چرا مقام معظم رهبری درمورد شهدای دیگر چنین تعبیری(مکتب شهید سلیمانی) به کار نبردند؟ پرداختن به این بحث از این جهت است که خیلی از ما آرزو داریم همچون حاج قاسم در صنف خودمان عمل کنیم؛ به حال و سرنوشت او غبطه می خوریم که عزیز زندگی کرد و عزیز رفت.
عاشَ سعیداََ و ماتَ سعیداََ.
اما راهش را نمی دانیم، سعی می کنیم بفهمیم قوام شهید سلیمانی شدن به چیست.
وقتی به تعابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی درمورد شهید حاج قاسم سلیمانی مراجعه می کنیم، یک چیز برای ما کاملا مشهود است و آن اینکه ایشان در دوران رهبری پیرامون کمتر کسی این گونه تعریف کردند.
حتما کسانی که فرمایشات حضرت آقا را مستمر دنبال می کنند، تصدیق می کنند که جنس سخنان ایشان درمورد حاج قاسم ره با جنس فرمایشات شان پیرامون مرحوم امام قرابت دارد.
منشا این قرابت چیست؟
چرا حضرت آقا پیرامون حیات حضرت امام ره عبارت مکتب امام را به کار می برند و وقتی حاج قاسم ره به شهادت رسیدند، حیات ایشان را به مکتب سلیمانی تعبیر کردند و ایشان را شاگرد ممتاز مکتب مرحوم امام ره خواندند؟
این درحالی است که ایشان پیرامون خیلی از شهدای دیگر چنین تعبیری به کار نبردند. حاج قاسم ره چه دارد.
پاسخ: به نظر می رسد آن ویژگی که شاگرد مکتب امام ره و سرباز اسلام، شهید حاج قاسم سلیمانی ره، از حیات مرحوم امام آموختند و همان سبب شد تا حیات ایشان نیز تبدیل به یک مکتب شود، ویژگی جامعیت بود.
جامعیت و جمع اضداد در حیات شهید سلیمانی باعث شد تا زندگی ایشان به عنوان یک مکتبِ الگو و شاگردپرور مطرح شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از شهادت حاج قاسم ره تا حدی وجوه این جامعیت را تبیین کردند؛ دعوت می کنم به مطالعه قسمت هایی از آن بپردازیم:
_اوّلاً شهید سلیمانی، هم شجاع بود، هم با تدبیر بود؛ صِرف شجاعت نبود؛ بعضیها شجاعت دارند امّا تدبیر و عقل لازم برای به کار بردن این شجاعت را ندارند. بعضیها اهل تدبیرند امّا اهل اقدام و عمل نیستند، دل و جگر کار را ندارند.
این شجاعت و تدبیرِ توأمان، فقط در میدان نظامی هم نبود، در میدان سیاست هم همین جور بود.
از همهی اینها بالاتر، اخلاص او بود؛ با اخلاص بود؛ این ابزار شجاعت و ابزار تدبیر را برای خدا خرج میکرد؛ اهل تظاهر و ریا و مانند اینها نبود...
یک فرمانده جنگاورِ مسلّط بر عرصهی نظامی بود، هم در عین حال بشدّت مراقب حدود شرعی بود.
به دهان خطر میرفت امّا جان دیگران را تا میتوانست حفظ میکرد؛ مراقب جان نزدیکانش، اطرافیانش، سربازانش، همکارانش در ملّتهای دیگر که در کنار او بودند، بود.
اهل حزب و جناح و مانند اینها نبود، لکن بشدّت انقلابی بود. انقلاب و انقلابیگری خطّ قرمزِ قطعیِ او بود؛ این را بعضیها سعی نکنند کمرنگ کنند، این واقعیّتِ او است؛ ذوب در انقلاب بود.
امروز در مقابل آنچه او سرمنشأ آن شد و برای کشور بلکه برای منطقه به وجود آورد، در مقابل او من تعظیم میکنم. کار بزرگی انجام شد، قیامتی به پا کرد. معنویّت او، شهادت او را این جور برجسته کرد. (بیانات امام خامنه ای در ۱۸ دی ۱۳۹۸)
این ها قسمتی از تعاریف حضرت آقا از حیات طیبه شهید سلیمانی است که تعبیر به مکتب شد.
ما نیز اگر می خواهیم همچون او در مسیر صنفی خود حرکت کنیم، باید از خدای متعال طلب کنیم که به ما توفیق دهد تا جامعیت مکتب اسلام ناب را کسب کنیم و در جهت رسیدن به آن تمام تلاش خود را به کار ببندیم. تلاش کنیم تا برای خدا قیام کنیم و اهداف عالیه اسلام را محقق کنیم.
از یک سو با عقلانیت به انتخاب های اصلح در مسیر حرکت خود برسیم.
از طرفی با معنویت بتوانیم جهت حرکت خود را به طور مستمر بهینه کنیم.
از سویی دیگر با فقه و فقاهت اصولی از جهت دین شناسی قوی شویم و حرف دین خدا را در مسائل مختلف بفهمیم.
از سویی در جهت به دست آوردن اندیشه و فکر صحیح اسلامی قدم برداریم.
با بصیرت سیاسی جریانات حق و باطل را بشناسیم و بشناسانیم.
اهل انذار، تبلیغ، جهاد تبیین بوده و در پی اقامه دین خدا در جامعه باشیم.
و چه سخت و شیرین است حرکت به سوی جامعیت که نیل به آن، قرب به کمال مطلق است.
محمد آقا امینی































