emamian

emamian

پنج شنبه, 02 تیر 1401 23:00

دحوالارض، آغازی سرنوشت‌ساز

روز بیست و پنجم ذی القعده، به روز دحوالارض معروف است. در چنین روزی زمین از زیر کعبه، گسترده شد. در این روز اعمالی از جمله: غسل،[1] روزه، که معادل شصت ماه روزه و کفاره هفتاد سال گناه است[2] و زیارت امام رضا علیه السلام،[3] مستحب شمرده شده است.

معناشناسی دحوالارض

واژه «دَحو» به معنای گستردن است.[4] پس دحوالارض به معنای گستردن زمین است.

در برخی از روایات از این روز به عنوان دحوالارض یاد شده است. امام باقر علیه السلام فرمودند: «لَمَّا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَخْلُقَ الْأَرْضَ أَمَرَ الرِّيَاحَ فَضَرَبْنَ‏ وَجْهَ‏ الْمَاءِ حَتَّى صَارَ مَوْجاً ثُمَّ أَزْبَدَ فَصَارَ زَبَداً وَاحِداً فَجَمَعَهُ فِي مَوْضِعِ الْبَيْتِ ثُمَّ جَعَلَهُ جَبَلًا مِنْ زَبَدٍ ثُمَّ دَحَا الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِهِ؛[5] خدای متعال چون خواست زمین را بیافریند، بادها را فرمان داد تا به شکم آب برخورد کنند، تا از آن موجی درست شد، سپس موج آب، کف کرد، پس همه کف‌ها به هم متصل گردید، خداوند کف‌های متصل را در جای خانه کعبه گرد آورد و آن را کوهی از کف قرار داد، و سپس زمین را از زیر آن گستراند.»

امام صادق علیه السلام نیز در این باره فرمودند: «به درستی که خداوند زمین را از زیر کعبه تا منا حرکت داد، سپس از منا تا عرفات و سپس از عرفات تا منا، پس زمین از عرفات، و عرفات از منا، و منا از کعبه گسترش یافت.»[6] 

با توجه به این روایت، معنای دحوالارض چنین می‌شود: بعد از آنکه تمام زمین را آب فرا گرفته بود، خداوند در چنین روزی زمین را از زیر کعبه گستراند، به عبارت دیگر نخستین جایی که از زیر آب بیرون آمد زمین کعبه بود.

شروع زندگی پس از گستراندن زمین یعنی دحوالارض

دحوالارض
در قرآن کریم از آماده شدن زمین بعد از دحوالارض، برای زندگی در آن، خبر می‌دهد. «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَ مَرْعَاهَا وَ الْجِبَالَ أَرْسَاهَا مَتَاعًا لَّكُمْ وَ لِأَنْعَامِكُمْ؛[7] و زمین را پس از آن بگسترانید و از آن آب و چراگاهش را بیرون آورد و کوه‌ها را ثابت و محکم نمود، همه اینها برای بهره‌گیری شما و چهارپایانتان است.»

با این کار خداوند زمین را برای سکونت انسان و دیگر موجودات، آماده کرد و آن را در اختیار انسان قرار داد و این، شروعی برای زندگی در روی کره خاکی بود.

روز انتشار رحمت الهی در زمین
یکی از اتفاقات این روز، منتشر شدن رحمت الهی در زمین است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... نُشِرَتِ‏ الرَّحْمَة وَ دُحِيَتْ فِيهِ الْأَرْضُ وَ نُصِبَتْ فِيهِ الْكَعْبَةُ وَ هَبَطَ فِيهِ آدَمُ؛[8] (در این روز) رحمت خدا نشر یافت و زمین گسترش پیدا کرد و کعبه در آن نصب شده و آدم در این روز به زمین هبوط کرده است.»

هر چند رحمت یک معنای عام و گسترده‌ای دارد ولی مصداق بارز و روشن رحمت الهی، وجود حجت خدا در زمین است. در همین روایت نیز، بعد از آماده شدن زمین، از نشر رحمت خبر می‌دهد.

نخستین مصداق بارز رحمت، قرار گرفتن حضرت آدم علیه السلام، به عنوان خلیفه در زمین است.[9] همچنین قرآن کریم، پیامبر خاتم را اینطور توصیف می‌کند. «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمين‏؛[10] ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.» پس وجود حجت خدا در زمین، مصداق رحمت الهی است. قرآن کریم نیز، نتیجه اطاعت از پیامبر خاتم را رحمت قرار داده است؛ «وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ‏ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‏؛[11] و خدا و پيامبر را اطاعت كنيد، تا مشمول رحمت شويد.»

از دیگر اتفاقات این روز، تولد دو پیامبر و حجت خدا، حضرت ابراهیم و حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام است.[12]

شروع حیات حقیقی زمین با ظهور امام زمان علیه السلام 
از همه مهم‌تر در برخی نقل‌ها قیام امام زمان علیه السلام را نیز در این روز دانسته‌اند.[13] و این روزی است که به معنای واقعی، رحمت الهی تمام زمین و تمام موجودات عالم را فرا می‌گیرد، حضرت عیسی علیه السلام در این روز [ظهور حضرت] از آسمان هبوط کرده و به امامت امام زمان علیه السلام اقامه نماز جماعت خواهند کرد.

با توجه به شباهت‌های فراوانی که بین دحوالارض و ظهور امام زمان علیه السلام وجود دارد می‌توان گفت: حیات واقعی کره خاکی، از چنین روزی شروع می‌شود؛ زیرا نقطه عطف این حیات، با ظهور امام زمان علیه السلام از جوار کعبه، پشت مقام ابراهیم علیه السلام محقق می‌شود.

پی نوشت
[1]. جواهر الکلام، ج5، ص410-41.
[2]. عروة الوثقی، یزدی، ج3، ص659.
[3]. مفاتیح الجنان، اعمال روز بیست و پنجم.
[4]. کتاب العین، ج3، ص280.
[5]. کافی، کلینی، ج4، ص190.
[6]. همان، ص189.
[7]. سوره نازعات، آیات30-33.
[8]. بحار الانوار، مجلسی، ج11، ص217.
[9]. سوره بقره، آیه30. 
[10]. سوره انبیاء، آیه107.
[11]. سوره آل عمران، آیه132.
[12]. من لایحضره الفقیه، صدوق، ج2، ص89.
[13]. مفاتیح الجنان، اسوه، ص248.

تبلیغ به معنای رساندن پيام به ديگری از طريق برقراری ارتباط به منظور ايجاد دگرگونی در بينش و رفتار اوست که بر سه عنصر اصلی پیام‌دهنده، پيام گيرنده و پيام استوار است.[1] 

تبليغ دینی به معنای رساندن پيام الهی از طريق آگاهی‌بخشی، ايجاد انگيزه و تحريک احساسات و زمينه‌سازی برای پذيرش يک آموزه‌ی دینی و نشر ارزش‌ها و سجايای اخلاقی اسلام است. پس منظور از تبلیغ، آنچه در فضای جهانی رایج است از پروپاگاندا، جوسازی و کشاندن مردم به سوی مطلبی از هر راهی نيست.

در اهمیت تبلیغ همین بس که رسالت مهم پیامبران الهی بوده است؛ «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ؛[2] آنان که همواره پیام‌های خدا را به مردم می‌رسانند.»

تبلیغ

مُبلغ باشیم!
اولین رکن تبلیغ، فرستنده پيام(مبلغ) است. در دیدگاه اسلامی، مبلغ دین تمام افراد هستند و برخلاف باور عمومی و رایج، تبلیغ دین اختصاصی به روحانیت ندارد؛ هر چند مبلغ تخصصی و ویژه این عرصه هستند.

بر اساس روایات، مبلغ دین، مورد طلب رحمت از سوی رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله قرار خواهد گرفت. امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «قالَ رَسولُ اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله اللّهُمَّ ارحَم خُلَفائي ثَلاثا، قيلَ يا رَسولَ اللّه ِو مَن خُلَفاؤُكَ؟ قالَ الَّذينَ يُبَلِّغونَ حَديثي و سُنَّتي، ثُمَّ يُعَلِّمونَها اُمَّتي؛[3]

رسول خدا سه بار فرمودند: «خداوندا به جانشينانم رحم كن، گفته شد: اى رسول خدا! جانشينان شما چه کسانی هستند؟ فرمودند: آنان كه گفتار و کردار مرا تبليغ مى كنند و آنها را به امّت من مى آموزند.»

با توجه به ظرفیت فضای مجازی، هر شخصی به تناسب فرصتی که دارد، می‌تواند به عنوان مبلغ اسلام فعالیت کند. این فعالیت می‌تواند در حد بازنشر آیات و احادیث اخلاقی و یا با توجه به ویژگی‌های فرد، بسیار تخصصی و ناظر به پاسخ‌دهی شبهات و یا دیگر قلمروهای تخصصی باشد.

نباید هیچ سطحی از تبلیغ را دست‌کم گرفت؛ چراکه تبلیغ احادیث و سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام با توجه به تأثیرشان بر قلب‌ها و قابلیتی که برای تبدیل شدن به فرهنگ و سبک زندگی دارند، بهشت را به دنبال دارد؛ «مَن أدّى إلى اُمَّتي حَديثا يُقامُ بِه سُنّةٌ أو يُثْلَمُ بهِ بِدْعَةٌ فَلهُ الجَنّةُ؛[4] هر كس به امّت من حديثى رساند كه به سبب آن سنّتى بر پا مى شود، يا در بدعتى رخنه افتد، بهشت از آنِ او باشد.»

ضروری‌ترین پیام؛ غدیر
دیگر رکن اصلی تبلیغ، پیامی است که بناست به مخاطب رسانده شود. با توجه به آیات و روایات، مهم‌ترین پیامی که از طرف خداوند نازل شده است، غدیر است.

غدیر و اعلام جانشینی امیرالمؤمنین علیه‌السلام چنان با اهمیت است که بر اساس بیان قرآنی، عدم انجام آن توسط نبی مکرم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله به منزله عدم انجام رسالت است.[5]

آری غدیر، همان گمشده‌ی ذهن بشر امروزی است. بشری که دنبال خوشبختی است، ولی مسیر آن را گم کرده است. بشر قرن بیست و یکم، تشنه‌ی حقایق و آموزه‌هایی است که در سخنان علوی وجود دارد؛ معارفی که به خاطر آشنا نبودن با غدیر، دست او از آن‌ها کوتاه است. معارفی مانند؛ «آنچه براى خودت دوست می‌داری براى ديگران هم دوست بدار»، «آنچه براى خود نمی‌پسندی، براى ديگران هم نپسند»، «آنچه را كه نمی‌دانی، نگو»، «آنچه را كه دوست ندارى درباره‌ات گفته شود، درباره ديگران مگو»، «كسى كه پر حرفى كند، حرف بی‌ربط می‌زند» و «دشمن دوستت را به دوستی نپذير، زيرا با دوست خود دشمنى کرده‌ای»[6] و بسیار سخنان و فرمایشات ناب دیگری که عمل به هر کدام از این موارد، می‌تواند مقدمه‌ای برای رسیدن به سعادت باشد.

در پایان، ذکر این نکته در مورد رکن سوم تبلیغ یعنی مخاطب قابل توجه است. مخاطب پیام غدیر، تمام افراد جامعه هستند، ولی توجه به کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد؛ بدان سبب که زمینه‌ی پذیرش بهتری دارند. ازاین‌رو در حدیث داریم: «به نوجوانان توجه كن، زيرا آنان سریع‌تر به هر خوبى روى می‌آورند.»[7]

پی‌نوشت‌ها:
[1] رهبر (محمد تقی)، پژوهشی در تبلیغ، ص80.
[2] سوره احزاب، آیه39.
[3] مجلسی، بحار الأنوار، ج2، ص144.
[4] ري شهري، ميزان الحكمه، ج2، ص516.
[5] سوره مائده، آیه67.
[6] نامه 31 نهج البلاغه.
[7] مجلسی، بحارالانوار، ج23، ص236.

دیروز (چهارشنبه، ۲۲ ژوئن)، نمایندگان صهیونیست با طرح اولیه انحلال پارلمان این رژیم به عنوان اولین گام برای برگزاری انتخابات زودهنگام در اراضی اشغالی موافقت کردند. این در حالی بود که «بنیامین نتانیاهو» رهبر مخالفان کابینه فعلی تل‌آویو و نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی، دو شب پیش، ضمن اعلام آمادگی حزبش برای رقابت‌ها انتخاباتی، از شکست کابینه «نفتالی بنت» در حفظ امنیت جانی و روانی شهرک‌نشینان صهیونیست صحبت کرد. امری که بیانگر آن است که به احتمال قوی ممکن است وی به قدرت بازگردد. 

بازگشت نتانیاهو ترس ندارد

«عبدالباری عطوان» سردبیر روزنامه «رأی الیوم»، با انتشار یادداشتی در این خصوص، دلیل هراس برخی عرب‌ها از بازگشت نتانیاهو به قدرت رو به زوال دولت صهیونیستی، را جویا شد و نوشت: « پس از فروپاشی دولت راستگرای ائتلافی نفتالی بنت در اسرائیل و تصمیم آن برای انحلال پارلمان (کنست) و رفتن به پنجمین انتخابات ظرف سه سال و نیم اخیر، صداهای بسیاری، چه در داخل سرزمین های اشغالی و چه در منطقه عربی، از وحشت احتمال بازگشت بنیامین نتانیاهو به قدرت شنیده شد. این در حالی است که این بازگشت در هر حال، تضمین نشده است اما درباره ضعیف‌النفس‌ها چه می‌توان گفت؟».

تشدید بحران‌های داخلی و خارجی تل‌آویو

وی نوشت: «دولت اشغالگر اسرائیل با نزدیک شدن به پایان عمر خود، در لبه پرتگاه فروپاشی است و شاهد تشدید بحران های داخلی از یک سو و تقویت  قدرت سیاسی و نظامی محور مقاومت از سوی دیگر است. این در حالی است که جنگ‌های استعماری غرب برای نخستین بار پس از نزدیک به صد سال از خاورمیانه به عمق اروپا و اراضی اوکراین انتقال یافته است. جنگی که تاکنون  روسیه از نظر اقتصادی و نظامی در آن پیروز بوده است».

عطوان به صراحت پرسید: «چرا برخی از ما از بازگشت نتانیاهو می‌هراسیم؟ بگذارید نتانیاهو به ریاست دولتی از هم پاشیده و تجزیه شده بازگردد که در محافل آن، درگیری‌های سیاسی اوج گرفته و تقریباً از همه طرف با سامانه‌های موشکی محاصره شده است وحتی دیگر نمی‌تواند به اردوگاه پناهندگان جنین که مساحت آن بیش از یک کیلومتر مربع نیست، نفوذ کند».

شکست‌های متوالی دولت نتانیاهو طی 16 سال 

به اعتقاد نویسنده، حکومت نتانیاهو که بیش از ۱۶ سال متوالی به طول انجامید، پر از شکست بود که آخرین آن، جنگ «سیف القدس» که این دولت اشغالگر را بیش از ۱۱ روز در جهان منزوی کرد و  طی آن شش میلیون اسرائیلی در پناهگاه‌های این کشور زندگی کردند. آن‌ها چاره ای جز راهی دریا شدن نداشتند تا از موشک هایی که بر سرشان می‌ریخت، فرار کنند و حتی در جستجوی جزایر خالی از سکنه یونان برای اقامت تا زمانی که خانه نهایی را پیدا کنند، بودند.

سیف القدس نتانیاهو را به التماس انداخت

وی با طعنه به برخی حکام عرب تاکید کرد: «نتانیاهو، این "مرد قوی" که برخی از عربها از او می‌ترسند، در مقابل رئیس جمهور جو بایدن به زانو درآمد و التماس کرد که رهبری مصر را متقاعد کند که با جناح های مقاومت در نوار غزه در طول جنگ "سیف القدس" برای توقف شلیک موشک‌ها واز بین بردن وضعیت وحشت حاکم بر جامعه اسرائیل میانجیگری کند. بسیاری از نویسندگان این موضوع را بیان کردند، که "این کشور دیگر قابل زندگی نیست و هیچ جایگزینی برای مهاجرت به کشورهای جدید و امن وجود ندارد"».

ایران و مقاومت تهدیدی موجودیتی برای اسرائیل

نویسنده در ادامه با اشاره به قدرت ایران و بازوهای نظامی آن در منطقه که دارای زرادخانه‌های موشکی و پهپادی دقیق است تصریح می‌کند که اسرائیل، چه نتانیاهو بر آن حکومت کند و چه بنت، با چنین تهدیدی موجودیتی مواجه است و در آستانه از دست دادن برتری نظامی و بازدارندگی هسته‌ای خود است. هرچند که هنوز آن را از دست نداده است. پس بگذارید نتانیاهو بیاید و شانس خود را امتحان کند، زیرا معادلات روی زمین هر ماه به نفع «مرابطین» بیت‌المقدس و اطراف آن در حال تغییر است.

در ادامه این یادداشت آمده است که نتانیاهو در طول طولانی‌ترین حکومت خود در تاریخ اسرائیل، چیزی جز شکست‌ها، مانورهای رسانه‌ای پر از دروغ و تهدیدهای توخالی دستاورد نداشت و هرگز جرأت حمله به نوار غزه را که مساحت آن بیش از ۱۵۰ مایل مربع نیست و در آن کوه‌ها و  فلات‌ها یا جنگل‌هایی وجود ندارد، نداشت زیرا اراده قوی برای مقاومت تا شهادت در میان مردم آن حاکم است.

عادی‌سازی روابط یک نفوذ و مانور رسانه‌ای تبلیغاتی بود

عطوان نوشت: «درست است که او از دونالد ترامپ و دامادش جرد کوشنر به عنوان تازیانه برای شلاق زدن و وحشت برخی از رهبران عرب و سوق دادن آن‌ها به سمت عادی سازی و امضای توافقنامه صلح آبراهام استفاده کرد، اما این نیز درست است که این یک نفوذ رسانه‌ای و تبلیغاتی بود و کشورهای سازشکار قدیمی و جدید در آستانه ناآرامی‌های داخلی و تهدیدهای خارجی روز افزون بودند. مصر در آستانه قحطی است و برای اجتناب از آن به ۲۵ میلیارد دلار فوری نیاز دارد، و اردن نیز به همین ترتیب است و دیگر ایران یک کشور مجوس در نظر بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس که با آن مذاکره می کنند و خواستار دوستی با آن هستند وامیدوارند این کشور کمک کند تا از جنگ یمن خارج شوند، نیست».

به اعتقاد سردبیر روزنامه رأی الیوم، در حال حاضر کل منطقه در آستانه یک جنگ منطقه‌ای قرار دارد و آمریکا که بزرگترین حامی و ناجی اسرائیل بود، به لطف تقویت اتحاد روسیه و چین که از نظر نظامی قدرتمندتر و مستحکم تر شده است، رهبری خود را بر جهان از دست داده است. از سوی دیگر جنگ اوکراین که ممکن است سالها طول بکشد، ممکن است به یک جنگ جهانی سوم تبدیل شود و کل معادلات را در جهان تغییر دهد.

بازگشت به فرهنگ مقاومت ناجی ملت‌های عربی است

عطوان نوشت که بزرگترین عامل تغییر، بازگشت ملتهای عرب به فرهنگ مقاومت است، زیرا این تنها راه برون رفت از وضعیت ذلت و پستی است که در حال حاضر به لطف اطاعت سرانشان در برابر دیکته‌ها و سیاست‌های مبتنی بر دوشیدن و اخاذی ایالات متحده و اسرائیل، به آن دچار شده‌اند. حتی اگر زوج ترامپ و کوشنر برگردند، نمی توانند دولت اشغالگر اسرائیل را از بحران‌های‌کنونی نجات دهند.

نگارنده در پایان نوشت: «تنها شلیک چند موشک دقیق علیه سکوهای گاز مسروقه اسرائیل در شرق مدیترانه یا ایستگاه‌های برق و آب در حیفا و بعد از حیفا، شکنندگی این موجودیت را آشکار می‌کند و صدها هزار شهرک نشین آن را مجبور به ترک اسرائیل خواهد کرد. بازگشت نتانیاهو که با گستاخی و استکبار و تحرکات استکباری خود گزینه صلح را از بین برد، نمی‌تواند این حقیقت را تغییر دهد بلکه در واقع ممکن است حتی به نابودی اسرائیل تسریع بخشد تا حتی هشتمین دهه خود را به پایان نرساند، همانطور که ایهود باراک، دشمن و رقیب قدیمی نتانیاهو از آن خبر می دهد».

استاد انصاریان در پاسخ به این سوال که: «چرا نام امامان در قرآن نیامده است؟» آورده است:

اولا: در قرآن کریم به اشارات و توجیهات زیادی به همه جانشینان به حقّ پیامبر اشاره شده است ولی به صراحت نام آن‌ها برده نشده و علّتش هم پر واضح است چون دشمنان قسم خورده‌ای که ائمه(ع) داشتند که حتی یک نفر از آن‌ها را نگذاشتند به مرگ طبیعی از دنیا رحلت کند و همه آن‌ها را با وضع مصیبت بار و فجیعی به شهادت رساندند. برای چنین دشمنانی هیچ سختی و کاری نداشت که نام امامان را هم از قرآن حذف کنند و چون خداوند خودش فرموده ما قرآن را فرستادیم و ما خود آن را حفظ خواهیم کرد بهترین راه حفظ قرآن از تحریف این قرار داده که نام اهلبیت و امامان را به اشاره برای صاحبان عقل و بصیرت بیان کند.

ثانیا: قرآن کریم در سوره حشر می‌فرماید: «وَما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ هر چه را پیامبر اکرم برای شما آورد بگیرید و هر چه را از آن نهی کرد ترک کنید و همه مسلمین بالاتفاق نقل کرده‌اند که پیامبر اکرم روز غدیر خم علی بن ابیطالب را به عنوان جانشین خود برای مردم آورد.»

آیاتی که در شأن امیرالمومنین و ولایت او بیان فرموده آن هم نه به صورت مبهم بلکه بصورت بسیار روشن بقدری زیاد است که مفسرین اهل سنت بیش از ۷۰۰ (هفتصد) آیه را در شان و ولایت امیرالمومنین علی(ع) می دانند و برای اثبات سخن می توانید به کتاب (شواهد التنزیل) که از بزرگان اهل سنت است مراجعه کنید و با چشم خودتان این اعتراف و اقرار را مشاهده فرمائید.

ثالثاً: چه آیه ای صریحتر و روشنتر از آیه شریفه ۵۵ سوره مائده می خواهید که به اتفاق همه مفسرین تنها در شان امیرالمومنین و ولایت آن حضرت نازل شده است که می فرماید: « انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا ...» آیا کیست به جز علی(ع) آن کس که در حال رکوع انگشتر تصدق دهد؟

خطبه قاصِعَه، طولانی‌ترین خطبه نهج البلاغه است که محتوایی اخلاقی و اجتماعی دارد و موضوع آن نکوهش تعصب و خودپسندی است. این خطبه در اواخر حکومت امیرالمؤمنین(ع) در کوفه ایراد شده و امام در این خطبه درباره تفرقه اجتماعی هشدار داده و عاملان آن را سرزنش می‌کند و حوزه نیوز در شماره های گوناگون به انتشار متن، ترجمه و شرح آن خواهد پرداخت.

 

* نکاتی پیرامون خطبه قاصعه

 

- دلیل نامگذاری

شارحان نهج البلاغه برای نامگذاری این خطبه چند دلیل ذکر کرده‌اند. سه دلیل زیر در شرح قطب راوندی آمده است:

قصع در مورد نشخوار شتر به کار می‌رود و با توجه به اینکه شتر هنگام نشخوارکردن غذا را از درون به دهان می‌آورد و می‌جود و دوباره فرو می‌برد، این خطبه نیز به جهت اینکه از آغاز تا پایان، پندها و نهی‌هایش تکرار می‌شود، قاصعه نامیده شده است.

قصع به معنای کشتن و خُردکردن نیز به کار می‌رود. بدین معنا گویا خطبه قاصعه، قاتل و خُردکننده ابلیس است.

قصع به معنای تحقیر و کوچک‌کردن نیز به کار می‌رود. در این معنا گویا این خطبه متکبران را تحقیر می‌کند؛ هرچند مسلمان باشند.

 

- علت صدور خطبه

در مورد علت صدور این خطبه، گفته‌اند، در اواخر خلافت حضرت، اهل کوفه که قبیله‌های گوناگونی بودند، به فساد گرویده بودند. بسیار اتفاق می‌افتاد که شخصی از محله قبیله خود خارج شده و گذارش به قبیله دیگری می‌افتاد، در این جا گاهی از بعضی افراد اندک ناراحتی می‌دید؛ در این هنگام با سر و صدای زیاد و داد و فریاد قبیله خود را به مدد می‌طلبید و با صدای بلند ندا می‌کرد؛ مثلاً:‌ ای قبیله نخع! یا ای قبیله کنده! و منظورش ایجاد آشوب و فتنه بود. در این هنگام بر اثر این سر و صدا چند نفر از جوانان قبیله مقابل جمع می‌شدند و اهل قبیله خود را صدا می‌زدند و آن شخص را می‌زدند. سپس او به قبیله خود می‌آمد و یاری می‌خواست. بدین طریق بر یکدیگر شمشیر می‌کشیدند و فتنه و آشوب بر پا می‌شد بدون اینکه در واقع، منشأ و ریشه‌ای عقلایی داشته باشد. چون این کار بسیار شد، امام(ع) سوار بر ماده شتری به میانشان آمد و این خطبه را ایراد فرمود.

 

- متن بخش اول خطبه

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْکِبْرِیَاءَ وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ‏ خَلْقِهِ، وَ جَعَلَهُمَا حِمًی وَ حَرَماً عَلَی غَیْرِهِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِهِ‏، وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَی مَنْ نَازَعَهُ فِیهِمَا مِنْ عِبَادِهِ، ثُمَّ اخْتَبَرَ بِذَلِکَ مَلَائِکَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ لِیَمِیزَ الْمُتَوَاضِعِینَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ -وَ هُوَ الْعَالِمُ بِمُضْمَرَاتِ الْقُلُوبِ وَ مَحْجُوبَاتِ الْغُیُوبِ- «إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ»، اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِیَّةُ، فَافْتَخَرَ عَلَی آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَیْهِ لِأَصْلِهِ؛ فَعَدُوُّ اللَّهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِینَ وَ سَلَفُ الْمُسْتَکْبِرِینَ الَّذِی وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِیَّةِ وَ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَ الْجَبْرِیَّةِ وَ ادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ. أَلَا [یَرَوْنَ‏] تَرَوْنَ کَیْفَ صَغَّرَهُ اللَّهُ بِتَکَبُّرِهِ وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ، فَجَعَلَهُ فِی الدُّنْیَا مَدْحُوراً وَ أَعَدَّ لَهُ فِی الْآخِرَةِ سَعِیراً.

 

- ترجمه بخش اول خطبه (آیت الله مکارم شیرازی)

حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که لباس عزت و عظمت را بر خود پوشانده و این دو را ویژه خویش ـ نه مخلوقش ـ ساخته، و آن را حد و مرز و حرم میان خود و دیگران قرار داده و برای جلال خویش برگزیده است، لعن و نفرین را بر بندگانی که با او در این دو صفت به منازعه و ستیز بر می خیزند قرار داده (و آنها را از رحمتش دور ساخته است).

سپس بدین وسیله فرشتگان مقرّب خود را در بوته آزمایش قرار داد تا متواضعان آنها را از متکبران جدا سازد و با اینکه از همه آنچه در دلهاست با خبر و از اسرار نهان آگاه است، به آنها فرمود: «من بشری از گل می آفرینم آنگاه که آفرینش او را کامل کردم و از روح خود در او دمیدم همگی برای او سجده کنید»، فرشتگان همه بدون استثنا سجده کردند جز ابلیس که تعصب و نخوت او را فرا گرفت و به جهت خلقتش (از آتش) بر آدم افتخار کرد و به سبب اصل و ریشه اش نسبت به آدم تعصب ورزید، از این رو این دشمن خدا، پیشوای متعصبان و سر سلسله مستکبران شد که اساس تعصب را بنا نهاد و با خداوند در ردای جبروتیش به ستیز برخاست و لباس بزرگی و تکبر بر تن نمود و پوشش تواضع و فروتنی را از تن در آورد.

آیا نمی بینید چگونه خداوند او را به سبب تکبّرش کوچک شمرد و بر اثر خود برتر بینی اش وی را پست و خوار گردانید و به همین جهت او را در دنیا طرد کرد و در آخرت آتش فروزان دوزخ را برایش آماده ساخت؟

 

- شرح بخش اول خطبه (آیت الله مکارم شیرازی)

در مورد شأن ورود این خطبه چنین گفته اند که اهل کوفه در اواخر دوران خلافت امام علیه السلام (بر اثر فراوانی ثروت و انتقال فرهنگ فاسد بعضی از همسایگان به کشور اسلامی و مشکلاتی که در عصر خلفا در جامعه اسلامی به وجود آمد) گرفتار مفاسد زیادی شده بودند که از همه مهم تر، برتری جویی قبائل بر یکدیگر و تعصّبهای جاهلی بود تا آنجا که گاه جوانان جلف و بی بند و بار با یکدیگر درگیر می شدند و هرگاه یکی از آنان مجروح یا مضروب می شد فریاد بلند می کرد و اهل قبیله خود را به یاری می طلبید آنها نیز چشم و گوش بسته به یاری او می شتافتند و چه بسا در این میان خونهای زیادی ریخته می شد.

امام علیه السلام برای خاموش کردن آتش این فتنه ها این خطبه را که همه آن درباره مذمّت و نکوهش تکبّر و تعصّبهای جاهلی است، ایراد فرمود و حق سخن و نصیحت را به عالی ترین وجهی بیان کرد.

خطبه ای است بسیار فصیح و بلیغ و کوبنده و تکان دهنده و به همین دلیل نام آن را خطبه قاصعه (کوبنده) نهاده اند هر چند کلمه قاصعه در این خطبه به کار نرفته است.

 

شیطان بنیانگذار اساس تعصب!

همان گونه که در شأن ورود خطبه اشاره شد، هدف اصلی از بیان این خطبه طولانی و مملو از اندرزهای عالی و انسان ساز، مبارزه با کبر و غرور و تعصبهای جاهلی و طائفی بوده که در عصر آن حضرت، سرچشمه نزاعهای خونین قبایل و افراد شده است.

بدین جهت امام(علیه السلام) خطبه را با حمد و سپاس الهی، همان خدایی که عظمت و کبریا مخصوص ذات اوست آغاز می کند و می فرماید: «حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که لباس عزت و عظمت را بر خود پوشانده و این دو را ویژه خویش ـ نه مخلوقش ـ برگزیده است و آن را حد و مرز و حرم میان خود و دیگران قرار داده، و برای جلال خویش برگزیده، و لعن و نفرین را بر بندگانی که با او در این دو صفت به منازعه و ستیز بر می خیزند قرار داده (و آنها را از رحمتش دور ساخته است)»؛ (ألْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْکِبْرِیَاءَ، وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ، وَ جَعَلَهُمَا حِمیً(۱) وَ حَرَماً عَلَی غَیْرِهِ، وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلاَلِهِ. وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَی مَنْ نَازَعَهُ فِیهِمَا مِنْ عِبَادِهِ).

بی شک عزّت (شکست ناپذیری) و عظمت (بزرگی) مخصوص ذات پاک خداوند است، زیرا غیر او در برابرش موجوداتی ضعیف و ناتوانند، افزون بر اینکه هر چه دارند از او دارند، هر زمان اراده کند به آنها می بخشد و هر لحظه اراده کند از آنان می گیرد.

 

جمله های پنجگانه ای که در عبارت بالا آمده که می فرماید: لباس عزت و عصمت برازنده غیر او نیست و این دو صفت را مخصوص خود قرار داده و گاه از آن تعبیر به حمی و حرم (منطقه ممنوعه ای که غیر، حق ورود در آن را ندارد) و گاه تعبیر به گزینش برای ذات پاک خود می کند و گاه لعنت را نثار کسانی که راه کبر و برتری جویی را در پیش می گیرند، عبارات مختلفی است که یک حقیقت را دنبال می کند و همه این عبارات می گوید: بندگان خدا جز تواضع و فروتنی در برابر خداوند و نسبت به یکدیگر، راهی ندارند.

حقیقت این است که خداوند نه نیازی به بزرگ نمایی دارد، نه احتیاجی که او را به بزرگی بستایند؛ ذات مقدّس او از هر نظر دارای بزرگی و عظمت است؛ ولی از آنجا که تکبّر و خود برتربینی در بندگان، سرچشمه اکثر نابسامانی ها و بدبختی ها و ظلم و ستم انسانها به یکدیگر است در جمله های بالا آنها را از این موضوع بر حذر داشته و همگان را به تواضع و فروتنی دعوت می کند.

به همین دلیل در ادامه این سخن درباره نخستین آزمون تواضع به هنگام آفرینش آدم اشاره کرده، می فرماید: «سپس بدین وسیله فرشتگان مقرّب خود را در بوته آزمایش قرار داد تا متواضعان آنها را از متکبران جدا سازد و با اینکه از تمام آنچه در دلهاست با خبر و از اسرار نهان آگاه است به آنها فرمود: من بشری از گل می آفرینم آن گاه که آفرینش او را کامل کردم و از روح خود در او دمیدم همگی برای او سجده کنید، فرشتگان همه بدون استثنا سجده کردند جز ابلیس»؛ (ثُمَّ اخْتَبَرَ بِذلِکَ مَلاَئِکَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ، لِیَمِیزَ الْمُتَوَاضِعِینَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ الْعَالِمُ بِمُضْمَرَاتِ الْقُلُوبِ، وَ مَحْجُوبَاتِ الْغُیُوبِ: (إِنِّی خَالِقٌ بَشَراً مِّنْ طِین * فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ * فَسَجَدَ الْمَلاَئِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلاَّ إِبْلِیسَ)).

به یقین، آزمون خدا با آزمون بندگان متفاوت است؛ ما هنگامی که چیزی یا کسی را می آزماییم می خواهیم جهل خود را درباره آن تبدیل به علم کنیم، لذا از آن تعبیر به اختبار (خبر گرفتن و خبردار شدن) می کنیم؛ ولی خداوند که طبق جمله های بالا عالِم به مکنونات دلها و محجوبات غیوب است هرگز نمی خواهد با آزمایشهای خود چیزی بر علمش بیفزاید، بلکه آزمایش او برای این است که نیات باطنی و خلقیات درونی و اسرار مخفی بندگانش در لباس افعال ظاهر گردد تا مستحقّ جزا شوند، زیرا نیّت به تنهایی برای این معنا کافی نیست، آنچه برای ثواب و عقاب لازم است انجام اعمال است.

این همان چیزی است که امام (علیه السلام) در جایی دیگر می فرماید: «انّه یَخْتَبِرُهُمْ بِالاَْمْوالِ وَ الاَْوْلادِ لِیَتَبَیَّنَ السّاخِطُ لِرِزْقِهِ وَ الرّاضی بِقِسْمِهِ وَ إنْ کانَ سُبْحانَهُ أعْلَمُ بِهِمْ مِنْ أنْفُسِهِمْ لکِنْ لِتُظْهِرَ الاَْفْعالُ الَّتی بِها یَسْتَحِقُّ الثَّوابَ وَ الْعِقابَ؛ خداوند انسان ها را با اموال و فرزندانشان می آزماید تا آن کس که از روزی خود ناخشنود است از آن کس که خرسند است شناخته شود هر چند خداوند به احوالشان از خودشان آگاهتر است (آری! او بندگان خود را می آزماید) تا افعالی که سبب استحقاق پاداش یا کیفر است آشکار گردد».(۱)

سپس به شرح حال ابلیس پرداخته و دلیل مخالفت او را با فرمان قطعی خداوند چنین بیان می کند: «تعصب و نخوت او را فرا گرفت و به جهت خلقتش (از آتش) بر آدم افتخار کرد و به سبب اصل و ریشه اش نسبت به آدم تعصب ورزید، از این رو این دشمن خدا، پیشوای متعصبان و سر سلسله مستکبران شد که اساس تعصب را بنا نهاد و با خداوند در ردای جبروتیش به ستیز برخاست و لباس بزرگی و تکبّر بر تن نمود، و پوشش تواضع و فروتنی را در آورد»؛ (اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِیَّةُ فَافْتَخَرَ عَلَی آدَمَ بِخَلْقِهِ، وَ تَعَصَّبَ عَلَیْهِ لاَِصْلِهِ. فَعَدُوُّ اللّهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِینَ، وَ سَلَفُ الْمُسْتَکْبِرِینَ، الَّذِی وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِیَّةِ، وَ نَازَعَ اللّهَ رِدَاءَ الْجَبْرِیَّةِ، وَ ادَّرَعَ(۲) لِبَاسَ التَّعَزُّزِ(۳)، وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ).

در واقع سبب اصلی مخالفت آشکار ابلیس نسبت به فرمان قطعی خداوند همان تعصّب و غرور بود که از یک محاسبه غلط و سرچشمه گرفته از خودبینی و خودخواهی ناشی شده بود او تنها از آفرینش آدم جنبه خاکی او را می دید و لذا اصل خود را که از آتش است از او برتر می دانست: (خَلَقْتَنِی مِنْ نَّار وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِین)(۴) و بخش مهم وجود آدم را که همان روح الهی بود (وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ)(۵) به کلّی نادیده می گرفت.

 

آری! خودبینی و خودخواهی بدترین حجاب است که انسان را از درک واضح ترین حقایق باز می دارد. ابلیس حتی در برتری آتش بر خاک نیز گرفتار خطا و اشتباه شد، زیرا خاک منبع اصلی حیات، نمو گیاهان، پرورش گلها و میوه ها و انواع برکات است در حالی که آتش موجود خطرناکی است که تنها در بخشی از زندگی انسان به کار می آید.

به هر حال تعبیر امام درباره ابلیس به «عدوّ الله» اشاره به این است که او تنها دشمن آدم نبود، بلکه دشمن خالق آدم و معترض به فرمان او بود. او سنگ نخستین تعصب را بنا نهاد و آیین استکبار و تکبّر را آغاز کرد؛ کاری که در واقع جنگ با خدا محسوب می شود، زیرا عزّت و بزرگی تنها شایسته ذات پاک اوست و زیبنده بندگان تنها تواضع و فروتنی است و به گفته بزرگان علمای اخلاق امّ الرذائل تکبّر و غرور است.

 

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم که یکی از یارانش می گوید: از آن حضرت سؤال کردم کمترین مرحله الحاد و کفر چیست؟ فرمود: «إنَّ الْکِبْرَ أَدْناهُ؛ تکبّر نخستین مرحله آن است».(۶)

 

در حدیث دیگر از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) می خوانیم: «لا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ فی قَلْبِهِ مِثْقالُ ذَرَّة مِنْ کِبْر؛ کسی که به اندازه ذره ای تکبر در قلبش باشد وارد بهشت نخواهد شد».(۷)

آن گاه امام روی سخن را به مخاطبین کرده و از سرنوشت شوم شیطان برای هشدار به آنان بهره برداری کرده می فرماید: «آیا نمی بینید چگونه خداوند او را به سبب تکبّرش تحقیر کرد و کوچک شمرد و بر اثر خود برتر بینی اش وی را پست و خوار گردانید و به همین جهت او را در دنیا طرد کرد و آتش فروزان دوزخ را در آخرت برایش آماده ساخت؟»؛ (ألا تَرَوْنَ کَیْفَ صَغَّرَهُ اللّهُ بِتَکَبُّرِهِ، وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ، فَجَعَلَهُ فِی الدُّنْیَا مَدْحُوراً(۸)، وَ أَعَدَّ لَهُ فِی الاْخِرَةِ سَعِیراً؟).

این تعبیرها اشاره به آیات قرآن مجید است، در یکجا می فرماید: «(فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ * وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ)؛ از بهشت بیرون رو! که تو رانده شده درگاه مایی و لعنت من بر تو تا روز قیامت باد».(۹)

در جایی دیگر می فرماید: «(قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ لاََمْلاََنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَمِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ)؛ فرمود به حق سوگند! و حق می گویم که جهنم را از تو و پیروان تو پر خواهم کرد»(۱۰). (۱۱)

 

پی نوشت ها:

۱. «حمی» به معنای منطقه ممنوعه است از ریشه حمایت به معنای ممانعت و دفاع کردن از چیزی، گرفته شده و به همین جهت به پرهیز کردن بیمار از آنچه برای او ضرر دارد «حمیة» بر وزن «جزیه» گفته می شود.

۲. نهج البلاغه، کلمات قصار، ۹۳.

۳. «ادرع» از «درع» بر وزن «فکر» به معنای پیراهن گرفته شده و گاه به معنای جامه در تن کردن نیز به کار می رود.

۴. «تعزّز» به معنای به خود بالیدن و خود را بزرگ و عزیز شمردن است.

۵. ص، آیه ۷۶ .

۵. ص، آیه ۷۶ .

۶. الکافی، جلد ۲، صفحه ۳۰۹، حدیث ۱، از باب کبر.

۷. همان، صفحه ۳۱۰.

۸. «مدحور» به معنای رانده شده از ریشه «دحر» بر وزن «دهر» به معنای راندن گرفته شده است.

۹. حجر، آیات ۳۴ و ۳۵.

۱۰. ص، آیات ۸۴ و ۸۵.

۱۱. سند خطبه: نویسنده کتاب مصادر نهج البلاغه پس از بیان این نکته که خطبه قاصعه طولانی ترین خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام است که مسائل مهمی را در مواعظ بازگو می کند، می افزاید (گروهی قبل از سیّد رضی این خطبه را در کتابهای خود آورده اند از جمله) نسخه ای از این خطبه نزد سیّد بن طاوس بوده که در کتاب یقین آن را آورده است و می گوید این نسخه را با اخباری در فضایل اهل بیت علیهم السلام در مجموعه ای دیدم که بزرگان پیشین آن را نقل کرده اند و تاریخ کتاب آن سنه ۲۸۰ هجری بوده است. مرحوم کلینی نیز در جلد چهارم کتاب کافی فصلی از این خطبه را آورده. همان گونه که مرحوم صدوق در جلد اوّل کتاب من لا یحضر بخشی از آن را آورده است. همچنین زمخشری بعد از سید رضی در جلد اوّل ربیع الابرار بعضی از فصول این خطبه را ذکر کرده همان گونه که ماوردی در اعلام النبوة معجزه ای را که امیر مؤمنان علی علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این خطبه در مورد حرکت درخت نقل فرموده آورده است.(مصادر نهج البلاغه، جلد ۳، صفحه ۵۶).

خیلی از نشانه‌های ساده‌ای که بدن ما بروز می‌دهد و راحت از کنارشان عبور می کنیم می‌تواند حاکی از وجود یک مشکل در بدن‌مان باشد که باید هشدار را جدی بگیریم و فکری برای آن کنیم.

البته قرار نیست بابت هر نشانه نگران شویم، اما نباید بی‌خیال هم باشیم .بهترین راه در میان گذاشتن موضوع با یک پزشک است نه استرس و ترس. با هم این نشانه‌ها را مرور می‌کنیم:

1- اگر خال‌های پوستی زیادی دارید

شما در خطر ابتلا به دیابت هستید. محققان به طور قطع به این نرسیده‌اند اما مطالعات متعددی نشان می‌دهد که بین تعداد بالای خال پوستی و ابتلا به دیابت نوع دوم رابطه وجود دارد.

2 - اگر به جویدن یخ تمایل دارید

 این اتفاق یعنی بدن شما به آهن بیشتری نیاز دارد. بدن برای انتقال اکسیژن به مغز و ماهیچه‌های شما به آهن نیاز دارد و افرادی که آهن کافی ندارند، اکسیژن کمتری در خون دارند.

3 -اگر بوهایی حس می‌کنید که وجود ندارد

شما در این شرایط باید نزد متخصص مغز و اعصاب بروید. این اتفاق می‌تواند نشانه‌ ساده‌ای از سینوس‌های ملتهب، تومور مغزی، صرع یا بیماری پارکینسون باشد.

4-  اگر هاله طوسی اطراف مردمک چشم شما وجود دارد

 باید کلسترول خونتان را بررسی کنید. هاله طوسی یا سفید که دور گردی چشم می‌افتد، نشان از افزایش کلسترول خون شما دارد که باید در این صورت غذاهای چرب را از سبد غذایی خود حذف کنید.

5-  اگر موهای شما کم‌پشت و نازک شده

به آهن بیشتری نیاز دارید. همان طور که اشاره کردیم نقش اکسیژن‌رسانی آهن در مغز بسیار اهمیت دارد. کمبود خون می‌تواند باعث کم‌پشتی و نازک‌شدن موی شما شود.

6 - اگر چشمان شما همیشه پف دارد

 ممکن است بیماری کلیوی یا قلبی داشته باشید. مشکلات کلیوی و قلبی می تواند مانع از رهایی بدن از مایعات اضافی شود.

7-  اگر بیشتر از بقیه سردتان می‌شود

 ممکن است تیروئید کم‌کار داشته باشید. یکی از علایم شایع تیروئید کم‌کار، احساس سرماخوردگی غیرعادی است. سطح پایین هورمون تیروئید باعث می‌شود شما نسبت به اطرافیان تان بیشتر احساس سرما کنید.

8 -اگر در ناخن شما خط‌های سفید وجود دارد

 ممکن است بیماری کلیوی داشته باشید. اگر ناخن‌های شما ناگهان سفید شد و خط‌های سفیدی در آن‌ها به وجود آمد، بهتر است سلامت کلیه خودتان را چک کنید.

9-  اگر گرفتگی‌های عضلانی بی‌علت دارید

ممکن است پتاسیم کافی مصرف نکرده‌اید. اگر سطح پتاسیم شما کم باشد، عضلات شما بدون ارتباط با ورزش، درد می‌گیرد. معمولاً خوردن موز برای بازگرداندن تعادل میزان پتاسیم کافی است.

۱۰-  اگر دستان سردی دارید

ممکن است ویتامین B12 بیشتری لازم داشته باشید. ویتامین B12 برای تشکیل گلبول قرمز اهمیت دارد. کمبود این ویتامین می‌تواند منجر به کاهش تولید گلبول‌های قرمز و کم‌خونی متعاقب آن شود. کم‌خونی باعث کاهش اکسیژن و سردی بدن می‌شود.

ریحان بیشتر برای چاشنی و معطر کردن غذا‌ها استفاده می‌شود.

اما آنچه مهم است خواص ریحان در تقویت سیستم ایمنی بدن و پیشگیری از سرطان‌هایی مانند سرطان پوست، سرطان کبد و سرطان ریه به دلیل سرشار بودن این سبزی از آنتی اکسیدان است.خواص ریحان که نمی‌دانیدویتامین‌ها و خواص فراوان اثبات شده در برگ ریحان، تخم ریحان و روغن ریحان امروزه این گیاه را به یکی از مهم‌ترین گیاهان درمانی تبدیل کرده است.

ریحان حاوی آنتی اکسیدان‌های‌ضد بیماری است

یکی از خواص اسانس ریحان، توانایی آن در مبارزه با صدمات رادیکال‌های‌آزاد و مراقبت از ساختار دی ان‌ای (DNA) و سلول‌های‌بدن است. ریحان حاوی دو نوع آنتی اکسیدان مهم حلال در آب است که از گلبول‌های‌سفیدخون و ساختار‌های سلولی که در آن‌ها دی ان‌ای ذخیره می‌شود، مراقبت می‌کند. آنتی اکسیدان‌های‌موجود در ریحان از تغییر شکل کروموزوم‌ها که موجب جهش سلولی و رشد سلول‌های‌سرطانی می‌شود، پیشگیری می‌کنند.

ویژگی‌های‌ضد التهابی داردریحان حاوی اسانس‌های‌قوی است. این اسانس‌ها، نوعی بازدارنده‌های‌آنزیمی هستند که التهاب موجود در بدن را کاهش می‌دهند. التهاب عامل اصلی بیشتر بیماری‌ها مانند بیماری قلبی، روماتیسم مفصلی و بیماری‌های‌التهابی روده است.

با سرطان مبارزه می‌کند

بررسی‌های‌بالینی تغذیه و سرطان نشان می‌دهد، ریحان به طور طبیعی می‌تواند از بروز سرطان پوست، کبد، سرطان دهان و سرطان ریه ناشی از وجود مواد مضر شیمیایی جلوگیری کند. همچنین ریحان فعالیت آنتی‌اکسیدانی را افزایش داده و سلول‌های‌مضر را ازبین می‌برد و جلوی رشد تومور‌های سرطانی را می‌گیرد.

حاوی ویژگی‌های‌ضد باکتریایییکی دیگر از خواص اسانس‌های‌ریحان، محافظت از بدن در برابر رشد باکتری‌های‌مضر است. در بررسی‌ها مشخص شده که عصاره ریحان حتی می‌تواند جلوی رشد گونه‌های‌مقاوم باکتری‌هایی را که به درمان‌های‌آنتی‌بیوتیکی پاسخ نمی‌دهند، بگیرد.

حاوی ویژگی‌های‌ضد میکروبی

اسانس‌های ریحان، ضدمیکروب هستند و طیف وسیعی از باکتری‌ها، مخمرها، قارچ‌ها و ویروس‌ها را از میان برمی دارند. این به این معناست که می‌توانید مراقبت از بدن در برابر ویروس و انواع مشکلات پوستی را نیز به فهرست بلند خواص ریحان بیفزایید.

افسردگی را برطرف می‌کند

ریحان به افرادی که به اختلالات روانی یا خلق وخو، مانند افسردگی و اضطراب مبتلا هستند نیز کمک می‌کند. این گیاه همچون داروی ضد افسردگی عمل می‌کند و روی عملکرد مغز درون قشر آدرنال، اثر مثبت می‌گذارد. درواقع ریحان، انتقال دهنده‌های‌عصبی را که مسئول تنظیم هورمون‌های‌شادی بخش و انرژی زا هستند، تحریک می‌کند.

سلامت قلب و عروق را بهبود می‌بخشدریحان با خواص آنتی اکسیدانی و ضدالتهابی خود می‌تواند به ماهیچه‌های‌قلب کمک کند که عملکرد رگ‌های‌خونی مسئول انقباض و استراحت را به خوبی کنترل کنند. همچنین ریحان می‌تواند از تجمع خطرناک پلاکت‌ها در رگ‌های‌خونی که سبب لخته شدن خون و در نهایت منجر به ایست قلبی می‌شوند، جلوگیری کند.

به کمک کبد می‌آید و بدن را سم‌زدایی می‌کند

بنا بر بررسی‌های‌انجام شده روی موش‌های‌بیمار، مشخص شد که عصاره ریحان در یک دوره ۵ روزه می‌تواند با تولید آنزیم‌های‌سم‌زدا، سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی را تقویت و از تشکیل چربی در کبد که منجر به بیماری‌های‌کبدی می‌شود، پیشگیری کند.

بدن را قلیایی می‌کند و گوارش را بهبود می‌بخشد

ریحان موجب تعادل اسید در بدن شده و سطح pH خون را در وضعیت مناسبی قرار می‌دهد. همچنین با افزایش باکتری‌های‌مفید روده، گوارش و سیستم ایمنی بدن در وضعیتی بهتری قرار می‌دهد. درعین حال ریحان می‌تواند از سطح باکتری‌های‌مضر بیماری زا بکاهد. از دیگر خواص ریحان که به طور سنتی از آن استفاده شده است، کاهش نفخ و احتباس آب، کاهش اشتها، رفع گرفتگی معده، بهبود رفلاکس اسید معده است. حتی ریحان می‌تواند کرم‌ها و انگل‌های‌معده را از بین ببرد. تجمع بیش از حد مایعات در سیستم گردش خون و بافت‌های‌بدن را احتباس آب گویند.

در برابر ابتلا به دیابت و سندرم سوخت وساز مقاومت می‌کند

مشخص شده که عصاره ریحان می‌تواند باعث کاهش قند خون و التهاب بدن شود. به این ترتیب، می‌تواند از بدن در برابر ابتلا به دیابت و دیگر بیماری‌های‌سوخت وسازی محافظت کند. همچنین، از خواص دیگر اسانس ریحان می‌توان به توانایی آن در کاهش تری‌گلیسرید و کاهش کلسترول خون که احتمال این مشکل در بیماران دیابتی بسیار است، اشاره کرد.

 دکتر سیدصادق حسینی رئیس سازمان حج و زیارت کشورمان روز دوشنبه با «توفیق بن فوزان الربیعة» وزیر حج و عمره عربستان سعودی در جده دیدار و گفت وگو کرد.
رئیس سازمان حج و زیارت در این دیدار با اشاره به برخی سوء تفاهم های سیاسی موجود میان ایران و عربستان و انجام مذاکرات میان دو کشور در بغداد به منظور حل و فصل مشکلات موجود، ابراز امیدواری کرد که دیپلماسی حج به کمک دیپلماسی سیاسی آمده و در حل شدن مشکلات موجود نقش آفرینی کند.
وی همچنین ابراز امیدواری کرد که با مساعدت طرف سعودی، موانع موجود در مسیر باز شدن مجدد سفر عمره به روی شهروندان ایرانی برداشته شود تا علاقه مندان بتوانند به زیارت مکه مکرمه و مدینه منوره بشتابند.
رئیس سازمان حج و زیارت همچنین با اشاره به اینکه بیش از یک میلیون و200 هزار ایرانی در نوبت اعزام به حج تمتع قرار دارند، از طرف سعودی خواست که موضوع افزایش سهمیه کشورمان در این سفر معنوی مورد موافقت قرار گیرد.
وی همچنین با گلایه از افزایش نرخ ارائه خدمات به حجاج، از مقامات سعودی خواست که در این راستا و به منظور عدم فشار مضاعف بر زائران، مساعدت لازم صورت پذیرد.
وزیر حج و عمره عربستان نیز با بیان اینکه مساله امنیت و سلامت حجاج تمامی کشورها مهم ترین اولویت دولت این کشور به شمار می رود، گفت: نظر به لغو اعزام حجاج از سوی برخی کشورها و همچنین عدم استفاده برخی دیگر از کشورها از تمام سهمیه خود، موضوع افزایش سهمیه امسال مورد بررسی قرار گرفته و در صورت مهیا بودن شرایط به اطلاع مقامات کشورمان خواهد رسید.
وی در رابطه با موضوع افزایش هزینه خدمات اظهار کرد: این موضوع به افزایش قیمت های جهانی و همچنین عدم برگزاری حج با آمار کامل مربوط بوده، اما دولت عربستان با تعیین سقف برای ارائه خدمات از سوی شرکت ها و مؤسسات، تلاش خود را به منظور کمک به حجاج تمام کشورها خواهد کرد.

پنج شنبه, 02 تیر 1401 11:19

اثر معنوی حج

عمل حج را نمی‌توان با سایر مقررات دین مقایسه نمود. چه برای بسیاری از عبادات مانند نماز و روزه و ذکر خداوند و مانند اینها از اعمال عبادتی اگرچه تأثیر و نتیجه نیکو در روحیه شخص دارد و لیکن آن اثر به هر اندازه که باشد، محدود به حد معینی است، ولی عمل حج اگر از روی التفات و دارای ارکان و شرایط مقرره باشد و به علت عدم توجه به حقیقت آن تباه نشود، در روان انسان نیرویی پدید می‌آورد که تا زنده است، در پنهان و آشکار نگهبان او خواهد بود و رازهای خواسته شده او را با دقت رسیدگی می‌کند و قاصد حج هنگامی که مهیا می‌شود از خانه‌اش خارج شود، اگر به مقصود خویش و رفعت شأن خود دانا باشد و آن را چنان که سزاوار است دریابد و به نور الهی به آن نظر افکند و خواسته باشد آن راه را بر طبق هدایت و راهنمایی حضرت پروردگار طی نماید، دل او متوجه عالم دیگری خواهد شد و از ظواهر ناپایدار به حقایقی استوار بینا می‌شود. و در آن هنگام است که خواهان بی‌نیازی و توانایی خود می‌گردد، نه آنچه تاکنون خواهنده آن بوده است و مهیای آن می‌شود که همه خواهش‌ها و تاریکی‌های طبیعت را از خود پاک سازد. این نخستین اندیشه است که قاصد حج احساس می‌کند تأثیر آن را در شناسایی مقام نفس انسانی و برتری روح از دلبستگی به ظواهر زندگی دنیایی و هنگامی که در میقات حاضر شد و غسل کرد و جامه احرام در بر نمود، دل او از جلال آن اندیشه‌ها و ملکاتی که در نفس او پیدا شده است، پر گشته و زندگی و همه شئون آن را از خود دور می‌افکند، جز این که عباداتی را که در حج از او خواسته شده به نحوی که موجب تقرب و قبول باشد انجام دهد و نمی‌بیند خود را مگر فردی از لشکریان خداوند متعال که آنان را خوانده‌اند و به اجابت موفق گشته‌اند. و هنگامی که پوشش و کیفیت خود را تغییر داد و خواری موقف و بیچارگی خود را آشکار نمود، بر خود لازم می‌داند که دلش پاک و کردارش پاکیزه و گفتارش راست و بی‌آلایش باشد و کسی را از خود نرنجاند و برای خشنودی حضرت پروردگار از روی صفا و حقیقت از خود بگذرد و هستی خود را از هرگونه آلودگی و آمیختگی به اغراض دور و متوجه حق متعال سازد. در نتیجه هنگامی که عملش را تمام نمود، نور معرفت دل او را فرا گرفته و روشن ساخته و گوشه‌های قلب او از همه رخنه‌های ریز و باریک شرک و کفر پاک شده است و فایده عملش در همه قوا و سپاهیان و دسته‌های مددکار آنها سرایت نموده و همه را اسلام آورنده و در راهی که خداوند متعال مقرر فرموده، پشتیبان یکدیگر و همدست و هماهنگ و یگانه و خرسند می‌بیند و نفس او به روح تبدیل گشته و گمان و اندیشه بی جای او را تعقل و دانش‌های بی حقیقت او را حکم و برهان جایگزین گشته و صفات زشت او نیکو و پسندیده گردیده، شهوات او عفت و پاکدامنی، خشم او بردباری و عزم بر کارهای خیر، لذت شخصی او دوستی و محبت و نومیدی او از خیر و رحمت خداوندی به امیدواری و ناسپاسی او به سپاسگزاری و آز او به توکل بر خدا و توانایی او به مهربانی و حماقت او به فهم و زیرکی و بی‌پروایی و رسوایی او به نیکی و پرستش خداوندی و خودخواهی او به فروتنی و نرمی و بیهوده‌گویی او به خاموشی و برتری خواستن و گردنکشی او به تسلیم و پاکی از هر گزندی مبدل گردیده و جز اینها از فضائل دیگری نیز بهره گرفته که نتیجه و اثر حج است و چنان که آثار الکتریسیته از روشنایی و غیر آن بسیار و اطلاع بر کیفیت تأثیر آن دشوار است، حج نیز عاملی است که کلید تمام سعادت‌ها و کامیابی‌ها است. در عصر ما بین ملل پیشرفته جهان مادی چنین مرسوم است که همه ساله در بعضی اوقات جوانان را به تمرین‌های نظامی وا می‌دارند و این خود اندک شباهتی به عمل حج دارد که یک مرتبه در سال، ملل مسلمان طبق برنامه مخصوص دینی انجام می‌دهند و روح انجام دهنده عمل حج علاوه بر آن خاصیت که در تمرین‌های نظامی است، به اصول و ملکاتی که آمیخته به نیکویی‌ها و پاکی و ایمان و فضیلت است، ورزیده می‌شود.

شنبه, 28 خرداد 1401 06:34

حج و آثاری بی‌نظیر

سفر کردن و به مسافرت رفتن در اسلام مورد سفارش واقع شده است. در قرآن شش مرتبه عبارت "سِیرُوا فِی الْأَرْضِ[۱]‏" آمده است که دستوری آشکار برای مسافرت کردن و بهره‌مندی از آثار آن است.[۲] در روایات و سیره معصومین علیهم‌السلام نیز دستور به سفر کردن به طور ویژه مورد عنایت واقع شده است؛ مثلاً  امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حدیثی فرموده‌اند: براى كسب بلند مرتبگى از وطن خود دور شو و سفر كن كه در مسافرت پنج فايده است: برطرف شدن اندوه، بدست آوردن روزى و دانش و آداب زندگى، و هم‏نشينى با بزرگواران.[۳]
سفر همواره با خود صحت و تندرستی و نشاط، پندآموزی و کسب عبرت و تجربه، آشنایی با عظمت خالق هستی، آشنایی با فرهنگ ملل مختلف و کسب رزق و تجارت و ... داشته است. اما برخی از مسافرت‌ها هست که با دیگر سفرها فرق دارد؛ چرا که نیت آن با دیگر سفرها متفاوت است. قصد در این گونه مسافرت‌ها کسب کمال معنوی است. مسافرت‌هایی از جنس زیارت. مثل سفر برای زیارت قبور متبرک اولیاء الهی و عتبات عالیات. که این سفرها از یک استحباب خاصی برخوردار است. باز در بین این سفرها، سفر برای زیارت خانه خدا اهمیت بی‌نظیری دربر دارد. اهمیتی که به هیچ عنوان نمی‌بایست از آن چشم‌پوشی نمود. اهمیتی از جنس اسلام؛ که البته با وجود شرایط توانایی‌های لازم ( استطاعت) واجب نیز می‌گردد. برای چنین سفری آثار بسیار خاص و ویژه در نظر گرفته شده که امروزه تنها برخی از آن آثار برای ما آشکار گردیده است که در اینجا به آن آثار اشاره می‌شود.
۱ـ حج مهمانی خدا: همیشه مهمانی رفتن و مهمان شدن لذت بخش است و این لذت با بالارفتن و عزیز شدن میزبان بیشتر هم می‌شود و کدام میزبان والاتر از حضرت معبود. امام صادق علیه‌السلام حج و زیارت خانه خدا را مهمانی الهی خوانده‌اند. مهمانی‌ای که در آن دعا مستجاب است[۴]  پس بسیار به جا است برای چنین مهمانی‌ای با سر محیا شد.
۲ـ حج سبب مغفرت و پاکی از گناهان: احادیثی که حکایت از بخشش گناهان به وسیله حج و زیارت خانه خدا دارد بسیار زیاد است. در حدیثی که شبیه به حدیث مورد اشاره در بالا دارد؛ امام علی فرموده‌اند: الحاجُّ والمُعتَمِرُ وفدُ اللهِ، وَ حَقٌّ على اللهِ تعالى أن يُكرِمَ وفده وَ يحبوه بالمغفرةِ [۵]: کسی‌که حج به جا می‌آورد و کسی‌که عمره انجام می‌دهد، مهمان خدا است، و بر خدا واجب است که مهمانش را اکرام کند و مغفرت را به او ارزانی دارد.
در این حدیث یکی از ارمغان‌هایی که حاجی برای خویش کسب می‌کند غفران و بخشش الهی است. چیزی که از ارزش بالای آخرتی برخوردار است.
۳ـ تمرین مبارزه با نفس: حج از آنجا که دارای احکام خواستی‌است و مهندسی این احکام به نوعی می‌باشد که حاجی را به مخالفت با هواهای نفسانی سوق می‌دهد؛ سبب تقویت حاجی در مسیر مبارزه با نفس می‌گردد.
۴ـ کسب خلق و خوی الهی: یکی از موارد حرام در حج جدال کردن است. این حکم در قرآن نیز بیان گردیده است. " فَلا رَفَثَ وَلا فُسوقَ وَلا جِدالَ فِي الحَجِّ[۶]: در حج، آمیزش جنسی با زنان، و گناه و جدال مجاز نیست!." انجام این حکم الهی علاوه بر تقویت روحیه مبارزه با نفس که به آن اشاره شد، سبب کسب اخلاق الهی و درک زیبایی‌های اخلاق می‌شود.
۵- آموزش احکام الهی: حج یکی از واجبات الهی است که علاوه بر دارا بودن احکام خاص، با دیگر احکام در ابواب مختلف فقهی پیوند دارد. مثلا بحث‌های طهارت اعم از وضو و غسل و تیمم ، صحت نماز و خمس و... در حج نیز کاربرد می‌یابد و این سبب آن می‌شود که یک دوره مطالعه و آموزش احکام در پرتوی حج شکل بگیرد.
۶- آشنایی با مشکلات جهان اسلام و برقراری ارتباط با دیگر مسلمانان: تجمع نمایندگان مسلمانان از اقصی نقاط کشورهای اسلامی در مکان‌هایی مثل عرفات که تنها ماندن در آنجا در حج شرط شده است و نیاز به انجام عمل دیگری نیست؛ این امکان را به مسلمانان می‌دهد که با برقرار شدن ارتباط از مشکلات یکدیگر اطلاع یابند و تجربیات خویش را در بین بگذارند. این نوع تجمع از جنس تجمعاتی بین سران مختلف کشورها و مسئولان نیست بلکه تجمعی فارق از مناسبت‌های دولتی و کاملا مردمی است. تجمعی که می‌تواند حتی برای دولت‌ها نیز خط سیر معرفی نماید.
امام خمینی (س) با توجه به این مسئله می‏فرماید: " یک همچو مجلس‌هایى که اسلام درست کرده، مثل حج، هیچ قدرتى نمى‏تواند درست بکند، هیچ قدرتى. همه ممالک اسلامى و سران ممالک اسلامى جمع بشوند که نیم میلیون جمعیت را یک جایى ببرند، نخواهند موفق شد. "[۷]
۷- دشمن شناسی: پس از بررسی مشکلات مجامع اسلامی و فهم و درک آن، مطمئناً ریشه‌های این مشکلات نیز شناسلیی می‌گردد. چه مشکلاتی که دشمنان اسلام و مسلمین سبب بروز آن شده‌اند. این دشمن شناسی نیز در حج رخ نمایی می‌کند. امام رضوان‌الله‌تعال‌علیه نیز به تمام مسلمانان گوشزد کرده‌اند که حجی خواسته اسلام و دین ناب محمدی است که چنین ثمره‌ای داشته باشد. ایشان فرموده‌اند: " گردش به دور خانه خدا نشان دهنده این است كه به غیر از خدا، گرد دیگری نگردید و رجم عقبات رجم شیاطین انس و جنّ است، شما با رجم، با خدای خود عهد كنید تا شیاطین انس و ابرقدرت‏ها را از كشورهای اسلامی عزیز برانید. امروز جهان اسلام به دست امریكا گرفتار است، شما برای مسلمانان قاره‏های مختلف جهان پیامی از خداوند ببرید؛ پیامی كه به غیر از خدا بردگی و بندگی هیچ كس را نداشته باشید."[۸]
۸ - حج و قضاوت صحیح: همواره تبلیغات مذهب‌ها علیه دیگر مذاهب و فرقه‌ها وجود داشته است. متاسفانه این روزها در اسلام شاهد تکفیر مسلمانان توسط مسلمانان هستیم. این تبلیغات وسیع و برنامه‌ریزی شده در بیشتر مواقع سبب گمراه شدن و فریب خوردن بدنه عمومی اجتماع می‌گردد و حج بهترین فرصت است که بدنه‌های مردمی مسلمانان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و یک قضاوت صحیح داشته باشند.
۹- حج، مسیر وحدت آفرین: اینکه نمایندگان مسلمانان در حج با جمعیتی میلیونی به یک قبله نماز بخوانند و از روی یک قرآن به تلاوت آیات وی بپردازند؛ علاوه بر ایجاد قضاوت درست، سبب وحدت مسلمین نیز می‌شود. وحدتی که دشمن از آن هراسان است و برای نابودکردن آن برنامه ریزی‌های مستمر دارد. امام خمینی ره در این باره فرموده‌اند: "حج، بهترین میعادگاه مُعارفه ملّت های اسلامی است که مسلمانان، با برادران و خواهران دینی و اسلامی خود از سراسر جهان آشنا می شوند، و در آن، خانه ای که متعلق به تمام جوامع اسلامی و پیروان ابراهیم حنیف است، گردهم می آیند و با کنار گذاردن تشخّص ها و رنگ ها و ملیّت ها و نژادها، به سرزمین و خانه اوّلین خود رجعت می کنند و با مراعات اخلاق کریمه اسلامی و اجتناب از مجادلات و تجملات، صفای اخوّت اسلامی و دور نمای تشکل اُمّت محمدی صلی الله علیه و آله را در سراسر جهان به نمایش می گذارند[۹].
خلاصه آنکه حج آنچنان آثار بی‌نظیری دارد که دشمن برای مقابله با آن دست به کارهایی می‌زند. از نا امن کردن حریم امن الهی تا ساخت و پخش شبهات و حتی لطیفه‌هایی تلخ ضد این فریضه الهی؛ امید آنکه با هوشیلری مسلمانان و به ویژه هموطنان عزیزمان این توطئه‌های استکباری نقش بر آب گردد و بی جهت نیست در دعاهای بهترین روزهای سال یعنی ماه میهمانی خدا، رمضان؛ از خدا می‌خواهیم حج را نه تنها یکبار بلکه بارها و بارها و همه ساله قسمت ما گرداند. اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ
---------------------
پی‌نوشت
[۱] - نمل : ۷۱؛ عنکبوت : ۲۰ و ...
[۲] - رک: مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسير نمونه، ج‏۳، ص: ۱۰۲
[۳] - نوری، میرزا حسین؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسایل ج ۸، ص ۱۱۵، ح ۹۱۹۹
[۴] - رک : الكافي ۴ : ۲۵۵/۱۴ ، التهذيب ۵ : ۲۴/۷۱ ، عدّة الداعي : ۱۱۷ ، الوسائل ۱۱ : ۹۹/۱۴۳۴۰
[۵] - الخصال ۲ : ۶۳۵ ، الوسائل ۴ : ۱۱۶/۴۶۶۶ ، البحار ۱۰ : ۱۱۳ و ۹۹ : ۸/۱۷.
[۶] - سوره بقره ، ۱۹۷
[۷] - صحیفه امام، ج‏۱۰، ص:۱۲۵
[۸] - صحیفه نور، ج ۹، ص ۲۲۵.
[۹] - صحیفه نور، ج ۲۰،ص ۱۳