seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

امام موسی صدر:

وحدت انسان ها زمانی محقق می شود که همگان به این اصول واقف بوده و با درک وتفاهم و احترام به حدود و آزادی های دیگری در این مسیر حرکت کنند. نیروهای کارگزار آفرینش در این صورت مددکار و یاور او خواهند بود. ادیان همگی جز این رسالتی نداشتند که راه تشکیل چنین جمع و جماعتی را به انسان بنمایانند. انسان آگاه و مؤمن و تلاشگر دو وظیفه اصلی دارد؛ با عوامل مانع بر سر راه تکامل خود از هر سنخ و قماش بستیزد و در پیمودن مسیر عدل و حق بر دیگری سبقت بگیرد. به یاری مستمندان و رنج دیدگان وستم کشیدگان بشتابد، با زورگویان و مستکبران و ستمگران مبارزه کند.

توافقنامه سازش اسلو سبب انحراف مسیر حرکت ملت فلسطین و ایجاد دو دستگی بین آنها شد، اما ۲۶ سال مذاکره بی نتیجه، نادرستی آن را اثبات کرد و «معامله قرن» موجب شد این شکاف پر شود.

 

روز 13 سپتامبر 2019 مصادف با بیست و ششمین سالروز امضای توافقنامه اسلو است. این توافقنامه که در 13 سپتامبر 1993 در واشنگتن امضا شد یک توافقنامه ساده نبود. اسلو آغاز یک مسیر انحرافی بود و با تغییری که در مسیر آزادی فلسطین ایجاد کرد، بخشی از توان و نیروی فلسطینی ها را به بیراهه برد. بیراهه ای که حال پس از 26 سال با به میدان آمدن «معامله قرن» باطل بودنش برای اهل سازش هم اثبات شده است.

 

مروری بر امضای توافقنامه اسلو

اولین گام های امضای توافقنامه اسلو به دو سال قبل از امضای آن، یعنی سال 1991 باز می‌گردد. زمانی که کنفرانس مادرید به سرپرستی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق در مادرید در حال برگزاری بود، هیئتی از سازمان آزادی بخش فلسطین به ریاست ابومازن، در اسلو نروژ در حال برگزاری مذاکرات سری با هیئتی از رژیم صهیونیستی بود. ابومازن صاحب تفکر مذاکره با صهیونیست ها در ساف بود. او از نیمه دوم دهه 1970 روابطی را با یهودیان شرقی و کسانی که خواستار صلح بودند آغاز کرده بود.

به پیشنهاد یوهان یورگن هولست وزیر امور خارجه وقت نروژ و با تماس هایی که با مقامات ساف و رژیم صهیونیستی گرفت، از 20 ژانویه  تا 20 آگوست 1993 بین هیئت فلسطینی به ریاست ابومازن و هیئتی از رژیم صهیونیستی به ریاست یوری ساویئر، مدیر کل وقت وزارت خارجه این رژیم 13 دور نشست سری در اسلو نروژ برگزار شد.

ساف در حالی، حاضر به مذاکره سری با صهیونیست ها شده بود که از یک سو کنست رژیم صهیونیستی هرگونه مذاکره با ساف را ممنوع اعلام کرده بود و از دیگر سوی رژیم صهیونیستی در همین زمان که مذاکرات مادرید برگزار می شد حاضر نشده بود ساف را به رسمیت شناخته با آنها سر یک میز به مذاکره بنشیند. صهیونیست ها فلسطینی ها را به شرط آنکه عضو ساف یا ساکن قدس نباشند و در یک هیئت اردنی پذیرفتند.

سرانجام 9 سپتامبر 1993 یاسر عرفات طی نامه ای رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و شیمون پرز هم طی نامه ای ساف را به رسمیت شناخت و چهار روز بعد در واشنگتن با حضور بیل کلینتون، توافقنامه اسلو را امضا کردند. این توافقنامه را اعلام مبادی نامیدند، زیرا در آن مبانی و مقدمات صلح بین دو طرف تعریف شده بود و قرار شد پس از این توافق، طی مذاکرات تکمیلی حداکثر تا 5 سال مذاکرات نهایی انجام شود و پس از آن دو دولت یکی یهودی و دیگری فلسطینی براساس مرزهای سال 1967 به وجود آید.

 

مذاکرات تکمیلی بی فایده

در پی امضای توافقنامه اسلو، یاسر عرفات به همراه بخشی از اعضای ساف که مورد تأیید رژیم صهیونیستی قرار گرفته بودند در ژانویه 1994 از نوار غزه وارد فلسطین شدند و حکومت خودگردان فلسطین در این تاریخ تشکیل شد. از این تاریخ به بعد 8  مرحله مذاکره بین رژیم صهیونیستی و ساف برگزار شد که حکومت خودگردان از این مرحله به بعد به نمایندگی از ساف در آنها به شرح ذیل شرکت کرد:

4 مرحله نخست این مذاکرات برای تکمیل روند سازش و توافق نهایی برگزار شد که عبارت بودند از:

 

1ـ توافقنامه قاهره یا أسلو 2 (1995) (یاسر عرفات - إسحاق رابین)

2ـ وای ریور أول (1998) (یاسر عرفات - بنیامین نتانیاهو)

3ـ وای ریور دوم(1999) (یاسر عرفات - إیهود باراک)

4ـ کمپ دیوید دوم (2000) (یاسر عرفات - إیهود باراک)

 

4 مرحله بعدی مذاکرات با مانع تراشی های رژیم صهیونیستی تحت عنوان فرآیند سازش ادامه یافت و رژیم صهیونیستی با کاستن از شرایط اولیه در هر مرحله تلاش کرد تحقق هدف اولیه این مذاکرات را که تشکیل دو کشور بود به کنار گذارد:

 

1ـ طابا (2001) (یاسر عرفات - إیهود باراک)

2ـ أناپولیس (2007) (ابومازن - إیهود أولمرت)

3ـ گفتگوهای واشنطن (2010) (ابومازن - بنیامین نتانیاهو)

4ـ مذاکرات قدس - أریحا (2013) (ابومازن- بنیامین نتانیاهو)

 

در مجموع این 9 مرحله مذاکره که از توافقنامه اسلو 1993 آغاز شد و تا مذاکرات قدس- اریحا که سال 2013 آغاز شد و تا سال 2014 ادامه یافت نتیجه مذاکره برای حکومت خودگردان و ساف این بود که صهیونیست ها در آخرین مرحله از مذاکرات سازش پرونده های قدس، مرزها و امنیت را از روند مذاکرات خارج کردند و اعلام کردند حاضر نیستند حتی در مورد آن کمترین گفتگویی انجام دهند.

 

تنزل خواسته فلسطینیان از «زمین» به «آزادی اسیران»

خواسته فلسطینیان در مراحل اول مذاکرات در 1991، زمین در برابر صلح بود آنها خواستار این بودند تا با گرفتن زمین های خود- که آن هم مقصود سرزمین های 1967 بود نه تمامی فلسطین تاریخی- با رژیم صهیونیستی صلح کنند. اما در آخرین مرحله مذاکرات در سال 2013 خواسته آنها آزادی 104 اسیری بود که قرار بود سال 1994 آزاد شوند اما هرگز آزاد نشده بودند.

 

«معامله قرن»؛ خط بطلان بر روند سازش

اما با وجود همه این امتیازات، باز هم صهیونیست ها پا را از این فراتر نهادند. صهیونیست ها با زد و بندهایی که با ایالات متحده آمریکا در دوره ترامپ کردند طرح دو دولت را به کل به کنار گذاشتند و در «معامله قرن» با کمکِ ترامپ طرح تشکیل وطن قومی یهود را به عنوان برنامه خود معرفی کردند. این در حالی است که دیگر هیچ سخنی از مذاکرات سازش نمی زنند.

 

انحرافی که اسلو به وجود آورد

اسلو آغاز مسیری در مبارزه ملت فلسطین نبود بلکه ایجاد یک انحراف در مسیر آزادی فلسطین بود. روندی که در بالا به آن اشاره نشان می دهد صهیونیست ها به هیچ وجه به دنبال مذاکره برای رسیدن به نتیجه نبوده اند و تنها مذاکره را برای مذاکره انجام داده اند. آنها با گذشت زمان، با تغییر شروط خود فلسطینی ها را از رسیدن به نتیجه دلخواه باز داشتند.

اشکال اسلو این بود که بین فلسطینیان یک شکاف عمیق ایجاد کرد و در حقیقت آنها را به دو دسته سازشکار و مقاوم تقسیم کرد. اسلو با ایجاد راه سازش و مذاکره در مقابل مقاومت ایستاد. عده ای از فلسطینیان وارد عرصه مذاکره شدند و عده ای دیگر با اعتقاد به مسیر مذاکره با گروه اول مخالفت کردند. اسلو آغاز دو دستگی فلسطینیان بود.

 

«معامله قرن»، اثبات نادرستی مذاکره و سازش

«معامله قرن» با انکار بیش از دو دهه مذاکره ، نشان داد مذاکره با دشمن همیشه نادرست بوده و هست. زیرا با ارائه معامله قرن، آمریکایی ها سازشکاران را بدون هیچ نتیجه ای پس از نزدیک 3 دهه مذاکره رها کردند. معامله قرن در عین اینکه نادرستی مذاکره و سازش را ثابت کرد یک فرصت را نیز برای فلسطینی ها ایجاد و آن اینکه شکافی که در اثر آغاز روند مذاکرات بین فلسطینی ها به وجود آمده بود عملاً حذف شد. هرچند هنوز مدافعان سازش هنوز هم بر مدعای خود اصرار دارند اما فلسطینیان عملاً فهمیده اند که مذاکره بی نتیجه است و در عرصه میدان همه گرد مقاومت جمع شده اند و این یکدستی تا مدتی دیگر خود را نشان خواهد داد.

 

جمع بندی

اسلو آغاز مسیری انحرافی برای دو دسته کردن فلسطینیان و ایجاد شکاف بین آنها بود. با نافرجام ماندن مسیر سازش پس از 26 سال مذاکره، حال نادرستی و انحرافی بودن آن بر همگان آشکارشده است. از سوی دیگر معامله قرن با پشت پایی که به سازشکاران فلسطینی زد این مسئله را روشن تر کرد و انحرافی را که اسلو ایجاد کرده بود عملاً از بین برد. حال باید منتظر زمانی بود که فوج ملت فلسطین به طور یکپارچه با تمسک به مقاومت به هدف حقیقی خود یعنی آزادی فلسطین برسند. و شواهدی که به برخی از آنها اشاره کردیم نشان می دهد آن روز چندان دور نیست.

دسته های عزاداری و هیئت های مذهبی تربت جام همزمان با تاسوعا و عاشورای حسینی با برپایی آیین های سنتی به سوگواری، سینه زنی، زنجیرزنی، مقتل خوانی و تعزیه خوانی پرداختند که در تجمع عاشورایان به یاد آخرین نماز ظهر عاشورا سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) این سنت حسنه را به جماعت اقامه کردند که حضور مسئولان و مردم شیعه و اهل سنت در این روز، شکوه و صلابت خاصی را به وحدتِ این دیار تلفیقی جلوه گر شد.

هم زمان با عاشورای حسینی؛ عزاداران شیعه و سنی تربت جام همگام و همنوا با سایر هم وطنان عزیز در اقصی نقاط کشور در عزای شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) به عزاداری و نوحه خوانی پرداخته و به یاد مظلومیت آن امام همام و ۷۲ تن از یاران باوفایش در قالب دسته های عزاداری با حرکت به سمت مهدیه این شهرستان سینه و زنجیر زدند.

در این آیین باشکوه که امام جمعه موقت شهرستان، فرماندار، شهردار، اعضای شورای اسلامی شهر، فرماندهان نظامی و انتظامی و سایر مسئولان شهرستان حضور داشتند که دسته های عزاداری پس از ورود به مسجد و حوزه علمیه مهدیه (عج) این شهرستان به اقامه عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی پرداختند.

عزاداران حسینی پس از عزاداری و اقامه عزای سرور و سالار شهیدان به یاد ظهر عاشورا و آخرین نماز سیدالشهدا (ع) در محل خیابان المهدی نماز ظهر عاشورا را به امامت حجت الاسلام زاهدی، امام جمعه موقت تربت جام اقامه کردند.

گفتنی است؛ در این ایام سوگواری مشارکت اهل سنتِ مُحبِ اهل بیت (ع) و پیامبر اسلام (ص) هم قدم با شیعیان در غم عزای نوه گرامی رسول الله به اقامه عزاداری و پخش نذری در بین عزاداران اقدام نمودند.

امام حسین(ع)، سالار همه شهیدان و سرور همه آزادگان جهان است و فرقی نمی کند که شیعه باشید یا اهل سنت، مسیحی یا مسلمان باشید، زیرا هرکه او را بشناسد می داند که حسین بر بلندای قله آزادگی ایستاده است تا به مردم بگوید «اگر دین هم ندارید، آزاده باشید» به همین دلیل در عزای او، همه رخت سوگ به تن می کنند.

اهل سنت خراسان شمالی نیز در ایام ماه محرم و عزاداری سالار شهیدان مراسمی خاص را برای شهادت فرزند پیامبر برگزار می کنند.

ترکمن های اهل سنت خراسان شمالی نیز همانند همگان محرم را گرامی می دارند و در این ماه، برنامه ها و رسومی برای عزاداری امام حسین(ع) دارند که ختم ۷۰ هزار «لا إله إلا الله، محمداً رسول الله» از جمله آن است که به آن تهلیل می گویند.

صدقه و نذری هم همیشه از برنامه های ماه محرم بین اهل سنت خراسان شمالی است و البته هر سال در روز عاشورا یک رسم ۵۰ ساله هم در روستای «تازه یاب» برگزار می شود که تعداد زیادی از مردم در آن شرکت می کنند.

در این روز اهل سنت با تجمع در جوار امامزاده شیرعلی فرزند امام موسی کاظم(ع) در مانه و سملقان به عزاداری می پردازند و البته نسبت به نگاه داشتن حرمت ایام محرم و صفر نیز بسیار مقیدند و در این ماه ها برنامه های شادی و عروسی خود را متوقف می کنند و در این ماه که ماه آغازین سال هجری است، علاوه بر ترتیل و قرائت قرآن، مراسم اطعام نیز برگزار می کنند.

همچنین در این روز برادران و خواهران اهل سنت به خانه افرادی می روند که سال قبل در دهه اول محرم از دنیا رفته اند، تا با نثار فاتحه روح آن ها شاد شود.

امام جمعه سنندج با اشاره به اینکه علمای اهل سنت ارادت ویژه ای به فرزند پیامبر(ص) دارند، گفت: امام شافعی واقعه کربلا را مایه اندوه دل ها و اشک چشم ها توصیف کرده است.

 

ماموستا عبدالرحمن خدایی، امام جمعه سنندج امروز، ۱۵ شهریورماه در آیین عبادی - سیاسی نماز جمعه این هفته سنندج اظهار کرد: فریضه امر به معروف و نهی از منکر و گسترش آن در جامعه همواره مورد تأکید خداوند متعال بوده است.

وی افزود: اقشار مختلف مردم باید به منظور رفع آسیب های اجتماعی نسبت به رفع منکرات حساسیت بیشتری داشته باشند.

ماموستاخدایی با تأکید بر اینکه مسلمانان باید نسبت به توصیه های خدا و پیامبر(ص) توجه جدی داشته باشند، عنوان کرد: پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: بهترین انسان ها کسی است که امر به معروف و نهی از منکر کرده و تقوای الهی را پیشه کند.

وی به فرارسیدن ماه محرم اشاره و عنوان کرد: امام حسین(ع) جان خود را در راه ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر و زنده ماندن اسلام فدا کرد.

وی بیان کرد: امام حسین(ع) با ایستادگی خود درس آزادی، آزادگی، عزت و جوانمردی را به مسلمانان داده است.

وی با اشاره به اینکه علمای اهل سنت راجع به محرم و شهادت فرزند پیامبر(ص) مطالب زیادی نوشته اند، عنوان کرد: امام شافعی واقعه کربلا را مایه اندوه دل ها و اشک چشم ها توصیف کرده است.

امام جمعه سنندج یادآور شد: باید از خواب غفلت بیدار شده و با انجام اعمال درست و پرهیز از کارهای ناشایست از جمله دروغ، غیبت، خیانت و آزار والدین، خود را آماده حساب روز قیامت کنیم.

مولوي سيد حسام الدين حسيني گفت: قيام امام حسين(ع) در روز عاشورا نشان داد براي دفاع از دين مي بايست از همه چيز خود گذشت.

به گزارش روابط عمومی دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت خراسان، مولوی سید حسام‌‌الدین حسینی، امام جماعت مسجد م‍ژن آباد خواف، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: در منابع اهل سنت، امام حسین(ع) نزد پیامبر(ص) از عظمت والایی برخوردار بود تا جایی كه این جمله مشهور از ایشان صادر شد كه«حسین منی و انا من حسین».

وی با بیان این كه تمام مسلمین بر مظلومیت امام حسین(ع) اتفاق نظر دارند ابراز داشت: امام حسین(ع) برای دفاع از دین به میدان آمد و علمای اسلام باید همه ابعاد واقعه عاشورا را تشریح كنند و از دستاوردهای آن غافل نباشند.

امام جماعت مسجد جامع مژن آباد خواف در ادامه افزود: امام حسین(ع) نشان داد كه ارزش دین آن گونه زیاد است كه باید برای آن بدن‌های با ارزشی قطعه قطعه شوند تا زمینه محو باطل فراهم شود.

وی با تاكید بر این كه همه وعاظ، خطبا و علما باید ابعاد واقعه عاشورا را تشریح كنند، عنوان كرد: امام حسین(ع) وجه مشترك همه مسلمانان است و تمام مسلمین بر مظلومیت امام حسین(ع) اتفاق نظر دارند كه ایشان برای دفاع از دین حضرت رسول(ص) به میدان آمد.

مولوی حسینی افزود: یزید فردی فاسد و شرابخوار بود و امروز استكبار و صهیونیزم همان طاغوت و یزيديان زمان هستند و جامعه اسلامی باید شرافت و عزت خودش را حفظ كند و هرگز در برابر آنها تسلیم نشود.

وی در پایان ابراز كرد: شهادت امام حسین(ع) آن گونه جانگداز بود كه در زمان حضرت رسول(ص) خبرش توسط جبرئیل به حضرت داده شد و پیامبر(ص) در رثای این واقعه جانسوز گریست.

منطق قرآن این است که خداوند نمی خواهد هیچ ستمی در دنیا پنهان بماند. از این رو، خداوند به بندگان خود اجازه می دهد با افشاگری، ستم کار را رسوا کنند. خداوند نمی خواهد آه هیچ مظلومی در سینه اش خفه شود، بلکه می خواهد همه از مظلومیت او آگاه گردند و برای خشکاندن ریشه ستم و فساد به پا خیزند. این آیه به طور آشکار و مستقیم بر مشروعیت آیین عزاداری دلالت دارد.

 

خداوند می فرماید: «وَ مَن یُعَظِّم شَعائِرَ فَانَّها مِن تَقوَی القُلُوب؛ به یقین هر کس شعایر خدا را پاس دارد و بزرگ شمارد، کار او از پرهیزگاری است».

 

این آیه، همگان را به بزرگداشت شعایر الهی تشویق می کند. در مصداق شعایر، اختلاف نظر وجود دارد. گروهی، آن را شامل مناسک و اعمال حج می دانند و مصداق آن را در قربانی یا جایگاه مناسک حج خلاصه می کنند. در مقابل، گروهی دیگر آن را به معنای نشانه های دین و پیروی پروردگار می دانند که این سخن با برخی روایات نیز هماهنگی دارد.

 

برخی فقها و مفسران عقیده دارند که این آیه دلالت بر عموم و شمول دارد. چنان چه این نظر پذیرفته شود تعظیم همه شعایر اگر واجب نباشد استحباب و رجحان دارد؛ زیرا شعایر منسوب به خداوند بزرگ است.

 

بنابراین، کاری که به گونه ای یاد خداوند را به همراه داشته باشد، در شمار شعایر الهی است و بزرگداشت آن به پرهیزگاری خواهد انجامید. در این صورت برپایی مجالس عزا برای کسانی که جان خویش را در راه خدا از دست داده اند از شعایر الهی است؛ زیرا انسان را به یاد خدا می اندازد و به هم نوایی اجتماعی با جنبش آن شهیدان می انجامد. هم نوایی با فریاد جان باختگان راه حق، شرکت در حماسه آنان و زنده داشتن نام و یاد ایشان است که خشنودی خداوند را در پی دارد.

 

هم چنین آیات دیگری وجود دارد که پیشینه عزاداری را بیان می کند. برای نمونه، در سوره یوسف، از عزاداری و اندوه یعقوب در فراق یوسف، سخن به میان آمده است. در این سوره می خوانیم:

«وَابْیَضَّتْ عَینَاهُ مِنَ الحُزنِ؛ و چشمانش از شدت اندوه سفید شد».

در این آیه، گریستن بر فراق عزیزان از دست داده، پذیرفته شده است.

 

بنابراین قرآن، این سنت را تأیید می کند و آن را در شمار پاس داشت شعایر الهی می داند. و پرداختن به آن، مایه خشنودی خداوند است.

 

ضرورت عزاداری از دیدگاه روایات

در عرصه روایات، رویکرد ویژه ای در بحث عزاداری به چشم می خورد که آن را امری مستحب و پرفضیلت بر شمرده و برای آن اهمیت فراوانی قائل شده است.

در اینجا برخی روایات را می آوریم که در چهارچوب عزاداری و گریستن آمده است:

  1. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا(علیهاالسلام) فرمود: در روز قیامت هر چشمی گریان است مگر آن چشمی که بر حسین گریسته. چنین فردی همیشه خندان خواهد بود و به نعمت های بهشتی بشارت داده می شود.

 

  1. حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) به «ابن شبیب» می فرماید: ای پسر شبیب! محرم، ماهی است که مردم در دوران جاهلیت ستم و قتل را در آن حرام می دانستند، ولی گروهی از مسلمانان، این حرمت را نشناختند، فرزند پیامبر را به قتل رساندند و زنان و فرزندانش را به اسارت بردند. اگر خواستی بر کسی بگریی، برای حسین بن علی گریه کن؛ زیرا او را مانند گوسفند ذبح کردند. هم چنین هیجده تن از اهل بیت او را که در روی زمین، کسی شبیه آنان نبود، به شهادت رسانیدند. این مصیبت چنان بزرگ است که آسمان ها و زمین در شهادتش گریسته اند. روز عاشورا، چشم های ما را خون بار کرد، دل های ما را سوزاند، اشک ما را روان ساخت و عزیزان ما را خوار کرد. سرزمین کربلا تا روز قیامت برای ما سختی و بلا بر جای گذاشت پس بایستی گریه کنندگان بر کسی مانند حسین گریه کنند و بدانید که گریستن بر حسین، گناهان انسان را می ریزد و انسان را پاک می کند.

 

ضرورت و اهمیت عزاداری برای امام حسین(ع)

  1. امام رضا(علیه السلام) در حدیث دیگری فرموده است: هر کس مصایبی را که بر ما روا داشته اند به یاد آورد و بر آن بگرید، در قیامت همراه با ما خواهد بود. هرکس به یاد مصایب ما بگرید و دیگران را بگریاند در روزی که همه چشم ها گریان است، چشمان او گریان نخواهد بود. هم چنین هر کس در جلسه ای بنشیند که در آن مجلس، امر ما برپا داشته می شود، در روزی که دل ها می میرد دل او زنده می شود.

 

  1. امام صادق(علیه السلام) به فرزند بزرگوارشان فرمود: فرزندم! 10 سال در ایام حج در سرزمین منی با وقف اموال و دارایی ام، مجلس عزا برای من برپا دار تا گریه کنندگان برای من بگریند.

 

  1. هم چنین امام صادق(علیه السلام) به «عبدالله بن حمّاد» فرمود: به من خبر رسیده است که گروه ها و دسته هایی از پیرامون کوفه و جاهای دیگر و گروهی از زنان در نیمه شعبان، به آرام گاه جدم، حسین بن علی می روند و بر او نوحه سرایی می کنند و قرآن می خوانند. همچنین گروهی به بیان داستان شهادت و بعضی دیگر نیز به مرثیه سرایی می پردازند آیا چنین است؟

حمّاد پاسخ داد: آری، من خود شاهد چنین مجلسی بوده ام.

حضرت فرمود: خدای را سپاس که گروهی از مردم را علاقه مند قرار داد تا به مدح و ستایش ما بپردازند و برای ما عزاداری کنند. دشمنانِ ما را مورد اعتراض و طعن قرار می دهند و کارهای زشت آن ستم کاران را آشکار می سازند.

 

  1. امام صادق(علیه السلام) در جایی دیگر به «مسمّع» فرمود: ای مسمع! تو که اهل عراق هستی آیا قبر جدم حسین را زیارت می کنی؟ عرض کردم: خیر؛ زیرا من اهل بصره هستم و در همسایگی ما یکی از هواداران خلیفه زندگی می کند که پیرو هوا و هوس نفسانی اوست. هم چنین دشمنان ما از ناصبی و جز آن فراوان هستند. ترس آن دارم که به خلیفه اطلاع دهند و جان من در خطر افتد. امام فرمود: آیا مصایب کربلا را به یاد نمی آوری؟ عرض کردم: چرا به یاد می آورم. فرمود: آیا شیون و ناراحتی نمی کنی؟ گفتم: چرا، به خدا سوگند! گریه می کنم. حضرت فرمود: خدا گریه ات را بپذیرد! آگاه باش که تو از کسانی هستی که برای مصایب ما اظهار ناراحتی می کنند و تو از کسانی هستی که در شادی ما شاد و در اندوه ما، اندوهناک اند.

 

سپس فرمود: سپاس خدایی را که ما اهل بیت را به رحمت ویژه اش نواخت و بر دیگران برتری بخشید. ای مسمع! از زمان کشته شدن امیر مؤمنان علی زمین و زمان می گرید و گریه فرشتگان هنوز ادامه دارد.

 

بی تردید، این سخنان، نشان دهنده جایگاه والای گریستن بر شهیدان کربلا و مصایب اهل بیت(علیهم السلام)است. البته این گونه عزاداری به زمان و مکان ویژه ای محدود نمی گردد، بلکه امامان معصوم(علیهم السلام)هماره پیروان خود را به زنده نگه داشتن این سنت پسندیده، در هر شرایطی سفارش کرده اند تا فرهنگ مبارزه با ستم گران و یاد و خاطره جانبازی و رشادت همه شهیدان اسلام جاوید بماند.

 

ضرورت عزاداری از دیدگاه اهل سنت

آن چه از کتاب های معتبر اهل سنت برداشت می شود، مباح دانستن عزاداری و گریستن بدون فریاد است. دانشمندان اهل سنت در باره فریاد زدن در گریه اختلاف نظر دارند. پیروان «شافعی» و «احمد حنبل» این کار را مباح می دانند، ولی پیروان «مالکی» و «ابو حنیفه» این گونه گریه و عزاداری را جایز نمی دانند.

 

«عبدالرحمن جزایری» در کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعه» می نویسد:

از دید مالکیه و حنفیه، گریه صدادار و همراه با فریاد زدن حرام است، اما از نظر شافعیه و حنبلیه، این عمل مباح و روا است، چنان که اشک ریختن و گریه بدون بی تابی و فریاد به اتفاق جمیع علمای اهل سنت مباح است.

 

یکی دیگر از دانشمندان اهل سنت در این باره می نویسد:

اگر گریه برای دلسوزی بر میت و ترس از عذاب خداوند باشد، کراهت ندارد، اما اگر برای جزع و تسلیم نشدن در برابر قضای الهی باشد مکروه و یا حرام است. این حکم در صورتی است که گریه با صدا باشد، اما بدون صدا هیچ اشکالی ندارد. از روایات چنین به دست می آید که گریه پیش از مرگ جایز است، چنان که پس از مرگ نیز چنین است؛ زیرا پیامبر نزد قبر یکی از دختران شان گریه کردند و هم چنین در زیارت قبر مادر بزرگوارشان، آمنه همراه اصحاب گریستند.

 

البته در دیگر کتاب های اهل سنت مانند: «فتاوی الهندیة» و «فتاوی الغیاثیة» نیز مطالبی مشابه آمده است.

پنج شنبه, 14 شهریور 1398 00:07

آمریکا و هم پیمانانش "یزید" زمانند

صاحبزاده حامد رضا رئیس شورای اتحاد اهل سنت پاکستان گفت کربلا درسگاه مسلمانان است که به ما درس استقامت در برابر قدرت های استعماری می دهد و امروز آمریکا و یارانش "یزید" زمانند و مسلمانان باید برای سربلندی خود فداکاری امام حسین (ع) و یارانش را الگو قرار دهند. در این زمان عمل کردن و ترویج تفکر حسینی مهمترین امر است.

 

وی افزود: کربلا مظهر حق و باطل است و در کربلا حق برای همیشه پیروز شد، ذکر کربلا ترویج کننده شوق شهادت و جهاد در مسلمانان است، برای پیشرفت و بقای اسلام باید کربلا را سرلوحه زندگی خودمان قرار دهیم.

 

وی ادامه داد: کسانی که به نام جهاد امنیت دنیا را به هم می زنند در واقعا پیرو یزید هستند.

 

رئیس شورای اتحاد اهل سنت پاکستان در ادامه گفت: در این شکی نیست که کربلا تنها رمز بقای اسلام و باعث سربلندی و امت اسلامی است، امام حسین (ع) فقط امام یک فرقه نیست، بلکه برای هر کسی که میخواهد با ظلم مبارزه کند الگوست.

سرهنگ پاسدار حسن فضلی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: شیعه و سنی در برپایی عزاداری‌های امام حسین(ع) نقش داشته و در شهرستان خاش نوعی وحدت برای اجرای باشکوه این برنامه‌ها مشاهده می‌شود.

 

وی بیان کرد: زنجیره وحدت و همگرائی در اهل سنت و تشیع خاش با قوت و استحکام ویژه‌ای برقرار شده و به کوری چشم دشمنان اسلام و انقلاب این همبستگی و انسجام در صفوف اتحاد و یکپارچگی درهم شکستنی نیست.

مطلب پیشنهادی

چهل و سه هزار موقعیت شغلی، در آزمون استخدام بخش خصوصی

 

فرمانده انتظامی خاش نیز گفت: همراهی مردم این شهرستان با جامعه اهل تشیع سبب تقویت عناصر وحدت و امنیت شده است.

 

سرهنگ ابراهیم کوچکزائی اظهار داشت: در ایام سوگواری و عزاداری ماه محرم شاهد برگزاری باشکوه ویژه برنامه‌های مختلفی هستیم که اقشار مختلف مردم در نظم دادن،تامین امنیت و خدمت کردن به عزاداران نقش دارند.

 

امام جمعه خاش نیز گفت: ویژه برنامه‌های گرامیداشت ماه محرم و سوگ شهادت حضرت ابی عبدالله الحسین( ع) و یاران با وفایش در این منطقه با استقبال گرم و پرشور علاقمندان به ساحت اهل‌بیت( ع) در حال برگزاری است.

 

حجت الاسلام غلامرضا دهقان بیان کرد: برنامه‌های سخنرانی، مداحی و برپایی ایستگاه‌های صلواتی، نمایشگاه‌های عکس و کتاب،فروش لوازم عزاداری، اجرای رقابت‌های فرهنگی و هنری،زیارت عاشورا و دسته‌روی و غیره در دستور کار ستاد مردمی مناسبت‌های ملی و مذهبی خاش است.

 

وی اظهار داشت: در مناطق شهری و روستایی خاش ویژه برنامه‌های خاص این ایام با مشارکت مردم شیعه و سنی در حال اجراست.

 

امام جمعه خاش گفت: نیروهای ارتشی، سپاه و نیروی انتظامی علاوه بر کمک به اجرای منظم و امن برنامه‌ها در حوزه‌های ستادی خودشان نیز به اجرای برنامه می پردازند.

 

وی بیان کرد: حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) محور و شاخص در وحدت، بصیرت افزایی، ایثارگری، ایمان و اخلاص بوده اند، لذا به همگان توصیه می کنیم ادامه دهنده راه ارزشی ایشان باشند.

اشک و آه، یکی از نعمتهایی است که خداوند به هر کسی عنایت نمی کند؛ منشا اشک و آه، در نظر گرفتن محرومیت ها، شوق ها و ناکامی های است که انسان در زندگی می تواند بدان توجه داشته باشد.

 

ناگفته نماند که اشک فقط جنبه معنوی ندارد، بلکه اشک نعمتی الهی است که باعث سلامتی و تندرست مغر آدمی است و به وسیله ی آن بسیاری از بیماری ها از بین می رود.

 

گریه نعمتی الهی

چنانچه این مطلب در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده که فرمودند: «گریه موهبتی الهی است که توسط آن رطوبت مغز انسان - که موجب دردهای بسیاری خواهد شد - جدا می شود و افراد را از کوری ایمن می سازد، سلامتی و تندرستی بدن را به همراه می آورد و سرانجام حالت نشاط، سبکبالی و طراوت روح به آدمی می بخشد.»[1]

 

دانشمندان مربوط به این زمینه معتقدند که گریه شوق، گریه حزن، گریه ضعف و زبونی، گریه پیروزی و سربلندی و گریه دروغین از انواع گریه بشمار می رود.

 

گریه، شمولیت فراتر از انسان

گریه کردن از ویژگیهای انسان بشمار نمی آید، چون قرآن در مورد غیر انسانها نیز آنرا ثابت می داند؛ چنانچه در آیه ای فرمود: «فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا کَانُوا مُنْظَرِینَ»[2] پس نه آسمان و زمین بر آنان گریست و نه به آنان مهلتى داده شد.

 

تفسیر آیه

برخى مفسّران گفته‌اند: گریه نکردن آسمان و زمین، کنایه از این است که هلاکت فرعونیان هیچ خلأیى در کار جهان پیش نیاورد. امّا ظاهر آیه خبر از نوعى احساس و شعور براى هستى دارد که قرآن از آن به گریه تعبیر کرده است.[3]

هدف از بیان این آیه، آن است که می توان گریه کردن را برای غیر انسان نیز تصور نمود.

 

جایگاه اشک ریختن در روایات

در برخی از روایات جایگاه خاصی برای گریه و اشک ریختن بیان شده است. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: «مَا مِن قَطرَةٍ أحَبَّ إلَی اللّهِ عَزَّوَجلَّ مِن قَطرَتَینِ، قَطرَةُ دَمٍ فِی سَبیلِ اللّهِ، وَ قَطرَةُ دَمعَةٍ فِی سَوادِ اللَّیلِ لَا یرِیدُ بِها العَبدُ إلاّ اللّهَ عَزَّوَجلَّ.»[4] هیچ قطره ای نزد خداوند عزّوجلّ محبوب تر از دو قطره نیست. 1. قطره خونی که در راه خدا ریخته شود، 2. قطره اشکی که در دل شبِ تار برای خداوند عزّ و جلّ می ریزد.

 

اشک، نشانه عبودیت و بندگی

همچنین امیرمومنان اشک ریزی مومنان را از نشانه های مهم بندگی مومنان دانسته، می فرمایند: «العبودیه خمسه اشیاء: خلاء البطن، و قراءه القرآن، و قیام اللیل، والتضرع عند الصبح، والبکاء من خشیه الله»؛[5] بندگی، پنج چیز است: تهی داشتن شکم، خواندن قرآن، شب زنده داری، دعا و زاری در صبحگاهان و گریستن از ترس خدا

همچنانکه در دو روایت بالا می بینیم، اشک ریختن عمل محبوب و از نشانه های بندگی است.

 

اشک بر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در منابع دینی

اما اینکه اشک ریزی در رثای اولیاء الهی بویژه اباعبدالله الحسین علیه السلام در منابع دینی چگونه است، باید گفت: احادیث متعددی بر اهمیت و آثار آن دلالت می کنند.

 

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَهٍ [الذُّبَابِ‌] غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ»[6]  کسى که نام ما اهل‌بیت (علیهم السلام) نزد او برده شود و از چشمانش اشک بیاید، اگرچه به‌قدر بال پشه (مگس) باشد، گناهانش آمرزیده شود، حتی اگر آن گناهان به اندازه کف روى دریاها باشد»

 

البته در برخی از احادیث، این گریه در مورد اباعبدالله الحسین علیه السلام ذکر شده است؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ‌] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّهِ»؛[7] کسى که یادى از حضرت حسین بن على (علیه السلام) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسی اشک خارج شود، اجر او بر خدا است و حق‌تعالی به کمتر از بهشت براى او راضى نیست».

 

سوال مهم

البته یک سوالی ممکن است مطرح شود که:

۱.آیا اعطای پاداش در برابر گریه برای امام حسین(علیه‌السلام)، شامل هر گریه کننده‌ای، با هر نیتی و با هرگونه عملکردی می‌شود؟

۲. چگونه اندکی گریه می‌تواند مایه سعادتمندی انسان و دخول در بهشت جاویدان شود؟

 

پاسخ:

جواب اول: در پاسخ به چنین پرسش‌هایی، ابتدا باید اذعان کرد که گریه بر امام حسین (علیه‌السلام) در جایگاه یک عمل عبادی که در خور اجر و ثواب فراوانی است، همچون سایر عبادات، ارتباطی تنگاتنگ با نیت افراد پیدا می‌کند؛ به طوری که اگر اولاً خالصانه و به قصد تقرب به خداوند انجام شود، و ثانیاً با معرفت و شعور همراه باشد، به بالاترین درجه پذیرش می‌رسد و فرد را به بالاترین پاداش‌ها می‌رساند.

همچنین شکی نیست که خداوند هرگز گریه از روی ریاکاری و خودنمایی را نمی‌پذیرد. برخی به اشتباه پنداشته‌اند ریا در گریه برای امام حسین (علیه‌السلام) استثنا شده و حرام نیست و گمان کرده‌اند که تباکی، تجویزی برای ریاکاری است. در حالی که «تباکی» خود را به گریه واداشتن است که اگر از روی اخلاص و معرفت باشد، قطعا اجر فراوانی دارد.

 

جواب دوم: استاد شهید مطهری در این باره می‌فرماید: «گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط و حرکت اوست.... امام حسین (علیه‌السلام) به واسطه شخصیت عالی قدرش، به واسطه شهادت قهرمانانه‌اش، مالک قلب‌ها و احساسات صدها میلیون انسان است، و اگر کسانی که بر این مخزن عظیم و گرانقدر احساسی و روحی گمارده شدند، یعنی سخنرانان مذهبی [و مداحان اهل بیت] بتوانند از این مخزن عظیم در جهت همشکل کردن و همرنگ کردن و هم احساس کردن روح‌ها با روح عظیم حسینی بهره برداری صحیح کنند، جهانی اصلاح خواهد شد.»[8]

 

جواب سوم: علاوه بر آن، در روایاتی آثار بسیار زیادی برای اشک ریختن وارد شده است که برای اشک معمولی بیان شده و حالا اگر این اشک در مصیبت عظمای اباعبدالله علیه السلام باشد، آن آثار بزرگ را بدنبال نخواهد داشت؟.

لذا در روایتی از امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند: «ما مِن شیءٍ إلاّ ولَهُ کَیْلٌ أو وَزنٌ إلاّ الدُّموعَ، فإنّ القَطرةَ مِنها تُطْفِئُ بِحارا مِن نارٍ، وإذا اغْرَوْرَقَتِ العَینُ بمائها لَم یَرْهَقْ وَجهَهُ قَتَرٌ ولا ذِلَّةٌ، فإذا فاضَتْ حَرَّمَهُ اللّه‌ على النّارِ، ولَو أنّ باکیا بکى فی اُمَّةٍ لَرُحِموا.»[9]

هر چیزى پیمانه و وزنى دارد مگر اشکها؛ زیرا قطره‌‌اى اشک دریاهایى از آتش را فرو مى‌‌نشاند. و هرگاه چشم در اشک خود غرق شود، گَرد هیچ فقر و ذلّتى بر چهره آن ننشیند. و هرگاه اشکها سرازیر شود خداوند آن چهره را بر آتش حرام گرداند. و اگر گرینده‌‌اى در میان امتى بگرید همه آن امّت مشمول رحمت مى‌‌شوند.

باتوجه به روایت مذکور، اثر و برکت بسیار زیاد اشک ریختن بر اباعبدالله الحسین علیه السلام فهمیده می شود.

 

پی نوشت:

[1]  توحید مفضل، ترجمه مرحوم ملا محمد باقر مجلسی، ص 62.

[2]  سوره دخان، آیه ۲۹

[3]  تفسیر نور، ذیل آیه.

[4]  مجلسی، بحارالأنوار، ج 16، ص10.

[5]  جامع الاخبار، ص 505، ح 1397.

[6]  البرقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1371 ق، ج 1، ص 63، ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف اشرف، دار المرتضویه، چاپ اول، 1356 ش، ص 103، ح 8

[7] ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف اشرف، دار المرتضویه، چاپ اول، 1356 ش، ص 101، ح 3. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت (علیهم‌السلام)، 1409 ق، ج 14، ص 507، ح 14.

[8]   مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی به ضمیمه شهید، ص۱۲۱-۱۲۲.

[9]  بحارالأنوار، ج93، ص331

در محضر قرآن

وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ
وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ
آیه: وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْکرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ کنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوناً وَ کنتُمْ…

احادیث