seyed hossein emamian
غدیر،تجلیگاه ولایت کبری و امامت ظاهری و باطنی
اعیاد اسلامی، عید غدیر از جایگاهی بینظیر برخوردار است؛ نه از آن رو که صرفاً یک رویداد تاریخی در بازگشت حجالوداع است، بلکه بدین جهت که طلیعهگاه حقیقتی است فرازمینی و عرفانی به نام «امامت و ولایت».
از نگاه عرفانی و عارفان اسلامی ، غدیر تنها یک نصب ظاهری خلافت نبود، بلکه نمایش «عهد الستی» دیگر بود؛ جایی که حقیقت محمدی (ص) در قالب کلام «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهٰذَا عَلِیٌّ مَوْلاَهُ» جامه تن پوشید و «ولایت تکوینی» امیرالمؤمنین علیهالسلام را بر جانهای ارواح پیش از ابدان، اعلام کرد.
ولایت عرفانی: طوق زرین بندگی
در اصطلاح اهل معرفت، «ولایت» نه مقامی است که با جبر و انتخاب ظاهری به کسی داده شود، بلکه «نوری است ازلی» که بر سینهی برگزیدهای از خلقت میتابد.
ابن عربی در فصوص میگوید:
آنچه بر آن «ماسوی الله » (غیرِ خدا) گفته یا «جهان » نامیده میشود، نسبت به حق مانند سایه برای شخص است . جهان سایۀ خداست و آن عین ِ نسبت ِ وجود به جهان است .(ص ۱۰۱-۱۰۳).
و در حدیث قُرْب نَوَافِل حدیثی قُدسی است که خدا در معراج خطاب به پیامبر(ص) گفت. این حدیث از جایگاه مؤمن نزد خدا و تقرب انسان به خدا به وسیله انجام دادن فرایض (واجبات) و نَوَافل (مستحبات) سخن گفته است. در این حدیث توهین به ولیِّ خدا به منزله جنگ با خدا دانسته شده و خداوند از شتاب برای یاری ولی خود بیش از هر چیزی سخن به میان آورده است. طبق بند دیگری از این حدیث بندهٔ مؤمن بهوسیله نافله (مستحبات) به من تقرب میجوید تا آنجا که من دوستش میدارم و چون دوستش دارم، آنگاه گوش او میشوم که با آن میشنود و چشمش میشوم که با آن میبیند و زبانش میگردم که با آن سخن میگوید و دستش میشوم که به آن میگیرد. اگر بخوانَدَم، اجابتش میکنم و اگر خواهشی از من کند، به او میدهم.
عارفان مسلمان این تعبیر را حقیقی و آن را شاهدی بر نظریه وحدت وجود و بیانگر مقام فنای در صفات خدا یا فنای فیالله دانستهاند.
حدیث قرب نوافل با اندکی تفاوت در منابع شیعه و سنی از پیامبر(ص) نقل شده است.(کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۵۲. یا طبرانی، المعجم الاوسط، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۱۳۹.
یا موصلی، مسند ابییعلی، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۵۲۰. یا بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۱۹۰.)
غدیر، روز آشکار شدن این سِرّ مستور بود. تا پیش از آن، پیامبر (ص) ولایت را در قالب نبوت و رسالت پوشانده بود، اما در غدیر، «ولایت مطلقه» را از زیر پرده نبوت بیرون کشید و بر سریر علی (ع) نشاند.
عارفان گفتهاند: ولایت، باطن نبوت است و هر پیغمبری، ولیالله بوده است، اما هر ولیای پیغمبر نیست. در غدیر، پیامبر اسلام حقیقت ولایت را که در سینهی خود و علی (ع) بود، برای آخرین بار در معرض دید ملک و ملکوت قرار داد. به قول ابوالحسن کسایی مروزی:
بی تولّا بر علی و آل او دوزخ تو راست
خوار و بی تسلیمی از تسنیم و از خلد برین
هر کسی کو دل به نقص مرتضی معیوب کرد
نیست آن کس بر دل پیغمبر مکّی مکین
از این رو، غدیر روز «بیعت عرفانی» است؛ بیعتی که در عالم ذرّ گرفته شده بود و در خم غدیر تجدید شد. هر که با علی (ع) بیعت کرد، در حقیقت با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد و هر که با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد، با ذات احدیت پیمان بست.
امامت باطنی: قطب عالم امکان
امامت در نگاه عرفانی، به مراتب فراتر از رهبری سیاسی یا فقاهت است. امام، «قطب» عالم وجود و واسطهی فیض الهی است. فیضی که از مبدأ اعلی به سوی ممکنات سرازیر میشود، نخست بر قلب امام میتابد و سپس از آن جا به سایر مراتب هستی منتشر میگردد. بدون وجود امام (چه حاضر باشد چه غایب)، نظام هستی فرو میریزد، چنان که در حدیث معروف آمده:
«قَالَ: سَأَلْتُ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ فَقَالَ لَوْ خَلَتِ اَلْأَرْضُ طَرْفَةَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا».(علل الشرایع , جلد۱ , صفحه۱۹۸ ).از حضرت امام رضا علیه السّلام پرسیدم:آیا زمین از حجّت خالی میماند؟ امام علیه السّلام فرمودند: اگر زمین از حجت به قدر چشم بهم زدن خالی بماند اهلش را فرو میبرد.
غدیر، اعلام رسمی این «قطبیت» برای حضرت علی بن ابیطالب (ع) و معصومین بعد از آن بود.
سید فضل الله رضازاده به این حقیقت اشاره میکند:
واسطه فیضی تو بین خالق و مخلوق او
بی ولای تو رهی بر خالق غفّار نیست
چو توئی شمس ولایت ای ولیّ امر ما
همچو نور روی تو در بین این انوار نیست
ای ولیّ الله اعظم ای شه دربان ملک
کیست در عالم که محتاج به آن سرکار نیست
امامت عرفانی، یعنی «انسان کامل»؛ آینهای که همهی اسماء و صفات الهی در او به ظهور رسیده است. الان به عنوان امام و دین اکمل برای مردم و جامعه قرار می گیرد.
پس از پیامبر (ص)، علی (ع) کاملترین انسان زمان خود بود. غدیر، روز این کمال و ابلاغ رسمی و علنی آن به خلق بود.
عارفان گفتهاند: اگر غدیر نبود، مردم گمان میبردند که پس از پیامبر، راه به سوی خدا بسته است. اما با نصب علی (ع)، خدا نشان داد که باب ولایت تا ابد گشوده است، هرچند هر دورهای امامی دارد.
شاعران عارف مسلک، همواره غدیر را روز «اتمام حجت» و «اظهار سرّ» دانستهاند. جلال الدین محمّد مولوی در دیوان شمس تبریزی خویش گوید:
تا صورت پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود علی بود
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس
در خوان جهان پنجه نیالود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستود علی بود
و یا سوزنی سمرقندی گوید:
نگر که دست که بگرفت مصطفی به غدیر
که را امام هُدی خواند و فخر و زین و همام
مرا امام هم از جایگه وصیّ ِ خداست
ز جایگاه نبی، مر ترا امام، کدام؟
پس در نتیجه به تعبیر عرفانی، غدیر روز «ولایتپذیری» است؛ نه روز ولایتدهی. زیرا ولایت علی (ع) از ازل بوده و تا ابد خواهد بود. آنچه در غدیر رخ داد، پردهبرداری از این حقیقت بود برای آنهایی که چشم باطن بین دارند.
عارف حقیقی کسی است که نه بر اساس تعصب، بلکه بر اساس کشف و شهود، غدیر را روز کاملترین تجلی «انسان کامل» پس از پیامبر(ص) میداند.
پایان سخن را با بیتی از شاعر معاصر، قاسم صرافان، مزین میکنم که به این ولایت اشاره دارد:
من آمدم به جهان فقط به عشق علی
که دل ببخشم و جان فقط به عشق علی
نه من، که خالق او، شده ست عاشق او
و شد خدای جهان فقط به عشق علی
همان که روز الست قرار و عهد که بست
نوشت بر دلمان فقط به عشق علی
به پرده بود نهان، حقیقتی ازلی
که شد به کعبه عیان فقط به عشق علی
تو ای خدای زمین! تو ای خدای زمان!
گرفتم از تو نشان فقط به عشق علی
عارف میداند غدیر هر سال مثل شبهای قدر تکرار میشود تا آنکه چشم دلها باز شود و ببینند که «علی ولی الله» نه شعار که عین واقعیت عرفانی عالم است.
حجتالاسلام رسول ملکیان
علت پس نگرفتن فدک توسط اهل بیت(ع)؟!
مطالبه فدک از سوی فاطمه زهرا سلام الله علیها و امیرالمومنین علیه السلام بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد، برای دفاع از حقانیت ولایت و جلوگیری از انحراف پس از پیامبر(ص) بود. از اینرو، پس از گذشت آن مقطع تاریخی، بازپسگیری فدک سودی نداشت و ائمه(ع) نیز با بیاعتنایی به منافع مادی، بر اهداف بزرگتر دینی و اجتماعی تمرکز کردند.
به گزارش خبرگزاری حوزه، در مطلب پیش رو به پرسش و پاسخی در موضوع «علت پس نگرفتن فدک توسط اهل بیت(ع)» پرداخته شده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
* چرا امام علی(ع) و امام رضا(ع) که مدّتی در راس حکومت بودند فدک را برنگرداندند؟!
پاسخ اجمالی:
امام علی(ع) فدک را برای تثبیت مسأله ولایت و جلوگیری از خطوط انحرافی بعد از پیامبر(ص) می خواست، که این امر واقع نشد و وقت آن گذشت؛ علی (ع) عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادی نمی خواهد، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادی پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده ای دارد؟ ضمن اینکه هر گاه اهل بیت شروع به مبارزه می کردند، حاکمان جور دوباره فدک را از آنها می گرفتند.
پاسخ تفصیلی:
از مسائل بسیار قابل توجه این که هیچ یک از امامان اهل بیت(علیهم السلام) بعد از غصب نخستین، هرگز در امر فدک دخالت نکردند، نه علی(علیه السلام) در دوران حکومتش در این امر دخالتی کرد و نه امامان دیگر، و افرادی مانند عمر بن عبدالعزیز و یا حتی مأمون خلیفه عباسی، پیشنهاد کردند که به یکی از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) بازگردانده شود و این واقعاً سؤال انگیز است که این موضع گیری در برابر مسأله فدک به چه علت بود؟ چرا علی(علیه السلام) در زمانی که تمام کشور اسلام زیر نگین او بود این حق را به صاحبان اصلی بازنگردانید؟
در پاسخ این سؤال مهم تاریخی می گوییم:
امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در همان کلام کوتاهش همه گفتنی ها را گفته است، آن جا که می فرماید: «آری، از آنچه در زیر آسمان دنیاست تنها فدک در دست ما بود، عده ای نسبت به آن بخل ورزیدند، ولی در مقابل گروه دیگری سخاوتمندانه از آن صرفنظر کردند و بهترین داور و حاکم خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار در حالی که فردا به خاک سپرده خواهیم شد».
آن بزرگوار عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادی نمی خواهد و آن روز هم که فدک از ناحیه او و همسرش مطرح بود برای تثبیت مسأله ولایت و جلوگیری از خطوط انحرافی در زمینه خلافت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) بود، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادی پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده ای دارد؟[همین نکته درباره سایر ائمه نیز وجود دارد، ضمن اینکه گرفتن فدک توسط ائمه دست آنها را در مبارزه با خلفای جور می بست؛ چرا که هر زمان می خواستند مبارزه کنند، خلفا فدک را مسترد می داشتند (همان گونه که در ماجرای پس گرفتن فدک از طرف ابوجعفر خلیفه عباسی از بنی الحسن در تاریخ آمده است که بعد از قیام بعضی از آنها بر ضد دستگاه خلافت، فدک را از همه گرفت) لذا گرفتن فدک نه ثمره مادی داشت نه معنوی.]
سیّد مرتضی علم الهدی عالم و محقق بزرگ شیعه در این زمینه سخنی پر معنا دارد، می گوید: هنگامی که امر خلافت به علی(علیه السلام) رسید درباره بازگرداندن فدک خدمتش سخن گفتند، فرمود:
«اِنِّی لاَسْتَحْیِی مِنَ اللهِ اَنْ اَرُدَّ شَیْئاً مَنَعَ مِنْهُ اَبُوبَکْر وَ اَمْضاهُ عُمَرُ»(1)؛ (من از خدا شرم دارم که چیزی را که ابوبکر منع کرد و عمر بر آن صحه نهاد، به صاحبان اصلیش بازگردانم!).
در حقیقت با این سخن هم بزرگواری و بی اعتنایی خود را نسبت به فدک به عنوان یک سرمایه مادی و منبع درآمد، نشان می دهد و هم مانعین اصلی این حق را معرفی می کند!(2)، (3)
پی نوشت:
(1). ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، جلد 16، صفحه 252 .
(2). و هم احتمال اختلاف اندازی و ماجراجویی طرفداران غاصبین فدک داده می شد.
(3). گردآوری از کتاب: زهرا(ع) برترین بانوی جهان، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، انتشارات سرور، قم، 1388 ه.ش، ص 121.
غدیر؛ نقطه تلاقی مدیریت کیهانی خداوند و قانون زندگی انسان
بررسی فلسفی و فقهی بزرگترین عید اسلامی: عالم هستی بر پایه «ولایت» بنا شده است؛ از گردش منظم کهکشانها تا حیات پیچیده انسان، هیچ جزئی در این عالم رها و بیسرپرست نیست. واقعه عظیم غدیر خم، تنها یک رویداد تاریخی و تقویمی نیست، بلکه روزِ پیوند خوردن ولایت در نظام آفرینش با ولایت در قانونگذاری و تجلی اراده الهی برای استمرار نظم هستی در کالبد جامعه بشری است. در این یادداشت به بررسی ضرورت بازگشت به فقه و نظامات اجتماعی توحیدی بر مدار غدیر میپردازیم.
مقدمه:
ولایت، حقیقتِ جاری در رگهای هستی در نگاه عمیق توحیدی، ولایت نه یک قرارداد اعتباری، حقوقی یا صرفاً سیاسی، بلکه یک حقیقتِ بنیادینِ وجودی است که در دو ساحت «تکوین» (آفرینش) و «تشریع» (قانونگذاری) جاری است. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» (مائده/۵۵)؛ این آیه به روشنی سرپرستی مطلق الهی را که امتداد آن در ولایت رسول و ائمه (ع) است، به تصویر میکشد.
۱. ولایت تکوینی: قانون حاکم بر ذره تا کهکشان
در عالم نظام آفرینش، ولایت به معنای تدبیر، حفاظت و سرپرستی مستقیم حقتعالی بر کل خلقت است. هیچ موجودی در هستی مستقل نیست.
-
تبیین توحیدی: همانگونه که در منظومه شمسی، سیارات در جاذبه یک مرکزیت واحد به دور از فروپاشی حرکت میکنند، وجود «ولیّ» نیز قطبِ عالم امکان و تضمینکننده بقا و نظم جهان است. خدا جهان را نساخته که رها کند؛ بلکه لحظه به لحظه آن را تدبیر میکند. قرآن کریم بر این تدبیر دائم تأکید ورزیده: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ - اوست که فرمانروایی را از آسمان تا زمین تدبیر میکند» (سجده/۵). همچنین میفرماید: «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ - آگاه باشید که آفرینش و تدبیرِ جهان از آنِ اوست» (اعراف/۵۴).
۲. ولایت تشریعی: هماهنگی اراده انسان با کل هستی
انسان، تنها موجودی است که به او «اختیار» و «اراده» داده شده است. ولایت تشریعی یعنی خداوند برای هدایت این اراده آزاد، «رهبر»، «امام» و «نقشه راه» قرار داده است.
-
تبیین روان: اگر ولایت تکوینی، بدن انسان را به صورت خودکار اداره میکند، دین و امامت به انسان میآموزد که چگونه با «اختیار» خود، قلب و عملش را با نظمِ کلانِ هستی هماهنگ کند. کسی که از این ولایت خارج شود، در حقیقت علیه ساختار وجودی خویش شورش کرده است. قرآن کریم صراحتاً این اطاعت پذیری را دستور داده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (نساء/۵۹).
۳. فقه آل محمد (ع)؛ تجلی عینی ولایت در زیست روزمره
برای اینکه ولایت از یک مفهوم ذهنی به یک واقعیت ملموس تبدیل شود، باید به سراغ «فقه آل محمد (ع)» رفت. فقه، تنها یک مشت «باید و نباید» نیست؛ بلکه فرمولهای دقیق برای تنظیمِ مسیر زندگی انسان با اراده الهی است. خداوند میفرماید: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا - آنچه رسول به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد بازایستید» (حشر/۷).
-
از طهارت تا دیات: وقتی مؤمن در باب «طهارت» دقت میکند، در حال پاکسازی ظرف وجودی خود برای دریافت نور توحید است. وقتی در باب «معاملات» به فقه التزام دارد، روابط اجتماعی را بر مدار عدل الهی تنظیم میکند.
-
بزرگ شدن روح از مسیر بندگی: هر حکم فقهی، دریچهای به سوی یک کمال است. تعبد به اوامر الهی، روح را صیقل میدهد و ظرفیت وجودی انسان را چنان بزرگ میکند که میتواند لذات توحیدی را درک کند.
۴. ضرورت نظامات اجتماعی توحیدی بر مدار فقاهت
امروز ثمره غدیر در این است که نظامات اجتماعی ما (اقتصاد، سیاست، فرهنگ) باید از تئوریهای صرفاً مادی پاکسازی شده و بر مدار «علوم آل محمد (ع)» تنظیم شود. قرآن کریم هدف از ارسال رسل را برپایی قسط در بستر جامعه میداند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/۲۵).
-
نظام فقاهتی: باور به اینکه برای تمام ابعاد حیات بشر، از گهواره تا گور، حکم الهی وجود دارد. بررسی علوم و نظامات بشریِ منقطع از وحی، انسان را به حیرت میکشاند. ضرورت امروز ما، بازگشت به قرآن و استخراج نظامات اجتماعی از دل فقه برای رسیدن به یک جامعه توحیدی و مقتدر است.
۵. غدیر؛ تجلی پیوند تکوین و تشریع
در غدیر، پیامبر اکرم (ص) ولایتی را ابلاغ کرد که باطنِ نبوت و استمرارِ همان تدبیر الهی در زمین است. قرآن با قاطعیت در آیه تبلیغ میفرماید: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (مائده/۶۷).
-
اکمال دین: پس از ابلاغ این پیام بود که آیه شریفه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» (مائده/۳) نازل شد. این یعنی نظام تشریع با پیوند خوردن به ولایت و فقاهت، به کمالِ نظام تکوین رسید. غدیر به ما آموخت که دینِ بدون «ولیّ» و بدون «نظامِ سرپرستی»، دینی ناقص است که نمیتواند جامعه را به سعادت برساند.
نتیجهگیری:
التزام به فقه، بیعت مدام با غدیر اثبات ولایت از مسیر آفرینش و قانونگذاری الهی به ما میآموزد که پذیرش ولایت، صرفاً یک محبت قلبی نیست، بلکه در گروِ التزام عملی به اوامر الهی و تبیین نظامات اجتماعی بر اساس فقه است. غدیر، فراخوانی است برای بازگشت به نظمی که خدا برای جهان پسندیده است. ما موظفیم به ابواب فقهی بازگردیم و زندگی فردی و ساختارهای اجتماعی خود را بر این اساس بازسازی کنیم تا به آن اطمینان قلب که وعده داده شده، دست یابیم.
حجت الاسلام محمدی داغی
خوشاخلاقی، جایگاه انسان در دل مردم را تثبیت میکند
حضرت آیتالله شهید امام خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه) در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی پرداخته بودند. «حسن خلق» موضوع شرح حدیثی اخلاقی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم است که فیلم و متن آن در ذیل منتشر شده است. متن بیانات رهبرِ شهید که در این فیلم مشاهده میکنید به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین
ولا عیش اهنع من حسن الخلق. این هم ادامهی همان حدیث حمران بن اعین است. هیچ زندگی گواراتر نیست از حسن خلق. یعنی از زندگی که با حسن خلق همراه باشد.
وجهش هم علی الظاهر این است که انسانی که دارای حسن خلق است که مراد از حسن خلق را حسن خلق معاشرتی بدانیم. یعنی خوش اخلاقی با مردم، تواضع با مردم، رفتار گرم و خوشایند با مردم، کسی که دارای این خصوصیت هست زندگی برای او آسان است، شیرین است. چون در محیط اجتماعی ارتباطات و برخوردها متقابل و متبادل است.
شما اگر چنانچه تواضع کنید در مقابل دیگران، دیگران با این چشم به شما نگاه میکنند که انسان متواضعی است. اگر تکبر بورزید با این چشم نگاه میکنند که انسان متکبری است. معلوم است که همهی آدمهای عالم از انسان متواضع بیشتر خوششان میآید. تا انسان متکبر.
چگونه آیات قرآن، امامت امیرالمؤمنین(ع) را تبیین میکنند؟
* آیا غدیر صرفاً یک انتصاب تاریخی بود یا تحقق عینیِ نظام مدیریت الهی برای تداوم هدایت نبوی که در اصول امامت در قرآن پیریزی شده بود؟
* خطبه غدیر چگونه پیوند «کتاب و عترت» را از یک مفهوم نظری به یک واقعیت عینی و راهبردی تبدیل کرد؟
* آیه الیوم اکملت لکم دینکم در پیوند با غدیر، چه ظرفیت تمدنساز و نظاممندی به دین اسلام میبخشد؟
بسم الله الرحمن الرحیم و با تبریک عید سعید غدیر، واقعه غدیر خم، رویدادی تاریخی و از پیش تعیین شده در اراده الهی بود که از آغاز رسالت پیامبر اسلام (ص) تا پایان دوران نبوت ایشان، همواره مورد توجه قرار داشت و اهمیت بسزایی در آموزههای اسلامی دارا است. این واقعه، آخرین مرحله زمانی بود که پیامبر اکرم (ص) در آن، خطبهای بسیار گرانقدر، نورانی و پر بها را در روز غدیر، پس از اتمام اعمال حج و در مسیر بازگشت از مکه ایراد فرمودند.
در مکانی که حاجیان در حال خداحافظی و وداع با یکدیگر بودند، حضرت رسول (ص) مردم را فراخواندند و در خصوص رویداد غدیر سخنرانی کردند. ایشان در این خطبه، نه تنها به معرفی امام علی (ع) به عنوان جانشین و امام پس از خود پرداختند و به بیان فضائل و مناقب ایشان پرداختند، بلکه یک چشمانداز کلی و خط مشی بزرگی برای برنامه سیاسی اسلام اعلام نمودند. این خط مشی و برنامه الهی که پیش از این نیز یادآورشده بود، در این مقطع به صورت کاملتر و اساسیتر تبیین گردید.
پیامبر اکرم (ص) در این خطبه، رهبری و پیشوایی امت اسلامی را پس از خود به جانشین بر حق خویش، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) سپردند و بدین ترتیب، وصایت و امامت ایشان را به صورت عمومی و رسمی اعلام کردند.
*خطبه غدیر؛ اعلام امامت و تعیین سرنوشت امت
در بخشی از این خطبه تاریخی، پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:
معاشر الناس، انی نبی و علی وصی، ألا ان خاتم الانبیا منا القائم المهدی
یعنی: «ای مردم، من پیامبرم و علی جانشین من است. آگاه باشید که خاتم امامان از خاندان ماست، قائم مهدی.»
پیامبر (ص) در واپسین حج خویش، این برنامه الهی را به طور رسمی اعلام نمودند. همانطور که هر ملتی در تاریخ خود روزهای مهم، حساس و سرنوشتسازی دارند، مسلمانان نیز عید غدیر را روز جشن بزرگی میدانند و باید خاطره آن را در دلها زنده نگه دارند. حادثه غدیر یکی از رخدادهای برجسته و زیباترین حماسههای تاریخ است. پیامبر اسلام (ص) در سال آخر رسالت خویش اعلام کردند که این حج، آخرین حج ایشان خواهد بود و کسانی که مشتاق مشاهده این مراسم مقدس هستند، همراه ایشان به حج بیایند. انبوه زیادی از مردم دعوت را لبیک گفته و حاجیان فراوانی همراه پیامبر (ص) بودند.
پس از اتمام اعمال حج، در منطقه غدیر و در مسیر بازگشت، در مراسمی بسیار مهم، اعلام نمودند: ای زائران! ای مردم! رسالتی که من بر عهده داشتم، پایانش این است که آنچه را خداوند به من دستور داده ابلاغ کنم. و بدین سان، پیام مهمی را اعلام کردند که این حادثه، سرنوشتساز و بسیار مهم در تاریخ اسلام است.
*از نزول برکات الهی تا تجلی ولایت، بازخوانی جایگاه معنوی این روز مبارک
همگان وظیفهای مهم بر دوش داریم تا این روز را گرامی بداریم و این عید را بزرگ شماریم. این روز، روز نزول خیرات و برکات الهی است. روزی که به فرموده امام صادق (ع)، توبه حضرت آدم (ع) پذیرفته شد. حضرت ابراهیم (ع) نیز به لطف پروردگار از آتش نجات یافت. برخی روایات حاکی از آن است که حضرت موسی (ع) به امر الهی، هارون را به عنوان وصی و جانشین خود در این روز برگزید. حضرت عیسی (ع) نیز شمعون را به عنوان وصی خود معرفی نمود و کشتی نوح (ع) در چنین روزی بر کوه جودی آرام گرفت.
رسول خدا (ص) حضرت علی (ع) را به عنوان رهبر و راهنمای مردم معرفی کرده و فضائل مهمی را در مورد ایشان بیان نمودند. شناخت این جایگاه برای همگان ضروری است و طبیعی است که مومنان، شیعیان اهل بیت (ع) این روز را بسیار گرامی میدارند. برگزاری مجالس، جشن و سرور، و زیارت سادات در این روز اهمیت ویژهای دارد.
بنابراین، این روز با حوادث مهمی گره خورده است که از مهمترین آنها میتوان به معرفی حضرت علی (ع) توسط رسول خدا (ص) به عنوان امیرالمؤمنین و رهبر مردم اشاره کرد.
درادامه فضائل حضرت علی (ع) که توسط رسول خدا (ص) بیان شد، لازم است به نکات زیر توجه کرد:
مومنان، اهل ایمان و شیعیان اهل بیت (ع) باید این روز را بسیار گرامی بدارند و به موارد زیر توجه ویژهای نمایند:
برگزاری مجالس، جشن و سرور: این ایام فرصتی برای شادی و ابراز محبت به اهل بیت (ع) است.
زیارت سادات: تکریم و احترام سادات که از نسل پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) هستند، در این ایام فضیلت ویژهای دارد.
در جشنهای دهه غدیر، باید تلاش کنیم تا:
خطبه غدیر را بیشتر بخوانیم:
این خطبه حاوی معارف عمیق و هدایتگر است که شناخت آن برای درک جایگاه ولایت ضروری است.
پیوند این روز با ایام ولایت را درک کنیم:
غدیر نقطه عطفی در تاریخ اسلام و آغاز امامت و ولایت است.
ارتباط حوادث گذشته با وضعیت کنونی را بدانیم:
تداوم خط ولایت، از امیرالمؤمنین (ع) تا نظام مقدس جمهوری اسلامی، مسیری است که باید در آن کوشا باشیم.
پیروی از ولایت را سرلوحه کار خود قرار دهیم:
تلاش فراوان برای اعتلای ایران اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، وظیفهای همگانی است.
با ولایت تجدید پیمان کنیم:
با تجدید عهد با آرمانهای ولایت، راه هدایت را ادامه دهیم.
اشاره به آیات شریفه قرآن در خطبه غدیر:
حضرت علی (ع) در بخشهایی از خطبه غدیر به آیات شریفه قرآن اشاره میکنند و پیوند عمیقی میان مفاهیم خطبه و آیات الهی برقرار میسازند. ایشان میفرمایند:
از اینکه به بندگی خویش اعتراف میکنم، خداوند به من خبر داده که در رساندن آنچه بر من فرستاده، ذرهای کوتاهی نکنم و هیچ یک از رسالتها و پیامهایش را کم نکنم، با آنکه خدای متعال نگهداری مرا عهدهدار بوده است.
در این بخش، به آیه شریفه:
«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ...» (مائده: ۶) اشاره شده است که بیانگر اهمیت ابلاغ رسالت الهی و مسئولیت خطیر پیامبر (ص) در این زمینه است. این آیه، تأکیدی بر وظیفه حضرت علی (ع) در ادامه این مسیر و تبیین رسالت الهی در غدیر خم است.
رسالت من بر این استوار است که در مورد حضرت علی (ع)، بر اساس آیات قرآن کریم، وظایفم را به انجام رسانم.
همچنین، اعلام میکنم که مأمور به ابلاغ تمامی پیامهای الهی هستم و در میان این پیامها، ولایت امیرالمؤمنین (ع) از جایگاهی ویژه برخوردار است.
* تجلی جایگاه امیرالمومنین (ع) در آیینه وحی
روایت «إِنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَخِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی وَالْإِمَامُ بَعْدِی» (که اشاره به آیه تبلیغ دارد) و همچنین آیه ولایت، «إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» (مائده: ۵۵)، مؤید این رسالت الهی است.
این آیه شریفه در شأن نزول امیرالمؤمنین (ع) است؛ آن هنگام که ایشان در حال اقامه نماز بودند و نیازمندی به ایشان مراجعه کرد. حضرت در آن حال، انگشتری خود را به وی بخشیدند. در این واقعه، تأکید فراوانی بر جانشینی و وصایت حضرت علی (ع) از سوی پیامبر اکرم (ص) وجود دارد و این امر، بیانگر شخصیت و ویژگیهای منحصر به فرد امیرالمؤمنین (ع) است.
افزون بر این، در خطبه غدیر، به برخی دیگر از آیات قرآن کریم اشاره شده است. بیان میشود که خداوند متعال در قرآن، اوصاف متعددی را برای امیرالمؤمنین (ع) بر شمرده و ایشان را به عنوان ولی، وصی و مظهر ابلاغ رسالت معرفی نموده است. انشاءالله این تصریحات در خصوص امامت امیرالمؤمنین (ع) و همچنین اشاراتی که در خطبه غدیر به فرزندان و سایر ائمه معصومین (ع) شده است، مورد توجه ما قرار گیرد.
ما همواره باید بدانیم که معارف قرآن کریم را باید از طریق روایات نیز به دست آوریم، چنان که در روایات نیز به آیات شریفه اشاره شده است. تمامی این موارد، مسئولیت و رسالت ما را در ترویج و درک این حقایق، سنگینتر میسازد.
باید به امامت و این فرمان آسمانی افتخار کنیم؛ رسالتی که حضرت رسول (ص) در روز غدیر آن را اعلام کردند و حتی در آنجا، آتش دوزخ را برای مخالفان ولایت و دشمنان امیرالمؤمنین (ع) نوید دادند.
«وَاتَّقُوا یَوْمًا لَا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئًا وَلَا یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ یُنْصَرُونَ» (بقره: ۴۸)؛ از روزی بترسید که هیچ کس نمیتواند به هیچ وجه جایگزین دیگری شود و هیچ شفاعتی از کسی پذیرفته نیست و هیچ فدیهای از کسی گرفته نمیشود و کسی یاری نمیشود.
خداوند متعال در جای دیگر میفرماید:
«إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَادًا» (نبأ: ۲۱)، همانا جهنم کمینگاه است. کسانی که در این راه تردید کرده، خطبه غدیر را انکار نموده و امامت امیرالمؤمنین (ع) را نپذیرفتهاند، در آینده با شرایط بسیار سختی روبرو خواهند بود.
امیدواریم که این روز (عید غدیر) بر همگان گرامی باد و بتوانیم در جهت تبلیغ معارف امیرالمؤمنین (ع) کوشا باشیم، ولایت ایشان را بهتر درک کنیم و در قرآن تأمل نماییم. فهم قرآن، امری ضروری است؛ چرا که قرآن و امیرالمؤمنین (ع) پیوند عمیق «ثقلین» را دارند و از جایگاهی بس مهم برخوردارند. الحمدلله رب العالمین
سجایای اخلاقی حضرت امام هادی علیه السلام
سیره اخلاقی حضرت امام هادی علیه السلام:
عابدترین افراد بود: شبانگاه به رکوع می رفت و به سجده می افتاد و با صدایی محزون و غمگین می گفت: خداوندا، این گناه کار پیش تو آمده و این نیازمند به تو روی آورده، خدایا، رنج او را در این راه بی پاداش مگذار! بر او رحمت آور و او را ببخش و از لغزش هایش درگذر..«۱»
ساده زیست بود: از دنیا چیزی در بساط زندگی نداشت. بنده ای وارسته از دنیا بود. در آن شبی که به خانه اش هجوم آوردند، او را تنها یافتند با پشمینه ای که همیشه بر تن داشت و خانه ای که در آن هیچ اسباب و اثاثیه چشم گیری دیده نمی شد.
کف خانه اش خاک پوش بود و بر سجاده حصیری خود نشسته، کلاهی پشمین بر سر گذاشته و با پروردگارش مشغول نیایش بود«۲»
عالم ترین افراد بود: یزداد نصرانی پزشک مخصوص دربار معتصم بود. چیرگی امام در دانش، به اندازه ای او را مجذوب خود کرده که در توصیف مقام علمی ایشان گفته بود: اگر بنا باشد آفریده ای را نام ببریم که از جهان غیب آگاهی داشته باشد، او امام هادی علیه السلام خواهد بود. این سخن نتیجه تنها دیدار کوتاه او با امام بود«۳»
مهربان بود: من به سختی بیمار شدم و شبانه، پزشکی برای درمان من آوردند. او نیز دارویی برایم تجویز کرد. فردای آن روز هر چه گشتند، نتوانستند آن دارو را بیابند.
پزشک دوباره برای مداوای من آمد و دید حالم وخیم تر شده است، ولی چون دید دارو را به دست نیاورده ام، ناامیدانه از خانه ام بیرون رفت. اندکی بعد فرستاده امام هادی به خانه ام آمد. او کیسه ای در دست داشت که همان دارو در آن بود. آن را به من داد و گفت:ابوالحسن به تو سلام رساند و این دارو را به من داد تا برایت بیاورم. او فرمود:
آن را چند روز بخور تا حالت بهبود یابد. دارو را از دست او گرفتم و خوردم و چندی بعد به کلی بهبود یافتم«۴»
اهل بخشش بود: برای ابوالحسن علیه السلام گوسفندان بسیاری خریدم. سپس مرا خواست و از منزلش مرا به جایی برد که بلد نبودم و فرمود تا تمامی این گوسفندان را میان افرادی که خود دستور داده بود، پخش کنم «۵»
منابع:
۱:ائمتنا، علی محمد علی دخیلّ، بیروت، دار مکتبة الامام الرضا، چاپ ششم، ۱۴۰۲ ق، ج ۲، ص ۲۵۷
۲:اصول کافی ج ۱، ص ۵۰۲؛ بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۲۱۱.
۳:دلائل الامامة، ص ۲۲۱.
۴:روایتی بود از محمد بن علی از زید بن علی در کتاب الارشاد، ج ۲، ص ۴۳۳.
۵:اصول کافی، ج ۱، ص ۴۹۸.
غدیر خم؛ نقطه اتصال رسالت و امامت
پیامبر اسلام"ص" در ۱۴۰۰ سال قبل، آخرین حج خود را با مسلمانان انجام دادند و طی مراسمی بینظیر در غدیر خم، امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) را به عنوان جانشین خود معرفی نمودند و از همه مردم خواستند تا با ایشان دست بیعت دهند. این اتفاق در سال دهم هجری رخ داد که پیامبر "ص" به همراه یکصد و بیست هزار نفر حج را به جا آوردند و پس از رمی جمرات، نماز ظهر و عصر را خواندند و سپس خطبه مهمی ایراد فرمودند و در این خطبه که معروف به حدیث ثقلین است، "ثقلین" را معرفی کرده و فرمودند: ای مردم، دو چیز گرانبها (ثقلین) را در بین شما میگذارم، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. و خداوند به من خبر داد که این دو از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند؛ آگاه باشید که هر کس به آن دو متمسک شود، نجات یافته و هرکس با آن مخالفت کند، هلاک شده است.
همچنین در روز آخر حضور پیامبر"ص" در مکه جبرئیل نازل شد و لقب امیرالمومنین را به عنوان اختصاصی برای علی(ع) آورد و خود او نیز با همین لقب سلام کرده، عرض نمود: السلام علیک یا امیرالمومنین. به دنبال آن، پیامبر"ص" به بزرگان اصحاب دستور دادند که تا نزد علی(ع) بروند و ایشان را با عنوان "السلام علیک یا امیرالمومنین" خطاب کنند. در این روز، بار دیگر جبرئیل نازل شد و از طرف خداوند برای پیامبر"ص" دستور آورد که علم و میراث علوم انبیای قبلی و اسلحه و تابوت (صندوق) و آنچه از نشانههای پیامبران نزد توست را به وصی و خلیفه بعد از خود تسلیم نما. پیامبر"ص" امیرالمومنین علی(ع) را فراخواند و در جلسهای خصوصی و دعای الهی، مانند اسم اعظم و علم و حکمت و کتاب انبیا و سایر یادگیریهای آنان را به ایشان سپردند و گفتههای جبرئیل را به آن حضرت ابلاغ فرمودند. این ودایع بعد از امیرالمومنین (ع) به امامان دیگر سپرده شد تا امروز که نزد امام زمان بقیهالله اعظم"عج" است.
پیامبر در مسیر بازگشت از حج، روز دوشنبه هجدهم ذیالحجه به غدیر خم رسیدند، و سپس دستور دادند آنهایی که جلوتر رفتهاند، بازگردند و زیر درختان و محوطه اطراف آن برای انجام مراسم آماده شوند. پس از نماز، پیامبر"ص" بر فراز منبری که از جهاز شتر ساخته بودند، ایستادند و علی (ع) را فرا خواندند تا از منبر بالا بیایند. اکنون پیامبر الهی و وصیاش بر فراز منبر و سیل عظیم جمعیت در مقابل آنان منتظر بودند تا پیامبر مهمترین رسالت خود را به انجام رسانند. پیامبر بعد از کلماتی زیبا در ستایش و توصیف خداوند فرمودند، خداوند به من چنین وحی کرده است:
بسم الله الرحمن الرحیم، یا أیها الرسول بلغ ما أُنزل إلیک من ربک، ای پیامبر! ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده درباره علی"ع" و اگر انجام ندهی رسالتت را به انجام نرساندهای و خداوند تو را از شر مردم حفظ میکند.
ای مردم، جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و مرا مأمور کرد در این اجتماع به پا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم، که علی بن ابیطالب(ع) برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون است به موسی، جز این که پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است. سپس بعضی از فضایل علی(ع) را بیان نمودند و بازوی ایشان را گرفته و بلند کردند و فرمودند: ای مردم، چه کسی بر شما از خودتان صاحب اختیارتر است؟ گفتند: خدا و رسولش. فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله»؛ هر کس من صاحب اختیار اویم، علی (ع) صاحب اختیار اوست؛ خدایا دوست بدار هر کس علی را دوست میدارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن میدارد و یاور باش هر کس او را یاری کند، خوار نما هر کس او را خوار کند.
پیامبر"ص" دستور دادند مردم به امام علی (ع) با عنوان امیرالمومنین سلام کنند و خداوند را بر هدایت شکر گویند. سه روز جمعیت در غدیر ماندند تا همگان با علی (ع) بیعت نمایند. دو خیمه جداگانه زیر درختان برپا شد که در یکی پیامبر و در دیگری امیرالمومنین علی (ع) نشستند.
مسلمانان ابتدا وارد خیمه پیامبر"ص" میشدند، به عنوان قبول و اقرار ولایت و امامت دست بیعت میدادند و سپس به خیمه امیرالمومنین علی"ع" رفته و با ایشان بیعت مینمودند.
در مسیر امیرالمؤمنین علی(ع) گام برداریم
ما ایرانیان به شیعه بودن و پیروی از مولا علی(ع) افتخار میکنیم. امروز، با گذشت بیش از ۱۴۰۰ سال از واقعه غدیر، در حالی این عید بزرگ را گرامی میداریم که بسیاری از هموطنانمان درگیر مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند زنده نگه داشتن سیره و روش انسانی امام علی(ع) هستیم؛ همان الگویی که بر پایهی عدالت، کرامت انسانی، و دستگیری از نیازمندان استوار بود.
امام علی(ع) همواره بر یاری رساندن به محرومان و رعایت حقوق همسایگان تاکید داشتند و فرمودند: «مسلمان نیست کسی که شب سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد». ایشان خود در سکوت شب، کیسههای نان را بر دوش میکشیدند و به در خانه نیازمندان میرساندند، بیآنکه کسی بداند. در مواردی، حتی با وجود گرسنگی خانوادهاش، غذای اندکشان را به نیازمندان میبخشیدند.
اگر امروز خود را پیرو آن امام بزرگ میدانیم، باید در عمل نیز، در حد توان، از رنج دیگران بکاهیم. گرسنهای را سیر کنیم، بیماری را یاری رسانیم، کودکی را خوشحال کنیم، یا حتی با حرفی مهربان، باری از دوش انسانی برداریم. تنها در این صورت است که میتوانیم ادعا کنیم در مسیر علی(ع) گام برمیداریم.
غدیر تنها یک خاطره نیست؛ پیمانی دوباره است با ارزشهای بلند انسانی.
در دورانی که برخی تنها به اندوختن ثروت و تجمل میاندیشند، خوب است ما هم به فکر باقیات صالحات باشیم و با انفاق، مهربانی و نیکوکاری، زادراهی برای آخرت خود فراهم کنیم.
سیره امام علی(ع) و فرزندانش، سیره کرامت و بخشش بود؛ بیتظاهر، بیادعا، و سراسر مهر. بیایید از آنان بیاموزیم و در حد توانمان، باری از دوش دیگران برداریم.
حجت الاسلام غلامرضا رضایی تربقان
بیشترین گسترش شیعه در زمان امام هادی علیه السلام بوده است
رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله خامنهای(رضواناللهتعالیعلیه) با اشاره به جایگاه ممتاز امام هادی(ع) در تاریخ تشیع، تأکید کردند: در هیچ دورهای، شیعه به اندازه عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری(ع) از نظر کمی و کیفی گسترش نیافته و بخش مهمی از معارف شیعی، مرهون تلاش این سه امام بزرگوار است.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
* ... در هیچ دورهای ــ از دورهی امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) تا آخر ــ در سرتاسر دنیای اسلام، شیعه به قدر دورهی حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری، نه از لحاظ کمّیّت، نه از لحاظ کیفیّت، گسترش نداشته؛ [این گسترش،] کار این سه بزرگوار است. بغداد در دورهی حضرت هادی و حضرت جواد اصلاً مرکز شیعه است. فضلبنشاذان میگوید من اوّل که وارد بغداد شدم، داخل این مسجد پُر بود از محدّثین شیعه که حلقههای روایتی داشتند و [روایت] نقل می کردند؛ یعنی یک چنین وضعی بود؛ بغداد یک جور، کوفه یک جور. این بزرگوارها تلاش خیلی زیادی کردند.
به خاطر همین گسترش هم بوده که نیاز به این وجود داشته که معارف شیعی از زبان این بزرگوارها گسترش پیدا کند. این کار را هم حضرت هادی (علیه السّلام) انجام دادند؛ هم با زیارت جامعه که خب فوقالعاده است، هم با زیارت امیرالمؤمنین در روز غدیر؛ شما نگاه کنید در این زیارت که دربارهی فضایل امیرالمؤمنین است، چقدر از آیات قرآن استفاده شده! این حضور ذهن، این تسلّط بر مطلب، این ارائهی حقایق با این شکل، جز از امام هادی (علیه السّلام)، [جز] از امام، از کس دیگری اصلاً برنمیآید؛ این [کار] را این بزرگوارها انجام دادند. اگر تلاش حضرت هادی (علیه السّلام) نبود، ما امروز زیارت جامعه را نداشتیم و آن معارف منحصربهفردی که در این زیارت وجود دارد، در اختیار شیعه نبود.
بعضی تاریخ خواندهاند، [امّا] حدیث نخواندهاند و از کلمات ائمّه در این روایات مطّلع نیستند؛ عیب بزرگ کار اینها این است. تاریخ ائمّه را هم بیش از همه، از درون خود این احادیث میشود فهمید که در زندگی اینها، در جابهجایی اینها، در اعلام وصایت اینها، در هر کدامشان چه اتّفاقی افتاده. خود همین اعلام وصایت حضرت هادی یک داستان عجیبی دارد که لابد در کافی ملاحظه کردهاید که احمد بن محمّد بن عیسیٰ آنجا نقش دارد و کار دارد و حرف دارد و بحث به مباهله میکشد و مانند اینها. اینها خیلی مهم است.
در تاریخنگاری ما، در کتابنویسی ما، حتّی در منبرهای ما، از این سه بزرگوار خیلی کم یاد میشود و تحقیق میشود و کار میشود. خیلی بجا است اگر چنانچه کسانی در زمینهی زندگی این سه بزرگوار کار کنند، تحقیق کنند، بنویسند. البتّه یک کتاب رمانی من اخیراً دیدم که معجزهی حضرت جواد را آنجا آورده بود؛ هست، [امّا] کم است؛ بیشتر از این باید بنویسند و کارهای هنری باید بکنند انشاءالله.
مناظره امام صادق(ع) با مردی که به دو خدا معتقد بود
کتاب صد و یک مناظره جالب و خواندنی به قلم محمد محمدی اشتهاردی به گردآوری مناظرات مختلف پیرامون مسائل اعتقادی و دینی پرداخته که حوزهنیوز در شمارههای مختلف به انتشار آن خواهد پرداخت.
مردی دوگانهپرست به محضر امام صادق علیهالسلام آمد و از عقیده خود دفاع میکرد. او معتقد بود جهان هستی دارای دو خداست: یکی خدای نیکیها و دیگری خدای بدیها.
امام صادق علیهالسلام در ردّ این عقیده و هرگونه دوگانهپرستی فرمودند:
اگر آنگونه که تو میگویی دو خدا وجود داشته باشد، از سه حالت خارج نیست:
۱. هر دو نیرومند و ازلی باشند.
۲. یکی نیرومند و دیگری ناتوان باشد.
۳. هر دو ناتوان باشند.
در صورت اول اگر هر دو نیرومند و ازلی باشند، چرا یکی دیگری را از صحنه خارج نمیکند تا به تنهایی بر جهان حکومت کند؟ از سوی دیگر، نظم واحد و هماهنگ جهان نشان میدهد که تنها یک تدبیرکننده بر هستی حاکم است؛ بنابراین خداوند یگانه و دارای قدرت مطلق است.
در صورت دوم اگر یکی نیرومند و دیگری ناتوان باشد، باز هم سخن ما ثابت میشود؛ زیرا موجود نیرومند شایسته خدایی است و موجود ناتوان به دلیل ضعف خود نمیتواند خدا باشد.
اما در صورت سوم اگر هر دو ناتوان باشند، اساساً شایستگی مقام خدایی را ندارند. همچنین اگر گفته شود از جهتی با یکدیگر مشترک و از جهتی متفاوتاند، باید چیزی وجود داشته باشد که موجب تفاوت میان آن دو شود. در این صورت، آن ویژگیِ متمایزکننده نیز باید موجودی مستقل و
ازلی باشد. بنابراین، به جای دو خدا، سه خدا لازم میآید. اگر همین استدلال ادامه پیدا کند، تعداد خدایان به چهار، پنج و بیشتر خواهد رسید و در نهایت باید به بینهایت خدا معتقد شد که سخنی باطل و نامعقول است.
هشام بن حکم نقل میکند که آن مرد دوگانهپرست پس از این بحث، سخن را به اصل وجود خدا کشاند و از امام صادق علیهالسلام پرسید: دلیل شما بر وجود خدا چیست؟
امام فرمودند: وجود این همه پدیده و ساخته، خود دلیل بر وجود سازنده است؛ همانگونه که وقتی ساختمانی استوار، بلند و منظم را میبینی، یقین میکنی که سازندهای داشته است؛ هرچند او را ندیده باشی.
آن مرد پرسید: خدا چیست؟
امام فرمودند: خداوند حقیقتی است که با همه موجودات تفاوت دارد. اثبات وجود او، اثبات حقیقتی موجود و واقعی است؛ اما او نه جسم دارد و نه شکل. هیچیک از حواس ظاهری او را درک نمیکنند و اندیشهها به کنه ذات او راه نمییابند. گذر زمان در او تأثیر نمیگذارد و دگرگونی و
کاستی در ذات او راه ندارد.
«اللهاکبر»؛ سلاح راهبردی امت اسلامی در برابر استکبار
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، در پیام اخیر خود به مناسبت حج ابراهیمی امسال، با تأکیدی راهبردی «اللهاکبر» را سلاحی تعیینکننده در برابر دشمنان اسلام معرفی کردند.
این نکته سنجی و تاکید ویژه معظمله به بر این عبارت، بیانگر این است که به مخاطب این توجه را بدهد که این عبارت، فراتر از یک ذکر عبادی ساده، دارای عمق معرفتی، حماسهای تاریخی و افقی تمدنی است.
از منظر معناشناختی، «اللهاکبر» یعنی خداوند بزرگتر از آن است که در وصف گنجد؛ بینهایتی مطلق که هر قدرتی را در برابر خود ناچیز میکند.
در قرآن کریم خداوند به پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) فرمان میدهد: «وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ»؛ یعنی تکبیر، تنها یک گفتار زبانی نیست، بلکه اعلام برائت از هر طاغوت و معبود دروغین است، همچنانکه در کلام معصومین(علیهمالسلام) نیز این معنا تبیین و تفسیر شده است.
این معنا نشان میدهد که عظمت بخشی به خداوند متعال و تقویت روحیه موحد پروری، مستلزم مبارزه فرهنگی و سیاسی با استکبار است و حج، جلوهگاه عینی این برائت از مشرکان به شمار میرود.
از منظر تاریخی و با نگاهی گذرا به سیر تطورات تاریخی، چنین بر میآید که «اللهاکبر» در ایران اسلامی از یک ذکر به شعاری هویتی و حماسی بدل شده است، از همان آغاز شکلگیری انقلاب اسلامی ایران تا شبهای پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، این فریاد تکبیر از پشت بامها بود که سقوط رژیم پهلوی را رقم زد؛ در هشت سال دفاع مقدس، این تکبیر بود که پیش روی رژیم بعث را در قلب خرمشهر متوقف کرد و پیروزی و آزاد سازی خرمشهر را به مردم هدیه داد.
رهبر انقلاب، در پیام خود یادآور شدند که ملت ایران با اعتقاد به همین سلاح اللهاکبر، نفوذ آمریکا را از کشور قطع کرد و توطئههای دشمنان را در جنگهای تحمیلی دوم و سوم ناکام گذاشت.
در ادبیات مقاومت، «اللهاکبر» نه یک شعار ساده، که شوری حماسی است که از مأذنهها، اذان عزت و استقلال را سر میدهد و چشم انداز تمدن نوین اسلامی در افق آن ترسیم میشود.
به فرموده رهبری، آینده از آن امت اسلامی است و با همین تکبیر است که «بعثت امت اسلامی» رقم خواهد خورد و برائت از مشرکان از رمی جمرات حج به صحنه جهانی کشیده خواهد شد.
در نگاه سیاسی و اجتماعی، «اللهاکبر» حلقه اتصال جبهه مقاومت از ایران تا لبنان، فلسطین، عراق، سوریه، یمن و همه کشورهای حقیقت طلب است.
رهبر معظم انقلاب تأکید کردند که این شعار پیوندها را مستحکم کرده و وحدت را در میان حقیقت طلبان و ملتهای آزاده جهان گسترش داده است.
هشدار معظمله به این موضوع که ملتهای منطقه دیگر سپر پایگاههای آمریکایی نخواهند بود و زمان به عقب بازنمیگردد برخاسته از روح اعتقاد و باور به همین سلاح است.
امروز با فجایعی که رژیم صهیونسیتی در غزه به بارآورده است، ضرورت «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» به عنوان مصادیق روشن برائت از مشرکان، بیش از پیش احساس میشود. رهبری معظم در این پیام میفرمایند، ایمان به «اللهاکبر» بود که ملت ایران را در برابر تهاجمات دشمنان و جبهه مقاومت را در فلسطین و لبنان به پیروزی رساند.
در یک کلام، این تکبیر، ترجمان عملی «لا اله الا الله» و اعلام هویت، عزت و استقلال امت اسلامی است؛ سلاحی که از ژرفای توحید برمیخیزد، در تاریخ و ادبیات پایداری ریشه دوانده و آینده تمدن نوین اسلامی را رقم خواهد زد.




































