seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

یکی از صفات زشت و ناپسند، صفت بخل است و بخیل کسی است که از نعمت‌هایی که خداوند به او داده به کسی نمی‌دهد. این حالت دارای شدت و ضعف است. به این معنا که گاه شخص حتی به خود نیزسخت‌گیری می‌کند که در فرهنگ اسلامی از آن به خساست و دنائت طبعی یاد می‌شود. البته در قرآن واژه خسیس به این معنا به کار نرفته اما در روایات این واژه برای بیان مرتبه‌ای از بخل به‌کار رفته است.

در اسلام به جنبه بخل بیشتر از خساست پرداخته شده است؛‌ زیرا اگر کسی بتواند از بخل رهایی یابد، به طور طبیعی از خساست رهیده و این گونه نیست که اگر خساست درمان شود، بخل نیز درمان شود؛ زیرا شخص ممکن است به خودش بپردازد، ولی حاضر نشود به دیگری بدهد؛ اما اگر به دیگری بخشش کند، به طور طبیعی نسبت به خود خساست به خرج نخواهد داد.

گمان بد به خدا

بخل مقابل جود و در لغت به معنای خودداری از صرف نعمت‌ها و دارایی‌ها درجایگاه شایسته آن است. (مفردات، ص 109، «بخل»)

براساس این معنا باید گفت که بخل در برابر شکر نیز قرار می‌گیرد، زیرا شکر به معنای به کارگیری نعمت یا دارایی در جایگاه شایسته آن است و کسی که بخیل است در حقیقت شاکر نعمت نیست و آن را در جای شایسته خودش به کار نمی‌برد.

اما در علم اخلاق به پیروی از اصطلاح و مفهوم قرآنی، بخل در معنای وسیع‌تری به کار رفته است؛ چرا که بخل در قرآن کریم، دارای مفهومی گسترده‌تر است به طوری که تنها به نعمت و دارایی محدود نمی‌شود، بلکه شامل همه چیزهایی است که در اختیار انسان است و انسان از آن چیزها به شایستگی و درستی استفاده نمی‌کند. از همین رو در آیات قرآن ترک کارهای خیر و جهاد و مانند آنها به عنوان بخل تلقی شده است.

در آیات قرآن برای بیان این مفهوم از واژگان دیگری چون «شح» و «قتور» و مشتقات آنها استفاده شده است. البته باید توجه داشت که این واژه‌ها هرچند با مفهوم بخل در کلیت مشترک هستند ولی فرق‌هایی با هم دارند که نباید کم‌اهمیت دانست. از این رو، نباید آن را مترادف دانست، بلکه باید به این تفاوت جزیی در فهم آیات نیز توجه کرد.

به هر حال، بخل در اصطلاح قرآنی، عدم استفاده شایسته از توانایی و دارایی بویژه نسبت به دیگری است. اما چرا انسان از یک توانایی و دارایی به شایستگی استفاده نمی‌کند؟ در پاسخ باید به علل و عوامل چندی اشاره کرد که  مهم‌ترین آنها سوءظن انسان نسبت به خداوند است؛ زیرا کسی که دارایی و توانایی خودش را به کار نمی‌گیرد و در خدمت خود و دیگران قرار نمی‌دهد، باور به بخشندگی و رحمانیت و رحیمیت خداوند ندارد یا نسبت به آن بدگمان است.

اصولا کسی که نعمتی ار دارایی و توانایی را به کار نمی‌گیرد و در خدمت دیگران نمی‌گذارد، بر این باور است که با استفاده از آن یا در اختیار دیگران گذاشتن، آن دارایی و توانایی از دست می‌رود. چنین شخصی گمان می‌کند خداوند به او این دارایی و توانایی را مجددا نخواهد داد و اگر این را بخشش کند از دست رفته است و دیگر بازگشتی برای آن نیست.

در حالی که اگر شخص باور داشته باشد همان خدایی که دستور داده بخل نورزید، این نعمت را دوباره بلکه فزون‌تر از آن را می‌دهد، دیگر بخلی نخواهد ورزید، خداوند در آیات کریمه به مردم هشدار می‌‌دهد که خداوند غنی حمید است و نیازی به دیگری و کمک‌های آنان ندارد و اگر انسان چیزی دارد همه ملک طلق الهی است و همین خداوند که نعمتی را داده می‌تواند  همان یا بیشتر از آن را بدهد.

پس اگر باور داشته باشیم که خداوند مالک غنی حمید است و هر چه از نعمت، خود و یا با دیگران بهره بریم بیشتر از آن می‌دهد، دیگر بخل نمی‌ورزیم. از همین رو در آیه 180 سوره آل‌عمران و آیات 37 و 38 سوره محمد(ص) به انسانها هشدار می‌دهد که از نگاه غلط پرهیز کنند و بدانند خداوند مالک بی‌نیازی است که نیازی به بخشش ما ندارد و اگر فرمان بخشش می‌دهد برای آن است که ما در کارهای صالح و خیر مشارکت داشته باشیم و اگر بخشش کنیم نه تنها همان بلکه بیشتر از آن را به ما می‌دهد؛ زیرا خزائن الهی هرگز پایانی ندارد. (ابراهیم، آیه 7؛ منافقون، آیه 7؛‌ حجر، آیه 21؛ ص، آیه 9؛ طور، آیه 37)

امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید. ان‌البخل الجور و الحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن بالله؛ بخل و ظلم و حرص، غریزه‌ها و تمایلات متعدد و پراکنده‌ای هستند که سوءظن به خداوند آنها را جمع می‌کند. (تحف‌العقول ص 129)

بخیل، جاهل از شناخت خیر و شر

بخیل علاوه بر اینکه از رابطه و نسبت درست میان خود و خدا آگاه نیست و شناخت درستی ندارد و همین جهل و نادانی او نسبت به رابطه و نسبت موجب می‌شود تا بخل ورزد، همچنین عدم شناخت درست بخیل نسبت به خیر و شر خود عامل دیگری برای بخل‌ورزی اوست؛ زیرا بخیل خیر و شر را نمی‌شناسد و گمان می‌کند که نعمت داشتن به معنای خیر و نداشتن به معنای شر است؛ در حالی که خیر، هر نعمتی است که برای کمال شخص یا جامعه و جهان مفید باشد؛ پس ممکن است نعمتی باشد که برای آدمی شر و نقمت بیاورد؛ زیرا موجب کمالی در شخص یا دیگری نمی‌شود.

خداوند در آیاتی از قرآن بیان می‌کند که گاه انسان چیزی را خیر می‌داند و به آن دلبسته می‌شود، درحالی که آن چیز خیر نیست بلکه شری است و یا چیزی را به سبب آنکه شر می‌پندارد ناخوش می‌دارد درحالی که آن چیز خیر اوست. (بقره، آیه219؛ نساء، آیه19)

از آیه 180 سوره آل‌عمران به دست می‌آید که عدم شناخت واقعی انسان نسبت به خیر و شر و جهل او نسبت به مصادیق آن موجب می‌شود که چنین رفتاری را در پیش گیرد و گمان کند که بخل‌ورزی برایش خیر، و بخشش برایش شر است، در حالی که این نگاه، نادرست است.

بخیل، مدعی بی‌نیازی

اگر بدگمانی نسبت به خداوند و عدم شناخت نسبت به مالکیت او را از مهم‌ترین علل و عوامل بخل بدانیم، عامل دیگر این رویه زشت و خصلت ناپسند را می‌بایست در ادعای استغنایی بدانیم که در برخی از آدم‌های بی‌شناخت ایجاد می‌شود. این افراد وقتی به دارایی و توانایی می‌رسند گمان می‌کنند که آن چیزها ملک آنهاست و در ملکیت مستقل هستند؛ در حالی که همه چیز ملک خداوند است و انسان اگر چیزی دارد ملک او نیست بلکه ملک خداوند است و هیچ‌گونه استقلالی برای او نیست.

خداوند در آیه 8 سوره لیل می‌فرماید: و أما من بخل و استغنی؛ و اما کسی که بخل ورزید و احساس استغنا کرد. در این آیه ارتباط تنگاتنگی میان بخل و استغنا بیان شده است. به این معنا که خود را بی‌نیاز از دیگری می‌داند که این دیگری می‌تواند خدا و یا انسان یا هر چیزی دیگر باشد. شخص بخل می‌ورزد؛ چون احساس استغنا و بی‌نیازی دارد.
اما اگر انسان بداند که هیچ چیزی در جهان ملک او نیست؛ بلکه فقر هویتی و ذاتی دارد، دیگر مدعی چیزی نمی‌شود؛ زیرا فقر ذاتی به این معنا است که همه دارایی‌ها و توانایی‌هایش ملک خداوند است. پس خودش و هر چه دارد از آن خدا است و همان خدایی که داده می‌تواند بگیرد.

ترس از تهیدستی، ریشه بخل‌ورزی

در راستای همین بدگمانی انسان نسبت به خدا، باید به مسئله ترس از تهیدستی اشاره کرد که عامل بخل‌ورزی انسان می‌شود. اگر کسی نسبت به خداوند بدگمان باشد و خداوند را عالم و قادر و معطی نداند، گمان می‌کند که اگر بخششی داشته باشد به طور طبیعی، آن از دست می‌رود و چون خداوند نمی‌داند و یا نمی‌تواند یا بخل می‌ورزد، نمی‌تواند چیزی را جایگزین آن بخشش از دست رفته کند؛ در حالی که وقتی انسان بداند که خداوند می‌داند و هیچ جهلی ندارد و توانایی است که هیچ ناتوانی در او راه نمی‌یابد و بخشنده‌ای است که هیچ بخل نمی‌ورزد، در این صورت اهل بخشش و بخشندگی می‌شود؛ زیرا می‌داند که خداوند به حکمت و مصلحت، هر آن چیزی را که لازم است برایش بی‌هیچ اما و اگری فراهم می‌کند.

بنابراین، ریشه ترس از تهیدستی که مانع از بخشش و عامل بخل است به همان بدگمانی به خداوند برمی‌گردد که در مطلب پیشین به آن اشاره شده است. آدم‌های بدگمان حتی اگر همه خزائن الهی را در اختیار داشته باشند باز هم بخل می‌کنند؛ زیرا ترس از گرسنگی  و نداری و مانند آن در وجودشان لانه کرده و مثل خوره آنان را می‌خورد و اجازه نمی‌دهد تا فضیلت بخشش و احسان و جود و اکرام در دل‌هایشان راه یابد. (اسراء، آیه100)

خیال‌بافی و تفاخر، عامل بخل آدمی

خداوند در آیات 36 و 37 سوره نساء و آیات 23 و 24 سوره حدید به دو عامل خیال‌بافی و تفاخر به عنوان عوامل بخل‌ورزی و توصیه  دیگران به بخل اشاره می‌کند و می‌فرماید: الله لا یحب من کان مختالاً فخورا الذین یبخلون و یأمرون الناس بالبخل؛ خداوند هر کسی را که خیال‌باف و فخور باشد دوست نمی‌دارد؛ آن کسانی که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل فرمان می‌دهند.

پس کسی که خیال‌بافی می‌کند و گمانه‌های نادرستی را می‌بافد و براساس آن گمانه‌ها خود را برتر دانسته و متکبرانه فخر می‌فروشد نه تنها بخل می‌کند بلکه دیگران را نیز بدان فرمان می‌دهد.

در المیزان آمده است: کلمه (مختال) به معنای کسی است که دستخوش خیالات خود شده و خیالش او را در نظر خودش شخصی بسیار بزرگ جلوه داده، در نتیجه دچار کبر گشته، از راه صواب گمراه شده است، اسب را هم اگر خیل می‌خوانند برای همین است که در راه رفتنش تبختر می‌کند، و کلمه (فخور) به معنای کسی است که زیاد افتخار می‌کند و این دو صفت یعنی اختیال - خیال‌زدگی- و کثرت فخر از لوازم علاقه‌مندی به مال و جاه و افراط در حب آن دو است و اگر فرموده: خدا مختال و فخور را دوست نمی‌دارد، برای همین است که این دو، خدا را دوست نمی‌دارند، زیرا قلبشان وابسته به غیر او است، و اگر خدای تعالی در تفسیر جمله قبل فرموده: (آنهایی که بخل می‌ورزند...)، (و آنهایی که اموال خود را به داعی خودنمایی انفاق می‌کنند...) و با این تفسیر روشن می‌سازد که دو طایفه مذکور در معرض آن دو صفت نام برده‌اند (یعنی صفت خیلاء و فخر)، طایفه اول که بخل می‌ورزد دلش متعلق به مال است و طایفه دوم دلش متعلق به جاه است، هر چند که بین جاه و مال تا اندازه‌ای ملازمه هست.

الذین یبخلون و یأمرون الناس بالبخل... «منظور در این جمله این نیست که فقط با زبان به مردم می‌گویند بخل بورزید، بلکه با روش علمی خود مردم را به بخل وادار می‌سازند، حال چه اینکه به زبان هم دعوت بکنند و یا سکوت نمایند، چون این طایفه همواره دارای ثروت و اموالند و طبیعتاً مردم به کاخ و زندگی آنها تقرب می‌جویند و از دیدن زرق و برق زندگی آنها حالت خضوع و دلدادگی پیدا می‌کنند، چون طمع، طبیعت بشر است، پس عمل افراد بخیل خود دعوت‌کننده مردم به بخل است، به بخل امر می‌کند و از انفاق منع می‌نماید و مثل این است که با زبان امر و منع کنند.

و اما اینکه فرمود: آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده را کتمان می‌کنند از این بابت است که افراد بخیل وقتی به مواردی که جای انفاق است برمی‌خورند تظاهر به فقر می‌کنند، چون از سؤال مردم و درخواست کمکشان سخت ناراحت می‌شوند و از سوی دیگر می‌ترسند اگر از دادن مال، خودداری کنند، مردم خونشان را بریزند و یا آرامش زندگی‌شان را سلب کنند، برای اینکه مردم متوجه ثروت و اموال آنان نشوند، لباس‌پاره می‌پوشند، و غذای نامطلوب می‌خورند. (المیزان، ذیل آیات 36و 37 سوره نساء)

عدم باور به مقدرات الهی، عامل بخل‌ورزی

از دیگر عواملی که موجب می‌شود تا انسان بخل ورزد، عدم باور شخص به مقدرات الهی است. اگر انسان بداند که خداوند «ذوالفضل العظیم» و بخشنده‌ای بزرگوار و صاحب نعمت‌های جهان‌شمول و گسترده و احسان بسیار برای بندگان است (حدید، آیه22) ممکن است از بخل دست بردارد، ولی آنچه بعد از آن مهم است، پذیرش این معنا است که بداند همین خداوند بخشنده که عالم و قادر و معطی است، هر چیزی که می‌دهد یا می‌گیرد براساس مقدراتی است. پس کسی که چنین باوری داشته باشد، به طور طبیعی همان‌طوری که نسبت به از دست‌داده‌هایش ناراحت نمی‌شود، وقتی چیزی به کسی می‌دهد می‌داند که براساس مقدرات الهی اگر خیری برای آن شخص در این چیز باشد به نوعی دوباره به او همان یا بهتر از آن می‌رسد تا او را به کمال ببرد. پس اگر چیزی را بخشید بر اساس مقدرات الهی اگر برایش خیر باشد به او باز می‌گردد و اگر بازنگشت بداند خیر در همان دادن و بخشیدن بود تا این‌گونه به کمالی دیگر برسد.

اگر خداوند فرمان می‌دهد که بخل نورزید و از داشته‌های خود به دیگری ببخشید، به این معنا است که خیر شما در همان بخشش است؛ زیرا صفت الهی بخشش و جود و عطا را در خود تجلی می‌بخشید. از سوی دیگر خداوند اگر می‌خواست خودش به دیگری می‌داد؛ زیرا خداوند غنی حمید است و با بخشش الهی چیزی از خزائن وی کم نمی‌شود، اما خداوند می‌خواهد انسان خدایی شود و صفات خداوندی را در خود تجلی بخشد. اگر انسان بخشش نکرد چیزی از خداوند کم نمی‌شود بلکه از خود شخص بخیل کم می‌شود.

خداوند پس از آیه 22 در آیات 23 و 24 سوره حدید توضیح می‌دهد که نگاه نادرست به خدا و هستی می‌تواند موجب خیال‌بافی تفاخرآمیز شده و صفت بخل را در انسان برانگیزاند و حتی دیگران را به بخل فرمان دهد.

کوته‌نظری بخیل

از ویژگی‌هایی که پیامبر(ص) برای بخیل برمی‌شمارد، کوته‌نظری و تنگ‌بینی است که موجب می‌شود تا انسان اهداف بلند را مدنظر قرار ندهد و همت بلند نداشته باشد. پیامبر(ص) در سفارشی به امام‌علی(ع) می‌فرماید: و لا تشاور البخیل فانه یقصر بک عن غایتک؛ با بخیل مشورت مکن، زیرا او تو را از هدفت بازمی‌دارد. (بحارالانوار، بیروت ج70، ص304، ح21)

بخیل؛ دور از خدا

با نگاهی به عوامل و علل بخل‌ورزی در انسان می‌توان دریافت که بخل با قساوت قلب و سنگدلی در ارتباط است؛ زیرا کسی که نسبت به خداوند و مالکیت او بدگمان است یا خداوند را بخشنده و قادر و معطی نمی‌داند، در حقیقت از مسیر حق و فطرت دور افتاده و قلب او دچار قساوت شده است که حقایق را نمی‌بیند و برنمی‌تابد.

از نظر آیات و روایات، بخیل به سبب همین قساوت قلب و سنگدلی، از خداوند دور است. رسول خدا(ص) در حدیثی می‌فرمایند: «البخیل بعید من الله، بعید من الناس، قریب من ‌النار، بخیل از خدا دور است، از مردم نیز دور است و به آتش دوزخ نزدیک است» (بحار الانوار، ج 73، ص 308)

بخیل، دور از رستگاری

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که «آن حضرت در حال طواف خانه خدا بود، مردی را مشاهده کرد که از پرده خانه کعبه در آویخته و می‌گوید: خداوندا! به حرمت این خانه سوگندت می‌دهم که گناهان مرا ببخش.
رسول خدا خطاب به آن مرد فرمود: مگر گناه تو چیست؟ آن را توصیف کن.
عرض کرد: بزرگتر از آن است که بتوانم توصیف کنم.
حضرت فرمودند: وای بر تو! گناه تو بزرگتر است یا خشکی‌ها؟!
عرض کرد: گناه من بزرگتر است ای رسول خدا!
حضرت فرمودند: گناه تو بزرگتر است یا دریاها؟!
عرض کرد: گناه من ای رسول خدا!
حضرت فرمودند: گناه تو بزرگتر است یا آسمانها؟!
عرض کرد: گناه من.
باز حضرت فرمودند: گناه تو بزرگتر است یا عرش خدا؟!
عرض کرد: گناه من بزرگتر است ای رسول خدا!
حضرت فرمودند:‌ (بگو ببینم) گناه تو بزرگتر است یا خداوند؟!
عرض کرد: خدا بزرگتر و بالاتر و گرامی‌تر است.
حضرت فرمودند: وای بر تو، بگو ببینم چه گناهی کرده‌ای (که از آن به این بزرگی یاد می‌کنی)؟
عرض کرد: ای رسول خدا! من آدم ثروتمندی هستم، ولی هنگامی که نیازمندی به سراغم می‌آید، گویی شعله آتشی را در برابر من قرار داده‌اند آری! من از دیدن نیازمندان وحشت دارم و متنفرم.
پیامبر(ص) فرمودند: از من دورشو و مرا به آتش خود نسوزان. سوگند! به خدایی که مرا به هدایت و کرامت مبعوث کرده، اگر در میان رکن و مقام (گرامی‌ترین نقاط روی زمین در کنار خانه خدا) بایستی و دو هزار سال عبادت کنی و گریه کنی، به حدی که از چشمت نهر آب جاری شود و درختان را سیراب کند، سپس بمیری، در حالی که لئیم و بخیل هستی، خداوند تو را به صورت در آتش خواهد افکند، آیا نمی‌دانی که خداوند می‌گوید: «هرکس «بخل» کند، درباره خود «بخل» کرده و هرکس از «بخل» خویش در امان باشد، رستگار است.» (جامع السعادات، ج 2، ص 111)

این حدیث نشان می‌دهد که «بخل» سرچشمه انواع گناهان و مفاسد می‌شود که انسان را تا این حد از خدا دور می‌سازد.

بخیل، ‌دور از بهشت پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: بعضی از شما می‌گویند: بخیل از ظالم معذورتر است، ولی چه ظلمی نزد خدا از بخل برتر است، خداوند به عزت و عظمت و جلال خود سوگند یاد کرده است که هرگز حریص و بخیل وارد بهشت نشود. (جامع السعادات، ج 2، ص 111)

بخیل، دور از ایمان

پیامبر(ص) می‌فرمایند: الشح و الایمان لا یجتمعان فی قلب واحد، بخل و حرص با ایمان در یک قلب جمع نمی‌شود (آنجا که پای حرص و «بخل» در میان آید، ایمان از آنجا رخت برمی‌بندد.» (جامع السعادات، ج 2، ص 111)

بخل؛ از موجبات هلاکت آدمی

رسول خدا(ص) فرمود: سه چیز باعث هلاکت است، «بخلی» که انسان از آن اطلاعت کند و «هوای نفسی» که از تبعیت نماید و «خودپسندی» انسان نسبت به خویش» (جامع السعادات، ج 2، ص 110)

راه درمان بخل در قرآن

از آنجایی که خداوند در آیات قرآنی علل و عوامل بخل را موارد پیش گفته و مانند آن دانسته است، باید گفت راه درمان بخل همان علل و عوامل است؛ وقتی انسان عامل درد را شناخت می‌تواند با تغییر عامل، آن درد را درمان کند. البته درمان اموری که ملکه رفتاری و عادت انسان شده باشد و بدتر از آن جزو هویت شخص شده باشد، سخت‌تر و شاید ناشدنی باشد؛ از این رو خداوند در آیه 84 سوره اسراء شاکله و هویت شخص را عامل اصلی عمل‌های مثبت و منفی وی می‌داند.

خداوند در آیات قرآن راه‌های درمان و اجتناب از بخل‌ورزی را اموری چون 1. توجه به آگاهی خداوند بر کوچک‌ترین انفاق و پاداش عظیم الهی (نساء آیات 37 تا 40)؛ 2. توجه به غنای مطلق خدا (محمد، آیه 38)؛ 3. توجه به نقش مشیت خدا در توسعه و تضییق روزی انسانها (اسراء، آیات 29 و 30)؛ 4. درک صحیح انسان از خیر و شر خویش (آل‌عمران،‌ آیه 180)؛ 5. توجه انسان به بازگشت زیان بخل‌ورزی به خودش (محمد، آیه 38) و مانند آن دانسته است.

اگر انسان مومن بداند که بخل گناهی نابخشودنی و عظیم و امر ناپسند و نکوهیده در پیشگاه خداوند است (اسراء آیات 28 و 39؛ آل‌عمران، آیه 180؛ حدید،‌آیات 23 و 24) به خود اجازه نمی‌دهد در مسیری گام بردارد که عاقبت آن هلاکت و دوزخ و خشم الهی و دوری از خدا و بهشت رضوان الهی است.

همچنین باید به بخیلان آموخت که جایگاه انسان و خدا کجا و چگونه است و به آثار اجتناب از بخل توجه داده شود و بداند که ترک بخل موجب بندگی خدا (فرقان، آیات 63 و 67) تحسین و تشویق الهی (همان)، کسب تقوا و آثار آن (تغابن، آیه 16) و رسیدن به رستگاری و فلاح ابدی است. (حشر، آیه 9؛ تغابن، آیه 16) و این‌‌گونه است که می‌توان گامی برای درمان درد بخل برداشت.

البته توجه دادن به آثار مثبت بخشش و احسان نیز بسیار می‌تواند در درمان این‌گونه بیمارها و خصلت‌های ناپسند کمک کند. اگر انسان بداند با احسان می‌تواند به محبت خدا دست یابد و رستگار شود، این امر انگیزه‌ای برای رهایی از بخل خواهد بود.

هشدار دادن نسبت به عوارض و آثار بخل چون گرفتار شدن در سختی (لیل، آیات 8 و 10)، ملامت شدن (اسراء، آیه 29)، گرفتار شر و بدی شدن (آل‌عمران، آیه 180)، گرفتار عنوان کفران نعمت شدن (نساء، آیه 37)، گرفتار کینه شدن (محمد آیات 37 و 38)، ایجاد جنگ و مانع صلح در خانواده شدن (نساء، آیه 128)، گرفتار ناسازگاری در خانواده شدن (همان) و گرفتار نفاق شدن (توبه، آیات 76 و 77) می‌تواند اشخاص را از بخل دور سازد و به درمان آنان کمک کند.

به هر حال، راه درمان بخل آن است که از نظر عقاید و افکار و اندیشه‌ها، خود را درمان کند و بداند که خداوند مالک هستی، مالک انسان و دارایی‌هایی اوست و اگر چیزی می‌دهد به حکمت و مقدراتی است که به مصلحت شخص است و اگر هر چیزی را می‌گیرد این‌گونه است.

از دیگر راه‌های درمان بخل آن است که انسان خود را عادت دهد تا با دیگران هم غذا و هم سفره شود تا عادت به بخشش کند. امام رضا(ع) می‌فرماید: سخاوتمند، از غذای مردم می‌خورد، تا مردم هم از غذای او بخورند، اما بخیل از غذای مردم نمی‌خورد تا آنها نیز از غذای او نخورند. (عیون اخبار رضا ج 2، ص 12، ح 26 تحف العقول ص 446 - وسایل الشیعه ج 24، ص 270) پس اگر کسی خودش را با دیگران هم سفره سازد در بلندمدت خصیصه بخل را درمان می‌کند و خودش نیز اهل بخشش می‌شود.

انسان اگر بداند که اگر انفاق و احسان کند چند برابرش باز می‌گردد به این کار اقدام می‌کند؛ زیرا تجار این‌گونه به انگیزه سود تجارت می‌کنند و رنج سفر را به تن می‌خرند. اگر کسی به این ایمان آورد که اگر بخشش کند بیشتر و بهتر می‌یابد و سود بیشتری خواهد برد، به این کار اقدام می‌کند. اما کسی که نسبت به این امر بی‌ایمان و بی‌اعتقاد است به طور طبیعی چنین کاری نمی‌کند. بخیل چون سوءظن به خدا دارد و اعتقاد مثبتی ندارد، بخل می‌ورزد. پس باید گمان و اندیشه و باور خود با نسبت به خداوند تغییر دهد و بداند که خداوند بیشتر از آنچه می‌دهد به او خواهد داد.

امام‌باقر(ع) به بخیلان هشدار می‌دهد و می‌فرماید هرکس از خرج کردن مالی در راه خداپسندانه بخل ورزد، چند برابر آن را در راه غیرخداپسندانه هزینه خواهد کرد. (تحف‌العقول ص 293)

پس بخیل باید بداند که اگر بخل ورزد نه تنها مالش را حفظ نکرده بلکه پیشتر از آن را از دست خواهد داد بويژه اگر این مال را در راه  خدا و جهاد هزینه نکند؛ حالا چه جهاد نظامی باشد یا علمی و یا فرهنگی.

امام حسن(ع) درباره نگاه باطل بخیل می‌فرماید: بخل آن است که آدمی آنچه را بخشیده است، تلف و آنچه را نگه داشته شرف، بپندارد. (بحارالانوار، بیروت، ج 71، ص 417، ح 38) پس اگر این نگاه فرد تغییر یابد می‌تواند امید داشت که از بخل رها شده و به اهل احسان و بخشش و انفاق و صدقه تبدیل شود.

یکشنبه, 06 بهمن 1398 12:05

سه خصوصیت ویژه نماز

سه‌ خصوصیت‌ عمده‌ در نماز هست‌ که‌ نقش‌ برتر آن‌ را در تهذیب‌ نفس‌ و پرورش‌ روانی‌ انسان ها پدید می‌آورد. نخست‌ آن‌ که‌ نماز، با شکلی‌ که‌ در اسلام‌ برای‌ آن‌ معین‌ گشته‌ ...

 

اهمیت نماز را باید به‌درستی فهمید. این که فرموده‌اند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد، دیگر خدمات و زحمات نیز پذیرفته شده و اگر نماز مردود باشد، هرچه جز آن نیز مردود گشته است، حقیقتی بزرگ را به ما می‌نمایاند.

آن حقیقت این است که اگر در جامعه‌ی اسلامی نماز در جایگاه شایسته‌ی خود قرار گیرد، همه‌ی تلاش‌های سازنده‌ی مادی و معنوی، راه خود را به سمت و سوی آرمان‌ها می‌گشاید و جامعه را به نقطه‌ی مطلوب آرمانی اسلام می‌رساند و اگر از اهمیت نماز غفلت شود و نماز مورد بی‌اعتنایی قرار گیرد، این مسیر به‌درستی طی نخواهد شد و تلاش‌ها و مجاهدت‌ها تأثیر لازم را در رساندن به قله‌ای که اسلام برای جامعه‌ی بشری ترسیم کرده است، ‌ نخواهد داشت. ۱۳۹۱/۰۶/۱۵

 

نماز برترین‌ چیزی‌ است‌ که‌ می‌تواند همه‌ی‌ افراد جامعه‌ی‌ مسلمان‌ را به‌ تهذیب‌ اخلاقی‌ و تعالی‌ روحی‌ و معنوی‌ برساند.

سه‌ خصوصیت‌ عمده‌ در نماز هست‌ که‌ نقش‌ برتر آن‌ را در تهذیب‌ نفس‌ و پرورش‌ روانی‌ انسان ها پدید می‌آورد. نخست‌ آن‌ که‌ نماز، با شکلی‌ که‌ در اسلام‌ برای‌ آن‌ معین‌ گشته‌ یعنی‌ حرکات‌ و اذکار مخصوص‌، به‌ طور طبیعی‌ نمازگزار را به‌ دوری‌ از گناه‌ و آلودگی‌ فرا می‌خواند: «ان‌ الصلوه‌ تنهی‌ عن‌ الفحشاء و المنکر».

این‌ فراخوانی‌ پیوسته‌، توانایی‌ آنان‌ را دارد که‌ هر کس‌ را از منجلاب ها رها سازد و عروج‌ بخشد.

 

دو آن‌ که‌ در او روح‌ پرستش‌ و خضوع‌ در برابر حضرت‌ باری‌ تعالی‌ را که‌ محبوب‌ حقیقی‌ و فطری‌ هر انسان‌ است‌، زنده‌ می‌کند و غبار فراموشی‌ از این‌ حقیقت‌ درخشنده‌ را که‌ در ژرفای‌ فطرت‌ او نهاده‌ شده‌ است‌ می‌سترد.

 

سوم‌ آن‌ که‌ به‌ جان‌ و دل‌ نمازگزار، آن‌ آرامش‌ و اطمینانی‌ را که‌ شرط اصلی‌ موفقیت‌ در همه‌ی‌ عرصه‌های‌ زندگی‌ است‌، هدیه‌ می‌کند و تزلزل‌ و اضطراب‌ را که‌ مانع‌ بزرگی‌ در راه‌ اقدام‌ مجدانه‌ برای‌ پرورش‌ اخلاقی‌ است‌، از او دور می‌سازد.

هر یک‌ از سه‌ خصوصیتی‌ که‌ گفته‌ شد در خور آن‌ است‌ که‌ با تدبر و ژرف‌ نگری‌ دیده‌ و سنجیده‌ شود و از این‌ راه‌ بسیاری‌ از معارف‌ نماز آشکار خواهد شد.

 

اکنون‌ هنگامی‌ که‌ می‌بینیم‌ نماز با این‌ ویژگی ها و کارسازی‌ استثنایی‌اش‌، گستردگی‌ به‌ اندازه‌ی‌ گستره‌ی‌ همه‌ی‌ جامعه‌ی‌ اسلامی‌، دارد، یعنی‌ همه‌ در هر حال‌ و هر جا وظیفه‌ دارند آن‌ را به‌ جای‌ آورند و هیچکس‌، هرگز از قلمرو این‌ فریضه‌ی‌ الهی‌ بیرون‌ نیست‌، در می‌یابیم‌ که‌ اندازه‌ی‌ تأثیر آن‌ در تأمین‌ شرط نیکبختی‌ یک‌ ملت‌ و یک‌ جامعه‌، چقدر زیاد است‌.

حقیقت‌ آن‌ است‌ که‌ هرگاه‌ در میان‌ مردمی‌، نماز ـ با همه‌ی‌ شرایطش‌ ـ رواج‌ داشته‌ باشد همین‌ یک‌ واجب‌ الهی‌ آنان‌ را تدریجا به‌ همه‌ی‌ نیکبختی ها می‌کشاند و خیمه‌ی‌ دین‌ را در زندگی‌ آنان‌ برپا می‌سازد. ۱۳۷۴/۰۶/۱۴

مسأله شناخت امام زمان، از مسائل ارزشمند است تا آنجا که به تعبیر روایات، اگر کسی امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است و شناخت بقیّه‌الله بدین جهت است که اگر او را نشناسیم، نه‌تنها عمل ما باطل است، بلکه منحرف و گمراه خواهیم شد.

پورتال جامع مهدویت در بخش مخزن پرسش و پاسخ خود به برخی از سؤالات پیرامون «ویژگی های یاران امام موعود» پاسخ داده است که سؤالات و جواب ها در شماره های مختلف تقدیم نگاه شما مهدی یاوران خواهد شد.

 

- چرا باید برای ظهور امام زمان زمینه‌سازی کرد؟

 

هر انقلاب، برای اینکه ابعاد آن شناخته شود و یا با شکست روبرو نشود، نیاز به زمینه‌سازی دارد، قیام و انقلاب حضرت مهدی  علیه‌السلام نیز، اگرچه شکست در آن راه ندارد، اما برای اینکه ابعاد آن برای همگان روشن شود، باید پیشاپیش برای آن زمینه‌سازی کرد.

 

البته این زمینه‌سازی از قرآن شروع شده، سپس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه معصومین علیهم‌السلام به ابعاد آن پرداخته‌اند. قرآن مجید در چند آیه، وراثت صالحان را نسبت به زمین نوید داده و حکومت آینده زمین را، از برای آنها دانسته است و فرموده: « وَلقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِمِن بَعدَ الذِّکر أَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِی الصّالِحون؛ پس ازتورات، در زبور نوشتیم که وارث نهایی زمین، بندگان نیکوکار من خواهند بود».[۱] و نیز فرموده: «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و و نجعلهم الائمة و نجعلهم الوارثین؛ ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین، منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قراردهیم».[۲]

و نیز فرموده: «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئا؛ خداوند به مؤمنان و صالحان وعده داده است که آنان را جانشینان زمین قرار دهد، دینی که برای آنها آن پسندیده است ومستقر سازد، ودوران خوف آنان راتبدیل به امنیت نماید وبدون ترس وواهمه ای خدای خویش رابپرستند واطاعت غیر خداراگردن ننهند».[۳]

 

بدین جهت مردم را به فکر واداشته که این صالحان چه کسانی‌اند که هم وارث زمین خواهند بود و هم حکومت را به دست خواهند گرفت و اسلام را فراگیر و جهانی خواهند نمود تا مؤمنان بدون ترس و وحشت‌، در امنیت کامل به عبادت بپردازند؛ فکر در اینکه آیا تا کنون، چنین حادثه‌ای رخ داده یا نه؟ و آیا چنین حکومتی روی کره زمین برقرار شده است یا نه؟

 

به دنبال نزول این آیات از سوی خداوند، پیامبر، مسلمانان را به حکومتی جهانی به رهبری یکی از فرزندانش که هم‌نام و هم‌کنیه‌اش خواهد بود، خبر داد. [۴] روایات فراوانی که از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده، مردم و مسلمانان را با این چهره مقدّس و این حکومت الهی بیشتر آشنا ساخته و امامان معصوم با تبیین مسائل بیشتری به تمام ابعاد آن پرداخته‌اند، به‌گونه‌ای که تمام احادیث اسلامی درباره امام مهدی علیه‌السلام با زمینه‌سازی حکومت آن حضرت، کاملاً مرتبط است.

 

- چگونه زمینه‌سازی کنیم؟

 

همه ما وظیفه داریم که زمینه‌های ظهور را فراهم کنیم؛ این زمینه‌ها فراوان است که به برخی از آنها بسنده می‌کنیم:

 

۱. شناختن و شناساندن ولی‌عصر

مسأله شناخت امام زمان، از مسائل ارزشمند است تا آنجا که به تعبیر روایات، اگر کسی امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. [۵]  و شناخت بقیّه‌الله بدین جهت است که اگر او را نشناسیم، نه‌تنها عمل ما باطل است، بلکه منحرف و گمراه خواهیم شد.

 

امام کاظم علیه‌السلام می‌فرماید: « امام، حجّت بندگان است، هر کس او را رها کند، گمراه می‌شود و هر کس با او باشد، نجات می‌یابد و رستگار می‌شود».[۶]

 

بدین جهت در دعا می‌خوانیم: «خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی، رسولت را نخواهم شناخت. خدایا! رسولت را به من بشناسان، وگرنه حجّتت را نخواهم شناخت. خدایا! حجّتت را به من بشناسان، وگرنه از دین خود گمراه خواهم شد» [کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۷۱، ح ۲]

 

۲. مبارزه با انحرافات و کج روی‌ها

مبارزه با گناهان، زمینه‌سازی برای ظهور امام عصر می‌باشد؛ چرا که یکی از اهداف بسیار مهم امام، مبارزه با انحرافات و کجروی‌ها و نابودی مفاسد است. امام می‌آید تا به ظلم و ستم پایان داده و عدل ‌و داد را روی زمین بگستراند، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «یملأ الله بِهِ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا».[۷]

 

بنابراین، اگر بخواهیم زمینه‌های ظهور را فراهم کنیم، باید به کمک امام شتافته و با او همگام شویم. ممکن است برخی با سکوت و بی‌تفاوتی در برابر انحرافات و مفاسد اجتماعی، چنین فکر کنند که باید به مفاسد دامن زد و یا حداقل سکوت کرد تا مفاسد در جامعه صدچندان شود، تا بر اثر زیادشدن آن، امام عصر ظهورکند، در حالی که این نظریه و اندیشه ـ همان‌طور که ذکر آن پیش‌تر گذشت ـ کاملا غلط و بی‌اساس است؛ زیرا حضرت پس از آمدن، زمین را پُر از عدل‌ و داد می‌کند، نه اینکه تا زمین پر از جور و ظلم نشده، امام نخواهد آمد و دلیلش این است که هم اکنون نیز زمین به اندازه کافی پُر از ظلم و جور شده است؛ بنابراین چرا امام نمی آید!؟

 

۳. تبیین اهداف امام

مسأله دیگری که زمینه‌ساز ظهور امام زمان علیه‌السلام می‌باشد، این است که پس از شناخت و معرفت به امام عصر، اهداف آن حضرت را بررسی و مورد مطالعه قرار دهیم.

 

ویژگی‌های حکومت و امتیاز آن از سایر حکومت‌های پیشین‌ را بدانیم، همچنین بدانیم حکومتی که در قرآن بدان اشاره شده است و خداوند از آن خبر داده و پیامبران پیشگویی کرده‌اند، با تمام حکومت‌ها تفاوت اساسی خواهد داشت. حکومت جهانی و الهی، حکومت حاکمیت دین و قرآن و اهل‌بیت است؛ حکومت برقراری امنیت جهانی، حکومت بسط عدالت و حکومت حاکمیت اخلاق و ارزش های انسانی است. امام می‌آید تا اهداف پیاده نشده تمام انبیای الهی را به انجام برساند؛ امام می‌آید تا عالی‌ترین مظاهر یک حکومت مترقّی را به نمایش بگذارد؛ امام می‌آید تا بشر را به کمال واقعی خود برساند و خلاصه، کاری که امام می‌کند، تا کنون به دست هیچ پیامبر و یا حاکمی در طول تاریخ، صورت نگرفته است؛ او می‌آید تا به تمام آن خواسته‌ها، جامه عمل بپوشاند.

 

اعتقاد به این مسائل، سبب می‌شود که برای رسیدن به چنین حکومتی تلاش ورزیم، موانع را از سر راه برداریم و دیگران را تشویق و ترغیب کنیم و همین کارها، باعث ایجاد زمینه‌ها خواهد شد.

 

۴. انتظار فرج

از دیگر موارد زمینه‌سازی ظهور امام زمان، انتظار فرج است؛ انتظاری که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و معصومین علیهم‌السلام، ما را به آن دعوت کرده‌اند؛ انتظاری که در روایات، از آن به‌عنوان برترین اعمال و بهترین عبادات مؤمنان یاد شده است؛ انتظاری که به فرمایش امام صادق علیه‌السلام: «اگر شخصی در حال انتظار بمیرد، شهید خواهد بود، اگرچه در رختخواب هم مرده باشد».[۸]

 

۵. شناخت وظایف و عمل به آن

بزرگان ما، بر اساس روایت و احادیث و سفارشات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه معصومین علیهم‌السلام، وظایفی را برای مردم زمان غیبت کبرا بیان کرده‌اند که هر یک از آنها، زمینه‌ساز ظهور مهدی موعود علیه‌السلام خواهد بود. مرحوم محدّث قمی به چند مورد از آنها اشاره کرده است:

 

۱. اندوهگین‌بودن و گریستن برای آن حضرت، در ایّام غیبت؛

 

۲. دعاکردن برای سلامتی و در امان‌ماندن وجود مبارک امام عصر از شرّ شیاطین انس و جنّ و طلب تعجیل فرج و نصرت و ظفر و غلبه او بر کفّار و ملحدین ومنافقین؛

 

۳. صدقه‌دادن در حدّ توان، برای سلامتی وجود مبارک امام زمان؛

 

۴. به‌جاآوردن حج به نیابت ازامام عصر، چنان‌که در گذشته میان شیعه مرسوم بوده است؛

 

۵. برخاستن به نشانه احترام، به هنگام شنیدن نام مبارک آن حضرت، به‌ویژه نام مبارک قائم؛

 

۶. تضرّع و درخواست از خداوند، برای حفظ دین و ایمان از دستبرد شیاطین و رهایی از شبهات؛

 

۷. استمداد و استعانت و استغاثه به آن جناب، در هنگام سختی‌ها و گرفتاری‌ها و بیماری‌ها و شبهات و فتنه‌ها. [۹]

---------------

پی‌نوشت‌ها

۱. سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.

۲. سوره قصص، آیه ۵.

۳. سوره نور، آیه ۵۵. 

۴. تذکرة‌الخواص، ص۲۶۳؛ عقد الدرر، ص ۳۲؛ منهاج‌السنة، جلد ۴، ص ۲۱۱.

۵. محاسن برقی، ص ۱۵۵؛ کمال‌الدین، ج۲، ص ۴۱۲.

۶. معجم احادیث الامام المهدی، ج ۴، ص ۱۴۸.

۷. غیبت نعمانی، ص ۸۱. 

۸. الشیعه الرجعه، ج ۱، ص ۴۳۲ ضمنا در کتاب‌های اهل سنّت نیز به انتظار فرج اشاره شده که می‌توان به المعجم الکبیر طبرانی، ج۱۰، ص ۱۲۴؛ مسند شهاب، جلد ۱، ص ۶۲؛ تاریخ بغداد، جلد ۲، ص ۱۵۴ مراجعه کرد.

۹. منتهی‌الآمال، ج ۲، ص۴۸۳

انسان نماز را خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد. حضور قلب یعنی انسان از آنچه که می گوید و آنچه که در ذهنش می گذرد و بر زبانش جاری میشود، غافل نباشد؛ اینجور نباشد که نفهمد.

مثلاً من که حالا دارم با شما حرف میزنم، خب، شما مخاطبید. انسان توجه دارد که یک مخاطبی دارد و دارد گوش میکند و دارد حرف میزند. در نماز هم همین جور باشد؛ یک مخاطبی داشته باشیم، با او حرف بزنیم.

 

من حتّی عرض می کنم اگر کسی معنای نماز را هم نداند، اصلاً هیچ نداند معنای این عبارات چیست، اما همین قدر بداند دارد با یکی حرف میزند، دارد با خدا حرف میزند، این قضیه انسان را نزدیک می کند - «قربان کلّ تقیّ»- این خودش مقرب است؛ تا اینکه حالا مثل ماها که معنایش را میدانیم و تفسیرش را می دانیم و چندین کتاب درباره‌اش خوانده‌ایم، اما وقتی که نماز میخوانیم، بالمرّه یادمان می رود که چه کار داریم می کنیم.

به قول صائب - حالا شعرش یادم نمی‌آید، اما مضمونش این است - غیر از خدا که به یادت نمی‌آید، هر چی دیگر توی نماز یادت می‌آید؛ گم کرده باشی، پیدا می کنی. ۱۳۹۰/۰۱/۲۳

 

حضور قلب و توجه، کاری است که به تمرین احتیاج دارد. کسانی که این کارها را کرده‌اند و بلدند، به ما یاد می‌دهند که انسان باید در حال نماز، خود را در حضور یک مخاطب عالی‌شأن و عالی‌مقام که خالق هستی است و مالک همه‌ی وجود انسان است، احساس کند. هر مقدار از نماز که توانست این حالت را داشته باشد، به تعبیر روایات این نماز، نمازِ مقبول است و آن خاصیت و اثر را خواهد بخشید. و دیگر آثار نماز - که نمی‌شود آثار نماز را در چند جمله یا در چند فقره‌ی کوتاه خلاصه کرد - بر این مترتب می‌شود. ۱۳۸۵/۰۶/۲۷

 

نماز همان ذکری است، همان آب حیاتی است که انسان به دل خود می‌بخشد؛ نمازِ با توجه؛ توجه به معنا، توجه به اینکه در مقابل خدا قرار داریم. نماز را این‌طوری بخوانید. وقتی به نماز می‌ایستید، به یاد بیاورید که در مقابل خداوند متعال ایستاده‌اید و دارید با او حرف می‌زنید. در سرتاسر نماز سعی کنید این حالت حفظ بشود، آنوقت این نماز اثر می‌گذارد و دل انسان را مثل اکسیر عوض می‌کند. اکسیر ماده‌ی کیمیایی است که می‌گویند مس را طلا می‌کند. دل ما از مس هم که باشد، اکسیر ذکر آن را به طلا تبدیل می‌کند. این، خیلی مهم است. ۱۳۸۶/۰۲/۱۹

جهیزیّه‌ی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، به قدری بود که شاید دو نفر آدم با دست می‌توانستند از این خانه بردارند ببرند آن خانه. ببینید افتخار اینهاست. ارزش اینهاست.

رهبر معظم انقلاب در حاشیه خطبه های عقد، توصیه هایی به زوج های داشته اند که «پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای» منویات ایشان را در قالب «خانواده ایرانی» عرضه نموده و رسانه رسمی حوزه در شماره های مختلف تقدیم حضور علاقمندان می نماید.

 

- آسان گیری

 

* به فکر دیگران هم باشید

از بعضیها وقتی می‌پرسیم که شما چرا برای دو نفری که می‌خواهند زندگی بکنند، بازار را می‌خواهید خالی کنید که جهیزیّه برای خودتان درست کنید؟ می‌گویند: خب ما داریم. چون داریم می‌خواهیم بکنیم.

آیا این استدلال کافی است؟ چون داریم! نه. این استدلال به هیچ وجه کافی نیست. استدلال غلطی است. در یک جامعه همه جور انسان زندگی می‌کند. شما باید کاری کنید که آن دختری هم که ندارد، اگر خواست شوهر بکند بتواند و الّا این جهیزیّه‌ای که شما دارید برای دخترتان درست می‌کنید، این مهریّه‌ای که شما دارید به عروستان می‌دهید، این دیگر دَرِ ازدواج را برای دیگران خواهد بست ... این روش انسانی نیست. این روش اسلامی نیست.

 

* جهیزیّه‌ بهترین عروس عالم

شما نگاه کنید به دختر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، بهترین دخترهای عالم، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود. بهترین زنهای اولین و آخرین، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بود. هرگز دختری و زنی به آن خوبی، به آن شرافت و به آن عظمت نیامده است. همه زنهای عالم از اوّل تا آخر در مقابل او مثل خدمت کارهایی هستند. مثل ذرّاتی هستند در مقابل خورشید جهان افروز.

شوهرش هم امیرالمؤمنین (علیه السلام)، بهترین مردان عالم. اگر چنانچه همه‌ی فضائل و مکارمشان را جمع کنیم. همه‌ی مردان عالم به یک ناخن او هم نمی‌رسند؛ این دو مظهر عظمت، مظهر زیبایی و فضیلت، با همدیگر ازدواج کردند.

جهیزیّه‌شان همان چند قلم ارزان قیمتی بود که در کتابها نوشته‌اند و ضبط کرده‌اند: یک تکّه حصیر، ‌ یک تکّه لیف خرما، ‌یک دست رختخواب و یک دستاس، یک کوزه، یک کاسه. [۱]

همه‌اش را اگر چنانچه به پول امروزی روی همدیگر بگذارند، معلوم نیست که چند هزار تومان مختصری بیشتر بشود. همان مهریّه را از امیرالمؤمنین(علیه السلام) گرفتند و پولش را دادند جهیزیّه‌ی مختصری را فراهم کردند و بردند خانه‌ی شوهر.

حالا ما نمی‌گوییم دخترهای ما مثل فاطمه زهرا(سلام الله علیها) جهیزیّه بگیرند. نه دخترهای ما مثل فاطمه زهرا هستند و نه خود ماها مثل پدر ایشان هستیم و نه پسرهای ما مثل امیرمؤمنان(علیه السلام)، شوهر فاطمه زهرایند. ما کجا و آنها کجا؟ زمین تا آسمان با هم فرق داریم. اما معلوم می‌شود راه، آن راه است. جهت، آن جهت است. جهیزیّه را مختصر بگیرید. به این و آن نگاه نکنید، خرج زیادی نکنید. کار را برای کسانی که ندارند مشکل نکنید.

 

جهیزیّه‌ی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، به قدری بود که شاید دو نفر آدم با دست می‌توانستند از این خانه بردارند ببرند آن خانه. ببینید افتخار اینهاست. ارزش اینهاست.

آیا پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نمی‌توانستند یک جهیزیّه‌ی مفصل تشکیل دهند؟ اگر پیامبر(صلی الله علیه وآله) اشاره‌ای می‌کردند، این مسلمانانی که در اطراف ایشان بودند، بعضیهایشان هم آدمهای متمکّنی بودند، پول هم داشتند، از خدا می‌خواستند که بیایند یک هدیه‌ای بدهند، کمکی بکنند. نکردند. چرا نکردند؟ این برای این است که من و شما یاد بگیریم. و الّا بنشینیم و تعریف کنیم و خوشمان بیاید و بعد هم یاد نگیریم، چه فایده‌ای دارد؟ استفاده‌اش را نمی بریم. نسخه‌ی طبیب را که انسان نباید بگذارد روی طاقچه تماشا کند. باید عمل کنیم تا بهره‌اش را ببریم. رژیم غذایی را باید عمل کنید تا فایده‌اش را ببرید. اینها رژیم غذایی روح است، رژیم غذایی صحّت جامعه است. صحّت خانواده است. باید عمل شود. ساده برگزار کنید.

 

* عروس خانمها شما نگذارید

نگذارید جهیزیّه‌ها را سنگین کنند. دخترها نگذارند. عروسها شما نگذارید. پدر و مادرها هم اگر می‌خواهند، شما نگذارید. این همه جنس گران را می‌خواهید چه کنید؟

مادرهای عروسها در تهیه جهیزیّه دست نگه دارند، خیلی افراط و اسراف نکنند. نگویند حالا مثلاً دخترمان است، دلش می‌شکند. نه. دخترها خوبند. دخترها نمی‌خواهند. ما بیخود نباید دل آنها را بکشانیم به این سمت که هر چیز قشنگ و لوکس و... حتماً باید برایش تهیه شود.

این دختر خانمها که می‌خواهند جهیزیّه درست کنند، برای خرید اسباب سر عقد و جهیزیّه، توی این دکانهای گران قیمت بعضی از جاهای تهران، آن محلّات گران قیمت که معروف است – نمی‌خواهم البته اسم بیاورم – من می‌شناسم کجاهاست که دکانهایش معروف است به جنس گران، اصلاً طرف آنها پا نگذارند. بروند آن جاهایی که معروف به گرانی نیست. این طور نباشد که داماد بیچاره را دنبالشان راه بیندازند برای خرید عروس و خرید عقد. متأسفانه از این کارها می‌کنند.

 

[۱] بحارالانوار، ج۴۳، باب۵، ص۹۴

متن پیام رهبر انقلاب به پنجاه و چهارمین نشست اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا که صبح روز شنبه در وین قرائت شد، به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جوانان عزیز اتحادیه انجمن‌های اسلامی

امسال نشست شما در میانه‌ی حوادث مهمی برگزار می‌شود که هر یک از جهتی نشانه‌ عظمت و اعتبار ایران اسلامی و ملت انقلابی آن است. شهادت‌ها، قدرت‌نمائی‌های نظامی، حضور بی‌نظیر مردمی، روحیه‌ قوی و عزم راسخ جوانان، در کنار هزاران مجموعه‌ فعال در عرصه‌ دانش و فناوری، و نیز رویکرد دینی و معنوی در بخش عظیمی از جوانان سراسر کشور، همه از سر بر آوردن یک پدیده‌ یکتا در جهان امروز خبر می‌دهد. پدیده‌ئی که می‌تواند در آینده‌ تاریخ تأثیرات عمیق و تعیین‌کننده بگذارد.

گام دوم انقلاب اسلامی باید بتواند به حول و قوه‌ الهی این پدیده را به کمال برساند و به ثمر بنشاند.

چشم امید و انتظار در این پویش حیاتی به جوانان دانشمند و فرزانه و با ایمان است و شما می‌توانید در شمار این برگزیدگان تاریخ‌ساز باشید.

به امید موفقیتهای بزرگ شما عزیزان

والسلام علیکم ورحمه الله

سیّد علی خامنه ای

۳ بهمن‌ماه ۱۳۹۸

 

 

امروزه بسیاری از مردم از بیماری دیابت رنج می‌برند؛ سبک زندگی غلط مبتنی بر رژیم تغذیه نامناسب، مصرف مداوم آب یخ، کم‌تحرکی و استرس از جمله دلایل اصلی ابتلا به دیابت است.

با وجود اینکه بیماران مبتلا به دیابت توسط پزشک متخصص خود از خوردن بسیاری از مواد غذایی قندی منع شده‌اند اما متأسفانه پزشکان در طب نوین، توجهی به برخی پرهیزات ضروری برای پیشگیری یا بهبود بیماران دیابتی ندارند به‌عنوان مثال بر اساس مبانی طب سنتی، مصرف "آب یخ" یکی از دلایل اصلی ابتلا به دیابت است که در طب نوین توجهی به این مسئله مهم نمی‌شود.

اما "ماساژ عمومی بدن" به‌ویژه در ناحیه شکم، پشت و اندام‌ها در کاهش قند خون بسیار مؤثر است چرا که ماساژ عمومی بدن علاوه بر کاهش قند خون می‌تواند بسیاری از فاکتورهای خونی را هم اصلاح کند.

پیشنهاد می‌شود مبتلایان به دیابت به‌طور منظم و هفتگی ماساژ عمومی آرام‌بخش را در برنامه خود داشته باشند.

دستورالعمل‌های طب سنتی علاوه بر کمک به درمان دیابت در بهبود عوارض ناشی از دیابت مانند زخم‌های دیابتی هم بسیار مؤثر است؛ در طب سنتی با استفاده از  اصلاح تغذیه، درمان‌های موضعی، داروهایی برای پانسمان زخم و زالودرمانی حتی "زخم پای دیابتی" نیز قابل درمان است و به‌عکس طب نوین که تجویز به قطع پای مبتلا به زخم دیابت می‌کند، مانع از قطع پای بیمار می‌شود.

ماء الجُبن" یکی از ترکیباتی است که در طب سنتی ایرانی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

خاصیت اصلی ماء‌ الجبن، "سم‌زدایی" از کل بدن است و به‌دلیل نفوذ سریع در تمام عروق انتهایی و ریز بدن، کل بدن را از اخلاط غلیظ و گرفتگی عروق ریز پاکسازی می‌کند.

به همین دلیل در درمان انواع لکهای پوستی، انواع سُده‌ها، انواع سوء‌مزاجها و انواع اختلالات خلقی مفید است؛ با توجه به اینکه امروزه به‌دلیل آلودگی هوا و مصرف انواع غذاهای کارخانه‌ای، میزان سموم موجود در خون و کبد زیاد است، توصیه می‌شود افراد سالم نیز هر از گاهی، آن را مصرف کنند.

طرز تهیه ماء الجبن

برای تهیه ماء الجبن، یک کیلو شیر را جوشانده بلافاصله بعد از جوش آمدن، شعله را خاموش کرده و دوسوم استکان سکنجبین ترش یا سرکه خانگی در آن بریزید و کمی صبر کنید تا شیر به‌اصطلاح "بریده" شود.

اگر شیر بریده نشد، می‌توانید چند قاشق غذاخوری دیگر سرکه خانگی به آن اضافه کنید تا بریده شود؛ سپس شیر بریده‌شده را درون کیسه پارچه‌ای بریزید و آبگیری کنید.

آبی که از درون پارچه به دست می‌آید همان ماء الجبن است؛ پس از فشردن کیسه پارچه‌ای برای گرفتن ماء الجبن خواهید دید که یک کف سفید روی آب نقش می‌بندد که باید این کف نیز گرفته و دور ریخته شود.

نحوه و میزان مصرف ماء الجبن

میزان مصرف ماء الجبن بدین صورت است: روزانه یک لیوان بزرگ ناشتا میل شود؛ در صورتی که بیمار مشکل معده داشت باید ابتدا معده را اصلاح کند سپس مصرف ماء الجبن را آغاز کند یا می‌تواند همزمان با اصلاح معده، مصرف ماء الجبن را شروع کند.

در صورت مشاهده استفراغ یا روان شدن معده در پی مصرف ماء الجبن باید گفت که این موارد طبیعی است و نوعی سم‌زدایی از بدن است.

می‌توانید یک جلسه برای سه روز ماء الجبن آماده کنید؛ ماء الجبن باید ولرم مصرف شود؛ برای هم زدن آن بهتر است از قاشق چوبی استفاده شود؛ مدت مصرف 2 ماه تحت نظر طبیب باید باشد.

در صورتی که علائم "غلبه سودا" دارید، در زمان نزدیک به جوش آمدن (قبل از به جوش آمدن شیر و اضافه کردن سرکه) دو  قاشق "افتیمون" را در یک کیسه پارچه‌ای ریخته و 5 بار به‌مدت هر بار  30 ثانیه در شیر زده شود.

اختلال کم‌توجهی ــ بیش‌فعالی (ADHD) نوعی اختلال در سلامت روان است که باعث بروز بیش‌فعالی می‌شود؛ افراد مبتلا به ADHD عموماً توانایی تمرکز بر یک کار واحد و نشستن برای مدت طولانی در یک جا را ندارند.

علائم بیش‌فعالی

مشکل در تمرکز کردن بر انجام یک کار، فراموش کردن وظایف و مسئولیت‌ها، پریشانی خاطر بیش از حد، ناتوانی در نشستن به‌مدت طولانی برای انجام کار واحد، پرحرفی و قطع کردن حرف دیگران برای صحبت کردن از نشانه‌های بارز این اختلال هستند؛ همچنین این اختلال، در کودکان بیشتر با علائمی مانند آشفتگی در بروز عواطف، بی‌قراری، انجام کارها به‌صورت ناتمام، ناتوانی در تمرکز سر کلاس درس و فرار از انجام دادن تکالیف مدرسه بروز پیدا می‌کند.

بیش از 60 درصد کودکان مبتلا به ADHD، در بزرگسالی نیز علائم بیش‌فعالی از خود نشان می‌دهند اما علائم و مشکلات بسیاری از آن‌ها با رسیدن به سنین بزرگسالی، کاهش می‌یابد؛ اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی درمان‌نشده در بزرگسالان، می‌تواند بر بسیاری از جنبه‌های زندگی‌شان تأثیر منفی بگذارد؛ علائمی مانند مشکل در مدیریت زمان، فراموشی و بی‌حوصلگی می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در محل کار، خانه و روابط این افراد شود.

بیش‌فعالی در پسران، دو برابر دختران شیوع دارد و آمارها نشان می‌دهد یک‌دهم کودکان، مبتلا به بیش‌فعالی هستند یا علائم اولیه آن را دارند.

علت بیش‌فعالی چیست؟

با وجود اینکه اختلال کم‌توجهی ــ بیش‌فعالی مشکلی تقریباً شایع بین کودکان است، هنوز دانشمندان علت اصلی بروز آن را کشف نکرده‌اند اما مطالعات نشان می‌دهد عوامل ژنتیکی و عصبی می‌تواند در بروز این اختلال مؤثر باشد.

برخی مقالات نیز "کاهش دوپامین" را از عوامل مؤثر در بروز چنین اختلالی دانسته‌اند؛ دوپامین، یک انتقال‌دهنده عصبی است که در ایجاد پاسخ‌های احساسی نقش دارد؛ یافته‌های تحقیقاتی دیگر نشان می‌دهد که مغز افراد مبتلا به بیش‌فعالی و کم‌توجهی، ماده خاکستری کمتری دارد؛ ماده خاکستری مغز، بخشی از مغز است که در گفتار، عملکرد عضلات، خودکنترلی و تصمیم‌گیری نقش اساسی دارد.

درمان بیش‌فعالی

درمان بیش فعالی معمولاً شامل رفتاردرمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از این‌هاست؛ درمان‌های طبیعی بیش‌فعالی، شامل پیروی از یک رژیم غذایی معتدل و مناسب، فعالیت بدنی به‌مدت حداقل یک ساعت در روز و محدود کردن میزان استفاده از موبایل، تلفن و فضای مجازی است.

توصیه‌های تغذیه‌ای برای بیماران مبتلا به بیش‌فعالی

مطالعات نشان داده‌اند که بسیاری از موارد بیش‌فعالی، ناشی از رعایت نکردن رژیم غذایی مناسب در این افراد است و حذف برخی مواد غذایی، می‌تواند در کاهش عوارض ناشی از این اختلال، بسیار کمک‌کننده باشد.

پرهیز از مصرف شکر، نوشابه، شیرینی‌جات، غذاهای چرب و غذاهای آماده و فرآوری‌شده مانند سوسیس و کالباس می‌تواند به کاهش بروز علائم بیش‌فعالی در این کودکان کمک کند.

خوراکی‌هایی مانند هلو، گوجه‌فرنگی و خیار حاوی ماده‌ای به‌نام سالیسیلات هستند و باید از رژیم غذایی این کودکان حذف و با مواد دیگر جایگزین شوند؛رنگ غذایی نارنجی که به‌صورت ماده افزودنی در غذاهای بسته‌بندی مانند آدامس، شکلات، سس، برخی دسرها، کنسروها و رنگ‌های غیرطبیعی زعفران وجود دارد نیز در بروز بیش‌فعالی مؤثر است و باید از غذای کودک حذف شود.

نوشیدنی‌های حاوی کافئین مانند قهوه‌ها، نوشابه‌های گازدار و چای پررنگ علائم این بیماری را تشدید می‌کنند.

برخی مطالعات نیز ثابت کرده‌اند که کمبود برخی مواد معدنی، ویتامین‌ها و اسیدهای چرب نیز می‌تواند باعث بروز چنین اختلالی شود؛ این مواد عبارتند از:

آهن

کمبود آهن، میزان دقت و تمرکز را به‌میزان چشمگیری کاهش می‌دهد البته باید دقت داشت که کمبود آهن را باید با مصرف مواد غذایی حاوی این عنصر جبران کرد و نه لزوماً مصرف داروهایی مانند اسیدفولیک چرا که بنابر برخی مطالعات، مصرف بی‌مورد و بیش از نیاز اسیدفولیک در دوران بارداری، خود می‌تواند زمینه بیش‌فعالی کودکان پس از تولد را فراهم کند.

اسیدهای چرب امگا3 و امگا6

تحقیقات نشان داده است غلظت اسیدهای چرب امگا3 و امگا6 در افراد مبتلا به بیش‌فعالی کمتر از سایر افراد است؛ کنجد، تخم کدو تنبل و تخم آفتابگردان، منابع خوب اسیدهای چرب امگا6 و برخی ماهی‌ها نیز از منابع خوب امگا3 هستند.

منیزیم

کمبود منیزیم اغلب در افراد مبتلا به بیش‌فعالی دیده می‌شود و با دریافت آن، علائم این اختلال کاهش چشمگیری می‌یابد؛ منیزیم در مغزها، حبوبات، غلات آسیاب‌نشده و سبزیجات با برگ‌های تیره‌رنگ وجود دارد.

کمبود روی، ویتامین B6، کلسیم و پروتئین نیز می‌تواند از عوامل افزایش بروز علائم ADHD در کودکان و حتی بزرگسالان باشد.

یکشنبه, 06 بهمن 1398 11:44

خطبه‌های نماز جمعه تهران

خطبه‌ی اوّل

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله‌ ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه و خیرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر نعمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفی محمّد و على آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّةالله‌ فى الارضین و صلّی الله على ائمّة المؤمنین و هداة المستضعفین و حماة المؤمنین.

 همه‌ی برادران عزیز را و خودم را دعوت میکنم و توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی. اگر نصرت الهی را میخواهیم در تقوا است؛ اگر توفیقات الهی را میخواهیم، هدایت الهی را میخواهیم در تقوا است؛ اگر فرج و گشایش در مسائل شخصی و اجتماعی را میخواهیم در تقوا است؛ همه باید کوشش کنیم که تقوای الهی را معیار کار خودمان قرار بدهیم. در نماز جمعه آنچه مهم است، توصیه‌ی به تقوا است؛ خود این حقیر بیشتر از شما محتاج این توصیه هستم و امیدواریم خدای متعال توفیق بدهد بتوانیم هر کدام به حدّ وسع خودمان تقوای الهی را رعایت کنیم.

 یک آیه‌ی پُر مغز و پُر مضمونی -مثل بقیّه‌ی آیات قرآن- در سوره‌ی ابراهیم هست. امروز بحث من پیرامون این آیه و آیات بعد از این آیه است. میفرماید که وَ لَقَد أَرسَلنا موسىٰ بِآیاتِنا أَن أَخرِج قَومَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ وَ ذَکِّرهُم بِأَیّامِ اللَّهِ؛(۱) توصیه میکند، دستور میدهد حضرت موسیٰ را که «ذَکِّرهُم بِأَیّامِ الله». دو احتمال در معنای «ذَکِّرهُم بِاَیّامِ ‌الله» هست که در مقصودی که ما از این آیه داریم فرقی نمیکند. یک احتمال این است که منظور این است که ایّام‌الله را به یاد آنها بیاور؛ یک احتمال هم اینکه مقصود این است که به وسیله‌ی ایّام‌الله خدا را، دین را، قیامت را به یاد آنها بیاور. اهمّیّت ایّام‌الله در اینجا معلوم میشود که موسیٰ پیامبر عظیم‌الشأن الهی مأمور است که ایّام‌الله را به یاد مردم بیاورد. بعد میفرماید: إِنَّ فی ذٰلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبّارٍ شَکورٍ.(۲) ایّام‌الله آیه‌اند، نشانه‌اند، دلیل راهند. برای چه کسانی؟ برای کسانی که این دو صفت را دارند: صبّارند و شکورند. صبّار یعنی کسی که سر تا پا استقامت و صبر است، یکسره اهل صبر و استقامت، شکور یعنی آن کسی که نعمت را می‌شناسد و شکرگزاری میکند که حالا درباره‌ی این شکرگزاری من عرایضی خواهم کرد. بعد در آیه‌ی بعد میفرماید که حضرت موسی این دستور را عمل کرد: وَ إِذ قالَ مُوسی‌ لِقَومِهِ اذکُرُوا نِعمَةَ اللَّهِ عَلَیکُم إِذ أَنجاکُم مِن آلِ فِرعَونَ؛(۳) به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را که چطور شما را نجات داد؛ این از ایّام‌الله است یکی از نمونه‌های ایّا‌م‌الله این است؛ إِذ أَنجاکُم مِن آلِ فِرعَونَ. پس این [روز] یکی از ایّام‌الله شد؛ آن وقتی که جوامع و انسانها و اقوام از دست قدرتهای ستمگر نجات پیدا میکنند. بعد دنباله‌ی این ندای عمومی پروردگار است، صدای بلند خدا است: وَ إِذ تَأَذَّنَ رَبُّکُم، «تأذّن» یعنی با صدای بلند خدای متعال به همه اعلان میکند که لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم؛ اگر شکرگزاری کردید، ما آن نعمتی را که به شما دادیم این را روزبه‌روز افزایش خواهیم داد، زیاد میکنیم؛ وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید؛(۴) امّا اگر کفران نعمت کردید، وظایف شکر را به جا نیاوردید، آن وقت آنجا عذاب الهی است، مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد. بعد در آیه‌ی بعد هم نتیجه‌ی کلّی از این مطالب را میفرماید که: وَ قالَ مُوسی‌ إِن تَکفُرُوا أَنتُم وَ مَن فِی الأَرضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمید.(۵) این که ما میگوییم شکرگزار باشید، این که میگوییم مراقب نعمت خدا باشید، نعمت خدا را از یاد نبرید، این برای خود شما است وَالّا خدای متعال بی‌نیاز است.

 خب، ایّام الله مهم است؛ بنده میخواهم درباره‌‌ی ایّام الله صحبت کنم؛ برای چه کسانی؟ برای مردمی که صبّارند و شکورند. صبّارند یعنی یکپارچه اهل استقامت و صبرند، به اندک چیزی از میدان خارج نمیشوند، ایستادگی میکنند. شکورند، یعنی اوّلاً نعمت را میشناسند، ابعاد پنهان و آشکار نعمت را میبینند؛ ثانیاً قدرشناس نعمتند، یعنی ارزش این نعمت را، وزن این نعمت را، قیمت این نعمت را میدانند؛ ثالثاً بر اساس آن احساس مسئولیّت میکنند، بر اساس این نعمتی که خدا داده، احساس مسئولیت میکنند؛ ملّتی، جمعیّتی، قومی که بی‌صبر نیستند، مسئولیّت‌ناشناس نیستند. این آیات، آیات سوره‌ی ابراهیم است، مکّی است؛ یعنی در آن وقتی که مسلمانها در اوج مبارزات و ایستادگی و مقاومت در مقابل جریان کفر قرار داشته‌اند، در آن وقت این آیات نازل شده است، به آنها مژده میدهد، به مردم میگوید که بدانید که خدای متعال ایّام‌اللّهی دارد، آن ایّام‌الله را به شما نصیب خواهد کرد؛ باید شما شکرگزار ایّام‌الله باشید. اگر واکنش درست و شاکرانه نشان دادید از آنچه که خدای متعال به شما داده است، خدای متعال به شما پیروزی‌های بیشتری را در آینده خواهد داد. همین چند نکته‌ای که در این آیه‌ی شریفه وجود دارد، موضوع صحبت ما امروز در خطبه‌ی اوّل است.

 این دو هفته‌ای که بر ما گذشت، دو هفته‌ی پُرماجرا و استثنائی بود؛ ماجراهای تلخ، ماجراهای شیرین، حوادث درس‌آموز در این دو هفته برای ملّت ایران پیش آمد. یوم‌الله یعنی چه؟ یعنی آن روزی که دست قدرت خدا را انسان در حوادث مشاهده میکند؛ آن روزی که ده‌ها میلیون در ایران، و صدها هزار در عراق و بعضی کشورهای دیگر به پاس خونِ فرمانده سپاه قدس به خیابانها آمدند و بزرگ‌ترین بدرقه‌ی جهان را شکل دادند، این یکی از ایّام‌الله است. آنچه اتّفاق افتاد، کار هیچ عاملی جز دست قدرت خدا نمیتوانست باشد. آن روزی هم که موشکهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پایگاه آمریکایی را در هم کوبید، آن روز هم یکی از ایّام‌الله است.(۶) ما این دو روز را جزو ایّام‌الله در همین چند روز گذشته، در همین دو هفته‌ی گذشته، در مقابل چشم خودمان ما ملّت ایران مشاهده کردیم؛ اینها روزهای نقطه‌ی عطف تاریخند، روزهای تاریخ‌سازند، روزهای عادّی نیستند اینها. این که یک نیرویی، یک ملّتی، این قدرت را دارد، این توان روحی را دارد که به یک قدرت متکبّر زورگوی عالم این جور سیلی بزند، نشان‌دهنده‌ی دست قدرت الهی است، پس آن روز جزو ایّام‌الله است؛ روزها تمام میشوند، لکن تأثیرات این روزها در زندگی ملّتها باقی میمانند؛ در روحیه‌ی ملّتها، در منش ملّتها، در مسیر ملّتها، آثاری که این روزها باقی میگذارند آثار ماندگار و بعضاً جاودانه است.

 خب، حالا جامعه‌ی ایرانی به نظر ما یک جامعه‌ی صبّار و شکور است؛ ملّت ما ملّت پُراستقامتی است و ملّت شکرگزاری است. در طول این سالهای متمادی، ملّت ایران همواره سپاسگزار الطاف الهی در طول این سالها بوده است. ما ملّت صبّار و شکور باید از این آیات درس بگیریم. گفتیم اوّلین مسئله این است که ابعاد مادّی و معنویِ این پدیده را شناسایی کنیم. من عرض میکنم پس از ۴۱ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، این جمعیّت بی‌نظیر را کدام دست قدرتی به میدان آورد؟ این اشک و عشق و شور را چه کسی پدید آورد؟ کدام عاملی میتوانست یک چنین معجزه‌ای را نشان بدهد جز دست قدرت الهی؟ آن کسانی که دست قدرت خدا را نمیتوانند در این حوادث ببینند و تحلیل‌های مادّی در این مسائل میکنند، عقب میمانند. باید دست قدرت خدا را دید. بُعد معنوی و بسیار مهمّ این حادثه همین است که خدای متعال این کار را میکند. وقتی خدای متعال یک چنین حرکتی را در ملّت به وجود می‌آورد، انسان باید احساس کند که اراده‌ی الهی بر پیروزی این ملّت است. این نشان‌دهنده‌ی این است که اراده‌ی الهی بر این است که این ملّت در این راه و در این خط حرکت کند و پیروز شود. نشان‌دهنده‌ی معنویّات و باطن این ملّت هم هست. این عشق و این وفا و این ایستادگی و در این بیعت بزرگ با خطّ امام، مردم با این حضورشان در میدان با خطّ امام بیعت کردند؛ بیعتی با این عظمت، آن هم بعد از گذشت بیش از سی سال از رحلت امام بزرگوار این جور با امام، مردم بیعت میکنند، این جور امام زنده است. چه شد که پس از تلاش امپراتوری خبری صهیونیسم -در چند روز قبل از این حادثه و بعد از این حادثه، امپراتوری خبری صهیونیسم در همه‌ی دنیا سعی کردند سردار بزرگوار عزیز ما را متّهم کنند به تروریست؛ خود رئیس‌جمهور آمریکا گفت، وزیر خارجه‌اش گفت، دستگاه‌های خبری صهیونیستی در همه‌ی دنیا تکرار کردند «تروریست، تروریست»- خدای متعال صفحه را درست بعکس آنچه که آنها میخواستند ترتیب داد؟ نه فقط در اینجا در ایران، در کشورهای مختلف مردم به روح این شهید بزرگ درود فرستادند و پرچم آمریکا و صهیونیست‌ها را آتش زدند. آیا دست خدا را بوضوح نمیشود دید؟ آیا «لا تَحزَن اِنَّ اللهَ مَعَنا»(۷) را که درباره‌ی پیغمبر، در نهایت شدّت، در غار ثَور تنها، بی‌کس، به همراهش میگوید «لا تَحزَن اِنَّ اللهَ مَعَنا»(۸) خدا با ما است؛ این را نشان نمیدهد؟ آیا این فرمایش حضرت موسیٰ را به قوم بنی‌اسرائیل که ترسیده بودند میگفتند «اِنّا لَمُدرَکون»(۹) الان است که نیروهای فرعون بیایند ما را محاصره کنند و از بیخ و بُن کار ما را تمام بکنند، حضرت موسیٰ فرمود، «کَلّا إِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین»؛(۱۰) آیا اینجا «اِنَّ مَعِیَ رَبّی» را انسان نمیشود ببیند؟ ملّت ایران نمیتواند احساس کند که «اِنَّ اللهَ مَعَنا»،(۱۱) خدا با ما است؟ خدا دستهای قدرت خود را در این کشور، در این جامعه، در میان این ملّت فعّال کرده است. خود این شهادت بزرگ هم -اینکه حالا مربوط به تشییع بود- خود این شهادت هم یکی از آیات قدرت الهی است؛ رسوایی دولت آمریکا، دولت بی‌آبروی آمریکا، رسوایی این دولت را رقم زد؛ اینها کسی را که سرشناس‌ترین و قوی‌ترین فرمانده‌ مبارزه‌ی با تروریسم بود -شهید سلیمانی به معنای واقعی کلمه، قوی‌ترین فرمانده مبارزه‌ی با تروریسم در این منطقه است، به همین عنوان هم شناخته شده است- [ترور کردند]؛ کدام فرمانده دیگر قدرت داشت میتوانست کارهایی را که او انجام داد انجام بدهد؟ به یک منطقه‌ای که در محاصره‌ی ۳۶۰ درجه‌ای دشمن است، شهید سلیمانی با بالگرد وارد این منطقه میشود، در محاصره‌ی کامل دشمن جوانهای خوبی در آن منطقه هستند که دست‌تنها هستند، فرمانده‌‌ای ندارند، چشمشان که به حاج قاسم سلیمانی می‌افتد، جان پیدا میکنند، روحیه پیدا میکنند، انگیزه پیدا میکنند، محاصره را از بین میبرند و دشمن را متواری میکنند و فراری میکنند؛ چه کسی میتواند این کارها را انجام بدهد؟ فرمانده ضدّ تروریسم در کلّ منطقه قوی‌ترین و سرشناس‌ترین فرمانده، را ترور کردند. درمیدان روبه‌روی جنگ با او مواجه نشدند، دولت آمریکا دزدانه و بزدلانه او را ترور کرد، خودشان هم اعتراف کردند؛ این [کار] مایه‌ی روسیاهی آمریکا شد؛ در این منطقه تا قبل از این حادثه، این جور کار مخصوص رژیم صهیونیستی بود که افراد را ترور کند، رهبر حماس را ترور کردند و گفتند ما ترور کردیم، رهبر جهاد را ترور کردند، گفتند ما ترور کردیم؛ ترور میکردند و میگفتند ما کردیم؛ آمریکایی‌ها آدم خیلی کشته‌اند؛ در عراق در افغانستان در جاهای دیگر هر چه توانسته‌اند، آدم کشته‌اند، ترور کرده‌اند منتها اعتراف نمیکردند که ترور کردیم؛اینجا اعتراف کردند که ترور کردیم؛ اینجا رئیس جمهور آمریکا به زبان خودش [اعتراف میکند] خدای متعال میزند پشت گردن افراد که خودشان اعتراف کنند؛ اعتراف کردند که ما تروریست هستیم، گفتند ما ترور کردیم. رسوایی از این بالاتر چه میشود؟ پاسخ قدرتمندانه‌ی سپاه هم درخور تدبّر است. این یوم‌الله تشییع جنازه و شهادت بزرگ شهید عزیز یک طرف قضیّه است، عکس‌العمل و واکنش قدرتمندانه‌ی سپاه طرف دیگر قضیّه است، آن هم درخور تدبّر است، این ضربه‌ی به آمریکا بود. البتّه ضربه‌ی نظامی بود، ضربه‌ی مؤثّر نظامی بود امّا مهم‌تر و بالاتر از ضربه‌ی نظامی، ضربه‌ی حیثیّتی بود، ضربه‌ به هیبت ابرقدرتیِ آمریکا بود.(۱۲) آمریکا سالها است در سوریه، در عراق، در لبنان، در افغانستان ضربه میخورد، از دست قدرتمند مقاومت ضربه میخورد لکن این ضربه از همه‌ی آنها بالاتر بود؛ این ضربه، ضربه‌ی حیثیّتی بود، ضربه به ابهّت آمریکا بود؛ این ضربه با هیچ چیزی جبران نمیشود. حالا اعلام میکنند که ما تحریم کردیم، تحریمها را افزایش میدهند امّا این کار نمیتواند آبروی از‌دست‌رفته‌ی آمریکا را برگرداند. این پاسخ قدرتمندانه یک چنین خصوصیّتی بود. این هم یک جلوه‌ی کمک الهی است که پاسخ مجاهدت مخلصانه است.

 عزیزان من، برادران و خواهران نمازگزار! اخلاص برکت دارد. هر جا اخلاص بود، خدای متعال به اخلاص بندگان مخلصش برکت میدهد، کار برکت پیدا میکند، رشد و نمو پیدا میکند، کار به نحوی میشود که اثر آن به همه میرسد، برکات آن در میان مردم باقی میماند. این ناشی از اخلاص است. نتیجه‌ی آن اخلاص، همین عشق و وفاداری مردم، همین اشک و آه مردم، همین حضور مردم، همین تازه شدنِ روحیه‌ی انقلابی مردم است. امّا اینکه ما بیاییم این حوادث را تقویم کنیم، قیمت‌گذاری کنیم، قدر آنها را بدانیم و ببینیم که اندازه و قیمت این حوادث چقدر است؛ در صورتی تحقّق پیدا میکند که ما به حاج‌قاسم سلیمانی -شهید عزیز- و به ابومهدی -شهید عزیز- به چشم یک فرد نگاه نکنیم؛ به آنها به چشم یک مکتب نگاه کنیم. سردار شهید عزیز ما را با چشم یک مکتب ، یک راه، یک مدرسه‌ی درس‌آموز، با این چشم نگاه کنیم آن وقت اهمّیّت این قضیّه روشن خواهد شد. قدر و قیمت این قضیّه روشن خواهد شد. سپاه قدس را به عنوان یک مجموعه و سازمان اداری صرفاً نبینیم؛ بلکه به عنوان یک نهاد انسانی و دارای انگیزه‌‌‌های بزرگ و روشن انسانی مشاهده‌ کنیم. اگر این جور شد، آن وقت این اجتماع مردم، این تجلیل و تعظیم مردم، تکریم مردم معنای دیگری پیدا میکند. البتّه همه‌ی نیروهای مسلّح ما از ارتش، سپاه، بسیج زیربنای فکری‌شان هدفهای الهی است، بدون تردید. امروز در کشور ما مسئله این است. زیربنای فکری همه‌ی نیروهای مسلّح ما، همین اهداف الهی و بلند است. سپاه قدس یک نیرویی است که با سعه‌ی صدر به همه جا و همه کس نگاه میکند. رزمندگان بدون مرزند؛ رزمندگان بدون مرز. رزمندگانی که هرجا نیاز باشد، آنها در آنجا حضور پیدا میکنند؛ کرامت مستضعفان را حفظ میکنند، خود را بلاگردان مقدّسات و حریمهای مقدّس میکنند. سپاه قدس را به این چشم نگاه بکنیم، آن وقت، همینها، همین کسانی که با جان خودشان، با همه‌ی توان خودشان به کمک ملّتهای دیگر و ضُعَفای اطراف منطقه که در دسترس آنها است میروند، همینها سایه‌ی جنگ و ترور و تخریب را از کشور خودمان هم دور میکنند و دفع میکنند. میهن عزیز ما یک بخش مهمّی از امنیّتش محصول کار همین جوانان مؤمنی است که در زیر فرماندهی سردار شهید عزیزمان سالها کار کردند، تلاش کردند؛ اینها امنیّت‌آورند، برای کشور هم اینها امنیّت می‌آورند؛ بله، به کمک فلسطین و غزّه و دیگر مناطقی که به وجود آنها نیاز هست میروند امّا برای کشور خودمان امنیّت ایجاد میکنند. آن دشمنی که آمریکا او را تجهیز کرده است، نه برای عراق و سوریه، بلکه در نهایت برای ایران، ایران عزیز؛ داعش را درست کردند، نه برای اینکه فقط در عراق مسلّط بشود، هدف اصلی و نهایی ایران بود. آنها میخواستند از این طریق، امنیّت ما را، مرزهای ما را، شهرهای ما را، خانواده‌های ما را دچار ناامنی و تشویش بکنند؛ اینها متوقّف شدند به کمک همین جوانان مؤمن و عزیزی که رفتند و این تلاش بزرگ را انجام دادند.

 آن فریب‌خوردگانی که یک روزی فریاد زدند «نه غزّه، نه لبنان»، آنها نه فقط جانشان را فدای ایران نکردند، حتّی حاضر نشدند راحتی خودشان و منافع خودشان را هم در راه کشور فدا کنند؛ آن کسانی که جانش را فدای ایران کردند باز همین شهید سلیمانی‌ها بودند؛ اینها بودند که در زمانی که نیاز به دفاع از کشور بود، جان خودشان را کف دست گرفتند و به میدان جنگ رفتند از کشور دفاع کردند، از ایران دفاع کردند؛ اینها هستند که میتوانند ادّعا بکنند که دفاع میکنند از امنیّت کشور، از امنیّت ملّت؛ همین فداکاری و اخلاص اینها است که در همه‌ی مراحل، این جور بوده. خب، با این نگاه، ما میتوانیم ملّت ایران را و معنویّات ملّت را و باطن ملّت را کشف کنیم. این کسانی که به خیابان آمدند، میلیون‌ها انسانی که در تهران و در قم و در کرمان و در خوزستان و [دیگر شهرها] آمدند زیر جنازه‌ی این عزیزان راه رفتند، و کسانی که از دور دیدند و اشک ریختند، و کسانی که در شهرهای مختلف توانستند از دور برای اینها عزاداری بکنند -که واقعاً ده‌ها میلیون جمعیّتِ ملّتِ ما در این آزمون بزرگ شرکت کردند- میشود باطن اینها را، حقیقت اینها را تشخیص داد. ملّت از هر جناح و حزب، از هر مجموعه، از هر قوم، از هر خصوصیّت جغرافیایی، در این جهت مثل همند؛ طرف‌دار انقلابند، طرف‌دار حاکمیّت اسلامند، طرف‌دار ایستادگی در مقابل ظلمند، طرف‌دار «نه» گفتن به همه‌ی مطامع دولتهای استکباری و استعماری‌اند.

 ملّت ایران نشان داد که از خطّ مجاهدتِ شجاعانه دفاع میکند، ملّت ایران نشان داد که به نمادهای مقاومت عشق می‌ورزد، ملّت ایران نشان داد که طرف‌دار مقاومت است، طرف‌دار تسلیم نیست. آن کسانی که سعی میکنند چیز دیگری را از ملّت بزرگ ما به مردم و به افکار بیگانگان یا افکار عمومیِ داخل نشان بدهند، با صدق و صفا با مردم رفتار نمیکنند؛ ملّت این است، ملّت طرف‌دار ایستادگی است، طرف‌دار مقاومت است، ملّت طرف‌دار ایستادگی در مقابل زورگویی دشمنان است. این دلقکهای آمریکایی که بدروغ و با کمال رذالت میگویند که ما در کنار مردم ایرانیم، ببینند مردم ایران چه کسانی هستند. آن چند صد نفری که به عکس سردار شهیدِ باافتخار ما اهانت میکنند، آنها مردم ایرانند یا این جمعیّت میلیونی عظیمی که در خیابانها نشان میدهند خودشان را؟(۱۳) سخنگویان دولت شریر آمریکا مدام تکرار میکنند که ما در کنار مردم ایرانیم. دروغ میگویید! اگر در کنار مردم ایران هم باشید برای این است که خنجر زهرآلود خود را به سینه‌ی مردم ایران فرو کنید. البتّه تا حالا نتوانسته‌اید، بعد از این هم حتماً نخواهید توانست هیچ غلطی بکنید.(۱۴) ملّت ایران در این قضیّه خود را نشان داد، باطن خود را نشان داد، قاعده و زیربنای فکری خود را ملّت ایران نشان داد؛ احساسات صادقانه‌ی خود را ملّت ایران نشان داد؛ این فریاد انتقامی که از مردم شنیده شد در سرتاسر کشور، در واقع این فریاد انتقام، سوخت حقیقی موشکهایی بود که پایگاه آمریکایی را زیر و رو کرد.(۱۵)

 یک نکته‌ی دیگری که باید به آن توجّه کرد در اهمّیّت این یوم‌الله، این است که خدای متعال به موسیٰ میفرماید که وَ ذَکِّرهُم بِاَیّامِ ‌الله؛(۱۶) یعنی ایّام‌الله باید در یاد مردم باقی بماند؛ یک عدّه‌ای سعی میکنند این یوم‌الله‌های حساس این روزها را به دست فراموشی بسپارند، مسائل دیگری را مطرح کنند، شاید بتوانند این یاد این یوم‌الله بزرگ را تحت‌الشعاع قرار بدهند. یکی همین قضیّه‌ی تأسّف‌انگیز حادثه‌ی سقوط هواپیما بود. خب سقوط هواپیما حادثه‌ی تلخی بود؛ دل ما را به معنای حقیقی کلمه سوزانید. از دست دادن جوانهای عزیز، مردم خوبمان و کسانی که از کشورهای دیگر اینجا بودند، حادثه‌ی بسیار تلخی بود. در این هیچ شکّی نیست؛ لکن یک عدّه‌ای به تبع و هدایت تلویزیون‌های آمریکایی و رادیوهای انگلیسی سعی کردند این قضیّه را به نحوی آرایش بدهند که ماجرای یوم‌الله ناشی از شهادت بزرگ این دو شهید عزیز را به دست فراموشی بسپارند. سعی کردند کاری کنند که به خیال خودشان آن را به دست فراموشی بسپارند. افرادی که انسان هیچ علاقه‌ای در اینها نسبت به منافع ملّی و نسبت به مصالح کشور احساس نمیکند؛ واقعاً انسان تعجّب میکند. حالا یک عدّه‌ای جوانند، احساساتی‌اند، فریب میخورند؛ یک عدّه‌ای نه، جوان هم نیستند؛ انسان میبیند که اینها هیچ حاضر نیستند منافع ملّی را درک کنند، فهم کنند، پای این منافع بِایستند. آنچه که دشمن مایل است از زبان اینها سر میزند، در عمل اینها خودش را ظاهر میکند. من میخواهم عرض بکنم همان اندازه‌ای که ما از این حادثه‌ی سقوط هواپیما غصّه خوردیم و غم بر دل ما فرود آمد، دشمن ما از این حادثه به همان اندازه خوشحال شد؛ دشمن ما خوشحال شد؛ به خیال اینکه یک مستمسکی به دست آورده است که بتواند سپاه را زیر سؤال ببرد، نیروهای مسلّح را زیر سؤال ببرد، نظام جمهوری اسلامی را زیر سؤال ببرد. میخواستند این کار را بکنند، شاید بتوانند آن حادثه‌ی عظیم را تحت‌الشّعاع قرار بدهند؛ اشتباه کردند. وَ مَکَروا وَ مَکَرَ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ الماکِرین؛(۱۷) آنها مکر کردند، امّا ندانستند که مکرشان در مقابل دست قدرت پروردگار هیچ تأثیری ندارد، و نمیتوانند این کار را بکنند. حادثه‌ی یوم‌الله تشییع جنازه‌ی شهید و حادثه‌ی یوم‌الله در هم کوبیدن پایگاه آمریکایی از ذهن این مردم نخواهد رفت و روزبه‌روز ان‌شاءالله زنده‌تر خواهد شد.

 من همین جا لازم است صمیمانه بار دیگر با اصحاب این مصیبت همدردی کنم -ما در غم آنها شریک هستیم- و تشکّر کنم، از آن پدرمادرهایی و صاحب‌عزاهایی که با وجود اینکه دلهایشان پُر از درد و غم بود، در مقابل توطئه و وسوسه‌ی دشمن ایستادند، برخلاف آنچه که میل دشمنان بود موضع گرفتند و حرف زدند. مادرِ یکی از همین عزیزانی که در این هواپیما بودند به من نامه نوشته و اظهار کرده که «ما پای جمهوری اسلامی ایستاده‌ایم، پای انگیزه‌های شما ایستاده‌ایم». اینها شجاعت میخواهد، اینها فهم و بصیرت میخواهد و انسان واقعاً با همه‌ی وجود، در مقابل این جور شخصیّت‌‌هایی احساس تکریم و تعظیم میکند.

 این را هم عرض بکنیم، یکی از کارهای دیگری که برای تحت‌الشّعاع قرار دادنِ این حوادث بزرگ انجام دادند، همین کاری است که این سه دولت اروپایی کردند؛ دولت خبیث انگلیس، دولت فرانسه، و دولت آلمان؛ تهدید ایران که ما مسئله‌ی هسته‌ای را بار دیگر به شورای امنیّت میبریم؛ که البتّه مسئولین کشور خوشبختانه محکم پاسخ اینها را دادند، جواب محکم به اینها داده شد؛ این سه کشور همان سه کشوری هستند که در دوران جنگ تحمیلیِ به ما، تا توانستند، به صدّام‌حسین کمک کردند؛ دولت آلمان، ابزار، وسایل شیمیایی و سلاح شیمیایی را در اختیار صدّام‌حسین گذاشت که شهرها و جبهه‌ها را با آن سلاح هدف قرار بدهد، که هنوز آثارش در بین رزمندگان قدیمی ما وجود دارد؛ دولت فرانسه بالگردهای(۱۸) جنگیِ سوپر اتاندارد را برای زدن کشتی‌های نفتی ما در اختیار صدّام‌حسین قرار داد؛ سوابق اینها این است؛ دولت انگلیس با همه‌ی وجود در خدمت دشمنان ما بود، در خدمت صدّام بود. اینها این جوری‌اند، سوابقشان این است، امروز هم این جوری دارند عمل میکنند. به اینها به این چشم باید نگاه کرد. بنده از اوّل هم گفتم، بعد از خروج آمریکا از برجام که این سه دولت مدام حرف میزدند، مدام یاوه‌گویی میکردند، بنده همان روز هم گفتم من به اینها اعتمادی ندارم، اینها کاری نخواهند کرد، در خدمت آمریکا خواهند بود؛ امروز کاملاً واضح شده است، بعد از گذشت حدود یک سال معلوم شده است که اینها به معنای واقعی کلمه، پادو آمریکا هستند؛ اینها پادوِ آمریکا هستند. آن وقت این دولتهای حقیر در انتظار این هستند که ملّت ایران را به زانو در بیاورند. آمریکا که بزرگ‌ترِ شما بود، پیشروِ شما بود، ارباب شما بود، قادر نبود ملّت ایران را به زانو در بیاورد؛ شما کوچک‌تر از آن هستید که بخواهید ملّت ایران را به زانو در بیاورید.(۱۹) اینها مذاکره هم که میکنند، مذاکره‌شان آمیخته‌ی با دغل و فریب‌کاری است؛ این کسانی که پشت میز مذاکره ظاهر میشوند، آن جنتلمن‌های پشت میز مذاکره، همان تروریست‌های فرودگاه بغداد هستند، اینها همانها هستند؛ تفاوتی نمیکنند؛ لباس عوض میکنند؛ این دست چدنی‌ است که پوشش مخملی و دستکش مخملی را بیرون می‌آورد و خودش را نشان میدهد، وَالّا باطن، همان باطن است؛ هیچ تفاوتی ندارد. اینها نمیتوانند کسانی باشند که انسان به اینها اطمینان پیدا کند.

 خب حالا که ملّت ایران این حادثه را شناخت، قدر و قیمت آن را دانست؛ حالا باید چه کار کنیم؟ من در یک کلمه عرض میکنم: ملّت عزیز ایران باید همّتشان این باشد که قوی بشوند.(۲۰) تنها راه در پیش پای ملّت ایران عبارت است از قوی شدن؛ باید تلاش کنیم قوی بشویم؛ ما از مذاکره هم ابائی نداریم؛ البتّه نه با آمریکا، با دیگران؛ امّا نه از موضع ضعف، از موضع قوّت، از موضع قدرت. ما بحمدالله دارای قدرتیم و به توفیق الهی قوی‌تر هم خواهیم شد. البتّه قدرت فقط قدرت نظامی نیست؛ قدرت، قدرت نظامی نیست؛ اقتصاد کشور باید قوی شود، وابستگی به نفت بایستی تمام بشود، نجات پیدا کنیم از وابستگی اقتصادمان به نفت؛ جهش علمی و فنّاوری باید ادامه پیدا کند؛ پشتوانه‌ی همه‌ی اینها هم حضور مردم عزیزمان در صحنه است. باید ملّت ایران و مسئولین کشور تلاششان برای قوی شدن کشور و قوی شدن ملّت باشد، با اتّحاد، با حضور، با صبر و استقامت و با کار سخت و پرهیز از تنبلی؛ این اگر [محقّق] شد، به توفیق الهی، به فضل الهی، ملّت ایران در آینده‌ی نه چندان دوری آنچنان خواهد شد که دشمنان حتّی جرئت تهدید هم پیدا نکنند. ...(۲۱)

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ * وَ العَـصرِ * اِنَّ ‌الاِنسانَ‌ لَفی‌ خُسرٍ * اِلَّا الَّذینَ ءامَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ‌‌ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ ‌وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ.(۲۲)


* خطبه‌ی دوّم

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله‌ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفیٰ محمّد و آله الطّاهرین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و حبیبته الزّهراء المرضیّة و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنّة و علىّ ‌بن ‌الحسین زین العابدین و محمّد بن‌ علىّ الباقر و جعفر بن‌ محمّد الصّادق و موسىٰ ‌بن ‌جعفر الکاظم و علىّ ‌بن‌ موسىٰ الرّضا و محمّد بن ‌علىّ الجواد و علىّ ‌بن ‌محمّد الهادی و الحسن ‌بن ‌علىّ الزکیّ العسکری و الحجّة بن الحسن القائم المهدی صلوات‌ الله علیهم اجمعین. اوصیکم عباد الله‌ بتقوى الله‌.

 مجدّداً همه‌ی برادران و خواهران را توصیه میکنم تقوای الهی را در گفتار، در کردار، در رفتار، در معاشرتها، در بُروز خُلقیّات، در همه‌ی اینها تقوای الهی را در نظر داشته باشیم، رضای الهی را در نظر داشته باشیم. من دو مطلب کوتاه عرض میکنم، بعد یک مقداری خطاب به برادران عرب مطالبی را عرض خواهم کرد. دو مطلب کوتاه، یکی در مورد همین حادثه‌ی هواپیما است که مجدّداً تسلیت عرض میکنیم، اظهار همدردی میکنیم. در این حادثه ابهامهایی وجود دارد. تشکّر میکنیم از فرماندهان سپاه که توضیح دادند، برای مردم مطالبی را بیان کردند ولی باید حادثه پیگیری بشود و از حوادث مشابه هم باید به طور جدّی پیشگیری بشود. آنچه که مهم است، پیگیری مهم است امّا مهم‌تر از پیگیری، پیشگیری از تکرار این حوادث است.

 مطلب دوّم راجع به انتخابات است. بنده راجع به انتخابات ان‌شاءالله صحبت خواهم کرد آنچه امروز عرض میکنم این است: برادران عزیز، خواهران عزیز، ملّت عزیز ایران! حضور ملّت ایران مهم‌ترین عامل اقتدار است و این حضور در جاهای متعدّدی است؛ یکی از مهم‌ترینش انتخابات است. در انتخابات حضور ملّت ایران کشور را بیمه میکند، دشمن را مأیوس میکند. سعی و تلاش [دشمنان] بر این است که با انواع و اقسام حیل نگذارند که مردم با شوق در انتخابات شرکت کنند. من عرض میکنم: مردم با شوق و ذوق باید در انتخابات شرکت کنند. حالا مسائل گوناگونی درباره‌ی انتخابات، تذکّراتی هست که ان‌شاءالله در آینده اگر زنده بودیم عرض خواهم کرد. آنچه که امروز خواستم عرض بکنم اصل این قضیّه است؛ مراقبت کنید که مبادا دشمن بتواند در این زمینه خواسته‌ی خودش را که عبارت است از کم‌رنگ کردن و بی‌رونق کردن انتخابات تحقّق ببخشد.


* خطبه‌ی عربی

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و صلّى الله على محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین.

 أودّ فی هذه البرهة الحساسة من تاریخ هذه المنطقة أن یکون لی معکم أیها الإخوة العرب مختصَرٌ من الحدیث.

 فی هذه الأیام استشهد قائدٌ إیرانی کبیرٌ و شجاعٌ و مجاهدٌ عراقی طافحٌ بروح التضحیة و الإخلاص بأذرعٍ عسکریة أمریکیة و بأمر الرّئیس الإرهابی الأمریکی. هذه الجریمة لم تُرتکب فی میدان المواجهة، بل جرت بصورة جبانة لئیمة.

 القائد سلیمانی کان ذلک الرّجل الذّی یقتحم الخطوط الأمامیة و یقاتل بشجاعة نادرة فی أخطرِ المواقع، و کان العاملَ الفاعل فی دحر عناصر داعش الإرهابیة و نظائرها فی سوریة و العراق.

 الأمریکیون لم یجرأوا أن یواجهوه فی ساحات القتال فعمدوا إلى الهجوم علیه بنذالة من الجوّ حین کان بدعوة من حکومة العراق فی مطار بغداد و أراقوا دَمَه الطاهر هو و رفاقه، و بذلک امتزج دم أبناء إیران و العراق مرةَ أخرى فی سبیل الله سبحانه و تعالى.

 الحرس الإیرانی دَکّ بضربة مقابلة أوّلیة صاروخیة القاعدة الأمریکیة و سحق أُبّهة و غطرسة تلک الدولة الظالمة المتکبرة و یبقى جزاؤها الأساسی و هو خروجها من المنطقة.

 الشعب الإیرانی فی مسیرات بعشرات الملایین شیّعوا الشهداء فی مختلف المدن بتودیع منقطع النظیر، والشعب العراقی فی مدن عدیدة شیّعوهم بفائق التکریم و الاحترام، کما أعربت شعوبٌ فی بلدان متعددة عن مواساتها فی اجتماعات صاخبة.

 إنّ مساعی مغرضةً هائلة بُذلت لخلق نظرةٍ سلبیة بین الشعبین الإیرانی و العراقی. لقد أُنفقت أموال ضخمة و جُنّدَ أفرادٌ لا یشعرون بالمسؤولیة فی إیران ضدّ الشعب العراقی، والساحة العراقیةٌ شهِدَت ضخّاً إعلامیا شیطانیاً ضدّ الشعب الإیرانی، غیر أنّ هذه الشهادة الکبرى قد أحبَطَت کلّ هذه المساعی الشیطانیة والوساوس الخبیثة.

 ما أرید أن أقوله لکم هو أنّ القدرة الإسلامیة، قدرتنا و قدرتَکم تستطیع أن تتغلّب على ما تحیط القوى المادیة نفسها به من هیبةٍ ظاهریة خادعة. القوى الغربیة بالاعتماد على العلم والتقانة، وبالسلاح العسکری، والإعلام الکاذب والأسالیب السیاسیة الماکرة استطاعت أن تهیمن على بلدان المنطقة، و متى ما اضطرّت إلى الجلاء من بلد على إثر نهضة شعبیة، فإنّها لا تکفّ قدر ما تستطیع عن التآمر و الاختراق التجسّسی والسیطرة السیاسیة والاقتصادیة، و زرعت الغدة السرطانیة الصهیونیة فی قلب بلدان غرب آسیا و عَمَدَت إلى وضع بلدان المنطقه فی تهدیدٍ مستمر.

 بعد انتصار الثورة الإسلامیة فی إیران نزلت بالکیان الصهیونی ضرباتٌ شدیدة سیاسیة و عسکریة، و أعقب ذلک سلسلة من الهزائم للاستکبار و على رأسه أمریکا من العراق و سوریا و مروراً بغزّة و لبنان و حتّى الیمن و أفغانستان.

 إعلام العدو یتّهم إیران بإثارة حروبٍ بالنیابة، و هذه فریةٌ کبرى، فشعوب المنطقة قد استیقظت، و قدرةُ إیران فی مقاومتها الطّویلة أمام خُبثِ أمریکا قد ترکت أثرها فی الجوّ العام للمنطقة و فی معنویات الشعوب. مصیر المنطقة یتوقّف على التّحرّرِ من الهیمنة الاسکباریة الأمریکیة وتحریر فلسطین من سیطرة الصهاینةِ الأجانب.

 کلّ الشعوب تتحمّل مسؤولیة الوصولِ إلى تحقیق هذا الهدف. على العالم الإسلامی أن یزیل عوامل التفرقة. وحدة علماء الدّین قادرة على أن تکتشف أسلوبَ الحیاة الإسلامیة الجدیدة. و تعاون جامعاتنا من شأنه أن یرتقی بالعلم و التقانة، و بذلک تستطیع أن تضع أساس الحضارة الجدیدة. والتّنسیقُ بین وسائل إعلامنا بإمکانه أن یصلح جذورَ الثقافة العامّة. والتلاحم بین قُوانا العسکریة سیبعدُ المنطقة کلّها من الحروب والعدوان. والارتباطُ بین أسواقنا سیحرّر اقتصادَ بلداننا من سیطرة الشرکات الناهبة. و تبادل الزِیارات بین شعوبنا سیقرّبُ القلوبَ و الأفکار، و یخلقُ روحَ الوحدة و المودّة بینها. أعداؤنا و أعداؤکم یریدون أن یحققوا تقدمَهم الاقتصادی على حساب ثرواتِ بلدانِنا، وأن یبنوا عِزَّتَهم على حساب ذُلِّ شعوبنا، و یسجّلوا تفوُّقَهم بثمنِ تفرّقنا. یریدون إبادَتَنا على أیدینا. أمریکا تستهدفُ أن تجعلَ فلسطین دونما قدرةِ على الدفاع أمام الصهاینةِ الظالمین المجرمین، و أن تجعل سوریا و لبنان تحت سیطرة الحکومات التابعة لها و العمیلة، و تریدُ العراقَ و ثرواتهِ النفطیةَ بأجمعها مِلکاً لها. و لتحقیق هذا الهدفِ المشؤومِ لا تتوانى عن ارتکاب الظلمِ و العدوان. الامتحانُ العسیر الذین مرّت به سوریا والفِتنُ المتوالیةُ فی لبنان، والأعمالُ الاستفزازیةُ والتخریبیةُ المستمرةَ فی العراق نماذجُ لذلک.

 الاغتیالُ الصریحُ لأبې مهدی القائدِ الشجاع للحشدِ الشعبی و قائد الحرس الکبیر سلیمانی نماذجُ نادرةٌ لهذه الفتن فی العراق. هؤلاء یریدون أن یحقّقوا أهدافهم الخبیثة فی العراق عن طریق إثارة الفتن والحروب الداخلیة و بالتالی تقسیم العراق و حذف القوى المؤمنة والمناضلة والمجاهدة الوطنیة.

 وکنموذج لوقاحتهم فإنهم إذ یلوّحون بأنهم حماة الدیمقراطیة یصرّحون بکل وقاحة وصلافة، بعد أن صادق برلمان العراق على إخراجهم، أنّهم جاءوا إلى العراق لیبقوا فیه و لن یغادروه.

 العالم الإسلامی لا بدّ أن یفتح صفحة جدیدة. الضمائر الیقظة والقلوب المؤمنة یجب أن تُحیی الثقة بالنفس فی الشعوب، و على الجمیع أن یعلموا أن طریق نجاة الشعوب هو فی التدبیر والاستقامة و عدم الرهبة من العدو.

 أسأل الله سبحانه و تعالى أن یشملَ الشعوبَ المسلمة برحمته و نصرته إنه تعالى سمیع مجیب.

أقول قولی هذا و استغفر الله لی و لکم، و السّلام علیکم و رحمةالله.(۲۳)

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ * اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انحَر * اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الاَبتَرُ.(۲۴)

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
 

۱) سوره‌ی ابراهیم، بخشی از آیه‌ی ۵؛ «و در حقیقت، موسى را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم‌] که قوم خود را از تاریکی‌ها به سوى روشنایى بیرون آور، و روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن‌ ...»
۲) سوره‌ی ابراهیم، بخشی از آیه‌ی ۵؛ « ... که قطعاً در این [یادآورى‌]، براى هر شکیباىِ سپاسگزارى عبرتهاست.‌»
۳) سوره‌ی ابراهیم، بخشی از آیه‌ی ۶
۴) سوره‌ی ابرهیم، بخشی ازآیه‌ی ۷
۵) سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی ۸
۶) تکبیر حضّار
۷) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۴۰؛ «... اندوه مدار که خدا با ما است. ...»
۸) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۴۰؛ «... اندوه مدار که خدا با ماست‌ ...»
۹) سوره‌ی شعراء، بخشی از آیه‌ی ۶۱؛ «... ما قطعاً گرفتار خواهیم شد ...»
۱۰) سوره‌ی شعراء، بخشی از آیه‌ی ۶۲؛ «... چنین نیست، زیرا پروردگارم با من است و بزودى مرا راهنمایى خواهد کرد.»
۱۱) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۴۰؛ «... خدا با ما است‌ ...»
۱۲) تکبیر حضّار
۱۳) شعار حضّار
۱۴) شعار حضّار
۱۵) تکبیر حضّار
۱۶) سوره‌ی ابراهیم، بخشی از آیه‌ی ۵؛ « ... روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن‌ ...»
۱۷) سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۵۴؛ «و [دشمنان] مکر ورزیدند، و خدا [در پاسخشان] مکر در میان آورد، و خداوند بهترین مکرانگیزان است.»
۱۸) هواپیما
۱۹) تکبیر حضّار
۲۰) تکبیر حضّار
۲۱) تکبیر حضّار
۲۲) سوره‌ی عصر؛ «به نام خداوند رحمتگر مهربان‌
سوگند به عصرِ [غلبه‌ی حقّ بر باطل‌]،
که واقعاً انسان دستخوشِ زیان است؛
مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‌اند.»
۲۳) بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین.
مایلم در این برهه‌ی حسّاس از تاریخ این منطقه، سخن کوتاهی با شما برادران عرب داشته باشم. در این روزها یک سردار بزرگ و شجاع ایرانی و یک مجاهد فداکار و با اخلاص عراقی به دست نظامیان مزدور آمریکایی و به دستور رئیس تروریست آمریکا به شهادت رسیدند. این جنایت به صورت کاملاً بزدلانه و نه در میدان روبه‌رو، انجام گرفت. سردار شهید سلیمانی کسی بود که با شجاعت مثال‌زدنی در صفوف مقدّم و در خطرناک‌ترین جایگاه‌ها حضور می‌یافت و شجاعانه میجنگید و او یکی از مؤثرترین عوامل در شکست عناصر تروریست داعش و اشباهش در سوریه و عراق بود. آمریکایی‌ها بدون اینکه جرئت کنند با وی در نبرد روبه‌رو شوند، بزدلانه با هواپیما به او که به دعوت دولت عراق در فرودگاه بغداد بود، حمله کردند و خون مطهّر او و همراهانش را بر زمین ریختند. برای چندمین بار خون فرزندان ایران و عراق مخلوط شد و در راه خدا بر زمین ریخته شد.
سپاه ایران ضربه‌ی متقابلی علی‌العجاله زد و پایگاه آمریکایی را با موشکهای خود درهم کوبید و ابّهت و آبروی آن دولت ظالم و متکبّر را لگد‌مال کرد و تنبیه اصلی او اخراج از منطقه است. ملّت ایران با اجتماع ده‌ها میلیونی این دو مجاهد بزرگ بدرقه‌ای بی‌نظیر کردند. ملّت عراق در شهرهای متعدّد با تکریم و احترام تمام آنها را تشییع کرد و در چندین کشور دیگر مردم همدردی خود را در اجتماعات پرشور نشان دادند.
تلاش‌های مغرضانه‌ی فراوانی شد تا ملّت ایران و عراق را به یکدیگر بدبین کنند، پولهای فراوانی خرج کردند، انسانهای بی‌مسئولیّتی را به کار گرفتند، در ایران علیه ملّت عراق و در عراق علیه ملّت ایران تبلیغات شیطنت‌آمیز کردند؛ این شهادت بزرگ همه‌ی این تلاشهای شیطانی و وسوسه‌های اهریمنی را باطل کرد.
آنچه مایلم به شما بگویم این است که قدرت اسلامی، قدرت ما و شما، میتواند بر هیبت ظاهری قدرتهای فاسد مادّی فائق آید. قدرتهای غربی با پشتوانه‌ی علم و فنّاوری و با سلاح نظامی و تبلیغات دروغین و با سیاستهای مکّارانه توانستند بر کشورهای این منطقه مسلّط شوند و هرگاه با نهضتی مردمی ناچار به خروج از کشوری شدند تا آنجا که توانستند دست از توطئه و نفوذ اطّلاعاتی و سلطه‌ی سیاسی و اقتصادی برنداشتند و غدّه‌ی بدخیم رژیم صهیونیستی را در قلب کشورهای غرب آسیا جاسازی کردند و تهدیدی دائمی برای کشورهای آن منطقه تدارک دیدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ضربه‌های سیاسی و نظامی سختی بر رژیم غاصب پدید آمد و پس از آن، زنجیره‌ی شکستهای استکبار و در رأس آن آمریکا از عراق و سوریه تا غزّه و لبنان و از یمن تا افغانستان تشکیل گردید. رسانه‌های دشمن، ایران را متّهم به جنگهای نیابتی میکنند؛ این دروغ بزرگی است. ملّتهای منطقه بیدار شده‌اند. توانایی ایران در مقاومت بلند‌مدّت در برابر خباثتهای آمریکا تأثیر خود را در فضای عمومی منطقه و روحیه‌ی ملّتها گذاشته است. سرنوشت منطقه، نجات از سلطه‌ی استکباری آمریکا و رهایی فلسطین از حاکمیّت بیگانگان صهیونیست است.
همّت ملّتها باید زمان رسیدن به این مقصود را نزدیک کند. جهان اسلام باید عوامل تفرقه را بزداید. وحدت علمای دین، راه‌حل‌های اسلامی برای سبک زندگی نوین اسلامی را کشف میکند. همکاری دانشگاه‌های ما علم و فنّاوری را ارتقا بخشیده، زیر‌بناهای تمدّن جدید را خواهد ساخت. هماهنگی رسانه‌های ما فرهنگ عمومی را از ریشه اصلاح خواهد کرد. ارتباط نیروهای مسلّح ما جنگ و تجاوز را از همه‌ی منطقه دور خواهد کرد. ارتباط بازارهای ما، اقتصاد کشورهایمان را از سلطه‌ی کمپانی‌های غارتگر بیرون خواهد آورد. رفت و آمدها و سفرهای مردم ما، همزبانی و همدلی وحدت و دوستی به ارمغان خواهد آورد. دشمنان شما و ما میخواهند اقتصاد خود را با منابع کشورهای ما، عزّت خود را با ذلّت ملّتهای ما، و صدرنشینی خود را با تفرقه‌ی ما تأمین کنند. میخواهند ما و شما را به دست خودمان نابود کنند.
آمریکا، فلسطین را بی‌دفاع در برابر صهیونیست‌هایِ بی‌رحم و جنایت‌کار، سوریه و لبنان را در تصرّفِ دولتهای وابسته و مزدورِ خود، عراق و ثروتِ نفتی آن را یکسره متعلّق به خود میخواهد؛ برای این هدفهایِ شوم، از بزرگ‌ترین ظلمها و شرارتها رویگردان نیست. آزمون سخت چندساله‌ی سوریه، فتنه‌های پی‌درپی در لبنان، تحریکات و خرابکاری مستمر در عراق نمونه‌‌هایی از آن هستند.
 ترور صریحِ شهید ابومهدی فرمانده شجاع حشد الشّعبی و شهید سلیمانی سردار بزرگ سپاه، نمونه‌ی کم‌نظیری از این فتنه‌انگیزی در عراق است. آنها هدف پلید خود در عراق را میخواهند از راه ایجاد فتنه و جنگ داخلی و سرانجام تجزیه‌ی عراق و حذف نیروهای مؤمن و مبارز و مجاهد و میهن‌دوست تأمین کنند. نمونه‌ی وقاحت آنان این است که پس از حکم پارلمان عراق به اخراج آنان، آنها که خود را حامی دموکراسی وانمود میکردند، تعارف را کنار گذاشته و میگویند ما برای ماندن در عراق آمده‌ایم و نمیرویم.
دنیای اسلام باید صفحه‌ی جدیدی بگشاید. وجدانهای بیدار و دلهای مؤمن باید اعتماد به نفْس را در ملّتها بیدار کنند. و همه بدانند که تنها راه نجات ملّتها تدبیر و استقامت و نترسیدن از دشمن است. خداوند رحمت و نصرت خود را بر ملّتهای مسلمان شامل فرماید.
۲۴) سوره‌ی کوثر؛ «به نام خداوند رحمتگر مهربان‌. ما تو را [چشمه‌‌ی] کوثر دادیم. پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن. دشمنت خود بى‌تبار خواهد بود.»