seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

به مناسبت اول ذی‌حجه سالروز ازدواج فرخنده‌ی حضرت علی (علیه‌السلام) و حضرت فاطمه‌ی زهرا (علیهاالسلام) کلیپ صوتی «ازدواج گشایش است» در ذیل منتشر شد. در این کلیپ صوتی رهبرِ شهید انقلاب خانواده‌ها را به پرهیز از سخت‌گیری در ازدواج جوانان توصیه می‌کنند.

سخنان حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) که در این صوت می‌شنوید:

* یک مسئله‌ای که اخیراً مطرح کردند، مسئله‌ی ازدواج جوانها بود که خب، همه -پسر و دختر- مطمئنّاً علاقه‌مندند. من همین‌جا به توصیه‌ی این جوان عزیزی که از من خواستند به پدر و مادرها تذکّر بدهم، به پدرها و مادرها تذکّر می دهم؛ من خواهش می کنم و تقاضا می کنم از شماها که یک خرده امکانات ازدواج را آسان کنید. پدر و مادرها سخت‌گیری می کنند؛ هیچ سخت‌گیری لازم نیست. بله، یک مشکلات طبیعی وجود دارد -مسئله‌ی مسکن، مسئله‌ی شغل و از این مسائل- لکن «اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه»؛ خب، این قرآن است. ممکن است جوان، الان هم امکانات مالی مناسبی نداشته باشد، امّا ان‌شاءالله بعد از ازدواج خدای متعال گشایش می دهد. ازدواج جوانها را متوقّف نکنند؛ من خواهش می کنم که پدرها و مادرها به این مسئله توجّه کنند.
دیدار دانشجویان ۱۳۹۴/۰۴/۲۰

* انگیزه برای ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملی؛ یعنی ازدواج باید تحقق پیدا بکند. اینکه خدای متعال میفرماید: اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه، این یک وعده‌ی الهی است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیه‌ی وعده‌های الهی که به آن وعده‌ها اطمینان می کنیم، اطمینان کنیم. ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمی شود که وضع معیشتی افراد دچار تنگی و سختی بشود؛ یعنی از ناحیه‌ی ازدواج کسی دچار سختی معیشت نمی شود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند.

محیط دانشجویی محیط خوبی و مناسبی است برای زمینه‌سازی ازدواج. به نظر من بر روی مسئله‌ی ازدواج جوانها، خود جوانها، اولیای خانواده‌هایی که جوانها متعلق به آنها هستند، و مسئولان ذی‌ربط مرتبط با دانشگاه، فکر کنند و تصمیم بگیرند؛ نگذاریم سن ازدواج - که امروز متأسفانه بالا رفته؛ بخصوص در مورد دختران - ادامه پیدا بکند. بعضی از تصورات و سنتهای غلط در مورد ازدواج وجود دارد که اینها دست‌وپاگیر است، مانع از رواج ازدواج جوانها است؛ این سنتها را باید عملاً نقض کرد. شما که جوانید، مطالبه‌گرید، پرنشاطید، پیشنهادکننده‌ی نقض خیلی از عادتها و سنتها هستید، به نظر من این سنتهای غلطی را هم که در زمینه‌ی ازدواج وجود دارد، بایستی شماها نقض کنید؛ این هم یک مسئله است که من تأکیدِ آن را لازم می دانم. البته در گذشته معمول بود که برای ازدواج، افراد خیر و مؤمنی پیدا می شدند، واسطه‌گری می کردند، دخترهای مناسب را، پسرهای مناسب را، معرفی می کردند، ازدواجها را راه می‌انداختند؛ این کارها باید انجام بگیرد؛ باید واقعاً در جامعه یک حرکتی در این زمینه به‌وجود بیاید.
دیدار دانشجویان ۱۳۹۳/۰۵/۰۱

امام نهم شیعیان، نامش «محمّد»، کنیه اش «ابو جعفر» و معروف ‏ترین القاب او «تقیّ» و «جواد» است. آن بزرگوار در ماه مبارک رمضان سال ۱۹۵ هجری قمری در شهر «مدینه منوّره» دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوار آن حضرت «امام علیّ بن موسی الرضا علیهما السلام» امام هشتم شیعیان می باشند. نام مادر ایشان «سَبیکه» بود که از خاندان «ماریه قِبطیه» همسر پیامبر اکرم (ص) به شمار می رفت و از نظر فضائل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود؛ به طوری که امام رضا – علیه السلام– از او به عنوان بانویی منزه و پاک دامن و با فضیلت یاد می کرد.

ضمن عرض تسلیت شهادت این امام عزیز، به پیش گاه حضرت امام عصر (عج)، مراجع عظام تقلید و عموم شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) در سراسر جهان، توجّه علاقه مندان را به نوشتار کوتاهی در باره زندگانی کوتاه، دلائل شناخت کمتر مردم از ایشان، فضائل و میراث ماندگار آن حضرت جلب می کنم.

۱- ولادت امام جواد (ع)

امام نهم که نامش، «محمد»، کنیه اش «ابو جعفر» و معروف ‏ترین القاب او «تقیّ» و «جواد» است، در ماه رمضان سال ۱۹۵ هجری قمری در شهر «مدینه» دیده به جهان گشود. پدر آن حضرت «امام علیّ بن موسی الرضا علیهما السلام» امام هشتم شیعیان بود. مادر او نیز «سبیکه» نام داشت که از خاندان «ماریه قبطیه»، همسر پیامبر اکرم (ص) به شمار می رفت و از نظر فضائل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود؛ به طوری که امام رضا - علیه السلام - از او به عنوان بانویی منزه و پاک دامن و با فضیلت یاد می کرد.

۲- دلیل شناخت کمتر نسبت به امام جواد (ع)

امام جواد (ع) به دو دلیل، در بین مردم نسبت به دیگر امامان (ع) کمتر شناخته شده است.

الف) کوتاه بودن عمر آن حضرت:

بنا بر آن چه در تاریخ آمده است، امام جواد (ع) در سن ۲۵ سالگی به شهادت رسید. لذا کوتاه بودن عمر حضرت جواد (ع) یکی از دلایلی است که می توانیم بگوییم که امام جواد (ع) نسبت به سائر ائمه (ع) که از عمر بیشتری برخورد بودند، کمتر در بین مردم مطرح شده است. اما در واقع مطابق آن چه در منابع حدیثی شیعه آمده، ما در مورد امام جواد (ع) کم معارف نداریم، یعنی دانستنی ها و مطالب زیادی داریم که متاسفانه این ها کمتر در میان شیعه مطرح شده است. اگر محققین و اهل تحقیق بتوانند در این زمینه میراث فرهنگی و علمی زندگی دوران امام جواد (ع) را برای مردم تشریح و مطرح کنند، شاید بتوان گفت که آنچه که در مورد امام نهم حضرت جواد (ع) وجود دارد، نسبت به سائرائمه (ع) کمتر نیست.

ب) شرایط خاص دوران امام (ع):

امام جواد (ع) در دوره و برهه خاصی از تاریخ زندگی می کردند که با پیچیدگی ها و مسائلی رو به رو شد که این موارد در زندگانی سائر امامان شیعه (ع) کمتر وجود داشت. امام (ع) در دوران حکومت «مأمون» و «معتصم» عباسی زندگی کردند. در این دوران حکومت عباسیان در افول قرار گرفته بود که با مرگ مأمون عباسی و قدرت گرفتن معتصم، رو به نزول بیشتر گرایید. زمانی که یک حاکم قدرتمند در در جامعه زندگی می کند بر روی تمام مسائل آن زمان تاثیر دارد؛ مانند وقتی که «یزید» به حکومت رسید و امام حسین(ع) در برابر او قیام کرد و آن حادثه مهم اتفاق افتاد و نقطه اوجی شد که در زمان سایر ائمه و امامان معصوم (ع) وجود ندارد.

۳- ویژگی های اخلاقی و علمی امام جواد الائمة (ع)

الف- اخلاق حسنه:

حضرت جواد الائمه (ع) مانند دیگر پیشوایان معصوم (ع) این ویژگی را از جدّ بزرگوارشان پیامبر مکرم، حضرت محمّد بن عبدالله (ص) به ارث بردند. در قرآن هم تأکید شده که مسلمانان از اخلاق پیامبر (ص) الگو و سرمشق بگیرید، یعنی به مسلمانان توصیه شده است که در رفتار و زندگی خودشان در تمام مراحل باید از پیامبر الگو بگیرند. فرزندان پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) مانند پیامبر بزرگوار (ص) متّصف و متخلّق به آن اخلاق نیکو و حسنه هستند.

ب- علم فراوان:

یکی از ویژگی های دیگر امام جواد (ع) علم فراوان و وسیع ایشان است؛ چنانچه پدران بزرگوارشان هم این علم وسیع (علم لدنّی) را داشتند و به معنای واقعی کلمه عالم بودند. این امر در مناظراتی که ایشان انجام دادند و چند نمونه آن وجود دارد قابل مشاهده است. ما شیعیان معتقد هستیم که این علم از طریق اجدادشان منتقل شده و به قدرت الهی، علم پیامبر (ص) به امام علیّ بن ابی طالب (ع) و نسل به نسل تا منجی جهان بشریت حضرت بقیّة الله الأعظم، حضرت مهدی (عج) منتقل شده و این علم لَدُنیّ که خداوند در اختیار این الگوهای بشریت گذاشته در نزد امام جواد (ع) هم بوده است.

ج- تقوا و پارسایی:

امام جواد (ع) مانند همه امامان شیعه (ع)، الگوی کامل تقوا و پارسایی و نمونه بارز عبادت، بندگی و سجده های طولانی برای خداوند و انسان های کامل بودند.

د- ادب و گشاده رویی با دوست و دشمن:

امام جواد (ع) با همگان با ادب و احترام برخورد می کردند. این امر باعث جذب مخالفان و دشمنان امام به سوی ایشان می شد. سازش و نرم خویی با دوستان و شیعیان نیز از صفات ایشان است.

و- حرّیت و آزادگی:

البته همه ائمه اهل بیت (ع) از این ویژگی برخوردار بودند. آن بزرگواران هیچ گاه تسلیم ظلم و ستم نمی شدند و حاضر بودند در این راه تمام سختی ها را تحمل کنند. این ویژگی الگویی برای ماست که در هیچ زمانی ظلم و ستم را قبول نکنیم و با آزادگی، اعتقادات و مبانی خودمان را مطرح کنیم و تسلیم فتنه ها و توطئه های دشمنان قسم خورده اسلام و مخالفان نشویم. در این زمان که حمله به مقدسات مسلمانان از سوی آمریکائی ها، صهیونیست ها و عوامل فریب خورده آنان با چاپ و نشر کاریکاتورها و فیلم ها شروع شده، مسلمانان و به ویژه پیروان واقعی اهل بیت (ع) می بایست با وحدت و یک پارچگی خاص با حضور در صحنه و راه پیمائی ها و تظاهرات به مبارزه با استکبار جهانی برخیزند که همین کار هم کرده و می کنند.

۴- کرامات مهم در زندگی حضرت جواد (ع)

الف- تولد حضرت (ع):

تولد امام جواد (ع) ـ که در اواخر عمر شریف امام رضا (ع) رخ داد ـ یک کرامت الهی بود؛ آن چنان که امام رضا (ع) بارها از حضرت جواد(ع) به عنوان مولودی پرخیر و برکت یاد می کرد. «ابو یحیای صنعانی» می گوید: روزی در محضر امام رضا – علیه السلام -، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود:«این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است». دو تن از شیعیان به نام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» هم می گویند: در محضر امام رضا – علیه السلام – بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آری، این همان مولودی است که در اسلام با برکت تر از او زاده نشده است».

دلیل این خیر و برکت و کرامت خاصّ این بود که عصر امام رضا (ع) عصر ویژه ای بوده و تعیین جانشین و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو شده بود که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بود؛ زیرا از یک سو پس از شهادت امام کاظم (ع) گروهی که به «واقفیه» معروف شدند، بر اساس انگیزه های مادی، امامت حضرت رضا (ع) را انکار می کردند و از سوی دیگر امام رضا (ع) تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر (ص) حاکی بود که امامان دوازده نفرند که نه نفر آنان از نسل امام حسین (ع) خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا (ع)، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زیر سؤال می برد و واقفیه این موضوع را دست آویز قرار داده امامت حضرت رضا (ع) را انکار می کردند!. گواه این معنا، اعتراض «حسین بن قیاما واسطی» از سران «واقفیه» بود که طی نامه ای به امام رضا (ع) او را متهم به عقیمی کرد و نوشت: "چگونه ممکن است، امام باشی در صورتی که فرزندی نداری؟!". امام (ع) هم در پاسخ نوشت:" از کجا می دانی که من دارای فرزندی نخواهم بود. سوگند به خدا بیش از چند روز نمی گذرد که خداوند پسری به من عطا می کند که حق را از باطل جدا می کند".

ب- امامت حضرت (ع) در کودکی:

این که امامت به قدرت الهی به یک نوجوان هشت ساله که هنوز به سن بلوغ نرسیده است منتقل شد یک کرامت مهم بود؛ آن چنان که پیش از این، نبوت به حضرت عیسی (ع) در نوزادی داده شده بود.

ج- مناظرات علمی حضرت جواد (ع):

مناظراتی که امام (ع) با دانشمندان فرقه ها و مذاهب مختلف در این دوره دارد، بسیار مهم است. این که چگونه یک نوجوان می تواند در مناظرات و بحث های مختلف اسلامی و فکری با دانشمندان آن زمان، آنان را مغلوب کند، هم کرامتی بزرگ و هم علامتی بر حقانیت امامت ایشان بود.

۵- میراث علمی و شاگردان امام جواد (ع)

امام جواد (ع) با وجود کوتاهی دوران حیات و امامت، شاگردان بزرگی را تربیت می کنند؛ امثال «حضرت عبدالعظیم حسنی»، «علی بن مهزیار اهوازی»، «فضل بن شاذان نیشابوری»، «محمد بن سنان زاهری»، «ابو نصر بزنطی کوفی» و «دعبل خزاعی» از شاگردان آن حضرت هستند که نزد ایشان، رشد علمی یافته و تربیت شدند و یا از آن حضرت (ع) حدیث نقل کردند.

روایان احادیث جواد الائمه (ع) تنها محدثان شیعه نبودند؛ بلکه علماء و دانش مندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقی از اسلام را از آن حضرت نقل کرده‏اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادی‏» احادیثی با سند خود از آن حضرت نقل کرده است. هم چنین «حافظ عبدالعزیز بن اخضر جنابذی‏» در کتاب معالم العترة الطاهرة و مؤلفانی مانند «ابو بکر احمد بن ثابت»، «ابو اسحاق ثعلبی» و «محمد بن مندة بن مهربذ» در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتی از آن حضرت نقل کرده‏اند.

۶- شهادت امام جواد (ع)

مأمون خلیفه عباسی که چون سایر خلفای بنی ‌عباس از نفوذ باطنی امامان معصوم (ع) در بین مردم هراس داشت سعی کرد، ابن الرضا (ع) را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد که یکی از حیله‌ های وی برای این کار، ازدواج دخترش با امام جواد (ع) بود. لذا دخترش «امّ الفضل» را به ازدواج حضرت آن حضرت در آورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.

دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد، کشاندن امام به سمت خود بود؛ چرا که تصور می کرد، امام (ع) با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده!، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و حکومت عباسیان قوی می شود!.

از طرف دیگر، مأمون هم چنین، می خواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد حکومت باز داشته، خود را دوست دار و علاقه مند به آنان نشان دهد.

امام جواد (ع) نیز - که مانند سائر امامان معصوم (ع) از آینده اطلاع داشتند و هیچ کاری را بدون آگاهی انجام نمی دادند- به خوبی از دسیسه های مأمون آگاه بود و به وصلت با دختر وی رضایت داد. یکی از دلایل پذیرش این وصلت از سوی امام، حفظ شیعیان از دسیسه های کینه توزانه مأمون بود .

لذا امام (ع) اگر چه تن به این ازدواج داد، اما شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که مأمون نتوانست به حیله‏ های از پیش تعیین شده خود دست یابد.

امام جواد (ع) تا پایان خلافت مأمون در مدینه ساکن بود و پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی و در سال ۲۲۰ هجری قمری، به همراه همسرش، امّ الفضل به بغداد رفت. ایشان در ماه ذی القعده سال ۲۲۰ هجری قمری، با دستور معتصم عباسی مسموم و در بیست و نهم ماه ذی القعده به شهادت رسید.

«سلام الله علیه یوم وُلد و یوم استشهد و یوم یُبعث حیّا».

۷- معرفی منابع درباره امام جواد (ع)

در باره تاریخ و سیره اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ـ عموماً ـ و امام جواد (ع) ـ خصوصاً ـ کتاب های فراوانی منتشر شده است که هم به صورت تشریحی و هم توصیفی در این مورد بحث کرده اند. مانند کتاب معجم ما کُتب عن الرسول (ص) و اهل بیته (ع) اثر «عبد الجبّار الرفاعی» که در واقع یک دایرة المعارف بزرگ و در ۱۰ جلد چاپ شده است.

کتاب الذریعة الی تصانیف الشیعة تألیف «مرحوم شیخ آغا بزرگ تهرانی (ره)» و سائر کتب رجالی و حدیثی و تاریخی بزرگان شیعه مانند «شیخ کلینی (ره)»، «شیخ مفید (ره)»، «شیخ صدوق (ره)»، «علامه برقی (ره)» و «شیخ طوسی (ره)» هم مملوّ است از آثار مختلف که اهل علم و نخبگان با آن ها آشنا هستند.

* به غیر از این منابع، کتاب های زیر را نیز می توان معرفی کرد: (بدیهی است معرفی این منابع به معنای تأیید کامل همه مطالب آنها نمی باشد).

- منابع عربی

- أعلام الهدایة؛ الإمام محمد بن علیّ “الجواد” علیه السلام؛ لجنة التألیف فی المجمع العالمی لأهل البیت (ع)، قم المقدسه، ۱۴۲۲ق، ۲۵۱ص.

- الإمام التاسع أبو جعفر محمد الجواد علیه السلام، الشیخ محمدحسن القُبیسی العاملی، بیروت: ۱۴۰۳ق ـ ۱۹۸۳م ، ۱۱۷ص .

- الإمام الجواد علیه السلام، السید عبدالرزاق الموسوی المقرّم ، النجف الأشرف: المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۱ق ، ۱۰۳ص.

- الإمام الجواد علیه السلام، لجنة التألیف فی مؤسسة البلاغ، طهران: مؤسسة البلاغ، ط ۲ ۱۴۰۹ه ۱۹۸۹م ، ۱۱۹ص.

- الإمام الجواد علیه السلام؛ قدوة و أسوة، السید محمدتقی المدرسی، طهران: رابطة الاُخوّة الإسلامیة، ۱۳۶۳ش / ۱۹۸۴م، ۷۲ ص.

- الإمام الجواد علیه السلام من المهد الی اللحد، السید محمدکاظم القزوینی، بیروت: مؤسسة البلاغ، ۱۴۰۸ق.

- الإمام محمد بن علی الجواد علیه السلام، عبد الزهراء عثمان محمد، مشهد: مجمع البحوث الإسلامیة، ۱۴۰۸ه ۱۴۹، ۲۰ص .

- الإمام المعجزة محمد الجواد علیه السلام؛ سیرة و دراسة و تحلیل، کامل سلیمان ، بیروت: دار الکتاب اللبنانی، بی نا .

- الحیاة السیاسیة للإمام الجواد علیه السلام؛ نبذة یسیرة؛ السید جعفر مرتضی العاملی، بیروت: الدار الإسلامیة، ۱۴۰۵ق ـ ۱۹۸۵م، ۱۱۷ص.

- محمد الجواد علیه السلام، الإمام المعجزة (سیرة و دراسة و تحلیل)، کامل سلیمان، بیروت: الشرکة العالمیة ـ ۱۹۸۸م، ۳۶۰ ص .

- مسند الإمام الجواد علیه السلام، الشیخ عزیز الله العطاردی. مشهد: الموتمر العالمی للإمام الرضا(ع) ، ۱۴۱۰ق ، ۳۵۵ ص .

- أبوجعفر؛ محمد الجواد علیه السلام…[تاسع أئمة اهل البیت الطاهر"صلوات الله علیهم اجمعین"، مولده و وفاته و مدة عمره و مدفنه فی اعیان الشیعة ]، السید محسن الأمین العاملی، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق ـ ۱۹۸۳م

- منابع فارسی

- پیشوایان هدایت؛ جواد الائمة، حضرت امام محمد تقی (ع) ؛ تألیف: مجمع جهانی اهل بیت(ع)؛ ترجمه: اداره ترجمه مجمع جهانی اهل بیت (ع)، قم: انتشارات مجمع جهانی اهل بیت (ع) وزیری، ۳۸۵ ص؛

- امام جواد (ع)، گروه نویسندگان مؤسسة البلاغ، ترجمه: محمود شریفی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۸، جیبی، ۱۶۸ ص؛

- امام محمد تقی (ع)، سید کاظم ارفع، تهران، انتشارات فیض کاشانی، ۱۳۷۰، رقعی، ۴۹ ص؛

- پیشوای نهم حضرت امام محمد تقی (ع)، گروه نویسندگان، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۷۱، رقعی، ۵۶ ص؛

- تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد تقی (ع)، فضل الله صلواتی، اصفهان، انتشارات خرد، ۱۳۶۴، رقعی، ۶۱۰ ص؛

- تحلیلی از زندگانی و زمان امام جواد (ع)، گروه نویسندگان، زیر نظر قوام الدین وشنوی قمی، قم، مؤسسه احیاء و نشر میراث اسلامی، ۱۳۵۹، جیبی، ۱۳۸ ص؛

- حضرت امام محمد تقی (ع)، فضل الله کمپانی (۱۴۱۴ق)، تهران، انتشارات مفید،۱۳۶۲؛

- حضرت امام محمد تقی (ع)، میر ابوالفتح دعوتی، قم، انتشارات شفق، بی تا، وزیری، ۳۲ ص؛

- زندگانی امام جواد (ع)، احمد صادقی اردستانی، قم، انتشارات نقش، ۱۳۷۶ش، رقعی، ۲۵۰ ص؛

- زندگانی امام محمدتقی (ع)، حسین عمادزاده (۱۴۱۰ق)، تهران، شرکت سهامی طبع کتاب، ۱۳۴۱ش۱۳۸۲/ق، وزیری، ۳۳۴ ص؛

- زندگانی حضرت امام جواد (ع)، مرتضی مدرسی چهاردهی (۱۴۰۷ق)، چاپ پنجم، تهران، انتشارات موسوی، ۱۳۶۱، رقعی، ۲۵۲ ص؛

- زندگانی سیاسی امام جواد (ع)، تألیف: سید جعفر مرتضی عاملی، ترجمه: سید محمد حسینی، چاپ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۷، رقعی، ۱۴۴ص؛

- نگاهی بر زندگی امام جواد (ع)، محمد محمدی اشتهاردی، تهران، نشر مطهر، ۱۴۱۶/ق، رقعی، ۱۴۴ ص؛

- نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد (ع)، تألیف: سید عبدالرزاق موسوی مقرّم (۱۳۹۱ق)، ترجمه: پرویز لولاور، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۷۱ ش، وزیری، ۱۷۷ ص.

امام هادی علیه‌السلام در روز شهادت امام جواد علیه‌السلام فرمودند: «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» و از راه اینکه ذلّت و خضوعی برای خدا در دلش افتاد که پیش از آن درک نمی‌کرد، از شهادت آگاه شدند؛ زیرا امامت مستلزم نهایت معرفت و خضوع در برابر خداست.

عَنْ هَارُونَ بْنِ اَلْفَضْلِ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِی اَلْیَوْمِ اَلَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ «إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَیْهِ رٰاجِعُونَ» مَضَی أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقِیلَ لَهُ وَ کَیْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِی ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَکُنْ أَعْرِفُهَا .

هارون بن فضل گوید: من امام هادی علیه السلام را در روز شهادت امام جواد علیه السلام دیدم گفت:« إِنّٰا لِلّٰهِ‌ وَ إِنّٰا إِلَیْهِ‌ رٰاجِعُونَ‌ »، امام جواد علیه‌السلام درگذشت به او عرض شد:از چه راه فهمیدی‌؟?فرمود:یک خضوع و ذلّتی برای خدا در دلم افتاد که پیش از آن درک نمی‌کردم

* توضیح روایت:

تداخلنی" أی دخلنی، و فیه مبالغة و لما کانت الإمامة منتهی درجات الکمال للبشر و هو یستلزم نهایة معرفة الله عز و جل، و هی مستلزمة لغایة الإخبات و الخضوع و التذلل له تعالی، فلذا استدل علیه السلام بحصولها علی حصول الإمامة

مرحوم علامه مجلسی در این مسئله می‌نویسند:

«تداخلنی» یعنی «مرا فرا گرفت»، و در آن نوعی مبالغه وجود دارد. از آنجا که امامت بالاترین مرتبهٔ کمال برای انسان است و این مقام مستلزم نهایت معرفت به خداوند عزّوجل می‌باشد، و این معرفت نیز مستلزم نهایت فروتنی، خشوع و تذلل در برابر اوست، بنابراین امام علیه‌السلام با تحقق این حالت، بر تحقق امامت استدلال کرده است.


:منابع:الکافی ج۱ ص۳۸۱ و مراة العقول ج ۴ ص۲۴۰

اشاره: با اوج‌گیری نبرد مستقیم جبهه‌ی مقاومت با دشمنان، بازخوانی سیره‌ی ائمه معصومین علیهم‌السلام بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ سیره‌ای که در آن، مبارزه با ظلم، ایستادگی در برابر قدرت‌های فاسد و دفاع از حقیقت، جایگاهی محوری دارد. در این میان، شخصیت امام جواد (علیه‌السلام) به عنوان الگویی از مقاومت، روشنگری و جهاد فکری، بار دیگر در کانون توجه تحلیلگران و اندیشمندان قرار گرفته است.

رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله امام سید علی خامنه‌ای (قدس سره)، در سخنان مختلف خود با اشاره به ابعاد شخصیتی امام جواد (علیه‌السلام)، این امام همام را نماد مبارزه با باطل و پیشاهنگ حرکت الهی در برابر سلطه‌گران معرفی کرده‌اند. ایشان تأکید دارند که مسیر ملت ایران در مقابله با استکبار، ادامه همان راهی است که اهل‌بیت علیهم‌السلام ترسیم کرده‌اند.

شهید امام خامنه‌ای (قدس سره) در بخشی از بیانات خود می‌فرمایند: «امام جواد (علیه‌السلام) مظهر مبارزه‌ی با باطل بود، او کوششگر برای حکومت الله بود. او برای خدا و قرآن مبارزه می‌کرد، او از قدرت‌ها نمی‌ترسید». رهبر انقلاب همچنین امام جواد (علیه‌السلام) را «امام، الگو و پیشاهنگ» حرکتی دانسته‌اند که امروز ملت ایران آن را دنبال می‌کند. (۶۳/۷/۱۷)

ایشان در سخنانی دیگر، زندگی کوتاه اما پرفروغ امام جواد (علیه‌السلام) را نمونه‌ای کم‌نظیر از مقاومت در برابر دستگاه فریبکار عباسی توصیف کرده و فرموده‌اند: «این بزرگوار نمودار و نشانه‌ی مقاومت است». به گفته‌ی رهبر شهید انقلاب، امام جواد (علیه‌السلام) با وجود فشارها و محدودیت‌های گسترده، هرگز در برابر مأمون عباسی عقب‌نشینی نکرد و همه‌ی دشواری‌ها را برای دفاع از حق تحمل کرد.

رهبر شهید انقلاب، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های مبارزاتی امام جواد (علیه‌السلام) را ترویج منطق و گفت‌وگوی علمی دانسته‌اند. ایشان با اشاره به مناظرات تاریخی امام در دربار مأمون عباسی، تصریح کرده‌اند که امام جواد (علیه‌السلام) نخستین کسی بود که به صورت علنی، سنت «بحث آزاد» را بنیان گذاشت و در برابر دانشمندان و مدعیان آن دوران، با استدلال و برهان از حقانیت مکتب اهل‌بیت دفاع کرد. (۱۳۶۰/۲/۲۵)

تأکید رهبر شهید انقلاب بر سیره‌ی علمی و مبارزاتی امام جواد (علیه‌السلام)، ناظر به نیاز امروز جامعه اسلامی است؛ جامعه‌ای که همزمان با میدان نبرد نظامی، درگیر جنگ روایت‌ها، جنگ رسانه‌ای و تقابل فکری با جریان‌های سلطه‌گر نیز هست. از این منظر، مقاومت تنها به عرصه‌ی نظامی محدود نمی‌شود، بلکه ایستادگی فرهنگی و تبیین حقیقت نیز بخشی از آن به شمار می‌رود.

در همین چارچوب، سیره‌ی امام جواد (علیه‌السلام) می‌تواند الگویی برای نسل جوان باشد؛ امام جواد (علیه‌السلام) در شرایطی مسئولیت هدایت جامعه اسلامی را بر عهده گرفت که دشمن تلاش می‌کرد با جنگ روانی و ایجاد تردید، جایگاه امامت را تضعیف کند، اما آن حضرت با علم، شجاعت و استقامت، این توطئه‌ها را ناکام گذاشت.

امروز نیز همزمان با افزایش فشارها و تهدیدهای دشمنان علیه جبهه‌ی مقاومت، بازخوانی این الگوهای تاریخی می‌تواند به تقویت روحیه‌ی ایستادگی و بصیرت اجتماعی کمک کند. آنچه از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره امام جواد (علیه‌السلام) برمی‌آید، تأکید بر این حقیقت است که مسیر مقاومت، تنها با پایداری، روشنگری و اعتماد به وعده‌های الهی استمرار خواهد یافت.

از سوی دیگر، بررسی سیره‌ی امام جواد (علیه‌السلام) نشان می‌دهد که آن حضرت حتی در سخت‌ترین محدودیت‌های سیاسی نیز میدان هدایت جامعه را رها نکرد. شبکه‌سازی میان شیعیان، پاسخ‌گویی به پرسش‌های اعتقادی و تربیت نیروهای مؤمن و آگاه، بخشی از راهبرد امام برای حفظ جریان حق در دوران خفقان عباسی بود. همین مسئله سبب شد جریان امامت، باوجود فشار شدید حکومت، نه‌تنها تضعیف نشود بلکه در عرصه‌ی فکری و اجتماعی عمق بیشتری پیدا کند؛ تجربه‌ای که امروز نیز در معادلات جبهه‌ی مقاومت مورد توجه قرار دارد.

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی صادر شده، به این شرح است:

«بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

زبان فارسی علاوه بر ابزار گفتار و نوشتار، قالب شناخت و رشته‌ی اتّصال اندیشه و مرزهای هویتی ایرانیان را تشکیل میدهد. زبان و ادب فارسی یکی از بزرگترین ظرفیتها برای ترویج فرهنگ و تمدّن غنی ایرانِ اسلامی در گستره‌ی جهانی است؛ و توصیه‌ی رهبر حکیم و شهیدمان اعلی‌الله مقامه‌الشریف به قدرتمند شدن زبان فارسی، چراغ راه اقتدارِ «تمدن ایرانی ـ اسلامی» می‌باشد.

ملت عزیز ایران در دفاع مقدس سوم نیز همچون دو جنگ تحمیلی قبلی ثابت کردند که داستانهای اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانه‌ی آنان بوده و مفاهیم انسان‌ساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همه‌ی اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاک‌وَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز میکند. این حماسه‌ی حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.

از سوی دیگر مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی امریکایی آماده‌تر کرده است تا با ابتکار و نوآوریِ فعالان عرصه‌ی فرهنگی در جهت تأمین پدافند زبانی و گفتمانی و رشد و بالندگی کودکان، نوجوانان و جوانان، مراحل باقیمانده تا پیروزی نهایی را با استواری بیشتر بپیماید، بِعَون‌ الله تعالی.

سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای»

همزمان با هفتاد و پنجمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، مراسم رونمایی از کتاب «حکایة السیّد» با حضور شخصیت‌ها و مهمانان ایرانی، عربی و بین‌المللی در رواق کشوردوست برگزار شد. آیت‌الله عیسی قاسم در پیامی تلویزیونی به این مراسم، به ابعاد شخصیتی امام شهید انقلاب اسلامی اشاره کرد و جنگ امروز را نبرد میان دو اردوگاه جاهلیت و ایمان دانست.

مرجع شیعیان بحرین در این پیام، امام شهید، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای قدس‌الله نفسه الزکیه را چهره‌ای برجسته از چهره‌های انقلابی دارای هوشیاری و عزمی راسخ، و توانا در برنامه‌ریزی، و از آن دسته شخصیت‌هایی برشمرد که جان خود را در راه انقلاب و رهبر عظیمش امام خمینی رحمه‌الله فدا می‌کردند.

آیت‌الله قاسم در این پیام خاطرنشان کرد: تمام وجود امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه را اصول آن انقلاب بزرگ و عزتمندانه و الهی فرا گرفته بود؛ ایشان در انقلاب ذوب شده و دارای اندیشه‌ای سالم و نگاهی خردمندانه بودند و همواره با تلاش و همّتی بلند در راه انقلاب مجاهدت می‌کردند.

وی افزود: پس از رحلت امام خمینی رحمه‌الله، امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه جانشینی شایسته برای امامّت و رهبری حکومت پیروزمند اسلامی بود، و به راستی تمام‌کننده موفقیت درخشان مسیر آن انقلاب بودند.

رهبر شیعیان بحرین تأکید کرد: امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه مردی کاردان، توانا و کوشا در بازگرداندن واقعی و راستین امّت به اسلام بود و توانست وحدت امّت اسلامی را در خط درست آن مطابق با راه و رسم اسلام، و تربیت شایسته، اهداف سازنده و سیاست موفق این دین مبین حفظ نماید.

آیت‌الله قاسم، هدف و مقصود بازگرداندن امّت به اسلام و حفظ وحدت اسلامی و انسجام صفوف امّت را دارای اهّمّیتی فوق‌العاده در جریان مستمر انقلاب و حکومت اسلامی دانست و در پیام خود تأکید کرد: این هدف است که مسئولیت بزرگ و همیشگی رهبری آن را روشن‌تر و آشکارتر جلوه ‌می‌دهد، و همه بال‌های گوناگون قدرت از مسئولان سیاسی گرفته تا دیگر فرزندان این مردم باایمان، غیرتمند و انقلابی، همه و همه باید یاری‌دهنده و متّحد بر همان هدف و همان دیدگاه باشند.

ایشان انقلاب بزرگ اسلامی در این عصر را برپاکننده حکومتی هدایت‌گر و هدایت‌یافته و عظیم در زمانی توصیف کرد که امّت از نظر علم و عمل از اسلام دور شده بود.

وی با یادآوری اینکه اسلام تنها راه زندگی شرافتمندانه است و بدون اسلام، هیچ زندگی انسانیِ شرافتمندانه، پیشرفته، آسوده و سعادتمندی ممکن نیست، گفت: هیچ سرانجام نیک، باشکوه، امن، پایدار، پاکیزه و اوج‌گیرنده‌ای بدون اسلام در کار نخواهد بود. این انقلاب و حکومت اسلامی، آمدند تا امّت اسلامی و تمام بشریّت را از بدبختی حال و آینده‌شان در دنیا و آخرت نجات دهند.

آیت‌الله قاسم برای نجات و سعادتمندی، شرطی را تذکر داده و تصریح کرد: البته به همان اندازه که امّت در عمل به اسلام، جدّی و مؤثر باشد و تمام زندگی خود را بر هدایت آن بنا کند و به راه و روش آن پایبند شود و به رهبری آن متعهد گردد و حول محور کلمه آن اجتماع کند -کلمه‌ای که هیچ‌گاه پیروان خود را از حق به باطل، و از عدل به ظلم، و از صلاح به فساد منحرف نمی‌کند- رستگاری و سعادت حاصل خواهد شد.

ایشان به تلاش امام خمینی قدس سرّه و فقها و علما حول رهبری‌ ایشان برای پیروزی انقلاب و برپایی حکومت اسلامی اشاره کرد و جان‌فشانی‌های در راه برپایی دولت و حراست از حریم آن توسط سخت‌ترین و بزرگترین مردان در راه خدا را پایه و اساس پیروزی‌های الهی دانست.
شیخ عیسی قاسم: امام خامنه‌ای، امت را به اسلام بازگرداند
آیت‌الله قاسم در بخش دیگری از پیام خود، به برهم خوردن رؤیاها و اهداف شوم طاغوت و استکبار با پیروزی انقلاب اسلامی و بر باد رفتن منافع آن‌ها اشاره کرد و با اشاره به ترسی که پس از تأسیس دولت اسلامی آن‌ها را فرا گرفته بود، گفت: هیچ ترسی به پای آن نمی‌رسد، چرا که این نظام، نظامی اسلامی و شاخص و حاکم بر زمین است که به عنوان شاهدی زنده و الگویی بی‌نظیر از حکومت راستین، عادلانه، حکیمانه، توانگر، امن و بالابرنده‌ی زندگی روح و بدن است؛ حکومتی که برادری انسانی را زنده می‌کند و سستی، فساد، کاستی و ستم دیگر نظام‌های طاغوتی و جاهلی را که در جهان اجرا می‌شوند، به رخ می‌کشد.

ایشان با بیان اینکه جنگ امروز، میان اردوگاه جاهلیت و اردوگاه ایمان شعله‌ور است، تأکید کرد: رهبری اردوگاه جاهلیت را طاغوت آمریکایی، صهیونیسم گمراه، و یهودیت سرکش از آیین راستین موسی علیه‌السلام به عهده دارند.

وی افزود: در رأس رهبری آمریکایی، «فرعون ترامپ» است، و در رأس رهبری صهیونیسم «فرعون نتانیاهو». این دو، امروز از بدترین اشرار و دشمن‌ترین آن‌ها با ارزش‌ها و مقدّسات، و غرق‌شده‌ترین در خون‌ها، و جری‌ترین آن‌ها در برابر خدا و محرّمات او هستند.

آیت‌الله قاسم درباره اردوگاه ایمان گفت: در مقابل، اردوگاه ایمان قرار دارد که در جبهه گسترده مقاومت، فرزندان امّت مسلمان و در رأس آن‌ها جمهوری اسلامی و رهبری شجاع، مؤمن، قهرمان و حکیم آن است که برای ارزش‌ها، خون‌ها، نوامیس‌، کرامّت انسانی و تمام مقدّسات، امین‌تر و بیش از هر کسی نسبت به حفظ آن سخت‌گیرتر است.

شیخ عیسی قاسم در ادامه به این نکته اشاره کرد که استکبار جهانی بشریت را به سوی دو فاجعه بزرگ رهبری می‌کند، یکی فاجعه مادی و دیگری فاجعه معنوی.

این عالم برجسته جهان اسلام خاطرنشان کرد که در برابر این فجایع استکباری، محور مقاومت اسلامی، فریضه جهاد در راه خدا و دفاع از حقوق و مقدّسات را زنده کرد، و بدین وسیله راهی پیمودنی برای نجات بشریت از این دو فاجعه را نشان داد.

آیت‌الله قاسم در رابطه با نقش رهبری اسلامی گفت: رهبریِ اسلامی و شایسته به فرزندان مقاومت این فرصت را داد تا صادقانه و با اخلاص در مسیر خدمت به بشریت گام بردارند.

ایشان تصریح کرد: این جنگ، با مواضع شرافتمندانه، شجاعت بی‌نظیر، فداکاری‌های بزرگ و پایبندی به خط صداقت، عدالت و اخلاق والای فرزندان مقاومت، حس قدرتمندی را در میان مردم و نخبگان جهان بی‌طرف، بیدار کرد. این حس، نشان‌دهنده عظمت اسلام و توانایی آن در ساختن انسانی سالم و قدرتمند است؛ و همچنین درک عمیقی از زیبایی و حقّانیّت اسلام در هدایت جهان به سوی ساحل نجات، امنیّت، صلح، موفّقیّت، کرامت و محبت و دوستی ایجاد کرده است.

آیت‌الله قاسم با بیان اینکه اسلام برای هر انسانی که ذرّه‌ای از حقیقت را درک کند، حجّتی تمام‌عیار است، تأکید کرد: حجّت اسلام بر اعراب بسیار روشن‌تر و بزرگ‌تر است؛ چرا که زیبایی این دین بر آنان عظیم‌تر، حقّ آن بر آنان استوارتر، و یاری نکردنش از سوی آنان، ظالمانه‌ترین، تأسف‌بارترین، منکرانه‌ترین و عجیب‌ترین رفتار است.

وی خاطرنشان کرد که اعراب پیش از اسلام دوران طولانی‌ای را سپری کردند، اما تنها پس از پیوستن به نور اسلام بود که به شکوفایی رسیدند.

شیخ عیسی قاسم یادآور شد: هرگونه علم، هدایت و خیری که در میان اعراب جریان یافته، برخاسته از آموزه‌های اسلام بوده است و در واقع، پیش از اسلام یا پس از رها کردن دین، هیچ دستاورد برجسته‌ای برای آنان متصور نیست.

وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که هواپیماهای جنگی رژیم صهیونیستی روستای حاروف در جنوب آن کشور را هدف حمله هوایی قرار دادند که در نتیجه آن ۳ امدادگر به شهادت رسیدند.

این حمله بار دیگر نگرانی‌های جدی درباره هدف قرار گرفتن عمدی کادر درمان و امداد در منطقه را به دنبال داشته است.

در همین راستا، وزارت بهداشت لبنان امروز جمعه اعلام کرد که تعداد شهدا در این کشور از ۲ مارس گذشته تاکنون به ۲ هزار و ۹۵۱ تن افزایش پیدا کرده است.

حملات رژیم صهیونیستی علیه لبنان تاکنون ۸ هزار و ۹۸۸ زخمی برجای گذاشته است.

بر اساس این گزارش جدیدترین حملات رژیم صهیونیستی به مناطق مختلف صور در جنوب لبنان دست کم ۳۷ زخمی برجای گذاشته است.

هماهنگ کننده سازمان ملل در امور بشردوستانه لبنان نیز گفت: با وجود آتش بس حملات اسرائیل علیه این کشور ادامه دارد و غیر نظامیان در حال قربانی شدن هستند.

منطق حاکم بر تقابل غرب با ایران، نه پدیده‌ای مقطعی و ایدئولوژیک، بلکه یک «مهندسی مهار» تاریخی و ساختاری است. هدف این مهندسی، مدیریت ظرفیت‌های ژئوپلیتیک ایران برای جلوگیری از تبدیل آن به یک قطب مستقل قدرت بوده است. این رویکرد، سیر تحول ایران از یک «متغیر وابسته» در معادلات دیگران به یک «بازیگر تعیین‌کننده» را در سه سناریوی روایت می‌کند:

متغیر تابع: از «قرارداد بیگانه» تا «مهار دوگانه»

روسیه و انگلیس سال ۱۲۸۶ طبق «قرارداد ۱۹۰۷» ایران را به سه منطقه تقسیم کردند: منطقه‌ شمال تحت نفوذ روسیه، منطقه جنوب تحت نفوذ انگلیس و منطقه‌ مرکزی بی طرف می ماند. ایران را نه به‌عنوان یک«کشور مستقل» بلکه به‌ عنوان یک «فضای حائل» برای مدیریت خودشان تقسیم کردند. این اولین بار بود که ایران به‌جای یک «بازیگر مستقل» به یک «متغیر قابل تنظیم» در معادلات قدرت تبدیل شد. راهبردی که ایران را نه یک بازیگر، بلکه یک ابژه جغرافیایی برای تنظیم موازنه میان قدرت‌های رقیب تعریف می‌کرد.

مقاومت سازنده: از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن»

‌انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نقطه چرخش تاریخی بود که نگاه به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را به محور سیاست ملی تبدل کرد. پس از انقلاب ۵۷، ایران از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن» تبدیل شد و غرب را به سمت «دکترین مهار دوگانه» سوق داد تا با تضعیف همزمان ایران و رقبای منطقه‌ای‌اش، از ظهور هرگونه هژمون مستقل جلوگیری کند. در این مرحله، ایران در مسیر کنشگری مستقل در حال گذار از تابعیت به مقاومت است و مهار دیگر صرفاً اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه مهار اراده راهبردی ایران برای استقلال هدف اصلی می شود.

قدرت تعیین‌کننده: از «وابسته سازی» تا «آستانه‌سازی»

در این سناریو، استراتژی دشمن به «محدودسازی ظرفیت از طریق فشار ترکیبی» تکامل یافته است. نگرانی اصلی غرب دیگر نه برنامه‌های مشخص، بلکه «آستانه‌سازی راهبردی» ایران است؛ یعنی توانایی تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای بدون عبور از خطوط قرمز رسمی. این توانمندی، ذات مهندسی مهار را به چالش می‌کشد. الگوهای منطقه‌ایِ مقاومت و ظرفیت‌های بومی قدرت، ایران را به بازیگری تبدیل کرده‌اند که می‌تواند قواعد بازی را تغییر دهد، نه فقط در خاورمیانه بلکه در معادلات نوین جهانیِ پس از افول هژمونی غرب.

نتیجه‌گیری راهبردی:

تقابل ایران و غرب، امتداد یک منطق تاریخی است که در آن غرب تلاش کرده تا ایران را در چارچوب‌ های تعیین‌شده‌ خود نگه دارد. منازعه موجود، ماهیتی ساختاری دارد و بر سر جایگاه ایران در معماری نظم منطقه‌ای است.ایران از جایگاه «بازیچه متغیر» عبور کرده و در حال تثبیت نقش «بازیگر مستقل» است. بنابراین، پرسش کلیدی امروز «چرا با ما دشمنی می‌کنند؟» نیست، بلکه این است: «چگونه می‌توان با عبور کامل از «مهندسی مهار»، به مرحله «معماری نظم منطقه‌ای» با قواعدی نوین دست یافت؟»

دکتر مرتضی امیری نژاد

۱۰ نکته راهبردی رهبر معظم انقلاب درباره خلیج فارس و تنگه هرمز، نشان از پیروزی ایران در خلیج فارس، طلیعه نظم جدید منطقه‌ای است.

در ادامه به نکات راهبردی می‌پردازیم:

۱. حضور بیگانگان آمریکایی و آشیانه‌کردن آنها در سرزمین‌های خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه

۲. ناتوانی پایگاه‌های پوشالی آمریکا در تأمین امنیت خود

۳. آینده درخشان منطقه‌ خلیج فارس، بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملت‌هایش

۴. «هم‌سرنوشت» بودن ما با همسایگان‌مان در پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان

۵. جا نداشتن بیگانگانِ شرور در خلیج فارس مگر در قعرِ آب‌هایش

۶. زنجیره پیروزی ایران اسلامی در خلیج فارس، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان

۷. ایمن ساختن منطقه خلیج فارس با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز

۸. برچیدن بساط سوءاستفاده‌های دشمن متخاصم از تنگه هرمز

۹. رقم زدن آسایش و پیشرفتِ ملت‌های منطقه با قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز

۱۰. شاد شدن دل ملت ایران با مواهب اقتصادیِ ناشی از مدیریت جدید تنگه هرمز

آغاز طواف خانه خدا از نظر تاریخی و دینی چگونه بوده است؟

پاسخ حجت‌الاسلام احمدی:

درباره‌ی طواف، نکاتی را به اختصار بیان می‌کنم:

۱. تعریف و جایگاه طواف

طواف، در ظاهر به معنای هفت‌بار چرخیدن پیرامون خانه‌ی خدا (کعبه) است که از ارکان اصلی و مهم‌ترین مناسک حج و عمره به شمار می‌رود.

۲. بُعد باطنی طواف

طواف تنها یک حرکت ظاهری نیست؛ بلکه دارای عمق و معنایی باطنی است. این بُعد به اسرار حج بازمی‌گردد که در روایات به آن اشاره شده است. نکات اصلی عبارتند از:

- توجه کامل به خداوند و یکتاپرستی

- تواضع و فروتنی در برابر پروردگار

- حضور قلب و خلوص نیت

- طهارت باطنی و پاکی درون

این ابعاد معنوی، طواف را از حرکتی جسمانی فراتر برده و آن را به عبادتی کامل تبدیل می‌کند.

تاریخچه و آغاز طواف

سؤال اصلی این است که طواف چگونه و از چه زمانی آغاز شده است. این موضوع را می‌توان در چند مرحله تاریخی بیان کرد:

۱. در اسلام

طواف به شکل رسمی و کامل در سال دهم هجرت، در «حجه‌الوداع» توسط پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان آموزش داده شد. در این سفر، که اولین و آخرین حج واجب ایشان بود، مناسک حج از جمله طواف هفت‌گانه دور کعبه به امت اسلامی آموخته شد.

۲. در عصر حضرت ابراهیم(ع):

پس از ساختن کعبه به دستور خداوند به دست ابراهیم و اسماعیل(ع)، طواف به عنوان یکی از عبادات اصلی برگزار گردید. آیات قرآن نیز به این موضوع اشاره دارد (مانند آیه‌ای که می‌فرماید: «وَعَهِدْنَا إِلَیٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ...»). در آن دوران، طواف رکن اصلی و محوری حج محسوب می‌شد و دیگر اعمال به نسبت کمرنگ‌تر بودند.

۳. در زمان حضرت آدم(ع):

بر اساس روایات، حضرت آدم(ع) نخستین کسی بود که پس از هبوط به زمین، مأمور بنای خانه‌ی خدا شد و در اطراف آن طواف کرد. گفته می‌شود طواف او همانند طواف فرشتگان در عرش الهی بوده است.

۴. پیش از خلقت انسان: طواف فرشتگان:

در روایات اشاره شده که پیش از آفرینش انسان، فرشتگان در آسمان‌ها به دور «بیت‌المعمور» که در آسمان چهارم و در راستای کعبه قرار دارد ـ طواف می‌کردند و خدا را به این شکل عبادت می‌نمودند. بر اساس برخی نقل‌ها، کعبه زمینی بر اساس آن الگوی آسمانی ساخته شد و سنت طواف نیز از آن سرچشمه گرفته است.

گفته می‌شود که کعبه بر اساس «بیت‌المعمور» در آسمان‌ها ساخته شد و دستور طواف پیرامون آن نیز برگرفته از طواف فرشتگان است. بنابراین، چهار مرحله اصلی تاریخی برای این عبادت متصور است.

این سنت در طول تاریخ تداوم داشته است، تا جایی که حتی در دوران جاهلیت، مشرکان نیز با وجود انحرافات اعتقادی، برای خانه‌ی خدا اهمیت قائل بودند و آن را طواف می‌کردند. این امر نشان‌دهنده‌ی باقی‌ماندن اساس سنت حضرت ابراهیم(ع) است، اگرچه با خرافاتی همچون طواف دور بت‌ها نیز آمیخته شده بود.