رهبر شهید انقلاب در شرح حدیثی از امام رضا(علیه السلام)، به تبیین معنای حقیقی دو فضیلت اخلاقی «توکل» و «تواضع» پرداختند که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین.
عن الحسن بن الجهم قال: سَلَلْتُ الرضا (علیه السلام) فقلت له: جعلت فداک، ما حدّ التوکل؟ (حد توکل چیست؟ مراد، نهایت توکل است).
فقال (علیه السلام) لی: أن لا تخاف مع الله أحداً. این نهایت توکل است، این که با وجود خدا و با توجه به ذات مقدس باری، از هیچ چیزی و از هیچ کسی نترسی، احداً از هیچ کسی. (حالا ظاهراً شاید هر چیز و هر کس همه را شامل بشود).
این قدر متیقنش هر کس است، از هیچ کس نترسد. این ترسی که ماها داریم، ترس به خاطر جانمان است، ترس به خاطر آبرومان است، ترس به خاطر از دست دادن درآمدی است (درآمد مالی)، ترس از قدرت است، ترس از تشر است، اینها دیگر.
میگوید: وقتی ملاحظه میکنی خدا را و برای خدا داری کار میکنی و خدا بالای سر توست و پشت سر توست، از کسی نترسی.
این حدّ توکل، نهایت توکل است. این که شد، انسان در میدانهای زندگی این ملاحظهکاریهایی که ما داریم، اینها را دیگر میگذارد کنار.
مبادا بدش بیاید، مبادا تشر بزند، مباد دعوا کند، مبادا سمت ما را از ما بگیرد، مبادا جان ما را به خطر بیندازد. اینها دیگر از بین میرود.
از خدای متعال بترس و از غیر خدا نترس. «و لا یخشون أحداً إلا الله»، آیه شریفه قرآن چند جا به این مضمون تکرار شده است. این حدّ توکل.
قال: قلت: فما حدّ تواضع؟ (اندازه تواضع و مرز تواضع کجاست؟ که خب تواضع هم یکی از صفات بزرگ است).
قال: «أن تعطی الناس من نفسک ما تحبّ أن یعطوک مثله».
این تواضع است به انسانها (به غیر خودت) آن چیزی را عطا کنی که توقع داری آنها آن چیز را به تو عطا کنند. یعنی چه؟
یعنی برای خودت نسبت به دیگران هیچ امتیازی قائل نباشید. ماها توقع داریم به ما سلام کنند، اما خودمان سلام نمیکنیم. چرا؟
برای اینکه خودمان را بالاتر میدانیم. توقع داریم از ما بدگویی نکنند، اما خودمان از دیگران بدگویی میکنیم.
به طور ناخودآگاه یک چیزی، امتیازی را برای خودمان قائلیم که برای دیگری قائل نیستیم. این خلاف تواضع است، این تکبر است، ولو به ظاهر انسان لبخند هم میزند، سرش را کج میکند.
عرض کنم که اظهار کوچکی هم پیش این و آن میکند، اما دل متکبر است، دل برای خود امتیازی قائل است. صفحه ۳۱۱.































