seyed hossein emamian
تأکید الفتح بر پیگیری راههای مسالمتآمیز بهدور از هرجومرج
یک عضو جریان حکمت ملی (بهریاست سید عمار حکیم) امروز چهارشنبه با بیان اینکه تظاهراتی که از ابتدای ماه اکتبر در عراق برگزار شده با هرجومرج همراه بوده است، هشدار داده است که برکناری دولت کنونی عراق را وارد شرایط تاریکی خواهد کرد.
حبیب الطرفی در اظهاراتی که سایت العربی الجدید منتشر کرده است، آورده است: تظاهرات کنونی در عراق هیچ نشانه یا ارکان واضحی ندارد، بلکه نوعی هرجومرج است، رهبران مشخصی ندارد و حتی خواستهها هم ضدونقیض است، برخی بهدنبال انحلال پارلمان و برخی بهدنبال سرنگونی دولت هستند، برخی خواهان خدمات هستند، در نتیجه حقوق با این شیوه از بین خواهد رفت و ما وارد مرحله هرجومرج شدید میشویم.
وی افزود: ورود آقای مقتدی صدر به خط، مسئلهای مثبت است، زیرا وی عنصر تأثیرگذار در پارلمان است، اما در عین حال باید هشدار دهیم که خواسته سرنگونی یا برکناری دولت، عراق را وارد دوران تاریک خواهد کرد.
الطرفی که نماینده سابق استان کربلا بوده است، اضافه کرد: عبدالمهدی در حال حاضر بسته اصلاحاتی را دنبال میکند، ولی فعالیتش با آرامش و بهدور هیاهوی رسانهای دنبال میشود، زیرا شاهد میراث بهجامانده و ناکامیهایی از دولتهای سابق هستیم، تظاهرات کنندگان به زمانهایی که دولت وضع کرده، ایمان ندارند، آنها همچنین به خود دولت ایمان ندارند در نتیجه بحران بیاعتمادی شدیدی میان ملت و دولت وجود دارد.
زخمیشدن شمار زیادی نیروی امنیتی در حمله تظاهرکنندگان
از سوی دیگر نصیف الخطابی استاندار کربلای معلی تأکید کرد هیچ گروهی بهغیر از نیروهای امنیتی در موضوع حمایت از استان و تظاهرکنندگان شرکت نداشتند و خبرهایی که در این زمینه نقل میشود، صحت ندارد.
الخطابی به المستقله گفت برخی تظاهرات کنندگان به نیروهای امنیتی و ادارات دولتی حمله کردند و صدها نفر از نیروهای امنیتی مصدوم شدند که در بیمارستانهای کربلای معلی در حال درمان هستند.
وی ابراز کرد فشار مردمی بهنفع دولت و اصلاحات آن است، ولی برخی برای اخلال و تعدی به نیروهای امنیتی تلاش میکنند. وی خاطرنشان کرد دولت محلی دستوراتی صادر کرده مبنی بر اینکه گلوله جنگی علیه تظاهرات کنندگان مورد استفاده قرار نگیرد.
وی گفت: شاهد هجمه رسانهای علیه استان هستیم و ویدئوهایی از قربانیان منتشر شده که مربوط به استان نیست.
وی تأکید کرد بیشتر تظاهرات کنندگان بازداشتشده آزاد شدهاند.
عضو النصر: پارلمان هم باید منحل شود
جاسم العلیاوی از اعضای ائتلاف النصر بهریاست حیدر العبادی گفت برکناری عادل عبدالمهدی تنها راهحل نیست.
وی به الفرات گفت تمام راهحلهایی که به تظاهرات کنندگان ارائه شده، واقعی نیست و تظاهرات کننده خشمگین آن را میداند، اوضاع اکنون فوقالعاده است و درنتیجه آخرین فرصت به دولت کنونی داده شد و عبدالمهدی با عملکرد کند و منفی آن را از دست داده است، وی در برابر چالشهای بزرگی قرار دارد هرچند برنامه بزرگی ارائه کرده ولی وی زمان را از دست داد، به همین سبب آخرین فرصتی که ما امیدوار بودیم عبدالمهدی برای حفظ آبروی نظام سیاسی از آن استفاده کند، از بین رفته است.
العلیاوی افزود: شاهد فشارهای خارجی و فراکسیونهای سیاسی هستیم، راهحل در این است که یا بر اساس ماده 64 قانون اساسی عمل کنیم که تصریح میکند دوسوم نمایندگان خواستار انحلال پارلمان شوند یا بهدرخواست نخست وزیر و موافقت او این امر (انحلال پارلمان) صورت گیرد و یا به ماده دوم رجوع کنیم یعنی رفتن بهسمت برگزاری انتخابات زودهنگام طی 60 روز که در این صورت دولت کنونی، دولت پیشبرد امور میشود.
وی ادامه داد: خواستهها روشن است و برکناری عبدالمهدی تنها راهحل نیست بلکه پارلمان هم باید منحل شود و با وجود دشواری تصمیمگیری، در صورتی که تصمیم وجود داشته باشد و با وجود فشار مردمی این امر محقق خواهد شد.
از سوی دیگر، جاسم الحلفی عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست عراق در اظهاراتی که روزنامه سعودی الشرق الاوسط منتشر کرده است، گفته است استعفای نخست وزیر تنها راهحل نیست، خواستههای مردم فقط اصلاحات نیست، بلکه تغییر فراگیر طبقه سیاسی است.
دلایل مخالفت ائتلاف الفتح با استعفای عبدالمهدی
عبدالامیر المیاحی از نمایندگان ائتلاف الفتح روز چهارشنبه گفت استعفای عادل عبدالمهدی در این شرایط و هرجومرجی که کشور را فرا گرفته سبب بروز خلأ دولتی میشود که بهنوبه خود بحران را بهجای حل، تعمیق خواهد کرد.
المیاحی به السومریه گفت: عبدالمهدی بر اساس توافقات میان فراکسیون پارلمانی بزرگ انتخاب شد و استعفای عبدالمهدی در این شرایط دشوار، تفکر عادلانهای نیست، چرا تأثیرات و پیامدهای منفی بر وضعیت کلی دارد. استعفای عبدالمهدی در این هرجومرج فراگیر در کشور سبب بروز خلأ دولتی شده و به تعمیق مشکلات و بحرانها منجر شده در حالی که وضعیت عراق تحمل چنین شرایط و اقداماتی را ندارد.
وی تصریح کرد: دوراندیشی در پاسخ و رفتار در سایه این شرایط واجب است و باید بهدنبال راهحلهای مسالمتآمیز و منطقی بهدور از هرجومرج باشیم.
المیاحی تأکید کرد: پارلمان در صدور بسته اصلاحی و حمایت و هماهنگی کامل با دولت برای اجرای این بسته اصلاحی بهشکلی که با خواستههای مشروع مردمی منسجم باشد، جدی است و همچنان به این فعالیتهای خود ادامه میدهد.
خبر دیگر اینکه مقتدی صدر رهبر جریان صدر گفته است استعفا نکردن نخست وزیر، هرگز سبب مهار خونریزی نخواهد شد.
به گزارش الفرات، صدر گفته است: از امروز به بعد در هیچ ائتلافی شرکت نخواهم کرد.
صدر البته مدعی شده است که اگر عبدالمهدی استعفا نکند، ممکن است عراق به سرنوشت سوریه و یمن دچار شود.
این در حالی است که ریاض المسعودی از نمایندگان ائتلاف سائرون به ریاست جریان صدر از آغاز گفتوگوهای جدی و فراگیر به گفته خود در پارلمان برای بررسی پایان یافتن فعالیت دولت عادل عبدالمهدی و تشکیل دولت جدید خبر داده است.
المسعودی به پایگاه خبری المعلومه گفته است رایزنیهای جدی و فراگیر گروههای سیاسی در پارلمان برای بررسی پایان فعالیت دولت کنونی و تشکیل دولتی دیگر آغا شده و این رایزنیها همچنین شامل امکان برکناری اعضای کمیساریای عالی انتخابات و جایگزینی آنها با افراد مستقل که تابع هیچ قدرت سیاسی یا طرف بانفوذ نباشند، میشود. در این رایزنیها همچنین به بررسی تعدیل قانون انتخابات کنونی پرداخته میشود.
پیشنهادهای ششگانه یک گروه سیاسی منطقه کردستان درباره بحران سیاسی عراق
فراکسیون پارلمانی تغییر در اقلیم کردستان عراق از شش پیشنهاد خود برای خروج از بحران سیاسی کنونی عراق خبر داده است. این فراکسیون در بیانیهای اعلام کرد در این مرحله مهم و حساس که شاهد حوادثی است که دلایل و نتایج و پیامدهای مختلفی دارد، فراکسیون تغییر در پارلمان عراق با پیگیری تحولات با اهتمام بسیار زیاد معتقد است که فسادی که ما در این دوره پارلمانی و دورههای گذشته چه در اینجا یعنی در بغداد یا اقلیم کردستان با آن مبارزه کردیم، علت اصلی اوضاع کنونی و نارضایتی شهروندان و تمایل آنها برای ایجاد تغییر و اصلاح ریشهای است.
فراکسیون تغییر در این زمینه شش پیشنهاد ارائه کرده است که از جمله میتوان به تعدیل قانون انتخابات پارلمان و تعدیل قانون استرداد اموال عراق و ادامه اقدامات قانونگذاری پیشنهاد قانونی( از کجا آورده ای) و رایگیری درباره آن در نزدیکترین زمان ممکن اشاره کرد.
آغاز فعالیت وزیر جدید بهداشت عراق
خبر دیگر اینکه جعفر صادق علاوی امروز چهارشنبه ماموریت خود به عنوان وزیر جدید بهداشت و محیط زیست عراق را آغاز کرد.
بر اساس گزارش الفرات،سیف البدر سخنگوی رسمی وزارت بهداشت عراق در بیانیهای اعلام کرد وزیر جدید ماموریت خود را از امروز چهارشنبه سی ام اکتبر 2019 در ساختمان وزارت آغاز کرد و نشستی با مسئولان وزارت برای بررسی اولویتهای بخشهای بهداشتی و زیست محیطی برگزار کرد. وزیر جدید بهداشت بر پیگیری روزانه و جدی امور و تمام جزئیاتی که میتواند به بهبود وضعیت بهداشتی و زیست محیطی عراق و ارائه بهترین خدمات به جامعه منجر شود، تاکید کرد.
توصیه مقام معظم رهبری درباره ناآرامی های عراق ولبنان
هفدهمین مراسم مشترک دانشآموختگی و تحلیف دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران صبح امروز (چهارشنبه) با حضور حضرت آیت الله خامنهای فرمانده معظم کل قوا در دانشگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء(ص) برگزار شد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای ورود به میدان با حضور بر مزار شهیدان و قرائت فاتحه، یاد و خاطره مدافعان فداکار اسلام و میهن را گرامی داشتند.
فرمانده کل قوا سپس از یگانهای مستقر در میدان سان دیدند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین همچنین جانبازان سرافراز حاضر در میدان را مورد تفقد قرار دادند.
همچنین یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند و همزمان عملیات اعتماد بهنفس اجرا شد.
حضرت آیت الله خامنهای سپس در سخنانی، حفظ امنیت را مسئولیت مقدس و حساس نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برشمردند و با اشاره به طراحی دشمنان برای سلب امنیت از برخی کشورهای منطقه، گفتند: دلسوزان عراق و لبنان بدانند اولویت اصلی آنان، علاج ناامنی است و مردم این کشورها نیز بدانند مطالبات بحق آنها فقط در چارچوب ساختارهای قانونی قابل تامین است.
رهبر انقلاب اسلامی بار دیگر مسئولان و مؤثران فکری و همچنین آحاد ملت را به هوشیاری در قبال تلاش برای تخریب محاسباتی آنان فراخواندند و تنها راه مقابله با آن را بصیرت دانستند و چند نکته مهم را نیز گوشزد کردند: باید به آینده و تحقق وعدههای الهی امیدوار بود، نباید به دشمن اعتماد کرد، از تحرکات دشمن نباید لحظه ای غفلت کرد، به پیروزیها غرّه نشویم، و نیروهای مسلح باید آمادگی لازم برای مقابله با فتنه را داشته باشند.
فرمانده کل قوا به اهمیت موضوع امنیت برای هر جامعه و وظیفه مهم نیروهای مسلح برای تأمین امنیت اشاره کردند و افزودند: اگر در جامعه ای امنیت نباشد، امکان فعالیت های اقتصادی، علمی و تحقیقاتی و کارهای فکری و فرهنگی وجود نخواهد داشت، بنابراین حفظ امنیت یک وظیفه فوق العاده با ارزش است که باید قدر آن دانسته شود.
ایشان بزرگترین لطمه به یک کشور را سلب امنیت آن دانستند و با اشاره به برنامه ریزی دشمنان برای آشوب و سلبِ امنیت برخی کشورهای منطقه، گفتند: عامل این خباثتها و کینهورزیهای خطرناک، شناختهشده هستند و در پشت این قضایا، آمریکا و سرویس های اطلاعاتی غربی با پشتوانه پول برخی کشورهای مرتجع منطقه قرار دارند.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به دلسوزان عراق و لبنان تأکید کردند: اولویت اصلی، علاج ناامنی است و مردم این کشورها نیز متوجه باشند که دشمن بهدنبال برهم زدن ساختارهای قانونی و ایجاد خلأ در این کشورها است و تنها راه رسیدن مردم به مطالبات بر حقی که دارند، پیگیری آنها در چارچوب ساختارهای قانونی است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: دشمنان چنین فکرهایی را برای کشور عزیز ایران هم داشتند اما خوشبختانه ملت هوشیارانه و بهموقع به میدان آمد و نیروهای مسلح نیز آماده بودند و آن توطئه خنثی شد.
فرمانده کل قوا در ادامه به تفاوت طبیعت ارتشهای قدرتهای استکباری با ارتش جمهوری اسلامی پرداختند و گفتند: مسئولیت اصلی ارتشهای قدرتهای استکباری تجاوز، غصب و ضربه زدن به کشورهای دیگر است اما در فلسفه و منطق نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ضمن آنکه دفاع در جای خود محکم و قدرتمندانه وجود دارد اما تجاوز ابداً جایگاهی ندارد.
ایشان به برخی از جنایات ارتشهای انگلیس، فرانسه و آمریکا در یکصدسال اخیر، در شبه قاره هند، شرق و غرب آسیا، و شمال و مرکز آفریقا اشاره کردند و افزودند: مشکل اصلی این ارتشها، تکیه آنها به نظامهای استکباری است و بر همین اساس است که ما همواره بر لزوم تکیه ارکان و عناصر مختلف نظام بر قرآن و اسلام تأکید میکنیم.
حضرت آیتالله خامنه ای گفتند: نظام اسلامی، نیروهای مسلح خود را اعم از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی مورد ارج قرار می دهد و آنها جزو عناصر مؤثر و مهمِ نظام اسلامی هستند.
رهبر انقلاب اسلامی، جانفشانی در همه میدانها و سرافرازی در همه امتحانهای چهل سال گذشته را از دیگر خصوصیات و ویژگیهای ارتش جمهوری اسلامی برشمردند و افزودند: تعداد بسیاری از عناصر با ایمان ارتش همچون شهیدان صیاد شیرازی، ستاری، بابایی، فلاحی و فکوری و همچنین مرحوم ظهیرنژاد و مرحوم سلیمی به استقبال نظام جمهوری اسلامی آمدند و خیل عظیم ارتش را بهدنبال خود آوردند.
فرمانده کل قوا یکی از عرصههای سرافرازی ارتش را پشتیبانی از جبهه مقاومت در سالهای اخیر دانستند و خاطرنشان کردند: این نقشآفرینی مهم در آینده و در وقت خودش اعلام خواهد شد.
ایشان تحول در سازماندهی و در تاکتیک های عملیاتی و در فکر و فرهنگ و جهتگیریها را از دیگر ویژگی های بارز ارتش جمهوری اسلامی خواندند و سپس در خصوص وظایف آینده نیروهای مسلح از جمله ارتش، نکاتی را بیان کردند.
رهبر انقلاب اسلامی به تبیین مختصات یک ملت آزاده پرداختند و گفتند: ملتی که آزادانه اراده، و آزادانه عمل کند و منافع حقیقی خود را بهدرستی تشخیص دهد و با استقلال، اراده و عمل، آن منافع را تامین کند، یک ملت آزاده است.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از مختصات ملت آزاده را «تأثیر نپذیرفتن از تخریب محاسباتی دشمن» خواندند و افزودند: یکی از برنامه های دشمن، تغییر محاسبات مسئولان و مؤثران فکری و همچنین آحاد مردم است تا منافع حقیقی و ملی خود را نتوانند بهدرستی تشخیص دهند.
ایشان با تأکید براینکه تخریب محاسباتی مسئولان و مردم، همچون وارد کردن بدافزار به یک سیسستم رایانه ای و دستکاری اطلاعات و وارد کردن اطلاعات غلط است، خاطرنشان کردند: گاهی اوقات دشمن در رایانه عمومی مدیریت یک کشور و در اندیشه و محاسبات آنها اثر میگذارد اما یک ملت آزاده هیچگاه از این اقدام تأثیر نمی پذیرد و شجاعانه بهدنبال منافع ملی خود می رود.
رهبر انقلاب اسلامی لازمه تأثیر نپذیرفتن از تخریب محاسباتی دشمن را «بصیرت» دانستند و تأکید کردند: اگر چشم باز و هوشیاری نباشد، نه میتوان منافع حقیقی و راه رسیدن به آن را تشخیص داد و نه میتوان فردی را که باید این بار بزرگ را بهدوش بکشد، بهدرستی شناخت.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه اگر این مختصات وجود داشته باشد، ملت به نتایج مطلوبی خواهد رسید، گفتند: همه آحاد مردم بهویژه نیروهای مسلح باید احساس تکلیف کنند و مراقب باشند که دشمن در محاسبات فکری آنان تأثیرگذار نشود.
ایشان سپس در جمعبندی مباحث مطرح شده تصریح کردند: به دشمن نباید اعتماد کرد و نباید به او خوشبینی ساده لوحانه داشت و نباید لحظه ای از تحرکات دشمن چشم برداشت و غافل شد.
رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: نباید دشمن را ناتوان و حقیر شمرد، بلکه باید آن را در اندازههای خود شناخت و برای مقابله آماده بود.
حضرت آیت الله خامنه ای تصریح کردند: نباید به پیروزیها غرّه شد، چرا که یک لحظه غفلت می تواند همانند جنگ احد، پیروزی را تبدیل به شکست کند حتی با حضور پیامبر(ص) در میدان.
رهبر انقلاب اسلامی، «ایمان، مجاهدت، تلاش مستمر، وحدت و همافزایی و مشغول نشدن به سرگرمی های حقیر دنیوی» را از جمله عوامل پیروزی و حفظ آن برشمردند و گفتند: اگر این عوامل حفظ نشوند، پیروزی ها از دست خواهند رفت.
فرمانده کل قوا در خصوص حفظ عوامل پیروزی یک مأموریت ویژه برای نیروهای مسلح بیان کردند و افزودند: نیروهای مسلح باید مراقب فتنه باشند و آرایش و آمادگی های لازم را برای مقابله با فتنه داشته باشند، زیرا طبق فرموده خداوند متعال در قرآن، فتنه از کشتار و قتل نیز بدتر است.
رهبر انقلاب اسلامی «حفظ امید به آینده» و «اطمینان به تحقق وعده های الهی» را دو عامل مهم برای مقابله با توطئهها برشمردند و گفتند: امروز به لطف خداوند و به کوری چشم دشمنان، جوانان کشور سرشار از امید هستند و تحقق وعده های الهی را که شاید تصور آنها در گذشته دشوار بود، اکنون در مقابل چشمان خود می بینیم.
حضرت آیت الله خامنه ای شکستهای پی در پی رژیم صهیونیستی در مقابل جوانان مؤمن حزب الله و جوانان با همت فلسطینی در جنگ های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۷ روزه را نمونههای عینی از تحقق وعده های الهی برشمردند و افزودند: ناکامی استکبار در منطقه غرب آسیا، با وجود هزینه های گزاف و اعتراف خودشان به این شکست، از دیگر نمونه های تحقق وعدههای الهی است.
ایشان در پایان سخنان خود تأکید کردند: به لطف خداوند، راهپیماییهای بازگشت در غزه، روزی به بازگشت فلسطینیها به سرزمین خودشان منجر خواهد شد.
در این مراسم امیر سرلشکر موسوی فرمانده کل ارتش با تأکید بر آمادگی کامل جوانان مؤمن و پر انگیزه ارتش برای تحقق اهداف گام دوم انقلاب اسلامی، گفت: ارتش مبتنی بر آموزههای قرآنی، در مقابل دشمنان مقتدرانه و در کنار مردم فداکارانه ایستاده است و نسل جوان ارتش با بصیرت، احساس مسئولیت، ایثار و دست در دست برادران خود در سپاه، راه مجاهدت و مقاومت را برگزیده و آماده جانفشانی در هر زمان و مکان و در هر سطحی هستند.
امیر سرتیپ دوم ساعدی فرمانده دانشگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء(ص) نیز گزارشی از فعالیتها و برنامههای تحصیلی و تربیتی دانشگاه بیان کرد.
در این مراسم تعدادی از فرماندهان، روحانیون، استادان و دانش آموختگان نمونه ارتش، جوایز خود را از دست فرمانده کل قوا دریافت کردند و نمایندگان دانشجویان و دانشآموختگان نیز درجه و سردوشی دریافت کردند.
اعطای پرچم و قرائت خطابه توسط دانشجویان قدیم و جدید و اجرای رزمایش میدانی «طلوع خورشید قائم» از دیگر برنامههای مراسم امروز در دانشگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء(ص) بود.
5 یاقوت اخلاقی در سبک زندگی رضوی
برای دستیابی به چیستی و ماهیت سبک زندگی اسلامی باید به منابع غنی آن که همان کتاب الله، سنت و عترت نبوی است رجوع کرد، از طرفی جایگاه ممتاز حضرات معصومین (ع) که خود مفسر قرآن و به عبارتی قرآن ناطق به شمار میآیند از درجه اهمیت بسزایی برخوردار است. به یقین این مقربان درگاه الهی در زندگی خود مؤلفههای را رعایت میکردند که به کار بستن و احیای آن مؤلفهها در زندگی فردی و اجتماعی نقش به سزایی در تقویت و ترویج سبک زندگی اسلامی خواهد داشت.
خورشید هشتم زیباترین الگوی زندگی
زندگی با برکت امام هشتم آقا علی بن موسی الرضا (ع) در بردارنده یاقوتهای چشمنوازی از سبک زندگی اسلامی است که تحسین و تمجید هر انسانی را به دنبال دارد؛ به طوری که نه فقط عالمان شیعی بلکه بزرگان اهل سنت نیز زبان به تمجید و تحسین آن باز کردهاند. برای نمونه سمهودی درباره این امام همام بیان میدارد: «علی بن موسی الرضا (ع) فرزند موسی کاظم، بهترین فرد زمانش و مردی جلیل القدر بود»(۱) و یا اینکه شیخ عبد الله شبراوی شافعی ابراز میدارد: «علی بن موسی الرضا دارای مناقب عالی و صفات ارزشمند بود، ...کرامات او بیشتر از آن است که حد و حصر شده و مشهورتر از آن است که ذکر شود».(۲) در واقع سیره و سخنان امام رضا (ع) همچون گنجینهای پربها، است راه صحیح زندگی الهی را در پیش روی همگان قرار میدهد، سیره و سبک زندگیای که ضامن سعادت و خوشبختی واقعی انسان در حیات مادی و معنوی است.
ویژگیهای طلایی از سبک زندگی رضوی
تصویر اجمالی و سر بسته از اخلاق و سبک زندگی رضوی را میتوان در روایت بسیار زیبایی که جناب «ابراهیم بن عباس» درباره شیوه اخلاقی آن حضرت بیان میدارد، مشاهده کرد. برای رعایت اختصار تنها به سکانسهای کوتاهی از این روایت زیبا اشاره میکنیم:
ویژگی اول: رعایت عدالت و عدم ظلم به دیگران
امام علی بن موسی الرضا (ع) دردانه عدالتورزی و اخلاقمداری در تعاملات اجتماعی با دیگران بودند و حتی با زبان خود به دیگران ظلم و جفا نمیکردند: «مَا رَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا جَفَا أَحَداً بِکَلَامِهِ قَطُّ»؛ (۳) هرگز ندیدم آن حضرت، با سخن خود در حق کسی جفا کند (و مورد اهانت و آزار قرار دهد)» بلکه حتی بالاتر از آن، حضرت هیچگاه کلام فرد دیگری را قطع نکردند. چرا که این رفتار ناپسند به گونهای موجب ظلم و بیاحترامی به طرف مقابل است: «وَ مَا رَأَیْتُ قَطَعَ عَلَى أَحَدٍ کَلَامَهُ حَتَّى یَفْرُغَ مِنْهُ؛(۴) و یا کلام کسی را قبل از آنکه پایان یابد، قطع کند.
ویژگی دوم: توجه به مستمندان و نیازمندان
سکانسهای اخلاقی سبک زندگی رضوی تنها در عبودیت و بندگی حق تعالی خلاصه نمیشود، چرا که توجه به مستمندان و رفع نیازهای مادی آنها به خوبی گویای ایفای نقش اجتماعی امام در قبال سایر انسانها است. «ابراهیم بن عباس» درباره شاخص طلایی سبک زندگی رضوی اظهار میکند: «وَ مَا رَدَّ أَحَداً عَنْ حَاجَةٍ یَقْدِرُ عَلَیْهَا»؛ نیاز نیازمندان را برآورده میساخت و هرگز حاجتمندی را که توان انجام حاجت او را داشت، رد نمیکرد.
ارزش و اهمیت انفاق به اندازهای است که خداوند متعال در قرآن مجید در بیش از هشتاد آیه موضوع انفاق و لزوم دستگیری از نیازمندان و اهمیت و ارزش این شاخص قرآنی و اسلامی را مورد توجه قرار داده؛ تا آنجا که در اولین آیات قرآن، خدواند انفاق را از صفات بارز متقین بیان می کند: «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»؛ (بقره/۳)و از تمام نعمتها و مواهبى که به آنان روزى دادهایم، انفاق مىکنند. آری پرهیزکاران، انفاق کردن را کم شدن مال نمیدانند، بلکه غنیمت میشمارند، ولی کسانی که از معارف قرآن بهرهای ندارند و از سویی به دنیا علاقهمند هستند، انفاق کردن را غرامت و زیان میدانند.
ویژگی سوم: نهایت ادب، رعایت آداب اجتماعی
یکی دیگر از زیباترین ویژگیهای سبک زندگی امام علی بن موسی الرضا (ع) را میتوان دوری از آداب و رسومهای متکبرانه دانست. امام رضا (ع) هر چند در بالاترین موقعیت اجتماعی و دینی و سیاسی قرار داشتند. ولی با این وجود هیچگاه رفتار متکبرانه و غیر اخلاقی از خود نشان ندادند. شاخصهای اخلاقیای که از حضرت بیان شده حکایت از نهایت تواضع و نشانگر دریایی از فضائل اخلاقی امام رضا(ع) است. «وَ لاَ مَدَّ رِجْلَهُ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لَا اتَّکَأَ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ شَتَمَ أَحَداً مِنْ مَوَالِیهِ وَ مَمَالِیکِهِ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ تَفَلَ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ یُقَهْقِهُ فِی ضَحِکِهِ قَطُّ بَلْ کَانَ ضَحِکُهُ التَّبَسُّمَ»؛(۵) هرگز پای خود را نزد دیگران دراز نمیکرد و هرگز در حضور دیگران به چیزی تکیه نمیداد و هرگز ندیدم غلامان و خدمه خود را دشنام دهد و یا آب دهان بیندازد و ندیدم که در جمع با صدای بلند بخندد؛ بلکه خندهاش تبسم بود.
ویژگی چهارم: اوج تواضع و فروتنی
همنشینی با فقرا و همسفره شدن با ایشان و عدم کنارهگیری از ایشان یکی دیگر از شاخصههای زندگی رضوی است که در زندگی امام رضا (ع) نمود ویژه داشته است، موضوعی که در روایت این چنین منعکس شده است: «وَ کانَ إذا خَلا وَ نَصَبَ مائِدَتَهُ أجلَسَ مَعَهُ عَلى مائِدَتِهِ مَمالیکَهُ وَ مَوالیهِ حَتَّى البَوّابَ السّائِسَ»؛ (۶) هرگاه سفره اش را پهن مىکرد غلامان و خدمتکاران خود و حتى دربان (و) مهتر اسبان را با خود سر سفره مىنشاند.
ویژگی پنجم: عبودیت و بندگی حق تعالی
در کنار اخلاق و تواضع و فروتنی و حسن معاشرت با دیگران هیچگاه نباید ارتباط صحیح و اصولی با باری تعالی را فراموش کرد چراکه فلسفه خلقت، در گرو ارتباط با باری تعالی است. ارتباط ارزشمندی که همواره در زندگی اولیای الهی همچون امام هشتم چشمنوازی میکند. «وَ کَانَ ع قَلِیلَ النَّوْمِ بِاللَّیْلِ کَثِیرَ السَّهَرِ یُحْیِی أَکْثَرَ لَیَالِیهِ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى الصُّبْحِ وَ کَانَ کَثِیرَ الصِّیَامِ فَلَا یَفُوتُهُ صِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ وَ یَقُولُ ذَلِکَ صَوْمُ الدَّهْرِ»؛(۷) شبها کم میخوابید و بسیار بیدار بود. بیشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب زندهدار بود. خیلى روزه میگرفت و روزه سه روز در ماه از او فوت نمیشد، میفرمود: این سه روز معادل روزه تمام عمر است.
منابع:
۱ـ جواهر العقدین، ص۳۵۳.
۲ـ جامع کرامات الاولیاء، ج۲، ص۳۱۲.
۳ـ بحار الأنوار، ج۴۹، ص۹۰، ح۴.
۴ـ همان.
۵ـ همان.
۶ـ همان.
۷ـ همان.
وحدت زمانی محقق می شود که در مسیر احترام به عقاید یکدیگر حرکت کنیم
امام موسی صدر:
وحدت انسان ها زمانی محقق می شود که همگان به این اصل واقف بوده و با درک وتفاهم و احترام به حدود و آزادی های دیگری در این مسیر حرکت کنند. نیروهای کارگزار آفرینش در این صورت مددکار و یاور او خواهند بود.
ادیان همگی جز این رسالتی نداشتند که راه تشکیل چنین جمع و جماعتی را به انسان بنمایانند. انسان آگاه و مؤمن و تلاشگر دو وظیفه اصلی دارد؛ با عوامل مانع بر سر راه تکامل خود از هر سنخ و قماش بستیزد و در پیمودن مسیر عدل و حق بر دیگری سبقت بگیرد. به یاری مستمندان و رنج دیدگان وستم کشیدگان بشتابد، با زورگویان و مستکبران و ستمگران مبارزه کند.
در آخرین روزهای وفات پیامبر(ص) چه گذشت؟
بیست و هشتم ماه صفر سالروز رحلت بنیانگذار حکومت اسلامی است، پیامبری که آزادی، عزت، شرافت و بهترینها را برای بشریت به ارمغان آورد و مکتبی را بنا نهاد که هر روز در سراسر جهان بر پیروان آن افزوده میشود و معنای واقعی دین اسلام و مفاهیمی که در آن وجود دارد امروز بعد از ۱۴۰۰ سال برای آزادگان جهان روشنتر میشود.
روزهای پایانی ماه صفر در تقویم اسلامی روزهای بسیار غمبار و یادآور رحلت و شهادت بهترین انسانها و مخلوقات الهی است. رحلت جانسوز رسول مکرم اسلام (ص) و شهادت جانگداز نوه بزرگوارش امام حسن مجتبی(ع) و امام علی بن موسی الرضا(ع) است. در این ایام تمام دنیای اسلام غرق در ماتم و عزاست و در سوگ رسول خدا(ص) و فرزندانش مجلس عزا به پا کردهاند.
آخرین پیغمبر الهی، اشرف مخلوقات عالمین حضرت محمد بن عبدالله(ص) پس از ۲۳ سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیبهای فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش، سرانجام در سال یازدهم هجری در روز بیست و هشتم ماه صفر بنا به روایت بیشتر علمای شیعه و دوازدهم ربیعالاول بنا به قول اکثر علمای اهل سنّت، در سن ۶۳ سالگی پس از ۱۴ روز بیماری و کسالت، رحلت فرمودند.
در رابطه با رحلت پیامبر مهر و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) در برخی از کتب آمده است که دلیل رحلت ایشان در مدینه بر اثر زهری بود که زنی یهودی به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است که پیامبر اسلام(ص) در بیماری وفاتش میفرمود: این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی پس از فتح خیبر برای من آورده بود. حضرت در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تاسیس کرده بودند، به خاک سپرده شدند. هم اکنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبی قرار دارد.
نگاهی گذرا به ولادت و القاب حضرت:
پیامبر رافت و مهربانی بنیانگذار حکومت اسلامی و نخستین معصوم در دین مبین اسلام، در روز جمعه، هفدهم ربیعالاول سال "عامالفیل" برابر با سال ۵۷۰ میلادی (به روایت شیعه) متولد شدند و بیشتر علمای اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانستهاند.
مکه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان کنونی) محل تولد حضرت است. پدرش عبدالله بن عبدالمطلب و مادر گرامی حضرت، آمنه، دختر وهب بن عبد مناف است؛ این بانوی جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشی، کمنظیر و سرآمد همگان بود.
نام حضرت محمد بن عبدالله، کنیه ایشان ابوالقاسم و ابوابراهیم، القاب حضرت رسولاللّه، نبیاللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه و... است.
نخستین زنی که افتخار همسری حضرت محمد (ص) را یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش از رسیدن به مقام رسالت، در سن ۲۵ سالگی با این بانوی بزرگوار ازدواج کرد.
حضرت محمد (ص) از ۲۷ رجب سال چهلم عامالفیل (۶۱۰ میلادی)، که در سن ۴۰ سالگی به رسالت مبعوث شده بودند، تا ۲۸ صفر سال یازدهم هجری که رحلت فرمودند، به مدت ۲۳ سال عهدهدار امر رسالت و نبوت بودند.
در آخرین روزهای وفات پیامبر(ص) چه گذشت؟
درباره زندگانی، سیره زندگانی و اخلاقی و اتفاقاتی که در زمان حیات آن حضرت اتفاق افتاد، زیاد سخن گفته شده است. اما یکی از مباحث و اتفاقاتی که شاید کمتر به آن پرداخته میشود اتفاقات روزهای آخر عمر شریف و مبارک رسول مکرم اسلام (ص) است که شاید بیتوجهی به این اتفاقات مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد و پس از آن شاهد رخدادهای ناگوار در تاریخ اسلام بعد از رحلت آن حضرت هستیم. در این فرصت بخشی از این وقایع به ویژه وصیت ارزشمند و بسیار مهم ایشان را مرور میکنیم.
پیامبر (ص) شبِ پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست علی(ع) را گرفته بود، همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت و برای اهل قبور درود فرستاد و برای آنان طلب استغفار طولانی کرد. آنگاه به علی(ع) فرمود: «جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه میکرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر اینکه اجل من نزدیک باشد.» پس به علی(ع) گفت: «اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده.» در روایت دیگر آمده است که «فرمودند: به هر کسی وعدهای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد.
پیامبر(ص) که گویا از حرکات زننده برخی از زوجات و صحابه خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود، برای پیشگیری از بدعتها فرمود: «ای مردم، آتش فتنه شعلهور شده و فتنهها مانند پارههای شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است.» پیامبر(ص) پس از این هشدار به منزل "امسلمه" رفت و دو روز در آنجا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم. سپس پیامبر(ص) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: «مگر به شما امر نکردم که با جیش «اسامه» بروید؟ چرا نرفتید؟ » ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمیتوانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم.
رسول خدا (ص) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراضکنندگان فرمود: این چه سخنی است که درباره فرماندهی «اسامه» میشنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعنه میزدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است. رسول خدا (ص) در بستر بیماری به عیادت کنندگان خود به طور مرتب میفرمود، سپاه اسامه را حرکت دهید.
سپس پیامبر(ص) بیهوش شد و تمام زنان و کودکان میگریستند. لحظاتی بعد پیامبر(ص) به هوش آمد و دستور داد که برایش قلم و دواتی بیاورند تا برایشان چیزی بنویسند که پس از آن هرگز گمراه نشوید در این میان برخی به دنبال آوردن صحیفه و دوات رفتند که عمر گفت: بیماری بر پیامبر(ص) چیره گشته است، «ارجع فانه یهجر» برگرد؛ زیرا او هذیان میگوید. قرآن نزد شماست، کتاب خدا برای شما کافی است. حاضران بعضی با نظر عمر مخالفت کردند و بعضی دیگر جانب او را گرفتند رسول خدا(ص) از اختلاف و سخنان جسارتآمیز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: «برخیزید و از من دور شوید».
وداع پیامبر (ص) با مردم:
پیامبر اکرم (ص) در یکی از آخرین روزهای حیات مبارکشان، در حالی که حضرت علی(ع) دست راست و فضل بن عباس دست چپ او را گرفته بودند به مسجد آمدند و برای مردم خطابهای را با این عبارت خواندند: «ای مردم طولی نخواهد کشید که من از میان شما به عالم بقا منتقل شوم. بنابراین به هرکس وعدهای دادم یا به هرکس مدیونم، آن را از من طلب کند تا به جای آورم. در این حال هیچکس پاسخی نداد تا سهبار پیامبر(ص) تکرار کرد تا اینکه غلامی بنام "عکاشه" برخاست و حقی را از ایشان مطالبه کرد، به قصد انتقام از پیامبر(ص) شلاقی آماده کردند؛ ولی همین که خواست قصاص کند، بر بدن حضرت افتاد و شروع به گریه کرد و ایشان را عفو نمود و پیامبر(ص) فرمود او رفیق من در بهشت خواهد بود.
سپس پیامبر (ص) فرمودند: ای بندگان خدا، جز از طریق اطاعت خدا کسی به خیری دست نیافته، از شرّ و بدیها دور نمیشود. کسی ادعا نکند که بدون عمل رستگار شده است. هیچ آرزومندی بدون تبعیت از احکام الهی رضای خدا را به دست نمیآورد. سوگند به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد، انسان از عذاب الهی جز از طریق رحمت خدا و عمل صالح نجات پیدا نخواهد کرد. منِ پیامبر هم اگر به گناه و معصیت آلوده شوم، هلاک خواهم شد.»
لحظه وداع پیامبر با حضرت زهرا(س)
لحظات غمباری است. حال رسول خدا (ص) رو به وخامت است. نزدیکان در کنار بستر ایستادهاند. حضرت زهرا (ع) هم آنجاست. او با چشمانی اشکبار لحظات واپسین حیات پدر را نظاره میکند سپس با صدایی که به سختی از سینه بیرون میآید، میفرماید: "دخترم؛ فاطمهام! هماکنون این آیه از قرآن را بخوان: «محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ ...»"
سپس فرمود: "دخترم نزدیک بیا و آنقدر نزدیک بیا که جز تو کسی صدای مرا نشنود. " سپس زمزمهای در گوش فاطمه (ع) فرمود که او گریان شد. مجددا در گوش او زمزمهای دیگر فرمود که در این لحظه فاطمه(ع) شادان شد؛ آنچنان که خنده بر لبان مبارکش نقش بست. ایشان بر پاسخ سوال دیگران فرمودند که لحظه اول پیامبر(ص) فرمودند: «در همین درد میمیرم» و در باب شادی و تبسماش فرمودند: تو اولین کس از اهل بیت(ع) من هستی که به من ملحق میشود» و این بود که من تبسم کردم و در لحظات واپسین عمر پیامبر(ص) سرش در دامان امیرالمومنین علی (ع) قرار داشت.
سخنان حضرت امیر (ع) در مورد رسول الله (ص)
نقل کردهاند وقتی حضرت علی (ع) طبق وصیت پیامبر (ص) پس از رحلت آن حضرت مشغول غسل و کفن رسول خدا(ص) شدند، در حالی که اشک از دیدگانشان جاری بود با این جملهها درد فراق پیامبر را تسکین میبخشیدند: «پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا! با مرگ تو رشتهای بریده شد که جز در مرگ تو چنان گسستنی دیده نشده است. با مرگ تو رشته پیامبری و فرود آمدن پیامهای آسمانی از هم گسست. مصیبت رحلت تو دیگر مصیبت دیدگان را به شکیبایی واداشت و همگان را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد. اگر تو خود ما را به شکیبایی امر نمیکردی، آنقدر اشک میریختیم که اشک دیدگان با گریستن بر تو پایان پذیرد، با این همه، دردِ جانکاهِ فراق تو همیشه با ما خواهد بود و این اندوه هرگز از ما جدا نخواهد شد و صد البته که این در مقابل عظمت مصیبت فقدان تو امر ناچیزی است. اما چه میشود کرد؟ نه امکان بازگرداندن دوباره زندگی میسر است و نه میتوان مانع وقوع مرگ شد.
منابع:
الشهرستانی، عبدالکریم؛ ملل و نحل، ترجمه و تصحیح سید محمد رضا جلالی نائینی، چاپ سوم، ۱۳۶۰
ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحدریته، ۱۳۸۴ ه.ق.
ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۲ و ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲.
طبری، محمدبنجریر، پیشین، ج ۲.
تاریخالأمم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ اول، ۱۳۵۲، ج ۳.
شیخ مفید، الارشاد، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۳۹۹ه.ق. الطبقاتالکبری، محمد بن صامل السلمی، الطائف، مکتبةالصدیق، ۱۴۱۴، الأولی، ج۲.
ابن حنبل، احمد؛ مسند احمد، دارصار، بیروت، ج۱.
ابن سعد، الطبقات الکبری ، ج ۲، ص ۳۳۴، صحیح مسلم، ج ۲.
راهکار امامرضا (ع) برای افزودن ۳۰ سال به طول عمر
امام رضا (ع) در حدیثی به مردی اشاره میفرمایند که چهبسا سه سال از عمرش بیشتر نمانده، اما با بهجا آورد عملی، خدا عمرش را تا ۳۰ سال افزایش دهد.
یکی از برترین آموزههایی که در فرهنگ قرآن و عترت بسیار مورد تأکید قرار گرفته، اهتمام ویژه به "صله رحم" است. در نگاه روایات به تأثیرات معنوی دید و بازدید اشاره شده است؛ افزایش طول عمر، دفع بلا، افزایش روزی، آسانی حساب قیامت و ... از جمله این موارد است.
امام رضا (ع) در روایتی با اشاره به اثر صله رحم در افزایش طول عمر فرمود: «چهبسا مردی که سه سال از عمرش بیشتر نمانده، اما صله رحم بهجا آورد و خدا بهخاطر این کار، عمرش را به 30 سال افزایش دهد و خدا آنچه را میخواهد انجام میدهد؛ یَکونُ الرّجل یَصِلُ رَحِمَهُ فیکونُ قَد بَقِیَ من عمرِهِ ثلاثُ سنین فَیُصَیِّرُها اللهُ ثَلاثینَ سَنَه...» (الکافی، ج 2، ص 150)
آن حضرت در روایتی دیگر فرمود: «پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است؛ صِلْ رَحِمَکَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنْه.»
بیتردید عمل به توصیههای اهلبیت (ع) در موضوعات مختلف اخلاقی، اعتقادی و ... بهترین و آسانترین راهکارها برای شبیه کردن خود به آن بزرگواران است. آنان بهعنوان برترین هادیان بشریت، قطعاً مصلحت محبان و شیعیانشان را در دنیا و آخرت بیش از هر کس دیگری میدانند. رفتاری ساده اما اثرگذار و ارزشی که خوب است به آن اهتمام بورزیم، حرفشنوی از ائمه اطهار (ع) حتی در جزئیترین مسائل است.
ثواب عظیم زیارت امام رضا(ع) و خبر ایشان از شهادت
امام رضا علیهالسلام: آگاه باشید هر کس مرا با غربت و دوری سرایم زیارت کند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود.
علی بن الحسن الفضال عن ابیه، قال: سمعت اباالحسن، علی بن موسی الرضا - علیه السلام - یقول:
انا مقتول و مسموم و مدفون بأرض غربة. أعلم ذلک بعهد عهده الی أبی، عن آبائه، عن علی بن ابی طالب، عن رسول الله - صلی الله علیه و آله - ألا فمن زارنی فی غربتی کنت أنا و آبابی شفعائه یوم القیامة، و من کنا شفعائه نجی و لو کان علیه مثل وزرالثقلین.
حسن بن فضال از امام رضا علیهالسلام این گونه نقل کرده که فرمودند:
من مسموم و کشته و در غربت دفن خواهم شد و این مطلب را از طریق پدرم، به نقل از پدرش و اجدادش، از امیرمؤمنان، علیبنابیطالب از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - میدانم. آگاه باشید هر کس مرا با غربت و دوری سرایم زیارت کند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود و کسی که ما شفیع او باشیم، اگر چه به اندازه جن و انس گناه داشته باشد، گناهان او بخشیده خواهد شد.
"عیون اخبارالرضا، ج2، ص263- امالی صدوق، ص611- بحار، ج101، ص35"
چرا امام رضا(ع) "شمسالشموس" نامیده شد؟
پیامبر اکرم(ص) در حدیثی فرمود: «من 12 فرزند دارم که همگی آنان امامند و تفاوتشان با من در این است که آنان نبی نیستند، اما تمام آنچه درباره من گفته شده، درباره تمام فرزندانم نیز صادق است.»، با تمام اینها برخی شیعهنمایان (مدعیان تشیع) بین امامان تفکیک قائل میشدند که این بهمعنای تحریف کلام نبی و تخطی از سیرۀ رسول الله(ص) است، طوری که در طول تاریخ به افرادی برمیخوریم که به مدعیان شیعۀ سهامامی، چهارامامی، هفتامامی و... شهرت یافتند.
میان مدعیان تشیع، عدهای هستند که میدرخشند و به دستورات رسول الله(ص) پایبند ماندند؛ آنها همان شیعیان 12امامیاند که به آنان «اثنیعشری» گفته میشود. این افراد که در تاریخ خوش درخشیدند، معتقدند هر کسی هر یک از ائمه(ع) را نپذیرد، بهمعنای عدم پذیرش نبوت رسول الله(ص) است.
«پیروی از هوای نفس» را یکی از عوامل انحراف مدعیان تشیع در طول تاریخ دانست و گفت: این عامل مهم موجب عدم همراهی و هماهنگی آنان با امام(ع) شد. در زمان امام رضا(ع) آخرین نمونۀ انحراف مدعیان تشیع از سوی «واقفیه» صورت گرفت، طوری که آنان تولد دیرهنگام امام جواد(ع) را واسطهای برای مطامع نفسانی خود قرار دادند و گوش شنوایی نسبت به کلام امام رضا(ع) نداشتند.
از زمان امام رضا(ع) دیگر چنین انحرافی وجود نداشت، کسی که امام رضا(ع) را قبول کرد، تا امام دوازدهم را پذیرفته است و اینچنین شیعیان هشتامامی، شیعیان 12امامی شدند. این امر در پرتو نور امام رضا(ع) رخ داد که برخی شمسالشموس بودن امام(ع) را حاکی از این موضوع میدانند.
اگر وجود مقدس تمام حضرات معصومین(ع) را شمس بدانیم، شمسالشموس، خورشیدی است که نور آن، ولایت و جایگاه معصومین(ع) را تبیین میکند و روشنایی میبخشد و خورشیدهای دیگر با این خورشید تجلی پیدا میکنند، بهعبارت دیگر، امام رضا(ع) بهعنوان شمسالشموس حضرات معصومین(ع) نورافشانی کردند و از زمان ایشان به بعد، شیعیان میزانی از درک، فهم و معرفت نسبت به امام زمان خود را بهدست آوردند و حداقلش این بود که امام خود را پذیرفتند و همین صرف پذیرش بهعنوان قدم نخست بسیار حائز اهمیت است، چراکه شیعه از معضل عدم پذیرش امام در زمان امام رضا(ع) نجات یافت.
شیوه علمی امام رضا (ع) برای حفظ اسلام/ برکات مهاجرت امام رضا (ع) به ایران
هر یک از ائمه بر اساس وظیفه الهی در عصری که زندگی میکردند با توجه به شرایط زمانی وظایف امام و پیشوای دینی را به خوبی انجام میدادند. امام رضا (ع) در مدت امامتشان که از سال ۱۸۳ پس از شهادت امام کاظم (ع) آغاز شد و تا سال شهادتش ۲۱۰ امامت را عهدهدار بود، این دوره از تاریخ اسلام به لحاظ بروز برخی از مسائل علمی، اجتماعی و سیاسی یکی از حساسترین دورههای تاریخی محسوب میشود. امام رضا (ع) تا سال ۲۰۱ در مدینه زندگی میکرد و به فعالیت های علمی و تربیت شاگردان مشغول بود. خلفای معاصر امام رضا (ع)؛ هارون و مأمون بودند که بیشتر دوران امامت آن حضرت (ع)، معاصر با مأمون خلیفه عباسی بود.
شیوه علمی امام رضا (ع) برای حفظ اسلام/ از مناظره با دانشمندان خارجی تا تبیین جایگاه امامت
نقش امام رضا (ع) در گسترش نهضت علمی اسلام چگونه بوده است؟ با توجه به اینکه در آن عصر شاهد رسوخ اندیشههای ترجمهای بودهایم.
با توجه به ویژگی خاص دوره امامت آن حضرت، نهضت علمی که سراسر جهان اسلام را فرا گرفته بود، نشاط خاصی بر جامعه علمی حاکم شده بود، عواملی که در نشاط جامعه علمی مؤثر بود عبارت بود از:
۱ـ نهضت ترجمه و ورود افکار و اندیشهها و ملل مختلف به اسلام که با سؤالات و شبهات فکری مختلف به جهان اسلام وارد شده و تمام این سؤالات را از فرهنگ اسلام پاسخ میخواستند.
۲ـ وسعت قلمرو اسلامی و آزادی مسافرت در قلمرو جهان اسلام برای کسب علوم و فنون مختلف.
۳ـ رواج عقلگرایی در جهان اسلام و ظهور مکاتب فکری در مقابل مکاتب اخباری و ظاهری که مخالف عقلگرایی بودند.
۴ـ رقابت مکاتب و فرقههای اسلامی و انبوه دانشجویان در جهان اسلام.
۵ـ حمایت برخی از حاکمان عباسی از نهضتهای علمی مثل تأسیس بیتالحکمه و حمایت مادی هارون و مأمون از این مرکز علمی.
امام رضا (ع) در این برهه فعالیت علمی خود را در موارد زیر متمرکز کرده بود:
۱ـ پاسخگویی به شبهات علمی، عقیدتی و حراست از عقاید مردم، خصوصاً صیانت از شیعه.
۲ـ شرکت در جلسات علمی و مناظرات کلامی که با حضور رهبران فرقههای اسلامی و ملل دیگر تشکیل میشد.
۳ـ تبیین جایگاه امامت در مقابل همه مسلمانان و فرقههایی چون واقفیه که بر امامت امام کاظم (ع) باقی بوده و امامت امام رضا (ع) را قبول نمیکردند.
۴ـ تربیت شاگردان متخصص در علوم مختلف.
۵ـ بیان احکام اسلام.
۶ـ بیان صدها روایت در موضوعات مختلف کلامی، فقهی، بهداشتی، اجتماعی، اخلاقی و... .
نتایج این تلاشهای علمی برای شیعه و معتقدان به امامت بسیار مغتنم بود و برای جهان اسلام افتخاراتی بزرگ داشت و در تعالی فرهنگی تأثیر مهم از آن جهت که هیچ یک از رهبران فرقه های اسلامی قادر به پاسخگویی شبهات عقلی حاصل از ورود افکار فلسفی یونان نبودند. اما در این دوره امام رضا (ع) در فرصتهای مختلف تمام شبهات را پاسخ داد. هیچ یک از رهبران فرق اسلامی قادر به مناظره با رهبران ادیان دیگر نبودند، ولی امام رضا (ع) با تمام آنها مناظره و بر آنان چیره میشد. این دستاوردهای بزرگ خود سبب ثبات، گسترش اسلام و مایه اقتدار مسلمانان بود.
ثمرات مهاجرت امام رضا (ع) به ایران/ چرا امام هشتم (ع) ولیعهد شد؟
یکی از مسائلی که درباره زندگی امام رضا (ع) مطرح میشود، بحث ولایتعهدی ایشان است. چرا حضرت (ع) درخواست مأمون عباسی را قبول کردند؟
امام رضا (ع) در کنار فعالیتهای علمی در قبال مأمون و سایر رجال سیاسی زمان خود نیز مواضعی اتخاذ کرد که در راستای حفظ میراث امامت مهم بود. مأمون با طرح قضیه ولایتعهدی و احضار امام (ع) از مدینه به مرو اهدافی را دنبال میکرد و در فکر از بین بردن و وجاهت امامت و امام رضا (ع) بود و اهداف سیاسی دیگری را نیز در این اندیشه دنبال میکرد. اما مواضع سیاسی امام رضا (ع) نه تنها جایگاه امامت را بسیار مهم نشان داد و حراست کرد، بلکه مأمون را نیز در دنبالگیری اهداف خود مأیوس کرد. امام پس از قبول ولایتعهدی با اصرار مأمون و با شرایط خاص، مأمون را در تنگنا قرار داد و مجبور شد شرایط امام را بپذیرد. آن حضرت (ع) به مأمون فرمود: تو اگر استحقاق خلافت را داری نمیتوانی آن را به دیگران بدهی و اگر استحقاق نداری در منصبی که ماذون نیستی غاصبانه بر آن تکیه زدی.
امام رضا (ع) با این حرکت دقیق نه تنها مشروعیت حکومت مأمون و عباسیان دیگر را به زیر سؤال برد، بلکه مشروعیت حکومت خلفای پیشین را نیز که غاصبانه بر مسندی نشسته بودند که استحقاق آن را نداشتند، با سؤال و شبهه مواجه کرد و در برابر دیدگان تیزبین آیندگان تاریخ قرار داد تا در این باره به درستی به قضاوت بنشینند. مأمون قصد داشت با حضور امام در دستگاه خود، برای حکومت خود مشروعیت و مقبولیت در بین شیعه درست کند. از طرفی بسیاری از شورشیان علوی را به انقیاد حکومت خود وادار کند و از جهتی وجاهت ائمه از بین ببرد! او در این باره به صراحت اظهار داشت: این مرد (امام رضا) کارهای خود را از ما پنهان کرده و مردم را به امامت خود میخواند، ما او را بدین جهت ولیعهد قرار دادیم که مردم را به خدمت ما خوانده و به سلطنت و خلافت ما اعتراف کند و در ضمن فریفتگانش بدانند که او آن چنان که ادعا میکند نیست و این امر (خلافت) شایسته ما است نه او... !
مقاصد مأمون دقیقاً در این بیانات روشن شده و امام از این اهداف آگاهی داشت. لذا مواضعی در برابر او اتخاذ کرد که هیچ نتیجهای برای او نداشته باشد، اظهار عدم مشروعیت خلافت مأمون، مساوی بود با عدم مشروعیت تمام مدعیان خلافت پس از پیامبر، این برای شیعه دستاورد تاریخی بزرگ بود. مأمون پس از اینکه از راهش نتیجه نگرفت با خشم و کینه از امام، تصمیم به قتل امام گرفت تا شکست تلخ خود را به این وسیله جبران کند.
مهاجرت امام به ایران نیز دستاورد مهمی برای آینده اسلام داشت، رونق شیعه و آشنایی تمام فرقههای اسلامی با امامت و وقوف از جایگاه آنها در اسلام با توجه به بیانات امام در حدیث سلسله الذهب و حصن توحید و شرایط آنکه هزاران و صدها راوی و نویسنده حدیث این حدیث را ضبط کردند. علاوه بر آن حضور امام در شرق ایران این منطقه را سالها مرکز علمی جهان اسلام قرار داد. مرکزیت علمی که سالها و تا حدود قرن ۸ استمرار داشت و بعداً نیز پس از فترت موقت در عصر مغول این رویکرد علمی دوباره زنده شد از برکات حضور امام هشتم در خراسان بود.
شرط اصلی تحقق توحید و ماندگاری راه رسالت از منظر امام رضا (ع)
با توجه به اینکه در زمان امام رضا (ع) بحثهای کلامی و عقیدتی به اوج کمال و پختگیاش رسیده بود، امام چگونه توانست امامت را در جهان اسلام نهادینه کنند؟
تا روزگار امام رضا (ع) امامت در این محدوده که حضرت (ع) تبیین فرمود نشده بود، چون زمینه مناسب فراهم نبود. در میان فرقههای اهل سنت این نظریه رواج داشت که خلیفه توسط اجماع امت یا شوری و... از میان قریش یا... انتخاب میشود و فرقههایی از شیعه نیز قائل به امامت مفضول با وجود فاضل بودند. شیعه از دیرباز با استناد به قرآن کریم و آیه «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ ... اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً...» معتقد است که پیامبر (ص) در واقعه غدیر این دستور خدا را به اجرا گذاشت.
از جمله مسائلی که امام رضا (ع) درباره آن مباحثی مطرح فرمود، تأکید بر واقعه غدیر، امامت و فضایل امیرمؤمنان (ع) است که درباره علوم آن حضرت که در این دوره نیاز به مطرح کردن و تأکید بود. از آن جهت فرصت مناسبی برای امام رضا (ع) در میان مردم فضای مناسبی به وجود آمد تا این مسائل مطرح شود. بنابراین حضرت در این زمینه مباحثی فراوان مطرح میکرد و به اثبات حقانیت خلافت علی (ع) در مقابل نظریه تقدم مفضول بر فاضل میپرداخت. چنان که نقل شده مأمون نیز این بحث را با علمای اهل سنت مطرح و آنها را در این زمینه با اقامه ادله محکم ساکت و نظر آنها را باطل کرد و برتری و امامت امیرمؤمنان (ع) را بر آنان ثابت کرد.
امام رضا (ع) در مقابل ناصبین، واقفیه، زیدیه و فرقههای منحرف از شیعه و فرقههای کلامی اهل سنت مثل اهل حدیث و معتزله اکثر روایاتی را که از پیامبر (ص) درباره دوستی، ولایت، امامت، برتری و وجوب اطاعت امیرمؤمنان (ع) بود، مطرح و تشریح میکردند و بیشتر این مباحث فرصت استثنایی در مرو به وجود آمد که حضرت (ع) توانست اصل امامت را مطرح و امامت خود و حجت بودن خود بر اهل زمان را به صراحت بیان کرد. چنان که در حدیث سلسلة الذهب پس از بیان توحید مسأله امامت خویش را مطرح و خود را از شرایط ورود به حصن الهی دانست که مردم گمان میکردند پس از توحید نبوت و بعد از آن خلافت راه درستی است که انتخاب کردهاند. امام این گمان را باطل کرد و امامت را شرط اصلی تحقق توحید و ماندگاری راه رسالت بیان کرد.
از امام رضا (ع) در زمینه اثبات اساس امامت که از علی آغاز میشود ۷۳ روایت نقل شده که علاوه بر آن در مناظرات و پاسخ به سؤالها این مسأله را مطرح و در هر فرصت این اصل را بیان میفرمود. امام (ع) در احادیث خود به ترتیب از امامت عامه و اصل امامت شروع و به امامت خاص و ویژگیهای امیرمؤمنان و سایر ائمه از خود میپرداخت و آشکارا خود را امام معرفی میکرد، در حالی که زمینه در دورههای قبل به این صراحت روشن نشده بود و لقب رضا به آن حضرت به این مناسبت از طرف پیامبر اکرم (ص) داده شده است، چون همه امت راضی شدند و ولایتش حتی مخالف بزرگی چون مأمون به فضلش اعتراف کرد.
تلاشهای رضوی برای استمرار امامت/ شاعری که اشک امام هشتم را درآورد
درباره امام موسی بن جعفر(ع) که عدهای گمان میکردند آن حضرت زنده است، امام رضا (ع) برای اینکه شبهه آنها را پاسخ دهد فرمود: رسول خدا (ص) از دنیا رحلت فرمود، پدرم نیز رحلت فرموده است. واقفیه به همین بهانه از قبول امامت امام کاظم طفره میرفتند تا امامت امام رضا (ع) را انکار و بدین وسیله به آرزوی مادی خود نائل شوند. لذا امام در مقابل آنها جبههگیری کرد و به صراحت فرمود که امام بعد از او من هستم، چنان که امام پیش از او وفات کرد و خود او نیز وفات کرد. عدهای از واقفیه به امامت امام قائل شدند و به عقیده خود برگشتند.
روایات مهم آن حضرت درباره غیبت امام دوازدهم نیز از جمله روایات کلامی نقل شده در منابع مهم شیعه است. این مساله نیز که از طرف حضرت برجسته شد. به نظر میرسد به خاطر رفع این شبهه بود که عدهای از شیعه قائل به غیبت و زنده بودن امام کاظم (ع) شدند. امام رضا (ع) جهت دفع این شبهه و پاسخگویی به سؤالاتی که در این زمینه بود، اقدام میفرمود تا بدین وسیله هم غیبت امام زمان(عج) را یادآوری و آن را مهم نشان دهد و هم مدعیان دروغین مهدویت و پیروی امام مهدی (عج) را رسوا کند.
در سروده، دعبل خزاعی شاعر اهل بیت نیز این مساله مطرح شد که حضرت (ع) به شدت گریست و فرمود: ای دعبل این بیت شعر را روح القدس به تو الهام کرده است. «خروج امام لامحاله خارج ـ یقوم علی اسم الله و البرکات،» پس از آن امام شروع کرد، نام ائمه بعد از خودش را تا حضرت مهدی (عج) ذکر کرده و به حدیث پیامبر اکرم (ص) در این مورد اشاره و مشخص کردن وقت توقیت (تعیین وقت ظهور) آن را نیز بر اساس حدیث نبوی نهی کرد.
روایتی دیگر در پایان ذکر شده که کسی از امام سؤال کرد تو صاحب این امر هستی، حضرت فرمود: من صاحب این امرم، ولی کسی که جهان را پر از عدل و داد کند، فردی است که دارای خصوصیات برجسته از جمله خصوصیات ظاهری که امام به برخی اشاره فرمود: در سن پیران با سیمای جوانان ظهور کند، دارای هیکلی قوی و قدرتمند است... عصای موسی و انگشتر سلیمان با اوست. چهارمین نسل از فرزندان من است. غیبت او را خداوند تا هر وقت که اراده فرماید طولانی خواهد کرد.
روایاتی که درباره امام زمان (عج) از امام رضا (ع) وارد شده ناظر به موضوعاتی نظیر پنهانی ولادت آن حضرت، نسب او روشن و پدر و مادرش کاملاً معلوم، حضرت فرمود به اسم خود معروف نباشد و اسم او برای اکثر مردم مخفی است، اشاره به وضع اجتماعی و فرهنگی عصر غیبت و آشوبهای عراق و تقیه شیعه تا عصر ظهور و نامعلوم بودن وقت ظهور است. این دستاورد مهم در زمان ائمه بعدی استمرار یافت، تکمیل شد و زمینهسازی دوره غیبت فراهم شد.
پنج نشانه تواضع در کلام امام رضا علیهالسلام
امام رضا علیه السلام در کلامی گرانبها پنج نشانه فروتنی و تواضع را بیان فرمودهاند.
امام رضا علیه السلام :
اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتیَ إِلی أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتی إِلَیْهِ، إِنْ رَأی سَیِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛
مشرق- امام رضا علیه السلام:
تواضع درجاتی دارد: یکی از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدی دید آن را با خوبی جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد. و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
"اصول کافی، جلد2، صفحه 124"































