر دستگیری امام به سرعت در قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و بسیاری از شهرهای دیگر منتشر شد.

مردم که از این اقدام خشمگین بودند، به خیابان‌ها آمدند و شعارهایی در حمایت از امام سر دادند.

قیام مردم چگونه شکل گرفت؟

از نخستین ساعات صبح ۱۵ خرداد، جمعیت‌های بزرگی در شهرهای مختلف به راه افتادند.

در تهران، هزاران نفر از بازار، محله‌های جنوبی شهر و مناطق مختلف به سمت مرکز شهر حرکت کردند.

در قم نیز مردم و طلاب به خیابان‌ها ریختند.

یکی از مشهورترین صحنه‌های این قیام مربوط به مردم ورامین است. گروهی از کشاورزان و مردم این منطقه با کفن بر تن، برای حمایت از امام خمینی به سوی تهران حرکت کردند. به همین دلیل از آنان با عنوان «کفن‌پوشان ورامین» یاد می‌شود.

شاه و دولت تصمیم گرفتند با شدیدترین روش ممکن اعتراضات را سرکوب کنند.

نیروهای ارتش، شهربانی و گارد شاهنشاهی وارد عمل شدند. در بسیاری از نقاط به سوی مردم تیراندازی شد و تانک‌ها و خودروهای نظامی در خیابان‌ها مستقر شدند.

سرکوب به اندازه‌ای گسترده بود که تهران و برخی شهرها عملاً به صحنه درگیری نظامی تبدیل شدند.

چند نفر شهید شدند؟

درباره تعداد شهدا آمارهای متفاوتی وجود دارد.

حکومت پهلوی تلاش می‌کرد تعداد کشته‌شدگان را بسیار کم نشان دهد، اما مخالفان رژیم آمار بسیار بالاتری ارائه می‌کردند.

برخی اسناد رژیم از ده‌ها کشته سخن می‌گویند، در حالی که در روایت‌های صحیح و برخی گزارش‌های تاریخی، شمار شهدا به چند صد نفر و حتی بیش از هزاران نفر نیز ذکر شده است.

به همین دلیل هنوز درباره آمار دقیق شهدا اجماع کامل تاریخی وجود ندارد؛ اما تقریباً همه پژوهشگران بر این نکته اتفاق نظر دارند که سرکوب ۱۵ خرداد بسیار خونین بود.

واکنش شاه بعد از قیام مردم

محمدرضا شاه و مسئولان حکومت تلاش کردند قیام را یک حرکت سازمان‌یافته از سوی مخالفان معرفی کنند.

شاه در سخنرانی‌های بعدی خود مدعی شد که این اعتراضات با تحریک عوامل خارجی و مخالفان حکومت شکل گرفته است و حکومت ناچار به برخورد شده است.

رژیم همچنین تلاش کرد با کنترل رسانه‌ها، ابعاد واقعی حادثه را کوچک جلوه دهد.

امام خمینی(ره) درباره ۱۵ خرداد چه نظری داشتند؟

امام خمینی(ره) بارها از ۱۵ خرداد به عنوان نقطه عطف نهضت اسلامی یاد کردند.

ایشان معتقد بودند که مردم در این روز نشان دادند حاضرند برای دفاع از اسلام و استقلال کشور هزینه بدهند.

یکی از معروف‌ترین تعبیرهای امام درباره این واقعه آن است که: «۱۵ خرداد را زنده نگه دارید.»

امام همچنین بارها تأکید کردند که خون شهدای ۱۵ خرداد مسیر مبارزه با رژیم پهلوی را هموار کرد و زمینه پیروزی انقلاب را فراهم ساخت.

سرنوشت امام خمینی(ره) پس از قیام

پس از دستگیری، امام مدتی در بازداشت و حصر بودند.

اعتراض‌های گسترده علما، مراجع و مردم باعث شد رژیم نتواند با ایشان برخوردی که در ابتدا در نظر داشت انجام دهد.

امام پس از مدتی آزاد شدند؛ اما فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی ایشان ادامه یافت.

سرانجام در سال ۱۳۴۳، پس از اعتراض شدید امام به قانون کاپیتولاسیون، رژیم شاه ایشان را به ترکیه تبعید کرد و سپس به عراق فرستاد.

چرا واقعه ۱۵ خرداد اینقدر اهمیت دارد؟

اهمیت ۱۵ خرداد فقط به درگیری‌های آن روز محدود نمی‌شود. این قیام چند پیامد مهم داشت:

رهبری امام خمینی (ره) در سطح ملی تثبیت شد.

شکاف میان مردم مذهبی و حکومت پهلوی عمیق‌تر شد.

مبارزه علیه رژیم از اعتراض‌های پراکنده به یک نهضت فراگیر تبدیل شد.

خاطره شهدای ۱۵ خرداد به نماد مقاومت علیه حکومت پهلوی تبدیل شد.

بسیاری از فعالان سیاسی و مذهبی، این روز را آغاز مسیر انقلاب اسلامی می‌دانند.

آیا حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت بازتابی دارد؟ بررسی صحت و سقم روایات و تفاسیر موجود در صحاح سته، کلیدی برای درک دیدگاه اهل سنت به واقعه غدیر خم است.

 

پرسش:

آیا حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت یا صحاح سته ایشان نیز آمده است؟

 

پاسخ:

سنائی از علمای اهل سنت و صاحب کتاب «سنن سنایی» که یکی از کتب صحاح سته اهل سنت می باشد، در کتاب السنن الکبری چنین آورده است:
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از آخربن حج (حجه الوداع) بر می گشت و به غدیر خم رسید، دستور داد همه بایستند، سپس فرمود: به زودی دعوت خدا را اجابت خواهم کرد، همانا من دو چیز گران بها نزد شما می گذارم که یکی بزرگتر از دیگری است:
۱. کتاب خدا؛
۲. و عترتم و اهل بیتم.

آنگاه فرمود: سپس نگاه کنید که چگونه با این دو رفتار می نمائید؛ به درستی که این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد گردند.
سپس فرمود: خداوند مولای من است و من مولای همه مومنانم، بعد دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و فرمود:
هر کس من مولای اویم، پس این مولای اوست. بار پروردگارا کسی که او را دوست می دارد، دوستش دار و کسی که او را دشمن بدارد، دشمنش دار[۱]
یادآور می شویم حدیث غدیر که در واقع خطبه طولانی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در غدیر خم بود، به طور مفصل در کتاب های صحاح سته نیامده است، ولی جملاتی که در ولایت و امامت امیر مومنان ـ علیه السلام ـ می باشد ، در این کتاب ها نقل شده است و می توان گفت که صحاح به اصل حدیث اشاره کرده اند ولی کل خطبه را نیاورده اند و این حدیث نزد علمای اهل سنت از احادیث معتبر و غیر قابل انکار می باشد که به چند نمونه اشاره می شود:

۱. احمد مغربی از علمای اهل سنت می نویسد: حدیث غدیر صحیح است، ثابت شده است، متواتر است و بیش از صد طریق نقل شده است و خیلی از افراد این حدیث را به طور جدا گانه نوشته اند[۲].
۲. ابن عاصم دیگر عالم سنی نیز می نویسد: حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» در نهایت صحت است که جماعتی از صحابه با طرق مختلف آن را نقل کرده اند و همه اینها با سلسله سند های صحیح است[۳].
۳. اسکافی عالم دیگر اهل سنت ادعای متواتر بودن حدیث غدیر در میان همه مسلمانان را کرده است[۴].

حدیث غدیر در صحاح سته:
در کتب اهل سنت و به خصوص صحاح سته به جملاتی از خطبه غدیر که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ایراد کرده اند، اشاره شده است و این جملات را در ذیل فضائل امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ آورده اند ازجمله:
۱. یکی از جملاتی که در غدیر خم از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده عبارت : «من کنت مولاه فعلی مولاه» می باشد ؛ در سنن ابن ماجه که یکی از صحاح سته است، آمده:
سعد بن و قاص از بی احترامی معاویه بر امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ غضبناک شد و در پاسخ معاویه گفت: از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شنیدم که فرمود: «هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست».

۲. در سنن ترمزی یکی دیگر از کتاب های صحاح سته از زید بن ارقم نقل شده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ فرمود: «هر که من مولای اویم پس از من علی مولای اوست».
۳. نسائی که سنن او از صحاح سته اهل سنت می باشد، حدیث غدیر را در سه کتاب دیگرش نیز آورده است که بیانگر اهمیت این حدیث است که فقط به اسامی این سه کتاب اشاره می شود:
ـ السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۳۱؛
ـ خصائص امیر المؤمنین، ص ۵۰؛
ـ فضائل الصحابه، ص ۱۴.

۴. سنن ابن ماجه نیز حدیث غدیر را چنین روایت می کند: براء بن عازب گویدکه در حجه الوداع در یکی از راه ها، رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیاده شد و مردم را برای نماز جمع کرد و سپس دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و فرمود:
آیا من از مومنان نسبت به جانشان اولی نیستم؟
همه گفتند: بلی.
فرمود: آیا من بر همه مومنان ولایت ندارم؟
همه گفتند: بلی.
فرمود: پس این ولی هر کسی است که من ولی اویم. خدایا دوستدار او را دوست بدار و دشمن او را دشمن دار.

۵. یکی از احادیثی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را در خطبه غدیر آورده ، حدیث ثقلین است و این در صحاح سته موجود است:
مسلم در کتاب صحیح خود که از کتاب های صحاح سته و معتبر ترین آن هاست آورده: زید بن ارقم می گوید در غدیر خم پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ایستاد و خطبه خوانده فرمود:
ای مردم! من هم بشرم و بزودی به سوی خدا می روم و من برای شما دو امانت گران بها می گذارم: اولش کتاب خداست که در آن هدایت و نور است، پس کتاب خدا را گرفته و به آن تمسک جوئید و به آن رغبت کنید و سپس فرمود: و اهل بیتم.
بعد از این سه مرتبه فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی.
ترمذی نیز در کتابش که از صحاح سته است، می نویسد: پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: همانا دو چیز برای شما می گذارم و مادامی که به آن دو تمسک جوئید گمراه نخواهید شد: یکی از آن ها بزرگ تر از دیگری است، کتاب خدا ریسمان الهی است که از آسمان به زمین وصل است و عترت و اهل بیتم، و این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند، پس ببینید چگونه با آن ها رفتار می کنید.

سنائی که سننش از صحاح سته است در کتاب های دیگرش حدیث ثقلین را جزو حدیث غدیر دانسته که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را بعد از نصب و معرفی امیر مومنان ـ علیه السلام ـ به ولایت، ایراد فرموده است :
ـ فضائل الصحابه، ص ۱۵؛
ـ السنن الکبری، ج ۵، ص ۴۵؛
ـ خصائص امیر المؤمنین، ص ۹۳.
علاوه بر این کتاب ها، حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» در ۶۷ کتاب روائی و تفسیری اهل سنت و حدود ۲۳۰ مرتبه از راویان مختلف نقل شده است که بیانگر غیر قابل انکار بودن حدیث غدیرمی باشد.
حدیث «انی تارک فیکم الثقلین... یا فیکم امرین...» نیز در بیش از ۴۸ کتاب حدیثی و تفسیری اهل سنت و بیش از ۱۰۲ مرتبه نقل شده است. همه اینها علاوه بر روایاتی است که در فضایل امیر مومنان ـ علیه السلام ـ در کتاب های اهل سنت نقل شده است به طوری که سنائی کتابی مستقل درباره خصائص امیر المومنین ـ علیه السلام ـ می نویسد و به حدیث غدیر اشاره می کند.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱ـ مسند احمد بن حنبل، (امام حنفی های اهل سنت)، ج۱، ج۳، ج۴، ج۵.
۲ـ دانشنامه امیر المؤمنین، محمد محمدی ری شهری، ج ۲ باترجمه: عبد الهادی مسعودی.

 

پی نوشت ها:

۱. سنائی، احمد، السنن الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۴۵

۲. مغربی، احمد، فتح الملک العله بصحه حدیث باب مدینه العلم علی، اصفهان، مکتبه امیرالمومنین(ع)، ص۱۲

۱. ضحاک، ابن ابی عاصم، کتاب السنه، بیروت، المکتبة الاسلامی، چاپ سوم، ۱۴۱۳ق، ص۵۲۲

۲. اسکافی، محمد، المعیار و الموازنه، بی جا، بی نا، بی تا، ص۷۱ و ۲۱۰

۳. قزوینی، احمد، سنن ابن ماجه، بیروت، دار الفکر، بی تا، ج۱، ص۴۵.

۴. ترمذی، محمد، سنن الترمذی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۹۷.

برخی با طرح این شبهه که نام حضرت مهدی (عج) در قرآن نیامده است، سعی در تضعیف این باور دارند. اما نگاهی دقیق به آیات قرآن نشان می‌دهد که وعده‌های الهی درباره استقرار عدالت و غلبه دین حق، در واقع اشاره به ظهور منجی عالم دارد. در ادامه، به بررسی آیات قرآن و پاسخ به این ادعا می‌پردازیم.

یکی از شبهات رایج، انکار وجود اشاره به امام زمان (عج) در قرآن کریم است. این ادعا که قرآن سخنی از ظهور ایشان و حکومت جهانی عدالت‌خواه ایشان به میان نیاورده، کاملاً بی‌اساس است. قرآن کریم به‌عنوان کتاب هدایت، همواره به موضوعات بنیادین اعتقادی از جمله ولایت و ظهور دین حق در جهان پرداخته است. آیات متعددی وجود دارند که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به این موضوع اشاره دارند و روایات معتبر از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع)، این آیات را به امام زمان (عج) تفسیر کرده‌اند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و تفاسیر معتبر، به بررسی برخی از این آیات و پاسخ به این شبهه خواهیم پرداخت.

۱ آیا خداوند در قرآن از امام مهدی سخنی به میان آورده است؟

پرسش اول

برخی شبهه میکنند که چگونه به امام زمان معتقد باشیم در حالی که در قرآن هیچ سخنی در مورد امام زمان و حکومت و عدالت او نیامده است؟

پاسخ این ادعا که در آیات قرآن سخنی از امام زمان به میان نیاورده است، بسیار سست و بدیهی البطلان است و آیات فراوانی از قرآن کریم اشاره به امام زمان و حکومت عالم گیر او دارد که هم اینک به برخی اشاره می کنیم؛

۱. آیات مربوط به ظهور دین حق در جهان؛

خداوند می فرماید؛ می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، درحالی که خداوند تمام کننده نور دین خویش است هر چند کافران را ناخوش آید. (الصف : ۹۸)

اوست که پیامبر خویش را با هدایت و دین حق روانه کرد تا آن را بر همه دین ها چیره کند هر چند مشرکان را ناخوش آید. (توبه ۳۳)

اوست که پیامبر خویش را با هدایت و دین حق روانه کرد تا آن را بر همه دین ها چیره کند و گواه بودن خداوند کافی است. (الفتح (۲۸)

امام صادق در باره سخن خدای عز و جل: اوست که پیامبر خویش را با هدایت و دین حق روانه کرد تا آن را بر همه دین ها چیره کند و گواه بودن خداوند، کافی است فرمود:

«به خدا سوگند هنوز تأویل آن به وقوع نپیوسته است و به وقوع نخواهد پیوست تا آن که قائم خروج کند.(۱)

۲_ آیات مربوط به پیدایی حق و رفتن باطل خداوند می فرماید؛ و بگو حق آمد و باطل رفت. بی گمان باطل از میان رفتنی است». (اسراء (۸۱)

امام باقر در باره سخن خدای عز و جل: «و بگو: حق آمد و باطل رفت.

بیگمان باطل از میان رفتنی است فرمود: «هنگامی که قائم قیام کند، دولت باطل می رود.(۲)

در نقل دیگری از حکیمه خاتون چنین آمده است؛ وجود سرورم را احساس کردم و صدای امام ابو محمد حسن عسکری ، را شنیدم که می گفت: «ای عمه پسرم را به من بده من پرده از سرورم بر گرفتم که دیدم در سجده است و هفت جایگاه سجده اش را روی زمین نهاده است و بر ساعد دست راستش نوشته شده است: «حق آمد و باطل رفت. بی گمان باطل ازمیان رفتنی است.(۳)

۳_آیات مربوط به زنده شدن زمین با عدالت؛ خداوند می فرماید؛

بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می کند. نشانه ها را برایتان روشن کردیم تا شاید دریابید. (حدید (۱۷)

امام باقر در باره سخن خدای متعال بدانید که خداوند زمین را پس ازمرگش زنده می کند. نشانه ها را برایتان روشن کردیم تا شاید دریابید» فرمود:

خداوند عز و جل زمین را پس از مرگش یعنی پس از کفر ورزیدن زمینیان؛ چرا که کافر مرده شمرده می شود ، با دستان قائم زنده می کند.(۴)

و فرمود: منظور مرگ زمین با کفر ساکنان آن است. کافر مرده است. و خداوند زمین را با قائم با برقراری عدالت در آن زنده می کند. پس زمین، زنده می شود و ساکنان زمین هم پس از مرگشان زنده می شوند.(۵)

۴. آیات مربوط به وراثت صالحان؛ خداوند می فرماید؛

و در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالحم به ارث می برند.(انبیاء ۱۰۵)

امام باقر فرمود:

مقصود از بندگان صالح در سخن خدای عز وجل: زمین را بندگان صالحم به ارث می برند یاران مهدی در آخر الزمان هستند»(۶)

۵. آیات مربوط به امامت مستضعفین؛

خداوند می فرماید؛

و ما می خواهیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را امام و وارث زمین قرار دهیم. (قصص (۵)

امام علی در باره سخن خدای متعال و ما می خواهیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را امام و وارث زمین قرار دهیم فرمود: «آنان، خاندان محمد هستند. خداوند مهدی ایشان را پس از رنج و مشقتشان بر می انگیزد و آنان را با عزت و دشمنانشان را خوار میکند(۷)

در نقل دیگری آمده است؛

«این آیه مخصوص صاحب الأمر است که در آخر الزمان ظهور می کند و جباران و فرعون ها را هلاک می سازد و شرق و غرب زمین را می گیرد و آن را از عدل پر می کند، همان گونه که از ستم پر شده است.»(۷)

۶. آیات مربوط به خلافت مومنان؛ قرآن می گوید:

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین خود کند، همان گونه که پیشینیان آنها را جانشین کرد و دینی را که برایشان پسندیده به سودشان مستقر سازد و هر اسشان را به ایمنی تبدیل کند. تنها مرا می پرستند و چیزی را شریکم نمی کنند و هر کس پس از آن ناسپاسی کند فاسق و از دین بیرون رفته است.(نور ۵۵)

امام سجاد در باره آیه ؛ به خدای آسمان و زمین سوگند که آن حق است همچنان که سخن می گویید فرمود: قیام قائم از خاندان محمد، منظور ] است

و در باره آن نازل شده است: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین خود کند،

همان گونه که پیشینیان آنها را جانشین کرد و دینی را که برایشان پسندیده، به سودشان مستقر سازد و هراسشان را به ایمنی تبدیل کند (۸)

در نقل دیگری آمده است؛

امام زین العابدین چون آیه مذکور را خواند، فرمود: «به خدا سوگند، آنان شیعیان ما اهل بیت هستند. خداوند، آن را به دست مردی از ما برایشان به انجام می رساند و او مهدی این امت و همان کسی است که پیامبر خدا فرمود:

«اگرجز یک روز از دنیا نمانده باشد، خدا آن روز را طول می دهد تا مردی از خاندان من و همنام من حاکمیت یابد و زمین را از عدل و داد پر کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است (۹)

آیات مربوط به اجابت دعای درمانده؛

قرآن می گوید؛

یا کسی که دعای درمانده را چون بخواندش اجابت میکند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد؟ آیا معبودی با خدا هست؟

چه کم پند می گیرید!». (نمل ۶۲)

امام صادق فرمود:

این آیه برای قائم از خاندان محمد نازل شده است. به خدا سوگند، مضطر درمانده اوست هنگامی که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز بخواند و خدا را بخواند و خدا هم اجابتش کند و گرفتاری اش را برطرف سازد و او را خلیفه در زمین قرار دهد.(۱۰)

امام باقر فرمود:

به خدا سوگند مضطر در کتاب خدا در آیه یا کسی که دعای مضطر درمانده را چون بخواندش اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد او امام زمان است و اولین کسی که با او بیعت می کند جبرئیل است. سپس سیصد و سیزده مرد که هر کس در مسیر او باشد

به او می رسد و هر کس در مسیرش نباشد از بسترش خود را به او می رساند، و آن سخن امیر مؤمنان است که فرمود: «آنان از بستر خود ناپدید می شوند و آن همان سخن خداوند است که فرمود: «به خیرها بشتابید، هر کجا باشید. خداوند همه شما را فراهم می می آورد(۱۱)

آیات مربوط به امام مهدی بسیار فراتر از موارد ذکر شده است. علامه مجلسی رحمه الله در بحار الأنوار تحت عنوان «باب الآیات المأولة بقیام القائم ال ۷۷ آیه را که به قیام امام مهدی تأویل شده در ضمن ۶۶ حدیث آورده است،

بحار الانوار، ج۵۱، ص۴۴-۶۴) و همچنین در کتاب معجم أحادیث الإمام المهدی (جلد پنجم بر پایه شماری از احادیث، ۲۶۵ آیه از آیات قرآن کریم به حکومت جهانی امام مهدی تفسیر یا تطبیق شده است.

۱. کمال الدین، یک جلدی، ص ۶۷۰؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۴؛ الکافی، ج۱، ص۴۳۲

۲. الکافی، ج ۸، ص ۲۸۷؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص۶۲

۳. الغیبه طوسی، ص ۲۳۹؛ دلائل الامامه، ص ۵۰۰

۴. کمال الدین یک جلدی، ص ۶۶۸؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص ۵۴

۵. تاویل آلایات الظاهره، ج۲، ص۶۶۳

۶. تاویل الایات الظاهره، ج۱، ص۳۳۲؛ مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۰۶؛ تفسیر قمی، ج۲، ص ۷۷

۷. الغیبه طوسی، ص ۱۸۴

۸. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص ۲۵۴

۹. الغیبه طوسی، ص ۱۷۶؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص ۵۳

۱۰. مجمع البیان، ج ۷، ص ۲۳۹ تاویل الایات، ج۱، ص۳۶۹

۱۱. تفسیر القمی، ج۲، ص۱۲۹؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۴۸

انتخاب امام شهید امت، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی ایران در خردادماه ۱۳۶۸، یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید. پس از ارتحال بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره)، مجلس خبرگان رهبری با درک حساسیت شرایط داخلی و بین‌المللی و با توجه به سوابق علمی، انقلابی، مدیریتی و جایگاه برجسته ایشان در نهضت اسلامی، حضرت امام شهید خامنه‌ای رضوان الله علیه را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزید. این انتخاب در شرایطی صورت گرفت که کشور در حال عبور از دوران جنگ تحمیلی و ورود به مرحله جدیدی از بازسازی و تعالی بود و نیاز به رهبری حکیم، آینده‌نگر و برخوردار از شناخت عمیق نسبت به آرمان‌های انقلاب اسلامی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شد.

طی بیش از سه دهه رهبری، امام شهید خامنه‌ای رضوان الله تعالی علیه توانسته‌اند ضمن حفظ اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی، کشور را در برابر چالش‌های متعدد سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی هدایت کنند. بررسی سیره مدیریتی ایشان نشان می‌دهد که مفاهیمی همچون حکمرانی مردمی، تقویت بصیرت سیاسی جامعه، حفظ استقلال و اقتدار ملی، حمایت از مستضعفان، استفاده از ظرفیت‌های متنوع سیاسی و تلاش مستمر برای تحقق عدالت، از مهم‌ترین ارکان اندیشه و عملکرد مدیریتی ایشان به شمار می‌رود.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های سیره مدیریتی امام خامنه‌ای رضوان الله علیه ، تأکید مستمر بر مفهوم حکمرانی مردمی است. در نگاه ایشان، مردم نه صرفاً مخاطبان حکومت، بلکه صاحبان اصلی کشور و نظام اسلامی هستند. از همین رو مشارکت عمومی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همواره مورد تأکید قرار گرفته است.

رهبر شهید رضوان الله علیه حضور مردم در انتخابات را نماد مردم‌سالاری دینی دانسته و همواره بر ضرورت مشارکت حداکثری مردم در تعیین سرنوشت کشور تأکید کرده‌اند. در دیدگاه ایشان، مشروعیت و کارآمدی نظام اسلامی در گرو ارتباط مستمر با مردم و اعتماد به ظرفیت‌های آنان است. به همین دلیل در بزنگاه‌های مهم تاریخی، از جمله انتخابات، مقابله با تهدیدات خارجی، حوادث طبیعی و بحران‌های اجتماعی، نقش‌آفرینی مردم به عنوان اصلی‌ترین سرمایه نظام مورد توجه قرار داده اند و در آخرین ماه ولایت امت اسلامی و پیش از شهادت سرخشان از بعثت امت سخن گفتند .

از منظر امام شهید ، حکمرانی مردمی صرفاً به مشارکت سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه باید در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز نمود پیدا کند. حمایت از فعالیت‌های مردمی، گروه‌های جهادی، تشکل‌های دانشجویی، نهادهای انقلابی و سازمان‌های مردم‌نهاد، بخشی از همین نگاه عمیق به ظرفیت‌های جامعه است.

یکی دیگر از ابعاد مهم سیره رهبری امام شهید رضوان الله علیه ، توجه ویژه به ارتقای آگاهی عمومی و تقویت قدرت تحلیل سیاسی در جامعه است. ایشان بارها تأکید کرده‌اند که جامعه اسلامی باید از سطحی‌نگری و تأثیرپذیری از تبلیغات دشمنان فاصله بگیرد و با بصیرت و شناخت عمیق نسبت به مسائل کشور و جهان تصمیم‌گیری کند.

مفهوم «بصیرت» در بیانات ولی شهید انقلاب رضوان الله علیه جایگاه ویژه‌ای دارد. از نگاه امام شهید رضوان الله علیه ، بصیرت به معنای شناخت درست شرایط، تشخیص حق از باطل و درک صحیح از اهداف و نقشه‌های دشمنان است. بر همین اساس، آگاهی‌بخشی سیاسی به مردم، به‌ویژه نسل جوان، همواره یکی از اولویت‌های فکری و فرهنگی ایشان بوده است.

تأکید بر مطالعه، شناخت تاریخ، تحلیل تحولات منطقه‌ای و جهانی، توجه به رسانه‌ها و شناخت جنگ شناختی دشمن از جمله موضوعاتی است که در سخنان رهبر شهید انقلاب به طور مکرر مطرح شده است. این رویکرد موجب شده است که بخش مهمی از جامعه ایران در مواجهه با تحولات پیچیده سیاسی و رسانه‌ای از قدرت تحلیل و تشخیص بالاتری برخوردار شود.

ایشان همواره دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، رسانه‌ها و نخبگان را مسئول ارتقای سطح آگاهی عمومی دانسته و بر ضرورت تربیت نسل‌هایی بصیر، مسئولیت‌پذیر و آگاه نسبت به مسائل کشور تأکید کرده‌اند.

استقلال سیاسی و حفظ اقتدار ملی از مهم‌ترین محورهای مدیریت جمهوری اسلامی در دوران ولایت امام شهید خامنه‌ای رضوان الله علیه بوده است. ایشان استقلال را یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی دانسته و معتقدند هیچ پیشرفتی بدون حفظ استقلال امکان‌پذیر نخواهد بود.

در طول سال‌های گذشته، جمهوری اسلامی ایران با انواع فشارها، تحریم‌ها، تهدیدهای امنیتی و جنگ‌های ترکیبی مواجه بوده است. با این حال، رهبر شهید انقلاب رضوان الله علیه همواره بر حفظ عزت ملی، عدم وابستگی به قدرت‌های خارجی و اتکا به توان داخلی تأکید کرده‌اند. این رویکرد موجب شده است که ایران در بسیاری از حوزه‌های علمی، دفاعی، فناوری و صنعتی به دستاوردهای قابل توجهی دست یابد.

توسعه توان دفاعی کشور، حمایت از پیشرفت‌های علمی، تأکید بر اقتصاد مقاومتی و گسترش زیرساخت‌های فناوری از جمله سیاست‌هایی است که در راستای تقویت اقتدار ملی دنبال شده است. در نگاه ایشان، کشوری که از توان علمی، اقتصادی و دفاعی برخوردار باشد، بهتر می‌تواند از منافع ملی خود دفاع کند و در برابر فشارهای خارجی ایستادگی نماید.

ولی شهید انقلاب اسلامی رضوان الله علیه همچنین همواره بر این نکته تأکید داشته‌اند که اقتدار ملی تنها به قدرت نظامی محدود نمی‌شود، بلکه وحدت ملی، اعتماد عمومی، پیشرفت علمی و سرمایه اجتماعی نیز از ارکان اصلی قدرت کشور محسوب می‌شوند.

یکی از شاخصه‌های برجسته اندیشه و سیره مدیریتی امام شهید سید علی خامنه‌ای رضوان الله علیه ، توجه ویژه به محرومان و مستضعفان است. این رویکرد ریشه در آموزه‌های اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی دارد که دفاع از حقوق محرومان را از وظایف اصلی حکومت اسلامی می‌داند.

رهبر شهید انقلاب همواره مسئولان را به توجه ویژه به مناطق محروم، کاهش فاصله طبقاتی، ایجاد فرصت‌های برابر و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر فراخوانده‌اند.

در بیانات ایشان، عدالت اجتماعی و حمایت از طبقات ضعیف جامعه به عنوان یکی از معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد دستگاه‌های اجرایی مطرح شده است.

تأکید بر محرومیت‌زدایی، توسعه زیرساخت‌ها در مناطق کمتر برخوردار، حمایت از اشتغال، رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم و تقویت نهادهای حمایتی از جمله موضوعاتی است که در طول دوران رهبری ایشان مورد توجه قرار داشته است.

همچنین حمایت از حرکت‌های جهادی و مردمی برای خدمت‌رسانی به مناطق محروم، نشان‌دهنده باور عمیق ایشان به ظرفیت‌های اجتماعی در حل مشکلات کشور است. از نگاه رهبر انقلاب، پیشرفت واقعی زمانی محقق می‌شود که آثار آن در زندگی اقشار ضعیف و محروم جامعه نیز مشاهده شود.

از دیگر ویژگی‌های مهم سیره مدیریتی سیدالشهدای جهان معاصر ، نگاه فراگیر به ظرفیت‌های موجود در کشور است. ایشان بارها تأکید کرده‌ بودند که همه نیروهای وفادار به نظام و منافع ملی باید بتوانند در پیشرفت کشور نقش‌آفرینی کنند.

در طول دوران رهبری ایشان، دولت‌هایی با گرایش‌ها و رویکردهای مختلف سیاسی بر سر کار آمده‌اند و رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره ضمن حمایت از دولت‌های قانونی، بر همکاری همه قوا و نیروهای سیاسی برای حل مشکلات کشور تأکید کرده‌اند. این رویکرد نشان می‌دهد که در نگاه ایشان، منافع ملی و پیشرفت کشور بر اختلافات سیاسی مقدم است.

ولی فقیه شهید امت اسلامی همواره بر ضرورت حفظ وحدت ملی، پرهیز از دوقطبی‌سازی‌های زیان‌بار و استفاده از توان کارشناسی و مدیریتی افراد شایسته تأکید داشته‌اند. ایشان معتقد بودند که کشور برای دستیابی به اهداف بلند خود نیازمند هم‌افزایی ظرفیت‌های مختلف فکری، سیاسی و اجرایی است.

این نگاه موجب شده است که مشارکت نخبگان، دانشگاهیان، مدیران و فعالان سیاسی در چارچوب قانون و منافع ملی به عنوان یک اصل مهم در اداره کشور مورد توجه قرار گیرد.

عدالت را می‌توان یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در اندیشه و سیره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای دانست. ایشان بارها تأکید کرده‌ بودند که هدف نهایی نظام اسلامی، تحقق عدالت در همه عرصه‌های زندگی اجتماعی است و پیشرفت بدون عدالت نمی‌تواند مطلوب و پایدار باشد.

در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، عدالت تنها به توزیع منابع اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه شامل عدالت در فرصت‌ها، آموزش، اشتغال، قضاوت، مدیریت و بهره‌مندی از امکانات عمومی نیز می‌شود. از این رو، عدالت به عنوان یک رویکرد فراگیر در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور مطرح شده است.

ایشان همواره مسئولان را به مبارزه با فساد، تبعیض و ویژه‌خواری فراخوانده و تأکید نمودند که اعتماد عمومی زمانی تقویت می‌شود که مردم عدالت را در عملکرد مسئولان مشاهده کنند. از نگاه ایشان، عدالت‌خواهی باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود و همه دستگاه‌های حکومتی خود را در برابر تحقق آن مسئول بدانند.

امام شهید امت اسلامی رضوان الله علیه همچنین بر این نکته تأکید دارند که مسیر تحقق عدالت، مسیری تدریجی اما مستمر است و نباید به بهانه دشواری‌های موجود از حرکت در این مسیر بازماند. به همین دلیل، عدالت همواره یکی از مهم‌ترین مطالبات و توصیه‌های ایشان به دولت‌ها و مدیران کشور بوده است.

مرور سیره رهبری و مدیریت جمهوری اسلامی ایران توسط امام شهید امت اسلامی حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رضوان الله علیه نشان می‌دهد که حکمرانی مردمی، ارتقای بصیرت و آگاهی سیاسی جامعه، حفظ استقلال و اقتدار ملی، حمایت از محرومان، بهره‌گیری از ظرفیت‌های متنوع سیاسی و تلاش مستمر برای تحقق عدالت، از مهم‌ترین ارکان اندیشه و عملکرد ایشان به شمار می‌رود.

این رویکردها در کنار پایبندی به اصول انقلاب اسلامی و توجه به مقتضیات زمان، الگویی از مدیریت راهبردی را شکل داده است که توانسته کشور را در شرایط پیچیده و پرچالش داخلی و بین‌المللی هدایت کند. بی‌تردید مطالعه و تبیین این ابعاد از سیره رهبری می‌تواند در شناخت بهتر تجربه حکمرانی جمهوری اسلامی و مسیر آینده آن نقش مؤثری ایفا کند.

محمود سواری

بیانات سالیانه حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای(رضوان الله تعالی علیه) در مراسم سالگرد رحلت امام(ره) شامل مهم‌ترین نظرات ایشان درباره شناخت امام خمینی و راه و هدف اوست. با توجه به اهمیت مباحث مطرح شده در این مجموعه بیانات، موضوعات محوری و جملات منتخب بیانات ۳۵ سال اخیر رهبر انقلاب در مراسم سالگرد رحلت امام(ره) در ذیل منتشر شد.

۱۴۰۳

* روشن‌بینی امام در مسئله فلسطین و مسائل کشور

آنچه امام بزرگوار درباره‌ی آینده‌ی فلسطین از پنجاه سال قبل یا بیشتر پیش‌بینی کرده بودند، امروز بتدریج در حال تحقّق یافتن است؛ این روشن‌بینی امام در مسئله‌ی فلسطین، موضوع بسیار مهمّی است... البتّه این روشن‌بینی و آینده‌نگری و دقّت نظر امام بزرگوار در حوادث، مخصوص مسئله‌ی فلسطین نبود؛ در بسیاری از قضایای جاری و مهمّ کشور، نظر امام، نگاه دقیق امام، روشن‌بینی امام در جلوی چشم کسانی که آنها را شنیده بودند تحقّق پیدا کرد که نمونه‌های زیادی دارد.

۱۴۰۲

* امام؛ پدیدآورنده تحولات بزرگ تاریخی

امام بزرگوار ما سه عمل عظیم و بزرگ و تاریخی انجام داد، سه تحوّل بزرگ به وجود آورد، یکی در سطح کشور ایران، یکی در سطح امّت اسلامی، و یکی در سطح جهان؛ این سه تحوّل، هیچ کدام سابقه ندارد، شاید انسان نتواند پیش‌بینی کند که شبیه اینها و نظیر اینها در آینده هم به وجود بیاید؛ این مخصوص امام بزرگوار بود.

۱۴۰۱

* درس‌های امام به جوانان برای گام دوم انقلاب

نسل جوان و هوشمند ما که قرار است مسئولیّت ملّی و انقلابی گام دوّم این انقلاب را بر عهده بگیرد و آینده‌ی این کشور را اداره بکند، احتیاج دارد به یک نرم‌افزار واقعی؛ برای اینکه بتواند راه انقلاب را درست طی کند که این راه انقلاب، ایران را و ملّت ایران را به منتهای قلّه خواهد رسانید، احتیاج دارد به یک نرم‌افزار مطمئن و جامع که بتواند به او کمک کند. این نرم‌افزار که میتواند شتاب‌دهنده باشد، کمک‌کننده باشد و حتّی در مواقعی تحوّل‌آفرین باشد، عبارت است از درسهای امام؛ درسهایی که هم در گفتار امام، هم در رفتار امام می توان آنها را جستجو کرد و یافت.

۱۴۰۰

* جمهوری اسلامی، مهم‌ترین ابتکار امام

امام ابتکارات زیادی داشتند لکن این مهم‌ترین ابتکار امام است، و آن عبارت است از «جمهوری اسلامی»؛ این ابتکار امام بزرگوار بود؛ این همان مردم‌سالاری دینی است که زیر عنوان جمهوری اسلامی رسمیّت پیدا کرد و عنوان نظامِ برخاسته‌ی از فکر و اراده‌ی ملّت ایران و رهبریِ امام بزرگوار شد.

۱۳۹۹

* روحیه‌ی تحوّل‌خواهی و تحوّل‌انگیزی امام

مهم‌ترین و برجسته‌ترین خصوصیّات امام بزرگوار، عبارت است از روحیه‌ی تحوّل‌خواهی و تحوّل‌انگیزی امام بزرگوار. امام، روحاً، هم یک انسان تحوّل‌خواه بود، هم تحوّل‌آفرین بود. در مورد ایجاد تحوّل، نقش او صرفاً نقش یک معلّم و استاد و مدرّس نبود؛ نقش یک فرمانده داخل در عملیّات و نقش یک رهبر به معنای واقعی بود.

۱۳۹۸

* منطق مقاومت امام

امام، مقاومت را از روی هیجان‌زدگی انتخاب نکرد، از روی احساسات زودگذر انتخاب نکرد؛ پشتوانه‌ی انتخابِ مقاومت از سوی امام بزرگوار ما یک پشتوانه‌ی منطقی است، پشتوانه‌ی‌ عقلانی است، پشتوانه‌ی علمی است و البتّه پشتوانه‌ی دینی؛ منطق، پشت سرِ ایستادگی امام و مقاومتِ امام وجود دارد.

۱۳۹۷

* شباهت‌های امام خمینی به امیرالمؤمنین علیه‌السلام

امسال این هم‌زمانی با ایّام شهادت امیرالمؤمنین، شباهتهایی را به ذهن می‌آورد میان این پیرو صادق، این پیرو حقیقی امیرالمؤمنین و آن پیشوای والا و بزرگ؛ شباهتهایی وجود دارد که مایه‌ی افتخار ملّت ایران و امّت اسلامی است؛ توجّه به این شباهتها مهم و مفید است برای پیدا کردن راه درست و همچنین برای آشنایی بیشتر با امام بزرگوارمان.

۱۳۹۶

* جذابیت‌های شخصی و اصول امام

جذّابیّتهای امام آن‌قدر قوی بود که توانست قشرهای مختلف مردم و از جوانها را وارد میدان کند... برخی از این جذّابیّتها، جذّابیّتهای مربوط به شخص امام بود. امام دارای یک شخصیّت بسیار قوی، بسیار مستحکم، دارای قدرت ایستادگیِ در مقابل سختی‌ها بود... در کنار این جذّابیّتها، بخشی از جذّابیّتها مربوط به اصولی بود که امام ارائه میکرد.

۱۳۹۵

* شاخص‌های انقلابیگری

ما امام را با صفات متعدّدی همواره توصیف می کنیم امّا صفت مؤمنِ متعبّدِ انقلابی -که ما کمتر امام را با آن توصیف کرده‌ایم- یک صفت جامع است... امامِ انقلاب یعنی پیشوای همه‌ی این خصوصیّاتی که کلمه‌ی انقلاب متضمّن آن است. قدرتهای مادّی هم که نسبت به امام همواره غضبناک بودند و البتّه می هراسیدند از امام بزرگوار، بیشتر به‌خاطر این صفت بود: صفت انقلابیگری امام. امروز هم دشمنان ملّت ایران با خصوصیّت انقلابیگری او خصومت دارند و دشمنند.

۱۳۹۴

* تحریف شخصیت امام

اگر ملّت ایران بخواهد به هدف های بزرگ خود برسد، بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیّت امام را تحریف کنند، که تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است.

۱۳۹۳

* نقشه راه امام

برای اینکه به هدف برسیم، باید راه را گم نکنیم برای اینکه راه را گم نکنیم، باید نقشه‌ی اصلی و اساسی، جلوی چشم ما باشد، آن را بشناسیم و بدانیم. نقشه‌ی امام، کار اصلی امام، بنای یک نظم مدنی - سیاسی براساس عقلانیت اسلامی بود.

۱۳۹۲

* سه باور امام

سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، که همین سه باور به او قاطعیت می داد، شجاعت میداد و استقامت می داد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه‌ی حرکتهای امام، خود را به معنای واقعی کلمه نشان داد.

۱۳۹۱

* عزت ملی

کارهای بزرگی که همه می گفتند نشدنی است، با طلوع امام، این کارها شدنی شد؛ همه‌ی سدهائی که گفته می شد شکستنی نیست، با حضور امام، این سدها شکستنی شد. او علاوه بر اینکه خود، مظهر عزت نفس و اقتدار معنوی بود، روح عزت را در ملت هم زنده کرد. این، کار بزرگ امام بزرگوار بود.

۱۳۹۰

* ابعاد مکتب امام

مکتب امام یک بسته‌ی کامل است، یک مجموعه است، دارای ابعادی است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بُعد اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است... بُعد سومی هم وجود دارد... و آن، بُعد عدالت است.

۱۳۸۹

* امام بهترین شاخص انقلاب

امام برجسته‌ترین شاخصهاست؛ رفتار امام، گفتار امام. .. نباید برای خوشامد این و آن، برخی از مواضع حقیقی امام را یا انکار کرد، یا مخفی نگه داشت... بایستی ما بعضی از مواضع صریح امام را یا پنهان کنیم یا نگوئیم یا کمرنگ کنیم؛ نه، امام هویتش، شخصیتش به همین مواضعی است که خود او با صریح‌ترین بیانها، روشن‌ترین الفاظ و کلمات، آنها را بیان کرد.

۱۳۸۸

* نهضت امام

در حقیقت امام بزرگوارِ ما در این نهضت عظیمی که در کشورمان و در جهان اسلام به وجود آوردند، دو پرچم را بلند کردند و برافراشته نگاه داشتند: یک پرچم عبارت است از پرچم احیاء اسلام؛ به عرصه آوردن این قدرت عظیم و لایتناهی. پرچم دوم، پرچم عزت و سربلندی ایران و ایرانی.

۱۳۸۷

* بازخوانی وصیت‌نامه امام

دست امام، انگشت اشاره‌ی امام در همه‌ی پیچ و خم های زندگی ما را راهنمائی می کند و یکی از قویترین و بهترین مواریث معنوی امام، همین وصیتنامه‌ی اوست. جا دارد در برهه‌های مختلف، مردم، مسئولان گوناگون، جوانها این وصیتنامه را بازخوانی کنند.

۱۳۸۶

* هویت انقلاب اسلامی

امام بزرگوار ما توانست یک هویت جدیدی را در دنیای پرآشوب سیاست، در این منطقه به وجود بیاورد و آن، هویتِ جمهوری اسلامی و ملت زنده‌ی ایران است که توانستند این جمهوری را ایجاد کنند و از آن پاسداری کنند. این، یک هویت اسلامی و یک هویت ملی است و این هویت، مخصوص ملت ایران هم نیست. هویت اسلامی، متعلق به همه‌ی امتهای اسلام است.

۱۳۸۵

* دستاوردهای حرکت امام

این شجره‌ی طیبه‌ای را که امام بزرگوار غرس کرد و خدای متعال برکت بخشید و شاخ و برگ آن را این‌چنین گسترده کرد، همه با هم باید حفظ کنیم؛ هم مسؤولان، هم آحاد مردم، هم نخبگان سیاسی، هم نخبگان علمی، هم اهل حوزه، هم اهل دانشگاه، هم کارگر و هم همه‌ی قشرهای دیگر.

۱۳۸۴

* مکتب سیاسی امام

جوهر اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، رابطه‌ی دین و دنیاست؛ یعنی همان چیزی که از آن به مسئله‌ی دین و سیاست و دین و زندگی هم تعبیر میکنند. امام در بیان ارتباط دین و دنیا، نظر اسلام و سخن اسلام را به عنوان مبنا و روح و اساس کار خود قرار داده بود.

۱۳۸۳* شاخص‌های مکتب سیاسی امام

عامل مهم تسلیم ناپذیری و ایستادگی ملت ایران در راه پُر افتخار خود، فلسفه ی سیاسی و مکتب سیاسی امام است، که ملت ما از بن دندان به آن اعتقاد دارند. دشمنان انقلاب چاره یی ندارند جز این که با فلسفه ی امام، با مکتب امام و با شخصیت امام - که همچنان زنده و پایدار است - دشمنی کنند تا بتوانند این ملت را به خیال خود به عقب نشینی و تسلیم در مقابل خودشان وادار کنند.

۱۳۸۲

* محور کار امام

محور همه اصول و قواعد کار امام بزرگوار ما در دو چیز خلاصه میشد: اسلام و مردم. اعتقاد به مردم را هم امام بزرگوار ما از اسلام گرفت. اسلام است که روی حقّ ملتها، اهمیت رأی ملتها و تأثیر جهاد و حضور آنها تأکید می کند؛ لذا امام بزرگوار محور کار را اسلام و مردم قرار داد؛ عظمت اسلام، عظمت مردم؛ اقتدار اسلام، اقتدار مردم؛ شکست‌ناپذیری اسلام، شکست‌ناپذیری مردم.

۱۳۸۱

* اصول انقلاب

شخصیت امام از اصول اساسی او جدا نیست. در حقیقت، هویّت و اصول انقلاب ما خطوط برجسته شخصیت امام را هم تشکیل می دهد. هر چه راجع به انقلاب بگوییم، در واقع درباره امام سخن گفته‌ایم.

۱۳۸۰

* عناصر تشکیل نظام

امام در ساخت و مهندسیِ نظام جمهوری اسلامی، همه عناصر و اجزایی را که می توانست این نظام را استوار و ماندگار کند، مورد ملاحظه قرار داد و با مهارتِ تمام این عناصر اصلی را در درون این بنای شامخ و مستحکم کار گذاشت. این عناصر اصلی عبارت است از اسلام، مردم، قانونگرایی و دشمن‌ستیزی.

۱۳۷۹

* نقش نیروی مردم مؤمن

حرکت امام، درس بزرگ امام، خدمت بزرگ امام به این ملت و به ملتهای دیگر این بود که به مردم گفت می‌توانید و قدرت دارید؛ قدرت در دست شما و متعلق به شماست؛ فقط باید این قدرت را اعمال کنید؛ باید اراده کنید؛ باید تصمیم بگیرید؛ باید خواص و اثرگذاران در ذهن مردم وارد میدان شوند و مردم باید آماده‌ی فداکاری باشند. در آن صورت همه کار خواهد شد و همه موفّقیتها به‌دست خواهد آمد.

۱۳۷۸

* مشخصه‌های راه امام

راه امام، راه نجات این کشور، هم در آغاز انقلاب، هم در دوران حیات آن بزرگوار بود و هم امروز هست.

۱۳۷۷

* سرمایه‌های انقلاب

دو نکته اساسی در حرکت امام بزرگوار بود که همین دو نکته، سرمایه ارزشمند این انقلاب بود و هست: یکی این است که هدف این انقلاب، اسلام است. دوم این که سربازان این انقلاب و لشکر این انقلاب، مستضعفان و پابرهنگان و همچنین قشر جوانند.

۱۳۷۶

* دو خطر برای انقلاب

حرکت عظیمی مانند انقلاب، معمولاً و عادتاً با یکی از دو آفتِ «تحجّر» یا «انفعال» مواجه میشود. ... راه میان تحجّر و خودباختگی، راهی بود که امام انتخاب کرد. این، درس بزرگ امام بود و توانست این انقلاب را نجات دهد. امروز هم به فضل پروردگار، همان راه و همان خط در این کشور مجرا و معتبر است.

۱۳۷۵

* استقامت امام

حرکت امام، مشابهت‌های زیادی با نهضت حسینی دارد و تقریباً، الگوبرداری شده از حرکت حسینی است... از جمله ویژگیهایی که در هر دو حرکت، به طور بارزی وجود دارد، موضوعِ «استقامت» است.

۱۳۷۴

* پیشرفت انقلاب

انقلاب بزرگ اسلامی که امام بزرگوار آن را هدایت کرد، به ثمر رساند و نتیجه مهمِ‌ّ جمهوری اسلامی را بر آن مترتب کرد، دارای دو وجهه است: یک وجهه، وجهه داخلی و ایرانی و وجهه دیگر، وجهه جهانی، بین‌المللی، اسلامی و انسانی است... در هر دو وجهه، ما به برکت استعداد ذاتی خود، رهبری آن بزرگوار و مجاهدت و پایمردی شما ملت عزیز، پیشرفتهای زیادی داشته‌ایم.

۱۳۷۳

* تشکیل نظام اسلامی

نظام اسلامی‌ای که امام در این کشور تشکیل داد و به‌وجود آورد، عبارت از این است که شکل زندگی این ملت، قالب و معنای اسلامی پیدا کند و جهت گیری، اسلامی باشد. این نظام اسلامی دارای یک ماده اصلی به‌نام «ایمان به خدا و غیب» و نیز دارای یک قالب و صورت به‌نام «شریعت اسلامی» است.

۱۳۷۲

* جریان‌های جهانی و امام

بعد از رحلت امام بزرگوار تا امروز هم، هر دو جریان باقی است و علی‌الظّاهر تا مدّتهایی که خدای متعال امد آن را میداند، باقی خواهد بود. این دو جریان، یکی عبارت است از جریان خصومت و دشمنی خباثت آمیزی که استکبار جهانی با انقلاب ما داشت ... جریان دوم عبارت است از جریان گسترش نهضت گرایش به اسلام و پیوستن نسلهای جوان در بسیاری از کشورهای اسلامی به نهضت امام رضوان‌الله‌تعالی‌علیه که این جریان هم در زمان امام، با وسعت و گسترش و سرعت بسیار وجود داشت.

۱۳۷۱

* سلوک حکومتی امام

حرکت ملت در تداوم راه و خطّ امام [پس از رحلت امام]، مانند سایر مجاهدتهای ملت بزرگ ایران در اصل انقلاب، در جنگ تحمیلی و در آزمایشهای گوناگون، یک حرکت استثنایی و به یادماندنی بود... خطّ امام، یعنی آن مسلک و سلوک حکومتی امام امّت. یعنی چیزی که تفسیرکننده نظام جمهوری اسلامی است.

۱۳۷۰

* راه رهایی از مشکلات

اگر به فضل الهی همین حرکت مبارکی را که دوازده سال است با قدرت در پیش گرفته‌اید، با وحدت حرکت کرده‌اید، به اسلام متمسک بوده‌اید، با همین تمسک به اسلام، با همین وحدت کلمه و با همین قدرت و عزت، پشت سر مسؤولان دلسوز ادامه بدهید، تمام مشکلاتی را که دشمنان بزرگ اسلام علیه این ملت به وجود آورده‌اند خود شما خواهید توانست برطرف کنید و کشور را یک کشور اسلامیِ حقیقیِ نمونه‌ی آزاد آباد بسازید.

۱۳۶۹

* تأثیر حرکت امام در جهان

با انقلاب اسلامی در ایران و با تشکیل نظام اسلامی در این نقطه‌ی از عالم و با مبارزات طولانییی که ملت ما پشت سر رهبر عظیم‌الشأنش، برای حفاظت از انقلاب و اسلام انجام داد، عصر جدیدی با خصوصیاتی متمایز با دوران قبل، در عالم به‌وجود آمد... [قدرتهای مادّی دنیا] اعتراف نمیکنند که دوران جدیدی آغاز شده است؛ اما تحت تأثیر این دوران قرار گرفته‌اند و آن را احساس می کنند. این عصر و این دوران جدید را باید «دوران امام خمینی» نامید

آیا محبت امیرالمؤمنین علی(ع) می‌تواند بهانه‌ای برای چشم‌پوشی از گناه و ترک تکلیف باشد؟ برخی با برداشت‌های نادرست از روایات، چنین پنداشته‌اند که محبت اهل‌بیت(ع) جای عمل را می‌گیرد یا انسان را از مسئولیت شرعی معاف می‌کند. در ادامه توضیحات آیت‌الله حائری شیرازی را به این پرسش می‌خوانیم.

این تصور که محبت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مجوزی برای ارتکاب گناه است، خطایی بزرگ و تهمتی نارواست. هیچ‌یک از امامان معصوم چنین اجازه‌ای نداده‌اند؛ چراکه محال است انسانی با حرکت در مسیر پاکی، به سمت ناپاکی برود بدون عضو شدن در ولایت طاغوت.

واقعیت این است که انسان همواره در معرض انتخاب میان «ولایت‌الله» و «ولایت طاغوت» است. نباید تصور کرد که ولایت طاغوت لزوماً ظاهری عجیب و غریب دارد؛ هرگاه انسانی از هوای نفس خود پیروی می‌کند و به گناهی (مانند غیبت) تن می‌دهد، در همان لحظه تحت ولایت طاغوت قرار گرفته است. در حقیقت، نفس امّاره در لحظه‌ی ارتکاب گناه، بر انسان ولایت می‌یابد.

البته این احتمال وجود دارد که انسانی در مسیر ولایت‌الله گام برمی‌دارد و رشته‌ی محکمِ محبت علی (علیه السلام) در جانش استوار است، اما در لحظه‌ای دچار لغزش یا گناهی می‌شود. نکته اینجاست که این لغزش، او را از آن کاروان اصلی خارج نمی‌کند و از پای در نمی‌آورد؛ زیرا مؤمنِ حقیقی به محض ارتکاب گناه، دچار تشویش و پشیمانی می‌شود و به سوی پروردگار بازمی‌گردد.

در وصف این افراد می‌فرمایند:

«حُبُّ عَلی حَسَنه لا تَضَر معَها سیِئه»

یعنی زمانی که وسوسه‌ای از شیطان بر آنان عارض می‌شود، به یاد خدا می‌افتند و بلافاصله بینا می‌شوند.

این همان حسن تذکر است؛ یعنی محبت اهل‌بیت، عاملی است که مانع از سقوط همیشگی می‌شود و بازگشت و توبه‌ی فوری را برای انسانِ مؤمن ممکن می‌سازد.

این‌که گفته می‌شود انسانِ تحت ولایت خدا ممکن است مرتکب گناه شود، اما گناه او را از پا درنمی‌آورد، به این معناست که ولایت الهی در باطن او همچنان حاکم است؛ از همین رو، وقتی لغزشی از او سر می‌زند، درونش منقلب می‌شود، پشیمان می‌گردد و به توبه روی می‌آورد.

همچنین، این‌که در برخی روایات آمده است حُبّ علی حَسنه لا تضر مَعَها سیّئه است، به این معنا نیست که محبت امیرالمؤمنین (ع) جای نماز را می‌گیرد یا گناه را برای انسان حلال می‌کند. این برداشت، فهم نادرست از روایت است، نه بیان یک قاعده‌ی دینی.

محبّ حقیقیِ علی (ع) بر گناه اصرار نمی‌ورزد؛ زیرا محبت، او را نسبت به خطا حساس می‌کند و نمی‌گذارد گناه در وجودش ریشه بدواند و کهنه شود. چنین انسانی به محض لغزش، به جبران و اصلاح برمی‌خیزد و با زبان دل می‌گوید: «یا علی، طهّرنی؛ مرا پاک کن.»

در حقیقت، محبت اهل‌بیت (ع) انسان را از درون دگرگون می‌کند، نه این‌که تکلیف را از او بردارد. این محبت، زمینه‌ی پاکی، بازگشت و توبه را در انسان زنده نگه می‌دارد؛ همان‌گونه که بنده‌ی دلباخته، به مدد عنایت مولایش از آلودگی رهایی می‌یابد و پاک می‌شود. از این منظر است که می‌توان گفت: محبت علی (ع) انسان را به سوی طهارت می‌برد، نه به سوی توجیه گناه.

هنر خوشبخت بودن در آن است که آدم‌ها را متفاوت درک کنیم و نخواهیم همه را شبیه قالب‌های ذهنی خود سازیم. خداوند در قرآن کریم بارها تأکید کرده است که انسان‌ها را متفاوت آفریده است. اگر من این تفاوت‌ها را درک نکنم و بخواهم همه چیز و همه کس مطابق ذهنیت من باشد، در حقیقت به خلقت خداوند متعال احترام نگذاشته‌ام.

از سوی دیگر، خود من نیز همواره با چالش‌هایی مواجه خواهم شد. اما هنگامی که بپذیریم افراد با یکدیگر متفاوتند، می‌آموزیم که چگونه با یکدیگر تعامل کنیم؛ گویی یاد می‌گیریم چگونه پاسکاری کنیم و چگونه با هم خوب بازی کنیم. این نگاه سبب می‌شود زندگانی روز به روز رشد کند، به جای این که روز به روز اختلاف‌ها افزایش یابد.

برخی روابط در چرخه‌ای دوزخی گرفتار می‌شوند و حالشان پیوسته بدتر و بدتر می‌گردد، گویی در گردابی سقوط کرده‌اند. اما برخی دیگر وارد مارپیچ فضیلت می‌شوند؛ یعنی پله‌پله به سوی تعالی و رشد پیش می‌روند، چه از نظر شخصیتی، چه در ارتباطاتشان و چه برای نسل آینده.

در محضر قرآن

وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ
وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ
آیه: وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْکرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ کنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوناً وَ کنتُمْ…

احادیث