seyed hossein emamian
جنگ رمضان و عصر پایان حضور آمریکا در منطقه؛ ایران چگونه پیروز این جنگ است؟
در پی عملیات ویژه نظامی دشمن که با مقاومت یکپارچه ملت و نیروهای مسلح ایران معادلات آنان را دگرگون و طراحان آن را با شکست مواجه ساخت، این مقاومت، نه تنها نقشه اولیه دشمن را با شکست مواجه کرد، بلکه جنگ را به سطحی راهبردیتر ارتقا داد.در این مصاحبه، آقای مهدی بشارت، کارشناس مسائل سیاسی و عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه سمنان، تحلیلی جامع از شرایط کنونی داشته و به بررسی دستاوردها، شروط پیروزی و چشمانداز آینده پرداختهاند. متن کامل این مصاحبه در ادامه تقدیم مخاطبین گرامی میگردد.
*چه روندی باعث بوجود آمدن بحث اتش بس شد؟ آیا این اتش بس تضمین واقعی به ایران خواهد داد؟
در خصوص روند وقایعی که منجر به آتشبس شد، باید ابتدا به این نکته اشاره کرد که تصور دشمن از اقدام خود، نه یک جنگ، بلکه انجام یک عملیات ویژه نظامی بوده است. این عملیات به این صورت طراحی شده بود که ابتدا با ترور رهبری معظم انقلاب و فرماندهان عالیرتبه آغاز شود و در ادامه، ظرف چند روز، تأسیسات و تجهیزات حساس نظامی کشور مورد تهاجم قرار گیرند.
در خلال این بازه زمانی، که به نوعی خلاء قدرت در کشور به دلیل فقدان رهبری معظم انقلاب و فرماندهان عالیرتبه به وجود آمده بود، زمینه برای گروههای برانداز فراهم میشد تا سوار بر موج نارضایتیهای مردمی (که پس از حوادث تلخ و تأسفبار دی ماه ایجاد شده بود و خود دشمنان نیز در فراهم کردن زمینه آن نقش داشتند) شوند. هدف این بود که بتوانند انسجام اجتماعی کشور را به هم بزنند و نظام سیاسی ایران را سرنگون کنند و ایران را وارد دورههایی از درگیریها و جنگ داخلی نمایند.تا هدف نهایی دشمنان که تجزیه ایران هست در نهایت محقق شود.
دو عامل اصلی مانع از تحقق نقشهها و اهداف دشمنان شدند:
اولاً، تابآوری نظام سیاسی: نظام سیاسی کشور، علیرغم شوک اولیهای که ناشی از ترور رهبر معظم انقلاب و فرماندهان بود، توانست با درایت این شوک را پشت سر بگذارد. مسئله خلاء قدرت سیاسی ابتدا با تعیین اعضای شورای موقت رهبری برای اداره موقت کشور و سپس با درایت مجلس خبرگان رهبری در انتخاب رهبری جدید انقلاب اسلامی حل شد. به این ترتیب، نظام سیاسی این شوک را پشت سر گذاشت و هدف دشمن مبنی بر ایجاد خلاء قدرت در کشور را ناکام گذاشت.
ثانیاً، پاسخ مقتدرانه نیروهای مسلح: با وجود شهادت فرماندهی کل قوا و فرماندهان ارشد نظامی، نیروهای مسلح در سریعترین زمان ممکن، یعنی یک تا دو ساعت پس از آغاز جنگ، پاسخی قاطع ارائه دادند. نیروهای مقتدر مسلح جمهوری اسلامی ایران پایگاههای آمریکایی در منطقه و همچنین رژیم غاصب صهیونیستی را زیر ضرب موشکهای خود بردند و پاسخ نظامی ایران آغاز شد. دشمنان تصور چنین عکسالعمل سریعی و با این گستره را نداشتند
سومین عاملی که مانع تحقق نقشههای دشمنان شد، حضور حماسی مردم در صحنه بود. از همان ساعات اولیه مطرح شدن شهادت رهبری معظم انقلاب، مردم به خیابانها آمدند و با حضور خود و نشان دادن انسجام سیاسی و حمایتی که از نظام جمهوری اسلامی و ایران داشتند، نقشه دشمنان را که تصور میکردند مردم در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی به صحنه خواهند آمد و از دشمنان پشتیبانی خواهند کرد، باطل کردند.
چهارمین عاملی که مانع تحقق اهداف و نقشههای آنها شد، مدیریت نیازهای مردم توسط مسئولان نظام بود. علیرغم اینکه ما بیش از چهل روز جنگ را پشت سر گذاشتیم، شرایط و نیازهای اساسی مردم به بهترین نحو ممکن توسط مسئولان دولتی و مربوطه مدیریت شد. به گونهای که مردم هیچ کمبودی را احساس نکردند؛ نه کمبود سوخت و نه کمبود کالاهای اساسی، علیرغم اینکه کشور در یک جنگ بسیار بزرگی به سر میبرد.
این عوامل مانع از آن شدند که دشمن به اهدافش دست پیدا کند. از طرف دیگر، نیروهای مسلح ما علاوه بر این، نیروهای مسلح ما عملیات ویژه نظامی دشمن را به یک جنگ تمامعیار تبدیل کردند. جنگی که همانطور که عرض کردم، هم رژیم صهیونیستی و هم پایگاههای آمریکایی در کشورهای منطقه را مورد هدف قرار داد و آسیبهای جدیای به آنها وارد ساخت. علیرغم تلاشهایی که دشمنان کردند و ادعاهایی مبنی بر تضعیف یا خارج کردن نیروی نظامی ایران از رده عملیاتی داشتند، نیروهای مسلح ما در طول این مدت بیش از چهل روز جنگ، با قدرت بسیار زیاد، از خودگذشتگی و فداکاری، همواره آتش را بر دشمن حفظ کرده و گسترش دادند و ضربات جدیای به او وارد نمودند.
علاوه بر این، در تکمیل عملیاتهای نظامی نیروهای مسلح ما که برای ایجاد جنگ ترکیبی با دشمن و وارد کردن ضربات بیشتر جهت پشیمان کردن متجاوزین از اقدام خویش انجام شد، جنگ از فاز نظامی وارد فاز اقتصادی گردید. اقدامی که در بستن تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، اقتصاد جهان و اقتصاد کشورهای درگیر در این جنگ را مورد هدف و حمله قرار داد؛ با این نیت که متجاوزین را پشیمان سازد.
در ایران، ترورها و جنایات دشمن، علیرغم اینکه خساراتی به بار آورد و تأسفبرانگیز بود (از جمله شهادت مقام معظم رهبری که بزرگترین لطمه و خسارت به ایران وارد شد)، هیچ خللی در اراده مردم ایجاد نکرد. در طول زمانی که دشمن مشغول جنایت بود، مردم ایران مستحکمتر، با ارادهتر و با انگیزهتر حضور خود را در خیابانها حفظ کرده و در مقابل دشمن صهیونیستی صفآرایی نمودند.
اما در طرف مقابل، هرچه جنگ بیشتر به طول میانجامید، فشار بر طرف آمریکایی و صهیونیستی افزایش مییافت. هم از نظر نظامی، با توجه به اینکه پایگاههای آنها زیر آتش نیروهای توانمند مسلح ما بود، میزان تخریب پایگاههایشان و توان آنها در منطقه لحظه به لحظه کاهش پیدا میکرد و تخریب پایگاههایشان افزایش مییافت. و هم از لحاظ اقتصادی، با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران جنگ را به حوزه اقتصاد نیز کشانده بود، سبب میشد تا با توجه به افزایش قیمت نفت و اتفاقاتی که در اثر بسته شدن تنگه هرمز برای عبور کالاها و محصولات (به خصوص پتروشیمی) از این منطقه به دریاهای آزاد و کشورهای مختلف رخ میداد، کمبود نفت و برخی کالاها بروز کند.
برخی از این مسائل سبب افزایش قیمتها و تورم در حوزه محصولات پتروشیمی، محصولات شیمیایی و انرژی در کشورهای مختلف میشد و لحظه به لحظه این مسئله فشار را بر این کشورها افزایش میداد.
این فشارهایی که رو به افزایش بود، هم در حوزه نظامی، هم در حوزه اقتصادی و هم به تبع آن در حوزه سیاسی، سبب شد آمریکا در نردبان تسلیم قرار بگیرد. یعنی برای اینکه جمهوری اسلامی ایران را وادار به تسلیم کند، لحظه به لحظه تنش را افزایش داد تا شاید با افزایش تنش و جنایت بیشتر بتواند جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران را وادار به پذیرش شکست کند. اما این هم شکست خورد، یعنی باز هم نتوانست به اهدافش برسد.
وقتی آمریکا ایران را با از بین بردن زیرساختها به عصر حجر تهدید کرد، تهدیدی که خودشان هم میدانستند عملی نیست و صرفاً برای ترساندن و عقبنشینی ایران بود، نهایت تلاش نظامی و تهدید را به عمل آوردند با این هدف که مردم را بترسانند. البته خودشان هم میدانستند که این شدنی نیست؛ با توجه به توان رزم نیروهای جمهوری اسلامی ایران، گستردگی سرزمینی ایران و ایستادگی ملت ایران، عملاً امکان برآورده کردن این تهدید وجود نداشت.
به همین دلیل بود که آمریکا به دنبال راهی برای خروج از فشار سیاسی، اقتصادی و نظامیای بود که در آن قرار داشت. اولتیماتومهایی که داده بود نیز عملی نبود. بنابراین، به دنبال این بود که بتواند از زیر این فشار خارج شود و اینجا بود که درخواست آتشبس را مطرح کرد و شروطی را برای آتشبس قرار داد؛ پانزده شرط برای آتشبس که امیدوار بودند جمهوری اسلامی ایران آنها را بپذیرد تا آتشبس شده و وارد مذاکرات شوند.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با رد آن پانزده شرط، ده شرط اساسی را به عنوان پیششرط آتشبس مطرح کرد. با توجه به نیازی که دشمن به آتشبس داشت، به دلیل فشارهایی که بر او وارد شده بود، در نهایت رئیسجمهور آمریکا با اعلام پذیرش ده شرط ایران برای مذاکره، آتشبس را پذیرفت. این جنگ در این مرحله با توقف صحنه نبرد مواجه شد و فعلاً سکوتی در حوزه نظامی برقرار است. البته هنوز هم جنگ ادامه دارد، هرچند وارد فاز دیگری شده است و در روزهای آینده نیز ممکن است فازهای دیگری را در جنگ با آن مواجه باشیم.
* چرا حضور ادامه دار مردم در خیابانها ها مهم است؟
آنچه به دشمن جرئت و جسارت انجام این غلط بزرگ را داد، تصور و محاسبهی نادرست آنها دربارهی مردم ایران و واکنش ملت ایران به این جنگ بود.
شاید آنها ملت ایران را با برخی کشورهای دیگر مقایسه کرده بودند؛ بهعنوان نمونه، مدتی پیش از حمله به ایران، رئیسجمهور آمریکا در مواجهه با مسئلهی ونزوئلا، این کشور را برای مدتی تحت محاصره قرار داد و سپس در اقدامی سریع، رئیسجمهور ونزوئلا را ربود و به آمریکا برد. پس از آن نیز موضوع محاکمهی رئیسجمهور ونزوئلا مطرح شد، اما در داخل آن کشور هیچ اعتراض گستردهای نسبت به این واقعه صورت نگرفت. دشمن تصور کرد اگر چنین اقدامی را در ایران تکرار کند، کسی برای حمایت از نظام سیاسی کشور به میدان نخواهد آمد.
در نقطهی مقابل، گمان میکردند که با فراهم کردن فضا برای مخالفان، میتوانند نظم و نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران را بر هم بزنند و به اهداف خود دست یابند.
این تصور، تصوری کاملاً اشتباه بود. مردم ایران با آغاز جنگ، با بینش، بصیرت و شجاعتی مثالزدنی نقشهی دشمنان را نقش بر آب کردند. مردمی که اگر در کشور دیگری بودند شاید از قدرت دشمن بیم به دل راه میدادند و عقبنشینی میکردند، اما در اینجا با شهامت ایستادند، سختیها را به جان خریدند و مقاومت کردند.
در طول بیش از چهل شب گذشته، شهرهای مختلف کشور شاهد حضور پرشور مردم بودند؛ با وجود باران، برف و سرمای هوا، حتی در شرایطی که حملات دشمن به مناطق نزدیک به تجمعات صورت میگرفت و صدای انفجار و موشک در فضا میپیچید، مردم صحنه را ترک نکردند و با حضور خود پیامی روشن به دشمن دادند: برداشت شما از ملت ایران غلط بود.
مردم ایران به تعبیر امام شهیدمان درسهای شیعی خود را به خوبی آموختهاند؛ آنان زیر بار ظلم و ستم نمیروند، ذلت و خواری را نمیپذیرند و برای عدم تسلیم، حاضر به پرداخت هزینه هستند. ملت ایران در این روزها، همگام با امام شهیدشان فریاد زدند که در برابر دشمن جانی و جنایتکار تسلیم نخواهند شد. این حضور و مقاومت مردم، علاوه بر آنکه موجب دلگرمی نیروهای مسلح کشور شد تا با پشتوانهی ملت اقدام کنند، سبب یأس و ناامیدی دشمن نیز گردید.
در طول روزهای گذشتهی نبرد، عامل اصلی تداوم مقاومت ایران و ناکامی دشمن در تحقق اهدافش، همین حضور مردم بود. هرچند جنگ هنوز به پایان نرسیده، ممکن است دشمن تاکتیک خود را تغییر داده و میدان نبرد را به عرصهی سیاسی، اقتصادی یا حوزههای دیگر منتقل کرده باشد. باید هوشیار بود که دشمن، اگرچه شیوهی خود را تغییر داده، اما آرایش جنگیاش را همچنان حفظ کرده و شاید هنوز امید دارد بتواند ضربهای به ملت ایران وارد سازد.
در چنین شرایطی، مردم نیز باید آرایش جنگی خود را حفظ کنند تا زمانی که شکست کامل دشمن رقم بخورد. اگر مردم صحنه را ترک کنند و از حالت آمادهباش خارج شوند، دشمن جسور خواهد شد و تلاش میکند ضربات بیشتری به جامعه وارد آورد. در این میان، زمینه برای مزدوران دشمن نیز فراهم میشود تا خیابانهای خالی از مردم را پر کنند و به بهانههای مختلف پروژههای دشمن را پیش ببرند.
بنابراین، با توجه به اینکه جنگ هنوز به پایان نرسیده، هرچند ممکن است صحنهی آن تغییر کرده باشد، ضروری است مردم تا تحقق اهداف نهایی ـ اعم از پشیمان کردن متجاوز از اقدام نابخردانهاش، دریافت غرامت ناشی از خباثتهای انجامشده، یا هر تصمیم و تشخیصی که رهبر معظم انقلاب در خصوص پایان جنگ اتخاذ کنند ـ حضور حماسی خود را در صحنه حفظ کنند و اجازه ندهند دشمن به اهداف پلید خود دست یابد.
*اهمیت تحلیل سیاسی در بین توده های مردم چیست؟
آنچه به تداوم حضور مردم و تأثیرگذاری بیشتر این حضور کمک میکند، تحلیل سیاسی و بصیرت مردمی است. حضور مردم در صحنه و خیابان، صرفاً یک گردهمایی نیست؛ با توجه به پیچیدگی میدان نبرد و استفاده دشمن از ابزارهای مختلف جنگ شناختی و جنگ روانی برای تأثیرگذاری بر ذهنیت مردم جامعه و شناخت و تحلیل آنها از صحنه نبرد، بصیرت و آگاهی مردم خنثیکننده توطئههای دشمن خواهد بود.
از طرفی دیگر، تغییر تاکتیک دشمن، مثلاً از جنگ نظامی به آتشبس و مذاکره برای ادامه نیز ورود جنگ به فازهای دیگر، اگر همراه با تحلیل سیاسی و بصیرت مردم نباشد، یعنی اگر مردم از اتفاقاتی که در صحنه نبرد رخ میدهد آگاه نباشند، ممکن است موجب سردرگمی یا یأس و ناامیدی آنها شود. اتفاقی که گاه در همین روزهای اخیر شاهد آن بودیم، پس از اعلام آتشبس و توافق برای مذاکره، مطرح شدن حرفها و مباحثی در میان برخی مردم بود.
در این راستا، وظیفه افراد آگاه و اهل بیان افزایش مییابد تا با «جهاد تبیین»، که به تعبیر امام شهیدمان واجب قطعی و فوری است، نسبت به آگاهسازی لحظهبهلحظه مردم از شرایط جنگ، تاکتیکهای دشمن و ابزارهایی که دشمن در این جنگ به کار میگیرد، اقدام کنند تا انشاءالله دشمنان، همانطور که در میدان نظامی نتوانستند کاری از پیش ببرند، در سایر عرصهها نیز با آگاهی مردم شکست بخورند و این جنگ با پیروزی ملت ایران به پایان برسد.
*از برکات این جنگ چه چیزی میتواند حاصل شود و در چه زمانی ما شاهد جشن پیروزی خواهیم بود؟
اگرچه این جنگ خسارات سنگینی بر ملت ایران وارد آورد و با رنجِ شهادتِ امامِ امت و مقام معظم رهبری همراه بود، اما در عین حال، برکات و دستاوردهای بسیاری نیز به ارمغان آورد؛ برخی از این دستاوردها امروزه عیان و قابل بحث هستند و برخی دیگر نیز به مرور زمان آشکار شده و ملت ایران حلاوت و شیرینی آنها را خواهند چشید.
از جمله این برکات این جنگ، «حضور بیهمتای ملت» است که به تعبیر مقام معظم رهبری، شهید امام خامنهای، مبعوث شدنِ مردم است. حضور مستمر و حماسی ملت در صحنههای مختلف، فراتر از تصور، نشان از پایبندی عمیق آنها به ارزشها، آرمانها و میهندوستیشان دارد؛ چنانکه حضور بیش از چهل شب پیاپی در عرصه، گواهی بر این انسجام اجتماعی است. این ایستادگیِ مردمی، دستاوردی بزرگ است که در آینده نیز میتواند در حل بحرانها، چالشها و مشکلات مختلف جامعه نقشی تعیینکننده ایفا کند و به برکت این همبستگی، ملت ما از سد بسیاری از مشکلات و موانع عبور نماید.
از دیگر برکات این دوران، آشکار شدن قدرت واقعی ایران در پیشگاه جهانیان است. پیش از این، تصور تقابل با امپراتوری ایالات متحده آمریکا ـ که از نظر تجهیزات نظامی، فناوریهای پیشرفته و برخورداری از بیشترین بمبهای اتمی، بزرگترین قدرت جهان به شمار میرود ـ دشوار و ناممکن مینمود. اما ملت ایران با تکیه بر ایمان خود نشان داد که «خون بر شمشیر» و «ایمان بر تکنولوژی» پیروز خواهد بود. این پیروزی، تجلی قدرتی است که از دل ایمان و اراده مردمی برخاست؛ مردمی که نشان دادند قدرت مادی هرگز نمیتواند بر ارادهای استوار و ایمان به حق غلبه کند.
یکی دیگر از دستاوردها و برکات این جنگ، که جهان را تحت تأثیر قرار داد، آشکار ساختن رذالت و حقارتِ گروههای وطنفروشِ اپوزیسیون است. ملت ایران اینها را شناخت؛ کسانی که در روزهایی که تنِ وطن زخمخورده بود، در صف دشمن ایستادند، از حملهی نظامی به کشور حمایت کردند، دشمنان خبیثِ ملت ایران را تشویق نمودند و از آنها تشکر کردند. برای ملت ایران آشکار شد که این افرادی که ادعای وطندوستی میکنند، انسانهای بیوطن و خبیثی هستند که صرفاً رسیدنِ خودشان به قدرت برایشان موضوعیت دارد، حتی اگر رسیدن آنها به قدرت موجبِ ویرانیِ وطن و کشته شدنِ انسانهای بیگناه شود؛ و این نیز از برکات این جنگ بود.
یکی دیگر از برکات این جنگ، نشان دادن چهرهی خبیثِ آمریکا و صهیونیسم به جهان بود. آنها که سالها پشت تعابیرِ بهظاهر زیبای حقوقبشری پنهان شده بودند، با جنایاتی که چه علنی و چه غیرعلنی مرتکب شدند، در منظرِ افکار عمومی جهان، بسیاری از ادعاهای خود را ابطال کردند. از جمله، حملهی بسیار ناجوانمردانهای که در آغازِ جنگ به مدرسهی «شجرهی طیبه» در میناب انجام دادند و طی آن، بیش از یکصد و هفتاد تا هشتاد نفر از کودکانِ بیگناهِ این سرزمین به شهادت رسیدند. این جنایت، نشاندهندهی خباثتِ این دشمنان بود و جهان نیز این خباثت را بهعینه مشاهده کرد.
همچنین در تهدیدهایی که علیه غیرنظامیان، زیرساختها، اماکن آموزشی و پژوهشی و سایر اهدافی که بر اساس قواعد بینالمللی حمله به آنها ممنوع و جنایت جنگی محسوب میشود، صورت گرفت، آمریکا و اسرائیل در این جنگ از هیچ جنایتی فروگذار نکردند و جامعه جهانی و مردم جهان این جنایتها را بهطور آشکار دیدند. این امر، خباثتِ این مدعیانِ حقوق بشر را برای جهانیان آشکار کرد.
یکی دیگر از برکاتِ این جنگ، آغازِ روند خروجِ آمریکا از منطقهی خاورمیانه ـ یا به اصطلاح غرب آسیا ـ بود. امامِ شهیدِ ما، آیتالله خامنهای، دوران پس از شهادتِ حاج قاسم سلیمانی و انتقام سختی را که ملت ایران بهخاطر شهادتِ حاج قاسم از آمریکاییها میگرفتند، در قالب «خروجِ آمریکا از منطقه» تبیین کردند؛ و این امر امروز تسهیل شده است. با همان خباثتی که خودشان آغازگر آن بودند، این روند را خودشان نیز آغاز کردند. پایگاههای آمریکا در منطقه مورد حمله قرار گرفت و اساساً در ذهنِ کشورهای منطقه و مردم منطقه، این انگاره که «حضورِ آمریکا عاملِ امنیت است» و «جز با آمریکا، امنیتمان تأمین نمیشود» فرو ریخت. این تحول، خود یک نقطهعطف مهم در فرآیند اخراجِ آمریکا از منطقه است.
سالهاست که کشورهای وابسته به آمریکا در منطقه، باجهای سنگینی پرداخته و هزینههای بسیار زیادی را برای حفظ پایگاههای آمریکایی و تداوم حضور آمریکا در منطقه متحمل شدهاند؛ تنها با این انتظار که در صورت بروز هرگونه تهدید، آمریکا مدافع آنها خواهد بود و اجازه نخواهد داد آسیبی به آنها برسد. اما امروز بهعینه مشاهده میشود که نهتنها این انتظار برآورده نشده، بلکه این کشورها درگیر جنگی شدهاند که اساساً ارتباطی به آنها نداشته است. آمریکا نهتنها توانایی حفاظت از پایگاههای خود را ندارد، بلکه این کشورها هستند که مجبورند برای دفاع از پایگاههای آمریکا، موشکهای ایران را رهگیری کنند، تسلیحات خود را مصرف نمایند و در این مسیر، خود متحمل آسیبهای فراوان شوند.
مقام و منزلت حضرت فاطمه معصومه (س)
به مناسبت ولادت کریمه اهل بیت؛ حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، مطلبی پیرامون مقام و منزلت این بانوی بزرگوار تقدیم شما فرهیختگان می شود.
پرسش :
فاطمه معصومه (س) کیست؟ و چه مقام و جایگاهی دارند؟
پاسخ اجمالی:
حضرت معصومه(س) دختر امام کاظم(ع) جایگاه معنوی و علمی بسیار بالایی دارند و در قیامت شیعیان را شفاعت می کنند. ایشان به دلیل فشاری که بر اطرافیان امام کاظم(ع) وجود داشت ازدواج نکرد و در سال ۲۰۱ هـ ق، به قصد دیدار برادر به سوی خراسان حرکت کرد. وقتی به ساوه رسید بیمار شد و پس از عزیمت به قم از دنیا رفت. بر اساس روایات وارده، زیارت قبر مبارکشان دارای ثواب فراوانی می باشد. مزار او در قم برکات فراوانی برای این شهر داشته است؛ از جمله آنها شکل گیری حوزه علمیه قم می باشد.
پاسخ تفصیلی:
حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) ۲۵ سال بعد از تولد امام رضا(علیه السلام) دیده به جهان گشود. در مورد روز تولدشان اختلاف وجود دارد؛ بنا بر نقلی، اوّل ذی القعده سال ۱۷۳ هجری، روز میلاد حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) است. پدرش امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) و مادرش بانویی پاکیزه به نام «نجمه» بود که وقتی حضرت رضا(علیه السّلام) را به دنیا آورد امام کاظم(علیه السّلام) او را «طاهره» نامید، و اسامی دیگری نیز داشت؛ از جمله: نجمه، اروی، سَکَن، سمانه و تکتم که آخرین نام او بود. مهمترین لقب فاطمه دختر امام کاظم(علیه السلام) «معصومه» می باشد و از روایتی منتسب به امام رضا(علیه السلام) اخذ شده است که فرمود: «مَنْ زارَ الْمَعْصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی»؛ (هرکس حضرت معصومه(علیها السلام) را در قم زیارت کند گویا مرا زیارت کرده است).
مقامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)
حضرت معصومه(سلام الله علیها) بعد از پدر، در سال ۱۷۹ تحت کفالت برادرش حضرت امام رضا(علیه السلام) قرار گرفت و تا سال ۲۰۰(هـ ق) یعنی ۲۱ سال تمام، در کنار برادر بزرگوارشان به مقامات عالی و کمالات علمی و معنوی و اخلاقی دست یافت؛ برخی از مقامات ایشان عبارت است از:
مقام شفاعت: در مقام و منزلت و جایگاه این بانوی بزرگوار نزد اهل بیت(علیهم السلام) همین بس که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «...أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَی قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ»؛ (آگاه باشید بهشت هشت در دارد که سه در آن به سوی قم است. بانویی از فرزندان من در آنجا وفات می کند که نامش فاطمه دختر موسی است. همه شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت می شوند).
همچنین مقام معنوی او در مرحله ای است که در فرازی از زیارتنامه معروفش که توسط امام رضا(علیه السلام) بیان شده است می خوانیم: «یا فاطِمَةُ اشْفَعی لی فیِ الْجَنَّةِ، فَانَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَاْناً مِنَ الشَّاْنِ»؛ (ای فاطمه مرا در بهشت شفاعت کن چرا که در پیشگاه خدا دارای جایگاه با عظمت هستی).
مقام علمی و حدیثی: حضرت معصومه(سلام الله علیها) از لحاظ علمی و حدیثی مثل مادرش حضرت زهرا(سلام الله علیها) «عالمه» و «محدثه» بود و همان گونه که حضرت زهرا(سلام الله علیها) با استدلالهای متین و استوار، حقانیت ولایت حضرت علی(علیه السلام) را تبیین می کرد، حضرت معصومه(علیها سلام) نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولایت علی(علیه السلام) است که با اثبات ولایت او ولایت سایر امـامـان معصوم نیز ثابت می شود. برای نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل می کنند که فرمود: پیامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روی پرده ای در قصر بهشت دید که چنین نوشته شده: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌ وَلِیُ الْقَوْمِ»؛ (معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد رسول خدا و علی ولی و رهبر مردم است) ... و بر روی پرده درگاه قصر دیگری نوشته شده است: «شِیعَةُ عَلِیٍّ هُمُ الْفَائِزُون» ؛ (شیعیان علی رستگارند).
همچنین در باب مکانت علمی حضرت معصومه نقل شده است که روزی عده ای از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسش هایی داشتند که می خواستند از محضر امام کاظم(علیه السلام) بپرسند و ایشان در سفر بود. از این رو فاطمه معصومه(سلام الله علیها) پاسخ آن پرسش ها را نوشت و به آنان تسلیم نمود. آنان از مدینه خارج شده و در بیرون شهر با امام کاظم(علیه السلام) مصادف شدند. هنگامی که امام پرسشهای آنان و پاسخهای معصومه(سلام الله علیها) را مشاهده کرد، سه بار فرمود: «فِدَاهَا أَبُوهَا»؛ (پدرش به فدایش باد).
مساله ازدواج نکردن حضرت معصومه(س)؟
درباره علّت ازدواج نکردن ایشان نظرات مختلفی وجود دارد که اجمالا آنها را بررسی می کنیم:
۱. بعضی می گویند که ایشان بنا به دستور پدر بزرگوارشان ازدواج نکردند. بنابر آنچه «یعقوبی» نقل می کند، امام موسی بن جعفر(سلام الله علیها) وصیت فرمود که[دخترانشان] ازدواج نکنند.اما برخی این خبر را مجعول دانسته و آن را رد می کنند. ضمن اینکه امام معصوم دستوری برخلاف دستور مؤکد شرع نمی دهد. آنچه در وصیت امام کاظم(علیه السلام) در کتاب شریف اصول کافی آمده، توصیه به تبعیت همه فرزندان از امام رضا(علیه السلام) و سپردن اختیار ازدواج دختران به ایشان است، نه چیز دیگر: «لَا یُزَوِّجُ بَنَاتِی أَحَدٌ مِنْ إِخْوَتِهِنَّ مِنْ أُمَّهَاتِهِنَّ وَ لَا سُلْطَانٌ وَ لَا عَمٌّ إِلَّا بِرَأْیِهِ وَ مَشُورَتِهِ فَإِنْ فَعَلُوا غَیْرَ ذَلِکَ فَقَدْ خَالَفُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ جَاهَدُوهُ فِی مُلْکِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِمَنَاکِحِ قَوْمِهِ فَإِنْ أَرَادَ أَنْ یُزَوِّجَ زَوَّجَ وَ إِنْ أَرَادَ أَنْ یَتْرُکَ تَرَک...»؛ (هیچ یک از دخترانم را نباید برادران مادری، سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت رضا(علیه السلام)، اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است، پس هر کسی را او بخواهد تزویج می کند و هر کسی را او نخواهد تزویج نمی کند).
۲. قول دیگری نیز وجود دارد که می گوید: «دلیل عدم ازدواج حضرت معصومه(سلام الله علیها) عدم وجود هم شأنی برای ایشان می باشد»؛ چنانکه در مورد حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز نقل شده است که اگر امام علی(علیه السلام) نبود هم کفوی برای ایشان پیدا نمی شد.
این نظر نمی تواند درست باشد؛ چرا که بر خلاف توصیه موکّد اهل بیت به ازدواج است و در ازدواج مورد نظر آنها «مؤمن هم کفو مؤمنه است». از طرفی مقام حضرت زهراء(سلام الله علیها) با همه زنان عالم فرق می کند.
۳. اما «نظر دقیقتر» درباره عدم ازدواج حضرت معصومه(سلام الله علیها) این است که از آنجا که در دوران هارون الرشید و مأمون، شیعیان و علویان و به ویژه امام کاظم(علیه السلام) مورد سخت ترین فشارها و آزارها بودند و ارتباطات اجتماعی آنان به شدت محدود بود، کسی جرات نزدیک شدن به خاندان اهل بیت(علیهم السلام) را پیدا نمی کرد؛ چه رسد به آنکه با آنان پیوند نیز برقرار سازد. وصیت امام کاظم(علیه السلام) نیز بخاطر لحاظ همین شرایط بوده است. اینکه برخی از خواهران حضرت معصومه نیز موفق به ازدواج نشدند این مسأله را تایید می کند.
نکته دیگر در این باره، عدم توجّه دقیق منابع تاریخی به ازدواج دختران اهل بیت است؛ علاوه بر حضرت معصومه درباره ازدواج سایر دختران اهل بیت نیز خبر قطعی وجود ندارد و درباره ازدواج بسیاری از آنها شاهد اخبار مختلف و ضد و نقیضی هستیم. در مورد حضرت معصومه نیز خبری مبنی بر ازدواج ایشان نقل نشده است؛ اما این بدان معنی نیست که بتوان حکم قطعی درباره عدم ازدواج ایشان و برخی خواهران ایشان داشت، بلکه ممکن است ازدواج کرده باشند اما بخاطر فشارها و سخت گیری هایی که با این خانواده صورت می پذیرفت علنی نشده باشد. اما برفرضی که ازدواج نکرده باشند، باز هم قطعا به معنی بی توجهی و عدم رغبت به ازدواج نبوده، بلکه همین جو خفقان حاکم علیه این خانواده مانع این امر شده است.
سفر حضرت معصومه(س) به ایران
حضرت معصومه(علیها السلام) در سال ۲۰۱ هجری قمری به قصد دیدار برادر از مدینه به سوی خراسان حرکت کرد. درباره علت سفر ایشان به ایران برخی معتقدند امام رضا(علیه السلام) بعد از استقرار در ایران نامه ای خطاب به خواهر گرامی اش حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) مرقوم فرمود و به غلامش دستور داد که در هیچ منزلی توقف نکند تا در اندک زمان ممکن آن نوشته را به مدینه برساند. غلام خود را به مدینه منوره رسانید و نامه امام هشتم را به خدمت حضرت معصومه(سلام الله علیها) تسلیم نمود و آن حضرت به مجرد رسیدن نامه برادرش خود را آماده سفر نمود. اما این روایت در کتابهای دست اول و قدیمی ذکر نشده است.
طبق نقل دیگر حضرت معصومه(سلام الله علیها) که از کودکی همراه امام رضا(علیه السلام) بودند و علاقه بسیاری به ایشان داشتند و علوم و معارف زیادی نیز از ایشان کسب نمودند، بعد از سفر اجباری امام رضا(علیه السلام) به ایران حضرت معصومه نیز طاقت دوری از برادر و امام زمان خود را نداشت و به همراه گروهی از اطرافیان خود از مدینه به سمت ایران حرکت کرد، اما هنگامی که به ساوه رسید بیمار و بستری شد. آن حضرت که از وجود قم و سکونت شیعیان در آن اطلاع داشت به خادم مخصوصش فرمود: «مرا به قم ببرید». ایشان پس از عزیمت به قم مدتی در آنجا بودند سپس از دنیا رفتند.
علت رحلت یا شهادت حضرت معصومه(س)؟
بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از این رو وقتی که موکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه دراین جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه همچون عمه اش زینب(سلام الله علیها) وقتی که بدن های پاره پاره آنها را که ۲۳ تن بودند دید، به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم گردید، و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از ۱۶ یا ۱۷ روز رحلت کرد. در روایت دیگری نیز آمده است که حضرت معصومه را مسموم کرده اند.
درباره عکس العمل امام رضا(علیه السلام) - در صورت صحت این اتفاقات - در منابع تاریخی اشاره دقیقی وجود ندارد. امّا بدیهی است که مأمون هرگز طوری عمل نمی کرد که حمله به این کاروان به او نسبت داده شود؛ زیرا او امام رضا(علیه السلام) را به ایران آورد و به ظاهر ولیعهد خود قرار داد تا بگوید من به ایشان علاقه دارم و بدین وسیله خشم دوستداران اهل بیت را فرو نشاند. در چنین شرایطی ماهیت حمله کنندگان هرگز مشخص نمی شود تا بخواهد عکس العملی از سوی امام رضا(علیه السلام) و یا شیعیان انجام پذیرد. برای هر نوع واکنشی حجّت ظاهری لازم بود که وجود نداشت. تنها کاری که شیعیان انجام دادند این بود که حضرت معصومه(سلام الله علیها) را به قم که محل زندگی دوست داران اهل بیت(علیهم السلام) بود منتقل کنند.
برخی نیز علت بیماری ایشان را خبر شهادت امام رضا(علیه السلام) ذکر کرده اند، ولی این مطلب خلاف تحقیق است؛ چرا که روایت سعد بن سعد از حضرت رضا(علیه السّلام) بر این مطلب دلالت دارد که حضرت معصومه(سلام اللَّه علیها) پیش از حضرت رضا(علیه السّلام) از دنیا رفته اند، زیرا در آن روایت، سعد می گوید: «من از امام رضا(علیه السّلام) راجع به زیارت فاطمه(سلام اللَّه علیها) دختر موسی بن جعفر پرسش کردم...».این سؤال حاکی از آن است که در زمان پرسش، حضرت معصومه از دنیا رفته بودند و مرقد و مضجع وی معلوم بوده است.
علاوه بر این تاریخ شهادت حضرت رضا(علیهالسّلام) مضبوط و در دست است و آن بر حسب نقل مورّخان، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری است و سال مسافرت آن بزرگوار به توس سال ۲۰۰ از هجرت بوده است و حضرت معصومه(سلام اللَّه علیها) در پی مسافرت برادرشان و به تصریح بعضی از اهل تاریخ در سال ۲۰۱ هجری به عزم دیدار وی حرکت کرده اند. بنابراین وفات آن مخدّره حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(علیه السّلام) واقع شده است.
در هر صورت حضرت معصومه(علیها السلام) پس از بیماری تصمیم گرفتند به قم که محل سکونت دوست داران اهل بیت بود بیایند، از سوی دیگر وقتی مردم قم خبر ورود آن حضرت به ساوه را شنیدند تصمیم گرفتند آن حضرت را به شهر خود دعوت کنند، بدین جهت پسران و نوادگان سعد اشعری به محضر آن حضرت رسیده و ایشان را به قم آورده و در کمال احترام از وی پذیرایی نمودند. هر چند آن حضرت متأسّفانه پس از مدّت کوتاهی بدرود حیات گفتند.
روز رحلت حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) مطابق روایتی روز دهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ است.و مطابق نقل دیگر، روز دوازدهم، روز وفات آن حضرت است، لذا مناسب است مؤمنین این سه روز( دهم تا دوازدهم) را به یاد آن حضرت، گرامی بدارند.
فضیلت زیارت حضرت معصومه(س)
روایات زیادی درمورد اهمیت زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) وجود دارد که به دو مورد از آنها اشاره می کنیم:
۱. سعد بن سعد می گوید: در مورد زیارت حرم فاطمه دختر امام موسی کاظم(علیه السلام) از امام رضا(علیه السلام) سؤال کردم. حضرت فرمود: «مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ (کسی که آن حضرت را زیارت کند پاداشش بهشت است).
۲. نویسنده کتاب کامل الزیارت به نقل از پدر و برادر بزرگوارش مطابق روایتی از امام جواد(علیه السلام) چنین نقل می کند: «مَنْ زارَ عَمَّتی بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ (هر کس [مرقد] عمّه ام [حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام)] را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست).
همچنین در روایتی که در ابتدای بحث نیز به آن اشاره شد، امام رضا(علیه السلام) زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) را مانند زیارت خود دانسته است، و از آنجا که زیارت امام رضا(علیه السلام) از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است این روایت نشانه اهمیت بالای زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) می باشد.
تاثیر مزار حضرت معصومه در شکل گیری حوزه علمیه قم و نشر معارف اهل بیت
ورود حضرت معصومه به قم باعث برکات فراوانی گردید و به یمن وجود بارگاه ایشان در قم، امروزه قم از بزرگ ترین مراکز علمی و با شکوه ترین حوزه های علمیه جهان می باشد. اهمیت زیارت ایشان، علما و دانشمندان فراوانی را به سوی این شهر جذب و برکات فراوانی را نصیب قم کرد، که مهم ترین آنها گسترش مراکز علمی بود و نقش بسزایی در تحکیم و گسترش حوزه علمیّه و رفت و آمد و ارتباط علما و راویان و شاگردان برجسته امامان علیهم السلام داشت. ورود ایشان به قم، و مرقد مطهر او، و سپس ورود امامزادگان و راویان احادیث و دانشمندان کوفه و دیگر شهرها به قم، موجب تحوّلات تازه و مؤثّری در استحکام و گسترش تشیّع گردید.
[در حال حاضر] حرم مطهر آن بانوی سرفراز کانون علم و عمل و مرکز نور و هدایت به صور گوناگون است: تدریس، تدرّس، مباحثه، مناجات، دعا، اذان، نماز جماعت، اقامه عزا و سوگواری عزیزان خدا، مراسم جشن و سرور در اعیاد مذهبی، سخنرانی های سودمند مذهبی، ارشاد، وعظ و خطابه، قرائت قرآن کریم، ذکر مصیبت امام حسین(علیه السّلام)، مدیحه و مرثیه سرائی خاندان عصمت، نشر معارف اهل بیت، آشنایی ملل مسلمان جهان با یکدیگر و ده ها عناوین افتخارآمیز دیگر از فیوضات این کانون فیض لاینقطع و گسترده الهی است.
منبع: سایت آیت الله مکارم شیرازی
رسانههای صهیونیستی: اقدام ترامپ برای آتشبس با لبنان، به منزله تسلیم شدن در برابر خواست ایران است
رسانههای رژیم صهیونیستی از ناکامی اهداف حمله به لبنان سخن گفته و تصمیم دونالد ترامپ درباره توقف درگیری با لبنان را «خیانت» به ساکنان شمال اراضی اشغالی و «تسلیم شدن» در برابر اراده ایران دانستند.
پس از اعلام آتشبس میان لبنان و رژیم صهیونیستی از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، فضای سیاسی و رسانهای رژیم صهیونیستی دچار دودستگی شده است؛ فضایی که در آن اعترافاتی آشکار درباره ناتوانی اسرائیل در رسیدن به اهدافش و تبدیل شدن سطح سیاسی تلآویو به یک طرف کاملاً وابسته به واشنگتن مطرح میشود.
اریئل کهانا، نویسنده روزنامه «اسرائیل هیوم»، جهتگیریهای اخیر ترامپ را «تسلیم دوگانه» در برابر خواست تهران توصیف کرد و گفت سیاست آمریکا اکنون به راهبرد ایران تن داده است؛ راهبردی که توانست میان جنگ در خاک ایران و جبهه لبنان پیوند برقرار کند.
به گفته کهانا، این مسیر باعث شده «یکی از مهمترین متحدان ایران در منطقه؛ زنده، فعال و خطرناک باقی بماند و این مسئله شکستی در دستیابی به اهداف اسرائیل» بهحساب میآید.
کانال ۱۴ اسرائیل نیز اعلام کرد که درخواست ترامپ از نتانیاهو برای توقف درگیری، با هدف ایجاد امکان برای واشنگتن جهت «مذاکرات آرام با ایران» صورت گرفته و تأکید کرد که «اداره جنگ اکنون کاملاً از سوی کاخ سفید هدایت میشود».
در ادامه، خبرنگار کانال ۱۴ حمله تندی به کابینه اسرائیل کرد و کابینه سیاسی و امنیتی کوچک را «یک مهر لاستیکیِ بیاثر» در مدیریت جنگ لبنان توصیف کرد.
او گفت وزرا خبر آتشبس را نخست از طریق پست ترامپ در «تروث سوشال» دریافت کردند، و سپس طی یک تماس تلفنی «صرفاً تکمیلی» ـ بدون آنکه فرصت اعتراض داشته باشند ـ در جریان آن قرار گرفتند. او این روند را «تعجبآور و شرمآور» توصیف کرد.
شبکه عبری «کان» نیز اعلام کرد تصمیم ترامپ برای توقف درگیری «رویدادی جنونآمیز» است که نشان میدهد اسرائیل کاملاً به آمریکا وابسته شده است. طبق این گزارش، وزرا تنها به این دلیل برای نشست اضطراری فراخوانده شدند که ترامپ در یک پیام کوتاه این تصمیم را اعلام کرده بود.
در همین چارچوب، عمیت سگال، تحلیلگر سیاسی در کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی ابراز تعجب کرد که اسرائیلیها که پیشتر اخبار آتشبس را از رسانههای عربی میشنیدند، این بار آن را مستقیماً از ترامپ دریافت کردند.
روزنامه «اسرائیل هیوم» نیز نوشت، سیاستهای آمریکا که از طریق ترامپ آتشبس در لبنان را اعلام کرد، باعث «تداوم چتر حمایتی ایران در منطقه» شده است؛ موضوعی که به گفته این روزنامه، «دستاوردهای خودِ ترامپ را تضعیف میکند».
انصارالله: مقاومت دشمن را وادار به پذیرش آتشبس جامع در ایران و دیگر جبههها کرد
در بیانیه دفتر سیاسی انصارالله با اشاره به اینکه اعتبار دشمن با پایداری رزمندگان حزبالله در هم شکست، آمده است: خسارات سنگین جانی و تجهیزاتی، دشمن اسرائیلی را مجبور به تسلیم و توسل به آتشبس در لبنان کرد.
طبق گزارش المیادین، دفتر سیاسی انصارالله اعلام کرد: این پیروزی تاریخی یکی از ثمرات بزرگ وحدت جبهههای فلسطین تا ایران، لبنان، یمن و عراق است.
دفتر سیاسی انصارالله افزود: موضع محور جهاد و مقاومت کوبنده بود و پاسخ نظامی فراتر از همه انتظارات بود و دشمنان را مجبور به پذیرش آتشبس جامع در ایران و سایر جبههها کرد.
در بیانیه دفتر سیاسی انصارالله تاکید شد: پیروزیهای بزرگ در این دور از درگیری با دشمن، صحت گزینه مقاومت را تأیید میکند و اینکه گزینه تسلیم به ضرر و ذلت ختم میشود.
از طرفی دیگر، «حازم قاسم» سخنگوی حماس اعلام کرد: مقاومت اسلامی در لبنان بار دیگر ناتوانی دشمن در دستیابی به اهدافش و شکست آن در تحمیل ارادهاش بر نیروهای زنده این ملت را ثابت کرد.
این اظهارات در واکنش به آتشبس ۱۰ روزه اعلام شده توسط «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا، در لبنان، است که بین نیمهشب پنجشنبه و جمعه (ساعت ۱۲:۰۰ به وقت بیروت) به اجرا درآمد تا امکان مذاکرات برای دستیابی به توافق صلح فراهم شود.
وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیهای اعلام کرد که لبنان متعهد شده است که «اقدامات مشخصی» را برای جلوگیری از هرگونه عملیات حزبالله علیه اسرائیل انجام دهد، در حالی که حزبالله اعلام کرد که به آتشبس پایبند خواهد بود، مشروط بر اینکه جامع باشد و شامل توقف «خصومتها» و ترورهای اسرائیل علیه این جنبش گردد.
آغاز رسمی آتشبس ۱۰ روزه در لبنان
آتشبس ۱۰ روزه در لبنان که در پی ایستادگی ایران و حزبالله به دست آمده، دقایقی پیش بهطور رسمی اجرایی شد.
در همین راستا، «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس شورای اسلامی با تأکید بر نقش مقاومت در تحقق آتشبس، اعلام کرد این توافق نتیجه «ایستادگی بینظیر حزبالله و اتحاد محور مقاومت» بوده و ایران به تعهدات خود پایبند است. وی همچنین از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان برای برقراری آتشبس قدردانی کرد.
همچنین «علیاکبر احمدیان» عضو شورای دفاع تأکید کرد مقاومت مردم لبنان و نیروهای حزبالله رژیم صهیونیستی را به عقبنشینی و پذیرش آتشبس وادار کرده است. وی با اشاره به تداوم حمایت ایران از مقاومت، تصریح کرد جبهه مقاومت امروز «قدرتمندتر و منسجمتر از گذشته» است.
طریقه کنترل بهانهجویی و گریههای الکی کودکان
حجت الاسلام تراشیون، کارشناس و مشاور خانواده، به سوالی در مورد نحوه برخورد با اشتباهات کودک پرداخته که تقدیم شما فرهیختگان میشود.
پرسش:
* پسر ده سالهای دارم که وقتی در مورد چرایی انجام کاری از او سؤال میکنیم و مورد بازخواست قرار میگیرد، شروع به گریه میکند.
پاسخ:
بله، این رفتار کودک احتمالاً ناشی از این است که پس از پاسخگویی در مورد عملکردش، احساس مواخذه شدن میکند. صرف پرسش «چرا این کار را کردی؟» ممکن است برای او خوشایند نباشد و در پس آن، تصور توبیخ یا حتی تنبیهی (هرچند تربیتی) را داشته باشد.
برای مدیریت این موقعیت، پیشنهاد میشود هنگام پرسیدن در مورد عملکرد کودک، ابتدا بدون نشان دادن واکنش منفی، توضیحات او را بشنوید. کودکان معمولاً از واکنشهای منفی والدین هراس دارند و همین امر منجر به گریه، غر زدن، یا قهر کردن آنها میشود.
اما اگر کودک بداند که والدین صرفاً شنونده هستند و ابتدا به نقاط مثبت کار او اشاره میکنند، ممکن است رویکرد متفاوتی اتخاذ کند. به عنوان مثال، میتوانید بگویید: «آفرین که به فکر انجام این کار افتادی.» سپس، در صورت لزوم، به نقطه ضعف ماجرا اشاره کنید. برای مثال، در مورد باز بودن شیر آب در شرایط کمآبی، میتوانید بگویید: «ولی مادر (یا پدر) جان، دیدم شیر آب باز بود. الان که در شرایط کمآبی هستیم، باید بیشتر دقت کنیم.»
نکته کلیدی این است که ابتدا رویکردی تأییدکننده و همراه با کودک داشته باشید و سپس به آرامی نقطه ضعف را گوشزد کنید. از هرگونه توبیخ یا رفتاری که حس تنبیه یا سرزنش را به کودک القا کند، باید پرهیز کرد.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، افزایش رفتارهای پرخطر یا آسیبزننده در کودکانی است که برنامهریزی درستی ندارند. بنابراین، در واگذاری وظایف به کودکان، توجه به تناسب سن آنها با وظایف محوله اهمیت دارد.
به عنوان مثال، فرض کنید مهمانی به منزل آمده و کودک فوراً ظرف میوه را برمیدارد. واکنش اولیه ما ممکن است این باشد: «الان نباید این کار را میکردی! روال پذیرایی این بود که اول چای میدادیم، بعد میوه را میچیدیم و سپس سرو میکردیم.» این نوع واکنش، با وجود نیت خیر کودک برای کمک، میتواند منجر به ناراحتی و احساس توبیخ او شود.
در مقابل، میتوان با پیشبینی و راهنمایی، از این موقعیت اجتناب کرد. مثلاً قبل از ورود مهمان، میتوانید به کودک بگویید: «مهمانها دارند میآیند. روال پذیرایی ما اینگونه است که ابتدا این کارها را انجام میدهیم. تو هم زحمت بکش و ظرف میوه را آماده کن تا بعد به مهمانها بدهیم.» با این روش، کودک جهتدهی میشود و از نگرانی بابت توبیخ، گریه، یا بهانهجویی او کاسته خواهد شد.
مقصود از روایاتی که میگویند کودک تا هفت سال سرور و آقاست، چیست؟
پرسش و پاسخ تربیتی با مرحوم آیتالله حائری شیرازی در رابطه با هفت سال اول کودکان و سروی در خانواده، تقدیم شما فرهیختگان می شود.
پرسش:
* مقصود از روایاتی که میگویند کودک تا هفت سال سرور و آقاست، چیست؟
پاسخ:
بچه وقتی به دنیا میآید، این عالم برایش تازگی دارد، دوست و دشمنش را تشخیص نمیدهد و افرادی را میبیند که همه چیز دارند، اما خودش چیزی ندارد! به کمترین مسئلهای ممکن است بدبین شود یا بترسد و وحشت کند.
بچه خیال میکند دیگران میخواهند با او دیکتاتوری کنند! بزرگترها باید به او بفهمانند که دوست و خیرخواهش هستند و امر و نهیای که به بچههای هشت، نه ساله میکنند، با او نکنند و یا در صورت امر و نهی، رفتارشان بهگونهای نباشد که به او بربخورد.
توجه به جنبه فطرت و طبیعت
بچهها در این سنین، دو جنبه دارند:
جنبه فطرت
جنبه طبیعت
جنبه طبیعت اهل معامله است، زیرا بچه تا جو وحشت میبیند، طبیعتش را مأمور مقابله میکند و فطرتش مستتر میشود.
وقتی طبیعت همهکاره شود، منافق و زورگو میشود. این طبیعت همان جهل انسان است و ۷۰ صفت جهل فرصت پیدا کرده و زمام داری میکنند.
در این شرایط، بچه آتشی به پا میکند، چون فطرتش اهل خواهش نیست و از بزرگمنشی خاصی برخوردار است؛ هر جا ببیند رعایت حالش نمیشود، قهر میکند!
اینکه پدر و مادر بچه را سرور خودشان بدانند، (الولد امیر سبع سنین)، به این دلیل است که فطرت ناز نکند، چون اگر قهر کند، طبیعت فرصت پیدا میکند، اما وقتی با احترام، شخصیت دادن و محبت کردن پیش بروند، اعتمادش جلب میشود.
* جمعبندی
وقتی بچه احساس عزت و اقتدارکند، اعتماد میکند و زمانی که اعتماد کند، فطرت حاکم میشود و طبیعت به سایه میرود. اگر در هفت سال ابتدایی فطرت بستر مناسبی برای مدیریت پیدا کند، در هفت سال دوم، به دلیل اعتمادی که به محیطش دارد، هیچ کاری پیش خود انجام نمیدهد و برای همه کارها حس پرسش گری دارد.
پسرم تیک گرفته، آیا دلیلش اضطراب است؟
حجت الاسلام تراشیون، کارشناس و مشاور خانواده، به سوالی در مورد تیک گرفتن برخی کودکان پرداخته که تقدیم شما فرهیختگان میشود؛ ایشان تیکها را نشانهای از اضطراب دانسته و راهکارهایی برای آرامش کودکان ارائه کردند.
پرسش:
من یک پسر هشت ساله دارم که معمولاً هر وقت که اضطراب پیدا میکند، یا تیکش به صورت بالا انداختن شانههایش هست یا به صورت پلک زدن مداوم. میخواستم اگر میشود راهنمایی کنید.
پاسخ:
ببینید، قطعاً تیک، چون یک نشانه نمایانی است، نمیتواند برچسب باشد. کودکی که مثلاً زیاد پلک میزند، یا مثلاً ناخن میجود، یا مثلاً شانهاش را بالا و پایین میبرد، یا سرش را خیلی تکان میدهد، خب اینها نشاندهندهی این است که حتماً یک فشار روحی در او وجود دارد که ممکن است همین استرس و اضطرابهای کودکان باشد.
دو کار عمده را باید ما والدین انجام دهیم:
کار اول این است که منشأ آن اضطراب را شناسایی کنیم. یعنی مثلاً ممکن است در ایام امتحاناتش این حالش تشدید شود.
اما حال دوم، گاهی اوقات برخی بچهها چرا اضطراب میگیرند؟ چون ما راههای تخلیه اضطراب را برای بچهها باز نکردیم و به آنها نشان ندادیم. حالا چند راه را میخواهم بگویم که حتماً در این زمینهها سعی کنیم فرزندشان را مقداری فعال کنیم:
اولین نکته، حرف زدن است. حرف زدن خیلی خوب است. مثلاً حرف زدن آدمها را سبک میکند. فرقی هم نمیکند چه در کودکان باشد، نوجوانان باشد، زنان باشد، مردان باشد؛ در همه گروههای سنی، خود حرف زدن میتواند زمینهای را فراهم کند که آن فشارهای درونی انسان تخلیه شود. در همان سوپاپ اطمینان، دیگر بخارِ حرف زدن است. وقتی انسان شروع به صحبت فعال میکند، درونش سبک میشود، به شرطی که ما شنونده خوبی هم باشیم.
حتماً اگر برنامه غذایی آقا پسر گلمان خوب نیست، مادرش اصلاح کند، بهخصوص صبحانه. چون گاهی اوقات ما در مشاورهها میپرسیم: «بچهتون خوب غذا میخوره؟» میگویند: «آره حاج آقا، خوب غذا میخوره.» بعد که چک میکنیم، میبینیم نه. بعد مادر میگوید: «بچه من ناهار و شامش رو خوب میخوره و خوبه دیگه!» در حالی که ما میگوییم نه، احتمالاً صبحانه شاید برای دانشآموز، برای کودک، برای یک نوجوان، مهمترین وعده غذایی است، درسته؟ یعنی هرچقدر او را پر اهمیتتر ببینیم، طول روزش آرامش بیشتری دارد.
یا ساعت خوابش را تنظیم کنیم. اینها خیلی مهم است. یا مواد کافئینی که میخورد را کم کنیم. مثلاً یکی از علتهایی که الان بچهها اضطراب و استرسشان زیاد شده، غرق شدن در خوردن مواد کافئینی است. بچه الان مثلاً راه رفتنش را یاد نگرفته، مثلاً نسکافه میخورد! گول تبلیغات را نخورند.
آثار جهاد نظامی و پیامدهای ترک آن
قال امیرالمومنین علیهالسلام:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ اَلتَّقْوَی وَ دِرْعُ اَللَّهِ اَلْحَصِینَةُ وَ جُنَّتُهُ اَلْوَثِیقَةُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اَللَّهُ ثَوْبَ اَلذُّلِّ وَ شَمْلَةَ اَلْبَلاَءِ ...»
جهاد دری از درهای بهشت است، خداوند آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است.
جهاد لباس تقوا، زره محکم، و سپر مطمئن خداوند است. مردمی که از جهاد روی برگردانند، خداوند لباس ذلت بر تن آنها میپوشاند، و بلا به آنان هجوم میآورد.
نقش معنویت، ایمان و آرامش الهی در زمانههای بحرانی
نویسنده با استناد به آیه ۲۸ سوره رعد، نقش «ذکر خدا» را به عنوان منشأ آرامش و ثبات روانی در زمانههای بحرانی و سخت مورد تأکید قرار میدهد و آن را راهکاری برای مدیریت «دشمن درونی» یعنی ترس و اضطراب معرفی میکند.
خبرگزاری حوزه | این از ژرفترین پیامهای قرآن درباره مدیریت بحران، ترس و فشارهای شدید روحی و اجتماعی است:
«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (سوره رعد، آیه ۲۸)
این آیه نشان میدهد که آرامش حقیقی در لحظاتی حاصل میشود که عقل و احساس انسان تحت فشار شدید قرار دارند؛ یعنی زمانی که شرایط بیرونی آشفته، آینده نامعلوم و تهدیدها جدی هستند.
در میدانهای سخت، از جنگها گرفته تا بحرانهای بزرگ، انسان با دو نوع تهدید مواجه میشود: تهدید خارجی و تهدید درونی. تهدید خارجی شامل خطرها، فشارها، تحریمها، حملات یا شرایط دشوار است. اما تهدید درونی همان اضطراب، ترس، ناامیدی و فروپاشی روانی است. قرآن کریم بیش از آنکه بر دشمن بیرونی تمرکز کند، به «مدیریت دشمن درونی» یعنی ترس و اضطراب میپردازد.
در این آیه میگوید:
سرچشمهی آرامش درونی «ذکر خدا» است. ذکر در قرآن فقط تکرار لفظ نیست؛ بلکه یک «حضور قلبی و آگاهی عمیق به ربوبیت و قدرت خدا»ست. وقتی انسان به این آگاهی میرسد که جهان رهاشده نیست، حیاتش بیمعنا نیست، و قدرتی فراتر از همه قدرتها مراقب اوست، ترسهای عظیم در وجودش کوچک میشوند.
در شرایط جنگ یا تهدید، اولین چیزی که آسیب میبیند «ثبات روان» است. رزمندگان، خانوادهها و مردم دچار اضطرابهای واقعی میشوند: ترس از آینده، نگرانی از امنیت، نگرانی برای عزیزان، و فشارهای روحی. این آیه یک نسخهی الهی برای این وضعیت است: «تنها با یاد خداست که دلها آرام میگیرد.» یعنی قرآن میخواهد بگوید: آرامش چیزی نیست که از بیرون بیاید؛ از درون ساخته میشود.
در میدانهای سخت، انسان اگر تنها به قدرت مادی تکیه کند، ترسش بیشتر میشود؛ چون هر قدرتی محدود است و هر سلاحی ناتوانیهایی دارد. اما وقتی انسان به قدرت نامحدود الهی تکیه میکند، یک اطمینان درونی در او شکل میگیرد که با هیچ محاسبه نظامی یا سیاسی به دست نمیآید. این همان چیزی است که قرآن از آن به «سکینه» یاد میکند؛ آرامشی که حتی در دل خطر، تزلزل را از انسان میگیرد.
در جنگها، بسیاری از سختیها نه بهخاطر گلوله، بلکه بهخاطر فشارهای روانی است: بیخوابی، اضطراب، وحشت، خبرهای ناگوار، تردید نسبت به نتیجه و آینده. ذکر الهی دقیقاً بر همین نقطه اثر میگذارد؛ یعنی «تنظیم احساس». ذکر باعث میشود انسان در فضای تاریک، شعلهای درون خود روشن نگه دارد. این شعله همان امید، توکل، معنابخشی و استقامت است.
بهویژه در شرایطی که دشمن بزرگ و قدرتمند به نظر میرسد، آیه به انسان یادآوری میکند که «قدرت حقیقی از آنِ خداست». این آگاهی ذهن را از بزرگنمایی خطر و ترس رها میکند. در تاریخ اسلام بارها دیده شده که حتی در شرایطی که از نظر ظاهر شرایط سخت بوده، ذکر خدا سربازان و مردم را از فروپاشی نجات داده است. این یاد خدا به انسان میآموزد که نتیجه در دست خداست، نه در دست تهدیدها؛ و این نگاه، نقطه آغاز آرامش در بحران است.
در نتیجه باید گفت:
آیهی ۲۸ سوره رعد نسخهای است برای روزهای سخت، جنگها، تهدیدهای بزرگ و شرایطی که انسان در ظاهر هیچ تکیهگاهی ندارد. ذکر خدا نه ابزار نظامی است، نه تاکتیک؛ بلکه عامل ثبات روان، تمرکز، امید و جلوگیری از تسلیم شدن است. قرآن میگوید اگر دل با خدا پیوند داشته باشد، حتی در سختترین میدانها نیز میتواند آرام بماند، تصمیم درست بگیرد و از فروپاشی درونی نجات یابد.







































