seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

همزمان با هفتاد و پنجمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، مراسم رونمایی از کتاب «حکایة السیّد» با حضور شخصیت‌ها و مهمانان ایرانی، عربی و بین‌المللی در رواق کشوردوست برگزار شد. آیت‌الله عیسی قاسم در پیامی تلویزیونی به این مراسم، به ابعاد شخصیتی امام شهید انقلاب اسلامی اشاره کرد و جنگ امروز را نبرد میان دو اردوگاه جاهلیت و ایمان دانست.

مرجع شیعیان بحرین در این پیام، امام شهید، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای قدس‌الله نفسه الزکیه را چهره‌ای برجسته از چهره‌های انقلابی دارای هوشیاری و عزمی راسخ، و توانا در برنامه‌ریزی، و از آن دسته شخصیت‌هایی برشمرد که جان خود را در راه انقلاب و رهبر عظیمش امام خمینی رحمه‌الله فدا می‌کردند.

آیت‌الله قاسم در این پیام خاطرنشان کرد: تمام وجود امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه را اصول آن انقلاب بزرگ و عزتمندانه و الهی فرا گرفته بود؛ ایشان در انقلاب ذوب شده و دارای اندیشه‌ای سالم و نگاهی خردمندانه بودند و همواره با تلاش و همّتی بلند در راه انقلاب مجاهدت می‌کردند.

وی افزود: پس از رحلت امام خمینی رحمه‌الله، امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه جانشینی شایسته برای امامّت و رهبری حکومت پیروزمند اسلامی بود، و به راستی تمام‌کننده موفقیت درخشان مسیر آن انقلاب بودند.

رهبر شیعیان بحرین تأکید کرد: امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه مردی کاردان، توانا و کوشا در بازگرداندن واقعی و راستین امّت به اسلام بود و توانست وحدت امّت اسلامی را در خط درست آن مطابق با راه و رسم اسلام، و تربیت شایسته، اهداف سازنده و سیاست موفق این دین مبین حفظ نماید.

آیت‌الله قاسم، هدف و مقصود بازگرداندن امّت به اسلام و حفظ وحدت اسلامی و انسجام صفوف امّت را دارای اهّمّیتی فوق‌العاده در جریان مستمر انقلاب و حکومت اسلامی دانست و در پیام خود تأکید کرد: این هدف است که مسئولیت بزرگ و همیشگی رهبری آن را روشن‌تر و آشکارتر جلوه ‌می‌دهد، و همه بال‌های گوناگون قدرت از مسئولان سیاسی گرفته تا دیگر فرزندان این مردم باایمان، غیرتمند و انقلابی، همه و همه باید یاری‌دهنده و متّحد بر همان هدف و همان دیدگاه باشند.

ایشان انقلاب بزرگ اسلامی در این عصر را برپاکننده حکومتی هدایت‌گر و هدایت‌یافته و عظیم در زمانی توصیف کرد که امّت از نظر علم و عمل از اسلام دور شده بود.

وی با یادآوری اینکه اسلام تنها راه زندگی شرافتمندانه است و بدون اسلام، هیچ زندگی انسانیِ شرافتمندانه، پیشرفته، آسوده و سعادتمندی ممکن نیست، گفت: هیچ سرانجام نیک، باشکوه، امن، پایدار، پاکیزه و اوج‌گیرنده‌ای بدون اسلام در کار نخواهد بود. این انقلاب و حکومت اسلامی، آمدند تا امّت اسلامی و تمام بشریّت را از بدبختی حال و آینده‌شان در دنیا و آخرت نجات دهند.

آیت‌الله قاسم برای نجات و سعادتمندی، شرطی را تذکر داده و تصریح کرد: البته به همان اندازه که امّت در عمل به اسلام، جدّی و مؤثر باشد و تمام زندگی خود را بر هدایت آن بنا کند و به راه و روش آن پایبند شود و به رهبری آن متعهد گردد و حول محور کلمه آن اجتماع کند -کلمه‌ای که هیچ‌گاه پیروان خود را از حق به باطل، و از عدل به ظلم، و از صلاح به فساد منحرف نمی‌کند- رستگاری و سعادت حاصل خواهد شد.

ایشان به تلاش امام خمینی قدس سرّه و فقها و علما حول رهبری‌ ایشان برای پیروزی انقلاب و برپایی حکومت اسلامی اشاره کرد و جان‌فشانی‌های در راه برپایی دولت و حراست از حریم آن توسط سخت‌ترین و بزرگترین مردان در راه خدا را پایه و اساس پیروزی‌های الهی دانست.
شیخ عیسی قاسم: امام خامنه‌ای، امت را به اسلام بازگرداند
آیت‌الله قاسم در بخش دیگری از پیام خود، به برهم خوردن رؤیاها و اهداف شوم طاغوت و استکبار با پیروزی انقلاب اسلامی و بر باد رفتن منافع آن‌ها اشاره کرد و با اشاره به ترسی که پس از تأسیس دولت اسلامی آن‌ها را فرا گرفته بود، گفت: هیچ ترسی به پای آن نمی‌رسد، چرا که این نظام، نظامی اسلامی و شاخص و حاکم بر زمین است که به عنوان شاهدی زنده و الگویی بی‌نظیر از حکومت راستین، عادلانه، حکیمانه، توانگر، امن و بالابرنده‌ی زندگی روح و بدن است؛ حکومتی که برادری انسانی را زنده می‌کند و سستی، فساد، کاستی و ستم دیگر نظام‌های طاغوتی و جاهلی را که در جهان اجرا می‌شوند، به رخ می‌کشد.

ایشان با بیان اینکه جنگ امروز، میان اردوگاه جاهلیت و اردوگاه ایمان شعله‌ور است، تأکید کرد: رهبری اردوگاه جاهلیت را طاغوت آمریکایی، صهیونیسم گمراه، و یهودیت سرکش از آیین راستین موسی علیه‌السلام به عهده دارند.

وی افزود: در رأس رهبری آمریکایی، «فرعون ترامپ» است، و در رأس رهبری صهیونیسم «فرعون نتانیاهو». این دو، امروز از بدترین اشرار و دشمن‌ترین آن‌ها با ارزش‌ها و مقدّسات، و غرق‌شده‌ترین در خون‌ها، و جری‌ترین آن‌ها در برابر خدا و محرّمات او هستند.

آیت‌الله قاسم درباره اردوگاه ایمان گفت: در مقابل، اردوگاه ایمان قرار دارد که در جبهه گسترده مقاومت، فرزندان امّت مسلمان و در رأس آن‌ها جمهوری اسلامی و رهبری شجاع، مؤمن، قهرمان و حکیم آن است که برای ارزش‌ها، خون‌ها، نوامیس‌، کرامّت انسانی و تمام مقدّسات، امین‌تر و بیش از هر کسی نسبت به حفظ آن سخت‌گیرتر است.

شیخ عیسی قاسم در ادامه به این نکته اشاره کرد که استکبار جهانی بشریت را به سوی دو فاجعه بزرگ رهبری می‌کند، یکی فاجعه مادی و دیگری فاجعه معنوی.

این عالم برجسته جهان اسلام خاطرنشان کرد که در برابر این فجایع استکباری، محور مقاومت اسلامی، فریضه جهاد در راه خدا و دفاع از حقوق و مقدّسات را زنده کرد، و بدین وسیله راهی پیمودنی برای نجات بشریت از این دو فاجعه را نشان داد.

آیت‌الله قاسم در رابطه با نقش رهبری اسلامی گفت: رهبریِ اسلامی و شایسته به فرزندان مقاومت این فرصت را داد تا صادقانه و با اخلاص در مسیر خدمت به بشریت گام بردارند.

ایشان تصریح کرد: این جنگ، با مواضع شرافتمندانه، شجاعت بی‌نظیر، فداکاری‌های بزرگ و پایبندی به خط صداقت، عدالت و اخلاق والای فرزندان مقاومت، حس قدرتمندی را در میان مردم و نخبگان جهان بی‌طرف، بیدار کرد. این حس، نشان‌دهنده عظمت اسلام و توانایی آن در ساختن انسانی سالم و قدرتمند است؛ و همچنین درک عمیقی از زیبایی و حقّانیّت اسلام در هدایت جهان به سوی ساحل نجات، امنیّت، صلح، موفّقیّت، کرامت و محبت و دوستی ایجاد کرده است.

آیت‌الله قاسم با بیان اینکه اسلام برای هر انسانی که ذرّه‌ای از حقیقت را درک کند، حجّتی تمام‌عیار است، تأکید کرد: حجّت اسلام بر اعراب بسیار روشن‌تر و بزرگ‌تر است؛ چرا که زیبایی این دین بر آنان عظیم‌تر، حقّ آن بر آنان استوارتر، و یاری نکردنش از سوی آنان، ظالمانه‌ترین، تأسف‌بارترین، منکرانه‌ترین و عجیب‌ترین رفتار است.

وی خاطرنشان کرد که اعراب پیش از اسلام دوران طولانی‌ای را سپری کردند، اما تنها پس از پیوستن به نور اسلام بود که به شکوفایی رسیدند.

شیخ عیسی قاسم یادآور شد: هرگونه علم، هدایت و خیری که در میان اعراب جریان یافته، برخاسته از آموزه‌های اسلام بوده است و در واقع، پیش از اسلام یا پس از رها کردن دین، هیچ دستاورد برجسته‌ای برای آنان متصور نیست.

وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که هواپیماهای جنگی رژیم صهیونیستی روستای حاروف در جنوب آن کشور را هدف حمله هوایی قرار دادند که در نتیجه آن ۳ امدادگر به شهادت رسیدند.

این حمله بار دیگر نگرانی‌های جدی درباره هدف قرار گرفتن عمدی کادر درمان و امداد در منطقه را به دنبال داشته است.

در همین راستا، وزارت بهداشت لبنان امروز جمعه اعلام کرد که تعداد شهدا در این کشور از ۲ مارس گذشته تاکنون به ۲ هزار و ۹۵۱ تن افزایش پیدا کرده است.

حملات رژیم صهیونیستی علیه لبنان تاکنون ۸ هزار و ۹۸۸ زخمی برجای گذاشته است.

بر اساس این گزارش جدیدترین حملات رژیم صهیونیستی به مناطق مختلف صور در جنوب لبنان دست کم ۳۷ زخمی برجای گذاشته است.

هماهنگ کننده سازمان ملل در امور بشردوستانه لبنان نیز گفت: با وجود آتش بس حملات اسرائیل علیه این کشور ادامه دارد و غیر نظامیان در حال قربانی شدن هستند.

منطق حاکم بر تقابل غرب با ایران، نه پدیده‌ای مقطعی و ایدئولوژیک، بلکه یک «مهندسی مهار» تاریخی و ساختاری است. هدف این مهندسی، مدیریت ظرفیت‌های ژئوپلیتیک ایران برای جلوگیری از تبدیل آن به یک قطب مستقل قدرت بوده است. این رویکرد، سیر تحول ایران از یک «متغیر وابسته» در معادلات دیگران به یک «بازیگر تعیین‌کننده» را در سه سناریوی روایت می‌کند:

متغیر تابع: از «قرارداد بیگانه» تا «مهار دوگانه»

روسیه و انگلیس سال ۱۲۸۶ طبق «قرارداد ۱۹۰۷» ایران را به سه منطقه تقسیم کردند: منطقه‌ شمال تحت نفوذ روسیه، منطقه جنوب تحت نفوذ انگلیس و منطقه‌ مرکزی بی طرف می ماند. ایران را نه به‌عنوان یک«کشور مستقل» بلکه به‌ عنوان یک «فضای حائل» برای مدیریت خودشان تقسیم کردند. این اولین بار بود که ایران به‌جای یک «بازیگر مستقل» به یک «متغیر قابل تنظیم» در معادلات قدرت تبدیل شد. راهبردی که ایران را نه یک بازیگر، بلکه یک ابژه جغرافیایی برای تنظیم موازنه میان قدرت‌های رقیب تعریف می‌کرد.

مقاومت سازنده: از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن»

‌انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نقطه چرخش تاریخی بود که نگاه به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را به محور سیاست ملی تبدل کرد. پس از انقلاب ۵۷، ایران از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن» تبدیل شد و غرب را به سمت «دکترین مهار دوگانه» سوق داد تا با تضعیف همزمان ایران و رقبای منطقه‌ای‌اش، از ظهور هرگونه هژمون مستقل جلوگیری کند. در این مرحله، ایران در مسیر کنشگری مستقل در حال گذار از تابعیت به مقاومت است و مهار دیگر صرفاً اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه مهار اراده راهبردی ایران برای استقلال هدف اصلی می شود.

قدرت تعیین‌کننده: از «وابسته سازی» تا «آستانه‌سازی»

در این سناریو، استراتژی دشمن به «محدودسازی ظرفیت از طریق فشار ترکیبی» تکامل یافته است. نگرانی اصلی غرب دیگر نه برنامه‌های مشخص، بلکه «آستانه‌سازی راهبردی» ایران است؛ یعنی توانایی تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای بدون عبور از خطوط قرمز رسمی. این توانمندی، ذات مهندسی مهار را به چالش می‌کشد. الگوهای منطقه‌ایِ مقاومت و ظرفیت‌های بومی قدرت، ایران را به بازیگری تبدیل کرده‌اند که می‌تواند قواعد بازی را تغییر دهد، نه فقط در خاورمیانه بلکه در معادلات نوین جهانیِ پس از افول هژمونی غرب.

نتیجه‌گیری راهبردی:

تقابل ایران و غرب، امتداد یک منطق تاریخی است که در آن غرب تلاش کرده تا ایران را در چارچوب‌ های تعیین‌شده‌ خود نگه دارد. منازعه موجود، ماهیتی ساختاری دارد و بر سر جایگاه ایران در معماری نظم منطقه‌ای است.ایران از جایگاه «بازیچه متغیر» عبور کرده و در حال تثبیت نقش «بازیگر مستقل» است. بنابراین، پرسش کلیدی امروز «چرا با ما دشمنی می‌کنند؟» نیست، بلکه این است: «چگونه می‌توان با عبور کامل از «مهندسی مهار»، به مرحله «معماری نظم منطقه‌ای» با قواعدی نوین دست یافت؟»

دکتر مرتضی امیری نژاد

۱۰ نکته راهبردی رهبر معظم انقلاب درباره خلیج فارس و تنگه هرمز، نشان از پیروزی ایران در خلیج فارس، طلیعه نظم جدید منطقه‌ای است.

در ادامه به نکات راهبردی می‌پردازیم:

۱. حضور بیگانگان آمریکایی و آشیانه‌کردن آنها در سرزمین‌های خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه

۲. ناتوانی پایگاه‌های پوشالی آمریکا در تأمین امنیت خود

۳. آینده درخشان منطقه‌ خلیج فارس، بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملت‌هایش

۴. «هم‌سرنوشت» بودن ما با همسایگان‌مان در پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان

۵. جا نداشتن بیگانگانِ شرور در خلیج فارس مگر در قعرِ آب‌هایش

۶. زنجیره پیروزی ایران اسلامی در خلیج فارس، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان

۷. ایمن ساختن منطقه خلیج فارس با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز

۸. برچیدن بساط سوءاستفاده‌های دشمن متخاصم از تنگه هرمز

۹. رقم زدن آسایش و پیشرفتِ ملت‌های منطقه با قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز

۱۰. شاد شدن دل ملت ایران با مواهب اقتصادیِ ناشی از مدیریت جدید تنگه هرمز

آغاز طواف خانه خدا از نظر تاریخی و دینی چگونه بوده است؟

پاسخ حجت‌الاسلام احمدی:

درباره‌ی طواف، نکاتی را به اختصار بیان می‌کنم:

۱. تعریف و جایگاه طواف

طواف، در ظاهر به معنای هفت‌بار چرخیدن پیرامون خانه‌ی خدا (کعبه) است که از ارکان اصلی و مهم‌ترین مناسک حج و عمره به شمار می‌رود.

۲. بُعد باطنی طواف

طواف تنها یک حرکت ظاهری نیست؛ بلکه دارای عمق و معنایی باطنی است. این بُعد به اسرار حج بازمی‌گردد که در روایات به آن اشاره شده است. نکات اصلی عبارتند از:

- توجه کامل به خداوند و یکتاپرستی

- تواضع و فروتنی در برابر پروردگار

- حضور قلب و خلوص نیت

- طهارت باطنی و پاکی درون

این ابعاد معنوی، طواف را از حرکتی جسمانی فراتر برده و آن را به عبادتی کامل تبدیل می‌کند.

تاریخچه و آغاز طواف

سؤال اصلی این است که طواف چگونه و از چه زمانی آغاز شده است. این موضوع را می‌توان در چند مرحله تاریخی بیان کرد:

۱. در اسلام

طواف به شکل رسمی و کامل در سال دهم هجرت، در «حجه‌الوداع» توسط پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان آموزش داده شد. در این سفر، که اولین و آخرین حج واجب ایشان بود، مناسک حج از جمله طواف هفت‌گانه دور کعبه به امت اسلامی آموخته شد.

۲. در عصر حضرت ابراهیم(ع):

پس از ساختن کعبه به دستور خداوند به دست ابراهیم و اسماعیل(ع)، طواف به عنوان یکی از عبادات اصلی برگزار گردید. آیات قرآن نیز به این موضوع اشاره دارد (مانند آیه‌ای که می‌فرماید: «وَعَهِدْنَا إِلَیٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ...»). در آن دوران، طواف رکن اصلی و محوری حج محسوب می‌شد و دیگر اعمال به نسبت کمرنگ‌تر بودند.

۳. در زمان حضرت آدم(ع):

بر اساس روایات، حضرت آدم(ع) نخستین کسی بود که پس از هبوط به زمین، مأمور بنای خانه‌ی خدا شد و در اطراف آن طواف کرد. گفته می‌شود طواف او همانند طواف فرشتگان در عرش الهی بوده است.

۴. پیش از خلقت انسان: طواف فرشتگان:

در روایات اشاره شده که پیش از آفرینش انسان، فرشتگان در آسمان‌ها به دور «بیت‌المعمور» که در آسمان چهارم و در راستای کعبه قرار دارد ـ طواف می‌کردند و خدا را به این شکل عبادت می‌نمودند. بر اساس برخی نقل‌ها، کعبه زمینی بر اساس آن الگوی آسمانی ساخته شد و سنت طواف نیز از آن سرچشمه گرفته است.

گفته می‌شود که کعبه بر اساس «بیت‌المعمور» در آسمان‌ها ساخته شد و دستور طواف پیرامون آن نیز برگرفته از طواف فرشتگان است. بنابراین، چهار مرحله اصلی تاریخی برای این عبادت متصور است.

این سنت در طول تاریخ تداوم داشته است، تا جایی که حتی در دوران جاهلیت، مشرکان نیز با وجود انحرافات اعتقادی، برای خانه‌ی خدا اهمیت قائل بودند و آن را طواف می‌کردند. این امر نشان‌دهنده‌ی باقی‌ماندن اساس سنت حضرت ابراهیم(ع) است، اگرچه با خرافاتی همچون طواف دور بت‌ها نیز آمیخته شده بود.

رابطه میان فرزند و والدین، همواره در مرز باریکی میان «احترام» و «استقلال» حرکت می‌کند. بسیاری از جوانان، در حالی که به دنبال یافتن هویت مستقل خود هستند، با دیواری از کنترل، نگرانی و انتظارات والدین روبرو می‌شوند که این تقابل، از شکاف‌های عمیق روحی تا تنش‌های دائمی خانوادگی را به همراه دارد. آیا می‌توان بدون از دست دادن پیوند با والدین، به استقلال فردی دست یافت؟ و چگونه می‌توان میان تکالیف شرعی و نیاز به آزادی، تعادلی پایدار برقرار کرد؟

حجت‌الاسلام والمسلمین سید علیرضا تراشیون به این چالش‌ جوانان می‌پردازد که در ادامه آن را می‌خوانید.

سوال:

رابطه‌ی من با خانواده‌ام، به‌ویژه با مادرم و برادرم، سال‌هاست که درگیر چالشی عمیق و پیچیده شده است. این تنش‌ها از دوران نوجوانی آغاز شد و تا امروز، با شدتی بیشتر، ادامه یافته است. فاصله‌ای عمیق بین ما ایجاد شده است. مادرم همواره انتظار دارد من همان‌گونه باشم که او می‌خواهد، در حالی که من توانایی و تمایلی به این هم‌سو شدن ندارم. این تضاد، ما را در موقعیتی قرار داده که در مقابل هم قرار گرفته ایم و قصد مستقل شدن دارم.

پاسخ حجت‌الاسلام والمسلمین تراشیون:

می‌خواستم با صراحت و شفافیت،بیان کنم؛ اعتقاد قلبی من بر این است که فرزندان موظف به اطاعت از والدین هستند، مگر در مواردی که والدین امر به معصیت کنند؛ در آن لحظه، اطاعت جایز نیست و نافرمانی در آن موارد، وظیفه‌ای شرعی و اخلاقی است. این باور، ریشه در ایمان عمیق من دارد و معتقدم که خداوند حکیم، این چالش را در زندگی ما قرار داده تا خیری در آن نهفته باشد.

در این راستا، روایتی عجیب و تأمل‌برانگیز دارم که پیش از بیان آن، لازم می‌دانم مقدمه‌ای کوتاه بر آن بیفزایم تا زمینه‌ی درک بهتر آن فراهم شود.

تعادل میان کمال فردی و رضایت والدین

فرض کنید نوجوانی یا جوانی را در اوج کمال انسانی تصور کنید؛ کسی که نماز شب می‌خواند، در مراسمات زیارت اهل‌بیت (ع) شرکت می‌کند، پیاده‌روی اربعین را به پا می‌گذارد، نمازهایش را در اول وقت ادا می‌کند و حجاب کاملی دارد. گویی تمام معیارهای دینی و اخلاقی در وجود او جمع شده است. اما اگر با دقت به «نامه عمل» چنین فردی بنگریم، نکته‌ای حیاتی و سرنوشت‌ساز را می‌یابیم: رضایت والدین.

روایات متعددی وجود دارد که صراحتاً بیان می‌کنند: اگر والدین از فرزند خود ناراضی باشند، آن فرزند بوی بهشت هم بهره‌مند نخواهد شد. این روایات، که تکرار و تأکید فراوانی دارند، حکایت از یک حکمت عمیق دارند: چرا خداوند این‌گونه دستور داده است که به حرف پدر و مادر گوش دهیم؟ پاسخ در این است که این اطاعت، زمینه‌ساز رشد واقعی ماست.

البته، این به آن معنا نیست که فرزندان باید مانند ربات‌هایی بدون تفکر، هر چه والدین بگویند را بدون چالش بپذیرند. یک جوان یا نوجوان، حق دارد استقلال رفتاری، کلامی و فکری داشته باشد؛ این استقلال‌ها نه تنها منافاتی با احترام به والدین ندارند، بلکه لازمه‌ی بلوغ فکری هستند. اما مرز باریکی وجود دارد: اگر والدین بخواهند فرزندشان را به یک ربات تبدیل کنند، یا اگر دستورات آن‌ها با اصول شرعی و عقلانی در تضاد باشد، آن‌گاه اطاعت جایز نیست.

در آن لحظات، ما باید با تامل بگوییم: «پدر و مادر، شما نیز انسان‌هایی هستید که گاهی خطا می‌کنید، اما گاهی نیز چیزهایی را می‌بینید که ما از جایگاه خودمان قادر به درک آن نیستیم.»

اعتماد؛ پل ارتباطی دوسویه

چند روز پیش، در حاشیه‌ی یک جلسه‌ی سخنرانی، نوجوانی حدوداً شانزده یا هفده ساله با چهره‌ای آشفته و دغدغه‌مند رویکرد و گفت: «آقای تراشیون، نمی‌دانم چرا پدر و مادرم به من اعتماد ندارند؟»

پرسش او مرا به فکر فرو برد. در پاسخ، سوالی ساده اما بنیادین از او پرسیدم: «آیا تو نیز برای دریافت این اعتماد، گامی در جهت «اعتمادسازی» برداشته‌ای؟»

این موضوع، یک حقیقت دوسویه است. انتظار اینکه والدین، بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای و با چشمی بسته به فرزندشان اعتماد کنند، انتظاری غیرواقعی است. همان‌طور که آن‌ها باید به ما اعتماد کنند، ما نیز باید با رفتارمان، زمینه‌ی اعتماد را در آن‌ها فراهم آوریم.

وقتی این نکته را برای نوجوان بیان کردم، او در سکوتی عمیق فرو رفت و به نظر می‌رسید که این جمله، دریچه‌ای جدید در ذهن او گشوده است. او تازه متوجه شده بود که «چگونه» باید این اعتماد را بسازد.

برای روشن‌تر شدن موضوع، چند نکته را به او گوشزد کردم. مثلاً وقتی می‌خواهید از خانه خارج شوید و مادرتان می‌پرسد: «کجا می‌روی؟»، پاسخ کوتاه و مبهمی مانند «دارم می‌روم جایی» کافی نیست؛ این پاسخ، نگرانی مادر را تشدید می‌کند.

در عوض، با شفافیت و صمیمیت بگویید: «مادر جان، دلم گرفته و می‌خواهم کمی در پارک قدم بزنم و هوای تازه بخورم. نگران نباشید، نیم ساعت دیگر برمی‌گردم.»

این شفافیت، کوچک‌ترین اما مؤثرترین گام برای ساختن پل اعتماد است. وقتی فرزند با صداقت و جزئیات، مسیر خود را برای والدین ترسیم می‌کند، نگرانی جای خود را به اطمینان می‌دهد و این اطمینان، بستر رشد و استقلال سالم را فراهم می‌آورد.

شفافیت؛ کلید آرامش و استقلال

وقتی فرزند با شفافیت کامل صحبت می‌کند، مادر نه‌تنها نگران نمی‌شود، بلکه یک نفس راحت می‌کشد. اما وقتی پاسخ‌ها مبهم است و فقط گفته می‌شود: «دارم می‌روم»، ذهن مادر درگیر هزاران سناریوی منفی می‌شود: «شاید می‌خواهد سیگار بکشد؟»، «شاید با دوستان ناباب در ارتباط است؟»، «شاید قصد رفتن به جای نامناسبی را دارد؟» یا «شاید کار دیگری انجام می‌دهد که ما نمی‌دانیم؟». در این حالت، یک جمله‌ی کوتاه و مبهم، می‌تواند دریچه‌ای از شک و نگرانی را در ذهن والدین باز کند.

در مقابل، وقتی فرزند پیش‌دستانه و با جزئیات اعتماد می‌سازد، اوضاع کاملاً تغییر می‌کند. مثلاً به مادر بگوید: «مادر جان، موبایلم همیشه همراه من است. هر زمان که زنگ زدی و کاری داشتی، من در خدمتم. هر وقت هم خواستم برگردم، خبر می‌دهم.» این جمله‌ی ساده، بار سنگین نگرانی را از دوش مادر برمی‌دارد. دیگر نیازی نیست مادر مدام بپرسد: «کی می‌آیی؟»، «برای چه کاری می‌روی؟»، «کجا می‌روی؟» یا «با کی می‌روی؟».

وقتی فرزند با این رویکرد، اعتماد را پیش‌دستانه می‌سازد، مسیر ارتباطی هموارتر می‌شود. در این حالت:

مادر خیالش راحت می‌شود و آرامش خود را حفظ می‌کند.فرزند نیز در آرامش و امنیت به فعالیت‌های خود می‌پردازد.

استقلال فردی نیز کاملاً حفظ می‌شود، زیرا مادر با آگاهی و اطمینان، اجازه‌ی رفت‌وآمد را می‌دهد و دیگر نگران نیست که فرزندش کجا برود.

بنابراین نکته ی اول: شفافیت، نه‌تنها مانع استقلال نمی‌شود، بلکه بستر اصلی برای رشد و استقلال سالم است. وقتی مادر بداند فرزندش در کجا و با چه هدفی است، دیگر نیازی به بازجویی و کنترل نیست و هر دو طرف در فضایی سرشار از اعتماد و آرامش زندگی می‌کنند.

مدارا؛ هنرِ تغییرِ نگاه، نه تغییرِ دیگران

نکته‌ی دوم و بسیار کلیدی که باید به این دخترخانم (و هر جوان دیگری) یادآوری کرد، یادگیری یکی از مهم‌ترین «فرامهارت‌های» ارتباطی است: مدارا کردن.

مدارا به چه معناست؟ یعنی اگر در برابر والدین بایستیم و با آن‌ها «مقابله» کنیم، نتیجه‌ای جز بدبختی برای هر دو طرف نخواهد داشت. (ما نمی‌توانیم والدین خود را تغییر دهیم)

اما یک حقیقت انکارناپذیر دیگر این است که: والدین، حتی اگر روش‌هایشان اشتباه باشد، قطعاً خیر فرزندشان را می‌خواهند.

حتی در مواردی که والدین ممکن است رفتارهای نادرستی از خود نشان دهند (مانند تنبیه فیزیکی یا لحن تند)، باز هم نباید تصور کنیم که آن‌ها قصد آزار فرزند را دارند. آن‌ها «نمی‌دانند»؛ آن‌ها «بلد نیستند». آن‌ها با دانش و تجربیات محدود خودشان، بهترین کاری که در آن لحظه می‌توانند انجام دهند را می‌کنند، هرچند که ممکن است آن کار برای ما دردناک باشد.

جمعه, 25 ارديبهشت 1405 23:36

جلب روزی با صدقه

امام علی علیه‌السلام:
«اِستَنزِلوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ»

روزی را با صدقه دادن، درخواست کنید.

نهج البلاغه، حکمت ۱۳۷

نکته کلیدی ترکیب پروتئین، فیبر و چربی‌های سالم برای جلوگیری از افزایش شدید قند خون و احساس خستگی است.

لیست غذاهای توصیه شده توسط متخصصان شامل گزینه‌های آشنا و غیرمنتظره است. به عنوان مثال، تخم مرغ یکی از بهترین منابع پروتئین است که احساس سیری طولانی مدت را ایجاد می‌کند. بلغور جو دوسر سرشار از کربوهیدرات‌های پیچیده و فیبر است که انرژی را به تدریج آزاد می‌کنند.

به گفته متخصصان، گزینه‌های سالم صبحانه شامل ماست یونانی است که سرشار از پروتئین و پروبیوتیک است، آجیل (به خصوص بادام)، دانه‌های چیا و انواع توت‌ها. این غذاها همچنین به سلامت روده، عملکرد مغز و سطح انرژی کمک می‌کنند.

علاوه بر این، عدس و سیب زمینی شیرین انتخاب‌های غیرمعمول صبحگاهی هستند که کربوهیدرات‌های دیر هضم را برای بدن فراهم می‌کنند و از افت ناگهانی انرژی جلوگیری می‌کنند. اسفناج و ماهی سالمون نیز ویتامین‌ها و اسیدهای چرب امگا ۳ را تأمین می‌کنند.

کارشناسان تأکید می‌کنند که مؤثرترین صبحانه، یک وعده غذایی واحد نیست، بلکه ترکیبی از غذاها است. به عنوان مثال، خوردن تخم مرغ با سبزیجات یا بلغور جو دوسر با آجیل و انواع توت‌ها به شما کمک می‌کند تا برای مدت طولانی‌تری احساس سیری و تمرکز داشته باشید.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت روز کارگر و روز معلم تصریح کردند: معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛ به‌طوری‌که می‌توان ادعا کرد که این دو، به منزله‌ ستون فقرات عرصه‌ فرهنگ و اقتصاد هستند.

متن پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به مناسبت روز کارگر و روز معلم بدین شرح است:

 
بسم‌الله الرّحمن الرّحیم
 
دو روزِ یازدهم و دوازدهم اردیبهشت، روزهایی است که در آن از مقام کارگر و منزلت معلم تقدیر به‌عمل می‌آید. فارغ از تجلیل زبانی و نمادین که به‌نوبه‌ی خود کار بجا و صحیحی است، پیشرفت هر کشوری رَهینِ دو بال علم و عمل است.
 
معلم در اولین مرحله‌ی تحقق از این مقصود نقش‌آفرینی میکند. مسئولیت خطیر آموزشِ دانش، افزایش مهارت، و بخش مهمی از رشد بینش و قالب‌ریزی هویت نسل آینده برعهده‌ی او است. دانش‌آموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد میکنند، در آینده نه‌چندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را به‌کار بسته و اِی بسا در خُلق‌وخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصه‌ها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینه‌ای، نمایش‌دهنده‌ی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.
 
از سوی دیگر، عرصه‌ی کار، صحنه‌ی وسیعی است به‌وسعت کشور که از داخل خانه‌ها، ادارات و واحدهای کسب و کار و مساجد گرفته تا مزارع و کارگاهها و کارخانه‌ها و معادن و انواع زیادی از مشاغل خدماتی کشیده میشود. هرچقدر این پهنه‌ی وسیع از دو عنصر سخت‌کوشی و تعهّد که از ارکانِ هر توفیق بزرگی بشمار میروند بیشتر بهره‌مند باشد، پیشرفتگی کشور، بیشتر و بهتر تضمین میگردد.
 
میدانیم یک کارگر در پرتو تعهّد و حُسنِ عمل، گاه آن‌چنان جایگاهی می‌یابد که شایسته است همچون دست پُرمهر معلم و مربّی، بر دست توانا و هنرمند او هم بوسه‌ی تشکر و امتنان زده شود. این البته امری است که از دامان اولین مربیان هر کسی یعنی پدر و مادر او و پس از آن از درک محضر معلّم قابل تأمین است.
 
اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهل‌وهفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحله‌ی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.
 
معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛ به‌طوری‌که می‌توان ادعا کرد که این دو، به منزله‌ی ستون فقرات عرصه‌ی فرهنگ و اقتصاد هستند. از این رو لازم است به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل ـ که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت میشود ـ بخوبی واقف باشند.
 
همچنانکه باید به موازات این امر، توجه داشت که تجلیل‌های زبانیِ سالیانه یا هر چند وقت یکبار گرچه بجا و مناسب است ولی قدردانی از تلاشهای این دو قشر باید عمیق‌تر و عملی‌تر از این حد باشد. بنده تصور میکنم همانطور که ملت عزیز ایران با حضور در میادین و خیابانها از نیروهای نظامی کشور خود حمایتی درخور به‌عمل می‌آورند، شایسته است در یاری کردن معلمان و کارگران هم پشتیبانی قوی‌ای از خود نشان دهند.
 
از جمله باید تعامل خانواده‌های دانش‌آموزان و دانشجویان در اداره‌ی مدارس و دانشگاهها، بیشتر از پیش فراهم شود، و همچنین باید با اولویت دادن به مصرف کالاهای ساخت داخل کشور از کارگرانِ مولّد پشتیبانی نموده و بخصوص صاحبان کسب و کارهای آسیب‌دیده تا حدّ ممکن از تعدیل نیرو و جُداسازی نیروی کار خود، چه در واحدهای تولیدی و چه واحدهای خدماتی اجتناب نمایند و بلکه هر کارگری را به‌منزله‌ی ثروت آن واحد تولیدی و خدماتی، منظور دارند؛ و البته دولت محترم هم در حدّ مقدور از این عملِ خیرخواهانه حمایت نماید.
 
ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، ان‌شاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجه‌ی تلاش کارگران زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور به‌سوی قلّه‌های پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود، و این البته با دعای خیر و وِساطت سرورمان عجّل‌الله‌ تعالی فرجه‌الشریف هر چه سریعتر و بهتر صورت خواهد پذیرفت بِاِذن‌الله تعالی. والسّلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.
 
سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای
۱۱/اردیبهشت/۱۴۰۵

روز ملی خلیج فارس، یادآور فتح تاریخی هرمز توسط نیروهای ایرانی در عصر صفوی و ایستادگی در برابر استعمار است. امروز اما این پهنه آبی نه فقط میراث تمدنی، بلکه نبض اقتصاد جهانی و یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیک جهان به شمار می‌رود. جنگ اسفند ۱۴۰۴ و بستن هوشمندانه یک‌سویه تنگه هرمز نشان داد که ایران چگونه می‌تواند با تکیه بر مزیت جغرافیایی، موازنه قوا را در برابر قدرت‌های برتر تغییر دهد و وابستگی جهان به انرژی خلیج فارس را به یک اهرم بازدارندگی قدرتمند تبدیل کند.

۱. اهمیت ژئوپلیتیک و اقتصادی خلیج فارس در جهان امروز

خلیج فارس فراتر از یک پهنه آبی ساده، قلب تپنده اقتصاد جهانی و کانون تلاقی منافع قدرت‌های بزرگ است. این منطقه به دلیل موقعیت استراتژیک خود، سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا را به یکدیگر متصل می‌کند و نقش محوری در تجارت، انرژی و امنیت بین‌المللی ایفا می‌نماید.

اهمیت خلیج فارس عمدتاً از سه عامل کلیدی ناشی می‌شود:

- موقعیت جغرافیایی بی‌نظیر به‌ویژه تسلط بر تنگه هرمز؛

- ذخایر عظیم نفت و گاز که بخش عمده‌ای از تأمین انرژی جهان را بر عهده دارد؛

- بندرگاه‌های بزرگ به‌عنوان مراکز اصلی صادرات انرژی، واردات کالا، سرمایه و حتی تجهیزات نظامی.

پیش از بحران اخیر، روزانه حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از نفت خام جهان و بیش از ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) از طریق تنگه هرمز عبور می‌کرد — معادل حدود ۱۶ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز. این ارقام نشان می‌دهد که هرگونه اختلال در این آبراه، موج‌های شوک‌آمیز را مستقیماً به بازارهای جهانی انرژی، قیمت سوخت، صنعت هوانوردی، گردشگری و حتی بازارهای مالی منتقل می‌کند.

از منظر حقوقی و جغرافیای دریایی، موقعیت ایران در خلیج فارس منحصربه‌فرد است. ایران با مالکیت حدود ۴۰ جزیره (برخی منابع تا ۴۵ جزیره ذکر کرده‌اند)، از جمله کیش، قشم (بزرگ‌ترین جزیره ایرانی)، هرمز، لارک، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، لاوان و هنگام، عمق نفوذ دریایی خود را تا نزدیکی تنگه هرمز گسترش داده است. این جزایر نه تنها نقاطی برای کنترل ناوبری و امنیت، بلکه پایگاه‌های مهمی برای حضور نظامی، اقتصادی و حتی گردشگری به شمار می‌روند.

حضور قدرت‌های خارجی در منطقه، به جای ایجاد امنیت، اغلب خود عامل اصلی تنش و ناامنی بوده است.

۲. تنگه هرمز؛ حیاتی‌ترین گلوگاه انرژی جهان

تنگه هرمز باریکه‌ای استراتژیک میان ایران و عمان است که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند. این تنگه همچنان مهم‌ترین شاهراه نفتی جهان باقی مانده و حتی کوچک‌ترین اختلال در آن، بازارهای جهانی را به لرزه درمی‌آورد.

در شرایط درگیری، بستن یا محدود کردن تردد در این تنگه، فراتر از یک اقدام نظامی صرف است. طرف مقابل نه تنها با جبهه نظامی، بلکه با بحران چندلایه اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک روبه‌رو می‌شود: افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین جهانی، فشار بر اقتصاد کشورهای وابسته به واردات نفت خلیج فارس (به‌ویژه اروپا، آسیای شرقی و هند) و پیچیدگی‌های لجستیکی بی‌سابقه.

تسلط بر جغرافیا و گلوگاه‌های حیاتی، در جنگ‌های مدرن اغلب تعیین‌کننده‌تر از برتری صرف نظامی است. ایران با قرار گرفتن در قلب این نقطه حساس انرژی، ظرفیت بازدارندگی منحصربه‌فردی دارد که اگر به ابزار فعال تبدیل شود، می‌تواند هزینه هر تعارضی را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

۳. جایگاه راهبردی ایران در معادلات خلیج فارس

ایران به‌عنوان یکی از سه قدرت اصلی خلیج فارس، جایگاه خود را بر پایه سه ستون کلیدی استوار کرده است:

- کنترل ژئوپلیتیکی بر تنگه هرمز و سواحل شمالی خلیج فارس؛
- توان موشکی پیشرفته و بازدارندگی منطقه‌ای (شامل پهپادهای دوربرد)؛
- نفوذ سیاسی-نظامی در کشورهای پیرامونی از عراق تا یمن و محور مقاومت.

این عوامل، حتی بدون نیاز به توافقات بین‌المللی گسترده، قدرت چانه‌زنی ایران را در سطح منطقه‌ای و جهانی حفظ کرده و هرگونه محاسبه نظامی علیه آن را پرهزینه می‌کنند.

۴. بحران اسفند ۱۴۰۴: آغاز جنگ و واکنش ایران

در ۹ اسفند ۱۴۰۴ ، ایالات متحده و اسرائیل عملیات هوایی هماهنگ‌شده‌ای تحت عنوان «عملیات خشم حماسی» را علیهکشور عزیزمان ایران آغاز کردند. این حملات تأسیسات نظامی، سایت‌های هسته‌ای و برخی رهبران ارشد را هدف قرار داد.

ایران پاسخ خود را با حملات موشکی و پهپادی گسترده به اسرائیل، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و اهداف مرتبط انجام داد. یکی از مهم‌ترین اقدامات، محدود کردن شدید تردد در تنگه هرمز بود که به سرعت به بحران اقتصادی جهانی تبدیل شد. این رویداد یکی از جدی‌ترین چالش‌های نظامی-ژئوپلیتیکی غرب آسیا در دهه‌های اخیر به شمار می‌رود.

۵. بستن یک‌سویه تنگه هرمز: اقدام هوشمندانه و چندلایه

در روزهای اولیه بحران، سپاه پاسداران اعلام کرد که تنگه هرمز برای کشتی‌های مرتبط با ایالات متحده، اسرائیل و متحدان غربی آن‌ها بسته است، در حالی که عبور کشتی‌های کشورهای بی‌طرف (چین، هند، روسیه و دیگران) با شرایط خاص ادامه یافت. این رویکرد هوشمندانه، فشار دیپلماتیک بین‌المللی را بر غرب افزایش داد و شکاف میان قدرت‌های جهانی را عمیق‌تر کرد.

ایران برای اجرای این محدودیت از ترکیبی از روش‌ها استفاده کرد:

- حملات هدفمند با قایق‌های تندرو، موشک‌های ساحلی و پهپادها؛
- تهدید مین‌گذاری دریایی (به‌عنوان اهرم پنهان)؛
- ایجاد تداخل محدود در سیستم‌های ناوبری ماهواره‌ای.

نتیجه، شوک بی‌سابقه به بازارهای انرژی بود: افزایش شدید قیمت نفت و گاز، اختلال در تأمین سوخت اروپا و آسیا، و فشار اقتصادی قابل توجه بر کشورهایی که در ابتدای جنگ، از اقدامات ضدایرانی حمایت کرده بودند.

۶. تأثیر بحران تنگه هرمز بر روند جنگ ۴۰ روزه

جنگ حدود ۴۰ روزه را می‌توان «جنگ بدون دستاورد راهبردی» برای طرف مقابل دانست. علی‌رغم حملات گسترده، هیچ‌یک از اهداف اصلی اعلام‌شده ( نابودی کامل ظرفیت هسته‌ای یا موشکی ایران، یا تغییر اساسی موضع تهران) محقق نشد. در مقابل، ایران ابزار جدیدی به نام «کنترل گزینشی تنگه هرمز» را به جعبه ابزار بازدارندگی خود افزود.

پیامدهای اقتصادی این بحران، بزرگ‌ترین اختلال در عرضه جهانی انرژی از زمان شوک‌های دهه ۱۹۷۰ توصیف شده است. قیمت انرژی جهش کرد، بازارهای مالی نوسان شدیدی را تجربه کردند و هزینه‌های جنگ برای همه طرف‌ها به میلیاردها دلار رسید.

در این میان، «محاصره دوگانه» شکل گرفت: نیروی دریایی آمریکا تلاش کرد ایران را محاصره کند، اما ایران نیز با کنترل تنگه هرمز، اهرم متقابلی ایجاد کرد. این وضعیت، مذاکرات و آتش‌بس‌های موقت را تحت تأثیر قرار داد و نشان داد که جغرافیا می‌تواند حتی در برابر برتری نظامی، وزن خود را به رخ بکشد.

۷. معادلات پس از جنگ: غرب آسیا جدید

بحران ۱۴۰۴ ثابت کرد که ایران قادر است با بهره‌گیری هوشمند از مزیت‌های جغرافیایی و ابزارهای نامتقارن، موازنه قوا را تحت تأثیر قرار دهد. منطقه پس از این رویداد به سمت نظمی نظامی‌تر، شبکه‌ای‌تر و پرتنش‌تر حرکت کرده است. امنیت خلیج فارس، وضعیت آستانه‌ای هسته‌ای ایران، آزادی عمل اسرائیل، حضور آمریکا و نقش قدرت‌های متوسط (مانند چین، روسیه و میانجی‌گران منطقه‌ای) همگی در حال بازتعریف هستند.

جمع‌بندی

در دهم اردیبهشت ۱۴۰۵، خلیج فارس بیش از همیشه نماد هویت تاریخی، تمدنی و قدرت ملی ایران است. بستن یک‌سویه و هوشمندانه تنگه هرمز در بحران اسفند ۱۴۰۴، اقدامی راهبردی چندبعدی بود که همزمان فشار اقتصادی سنگینی بر غرب وارد کرد، دیپلماسی را به نفع ایران چرخاند و نشان داد «جغرافیا» خود یکی از کارآمدترین سلاح‌های بازدارندگی به شمار می‌رود.

این آزمون تاریخی نه تنها برگ درخشانی در کارنامه دفاع از خلیج فارس به‌عنوان گهواره تمدن ایرانی-اسلامی افزود، بلکه پیام روشنی به جهان ارسال کرد: هرگونه تعرض به ایران، هزینه‌ای جهانی خواهد داشت. خلیج فارس همچنان «فارس» باقی خواهد ماند، هم به نام، هم به عنوان عرصه‌ای برای نمایش اراده و هوشمندی ملت ایران.

در محضر قرآن

وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ
وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ
آیه: وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْکرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ کنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوناً وَ کنتُمْ…

احادیث