seyed hossein emamian
مباهله؛ روز آشکار شدن مرز حق و باطل
به مناسبت فرا رسیدن سالروز واقعهی مباهله، فرازی از بیانات حضرت آیتالله شهید خامنهای(رضوان الله تعالی علیه) که به تبیین اهمیت این موضوع پرداختهاند، منتشر شد. این سخنان در تاریخ ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ بیان شده است:
روز مباهله، روزی است که پیامبر مکرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانی خود را به صحنه می آورد.
نکتهی مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسکم» در آن هست؛ «و نسانا و نساکم»در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه می آورد برای محاجهای که در آن باید تمایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد.
هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیزان خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمومنین را - که برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائی بودن روز مباهله به این شکل است.
یعنی نشان دهندهی این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ می آورد به میدان با این داعیه که می گوید بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، ریشهکن بشود با عذاب الهی.
«سخن نیکو» در آموزههای دینی، عامل افزایش رزق و محبوبیت است
حضرت آیتالله شهید امام خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه) در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی پرداخته بودند. «آثار سخن نیکو» موضوع شرح حدیثی اخلاقی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم است که فیلم و متن آن در ذیل منتشر شده است. متن بیانات رهبرِ شهید که در این فیلم مشاهده میکنید به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین
حَدَّثَنا أَبُوحَمزَة الثُّمالِی عَن عَلِیِّ بنِ الحسین علیهالسلام: القولُ الحَسَنُ یُثرِی المالَ
[ابوحمزهی ثمالی از حضرت امام سجاد علیهالسلام روایت میکند که] حضرت فرمود: سخن نیکو مال دنیا را برای انسان زیاد میکند.
و یُنَمِّی الرّزقَ
رزق انسان را زیاد میکند و نماء میدهد.
و ُینسِئُ فی الأجل
اجل انسان را به تأخیر میاندازد.
و یُحَبِّبُ إلی الأهل
انسان را در میان اهل خود و خانوادهی خود محبوب میکند.
اینها همه آثار دنیایی سخن نیکو و قول حسن است؛ یعنی سخنی که هم با موازین شرع منطبق است [مانند] اسم خدا و پیغمبر و قیامت و دنیا و حدیث و زندگی دینی و سعادتمندانه و ضمناً با روی خوش [بیان شود]؛ قول حسن طبعاً لازمهاش این است که با روی خوش و با زبان خوش ادا بشود. آثار دنیویاش اینها است.
و ُیدخِلُ الجَنّة
این هم اثر اخرویاش است که انسان را به بهشت میکشاند.
۱) الامالی شیخ صدوق، صفحهی ۵۰
چرا «آیه مباهله» یکی از مهمترین اسناد حقانیت پیامبر(ص) و فضیلت اهلبیت(ع) شمرده میشود؟
«آیه مباهله» از چه جهت دارای اهمیت می باشد؟
* پاسخ اجمالی:
اول اینکه مسأله مباهله نشانه حقانیت پیامبر(ص) در رسالت است؛ زیرا کسی که ایمان قطعی به راه خود ندارد مباهله نمی کند. دیگر اینکه این آیه سندی روشن بر عظمت مقام اهل بیت(ع) نزد خداوند است؛ چرا که پیامبر(ص) در این عرصه فقط آنان را به همراه خود برد و این نشانه افضلیت آنها را بر تمام امت می باشد.
* پاسخ تفصیلی:
نخستین چیزی که در آیه «مباهله» یعنی آیه ۶۱ سوره آل عمران جلب توجه می کند این است که مسأله مباهله را می توان به عنوان نشانه روشنی بر حقانیت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) در مسأله رسالت مطرح کرد؛ زیرا ممکن نیست کسی که به ارتباط خود با پروردگار ایمان قطعی نداشته باشد وارد چنین میدانی گردد. یعنی از مخالفان خود دعوت کند که بیائید و با هم به درگاه خدا برویم و از خدا بخواهیم دروغگو را رسوا سازد و من قول می دهم که نفرین من در حق مخالفان عملی خواهد شد و نتیجه آن را خواهید دید!
به طور مسلم ورود در چنین میدانی بسیار خطرناک است؛ زیرا اگر نفرین به اجابت نرسد و اثری از مجازات مخالفان ظاهر نشود؛ نتیجه ای جز رسوایی دعوت کننده نخواهد داشت و هیچ انسان عاقلی بدون اطمینان به نتیجه، قدم در این میدان نمی گذارد.
به همین دلیل در روایات اسلامی می خوانیم: هنگامی که پای مباهله به میان آمد، مسیحیان نجران از پیامبر(صلی الله علیه وآله) مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و هنگامی که دیدند پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) تنها کسانی را با خود برای مباهله آورده که دعای آنها می تواند مستجاب باشد و خالی از هر گونه جار و جنجال و تشریفات به صحنه مباهله وارد شده، آن را دلیل دیگری بر صدق دعوت او دانستند و از مباهله سر باز زدند، مبادا گرفتار عذاب الهی شوند. آنها هنگامی که دیدند پیامبر(صلی الله علیه وآله) با افراد محدودی از خاصّان نزدیک خود و فرزندان خردسال و دخترش فاطمه زهرا(علیهم السلام) به میعادگاه آمده است، سخت به وحشت افتادند و حاضر به مصالحه شدند.
از سوی دیگر، این آیه سند روشنی برای مقام والای اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) یعنی امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(علیها السلام) و امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) است؛ زیرا در آیه سه کلمه وجود دارد: «اَنْفُسَنا»، «نسائَنا» و «اَبْنائَنا»، بدون شک منظور از «ابنائَنا»، امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) بوده است و در این هیچ اختلافی نیست و «نِسائنا» بر کسی جز فاطمه زهرا(س) تطبیق نمی شود و امّا «اَنفسنا»، به یقین اشاره به شخص پیامبر(ص) نیست؛ زیرا آیه می گوید: «نَدْعُ ... وَ انْفُسَنا»؛ (دعوت کنیم از نفوس خویش)، اگر منظور، پیامبر(ص) باشد، دعوت کردن انسان از خویشتن مفهومی ندارد. بنابراین راهی باقی نمی ماند جز اینکه بگوئیم منظور تنها علی(ع) است. قابل توجه اینکه فخر رازی در ذیل این آیه، سخنی از محمود بن الحسن الحمصی [که از علمای شیعه بوده] نقل می کند که او با استفاده از این آیه، اثبات می کرد که علی(ع) بعد از پیامبر اسلام(ص) از همه انبیاء و همه صحابه افضل است. او می گفت: «ممکن نیست انسان از خودش دعوت کند و خویشتن را برای کاری فرا خواند. بنابراین منظور از «انفسنا» غیر پیامبر(ص) بوده است و علماء اتفاق دارند بر اینکه کسی غیر از علی(ع) با او نبود. بنابراین آیه می گوید: «علی(ع) به منزله نفس و شخص محمد(ص) است»، به یقین عین او نیست ولی در تمام جهات بجز مقام نبوت و افضلیت پیامبر(ص) بر همه کس، در جهات دیگر همانند او است.
از سوی دیگر می دانیم پیامبر(صلی الله علیه وآله) از همه انبیاء افضل بود پس علی(علیه السلام) نیز می باید افضل باشد. سپس به این حدیث که دوست و دشمن آن را پذیرفته اند استناد می جوید که پیامبر(ص) فرمود: «مَنْ اَرادَ اَنْ یَرَی آدَمَ فی عِلْمِهِ وَ نُوحاً فی طاعَتِهِ وَ اِبْراهیمَ فی خُلَّتِهِ وَ مُوسی فی هَیْبَتِهِ وَ عَیسی فی صَفْوَتِهِ، فَلْیَنْظُر اِلی عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِب(علیه السلام)»؛ (هر کس می خواهد آدم را در مقام علمش و نوح را در طاعتش[نسبت به پروردگار] و ابراهیم را در دوستی و مقام خلیل اللهی اش و موسی را در هیبتش و عیسی را در صفوتش ببیند، نگاه به علی بن ابیطالب کند! [این حدیث می گوید: آنچه خوبان به طور جداگانه داشته اند او تنها و یکجا دارد]).
فخر رازی بعد از نقل این کلام می افزاید: سایر شیعه نیز در گذشته و حال، به این آیه استدلال می کنند که علی(علیه السلام) همچون نفس محمد(صلی الله علیه وآله) است مگر در ویژگی هائی که دلیل برای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) ثابت کرده و مسلم است که پیامبر(ص) از همه صحابه خویش افضل بوده، پس علی(ع) نیز باید افضل باشد.(۱)
فخر رازی بعد از ذکر این دلیل به سادگی از کنار آن می گذرد و تنها به این جواب قناعت می کند که همان گونه که اجماع مسلمین دلیل است که محمد(صلی الله علیه وآله) افضل از علی بن ابیطالب(علیه السلام) است؛ اجماع مسلمین بر این است که هر پیامبری افضل از کسانی است که پیامبر نیستند و به یقین علی(علیه السلام) پیامبر نبوده نتیجه این می شود که سایر انبیای الهی از علی(ع) افضل بوده اند.(۲)
در سخنان فخر رازی به خوبی دقت کنید می بینید او در واقع جوابی برای آن استدلال قوی و محکم ندارد گویا می خواسته به اصطلاح برای خالی نبودن عریضه سخنی بگوید و الا این سخن که هر پیامبری از پیامبران الهی از هر غیر پیامبر افضل است، کاملا قابل مناقشه است؛ زیرا برتری همه پیامبران بر غیر آنها تنها در مورد وحی مسلم است. ولی در غیر مورد وحی ممکن است بزرگانی باشند که از همه انبیاء جز پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) برتر باشند. از این که بگذریم سخن در افضلیت علی(علیه السلام) بر همه امت است و این مطلب نیازی به اثبات برتری او بر سایر انبیاء ندارد.(دقّت کنید)
به هرحال فضیلتی که از این آیه شریفه و احادیث متواتری که در ذیل آن آمده استفاده می شود می تواند مسأله خلافت و جانشینی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) را روشنتر سازد؛ چرا که هرگز خداوند متعال راضی نمی شود که فرد افضل و برتر، مأموم باشد و غیر افضل امام. کسی که همچون جان پیامبر(ص) است پیرو باشد و دیگران که در درجات بعد قرار دارند پیشوا!
در این مسأله تفاوت نمی کند که ما امامت را منوط به نصب الهی بدانیم [آن گونه که ما اعتقاد داریم] یا از طریق انتخاب مردم [آن گونه که اهل سنت معتقدند]؛ چرا که در صورت اول هرگز خداوند مفضول را بر افضل مقدم نخواهد داشت و در صورت دوّم نیز مردم نباید کاری بر خلاف حکمت انجام دهند که اگر کنند پسندیده و مقبول نخواهد بود.(۳)
پی نوشت:
(۱). مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۲۰ ق، ج ۸، ص ۲۴۸،(سوره آل عمران، آیه ۶۱).
(۲). همان
(۳). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ش، چاپ ششم، ج ۹، ص ۲۴۹.
یدیعوت آحارانوت: اسرائیل در جهان هر روز منفورتر میشود
دانیل ادیلسون، خبرنگار روزنامه یدیعوت آحارانوت در نیویورک، در مقالهای اذعان کرد که جنگ ایران جایگاه اسرائیل را به قهقرا برده و موج نفرت از آن را به شکلی نگرانکننده افزایش داده است.
او در ابتدای این مقاله پرسید: «آیا وقتی ترامپ به نخستوزیر اسرائیل گفت که همه از تو بدشان میآید، واقعیت را به او گوشزد میکرد؟»
وی در ادامه، با استناد به نتایج یک تحقیق علمی، به خوانندگان صهیونیست نشان داد که جایگاه رژیم صهیونیستی در جهان هر روز بدتر میشود و در حال حاضر بیش از 67 درصد مردم جهان احساسات منفی نسبت به اسرائیل دارند و تنها 25 درصد نظر مثبتی درباره آن ابراز کردهاند. این در حالی است که 59 درصد آمریکاییها نیز اعلام کردهاند به بنیامین نتانیاهو اعتماد ندارند.
دادههای این نظرسنجی که شامل 44 هزار و 657 شرکتکننده در 36 کشور بود و جامعترین نظرسنجی از زمان آغاز جنگ با ایران محسوب میشود، تصویری نگرانکننده از موقعیت اسرائیل در جهان ارائه میدهد.
67 درصد از بزرگسالان در سراسر جهان دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که تنها 25 درصد آن را مطلوب ارزیابی کردهاند.
در مقایسه با دادههای سال 2025، دیدگاههای منفی نسبت به اسرائیل در 13 کشور از 24 کشوری که این مؤسسه بهطور مستمر رصد میکند، افزایش یافته است.
برای مثال، در کره جنوبی دیدگاههای منفی نسبت به اسرائیل 10 درصد افزایش یافته است، در حالی که این افزایش در آلمان، آرژانتین و نیجریه 9 درصد بوده است. در استرالیا، ایتالیا، لهستان و بریتانیا نیز درصد افرادی که دیدگاهی بسیار منفی نسبت به اسرائیل دارند، بیش از 10 درصد افزایش یافته است.
در واقع، نظرسنجیها نشان میدهد که بخش عمده اروپا دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارد، اما سه کشور ایتالیا، هلند و اسپانیا بهطور خاص در این زمینه برجستهتر هستند و بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال آنها دیدگاهی بسیار منفی نسبت به اسرائیل دارند.
به اعتراف این رسانه عبریزبان، حتی در کشورهایی که از نزدیکترین متحدان اسرائیل به شمار میروند نیز این رویکرد به شکلی نگرانکننده در حال گسترش است. در ایالات متحده، درصد پاسخدهندگانی که دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند 7 درصد افزایش یافته و در بریتانیا نیز این شاخص 8 درصد رشد کرده است.
در مجارستان، اگرچه تا چند ماه پیش ویکتور اوربان، نخستوزیر این کشور، یکی از نزدیکترین متحدان نتانیاهو در اروپا محسوب میشد، اما افکار عمومی به هیچ وجه حامی اسرائیل نیست؛ بهگونهای که 54 درصد مردم این کشور دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند و تنها 32 درصد دیدگاهی مثبت ابراز کردهاند.
آحارانوت به نکته قابل توجه دیگری نیز اشاره کرده و از وجود شکاف نسلی در این آمار خبر داده است؛ به نحوی که 72 درصد جوانان مجارستانی 18 تا 34 ساله دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این نسبت در میان افراد بالای 50 سال 45 درصد است.
اعتماد به نتانیاهو نیز کاهش یافته است؛ به طوری که 65 درصد پاسخدهندگان گفتهاند به او اعتماد ندارند یا اعتماد کمی دارند که نسبت به سال گذشته (پیش از جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران) 8 درصد افزایش نشان میدهد.
کشورهایی مانند لهستان، اندونزی، آفریقای جنوبی، استرالیا و کانادا نیز شاهد افزایش 5 تا 8 درصدی در شاخص بیاعتمادی به نتانیاهو بودهاند. در ترکیه، دیدگاه منفی نسبت به او که پیشتر نیز بسیار بالا بود (93 درصد)، به رکورد 97 درصد رسیده است.
مطالعه مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که نگرش نسبت به اسرائیل به موضوعی بسیار بحثبرانگیز، بهویژه در کشورهای غربی، تبدیل شده است. شکاف ایدئولوژیک در ایالات متحده نیز قابل توجه است؛ بهطوری که 83 درصد پاسخدهندگانی که خود را لیبرال میدانند، دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم در میان محافظهکاران 37 درصد است.
در همین راستا، در میان افراد 18 تا 34 ساله در ایالات متحده، 74 درصد دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم در میان افراد بالای 50 سال 49 درصد اعلام شده است.
این روند در اروپا و اقیانوسیه نیز تشدید شده است. در استرالیا، یونان، ایتالیا، هلند، اسپانیا و سوئد، تقریباً 9 نفر از هر 10 پاسخدهندهای که خود را چپگرا میدانند، دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل ابراز کردهاند. شکاف میان راست و چپ در این کشورها دستکم 23 درصد است.
در ایتالیا، هلند و اسپانیا، تقریباً نیمی یا بیش از نیمی از بزرگسالان اعلام کردهاند که دیدگاهی «بسیار منفی» نسبت به اسرائیل دارند.
علاوه بر این، بحران عمیق تصویر اسرائیل در میان نسل جوان نیز به چشم میخورد. در بسیاری از کشورها، بهویژه در آمریکای شمالی و اروپا، جوانان نسبت به نسلهای مسنتر نگرشهای خصمانهتری نسبت به اسرائیل دارند.
اما اگر تصویر اسرائیل در این نظرسنجی تا این اندازه ضعیف است، جایگاه شخصی نخستوزیر آن در صحنه بینالمللی حتی پیچیدهتر نیز شده است.
هنگامی که از شرکتکنندگان پرسیده شد آیا به نتانیاهو «برای تصمیمگیری درست در امور جهانی» اعتماد دارند، اکثریت پاسخ دادند که به او اعتماد ندارند.
در ایالات متحده، 59 درصد پاسخدهندگان اعلام کردند که به نخستوزیر اسرائیل اعتماد ندارند، در حالی که تنها 27 درصد به او ابراز اعتماد کردهاند.
شکاف مشابهی میان نگاه به اسرائیل و نگاه به نتانیاهو در میان یهودیان آمریکایی نیز مشاهده میشود؛ بهگونهای که در حالی که 64 درصد دیدگاهی مثبت نسبت به اسرائیل دارند، 56 درصد گفتهاند که به نخستوزیر اسرائیل اعتماد کمی دارند یا اصلاً به او اعتماد ندارند.
به اعتراف این رسانه، در اروپا وضعیت برای نتانیاهو حتی نامطلوبتر است؛ بهطوری که بیش از نیمی از بزرگسالان در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، بریتانیا، سوئد، اسپانیا و هلند گفتهاند که «اصلاً به نتانیاهو اعتماد ندارند».
ایتالیا در بیاعتمادی به نتانیاهو در اروپا پیشتاز است و 88 درصد پاسخدهندگان عدم اعتماد خود را به او ابراز کردهاند.
کره جنوبی نیز بیشترین افت در نگاه مثبت به نتانیاهو را تجربه کرده است؛ بهطوری که میزان بیاعتمادی به او از 64 درصد در سال گذشته به 76 درصد رسیده است.
آیتالله العظمی فیاض در ۹۶ سالگی درگذشت
آیتالله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض، از مراجع برجسته شیعه، صبح امروز در سن ۹۶ سالگی در یکی از بیمارستانهای بغداد درگذشت.
مرحوم فیاض سال ۱۹۳۰ میلادی (۱۳۰۹ خورشیدی) در افغانستان به دنیا آمد و در جوانی برای تحصیل علوم دینی راهی نجف اشرف شد. نجف که همواره مرکز علوم اسلامی بوده است، شاهد رشد علمی او بود تا جایی که خود به یکی از استوانههای اصلی حوزه علمیه تبدیل شد.
آیتالله فیاض از برجستهترین شاگردان آیتالله العظمی سید ابوالقاسم خویی به شمار میرفت و سالها به عنوان یکی از اساتید بزرگ حوزه و مراجع فقهی، پاسخگوی مسائل شرعی میلیونها مسلمان در سراسر جهان بود.
دفتر آن عالم فرزانه در بیانیهای با اعلام ضایعه درگذشت ایشان، آورده است: «با کمال تأسف و اندوه، خبر درگذشت مرجع بزرگ، آیتالله العظمی فیاض (قدس سره الشریف) را دریافت کردیم. آن مرحوم تمام عمر با برکت خود را در راه خدمت به دین مبین اسلام، تدریس علوم دینی، تربیت شاگردان و ترویج معارف اهل بیت (علیهم السلام) و احکام شریعت سپری کرد.»
گفتنی است آیتالله فیاض چند روز پیش به دلیل عارضه جسمانی در بیمارستان بستری شده بود و تحت مراقبتهای ویژه قرار داشت که بامداد امروز جان به جان آفرین تسلیم کرد.
باید با حفظ وحدت نقشههای دشمن را خنثی کنیم
پیام حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی بهمناسبت عید غدیر و سیوهفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) و سالگرد آغاز رهبری حضرت آیتالله شهید سیدعلی خامنهای صبح امروز در حرم امام راحل توسط حجتالاسلام محمدجواد حاجعلیاکبری قرائت شد.
متن کامل این پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَلحَمدُ للهِ الَّذی جَعَلَ کَمالَ دینِه وَ تَمامَ نِعمتِه بِوِلایةِ امیرِالمؤمنین علیِبنِ اَبیطالِب علیهالسّلام
عید سعید غدیر را به همهی مسلمانان و محبّین پدر امّت اسلام، امیرالمؤمنین علی صلواتاللهوسلامهعلیه در ایران و سراسر جهان تبریک میگویم و به روح مطهّر حضرت امام خمینی رحمةاللهعلیه سلام و درود میفرستم. امسال سیوهفتمین ۱۴ خردادی است که از فراق خمینی کبیر میگذرد و اوّلین ۱۴ خردادی است که پدر مهربان امّت، مرید و یار وفادار و برجستهی مکتب امام، رهبر عظیمالشأن شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای اعلیاللهمقامهالشریف میهمان ضیافت الهی شده و طنین صدای پرصلابت و کلام حکیمانه و نافذش در مرقد مطهّر امام شنیده نمیشود. امّا مجموعهی بیانات و مکتوبات ده سالهی بنیانگذار جمهوری اسلامی و سیوشش سالهی رهبر عظیمالشأن شهید، گنجینهی ارزشمند و بیبدیلی برای همهی ما و چراغ راه مسیر آینده است.
اوّلاً امروز عید غدیر است و عیداللهالاکبر؛ روز عهد معهود و میثاق مأخوذ که خداوند در آن تکلیف مدیریت جامعه و نظام اسلامی را مشخص فرموده و اِکمال دین و اتمام نعمت را با ولایت و امامت مستمرّ حضرات معصومین صلواتاللهعلیهماجمعین صورت داده است.
سند افتخار زندگی امامین انقلاب تأسی به حضرت علی (ع) بوده است
غدیر یادآور کسی است که هر لحظه از عمر شریفش از ابتدای ولادت در کعبه تا رسیدن به فوز شهادت، برای خدا و در راه خدا بود. بر این اساس آن حضرت پس از وجود مکرّم رسولالله صلیاللهعلیهوآله در همهی دورانهای زندگی و برای آحاد مسلمین و مؤمنین، اسوهی اعلی و الگویی جامع محسوب میشوند، و شایسته و بایسته آن است که از طفل خردسال تا کهنسالان و از افراد عادی جامعه تا نخبگان و رهبران به آن حضرت اقتداء کنند؛ همچنان که سند افتخار زندگی امامین انقلاب نیز همین تأسّی به آن بزرگوار بوده است.
ثانیاً امروز سالگرد رحلت امام امّت رحمةاللهعلیه و فرصتی ارزشمند برای تفکر و گفتگو پیرامون این شخصیت مشهور، امّا کمتر شناخته شده است. شخصیّتی پرجاذبه که درک و شناخت عمیق از راه و هدف نورانیاش، چراغ راه آیندهی ایران اسلامی است؛ اما بسیاری از آحاد ملّت که در سنین جوانی هستند، توفیق درک مستقیم ایشان را نداشتهاند و حتی بسیاری از آنانی که دوران حیات ایشان را درک کردهاند، کمتر به عمق شخصیّت و خط امام رسیدهاند.
قیام لله زیربنای مکتب امام است
قالَ اللهُ تَعالی قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَة اَن تَقوموا لله مَثنی و فُرادی. خداوند تبارک و تعالی در این آیهی شریفه خطاب به رسول اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند به امّت بگو من شما را تنها به یک امر موعظه میکنم که برای خدا دو نفر دو نفر یا هر یک به تنهایی بپاخیزید. این کریمه، مَطلع اولین پیام و یکی از قدیمیترین اسنادی است که شخصیت بیبدیل عبد صالح و روح بزرگ عصر و زمان ما، رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی، در آن، ملّت ایران را به قیام برای خدا دعوت کرده است. آری قیام لله، زیربنای مکتب امام است و از جمله مهمترین آثار و برکات وجودی ایشان، هدایت و تربیت و تأثیر شگرف بر جامعه بر اساس همین مبنا میباشد. همین حرکت الهی، منشأ نزول برکات و توجهات ربوبی و جاری شدن سنت حضرت حق جلّ و علا در هدایت جامعه به مسیر حق است که وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا.
و مگر نه این است که مهمترین حرکتهای فراگیر و برانگیختگی ملّت ایران، در دوران خمینی کبیر و خامنهای عظیمالشأن شهید و با هدایت مستقیم یا غیرمستقیم ایشان صورت گرفته است؟ کدام نیروی عظیم میتوانست ملّت خوابزده و مسحور استکبار و استعمار را در شرایطی که انسداد و خفقان و وابستگی همهجانبه به غرب حاکم بود، در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ بیدار کند؟ کدام قدرت جاذبه میتوانست میلیونها نفر را در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ برای استقبال و در چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ برای بدرقهی امام امّت به خیابانها بکشاند؟ و در آخرین نمونهی شگفتانگیز، کدام نیروی مستحکم و ارادهی پولادین بود که از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملّت ایران را آنچنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزهای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان بهخونخفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند و صفوف چند ده میلیونی جانفدایان را برای تحقق آرمان رهبر شهید و اقامهی حق و قیامِ لله مستحکم کردهاند؟
خمینی کبیر و خامنهای شهید آمادگی ملت را کشف و احیا نمودند
آری این خمینی کبیر و خامنهای عظیمالشأن شهید بودند که این استعداد و آمادگی را در ملّت عزیز ایران کشف و احیاء نمودند و همواره به آن ارج ویژهای مینهادند. امام بزرگوار که بیتردید با تقوای مثالزدنیاش از آنچه بر قلمش جاری میشد مراقبت میکرد، در وصیّتنامهی خود، ادعایی عظیم مطرح فرمود و اینگونه نگاشت که «من با جرأت مدّعی هستم که ملّت ایران و تودهی میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملّت حجاز در عهد رسولالله صلیاللهعلیهوآله، و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسینبنعلی صلواتاللهوسلامهعلیهما میباشند».
ملت ایران با بعثت تازه خود در کنار جبهه مقاومت مایه مباهات ملتهای آزاده شده است
امروز همهی ملّت عزیز مفتخر است که با بعثت تازهی خود در کنار جبههی مقاومت، مایهی مباهات در برابر دیدگان آگاه و ملّتهای آزاده جهان شده است و صِدق این فراز از وصیّتنامهی امام خمینی را دوباره جلوهگر نموده است. به تعبیر رهبر شهید اعلیاللهمقامهالشریف، آن دست قدرتمندی که توانست اقیانوس عظیم ملّت را به تلاطم در بیاورد، شخصیت فولادین، دل مطمئن و زبان ذوالفقارگونهی امام بزرگوار و خمینی عظیم بود که توانست میلیونها انسان را وارد میدان کند، در میدان نگه دارد و جهت حرکت را به آنها تعلیم بدهد.
و صد البته نمونهی دیگر این قِسم تأثیر، از آنِ خود خامنهای عزیز است که قدم در مسیر سَلَف صالح خود گذاشت و قریب به چهار دهه رهبری انقلاب و نظام اسلامی، با اعتماد به جوانان و تعمیق و ارتقاء سطح بینش و نگرش مردم، جامعه را به چنان سطحی از آمادگی رساند که پس از واقعهی عظیم شهادتش، نِصابی تازه از بعثت ملّت ایران شکل گرفت.
مکتب خامنهای عزیز، همان مکتب خمینی کبیر در امتداد اسلام ناب است
آری مکتب خامنهای عزیز، همان مکتب خمینی کبیر در امتداد اسلام ناب محمّدی صلیاللهعلیهوآلهوسلم است که زیربنای آن قیامِ لله است و شاگردان این مکتب، صف در صف آمادهی اقامهی حق، اِزالهی باطل و مجاهده در این مسیر نورانی هستند. امام رحمةاللهعلیه پدیدآورندهی تحولی بزرگ و تاریخی در سطح ایران، امّت اسلامی و جهان میباشد که رهبر شهید اعلیالله مقامهالشریف به تعمیق و گسترش و استمرار آن پرداخته و برای تکامل و تحقق آن، نظامسازی و جامعهپردازی نمود.
رهبر شهید چهارده خرداد را به فرصت میثاق سالیانه ملت با امام خمینی (ره) تبدیل کرده است
در همین راستا حضرت ایشان علاوه بر زنده نگهداشتن مکتب امام در کلام و قلم و عمل و در دیدارهای گوناگون خود، چهاردهم خرداد را به فرصت میثاق سالیانهی ملّت با امام خمینی تبدیل کرده و منظومهای از اصول، سیاستها و خطوط مکتب امام را تشریح و تبیین میفرمود.
از جمله بعضی آموزههای احیاناً تکرار شوندهی آن، این بود که ملّت ایران، ملّتی مؤمن، باهوش و شجاع است؛ و اینکه مردم، صاحبان اصلی کشور و منشأ قدرت آن هستند؛ و اینکه این مردم هر تحول صحیحی را که دنبال کنند میتوانند رقم زنند و شعار «ما میتوانیم» را در عرصههای مختلف عینیّت بخشند. از دیگر آن آموزهها، لزوم حمایت از مظلوم بهعنوان وظیفهی اسلامی، انسانی و ایرانی است. و اینکه نظام سلطه و در رأس آن امریکا با این ملّت و هویت ممتاز، و تسلیمناپذیریش مشکل دارد.
همگان با ایستادگی، روشن بینی و حفظ وحدت، نقشه دشمن را خنثی کنند
آری نظام سلطه که پادگانی به نام اسرائیل را که از قریب هشتاد سال قبل ساخته، وجود یک ایران قوی و مستقل و برخوردار از انواع مزایا را در مرز شرقی جغرافیای پوچ و دروغین اسرائیل بزرگ یعنی شرقِ فرات نمیپذیرد و از هر اقدامی در جهت جلوگیری از پیشرفت آن کوتاهی نمیکند. در همین مجال به ملّت عزیز عرض میکنم دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.
اکنون فرصت تازهای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید بهعنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است. این نقش مهم بر عهدهی آحاد ملّت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر است تا بر اساس همین مکتب با اعتماد به وعدههای خداوند، در سایهی توجهات سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف و در مسیر اسلام ناب یعنی خط نورانی ترسیم شده در دوران دویستوپنجاه سالهی حضور صاحبان عصمت و ولایت کُبری صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین، آیندهی درخشان ایران عزیز را بسازند.
از خداوند متعال پیروزی نهایی ملت بعثت یافته را مسئلت میکنم
از خداوند قادر متعال مسئلت میکنم این ملّت بعثت یافته را به پیروزی نهائی و قلّههای باشکوه پیشرفت و عظمت، نائل و روح ملکوتی امامین انقلاب و ارواح مطهّر شهیدان انقلاب اسلامی خصوصاً شهدای دفاع مقدس دوّم و سوّم را با مولایشان حضرت امیرالمؤمنین علیصلواتاللهوسلامهعلیه محشور و قلب مقدّس و نورانی سرورمان حضرت ولیعصر را از ملّت ایران راضی و این ملّت عزیز و خادمینش را بهرهمند از ادعیهی خاص و شفاعت آن حضرت فرمایند، بمنّه و کرمه و السّلام و علیکم و رحمة الله و برکاته.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
صفر تا صد قیام ۱۵ خرداد؛ به زبان ساده و روان
متن پیشرو، مروری کوتاه و روان بر زمینهها، رخدادها و پیامدهای قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲؛ یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است.
قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را بسیاری از مورخان نقطه آغاز نهضتی میدانند که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ انجامید. این واقعه تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ بلکه انفجار خشم مردمی بود که احساس میکردند دین، استقلال و هویت کشورشان در معرض تهدید قرار گرفته است.
ماجرا از کجا شروع شد؟
برای فهم ۱۵ خرداد باید چند ماه به عقب برگردیم.
در سال ۱۳۴۱، حکومت محمدرضا شاه برنامهای را با عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» مطرح کرد. این برنامه شامل اصلاحات ارضی، تغییر در ساختار انتخابات و برخی تحولات اجتماعی بود.
شاه این طرح را گامی به سوی پیشرفت معرفی میکرد، اما بسیاری از علما و مراجع تقلید معتقد بودند برخی از این اقدامات بدون توجه به احکام اسلامی و استقلال کشور طراحی شده و زمینه نفوذ بیشتر آمریکا را فراهم میکند.
در این میان، امام خمینی به یکی از جدیترین منتقدان سیاستهای شاه تبدیل شد.
حمله به مدرسه فیضیه؛ جرقهای مهم
در دوم فروردین ۱۳۴۲، همزمان با سالروز شهادت امام صادق علیهالسلام، نیروهای حکومت به مدرسه فیضیه قم حمله کردند.
طلاب مورد ضربوشتم قرار گرفتند، عدهای مجروح شدند و شماری نیز به شهادت رسیدند. این حادثه فضای حوزههای علمیه و جامعه مذهبی را به شدت ملتهب کرد.
امام خمینی(ره) پس از این واقعه مواضع خود علیه رژیم را تندتر کرد و به یکی از مهمترین چهرههای مخالف شاه تبدیل شد.
سخنرانی تاریخی عاشورا
روز عاشورای سال ۱۳۴۲، برابر با ۱۳ خرداد، امام خمینی در مدرسه فیضیه قم سخنرانی بسیار مهمی ایراد کرد.
ایشان در این سخنرانی شاه را به دلیل عملکردش مورد انتقاد شدید قرار داد و نسبت به وابستگی حکومت به آمریکا و اسرائیل هشدار داد.
این سخنرانی تأثیر گستردهای در سراسر کشور گذاشت و حکومت را به شدت نگران کرد.
دستگیری امام خمینی
بامداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، مأموران امنیتی رژیم شاه منزل امام خمینی در قم را محاصره کردند و ایشان را بازداشت و به تهران منتقل نمودند.
خبر دستگیری امام به سرعت در قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و بسیاری از شهرهای دیگر منتشر شد.
مردم که از این اقدام خشمگین بودند، به خیابانها آمدند و شعارهایی در حمایت از امام سر دادند.
قیام مردم چگونه شکل گرفت؟
از نخستین ساعات صبح ۱۵ خرداد، جمعیتهای بزرگی در شهرهای مختلف به راه افتادند.
در تهران، هزاران نفر از بازار، محلههای جنوبی شهر و مناطق مختلف به سمت مرکز شهر حرکت کردند.
در قم نیز مردم و طلاب به خیابانها ریختند.
یکی از مشهورترین صحنههای این قیام مربوط به مردم ورامین است. گروهی از کشاورزان و مردم این منطقه با کفن بر تن، برای حمایت از امام خمینی به سوی تهران حرکت کردند. به همین دلیل از آنان با عنوان «کفنپوشان ورامین» یاد میشود.
شاه و دولت تصمیم گرفتند با شدیدترین روش ممکن اعتراضات را سرکوب کنند.
نیروهای ارتش، شهربانی و گارد شاهنشاهی وارد عمل شدند. در بسیاری از نقاط به سوی مردم تیراندازی شد و تانکها و خودروهای نظامی در خیابانها مستقر شدند.
سرکوب به اندازهای گسترده بود که تهران و برخی شهرها عملاً به صحنه درگیری نظامی تبدیل شدند.
چند نفر شهید شدند؟
درباره تعداد شهدا آمارهای متفاوتی وجود دارد.
حکومت پهلوی تلاش میکرد تعداد کشتهشدگان را بسیار کم نشان دهد، اما مخالفان رژیم آمار بسیار بالاتری ارائه میکردند.
برخی اسناد رژیم از دهها کشته سخن میگویند، در حالی که در روایتهای صحیح و برخی گزارشهای تاریخی، شمار شهدا به چند صد نفر و حتی بیش از هزاران نفر نیز ذکر شده است.
به همین دلیل هنوز درباره آمار دقیق شهدا اجماع کامل تاریخی وجود ندارد؛ اما تقریباً همه پژوهشگران بر این نکته اتفاق نظر دارند که سرکوب ۱۵ خرداد بسیار خونین بود.
واکنش شاه بعد از قیام مردم
محمدرضا شاه و مسئولان حکومت تلاش کردند قیام را یک حرکت سازمانیافته از سوی مخالفان معرفی کنند.
شاه در سخنرانیهای بعدی خود مدعی شد که این اعتراضات با تحریک عوامل خارجی و مخالفان حکومت شکل گرفته است و حکومت ناچار به برخورد شده است.
رژیم همچنین تلاش کرد با کنترل رسانهها، ابعاد واقعی حادثه را کوچک جلوه دهد.
امام خمینی(ره) درباره ۱۵ خرداد چه نظری داشتند؟
امام خمینی(ره) بارها از ۱۵ خرداد به عنوان نقطه عطف نهضت اسلامی یاد کردند.
ایشان معتقد بودند که مردم در این روز نشان دادند حاضرند برای دفاع از اسلام و استقلال کشور هزینه بدهند.
یکی از معروفترین تعبیرهای امام درباره این واقعه آن است که: «۱۵ خرداد را زنده نگه دارید.»
امام همچنین بارها تأکید کردند که خون شهدای ۱۵ خرداد مسیر مبارزه با رژیم پهلوی را هموار کرد و زمینه پیروزی انقلاب را فراهم ساخت.
سرنوشت امام خمینی(ره) پس از قیام
پس از دستگیری، امام مدتی در بازداشت و حصر بودند.
اعتراضهای گسترده علما، مراجع و مردم باعث شد رژیم نتواند با ایشان برخوردی که در ابتدا در نظر داشت انجام دهد.
امام پس از مدتی آزاد شدند؛ اما فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی ایشان ادامه یافت.
سرانجام در سال ۱۳۴۳، پس از اعتراض شدید امام به قانون کاپیتولاسیون، رژیم شاه ایشان را به ترکیه تبعید کرد و سپس به عراق فرستاد.
چرا واقعه ۱۵ خرداد اینقدر اهمیت دارد؟
اهمیت ۱۵ خرداد فقط به درگیریهای آن روز محدود نمیشود. این قیام چند پیامد مهم داشت:
رهبری امام خمینی (ره) در سطح ملی تثبیت شد.
شکاف میان مردم مذهبی و حکومت پهلوی عمیقتر شد.
مبارزه علیه رژیم از اعتراضهای پراکنده به یک نهضت فراگیر تبدیل شد.
خاطره شهدای ۱۵ خرداد به نماد مقاومت علیه حکومت پهلوی تبدیل شد.
بسیاری از فعالان سیاسی و مذهبی، این روز را آغاز مسیر انقلاب اسلامی میدانند.
آیا حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت یا صحاح سته ایشان نیز آمده است؟
آیا حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت بازتابی دارد؟ بررسی صحت و سقم روایات و تفاسیر موجود در صحاح سته، کلیدی برای درک دیدگاه اهل سنت به واقعه غدیر خم است.
پرسش:
آیا حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت یا صحاح سته ایشان نیز آمده است؟
پاسخ:
سنائی از علمای اهل سنت و صاحب کتاب «سنن سنایی» که یکی از کتب صحاح سته اهل سنت می باشد، در کتاب السنن الکبری چنین آورده است:
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از آخربن حج (حجه الوداع) بر می گشت و به غدیر خم رسید، دستور داد همه بایستند، سپس فرمود: به زودی دعوت خدا را اجابت خواهم کرد، همانا من دو چیز گران بها نزد شما می گذارم که یکی بزرگتر از دیگری است:
۱. کتاب خدا؛
۲. و عترتم و اهل بیتم.
آنگاه فرمود: سپس نگاه کنید که چگونه با این دو رفتار می نمائید؛ به درستی که این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد گردند.
سپس فرمود: خداوند مولای من است و من مولای همه مومنانم، بعد دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و فرمود:
هر کس من مولای اویم، پس این مولای اوست. بار پروردگارا کسی که او را دوست می دارد، دوستش دار و کسی که او را دشمن بدارد، دشمنش دار[۱]
یادآور می شویم حدیث غدیر که در واقع خطبه طولانی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در غدیر خم بود، به طور مفصل در کتاب های صحاح سته نیامده است، ولی جملاتی که در ولایت و امامت امیر مومنان ـ علیه السلام ـ می باشد ، در این کتاب ها نقل شده است و می توان گفت که صحاح به اصل حدیث اشاره کرده اند ولی کل خطبه را نیاورده اند و این حدیث نزد علمای اهل سنت از احادیث معتبر و غیر قابل انکار می باشد که به چند نمونه اشاره می شود:
۱. احمد مغربی از علمای اهل سنت می نویسد: حدیث غدیر صحیح است، ثابت شده است، متواتر است و بیش از صد طریق نقل شده است و خیلی از افراد این حدیث را به طور جدا گانه نوشته اند[۲].
۲. ابن عاصم دیگر عالم سنی نیز می نویسد: حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» در نهایت صحت است که جماعتی از صحابه با طرق مختلف آن را نقل کرده اند و همه اینها با سلسله سند های صحیح است[۳].
۳. اسکافی عالم دیگر اهل سنت ادعای متواتر بودن حدیث غدیر در میان همه مسلمانان را کرده است[۴].
حدیث غدیر در صحاح سته:
در کتب اهل سنت و به خصوص صحاح سته به جملاتی از خطبه غدیر که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ایراد کرده اند، اشاره شده است و این جملات را در ذیل فضائل امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ آورده اند ازجمله:
۱. یکی از جملاتی که در غدیر خم از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده عبارت : «من کنت مولاه فعلی مولاه» می باشد ؛ در سنن ابن ماجه که یکی از صحاح سته است، آمده:
سعد بن و قاص از بی احترامی معاویه بر امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ غضبناک شد و در پاسخ معاویه گفت: از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شنیدم که فرمود: «هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست».
۲. در سنن ترمزی یکی دیگر از کتاب های صحاح سته از زید بن ارقم نقل شده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ فرمود: «هر که من مولای اویم پس از من علی مولای اوست».
۳. نسائی که سنن او از صحاح سته اهل سنت می باشد، حدیث غدیر را در سه کتاب دیگرش نیز آورده است که بیانگر اهمیت این حدیث است که فقط به اسامی این سه کتاب اشاره می شود:
ـ السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۳۱؛
ـ خصائص امیر المؤمنین، ص ۵۰؛
ـ فضائل الصحابه، ص ۱۴.
۴. سنن ابن ماجه نیز حدیث غدیر را چنین روایت می کند: براء بن عازب گویدکه در حجه الوداع در یکی از راه ها، رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیاده شد و مردم را برای نماز جمع کرد و سپس دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و فرمود:
آیا من از مومنان نسبت به جانشان اولی نیستم؟
همه گفتند: بلی.
فرمود: آیا من بر همه مومنان ولایت ندارم؟
همه گفتند: بلی.
فرمود: پس این ولی هر کسی است که من ولی اویم. خدایا دوستدار او را دوست بدار و دشمن او را دشمن دار.
۵. یکی از احادیثی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را در خطبه غدیر آورده ، حدیث ثقلین است و این در صحاح سته موجود است:
مسلم در کتاب صحیح خود که از کتاب های صحاح سته و معتبر ترین آن هاست آورده: زید بن ارقم می گوید در غدیر خم پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ایستاد و خطبه خوانده فرمود:
ای مردم! من هم بشرم و بزودی به سوی خدا می روم و من برای شما دو امانت گران بها می گذارم: اولش کتاب خداست که در آن هدایت و نور است، پس کتاب خدا را گرفته و به آن تمسک جوئید و به آن رغبت کنید و سپس فرمود: و اهل بیتم.
بعد از این سه مرتبه فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی.
ترمذی نیز در کتابش که از صحاح سته است، می نویسد: پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: همانا دو چیز برای شما می گذارم و مادامی که به آن دو تمسک جوئید گمراه نخواهید شد: یکی از آن ها بزرگ تر از دیگری است، کتاب خدا ریسمان الهی است که از آسمان به زمین وصل است و عترت و اهل بیتم، و این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند، پس ببینید چگونه با آن ها رفتار می کنید.
سنائی که سننش از صحاح سته است در کتاب های دیگرش حدیث ثقلین را جزو حدیث غدیر دانسته که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را بعد از نصب و معرفی امیر مومنان ـ علیه السلام ـ به ولایت، ایراد فرموده است :
ـ فضائل الصحابه، ص ۱۵؛
ـ السنن الکبری، ج ۵، ص ۴۵؛
ـ خصائص امیر المؤمنین، ص ۹۳.
علاوه بر این کتاب ها، حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» در ۶۷ کتاب روائی و تفسیری اهل سنت و حدود ۲۳۰ مرتبه از راویان مختلف نقل شده است که بیانگر غیر قابل انکار بودن حدیث غدیرمی باشد.
حدیث «انی تارک فیکم الثقلین... یا فیکم امرین...» نیز در بیش از ۴۸ کتاب حدیثی و تفسیری اهل سنت و بیش از ۱۰۲ مرتبه نقل شده است. همه اینها علاوه بر روایاتی است که در فضایل امیر مومنان ـ علیه السلام ـ در کتاب های اهل سنت نقل شده است به طوری که سنائی کتابی مستقل درباره خصائص امیر المومنین ـ علیه السلام ـ می نویسد و به حدیث غدیر اشاره می کند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱ـ مسند احمد بن حنبل، (امام حنفی های اهل سنت)، ج۱، ج۳، ج۴، ج۵.
۲ـ دانشنامه امیر المؤمنین، محمد محمدی ری شهری، ج ۲ باترجمه: عبد الهادی مسعودی.
پی نوشت ها:
۱. سنائی، احمد، السنن الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۴۵
۲. مغربی، احمد، فتح الملک العله بصحه حدیث باب مدینه العلم علی، اصفهان، مکتبه امیرالمومنین(ع)، ص۱۲
۱. ضحاک، ابن ابی عاصم، کتاب السنه، بیروت، المکتبة الاسلامی، چاپ سوم، ۱۴۱۳ق، ص۵۲۲
۲. اسکافی، محمد، المعیار و الموازنه، بی جا، بی نا، بی تا، ص۷۱ و ۲۱۰
۳. قزوینی، احمد، سنن ابن ماجه، بیروت، دار الفکر، بی تا، ج۱، ص۴۵.
۴. ترمذی، محمد، سنن الترمذی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۹۷.
بررسی آیات قرآن در رابطه با ظهور و حکومت منجی عالم (عج)
برخی با طرح این شبهه که نام حضرت مهدی (عج) در قرآن نیامده است، سعی در تضعیف این باور دارند. اما نگاهی دقیق به آیات قرآن نشان میدهد که وعدههای الهی درباره استقرار عدالت و غلبه دین حق، در واقع اشاره به ظهور منجی عالم دارد. در ادامه، به بررسی آیات قرآن و پاسخ به این ادعا میپردازیم.
یکی از شبهات رایج، انکار وجود اشاره به امام زمان (عج) در قرآن کریم است. این ادعا که قرآن سخنی از ظهور ایشان و حکومت جهانی عدالتخواه ایشان به میان نیاورده، کاملاً بیاساس است. قرآن کریم بهعنوان کتاب هدایت، همواره به موضوعات بنیادین اعتقادی از جمله ولایت و ظهور دین حق در جهان پرداخته است. آیات متعددی وجود دارند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به این موضوع اشاره دارند و روایات معتبر از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع)، این آیات را به امام زمان (عج) تفسیر کردهاند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و تفاسیر معتبر، به بررسی برخی از این آیات و پاسخ به این شبهه خواهیم پرداخت.
۱ آیا خداوند در قرآن از امام مهدی سخنی به میان آورده است؟
پرسش اول
برخی شبهه میکنند که چگونه به امام زمان معتقد باشیم در حالی که در قرآن هیچ سخنی در مورد امام زمان و حکومت و عدالت او نیامده است؟
پاسخ این ادعا که در آیات قرآن سخنی از امام زمان به میان نیاورده است، بسیار سست و بدیهی البطلان است و آیات فراوانی از قرآن کریم اشاره به امام زمان و حکومت عالم گیر او دارد که هم اینک به برخی اشاره می کنیم؛
۱. آیات مربوط به ظهور دین حق در جهان؛
خداوند می فرماید؛ می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، درحالی که خداوند تمام کننده نور دین خویش است هر چند کافران را ناخوش آید. (الصف : ۹۸)
اوست که پیامبر خویش را با هدایت و دین حق روانه کرد تا آن را بر همه دین ها چیره کند هر چند مشرکان را ناخوش آید. (توبه ۳۳)
اوست که پیامبر خویش را با هدایت و دین حق روانه کرد تا آن را بر همه دین ها چیره کند و گواه بودن خداوند کافی است. (الفتح (۲۸)
امام صادق در باره سخن خدای عز و جل: اوست که پیامبر خویش را با هدایت و دین حق روانه کرد تا آن را بر همه دین ها چیره کند و گواه بودن خداوند، کافی است فرمود:
«به خدا سوگند هنوز تأویل آن به وقوع نپیوسته است و به وقوع نخواهد پیوست تا آن که قائم خروج کند.(۱)
۲_ آیات مربوط به پیدایی حق و رفتن باطل خداوند می فرماید؛ و بگو حق آمد و باطل رفت. بی گمان باطل از میان رفتنی است». (اسراء (۸۱)
امام باقر در باره سخن خدای عز و جل: «و بگو: حق آمد و باطل رفت.
بیگمان باطل از میان رفتنی است فرمود: «هنگامی که قائم قیام کند، دولت باطل می رود.(۲)
در نقل دیگری از حکیمه خاتون چنین آمده است؛ وجود سرورم را احساس کردم و صدای امام ابو محمد حسن عسکری ، را شنیدم که می گفت: «ای عمه پسرم را به من بده من پرده از سرورم بر گرفتم که دیدم در سجده است و هفت جایگاه سجده اش را روی زمین نهاده است و بر ساعد دست راستش نوشته شده است: «حق آمد و باطل رفت. بی گمان باطل ازمیان رفتنی است.(۳)
۳_آیات مربوط به زنده شدن زمین با عدالت؛ خداوند می فرماید؛
بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می کند. نشانه ها را برایتان روشن کردیم تا شاید دریابید. (حدید (۱۷)
امام باقر در باره سخن خدای متعال بدانید که خداوند زمین را پس ازمرگش زنده می کند. نشانه ها را برایتان روشن کردیم تا شاید دریابید» فرمود:
خداوند عز و جل زمین را پس از مرگش یعنی پس از کفر ورزیدن زمینیان؛ چرا که کافر مرده شمرده می شود ، با دستان قائم زنده می کند.(۴)
و فرمود: منظور مرگ زمین با کفر ساکنان آن است. کافر مرده است. و خداوند زمین را با قائم با برقراری عدالت در آن زنده می کند. پس زمین، زنده می شود و ساکنان زمین هم پس از مرگشان زنده می شوند.(۵)
۴. آیات مربوط به وراثت صالحان؛ خداوند می فرماید؛
و در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالحم به ارث می برند.(انبیاء ۱۰۵)
امام باقر فرمود:
مقصود از بندگان صالح در سخن خدای عز وجل: زمین را بندگان صالحم به ارث می برند یاران مهدی در آخر الزمان هستند»(۶)
۵. آیات مربوط به امامت مستضعفین؛
خداوند می فرماید؛
و ما می خواهیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را امام و وارث زمین قرار دهیم. (قصص (۵)
امام علی در باره سخن خدای متعال و ما می خواهیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را امام و وارث زمین قرار دهیم فرمود: «آنان، خاندان محمد هستند. خداوند مهدی ایشان را پس از رنج و مشقتشان بر می انگیزد و آنان را با عزت و دشمنانشان را خوار میکند(۷)
در نقل دیگری آمده است؛
«این آیه مخصوص صاحب الأمر است که در آخر الزمان ظهور می کند و جباران و فرعون ها را هلاک می سازد و شرق و غرب زمین را می گیرد و آن را از عدل پر می کند، همان گونه که از ستم پر شده است.»(۷)
۶. آیات مربوط به خلافت مومنان؛ قرآن می گوید:
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین خود کند، همان گونه که پیشینیان آنها را جانشین کرد و دینی را که برایشان پسندیده به سودشان مستقر سازد و هر اسشان را به ایمنی تبدیل کند. تنها مرا می پرستند و چیزی را شریکم نمی کنند و هر کس پس از آن ناسپاسی کند فاسق و از دین بیرون رفته است.(نور ۵۵)
امام سجاد در باره آیه ؛ به خدای آسمان و زمین سوگند که آن حق است همچنان که سخن می گویید فرمود: قیام قائم از خاندان محمد، منظور ] است
و در باره آن نازل شده است: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین خود کند،
همان گونه که پیشینیان آنها را جانشین کرد و دینی را که برایشان پسندیده، به سودشان مستقر سازد و هراسشان را به ایمنی تبدیل کند (۸)
در نقل دیگری آمده است؛
امام زین العابدین چون آیه مذکور را خواند، فرمود: «به خدا سوگند، آنان شیعیان ما اهل بیت هستند. خداوند، آن را به دست مردی از ما برایشان به انجام می رساند و او مهدی این امت و همان کسی است که پیامبر خدا فرمود:
«اگرجز یک روز از دنیا نمانده باشد، خدا آن روز را طول می دهد تا مردی از خاندان من و همنام من حاکمیت یابد و زمین را از عدل و داد پر کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است (۹)
آیات مربوط به اجابت دعای درمانده؛
قرآن می گوید؛
یا کسی که دعای درمانده را چون بخواندش اجابت میکند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد؟ آیا معبودی با خدا هست؟
چه کم پند می گیرید!». (نمل ۶۲)
امام صادق فرمود:
این آیه برای قائم از خاندان محمد نازل شده است. به خدا سوگند، مضطر درمانده اوست هنگامی که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز بخواند و خدا را بخواند و خدا هم اجابتش کند و گرفتاری اش را برطرف سازد و او را خلیفه در زمین قرار دهد.(۱۰)
امام باقر فرمود:
به خدا سوگند مضطر در کتاب خدا در آیه یا کسی که دعای مضطر درمانده را چون بخواندش اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد او امام زمان است و اولین کسی که با او بیعت می کند جبرئیل است. سپس سیصد و سیزده مرد که هر کس در مسیر او باشد
به او می رسد و هر کس در مسیرش نباشد از بسترش خود را به او می رساند، و آن سخن امیر مؤمنان است که فرمود: «آنان از بستر خود ناپدید می شوند و آن همان سخن خداوند است که فرمود: «به خیرها بشتابید، هر کجا باشید. خداوند همه شما را فراهم می می آورد(۱۱)
آیات مربوط به امام مهدی بسیار فراتر از موارد ذکر شده است. علامه مجلسی رحمه الله در بحار الأنوار تحت عنوان «باب الآیات المأولة بقیام القائم ال ۷۷ آیه را که به قیام امام مهدی تأویل شده در ضمن ۶۶ حدیث آورده است،
بحار الانوار، ج۵۱، ص۴۴-۶۴) و همچنین در کتاب معجم أحادیث الإمام المهدی (جلد پنجم بر پایه شماری از احادیث، ۲۶۵ آیه از آیات قرآن کریم به حکومت جهانی امام مهدی تفسیر یا تطبیق شده است.
۱. کمال الدین، یک جلدی، ص ۶۷۰؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۴؛ الکافی، ج۱، ص۴۳۲
۲. الکافی، ج ۸، ص ۲۸۷؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص۶۲
۳. الغیبه طوسی، ص ۲۳۹؛ دلائل الامامه، ص ۵۰۰
۴. کمال الدین یک جلدی، ص ۶۶۸؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص ۵۴
۵. تاویل آلایات الظاهره، ج۲، ص۶۶۳
۶. تاویل الایات الظاهره، ج۱، ص۳۳۲؛ مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۰۶؛ تفسیر قمی، ج۲، ص ۷۷
۷. الغیبه طوسی، ص ۱۸۴
۸. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص ۲۵۴
۹. الغیبه طوسی، ص ۱۷۶؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص ۵۳
۱۰. مجمع البیان، ج ۷، ص ۲۳۹ تاویل الایات، ج۱، ص۳۶۹
۱۱. تفسیر القمی، ج۲، ص۱۲۹؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۴۸
تأملی در سیره مدیریتی امام شهید
انتخاب امام شهید امت، حضرت آیتالله سید علی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی ایران در خردادماه ۱۳۶۸، یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران به شمار میآید. پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره)، مجلس خبرگان رهبری با درک حساسیت شرایط داخلی و بینالمللی و با توجه به سوابق علمی، انقلابی، مدیریتی و جایگاه برجسته ایشان در نهضت اسلامی، حضرت امام شهید خامنهای رضوان الله علیه را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزید. این انتخاب در شرایطی صورت گرفت که کشور در حال عبور از دوران جنگ تحمیلی و ورود به مرحله جدیدی از بازسازی و تعالی بود و نیاز به رهبری حکیم، آیندهنگر و برخوردار از شناخت عمیق نسبت به آرمانهای انقلاب اسلامی بیش از هر زمان دیگری احساس میشد.
طی بیش از سه دهه رهبری، امام شهید خامنهای رضوان الله تعالی علیه توانستهاند ضمن حفظ اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی، کشور را در برابر چالشهای متعدد سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی هدایت کنند. بررسی سیره مدیریتی ایشان نشان میدهد که مفاهیمی همچون حکمرانی مردمی، تقویت بصیرت سیاسی جامعه، حفظ استقلال و اقتدار ملی، حمایت از مستضعفان، استفاده از ظرفیتهای متنوع سیاسی و تلاش مستمر برای تحقق عدالت، از مهمترین ارکان اندیشه و عملکرد مدیریتی ایشان به شمار میرود.
یکی از برجستهترین ویژگیهای سیره مدیریتی امام خامنهای رضوان الله علیه ، تأکید مستمر بر مفهوم حکمرانی مردمی است. در نگاه ایشان، مردم نه صرفاً مخاطبان حکومت، بلکه صاحبان اصلی کشور و نظام اسلامی هستند. از همین رو مشارکت عمومی در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همواره مورد تأکید قرار گرفته است.
رهبر شهید رضوان الله علیه حضور مردم در انتخابات را نماد مردمسالاری دینی دانسته و همواره بر ضرورت مشارکت حداکثری مردم در تعیین سرنوشت کشور تأکید کردهاند. در دیدگاه ایشان، مشروعیت و کارآمدی نظام اسلامی در گرو ارتباط مستمر با مردم و اعتماد به ظرفیتهای آنان است. به همین دلیل در بزنگاههای مهم تاریخی، از جمله انتخابات، مقابله با تهدیدات خارجی، حوادث طبیعی و بحرانهای اجتماعی، نقشآفرینی مردم به عنوان اصلیترین سرمایه نظام مورد توجه قرار داده اند و در آخرین ماه ولایت امت اسلامی و پیش از شهادت سرخشان از بعثت امت سخن گفتند .
از منظر امام شهید ، حکمرانی مردمی صرفاً به مشارکت سیاسی محدود نمیشود، بلکه باید در عرصههای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز نمود پیدا کند. حمایت از فعالیتهای مردمی، گروههای جهادی، تشکلهای دانشجویی، نهادهای انقلابی و سازمانهای مردمنهاد، بخشی از همین نگاه عمیق به ظرفیتهای جامعه است.
یکی دیگر از ابعاد مهم سیره رهبری امام شهید رضوان الله علیه ، توجه ویژه به ارتقای آگاهی عمومی و تقویت قدرت تحلیل سیاسی در جامعه است. ایشان بارها تأکید کردهاند که جامعه اسلامی باید از سطحینگری و تأثیرپذیری از تبلیغات دشمنان فاصله بگیرد و با بصیرت و شناخت عمیق نسبت به مسائل کشور و جهان تصمیمگیری کند.
مفهوم «بصیرت» در بیانات ولی شهید انقلاب رضوان الله علیه جایگاه ویژهای دارد. از نگاه امام شهید رضوان الله علیه ، بصیرت به معنای شناخت درست شرایط، تشخیص حق از باطل و درک صحیح از اهداف و نقشههای دشمنان است. بر همین اساس، آگاهیبخشی سیاسی به مردم، بهویژه نسل جوان، همواره یکی از اولویتهای فکری و فرهنگی ایشان بوده است.
تأکید بر مطالعه، شناخت تاریخ، تحلیل تحولات منطقهای و جهانی، توجه به رسانهها و شناخت جنگ شناختی دشمن از جمله موضوعاتی است که در سخنان رهبر شهید انقلاب به طور مکرر مطرح شده است. این رویکرد موجب شده است که بخش مهمی از جامعه ایران در مواجهه با تحولات پیچیده سیاسی و رسانهای از قدرت تحلیل و تشخیص بالاتری برخوردار شود.
ایشان همواره دانشگاهها، حوزههای علمیه، رسانهها و نخبگان را مسئول ارتقای سطح آگاهی عمومی دانسته و بر ضرورت تربیت نسلهایی بصیر، مسئولیتپذیر و آگاه نسبت به مسائل کشور تأکید کردهاند.
استقلال سیاسی و حفظ اقتدار ملی از مهمترین محورهای مدیریت جمهوری اسلامی در دوران ولایت امام شهید خامنهای رضوان الله علیه بوده است. ایشان استقلال را یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی دانسته و معتقدند هیچ پیشرفتی بدون حفظ استقلال امکانپذیر نخواهد بود.
در طول سالهای گذشته، جمهوری اسلامی ایران با انواع فشارها، تحریمها، تهدیدهای امنیتی و جنگهای ترکیبی مواجه بوده است. با این حال، رهبر شهید انقلاب رضوان الله علیه همواره بر حفظ عزت ملی، عدم وابستگی به قدرتهای خارجی و اتکا به توان داخلی تأکید کردهاند. این رویکرد موجب شده است که ایران در بسیاری از حوزههای علمی، دفاعی، فناوری و صنعتی به دستاوردهای قابل توجهی دست یابد.
توسعه توان دفاعی کشور، حمایت از پیشرفتهای علمی، تأکید بر اقتصاد مقاومتی و گسترش زیرساختهای فناوری از جمله سیاستهایی است که در راستای تقویت اقتدار ملی دنبال شده است. در نگاه ایشان، کشوری که از توان علمی، اقتصادی و دفاعی برخوردار باشد، بهتر میتواند از منافع ملی خود دفاع کند و در برابر فشارهای خارجی ایستادگی نماید.
ولی شهید انقلاب اسلامی رضوان الله علیه همچنین همواره بر این نکته تأکید داشتهاند که اقتدار ملی تنها به قدرت نظامی محدود نمیشود، بلکه وحدت ملی، اعتماد عمومی، پیشرفت علمی و سرمایه اجتماعی نیز از ارکان اصلی قدرت کشور محسوب میشوند.
یکی از شاخصههای برجسته اندیشه و سیره مدیریتی امام شهید سید علی خامنهای رضوان الله علیه ، توجه ویژه به محرومان و مستضعفان است. این رویکرد ریشه در آموزههای اسلامی و آرمانهای انقلاب اسلامی دارد که دفاع از حقوق محرومان را از وظایف اصلی حکومت اسلامی میداند.
رهبر شهید انقلاب همواره مسئولان را به توجه ویژه به مناطق محروم، کاهش فاصله طبقاتی، ایجاد فرصتهای برابر و حمایت از اقشار آسیبپذیر فراخواندهاند.
در بیانات ایشان، عدالت اجتماعی و حمایت از طبقات ضعیف جامعه به عنوان یکی از معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی مطرح شده است.
تأکید بر محرومیتزدایی، توسعه زیرساختها در مناطق کمتر برخوردار، حمایت از اشتغال، رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم و تقویت نهادهای حمایتی از جمله موضوعاتی است که در طول دوران رهبری ایشان مورد توجه قرار داشته است.
همچنین حمایت از حرکتهای جهادی و مردمی برای خدمترسانی به مناطق محروم، نشاندهنده باور عمیق ایشان به ظرفیتهای اجتماعی در حل مشکلات کشور است. از نگاه رهبر انقلاب، پیشرفت واقعی زمانی محقق میشود که آثار آن در زندگی اقشار ضعیف و محروم جامعه نیز مشاهده شود.
از دیگر ویژگیهای مهم سیره مدیریتی سیدالشهدای جهان معاصر ، نگاه فراگیر به ظرفیتهای موجود در کشور است. ایشان بارها تأکید کرده بودند که همه نیروهای وفادار به نظام و منافع ملی باید بتوانند در پیشرفت کشور نقشآفرینی کنند.
در طول دوران رهبری ایشان، دولتهایی با گرایشها و رویکردهای مختلف سیاسی بر سر کار آمدهاند و رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره ضمن حمایت از دولتهای قانونی، بر همکاری همه قوا و نیروهای سیاسی برای حل مشکلات کشور تأکید کردهاند. این رویکرد نشان میدهد که در نگاه ایشان، منافع ملی و پیشرفت کشور بر اختلافات سیاسی مقدم است.
ولی فقیه شهید امت اسلامی همواره بر ضرورت حفظ وحدت ملی، پرهیز از دوقطبیسازیهای زیانبار و استفاده از توان کارشناسی و مدیریتی افراد شایسته تأکید داشتهاند. ایشان معتقد بودند که کشور برای دستیابی به اهداف بلند خود نیازمند همافزایی ظرفیتهای مختلف فکری، سیاسی و اجرایی است.
این نگاه موجب شده است که مشارکت نخبگان، دانشگاهیان، مدیران و فعالان سیاسی در چارچوب قانون و منافع ملی به عنوان یک اصل مهم در اداره کشور مورد توجه قرار گیرد.
عدالت را میتوان یکی از کلیدیترین مفاهیم در اندیشه و سیره رهبری آیتالله خامنهای دانست. ایشان بارها تأکید کرده بودند که هدف نهایی نظام اسلامی، تحقق عدالت در همه عرصههای زندگی اجتماعی است و پیشرفت بدون عدالت نمیتواند مطلوب و پایدار باشد.
در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، عدالت تنها به توزیع منابع اقتصادی محدود نمیشود، بلکه شامل عدالت در فرصتها، آموزش، اشتغال، قضاوت، مدیریت و بهرهمندی از امکانات عمومی نیز میشود. از این رو، عدالت به عنوان یک رویکرد فراگیر در سیاستگذاریهای کلان کشور مطرح شده است.
ایشان همواره مسئولان را به مبارزه با فساد، تبعیض و ویژهخواری فراخوانده و تأکید نمودند که اعتماد عمومی زمانی تقویت میشود که مردم عدالت را در عملکرد مسئولان مشاهده کنند. از نگاه ایشان، عدالتخواهی باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود و همه دستگاههای حکومتی خود را در برابر تحقق آن مسئول بدانند.
امام شهید امت اسلامی رضوان الله علیه همچنین بر این نکته تأکید دارند که مسیر تحقق عدالت، مسیری تدریجی اما مستمر است و نباید به بهانه دشواریهای موجود از حرکت در این مسیر بازماند. به همین دلیل، عدالت همواره یکی از مهمترین مطالبات و توصیههای ایشان به دولتها و مدیران کشور بوده است.
مرور سیره رهبری و مدیریت جمهوری اسلامی ایران توسط امام شهید امت اسلامی حضرت آیتالله سید علی خامنهای رضوان الله علیه نشان میدهد که حکمرانی مردمی، ارتقای بصیرت و آگاهی سیاسی جامعه، حفظ استقلال و اقتدار ملی، حمایت از محرومان، بهرهگیری از ظرفیتهای متنوع سیاسی و تلاش مستمر برای تحقق عدالت، از مهمترین ارکان اندیشه و عملکرد ایشان به شمار میرود.
این رویکردها در کنار پایبندی به اصول انقلاب اسلامی و توجه به مقتضیات زمان، الگویی از مدیریت راهبردی را شکل داده است که توانسته کشور را در شرایط پیچیده و پرچالش داخلی و بینالمللی هدایت کند. بیتردید مطالعه و تبیین این ابعاد از سیره رهبری میتواند در شناخت بهتر تجربه حکمرانی جمهوری اسلامی و مسیر آینده آن نقش مؤثری ایفا کند.
محمود سواری































