ماه ربیع الاول با نام پیامبر رحمت، حضرت محمدمصطفی (ص) عجین شده است. حضرت محمد (ص)، نه تنها برای مسلمانان بلکه برای تمام بشریت، الگویی بینظیر و جامع در همه ابعاد زندگی است. زندگی ایشان، سرشار از آموزهها و رفتارهایی است که میتواند راهگشای سعادت فردی و اجتماعی باشد. پیامبر اکرم (ص) نمونهی کامل مکارم اخلاق بودند. راستگویی، امانتداری، صبر، حلم، تواضع، شجاعت، عدالت و مهربانی تنها گوشهای از فضائل اخلاقی ایشان است. ایشان حتی با دشمنان خود نیز با مدارا و عطوفت رفتار میکردند و همواره به دنبال هدایت و ارشاد بودند. اخلاق نیکوی ایشان، بسیاری از مردم را به اسلام جذب کرد و ایشان را به عنوان «اسوه حسنه» معرفی نمود.
در روابط اجتماعی، پیامبر (ص) نمونهای بارز از یک رهبر دلسوز و متواضع بودند. ایشان با فقرا و نیازمندان همنشین میشدند، به مشکلات مردم گوش میدادند و برای حل آنها تلاش میکردند. در جامعه، برابری را میان همگان رعایت میکردند و هرگز خود را برتر از دیگران نمیدانستند. ایشان به صلح و آشتی اهمیت زیادی میدادند و تلاش میکردند تا اختلافات را به بهترین شکل حل و فصل کنند. در محیط خانواده، پیامبر (ص) همسری مهربان، پدری دلسوز و رئوف بودند. با همسران خود با احترام و عدالت رفتار میکردند و به فرزندان خود عشق میورزیدند. ایشان در امور خانه مشارکت میکردند و هرگز خود را از انجام کارهای روزمره معاف نمیدانستند. زندگی خانوادگی ایشان، الگویی برای ساختن خانوادهای سالم و پویا است.
پیامبر اکرم (ص) علاوه بر رهبری معنوی، رهبری سیاسی جامعه را نیز بر عهده داشتند. ایشان حکومتی بر پایه عدالت، برابری و قانون الهی بنا نهادند. در حکومتداری، مشورت با مردم، رعایت حقوق اقلیتها و مبارزه با ظلم و فساد را سرلوحه کار خود قرار دادند. مدیریت مدبرانه ایشان، جامعهای قدرتمند و متحد را شکل داد. در بعد اقتصادی، پیامبر (ص) به اعتدال و پرهیز از اسراف تأکید داشتند. ایشان خود زندگیای ساده داشتند و از تجملگرایی دوری میکردند. در عین حال، به کار و تلاش برای کسب روزی حلال تشویق میکردند و به عدالت اقتصادی در جامعه اهمیت زیادی میدادند. ایشان با ربا و احتکار مبارزه میکردند و همواره به دنبال رفع فقر از جامعه بودند.در مجموع، زندگی پیامبر (ص) (ص) یک کتاب راهنمای جامع برای رسیدن به کمال انسانی است. در هر مرحله از زندگی، میتوانیم با مطالعه سیره ایشان، راه درست را پیدا کنیم و خود را به سوی سعادت رهنمون شویم. ایشان نه تنها چراغ راه مسلمانان، بلکه نوری فروزان برای هدایت تمامی انسانها در طول تاریخ هستند.
راهنمای جامع برای رسیدن به کمال انسانی
محمدقدرتی شاتوری مدرس دانشگاه و پژوهشگر فقه، حقوق و اندیشه امام خمینی (ره) در خصوص عدالت در سیره پیامبر رحمت نوشت: رعایت عدالت و انصاف و رفع تبعیضها جهت تحکیم تعاملات اجتماعی و اعتماد نسبت به مسئولین در سطح جوامع از جایگاه والایی برخوردار است. رعایت اصل عدالت محدود به گروه یا جناح خاصی نیست و ضروری است تمامی افراد در چارچوب عدالت در تعاملات اجتماعی و اقتصادی با یکدیگر رفتار کنند و در این زمینه مسئولین باید خود را در برابر همه افراد مسئول بدانند و در توزیع امکانات و منابع به دور از نگاه تبعیضی اهتمام داشته باشند. مسئولین موظفند با عزمی راسخ و بدون هیچ گونه ملاحظهای، در مسیر اجرای عدالت و رفع تبعیض در تمامی عرصهها گام بردارند و با به کارگیری تمامی ظرفیتها و امکانات، زمینه برخورداری عادلانه تمامی آحاد ملت از مواهب و فرصتهای کشور را فراهم آورند. لازم است نهادهای آموزشی، نهاد اجرایی، نهاد تقنینی، قضائی و نهادهای دینی و رسانهها اصل عدالت را در تمامی برنامههای خود بگنجانند.
با مطالعه در سیره نبوی مشخص میشود که عدالت جایگاه مشخص و والایی نزد ایشان دارد. ایشان به منظور برقراری عدالت در همه زمینهها، اهتمام جدی داشتند و در رفتار با مردم توجهی به نژاد، رنگ، سلایق و جنسیت نداشتند و رفع تبعیضها و اهتمام به اجرای عدل سرلوحه برنامههای ایشان جهت تکمیل مکارم اخلاقی بوده است. ایشان پیامبری برای همه بودهاند و خلق حسنه ایشان محدود به قوم یا قبیله و افراد خاصی نبوده است.
پیامبر (ص) فرموده اند: عَدْلُ ساعَةٍ، خَیْرٌ مِنْ عِبادَةِ سَبْعینَ سَنَةً، قِیامِ لَیْلِها وَ صِیامِ نَهارِها؛ (مشکاة الأنوار، ص ۵۴۴): ساعتی عدالت، بهتر از هفتاد سال عبادت است که شبهایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد.
از دیدگاه جوادی آملی: قرآن به هر انسانی از هر ملیت و مذهب و با هر فرهنگ و رسومی دستور میدهد که قسط و عدل را رعایت کند: کُونُوا قَوّامینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ، زیرا راه رسیدن به زندگی مسالمت آمیز و جامعه سالم همین است. در این آیه و آیات دیگر، راههای تحقق این هدف مهم و نیز موانع تحقق آن را بیان میکند؛ از جمله طبق آیه مذکور، عداوت و غضب میتواند مانع تحقق عدالت در جامعه باشد.(جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج ۲۲: ص ۱۱۹)
خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید میفرماید: (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ) آنچه از آیه فوق برداشت میشود آن است که پیامبران به سه وسیله مجهز بودند: بینات و دلایل روشن، کتاب آسمانی، و معیار سنجش حق از باطل و خوب از بد یا میزان. هدف از ارسال رسل با این تجهیزات کامل اجرای «قسط و عدل» است.
حضرت محمد (ص) از سوی خداوند متعال مأمور شدند تا عدالت را در جامعه برپا دارد. خداوند در آیه ۱۵ سوره شوری فرموده است: (وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتَابٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ ۖ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ) در آیه فوق خداوند به پیامبر دستور میدهد که برای حل اختلافات و احیای آئین انبیا بکوشد، و در این راه نهایت استقامت را به خرج دهد. جهت رسیدن به وحدت رفتار با عدالت پیش زمینه احیای این مهم خواهد بود و در ادامه میفرماید: بگو: «من مأمورم که در میان همه شما عدالت کنم» (وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ).چه در قضاوت و داوریها، چه در حقوق اجتماعی و مسائل دیگر.
جهت تکمیل مکارم اخلاقی اجرای عدالت سرلوحه برنامههای ایشان بوده است. همانگونه که فرموده است: بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ؛ آسمانها و زمین، با عدالت، پا برجا میمانند.(عوالی اللآلی، ج ۴، ص ۱۰۳) آنچه از سخن فوق برداشت میشود آن است که استقرار همه امور به عدل و استواری همه چیز به آن است. عدالت اجتماعی در معنای وسیع، شامل همه حقوقهای فردی، اجتماعی و جمیع اقسام حقوقی میشود.
شهید مطهری در این باره مینویسد: «در قرآن، از توحید گرفته تا معاد، و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت، و از آرمانهای فردی گرفته تا هدفهای اجتماعی، همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن، همدوش توحید، رکن معاد، هدف تشریع نبوت، فلسفه زعامت و امامت، معیار کمال فرد و مقیاس سلامت اجتماع است. عدل قرآن، آنجا که به توحید یا معاد مربوط میشود به نگرش انسان به هستی و آفرینش شکل خاص میدهد و به عبارت دیگر نوعی «جهان بینی» است آنجا که به نبوت و تشریع و قانون مربوط میشود، یک «مقیاس» و «معیار» قانونشناسی است؛ و به عبارت دیگر جای پایی است برای عقل که در ردیف کتاب و سنت قرار گیرد و جز منابع فقه و استنباط به شمار آید.
آنجا که به امامت و رهبری مربوط میشود یک «شایستگی» است، آنجا که پای اخلاق به میان میآید «آرمانی انسانی» است، و آنجا که به اجتماع کشیده میشود یک «مسئولیت» است.» (مطهری، عدل الهی، ج ۱، ص ۲۷)
امام صادق علیه السلام فرموده است: إنّ رسولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله اُتیَ بامْرأةٍ لَها شَرَفٌ فی قَومِها قَد سَرَقَتْ، فأمَرَ بقَطْعِها، فاجْتَمعَ إلی رسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ناسٌ مِن قُرَیشٍ وقالوا: یا رسولَ اللّه ِ، تُقْطَعُ امْرأةٌ شَریفةٌ مثلُ فُلانَةَ فی خَطَرٍ یَسیرٍ؟!
قالَ: نَعَم، إنّما هَلکَ مَن کانَ قَبْلَکُم بمِثْلِ هذا، کانوا یُقیمونَ الحُدودَ علی ضُعَفائهِم ویَتْرُکونَ أقْوِیاءهُم وأشْرافَهُم فهَلَکوا (دعائم الإسلام، ج ۲، ۴۴۹) امام صادق علیه السلام به نقل از پدرانش علیهم السلام فرمود: زنی را که در میان قوم و قبیله خود شرافت و حرمتی داشت به جرم دزدی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردند، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان داد دست او را قطع کنند. عدهای از قریش نزد پیامبر آمدند و عرض کردند: ای پیامبر خدا! دست زن شریفی مثل او را به خاطر خطای کوچکی قطع میکنی؟!
فرمود: آری، پیشینیان شما به سبب چنین کاری به نابودی افتادند. آنها حدود (کیفرها) را درباره ضعیفانشان اعمال میکردند و با قدرتمندان و اشراف خود، کاری نداشتند؛ از این رو هلاک گشتند.
این روایت تصویر گویا و تکاندهندهای از اصل بنیادین «عدالت قضائی» و نفی کامل «تبعیض» در اسلام را ترسیم میکند. پیامبر اکرم (ص) بدون کوچکترین تردید و ملاحظهی شخصیتی، حکم قطع دست را صادر میکند. این اقدام قاطعانه، نماد بارز حاکمیت قانون به جای حاکمیت افراد و ثروت و نفوذ است. بنابراین، این حدیث شریف بهوضوح اعلام میکند که عدالت واقعی تنها در سایه اجرای یکسان قانون برای همه، بیتوجه به هرگونه امتیاز اجتماعی، اقتصادی یا قبیلهای محقق میشود.