seyed hossein emamian
عزت در نگهداری زبان
امام کاظم علیهالسلام:
اِحْفَظْ لِسانَکَ تَعِزَّ.
زبانت را نگه دار تا عزیز گردی.
الکافی، ج ۲، ص ۱۱۳، ح ۴
نگاهی به راهکارهای رسیدن به رضایت امام زمان (عج)
آیتالله محمدعلی جاودان در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR، با تبیین پیوند ناگسستنی «سرنوشت انسان» با «امامت»، خودسازی و دگرسازی را دو وظیفه اصلی منتظران برای زمینهسازی جامعه مهدوی دانسته و راهکارهای عملی برای تقرب به ساحت مقدس حضرت ولیعصر(عج) ارائه کرده است.
ما که انتظار فرج داریم، انتظار ظهور حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) را داریم، باید در این راه تلاش کنیم؛ باید تلاش کنیم در راه ایجاد جامعهی مهدوی؛ هم خودسازی کنیم، هم به قدر توانمان، به قدر امکانمان، دگرسازی کنیم و بتوانیم محیط پیرامونی خود را به هر اندازهای که در وسع و قدرت ما است، به جامعهی مهدوی نزدیک کنیم که جامعهی مهدوی، جامعهی قسط است، جامعهی معنویت است، جامعهی معرفت است، جامعهی برادری و اخوّت است، جامعهی علم است، جامعهی عزت است.» ۱۳۹۹/۰۱/۲۱ این جملات بخشی از سخنان حضرت آیتالله شهید خامنهای(رضوان الله تعالی علیه) است که به مناسبت میلاد حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرحهالشریف بیان شده است.
* یکی از توصیههای رهبر انقلاب برای ایجاد جامعه مهدوی این است که علاوه بر خودسازی به دگرسازی و اثرگذاری بر جامعه پیرامونیمان هم بپردازیم. منظور از دگرسازی چیست و ما چه مقدار درباره اطرافیان خود وظیفه داریم؟ این کار چه آثاری در ایجاد جامعه مهدوی در پی خواهد داشت؟
* بسم الله الرّحمن الرّحیم. اولاً این دگرسازی، حرف قرآن است. قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا (سوره تحریم: آیه۶) خود و وابستگانتان را از آتش جهنم نجات بدهید. پس دستور، دستور قرآن است. ثانیاً باید بدانیم که جهان بر مدار امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف میگردد؛ همانطور که دین بر مدار امام میگردد. انسان در قیامت با امامت است که به محشر میآید. هیچکس خودش نمیآید. بهاصطلاح قرآن، یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (سوره اسراء: آیه۷۱) قیامت روزی است که هر کسی را با امامش میخوانیم و به محشر میآوریم.
ما سرنوشتمان به سرنوشت اماممان وابسته است؛ عقل میگوید که تو باید امام خوب انتخاب کنی، امام برحق انتخاب کنی. در آیاتی که روز غدیر خم نازل شد فرمود الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا (سوره مائده: آیه۳) این اسلامی که امروز به امامش رسیده است، این اسلام موردپسند خدای متعال است. رضایت خدا از چنین اسلام و چنین نماز و روزهای است؛ از چنین جهادی است. اسلام بدون امام، مورد رضا و پسند خدای تبارکوتعالی نیست.
یکبار دیگر هم به مناسبت عصر ظهور میفرماید که آن روز، روزی است که وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ (سوره نور: آیه۵۵) دینشان را صاحب قدرت استقرار در زمین قرار میدهد؛ یعنی در زمان حضرت ولیعصر دینی که بر جهان غالب میشود و حکومت خواهد کرد دینی است که خدا از آن راضی است.
در صدر اسلام فرمود که امروز که علی علیهالسلام بهعنوان جانشین پیامبر معرفی شد این دینتان دین مورد رضای خداوند شد. این دین مورد رضای خدا در زمان ظهور حضرت حجت، بر جهان حکومت خواهد کرد؛ دینی که در آن هیچ ظلمی وجود ندارد.
سال ۶۱ هجری قمری دولتی که اسمش اسلامی بود برای قتلعام خاندان پیامبر، یک لشکر فرستاده است. سال بعد لشکر فرستاده است برای قتلعام مردم مدینه. سال بعد لشکری فرستاده است برای تخریب و سوزاندن خانهی خدا؛ خب این دین دیگر مورد رضای خدا نیست. اگر شما دین مورد رضای خدا را از دست بدهی به چنین دینی میرسی با خلافت یزید، با استانداری مغیره و عمروعاص. پلیدترین مردمان آن روزگار، حاکمان دولت مثلاً اسلامی بر کشور اسلام هستند.
* برای اینکه دینمان مورد رضایت خدا و جامعهمان یک جامعه مهدوی باشد و به انحرافاتی که در زمان بعد از پیامبر اتفاق افتاد دچار نشویم، چه باید بکنیم؟
* ما باید بکوشیم هر چه بیشتر به نظراتی که از اماممان به ما رسیده است، در زندگی شخصی و در اجتماع نزدیکتر باشیم تا به آن دین موردپسند نزدیکتر شویم. اگر شما رفتارت، اعمالت، اخلاقت، سخنانت و همهچیزت در راه رضای خدا باشد، دینت به فضل خدا موردپسند خداوند متعال قرار خواهد گرفت و این خوب شدن اعمال شما بدون هیچ مقدمهای در تمام جوانب زندگی شما نفوذ خواهد کرد؛ خانهی شما میشود خانهی موردپسند اسلام و خانواده شما میشوند خانواده موردپسند اسلام. این همان دگرسازی است که از خانواده شروع میشود و بعد هم به دوستان و نزدیکان تسری مییابد. گستردگی این دگرسازی به این بستگی دارد که همت و توانایی آدم چقدر باشد.
اصلاً امکان ندارد که شما اهل آن مرام و مکتبی که مورد رضای خداست باشی و در خانه آرام بنشینی و دنبال دگرسازی نباشی. اگر دنبال رضایت خدا باشی باید خودت را به آبوآتش بزنی برای اینکه دنیای اطرافت را با اعمال خودت به رنگ خود دربیاوری.
بهطور طبیعی هم اگر شما اعمال و رفتارت خوب باشد اطرافیانت خوب میشوند و خوبیها نفوذ میکنند؛ بنابراین دگرسازی بهطور طبیعی اتفاق خواهد افتاد البته شما هم باید کوشش بکنید.
این امکان ندارد برای کسی که به دینی که خدا به آن دین راضی است رسیده است، اطرافیان و جامعهی خودش را رها کند به حال خودشان؛ او تا حدی که جان در بدن دارد برای آنها کوشش میکند؛ بیقرار میکوشد و از سر و جان مایه میگذارد. راحتی طلب نمیکند. همهاش فکر مردم دیگر است که آنها را هم از فقر، نادانی و گناه و ستم نجات بدهد.
* رهبر شهید انقلاب میفرمایند: «این آرامش روانیِ ناشی از انتظار فرج، این اطمینان نفْسی را که انسان دارد که نفْس او و دل او تلاطم ندارد، میشود افزایش داد؛ بهوسیلهی دعا، بهوسیلهی استغاثه، بهوسیلهی مناجات با پروردگار ... یا راز و نیاز کردن با ائمّهی هدیٰ (علیهم السّلام).» چگونه میتوانیم زندگی خود را مورد رضایت امام زمان قرار دهیم و با ایشان بهتر ارتباط برقرار کنیم؟
* خداوند متعال در قرآن می فرماید نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (سوره اسراء: آیه۷۱) اصلاً راه شما همان راهی است که امامتان رفته است. شما پشت سر او که بروید تازه امام را یافتهای.
وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ. در دعای روزهای ماه شعبان دارد کسی که به شما چسبیده باشد به آن سعادت و هدف اعلی میرسد؛ اگر امامش را یافته باشد همهی خوبیها را یافته است. یکی از آن خوبیها نشرش است؛ که برای نشر آنها شبانهروز میکوشد. زندگیاش آزاد و بیمسئولیت نمیگذرد. دقیق، طبق قاعده با عشق و علاقه برای اطرافیانش میکوشد. اصلاً امکان ندارد که یک روزی برایش بگذرد و غصهی دیگران را نخورد و برای درستی زندگی آنها و رفتار و اعمال و افکارشان نکوشد.
استاد ما میفرمود شیعه مثل کسی است که آتش در دست گرفته است. کسی که آتشگرفته چگونه دنبال آب میگردد؟ شیعه آنگونه است. کسی که امامش را یافته بهگونهای زندگیاش تغییر میکند که همه زندگیاش میشود کوشش برای اصلاح دیگران.
* مهمترین توصیه بزرگان و علما برای ارتباط و توسل به امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف چیست؟
* ببینید بزرگان و علمای گذشته میگفتند که امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف در تمام شبانهروز به فکر شماست. اگر ما یک روزی مورد فراموشی امام زمانمان بشویم، ما را فراموش کند ما دیگر اصلاً وجود نخواهیم داشت؛ ایشان همیشه به فکر شماست. آن بزرگواران میگفتند که اقلاً ده دقیقه در روز را شما هم به یاد ایشان باشید. دعاها و راههای خوبی هم برای ما گفتهاند. این زیارت آل یاسین یک زیارت بسیار خوبی است. برای برآورده شدن حاجات هم میتوانید این زیارت را بخوانید و عمل کنید به آن.
همچنین بهترین دعایی که در قنوتهای نمازتان میتوانید بخوانید صلوات است؛ که البته اگر عجل فرجهم هم به دنبالش داشته باشد خیلی قیمتش بیشتر میشود. این یک دعای بهظاهر کوچک است که حتماً مستجاب است. اگر در قنوتتان یک صلوات بفرستید این مقدار از نماز شما حتماً موردقبول است. اگر تمام قنوت شما صلوات با عجل فرجهم باشد تمام قنوت قبول است.
هر چه شما از ایشان در رکوعها، در سجودها، در قنوتها بیشتر یاد کنید و صلوات بفرستید و اصلاً اصل صلوات را برای فرج بفرستید و نیّتتان این باشد، قیمت پیدا میکند. آن صلوات که خیلی قیمت دارد خیلی قیمت بالاتری پیدا میکند. اینکه ما از حضرت حجت یاد میکنیم، این میشود بهترین ساعت زندگی ما. از این کار شما امام زمانتان راضی است، خدا راضی است و پیغمبر راضی است. خیلی آن بزرگواران به این دعا برای فرج علاقهمند هستند. اگر ما یک کاری بخواهیم بکنیم که یقین داریم امام زمان از آن راضی است، این است که برای فرج ایشان دعا کنیم؛ حالا این را شما تبدیل کنید به یک صلوات بهقصد فرج. این بهترین نتایج را برای شخص شما به بار میآورد، بهترین نتایج را برای ساختمان و شخصیت شما به بار میآورد انشاءالله.
اجتناب از گناهان؛ توصیه پیامبر(ص) در بیان رهبر شهید انقلاب
حضرت آیتالله شهید امام خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه) در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی پرداخته بودند. «اجتناب از گناهان» موضوع شرح حدیثی اخلاقی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم است که فیلم و متن آن در ذیل منتشر شده است. متن بیانات رهبرِ شهید که در این فیلم مشاهده میکنید به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین
والثانیه از جملهی وصایای نبی مکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین الورع دومین وصیت آن بزرگوار ورع است. ورع یعنی اجتناب و پرهیز. که مراد پرهیز از گناه است. اجتناب از گناهان. که اساس قضیه هم همین است.
کسانی که اهل معنویت و سلوک و معرفتند توصیهشان به همهی ماها این است که در درجهی اول انسان از گناه پرهیز کند. والا به جا آوردن واجبات و مستحبات و این چیزها در حالی که با گناه همراه باشد اثر کمی دارد. آن چیزی که راه ضایع شدن و حبط شدن اعمال را میگیرد ترک گناهان است. لذا میفرمایند ورع.
که در آن خطبهی معروف شعبانیه هم هست که حضرت سؤال کردند بعد از خطبه از پیغمبر که بهترین کارها در این ماه چیست فرمود الورع عن محارم اللّه. ولا تجترع علی خیانت ابدا. دنبالهی ورع را که ذکر میکنند میفرمایند هرگز گستاخی خیانت را به خودت نده.
معلوم میشود که ورع یعنی پرهیز از خیانت. خیانت هم فقط خیانت در اموال مردم نیست. همهی آنچه که در اختیار ماست امانت الهی است. خیانت چشم هست، خیانت دست هست، خیانت زبان هست، خیانت نیت هست، اینها همهاش خیانت است.
اگر ورع بر اعمال انسان و رفتار انسان حاکم باشد هیچ خیانتی از انسان سر نخواهد زد که همین خیانتهای مربوط به جوارح و جوانح انسان است.
ای مهدی موعود! محتاج دعایت هستیم
حضرت آیتالله شهید امام خامنهای(رضواناللهتعالیعلیه) در بیاناتی سرشار از عشق و ارادت به حضرت ولیعصر(عج)، از نیاز ملّت به دعای آن امام همام سخن گفتند.
حضرت آیتالله شهید خامنهای(رضواناللهتعالیعلیه): «ای امام زمان، ای مهدی موعودِ محبوب این امّت، ای سلالهی پاک پیامبران و ای میراثبر همهی انقلابهای توحیدی و جهانی! ملّت ما با یاد تو و با نام تو از آغاز خو گرفته است و لطف تو را در زندگی خود و در وجود خود آزموده است. ای بندهی شایستهی صالح خدا! ما امروز محتاج دعایی هستیم که تو از آن دل پاک الهی و ربّانی و از آن روح قدسی برای پیروزی این ملّت و پیروزی این انقلاب بکنی و به دست قدرتی که خدا در آستین تو قرار داده است، به این ملّت و راه این امّت کمک بفرمایی.
عَزیزٌ عَلَینا اَن نَری الخَلقَ وَ لاتُری؛ ای امام زمان! برای ما خیلی سخت است که در این جهان، در این طبیعت بیپایان که متعلّق به صالحان است، متعلّق به بندگان خدا است، دشمنان خدا را ببینیم، آثار وجود دشمنان خدا را لمس بکنیم امّا تو را نبینیم و از نزدیک فیض حضور تو را زیارت نکنیم.» ۱۳۵۹/۰۴/۰۶
نهضت امام خمینی(ره)؛ پیوند مرجعیت دینی و کنش سیاسی
ویژگیهای فقهی و سیاسی امام خمینی (ره) و مبانی نهضت ایشان
حضرت امام در زمان آغاز نهضت خود در سال ۱۳۴۲، شخصیتی برجسته و شناختهشده در عرصههای فقهی و سیاسی حوزه علمیه بودند. ایشان از ابتدای دوران حکومت رضاشاه، دارای تجربیات و فعالیتهای سیاسی بودند. ورود ایشان به قم و آشنایی با چهرههای انقلابی و متعهدی چون مرحوم شهید مدرس، تأثیر عمیقی بر شکلگیری شخصیت سیاسی امام خمینی (ره) گذاشت.
تبیین نظریه ولایت فقیه و تعاملات سیاسی
در سال ۱۳۲۲، حضرت امام با انتشار کتاب «کشف الاسرار» و انتقاد از حکومت پهلوی، نظریه ولایت فقیه (حکومت اسلامی) را مطرح کردند. این اثر، از کتابهای تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران محسوب میشود. همچنین، ایشان ارتباط نزدیکی با آیتالله کاشانی داشتند و وقایع نهضت ملی شدن نفت را از نزدیک تجربه و رصد کردند که این امر موجب کسب تجربیات ارزشمند برای ایشان گردید.
راهبرد تحول در حوزههای علمیه
به نظر میرسد حضرت امام معتقد بودند که برای ایجاد انقلاب و تحول جدی در ایران، نیازمند ایجاد تغییر و تحول در حوزههای علمیه و تربیت روحانیون متعهد هستیم. از این رو، ایشان در بازه زمانی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰، تمرکز ویژهای بر اصلاح ساختار حوزههای علمیه و تربیت شاگردان و طلاب داشتند که از اقدامات مهم و راهبردی آن دوران به شمار میرود.
آغاز مبارزات سازمانیافته و تبعید امام
پس از سال ۱۳۴۰ و با رحلت آیتالله العظمی بروجردی، باب جدیدی از مبارزات روحانیون با محوریت حضرت امام خمینی (ره) علیه نظام سیاسی حاکم گشوده شد. این جریان مبارزاتی با طرح لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی (لایحه کاپیتولاسیون) توسط دولت وقت پهلوی و تلاش برای حذف قسم نمایندگان به قرآن آغاز گردید و تا زمان تبعید حضرت امام به شکل مستمر و با محوریت ایشان ادامه یافت.
حضرت امام در زمانی که نهضت خود را آغاز کردند، از نظر علمی از فضلای برجسته حوزه علمیه قم محسوب میشدند. ایشان از حدود ۳۳ یا ۳۴ سالگی به عنوان یکی از علمای برجسته شناخته میشدند و از سال ۱۳۲۳، بنا بر تقاضای برخی از فضلای جوان، تدریس درس خارج فقه و اصول خود را آغاز کردند. این دوره تدریس مستمر تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و نقش بسزایی در تربیت نسل جدیدی از طلاب و علمای مبارز ایفا نمود.
تجربه سیاسی و آشنایی با تحولات جهانی
حضرت امام در آغاز نهضت، علاوه بر جایگاه فقهی و مرجعیت، شخصیتی سیاسی با تجربه و آگاه به مسائل جامعه ایران و جهان اسلام بودند. ایشان با علمای مبارزی که در جنگ جهانی اول در عراق علیه استعمار فعالیت میکردند، در قم دیدار و گفتوگو داشتند و از تجربیات آنها آگاهی کامل داشتند. این تعاملات، عمق دیدگاه سیاسی و اجتماعی ایشان را نشان میداد.
بنابراین، حضرت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۲، زمانی که نهضت خود را آغاز کردند، دارای شخصیتی جامع و متشکل از ابعاد فقهی، علمی و سیاسی بودند. این شخصیت تأثیرگذار، بعدها در طول مبارزات، محوریت خود را در صحنههای سیاسی ایران و جهان اسلام تثبیت کرد و جایگاه رفیع و بیبدیلی در تاریخ معاصر و مبارزات مردم ایران کسب نمود.
وحدت دین و سیاست؛ از مبانی فکری تا تحقق عملی در رهبری امام
برای درک چگونگی پیوند مرجعیت دینی و رهبری سیاسی در اندیشه امام، باید به این اصل بنیادین توجه داشت که از نظر ایشان، سیاست بر دین مبتنی است و این دو هرگز از یکدیگر جدا نیستند. حکومت در نگاه ایشان، نه یک هدف، بلکه ابزاری برای گسترش توحید و تحقق ارزشهای الهی در ساختار جامعه است. وقتی مرجع دینی احکام و آموزههای اسلام را برای مردم تبیین میکند، تحقق این آموزهها مستلزم وجود حکومتی است که در راستای همان ارزشها حرکت کند.
بنابراین، در اندیشه سیاسی امام، مفهوم «جدایی دین از سیاست» نه تنها وجود نداشت، بلکه ایشان این تفکیک را یکی از بزرگترین انحرافات جهان اسلام میدانستند؛ انحرافی که با توطئه استعمارگران در دوران معاصر شکل گرفت و متأسفانه در ذهن برخی از دینداران نیز جای گرفت. ایشان این رویکرد را یکی از جدیترین آسیبهای وارد شده به جوامع اسلامی و حوزههای علمیه قلمداد میکردند. از همین رو، حضرت امام هم با تکیه بر دانش فقهی خود در برابر این تفکر انحرافی ایستادگی کردند و هم با حضور فعال در عرصههای سیاسی، همراهی ناگسستنی دین و سیاست را به نمایش گذاشتند.
چرا روشنفکران همواره به دین متوسل شدهاند؟
بسیج اجتماعی توده مردم، از ارکان بنیادین هر انقلاب سیاسی-اجتماعی به شمار میرود؛ چرا که انقلاب، در حقیقت نوعی تحول عمومی و فراگیر با اهداف مشخص است که مستلزم ورود بخش گستردهای از جامعه به فرآیند تغییر، همراهی با رهبری و مطالبهی یک نظام سیاسی جدید است.
در تاریخ معاصر ایران، نهاد دین و طبقه روحانیت، همواره از توانمندی ویژهای در ایجاد بسیج سیاسی-اجتماعی برخوردار بودهاند. این قدرتِ بسیجگری، از دوران فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی آغاز شد و به یکی از ویژگیهای متمایز این طبقه تبدیل گردید؛ ویژگیای که برخلاف روشنفکران (به عنوان طبقه نوظهور آن دوران)، از آن بیبهره بودند. به همین سبب، در بسیاری از جنبشهای سیاسی ایران، روشنفکران برای دستیابی به توان بسیج تودهها، به نهاد دین متوسل شدند؛ چنانکه در جریان انقلاب مشروطه، نقش محوری ایجاد بسیج اجتماعی بر عهده علما و روحانیون بود. هرچند در آن دوره اختلافاتی پدید آمد که به شکست مشروطه انجامید، اما کارکرد بسیجگریِ دین به عنوان یک ویژگی ساختاری در جامعه ایران حفظ شد.
این فرآیند در نهضت حضرت امام (ره) به اوج خود رسید. از سال ۱۳۴۱ به بعد، وظیفه بسیج سیاسی-اجتماعی با رهبری و محوریت ایشان و توسط روحانیت انجام گرفت. در این میان، زیربنای اصلی این حرکت، دینداری، عدالتخواهی و گرایش ذاتی مردم ایران به ارزشهای اسلامی بود. وقتی جامعهای با چنین هویت دینی و اشتیاق به حاکمیت ارزشهای الهی وجود دارد، رهبران دینی با تکیه بر جایگاه معنوی خود، میتوانند بسیج اجتماعی موثری ایجاد کنند. در نهایت، پیوند میان مبانی نظری استوار، رهبری صحیح و بهرهگیری از تمایلات دینی جامعه، منجر به شکلگیری انقلاب اسلامی شد.
جایگاه راهبردی جمهوری اسلامی؛ از تشکیل نظام مشروع تا تحقق تمدن نوین
مهمترین دستاورد حضرت امام (ره) در دوران معاصر، ایجاد یک حکومت اسلامی مشروع بر پایه مبانی اصیل دینی در سپهر جهانی بود. با توجه به جایگاه بیبدیل نهضت ایشان در جهان اسلام، میتوان دوران معاصر را به دو بازه زمانی «پیش و پس از نهضت» تقسیم کرد؛ چرا که انقلاب اسلامی و مولود اصلی آن، یعنی نظام جمهوری اسلامی، پارادایمی نوین در تاریخ سیاسی معاصر رقم زد.
پس از گذشت پنج دهه از تشکیل این نظام، اهمیت و جایگاه اثرگذار این حکومت در سطح منطقه و جهان بیش از پیش آشکار شده است. جمهوری اسلامی توانسته است به جایگاه یک قدرت راهبردی دست یابد و در تقابل با قدرتهای جهانی، همچون ایالات متحده آمریکا، ایستادگی کند. اگرچه ماهیت تقابلهای سیاسی در طول زمان تغییر کرده است، اما در سطحی بنیادین، این درگیری همواره بر محور تقابل میان «حق و باطل» استوار بوده است.
در واقع، دستاورد اصلی حضرت امام، فراتر از یک تغییر سیاسی، ایجاد یک انقلاب سیاسی-اجتماعی عظیم و در پی آن، تأسیس حکومتی دینی و مشروع بود. وجود چنین حکومتی برای تحقق اهدافی چون بسط ارزشهای الهی در جامعه، بیداری جهان اسلام، زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر (عج) و نیز ایجاد تمدن اسلامی نوین، از ضروریات است. این مقدسترین مأموریتها، از طریق رهبری هوشمندانه، بسیج سیاسی-اجتماعی تودهها و همراهی بیدریغ ملت ایران توسط حضرت امام محقق گشت.
امید است که با پیروی از منویات و دستورات رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای، در مسیر ایشان گام برداریم و بدانیم که مسیر پیموده شده توسط جمهوری اسلامی، از نخستین روزهای پیروزی تا به امروز، همان مسیر اصیل انبیا و ائمه (علیهم السلام) است که تنها راه دستیابی به تعالی و حقیقت میباشد.
غدیر،تجلیگاه ولایت کبری و امامت ظاهری و باطنی
اعیاد اسلامی، عید غدیر از جایگاهی بینظیر برخوردار است؛ نه از آن رو که صرفاً یک رویداد تاریخی در بازگشت حجالوداع است، بلکه بدین جهت که طلیعهگاه حقیقتی است فرازمینی و عرفانی به نام «امامت و ولایت».
از نگاه عرفانی و عارفان اسلامی ، غدیر تنها یک نصب ظاهری خلافت نبود، بلکه نمایش «عهد الستی» دیگر بود؛ جایی که حقیقت محمدی (ص) در قالب کلام «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهٰذَا عَلِیٌّ مَوْلاَهُ» جامه تن پوشید و «ولایت تکوینی» امیرالمؤمنین علیهالسلام را بر جانهای ارواح پیش از ابدان، اعلام کرد.
ولایت عرفانی: طوق زرین بندگی
در اصطلاح اهل معرفت، «ولایت» نه مقامی است که با جبر و انتخاب ظاهری به کسی داده شود، بلکه «نوری است ازلی» که بر سینهی برگزیدهای از خلقت میتابد.
ابن عربی در فصوص میگوید:
آنچه بر آن «ماسوی الله » (غیرِ خدا) گفته یا «جهان » نامیده میشود، نسبت به حق مانند سایه برای شخص است . جهان سایۀ خداست و آن عین ِ نسبت ِ وجود به جهان است .(ص ۱۰۱-۱۰۳).
و در حدیث قُرْب نَوَافِل حدیثی قُدسی است که خدا در معراج خطاب به پیامبر(ص) گفت. این حدیث از جایگاه مؤمن نزد خدا و تقرب انسان به خدا به وسیله انجام دادن فرایض (واجبات) و نَوَافل (مستحبات) سخن گفته است. در این حدیث توهین به ولیِّ خدا به منزله جنگ با خدا دانسته شده و خداوند از شتاب برای یاری ولی خود بیش از هر چیزی سخن به میان آورده است. طبق بند دیگری از این حدیث بندهٔ مؤمن بهوسیله نافله (مستحبات) به من تقرب میجوید تا آنجا که من دوستش میدارم و چون دوستش دارم، آنگاه گوش او میشوم که با آن میشنود و چشمش میشوم که با آن میبیند و زبانش میگردم که با آن سخن میگوید و دستش میشوم که به آن میگیرد. اگر بخوانَدَم، اجابتش میکنم و اگر خواهشی از من کند، به او میدهم.
عارفان مسلمان این تعبیر را حقیقی و آن را شاهدی بر نظریه وحدت وجود و بیانگر مقام فنای در صفات خدا یا فنای فیالله دانستهاند.
حدیث قرب نوافل با اندکی تفاوت در منابع شیعه و سنی از پیامبر(ص) نقل شده است.(کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۵۲. یا طبرانی، المعجم الاوسط، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۱۳۹.
یا موصلی، مسند ابییعلی، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۵۲۰. یا بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۱۹۰.)
غدیر، روز آشکار شدن این سِرّ مستور بود. تا پیش از آن، پیامبر (ص) ولایت را در قالب نبوت و رسالت پوشانده بود، اما در غدیر، «ولایت مطلقه» را از زیر پرده نبوت بیرون کشید و بر سریر علی (ع) نشاند.
عارفان گفتهاند: ولایت، باطن نبوت است و هر پیغمبری، ولیالله بوده است، اما هر ولیای پیغمبر نیست. در غدیر، پیامبر اسلام حقیقت ولایت را که در سینهی خود و علی (ع) بود، برای آخرین بار در معرض دید ملک و ملکوت قرار داد. به قول ابوالحسن کسایی مروزی:
بی تولّا بر علی و آل او دوزخ تو راست
خوار و بی تسلیمی از تسنیم و از خلد برین
هر کسی کو دل به نقص مرتضی معیوب کرد
نیست آن کس بر دل پیغمبر مکّی مکین
از این رو، غدیر روز «بیعت عرفانی» است؛ بیعتی که در عالم ذرّ گرفته شده بود و در خم غدیر تجدید شد. هر که با علی (ع) بیعت کرد، در حقیقت با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد و هر که با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد، با ذات احدیت پیمان بست.
امامت باطنی: قطب عالم امکان
امامت در نگاه عرفانی، به مراتب فراتر از رهبری سیاسی یا فقاهت است. امام، «قطب» عالم وجود و واسطهی فیض الهی است. فیضی که از مبدأ اعلی به سوی ممکنات سرازیر میشود، نخست بر قلب امام میتابد و سپس از آن جا به سایر مراتب هستی منتشر میگردد. بدون وجود امام (چه حاضر باشد چه غایب)، نظام هستی فرو میریزد، چنان که در حدیث معروف آمده:
«قَالَ: سَأَلْتُ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ فَقَالَ لَوْ خَلَتِ اَلْأَرْضُ طَرْفَةَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا».(علل الشرایع , جلد۱ , صفحه۱۹۸ ).از حضرت امام رضا علیه السّلام پرسیدم:آیا زمین از حجّت خالی میماند؟ امام علیه السّلام فرمودند: اگر زمین از حجت به قدر چشم بهم زدن خالی بماند اهلش را فرو میبرد.
غدیر، اعلام رسمی این «قطبیت» برای حضرت علی بن ابیطالب (ع) و معصومین بعد از آن بود.
سید فضل الله رضازاده به این حقیقت اشاره میکند:
واسطه فیضی تو بین خالق و مخلوق او
بی ولای تو رهی بر خالق غفّار نیست
چو توئی شمس ولایت ای ولیّ امر ما
همچو نور روی تو در بین این انوار نیست
ای ولیّ الله اعظم ای شه دربان ملک
کیست در عالم که محتاج به آن سرکار نیست
امامت عرفانی، یعنی «انسان کامل»؛ آینهای که همهی اسماء و صفات الهی در او به ظهور رسیده است. الان به عنوان امام و دین اکمل برای مردم و جامعه قرار می گیرد.
پس از پیامبر (ص)، علی (ع) کاملترین انسان زمان خود بود. غدیر، روز این کمال و ابلاغ رسمی و علنی آن به خلق بود.
عارفان گفتهاند: اگر غدیر نبود، مردم گمان میبردند که پس از پیامبر، راه به سوی خدا بسته است. اما با نصب علی (ع)، خدا نشان داد که باب ولایت تا ابد گشوده است، هرچند هر دورهای امامی دارد.
شاعران عارف مسلک، همواره غدیر را روز «اتمام حجت» و «اظهار سرّ» دانستهاند. جلال الدین محمّد مولوی در دیوان شمس تبریزی خویش گوید:
تا صورت پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود علی بود
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس
در خوان جهان پنجه نیالود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستود علی بود
و یا سوزنی سمرقندی گوید:
نگر که دست که بگرفت مصطفی به غدیر
که را امام هُدی خواند و فخر و زین و همام
مرا امام هم از جایگه وصیّ ِ خداست
ز جایگاه نبی، مر ترا امام، کدام؟
پس در نتیجه به تعبیر عرفانی، غدیر روز «ولایتپذیری» است؛ نه روز ولایتدهی. زیرا ولایت علی (ع) از ازل بوده و تا ابد خواهد بود. آنچه در غدیر رخ داد، پردهبرداری از این حقیقت بود برای آنهایی که چشم باطن بین دارند.
عارف حقیقی کسی است که نه بر اساس تعصب، بلکه بر اساس کشف و شهود، غدیر را روز کاملترین تجلی «انسان کامل» پس از پیامبر(ص) میداند.
پایان سخن را با بیتی از شاعر معاصر، قاسم صرافان، مزین میکنم که به این ولایت اشاره دارد:
من آمدم به جهان فقط به عشق علی
که دل ببخشم و جان فقط به عشق علی
نه من، که خالق او، شده ست عاشق او
و شد خدای جهان فقط به عشق علی
همان که روز الست قرار و عهد که بست
نوشت بر دلمان فقط به عشق علی
به پرده بود نهان، حقیقتی ازلی
که شد به کعبه عیان فقط به عشق علی
تو ای خدای زمین! تو ای خدای زمان!
گرفتم از تو نشان فقط به عشق علی
عارف میداند غدیر هر سال مثل شبهای قدر تکرار میشود تا آنکه چشم دلها باز شود و ببینند که «علی ولی الله» نه شعار که عین واقعیت عرفانی عالم است.
حجتالاسلام رسول ملکیان
علت پس نگرفتن فدک توسط اهل بیت(ع)؟!
مطالبه فدک از سوی فاطمه زهرا سلام الله علیها و امیرالمومنین علیه السلام بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد، برای دفاع از حقانیت ولایت و جلوگیری از انحراف پس از پیامبر(ص) بود. از اینرو، پس از گذشت آن مقطع تاریخی، بازپسگیری فدک سودی نداشت و ائمه(ع) نیز با بیاعتنایی به منافع مادی، بر اهداف بزرگتر دینی و اجتماعی تمرکز کردند.
به گزارش خبرگزاری حوزه، در مطلب پیش رو به پرسش و پاسخی در موضوع «علت پس نگرفتن فدک توسط اهل بیت(ع)» پرداخته شده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
* چرا امام علی(ع) و امام رضا(ع) که مدّتی در راس حکومت بودند فدک را برنگرداندند؟!
پاسخ اجمالی:
امام علی(ع) فدک را برای تثبیت مسأله ولایت و جلوگیری از خطوط انحرافی بعد از پیامبر(ص) می خواست، که این امر واقع نشد و وقت آن گذشت؛ علی (ع) عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادی نمی خواهد، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادی پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده ای دارد؟ ضمن اینکه هر گاه اهل بیت شروع به مبارزه می کردند، حاکمان جور دوباره فدک را از آنها می گرفتند.
پاسخ تفصیلی:
از مسائل بسیار قابل توجه این که هیچ یک از امامان اهل بیت(علیهم السلام) بعد از غصب نخستین، هرگز در امر فدک دخالت نکردند، نه علی(علیه السلام) در دوران حکومتش در این امر دخالتی کرد و نه امامان دیگر، و افرادی مانند عمر بن عبدالعزیز و یا حتی مأمون خلیفه عباسی، پیشنهاد کردند که به یکی از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) بازگردانده شود و این واقعاً سؤال انگیز است که این موضع گیری در برابر مسأله فدک به چه علت بود؟ چرا علی(علیه السلام) در زمانی که تمام کشور اسلام زیر نگین او بود این حق را به صاحبان اصلی بازنگردانید؟
در پاسخ این سؤال مهم تاریخی می گوییم:
امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در همان کلام کوتاهش همه گفتنی ها را گفته است، آن جا که می فرماید: «آری، از آنچه در زیر آسمان دنیاست تنها فدک در دست ما بود، عده ای نسبت به آن بخل ورزیدند، ولی در مقابل گروه دیگری سخاوتمندانه از آن صرفنظر کردند و بهترین داور و حاکم خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار در حالی که فردا به خاک سپرده خواهیم شد».
آن بزرگوار عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادی نمی خواهد و آن روز هم که فدک از ناحیه او و همسرش مطرح بود برای تثبیت مسأله ولایت و جلوگیری از خطوط انحرافی در زمینه خلافت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) بود، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادی پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده ای دارد؟[همین نکته درباره سایر ائمه نیز وجود دارد، ضمن اینکه گرفتن فدک توسط ائمه دست آنها را در مبارزه با خلفای جور می بست؛ چرا که هر زمان می خواستند مبارزه کنند، خلفا فدک را مسترد می داشتند (همان گونه که در ماجرای پس گرفتن فدک از طرف ابوجعفر خلیفه عباسی از بنی الحسن در تاریخ آمده است که بعد از قیام بعضی از آنها بر ضد دستگاه خلافت، فدک را از همه گرفت) لذا گرفتن فدک نه ثمره مادی داشت نه معنوی.]
سیّد مرتضی علم الهدی عالم و محقق بزرگ شیعه در این زمینه سخنی پر معنا دارد، می گوید: هنگامی که امر خلافت به علی(علیه السلام) رسید درباره بازگرداندن فدک خدمتش سخن گفتند، فرمود:
«اِنِّی لاَسْتَحْیِی مِنَ اللهِ اَنْ اَرُدَّ شَیْئاً مَنَعَ مِنْهُ اَبُوبَکْر وَ اَمْضاهُ عُمَرُ»(1)؛ (من از خدا شرم دارم که چیزی را که ابوبکر منع کرد و عمر بر آن صحه نهاد، به صاحبان اصلیش بازگردانم!).
در حقیقت با این سخن هم بزرگواری و بی اعتنایی خود را نسبت به فدک به عنوان یک سرمایه مادی و منبع درآمد، نشان می دهد و هم مانعین اصلی این حق را معرفی می کند!(2)، (3)
پی نوشت:
(1). ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، جلد 16، صفحه 252 .
(2). و هم احتمال اختلاف اندازی و ماجراجویی طرفداران غاصبین فدک داده می شد.
(3). گردآوری از کتاب: زهرا(ع) برترین بانوی جهان، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، انتشارات سرور، قم، 1388 ه.ش، ص 121.
غدیر؛ نقطه تلاقی مدیریت کیهانی خداوند و قانون زندگی انسان
بررسی فلسفی و فقهی بزرگترین عید اسلامی: عالم هستی بر پایه «ولایت» بنا شده است؛ از گردش منظم کهکشانها تا حیات پیچیده انسان، هیچ جزئی در این عالم رها و بیسرپرست نیست. واقعه عظیم غدیر خم، تنها یک رویداد تاریخی و تقویمی نیست، بلکه روزِ پیوند خوردن ولایت در نظام آفرینش با ولایت در قانونگذاری و تجلی اراده الهی برای استمرار نظم هستی در کالبد جامعه بشری است. در این یادداشت به بررسی ضرورت بازگشت به فقه و نظامات اجتماعی توحیدی بر مدار غدیر میپردازیم.
مقدمه:
ولایت، حقیقتِ جاری در رگهای هستی در نگاه عمیق توحیدی، ولایت نه یک قرارداد اعتباری، حقوقی یا صرفاً سیاسی، بلکه یک حقیقتِ بنیادینِ وجودی است که در دو ساحت «تکوین» (آفرینش) و «تشریع» (قانونگذاری) جاری است. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» (مائده/۵۵)؛ این آیه به روشنی سرپرستی مطلق الهی را که امتداد آن در ولایت رسول و ائمه (ع) است، به تصویر میکشد.
۱. ولایت تکوینی: قانون حاکم بر ذره تا کهکشان
در عالم نظام آفرینش، ولایت به معنای تدبیر، حفاظت و سرپرستی مستقیم حقتعالی بر کل خلقت است. هیچ موجودی در هستی مستقل نیست.
-
تبیین توحیدی: همانگونه که در منظومه شمسی، سیارات در جاذبه یک مرکزیت واحد به دور از فروپاشی حرکت میکنند، وجود «ولیّ» نیز قطبِ عالم امکان و تضمینکننده بقا و نظم جهان است. خدا جهان را نساخته که رها کند؛ بلکه لحظه به لحظه آن را تدبیر میکند. قرآن کریم بر این تدبیر دائم تأکید ورزیده: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ - اوست که فرمانروایی را از آسمان تا زمین تدبیر میکند» (سجده/۵). همچنین میفرماید: «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ - آگاه باشید که آفرینش و تدبیرِ جهان از آنِ اوست» (اعراف/۵۴).
۲. ولایت تشریعی: هماهنگی اراده انسان با کل هستی
انسان، تنها موجودی است که به او «اختیار» و «اراده» داده شده است. ولایت تشریعی یعنی خداوند برای هدایت این اراده آزاد، «رهبر»، «امام» و «نقشه راه» قرار داده است.
-
تبیین روان: اگر ولایت تکوینی، بدن انسان را به صورت خودکار اداره میکند، دین و امامت به انسان میآموزد که چگونه با «اختیار» خود، قلب و عملش را با نظمِ کلانِ هستی هماهنگ کند. کسی که از این ولایت خارج شود، در حقیقت علیه ساختار وجودی خویش شورش کرده است. قرآن کریم صراحتاً این اطاعت پذیری را دستور داده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (نساء/۵۹).
۳. فقه آل محمد (ع)؛ تجلی عینی ولایت در زیست روزمره
برای اینکه ولایت از یک مفهوم ذهنی به یک واقعیت ملموس تبدیل شود، باید به سراغ «فقه آل محمد (ع)» رفت. فقه، تنها یک مشت «باید و نباید» نیست؛ بلکه فرمولهای دقیق برای تنظیمِ مسیر زندگی انسان با اراده الهی است. خداوند میفرماید: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا - آنچه رسول به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد بازایستید» (حشر/۷).
-
از طهارت تا دیات: وقتی مؤمن در باب «طهارت» دقت میکند، در حال پاکسازی ظرف وجودی خود برای دریافت نور توحید است. وقتی در باب «معاملات» به فقه التزام دارد، روابط اجتماعی را بر مدار عدل الهی تنظیم میکند.
-
بزرگ شدن روح از مسیر بندگی: هر حکم فقهی، دریچهای به سوی یک کمال است. تعبد به اوامر الهی، روح را صیقل میدهد و ظرفیت وجودی انسان را چنان بزرگ میکند که میتواند لذات توحیدی را درک کند.
۴. ضرورت نظامات اجتماعی توحیدی بر مدار فقاهت
امروز ثمره غدیر در این است که نظامات اجتماعی ما (اقتصاد، سیاست، فرهنگ) باید از تئوریهای صرفاً مادی پاکسازی شده و بر مدار «علوم آل محمد (ع)» تنظیم شود. قرآن کریم هدف از ارسال رسل را برپایی قسط در بستر جامعه میداند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/۲۵).
-
نظام فقاهتی: باور به اینکه برای تمام ابعاد حیات بشر، از گهواره تا گور، حکم الهی وجود دارد. بررسی علوم و نظامات بشریِ منقطع از وحی، انسان را به حیرت میکشاند. ضرورت امروز ما، بازگشت به قرآن و استخراج نظامات اجتماعی از دل فقه برای رسیدن به یک جامعه توحیدی و مقتدر است.
۵. غدیر؛ تجلی پیوند تکوین و تشریع
در غدیر، پیامبر اکرم (ص) ولایتی را ابلاغ کرد که باطنِ نبوت و استمرارِ همان تدبیر الهی در زمین است. قرآن با قاطعیت در آیه تبلیغ میفرماید: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (مائده/۶۷).
-
اکمال دین: پس از ابلاغ این پیام بود که آیه شریفه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» (مائده/۳) نازل شد. این یعنی نظام تشریع با پیوند خوردن به ولایت و فقاهت، به کمالِ نظام تکوین رسید. غدیر به ما آموخت که دینِ بدون «ولیّ» و بدون «نظامِ سرپرستی»، دینی ناقص است که نمیتواند جامعه را به سعادت برساند.
نتیجهگیری:
التزام به فقه، بیعت مدام با غدیر اثبات ولایت از مسیر آفرینش و قانونگذاری الهی به ما میآموزد که پذیرش ولایت، صرفاً یک محبت قلبی نیست، بلکه در گروِ التزام عملی به اوامر الهی و تبیین نظامات اجتماعی بر اساس فقه است. غدیر، فراخوانی است برای بازگشت به نظمی که خدا برای جهان پسندیده است. ما موظفیم به ابواب فقهی بازگردیم و زندگی فردی و ساختارهای اجتماعی خود را بر این اساس بازسازی کنیم تا به آن اطمینان قلب که وعده داده شده، دست یابیم.
حجت الاسلام محمدی داغی
خوشاخلاقی، جایگاه انسان در دل مردم را تثبیت میکند
حضرت آیتالله شهید امام خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه) در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی پرداخته بودند. «حسن خلق» موضوع شرح حدیثی اخلاقی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم است که فیلم و متن آن در ذیل منتشر شده است. متن بیانات رهبرِ شهید که در این فیلم مشاهده میکنید به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین
ولا عیش اهنع من حسن الخلق. این هم ادامهی همان حدیث حمران بن اعین است. هیچ زندگی گواراتر نیست از حسن خلق. یعنی از زندگی که با حسن خلق همراه باشد.
وجهش هم علی الظاهر این است که انسانی که دارای حسن خلق است که مراد از حسن خلق را حسن خلق معاشرتی بدانیم. یعنی خوش اخلاقی با مردم، تواضع با مردم، رفتار گرم و خوشایند با مردم، کسی که دارای این خصوصیت هست زندگی برای او آسان است، شیرین است. چون در محیط اجتماعی ارتباطات و برخوردها متقابل و متبادل است.
شما اگر چنانچه تواضع کنید در مقابل دیگران، دیگران با این چشم به شما نگاه میکنند که انسان متواضعی است. اگر تکبر بورزید با این چشم نگاه میکنند که انسان متکبری است. معلوم است که همهی آدمهای عالم از انسان متواضع بیشتر خوششان میآید. تا انسان متکبر.
چگونه آیات قرآن، امامت امیرالمؤمنین(ع) را تبیین میکنند؟
* آیا غدیر صرفاً یک انتصاب تاریخی بود یا تحقق عینیِ نظام مدیریت الهی برای تداوم هدایت نبوی که در اصول امامت در قرآن پیریزی شده بود؟
* خطبه غدیر چگونه پیوند «کتاب و عترت» را از یک مفهوم نظری به یک واقعیت عینی و راهبردی تبدیل کرد؟
* آیه الیوم اکملت لکم دینکم در پیوند با غدیر، چه ظرفیت تمدنساز و نظاممندی به دین اسلام میبخشد؟
بسم الله الرحمن الرحیم و با تبریک عید سعید غدیر، واقعه غدیر خم، رویدادی تاریخی و از پیش تعیین شده در اراده الهی بود که از آغاز رسالت پیامبر اسلام (ص) تا پایان دوران نبوت ایشان، همواره مورد توجه قرار داشت و اهمیت بسزایی در آموزههای اسلامی دارا است. این واقعه، آخرین مرحله زمانی بود که پیامبر اکرم (ص) در آن، خطبهای بسیار گرانقدر، نورانی و پر بها را در روز غدیر، پس از اتمام اعمال حج و در مسیر بازگشت از مکه ایراد فرمودند.
در مکانی که حاجیان در حال خداحافظی و وداع با یکدیگر بودند، حضرت رسول (ص) مردم را فراخواندند و در خصوص رویداد غدیر سخنرانی کردند. ایشان در این خطبه، نه تنها به معرفی امام علی (ع) به عنوان جانشین و امام پس از خود پرداختند و به بیان فضائل و مناقب ایشان پرداختند، بلکه یک چشمانداز کلی و خط مشی بزرگی برای برنامه سیاسی اسلام اعلام نمودند. این خط مشی و برنامه الهی که پیش از این نیز یادآورشده بود، در این مقطع به صورت کاملتر و اساسیتر تبیین گردید.
پیامبر اکرم (ص) در این خطبه، رهبری و پیشوایی امت اسلامی را پس از خود به جانشین بر حق خویش، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) سپردند و بدین ترتیب، وصایت و امامت ایشان را به صورت عمومی و رسمی اعلام کردند.
*خطبه غدیر؛ اعلام امامت و تعیین سرنوشت امت
در بخشی از این خطبه تاریخی، پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:
معاشر الناس، انی نبی و علی وصی، ألا ان خاتم الانبیا منا القائم المهدی
یعنی: «ای مردم، من پیامبرم و علی جانشین من است. آگاه باشید که خاتم امامان از خاندان ماست، قائم مهدی.»
پیامبر (ص) در واپسین حج خویش، این برنامه الهی را به طور رسمی اعلام نمودند. همانطور که هر ملتی در تاریخ خود روزهای مهم، حساس و سرنوشتسازی دارند، مسلمانان نیز عید غدیر را روز جشن بزرگی میدانند و باید خاطره آن را در دلها زنده نگه دارند. حادثه غدیر یکی از رخدادهای برجسته و زیباترین حماسههای تاریخ است. پیامبر اسلام (ص) در سال آخر رسالت خویش اعلام کردند که این حج، آخرین حج ایشان خواهد بود و کسانی که مشتاق مشاهده این مراسم مقدس هستند، همراه ایشان به حج بیایند. انبوه زیادی از مردم دعوت را لبیک گفته و حاجیان فراوانی همراه پیامبر (ص) بودند.
پس از اتمام اعمال حج، در منطقه غدیر و در مسیر بازگشت، در مراسمی بسیار مهم، اعلام نمودند: ای زائران! ای مردم! رسالتی که من بر عهده داشتم، پایانش این است که آنچه را خداوند به من دستور داده ابلاغ کنم. و بدین سان، پیام مهمی را اعلام کردند که این حادثه، سرنوشتساز و بسیار مهم در تاریخ اسلام است.
*از نزول برکات الهی تا تجلی ولایت، بازخوانی جایگاه معنوی این روز مبارک
همگان وظیفهای مهم بر دوش داریم تا این روز را گرامی بداریم و این عید را بزرگ شماریم. این روز، روز نزول خیرات و برکات الهی است. روزی که به فرموده امام صادق (ع)، توبه حضرت آدم (ع) پذیرفته شد. حضرت ابراهیم (ع) نیز به لطف پروردگار از آتش نجات یافت. برخی روایات حاکی از آن است که حضرت موسی (ع) به امر الهی، هارون را به عنوان وصی و جانشین خود در این روز برگزید. حضرت عیسی (ع) نیز شمعون را به عنوان وصی خود معرفی نمود و کشتی نوح (ع) در چنین روزی بر کوه جودی آرام گرفت.
رسول خدا (ص) حضرت علی (ع) را به عنوان رهبر و راهنمای مردم معرفی کرده و فضائل مهمی را در مورد ایشان بیان نمودند. شناخت این جایگاه برای همگان ضروری است و طبیعی است که مومنان، شیعیان اهل بیت (ع) این روز را بسیار گرامی میدارند. برگزاری مجالس، جشن و سرور، و زیارت سادات در این روز اهمیت ویژهای دارد.
بنابراین، این روز با حوادث مهمی گره خورده است که از مهمترین آنها میتوان به معرفی حضرت علی (ع) توسط رسول خدا (ص) به عنوان امیرالمؤمنین و رهبر مردم اشاره کرد.
درادامه فضائل حضرت علی (ع) که توسط رسول خدا (ص) بیان شد، لازم است به نکات زیر توجه کرد:
مومنان، اهل ایمان و شیعیان اهل بیت (ع) باید این روز را بسیار گرامی بدارند و به موارد زیر توجه ویژهای نمایند:
برگزاری مجالس، جشن و سرور: این ایام فرصتی برای شادی و ابراز محبت به اهل بیت (ع) است.
زیارت سادات: تکریم و احترام سادات که از نسل پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) هستند، در این ایام فضیلت ویژهای دارد.
در جشنهای دهه غدیر، باید تلاش کنیم تا:
خطبه غدیر را بیشتر بخوانیم:
این خطبه حاوی معارف عمیق و هدایتگر است که شناخت آن برای درک جایگاه ولایت ضروری است.
پیوند این روز با ایام ولایت را درک کنیم:
غدیر نقطه عطفی در تاریخ اسلام و آغاز امامت و ولایت است.
ارتباط حوادث گذشته با وضعیت کنونی را بدانیم:
تداوم خط ولایت، از امیرالمؤمنین (ع) تا نظام مقدس جمهوری اسلامی، مسیری است که باید در آن کوشا باشیم.
پیروی از ولایت را سرلوحه کار خود قرار دهیم:
تلاش فراوان برای اعتلای ایران اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، وظیفهای همگانی است.
با ولایت تجدید پیمان کنیم:
با تجدید عهد با آرمانهای ولایت، راه هدایت را ادامه دهیم.
اشاره به آیات شریفه قرآن در خطبه غدیر:
حضرت علی (ع) در بخشهایی از خطبه غدیر به آیات شریفه قرآن اشاره میکنند و پیوند عمیقی میان مفاهیم خطبه و آیات الهی برقرار میسازند. ایشان میفرمایند:
از اینکه به بندگی خویش اعتراف میکنم، خداوند به من خبر داده که در رساندن آنچه بر من فرستاده، ذرهای کوتاهی نکنم و هیچ یک از رسالتها و پیامهایش را کم نکنم، با آنکه خدای متعال نگهداری مرا عهدهدار بوده است.
در این بخش، به آیه شریفه:
«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ...» (مائده: ۶) اشاره شده است که بیانگر اهمیت ابلاغ رسالت الهی و مسئولیت خطیر پیامبر (ص) در این زمینه است. این آیه، تأکیدی بر وظیفه حضرت علی (ع) در ادامه این مسیر و تبیین رسالت الهی در غدیر خم است.
رسالت من بر این استوار است که در مورد حضرت علی (ع)، بر اساس آیات قرآن کریم، وظایفم را به انجام رسانم.
همچنین، اعلام میکنم که مأمور به ابلاغ تمامی پیامهای الهی هستم و در میان این پیامها، ولایت امیرالمؤمنین (ع) از جایگاهی ویژه برخوردار است.
* تجلی جایگاه امیرالمومنین (ع) در آیینه وحی
روایت «إِنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَخِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی وَالْإِمَامُ بَعْدِی» (که اشاره به آیه تبلیغ دارد) و همچنین آیه ولایت، «إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» (مائده: ۵۵)، مؤید این رسالت الهی است.
این آیه شریفه در شأن نزول امیرالمؤمنین (ع) است؛ آن هنگام که ایشان در حال اقامه نماز بودند و نیازمندی به ایشان مراجعه کرد. حضرت در آن حال، انگشتری خود را به وی بخشیدند. در این واقعه، تأکید فراوانی بر جانشینی و وصایت حضرت علی (ع) از سوی پیامبر اکرم (ص) وجود دارد و این امر، بیانگر شخصیت و ویژگیهای منحصر به فرد امیرالمؤمنین (ع) است.
افزون بر این، در خطبه غدیر، به برخی دیگر از آیات قرآن کریم اشاره شده است. بیان میشود که خداوند متعال در قرآن، اوصاف متعددی را برای امیرالمؤمنین (ع) بر شمرده و ایشان را به عنوان ولی، وصی و مظهر ابلاغ رسالت معرفی نموده است. انشاءالله این تصریحات در خصوص امامت امیرالمؤمنین (ع) و همچنین اشاراتی که در خطبه غدیر به فرزندان و سایر ائمه معصومین (ع) شده است، مورد توجه ما قرار گیرد.
ما همواره باید بدانیم که معارف قرآن کریم را باید از طریق روایات نیز به دست آوریم، چنان که در روایات نیز به آیات شریفه اشاره شده است. تمامی این موارد، مسئولیت و رسالت ما را در ترویج و درک این حقایق، سنگینتر میسازد.
باید به امامت و این فرمان آسمانی افتخار کنیم؛ رسالتی که حضرت رسول (ص) در روز غدیر آن را اعلام کردند و حتی در آنجا، آتش دوزخ را برای مخالفان ولایت و دشمنان امیرالمؤمنین (ع) نوید دادند.
«وَاتَّقُوا یَوْمًا لَا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئًا وَلَا یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ یُنْصَرُونَ» (بقره: ۴۸)؛ از روزی بترسید که هیچ کس نمیتواند به هیچ وجه جایگزین دیگری شود و هیچ شفاعتی از کسی پذیرفته نیست و هیچ فدیهای از کسی گرفته نمیشود و کسی یاری نمیشود.
خداوند متعال در جای دیگر میفرماید:
«إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَادًا» (نبأ: ۲۱)، همانا جهنم کمینگاه است. کسانی که در این راه تردید کرده، خطبه غدیر را انکار نموده و امامت امیرالمؤمنین (ع) را نپذیرفتهاند، در آینده با شرایط بسیار سختی روبرو خواهند بود.
امیدواریم که این روز (عید غدیر) بر همگان گرامی باد و بتوانیم در جهت تبلیغ معارف امیرالمؤمنین (ع) کوشا باشیم، ولایت ایشان را بهتر درک کنیم و در قرآن تأمل نماییم. فهم قرآن، امری ضروری است؛ چرا که قرآن و امیرالمؤمنین (ع) پیوند عمیق «ثقلین» را دارند و از جایگاهی بس مهم برخوردارند. الحمدلله رب العالمین


































