در روزگاری که ظلم و بیعدالتی سراسر گیتی را فراگرفته و زمزمههای «اَینَ مُعِزُّ الاَولیاء» بر لبان منتظران جاری است، آرزوی تحقق وعده الهی برای برپایی عدالت، بیش از هر زمان دیگری در دلها زنده است. در میان این اضطرار و انتظار، همواره این پرسشِ بنیادین ذهن مؤمنان را به چالش میکشد که: اگر خداوند بر هر امری قادر است، چرا با یک معجزه دشمنانِ امام زمان (عج) را نابود نمیکند تا زمینه ظهور هرچه زودتر فراهم شود؟ در ادامه، پاسخ کلامیِ این شبهه را بررسی میکنیم.
پرسش:
چرا خداوند متعال با یک معجزه دشمنانِ امام زمان «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» را نابود نمیکند؟ تا ظهور زودتر اتفاق بیافتد؟
پاسخ:
الغیبة للنعمانی عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْقَلَانِسِیِّ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ وَ هُوَ الْمَطْلُوبُ تُرَاثُهُ قُلْتُ وَ لِمَ ذَلِکَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی بَطْنِهِ یَعْنِی الْقَتْلَ.
أقول: قال الشیخ لا علة تمنع من ظهوره ع إلا خوفه علی نفسه من القتل لأنه لو کان غیر ذلک لما ساغ له الاستتار و کان یتحمل المشاق و الأذی فإن منازل الأئمة و کذلک الأنبیاء ع إنما تعظم لتحملهم المشاق العظیمة فی ذات الله تعالی.
فإن قیل هلا منع الله من قتله بما یحول بینه و بین من یرید قتله قلنا المنع الذی لا ینافی التکلیف هو النهی عن خلافه و الأمر بوجوب اتباعه و نصرته و إلزام الانقیاد له و کل ذلک فعله تعالی و أما الحیلولة بینهم و بینه فإنه ینافی التکلیف و ینقض الغرض لأن الغرض بالتکلیف استحقاق الثواب و الحیلولة تنافی ذلک و ربما کان فی الحیلولة و المنع من قتله بالقهر مفسدة للخلق فلا یحسن من الله فعلها.
علامه مجلسی میگوید:
شیخ [طوسی] فرموده است:
هیچ علتی مانع از ظهور او (عج) نمیشود مگر ترسِ حضرت بر جانِ خویش از کشته شدن؛ چرا که اگر دلیلی جز این بود، پنهان شدن برای او جایز نبود و میبایست سختیها و آزارها را تحمل میکرد؛ زیرا جایگاه و منزلت امامان و پیامبران (علیهمالسلام) تنها به سبب تحمل دشواریهای بزرگ در راه خداوند متعال است که والا و عظیم میشود.
پس اگر گفته شود: «چرا خداوند مانع از کشته شدن او نمیشود، [مثلاً] با ایجاد حائلی میان او و کسانی که قصد کشتن وی را دارند؟»
پاسخ میدهیم: آن منعی که با [تکلیف و امتحانِ] بندگان منافات ندارد، همان «نهی» خداوند از مخالفت با او، «امر» به واجب بودنِ پیروی و یاریرسانی به او، و «الزام» به فرمانبرداری از اوست، که خداوند متعال تمام اینها را انجام داده است.
اما ایجادِ حائل و مانع میان او و دشمنانش به قهر و غلبه، با «تکلیف» منافات دارد و غرض از آفرینش را نقض میکند؛ زیرا غرض از تکلیف، «استحقاقِ پاداش» است [که نیازمند اختیار و ابتلاست] و ایجادِ حائل با این امر در تضاد است.
چه بسا [اگر خداوند] به قهر و قدرت مانع از کشته شدن او شود، مفاسدی برای خلق در بر داشته باشد، لذا چنین کاری [در نظام تکوین] از سوی خداوند حکیم روا نیست
منبع:
بحار الانوار: ج52































