seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

شنبه, 28 ارديبهشت 1404 19:07

تأثیر حج در رفع فقر و بخشش گناهان

حج، فریضه‌ای الهی و سفر معنوی به سوی خانه خدا، از دیرباز در فرهنگ اسلامی به عنوان فرصتی طلایی برای تزکیه نفس و تقرب به خداوند متعال شناخته شده است. حج، با همه شکوه و عظمتش، آیینه‌ای است که ضعف و نیاز بنده را در برابر عظمت پروردگارش نمایان می‌کند. این سفر مقدس، با ترکیبی از خضوع و عشق، زائر را از خودپرستی رها کرده و به فقر ذاتی انسان در برابر خداوند متعال آگاه می‌کند. در این مسیر، هر قدمی که با اخلاص برداشته می‌شود، گامی است به سوی نور الهی و هر دعایی که با دل شکسته خوانده می‌شود، کلیدی است برای گشایش درهای رحمت.

این سفر روحانی، فراتر از مناسک ظاهری، فرصتی برای توبه و استغفار و پاک‌سازی روح از آلودگی‌های گناه است. احادیث بسیاری اشاره کرده‌اند که حج مبرور، نه تنها گناهان گذشته را می‌شوید، بلکه آینده‌ای نورانی را برای زائر ترسیم می‌کند؛ آینده‌ای که در آن، قلب از تعلقات دنیوی خالی و به یاد خداوند آرام می‌گیرد. اینجاست که حج، به راستی، تولدی دوباره و نقطه‌عطفی در زندگی معنوی مؤمن می‌شود. این احادیث، حج را نه صرفا یک عمل عبادی، بلکه تجربه‌ای تحول‌آفرین و سرشار از رحمت الهی معرفی می‌کنند که می‌تواند در تغییر بنیادی حال و معنویت فرد مؤثر باشد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَ یَرْحَضَانِ الذَّنْب‏؛ یعنی حج و عمره خانه خدا، نابود کننده فقر و شوینده گناه‏ هستند. (نهج‌البلاغه خطبه110)این کلام گهربار امیر مؤمنان علیه‌السلام به روشنی بیانگر تأثیرات عمیق مادی و معنوی حج و عمره است که همچون بارانی رحمت، هم فقر و تنگدستی را از زندگی زائر می‌زداید و هم آلودگی‌های گناه را از روح و جان او می‌شوید؛ امام سجاد به نقل از امام علی علیه‌السلام و ایشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی مشابه می‌فرماید «الْحَجُ‏ ثَوَابُهُ الْجَنَّةُ وَ الْعُمْرَةُ کَفَّارَةُ کُلِّ ذَنْبٍ‏.» یعنی ثواب حج، بهشت و عمره نیز کفاره‌ی تمام گناهان است. (الجعفریات، ص67)

در واقع حج، با برکت الهی خود، نه تنها نیازهای مادی انسان را برطرف می‌کند، بلکه فقر معنوی و تهیدستی روح را نیز درمان می‌کند. این سفر پربرکت، با ایجاد تحولی ژرف در نگرش و رفتار فرد، او را به سوی زندگی‌ای سرشار از رزق حلال و عمل صالح هدایت می‌کند. همان‌گونه که آب، اشیاء را از ناپاکی‌ها پاک کرده، حج و عمره نیز با اخلاص و توبه، قلب را از گناهان پاک می‌کند و زائر را با حالتی نو و روحی‌ای تازه به زندگی باز می‌گرداند. این است معجزه حج که هم دنیا و هم آخرت انسان را دگرگون می‌کند.

شاید این سؤال پیش بیاید که خیلی‌ها به حج رفته‌اند، اما همواره دچار فقرند و یا نه تنها گناهانشان کنار نگذاشتند، بلکه بر گناهان خود افزودند. پاسخ این است که پذیرش دعای توبه و بخشش گناهان و ثمره معنوی حج، مشروط به صداقت و اخلاص زائر است. حجّاجی که با نیتی خالص و قلبی پاک به این سفر معنوی می‌روند و پس از بازگشت، تلاش می‌کنند تا در زندگی خود تغییر و تحول ایجاد کنند، به نتایج مطلوب دست می‌یابند. اما اگر کسی حج را صرفاً یک سفر توریستی یا تشریفاتی تلقی کند و یا پس از بازگشت، به گناهان خود ادامه دهد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که حج تأثیر شگفت‌انگیزی بر زندگی او داشته باشد. لذا، تأثیرگذاری حج به نیت، اخلاص، و تلاش مستمر زائر در راستای اصلاح خویشتن پس از بازگشت از این سفر روحانی بستگی دارد.

شنبه, 28 ارديبهشت 1404 19:05

حج؛ بازار پرسود آخرت

از حج با تعابیر مختلفی یاد شده است که یکی از‌ آنها «سوق» است. سوق یعنی بازار، یعنی همان محلی که فراهم شده است تا انسان با حرکت به سوی آن مایحتاج خود را از آن بردارد و تامین کند.

حالا چرا در احادیث و روایات، تعبیر «سوق» برای «حج» به کار رفته است؟! 

پاسخ اینکه خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «إنَّ اللهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ أنفُسَهُم وَ أموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ، یعنی که خداوند از مؤمنین جان‌ها و اموال آنها را خریداری می‌کند، به اینکه (در مقابل) پاداش‌شان بهشت باشد...»

و مگر نه اینکه حج، بازار بزرگ فروختن نفس به خدای مهربان و معاوضه کالای نفس آلوده و سرکش با نفس مطمئنه است. در حج، حاجیان نفس بیمار خود را به بازار لطف الهی می‌آورند و از خدا درخواست معاوضه و مبادله آن را دارند.

سوق به معنای بازار و محل خرید و فروش و عرضه کالاست. مناسک حج و صحنه زیبای مسجدالحرام نیز؛ بازار معنوی، حجاج؛ مشتریان خداوند، خداوند؛ خریدار، و بهشت؛ بهای معامله و تجارت با خدای یکتاست. 

مؤلف در کتاب نوش بندگی آورده است که به حج بازار و سوق اطلاق می‌شود از آن جهت که انسان با حرکت به سوی حج آنچه را برای حرکت معنوی خود لازم دارد، تهیه کند و به تعبیری از آن توشه بردارد.

امام صادق (ع) دراین‌باره می‌فرماید: «اَلْحَجُّ وَ اَلْعُمْرَةُ سُوقَانِ مِنْ أَسْوَاقِ اَلْآخِرَةِ اَللاَّزِمُ لَهُمَا مِنْ أَضْيَافِ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِنْ أَبْقَاهُ أَبْقَاهُ وَ لاَ ذَنْبَ لَهُ وَ إِنْ أَمَاتَهُ أَدْخَلَهُ اَلْجَنَّةَ/ حج و عمره دو بازار از بازارهای آخرت هستند و کسی که ملازم با آنها باشد، جزو میهمانان خدای عزوجل محسوب می‌شود. اگر او را زنده بدارد، بدون گناه نگاه می‌دارد و اگر بمیراند، در بهشت داخل می‌کند.

امام صادق (ع) در حدیث دیگری فرمود: «اَلْحَجُّ وَ اَلْعُمْرَةُ سُوقَانِ مِنْ أَسْوَاقِ اَلْآخِرَةِ و العاملُ بهما فی جَوارِ اللهِ ان اَدرَکَ ما یاملُ غفرَاللهُ لَهُ و اِن قَصُرَ بِه اَجَلُه وَقَعَ اَجرُه علی الله/ حج و عمره دو بازار از بازارهای آخرت هستند. عامل به آنها در جوار خداست. اگر به آنچه آرزو دارد ( رسیدن به زیارت خانه خدا) رسید و اعمال را انجام داد، مشمول غفران خدا می‌شود و اگر اجل او فرا رسید (و به آرزویش نرسید)، اجر او با خدای عزوجل خواهد بود.» 

مفسرین در تفسیر احادیث بالا گفته‌اند که نه‌تنها حج و عمره، بلکه کل زندگی دنیایی بازاری است که عدّه‌ای موفق می‌شوند در این بازار به تجارتِ آخرت بپردازند و سودهای فراوان اخروی به دست آورند. عدّه‌ای نیز سرمایه عمر و نیروی جوانی و امکانات خویش را صرف لذت‌های زودگذر می‌کنند و از بهره آخرت محروم می‌مانند. زیارت خانه خدا و مرقد حضرت رسول (ص) نیز از اینگونه فرصت‌ها و بازارهای آخرتی است. آنها که در این راه تلاش می‌کنند، در پناه خدا هستند و سایه لطف الهی بر سر آنهاست؛ خواه به زیارت نائل آیند، خواه مرگشان فرا رسد و مهلت زیارت نیابند. 

دنیا معبری برای عبور بندگان خدا و محلّی برای تجارت، کسب فضیلت‌ها، انجام بهترین اعمال و عبادات و ذخیره‌سازی آن برای آخرت و در یک کلام، معامله با خداست. 

اما در پهنه گسترده دنیا و در میان اعمال، گاهی معامله و تجارت با خدا رونق خاصی می‌گیرد و فرصتی برای فروش ثمن نفس به خداوند مهیا می‌شود. حج و عمره از بهترینِ این فرصت‌هاست.

زائران «مغفور» هستند و ناکامان «مأجور». پس خوش به حال آنهایی که شوق این سفر را در سر و در دل دارند و از فرصت‌های مغتنمِ حضور در «مکه» و «مدینه» حدّاکثر بهره را می‌برند. و دریغ بر آنان که از این بازارهای پرمنفعت، دست خالی برمی‌گردند، بی‌آنکه به مغفرت، توبه، تغییر حال و ثوابی نائل آیند.

این خانه که بر اساس روایات، محل نزول فرشته وحی و عبادت شبانه رسول خدا (ص) بوده و تنها دری بود که پس از فرمان الهی برای بستن درهای متصل به مسجد، باز ماند.

«مهبط جبرئیل و محل تهجد رسول خدا»

** خانه حضرت فاطمه(س) متصل به مسجدالنبی است که محل سکونت ایشان و امیرالمؤمنین علی(ع) بوده است.

** فضیلتی که برای این خانه شمرده شده این است که در واقعه "سدّ الأبواب" به فرمان خداوند درِ تمام خانه‌های متصل به مسجدالنبی بسته شد و فقط درِ این خانه به مسجد باز ماند.

** این خانه در زمان حکومت بنی‌امیه برای توسعه مسجدالنبی تخریب شد و محل دفن پیامبر اکرم(ص) و حجره‌ی آن در ضریحی قرار گرفت.

** در روایات شیعه و سنی آمده که پیامبر(ص) خانه فاطمه(س) و علی(ع) را از بهترین خانه‌هایی می‌دانست که در آیه 36 سوره نور به آن اشاره شده است؛ خانه‌هایی که خدا اذن داده شأن و منزلت آن رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود؛ همواره در آن خانه‌ها صبح و شام تسبیح او می‌گویند.

** خانهٔ حضرت فاطمه (س) محل تولد چهار فرزند نورانی ایشان و بنا بر روایات، محل تولد امام سجاد (ع) نیز بوده است.

** بر اساس روایتی در کتاب کافی، امام صادق(ع) نماز خواندن در خانه حضرت فاطمه(س) را برتر از نماز خواندن در روضة‌النبی دانسته‌اند.

** پیامبر اکرم می فرماید: "مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الْجَنَّةِ مَعِیَ وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِی النَّار؛ هرکس فاطمه (س) دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است و هرکس با او دشمنی ورزد، در آتش است»

کمک به دیگران و رفع نیازهای انسان‌ها، در تمام ادیان الهی و نظام‌های اخلاقی به‌عنوان یکی از والاترین ارزش‌ها شناخته شده است. در فرهنگ اسلامی، این امر نه‌تنها به‌عنوان یک رفتار پسندیده، بلکه به‌عنوان وظیفه‌ای الهی و اخلاقی شمرده می‌شود که انسان را به مقام قرب الهی می‌رساند.

توجه به حاجات دیگران، فراتر از یک کار اجتماعی یا انسانی، جلوه‌ای از عشق و رحمت الهی در زندگی انسان‌هاست. این رفتار، روحیه همدلی و همکاری را تقویت کرده و جامعه‌ای مبتنی بر اخلاق، آرامش و اعتماد به وجود می‌آورد. چنان‌که در روایات اسلامی نیز آمده است، رفع اندوه و حاجت یک مؤمن نزد خداوند از عبادات بزرگ شمرده شده و ثواب فراوانی دارد.

خدمت به خلق، پلی میان انسان و خداست که انسان را از خودمحوری به دیگرخواهی سوق می‌دهد. خدمت‌رسانی، نه‌تنها باعث حل مشکلات مادی افراد می‌شود، بلکه به لحاظ معنوی، قلب و روح انسان را پالایش می‌‌دهد و او را در مسیر تهذیب نفس قرار می‌دهد. وقتی انسان نیازمندی را برطرف می‌کند، احساس ارزشمند بودن و هدفمند بودن را تجربه می‌کند و انگیزه بیشتری برای سازندگی در خود و جامعه پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، کمک به دیگران خود عاملی برای کاهش فاصله‌های طبقاتی، ایجاد صلح اجتماعی و تقویت روحیه برادری میان انسان‌هاست. چنین رفتاری، جامعه‌ای سرشار از محبت و وحدت به وجود می‌آورد که زمینه‌ساز رشد و تعالی فردی و جمعی خواهد شد.

سخنان معصومین علیهم‌السلام نیز همواره بر اهمیت خدمت‌رسانی به خلق و تلاش در جهت رفع نیازهای مؤمنان تأکید دارد.

رسول خدا صلی‌الله علیه و آله خدمت به مردم را معادل ایمان و توحید، و ضرر به مردم را معادل شرک شمرده، می‌فرماید: «خَصلَتان لَیسَ فَوْقَهُما مِنَ البِرِّ شَیءٌ الایمانُ بِاللهِ والنَّفعُ لِعبادِ الله و خَصلَتان لَیسَ فَوقَهُما مِنَ الشَّرِّ شیءٌ الشِّرکُ باللهِ والضَّرُّ لِعبادِ الله»؛ یعنی دو خصلت است که در ارزش هیچ چیز به پای آن دو نمی رسد: خداباوری و خدمت رسانی به بندگان خدا و دو خصلت است که در زشتی و بدی هیچ چیز به پای آن دو نمی رسد: شرک و ضرررسانی به بندگان خدا. همچنین بر اساس فرمایش امام صادق علیه‌السلام، برطرف نکردن نیاز برادر مؤمن، مساوی با خیانت به او معرفی شده است. ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: «هرکس از یاران ما که یکی از برادرانش برای حاجتی از او کمک بجوید، ولی او با تمام توان، نهایت تلاش و توان خود را به کار نگیرد، به طور یقین به خدا و رسولش و نیز مؤمنان خیانت کرده است.» (الکافی، ج ٢، ص٣6٢)

در مناسک حج، خدمت‌رسانی به حجاج جلوه‌ای دیگر از عشق به خدا و انسانیت پیدا می‌کند. این عبادت عظیم که محور آن توحید و بندگی خالصانه است، بستر مناسبی برای تقویت روحیه ایثار، همکاری و برادری میان مسلمانان از سراسر جهان فراهم می‌آورد. خدمت‌رسانی به حجاج، خواه در قالب تأمین نیازهای مادی مانند آب، غذا، یا کمک به رفع خستگی و خواه در قالب ارائه حمایت‌های معنوی و عاطفی، جلوه‌ای از تجلی اخلاق نبوی و انسانی است که در این اجتماع عظیم به نمایش درمی‌آید. چنین خدماتی، علاوه بر رفع نیازهای زائران، موجب تقویت روحیه همکاری و تلاش برای برقراری نظم و آرامش در این رویداد باشکوه می‌شود و یادآور این حقیقت است که عبادت و بندگی خداوند، جدای از خدمت به خلق او نیست. از این رو، خدمت‌رسانی در حج نه تنها یک وظیفه بلکه تجلی زیبای عبودیت و رشد معنوی فرد و جامعه است.

امیرالمومنین علیه‌السلام ضمن توصیه‌هایی به قثم بن العباس کارگزارشان در مکه فرمود:‌

أَمَّا بَعْدُ، فَأَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ "وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ" ... وَ لَا تَحْجُبَنَّ ذَا حَاجَةٍ عَنْ لِقَائِكَ بِهَا، فَإِنَّهَا إِنْ ذِیدَتْ عَنْ أَبْوَابِكَ فِی أَوَّلِ وِرْدِهَا لَمْ تُحْمَدْ فِیمَا بَعْدُ عَلَى قَضَائِهَا؛ مراسم حج (و زیارت خانه خدا را به نحو احسن) براى مردم برپا دار. ایام الله و روزهاى الهى را به آنها یادآور شو … افرادى را که به تو حاجت دارند از ملاقات با خویش محروم نکن، چرا که اگر آنها در ابتدا از در خانه‌ات رانده شوند بعداً براى حل مشکلاتشان تو را نخواهند ستود و درباره اموالى که نزد تو از مال الله جمع شده دقت کن و آن را به مصرف عیالمندان و گرسنگانى که نزد تو هستند برسان آن گونه که دقیقاً به دست فقرا و نیامندان برسد و مازاد آن را نزد ما بفرست تا میان نیازمندانى که در اینجا هستند تقسیم کنیم.

سخنان امیرالمؤمنین علیه‌السلام خطاب به قثم بن عباس، کارگزار ایشان در مکه، بیانگر مسئولیت خطیر خدمت‌رسانی به مردم و اهمیت مدیریت امور حج و زائران خانه خدا است.

ایشان در این توصیه‌ها بر دو اصل اساسی تأکید دارند: نخست برگزاری مراسم حج به بهترین نحو ممکن و یادآوری ایام‌الله به مردم، که نشان‌دهنده ضرورت ایجاد زمینه‌های معنوی برای رشد قلبی و تقویت ارتباط مردم با خداوند است. هدف از این توصیه، آن است که حج علاوه بر پیکره‌ی مناسک عبادی، فرصتی برای تزکیه نفس، یادآوری عظمت الهی و احیای ارزش‌های دینی باشد.

اصل دوم تأکید بر برخورد کریمانه و پاسخ‌گویی به حاجات مردم است. امام علیه‌السلام با هشدار نسبت به محروم کردن افراد از ملاقات با مسئول، جایگاه اخلاقی و اجتماعی پذیرشِ مردم را مورد توجه قرار می‌دهند. ایشان بیان می‌کنند که اگر مردم از ابتدا با سردی یا رد درخواست‌هایشان مواجه شوند، اعتمادشان به مدیران و نمایندگان حکومت از بین می‌رود و این ضربه‌ای به اخلاق اجتماعی و کارآمدی مدیریتی است. این توصیه، معنای واقعی خدمت‌گذاری را آشکار می‌کند؛ خدمتی که نه تنها مادی، بلکه روحی و روانی است و نشان‌دهنده کرامت انسانی و اولویت پاسخ به نیازهای مردم در مسیر عبودیت و مدیریت الهی می‌باشد. چنین برخوردی، پایه‌ای برای تحکیم ارتباط مردم با حکومت و شکوفایی ارزش‌های اخلاقی در جامعه است.

این سخنان امیرالمؤمنین علیه‌السلام با اینکه خطابش به کارگزاران حج است، پیامی عمیق به سایر حجاج نیز دارد که در تعاملات خود با دیگر زائران دقت نظر داشته باشند و روحیه خدمت‌گذاری را فراموش نکنند. در فضای حج، که نمادی از وحدت امت اسلامی و تمرین بندگی خالصانه است، برآوردن نیاز دیگران و برخورد کریمانه با آنان، جلوه‌ای از اخلاق اسلامی و ادای وظیفه انسانی است. هر حاجی می‌تواند با رفتارهای ایثارگرانه و کمک به هم‌نوعان، شکوه معنوی این مراسم را دوچندان کرده و خود را به ارزش‌های والای الهی نزدیک‌تر کند.

اثرگذاری در جامعه، به معنای ایجاد تغییرات مثبت و الهام‌بخش در میان انسان‌ها، نیازمند عمق و غنای معنوی در فرد است. معنویت، به‌عنوان قدرت درونی انسان، نه‌تنها سرچشمه اخلاق و رفتارهای نیکو است، بلکه با تقویت ارتباط انسان با خدا، موجب پایداری و خلوص نیت در عمل می‌شود. وقتی انسان به خودسازی معنوی و تقویت باورهای دینی خود بپردازد، رفتار و تعاملاتش به الگویی برای دیگران تبدیل خواهد شد و این خود، زمینه‌ساز تحولات اجتماعی و فرهنگی در سطوح مختلف جامعه است. از این رو، هرچه معنویت افراد در جامعه عمیق‌تر و آگاهانه‌تر باشد، اثرگذاری بر دیگران نیز ژرف‌تر و پایدارتر خواهد بود و حج یکی از بزرگترین فرصت‌های دنیای اسلام برای توجه به معنویت است .

فضای معنوی حج و تأثیر آن در بعد سیاسی
حج، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شعائر اسلامی، بستری منحصر‌به‌فرد برای خودسازی فردی و تحقق اثرگذاری اجتماعی، خصوصاً در ابعاد سیاسی است. این فریضه الهی، با فراهم‌آوردن فضایی برای تمرین بندگی، تقوا، و رهایی از تعلقات دنیوی، انسان را به سوی اصلاح درونی سوق می‌دهد. از سوی دیگر، حج با تجمّع عظیم مسلمانان از اقصی‌نقاط جهان، بُعدی سیاسی و اجتماعی نیز می‌یابد که در آن، وحدت و همدلی میان امت اسلامی و تأکید بر آرمان‌های مشترک همچون عدالت و مبارزه با ظلم آشکار می‌شود. اما این اثرگذاری سیاسی و اجتماعی وابسته به توانایی افراد در خودسازی و تهذیب نفس است، چرا که تنها انسان‌های متعالی و با معنویت می‌توانند به‌درستی پیام این خیزش اسلامی را منتقل کرده و بر جهان تأثیرگذار باشند.

امام خمینی (ره) در چهارم شهریور 1363 در پیامی با توصیه ششگانه به مسلمین ایران و جهان و حجاج بیت اللَّه الحرام در باره ‏فلسفه حج و رسالت حجاج در این باره می‌فرماید:

«مراتب معنوی حج، که سرمایه حیات جاودانه است و انسان را به افق توحید و تنزیه نزدیک می‏‌نماید، حاصل نخواهد شد مگر آنکه دستورات عبادی حج به طور صحیح و شایسته و مو به مو عمل شود... و بُعد سیاسی و اجتماعی آن حاصل نمی‏‌شود، مگر آنکه بُعد معنوی و الهی آن جامعه عمل پوشد، و لبیک‌های شما جواب دعوت حق تعالی باشد و خود را محْرم برای وصول به آستانه محضر حق تعالی نمایید، و لبیک‌گویان برای حق نفی شریک به همه مراتب کنید و از «خود»، که منشأ بزرگ شرک است  به سوی او- جلّ و علا- هجرت نمایید... اگر جهات معنوی به فراموشی سپرده شود، گمان نکنید که بتوان از چنگال شیطان نفس رهایی یابید و تا در بند خویشتن خویش و هواهای نفسانی خود باشید، نمی‌‏توانید جهاد فی سبیل اللَّه و دفاع از حریم اللَّه نمایید.»

امام خمینی (ره) در این فرمایش، ارتباط عمیق بین معنویت، خودسازی، و اثرگذاری اجتماعی و سیاسی حج را به شکلی ژرف به تصویر کشیده‌اند. ایشان تأکید می‌کنند که مراتب معنوی حج، به‌عنوان سرمایه‌ای برای حیات ابدی انسان، تنها زمانی دست‌یافتنی است که مناسک و دستورات عبادی حج به صورت دقیق و بی‌عیب اجرا شوند. این بیان نشان می‌دهد که عمل به عبادات حج صرفاً یک تکلیف ظاهری نیست، بلکه راهی مستقیم برای تقویت روح و حرکت به سوی توحید حقیقی است. همچنین امام بر این نکته تأکید دارند که بُعد سیاسی و اجتماعی حج، که نماد وحدت مسلمانان و مقابله با ظلم است، بدون تحقق بُعد معنوی آن، به ثمر نخواهد نشست.

ایشان معنویت را به‌عنوان نقطه آغاز تغییرات اجتماعی معرفی کرده و هشدار می‌دهند که انسان تا زمانی که از شرک به نفس خود نجات نیابد و از تعلقات نفسانی هجرت نکند، توان وارد شدن به جهاد فی سبیل الله و حفاظت از ارزش‌های الهی را نخواهد داشت.

بنابراین، حج نه‌تنها عبادتی جمعی، بلکه یک مسیر تربیتی جامع است که با محوریت خودسازی معنوی می‌تواند موجب تحول سیاسی، اجتماعی و انقلابی در امت اسلامی شود. لبیکِ دعوت الهی، نفی شرک به همه مراتب، و هجرت از «خودِ» محدود انسان به سوی حق تعالی، اساس پیام حج در نگرش امام خمینی (ره) محسوب می‌شود.

حج عبادتی است جامع که آثار و برکات سایر عبادات را در خود جای داده است و ثمرات و منافع مادی و معنوی و دنیوی و اخروی بسیاری دارد که اگر مسلمانها به تمام این آثار آگاه شوند، شوق آنها برای زیارت دوچندان خواهد شد.

به برخی از این آثار و برکات و منافع در کتاب "نوش بندگی" اشاره شده است. 

اقامه ذکر خدا 

برترین ثمره حج اقامه ذکر خدا در زندگی حج‌گزار است. انسان در زندگی روزمره سرشار از غفلت است؛ غفلت دلی و عملی از یاد خدا؛ و حج فرصتی است که غبارهای غفلت کنار برود و انسان نه‌تنها در ذکر لسانی، بلکه در عمل به یاد خدا و ذکر و اطاعت او مشغول شود.

حضرت رسول (ص) دراین‌باره می‌فرمایند: «وجوب نماز و امر به حج و طواف و به جای آوردن مناسک برای اقامه ذکر خداست... اگر مذکور (خدای متعال) در قلب تو نباشد، ارزش و قیمتی برای ذکر تو نیست.

رسیدن به یافته‌های بنیان‌گذار کعبه 

حج‌گزار هنگام حج به نوعی وارث ابراهیم خلیل (ع) می‌شود تا اندکی از آنچه را که او مشاهده کرد، مشاهده کند و به آنچه او رسید، برسد.

شاهد بر این ادعا نحوه دعوت خدای متعال از مردم با ندای حضرت ابراهیم است که در آیه 27 سوره حج آورده است: «مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکب‌های لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند.»

در این آیه شریف خدای متعال دعوت حج را با آمدن نزد ابراهیم(ع) همراه ساخته است (یاتوک) یعنی به سوی تو بیایند تا به آنچه تو رسیده‌ای، آنها هم به اندازه ظرفیت خود نائل شوند.

حضرت ابراهیم نیز تمام یافته‌های خود را در یک کلام جمع و طبق آیه 79 سوره انعام عرضه کرد: «من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمان‌ها و زمین را آفرید. من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم.»

خداوند کریم در کتاب خود راه رسیدن به یافته‌های ابراهیم (ع) را در آیه 68 سوره آل عمران چنین بیان می‌کند:«کسانی که پشت سر ابراهیم قرار گیرند و از پیروان حقیقی او و مؤمن به رسول اکرم(ص) باشند، می‌توانند پاره‌ای از آنچه او مشاهده کرد را مشاهده کنند.»

شهود قلبی

رسیدن به شهود قلبی از دیگر ثمرات حج است. مراد از شهود قلبی این است که قلب شاهد امور غیبی باشد که چشم‌ها از دریافتش عاجز هستند.

حج می‌تواند برای حاجی این ارمغان را به همراه داشته باشد که او باطن عبادت از جمله باطن حج را مشاهده کند و به واقعیت‌های تنزل یافته از عالم غیب دست یابد و با آن امور ملکوتی همسفر و هم‌پرواز شود.

این ثمره حج را می‌توان از فرمایش رسول اکرم(ص) دریافت آنجا که می‌فرماید: « لیس للحج المبروره ثواب الا الجنه/ برای حج مبرور ثوابی جز بهشت نیست.» حج مبرور یعنی حجی که حج‌گزار در آن به مشاهده امور باطنی دست یابد.

درک حقایق

درک حقایق در گروِ شفاف بودن آیینه فطرت است. هرچه این آیینه صاف‌تر و پاک‌تر باشد، انعکاس انوار غیبی و ملکوتی در آن بیشتر است. حج همان فرصت بزرگی است که می‌تواند به کنار رفتن حجاب‌های دنیوی کمک کند. نور حج با نورانیتی که به حج‌گزار می‌دهد سبب درک معارف و امور باطنی که با حواس ظاهر قابل درک نیستند، می‌شود.

سکونت دل

امام صادق(ع) به جابر می‌فرماید: «الصیام و الحج تسکین القلوب»، روزه و حج مایه سکونت دلهاست. سکینت وقتی محقق می‌شود که ثبات و سکون استقرار پیدا کرده باشد. دلِ صاحب سکینت دلی است که با نزول فیض الهی در آن به ثبات و سکون رسیده است.

حج و روزه از عباداتی هستند که سبب می‌شوند خدای متعال آرامش و اطمینان را بر دل سالک نازل کند. از این رو حج از مصادیق این آیه کریمه است:« الا بذکر الله تطمئن القلوب».

رسیدن به ضیافت الهی

زائر خانه خدا ضیف‌الله یعنی میهمان خداست. میهمان وقتی به خانه‌ای وارد می‌شود در شمار اهل آن خانه قرار می‌گیرد. بنابراین صاحبخانه از او پذیرایی می‌کند. به فرموده امام صادق(ع) خدای متعال چند گروه را میهمان خود قرار داده است: «حاجی و عمره‌گزار تا زمانی که به خانه و دیار خود برمی‌گردد، میهمان خداست.» 

خدا به حضرت آدم وحی کرد: «من صاحب شهر بکه (مکه) هستم و اهل آن، همسایگان من و زائرانش، میهمانان من هستند و سزاوار است بر من که با کرامت‌هایم از آنها پذیرایی کنم.»

حج و تربیت جامعه اسلامی

از آنجا که انسان‌ تمایلات مادی و نفسانی و خوی تجاوز به حقوق دیگران دارد، جامعه‌ بشری نیازمند تکیه‌گاهی مطمئن و محکم است تا امنیت در پرتو آن برقرار شود و محفوظ بماند. تنها مکتبی که می‌تواند انسان را تربیت کند و خواسته‌های نفسانی و مادی او را تعدیل کند، اسلام است. از مهم‌ترین و بهترین برنامه‌های اسلام برای هدایت و تربیت جامعه اسلامی «حج» است تا مردم با به جای آوردن اعمال آن و توجه به اسرار آنها تنبه پیدا کنند، متوجه به خود و صلاح و سعادت خود و به تبع آن، سعادت جامعه شوند.

پاک شدن گناهان گذشته

امام صادق (ع) فرمود: وقتی مسلمانی برای گزاردن اعمال حج حرکت می‌کند، خداوند او و اهلش را حفظ می‌کند و وقتی به محلی که مُحرم می‌شود، برسد، دو ملک بر شانه او می‌زنند و می‌گویند گذشته تو پاک شد، کار را از اول شروع کن. امام صادق (ع) از قول امام باقر(ع) فرمود: کسی که این خانه را برای حج یا عمره قصد کند و تکبر نداشته باشد، از گناهانش خارج می‌شود مانند روزی که از مادر متولد شده است.

نورانی شدن

امام صادق(ع) فرمود: حاجی پیوسته در نور است تا وقتی که مرتکب گناهی شود.

بی‌نیازی

رسول اکرم(ص) فرمود: حج به جای آورید که هرگز فقیر نمی‌شوید. ایشان همچنین فرمود: حج به جای آورید که بی‌نیاز می‌شوید.

بهشت: ثواب حج مبرور 

رسول خدا(ص) فرمود: برای حجِ مبرور ثوابی نیست، مگر بهشت. به عبارت دیگر باطن حج مبرور بهشت است که حج‌گزار به آن می‌رسد.

رسول اکرم(ص) وقتی حرکت شتران حجاج را دیدند، فرمودند: « قدم برنمی‌دارند مگر اینکه برای آنها حسنه‌ای نوشته می‌شود و قدم نمی‌گذارند، مگر اینکه گناهی از آنها محو می‌شود و وقتی اعمال آنها تمام می‌شود، به آنها گفته می‌شود، بنایی را که برای خود ساختید، ویران نکنید. گذشته شما را خدا جبران کرد. در ادامه عمرتان با نیکی زندگی کنید.

پیامبر(ص) در حدیث دیگری می‌فرماید: وقتی حج‌گزار از خانه‌اش به قصد حج خارج می‌شود هر قدمی که بر می‌دارد، گناهان او مانند برگ درختان می‌ریزد. وقتی به مدینه آمد و بر من سلام کرد، ملائکه با سلام با او مصافحه می‌کنند. وقتی به میقات وارد می‌شود تا مُحرم شود، خداوند او را از همه گناهانش تطهیر می‌کند و زمانی که لباس احرام می‌پوشد، حسنات جدیدی به او داده می‌شود و زمانی که لبیک می‌گوید، خدای متعال می‌فرماید: کلام تو را شنیدم و به تو توجه می‌کنم...».

لبیک‌گویان محشور شدن

رسول اکرم (ص) فرمود: «کسی که مُحرم از دنیا برود در قیامت لبیک‌گویان محشور می‌شود». ایشان همچنین فرمود: «هر مسلمانی که به قصد حج بیت الله الحرام از منزلش خارج شود و قبل از به جای آوردن اعمال از دنیا برود، بهشت ​​بر او واجب می‌شود.»

مویز از خشک شدن دانه‌های انگور سیاه به دست می‌آید و بسیار انرژی‌زا و مقوی می‌باشد. خواص مویز در طب سنتی شامل کمک به درمان انواع بیماری‌های عفونی، تقویت کننده معده، کبد، بینایی و به طور کلی تقویت کننده سیستم ایمنی بدن است. کشمش شاهانی یا مویز، طبعی گرم و تر دارد و بنابراین خوردن آن به افراد سوداوی توصیه می‌شود.

مویز، از دیرباز در فرهنگ غذایی ایرانی جایگاه ویژه‌ای داشته است. این گوهر سیاه نه تنها طعمی دلچسب دارد، بلکه خواص بی‌شماری برای سلامتی بدن به ارمغان می‌آورد. خواص مویز آنقدر گسترده است که متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند به عنوان یک میان‌وعده سالم در برنامه روزانه خود مصرف کنید.

خواص مویز برای زنان

مویز حاوی کلسیم، منیزیم و بور است که به تقویت تراکم و استحکام استخوان‌ها کمک می‌کنند. این خاصیت مویز برای زنانی که در معرض خطر پوکی استخوان به‌دلیل افزایش سن قرار دارند، مفید است. علاوه بر این، مصرف مویز به‌دلیل داشتن آهن بالا به زنانی که در اثر قاعدگی به کم‌خونی مبتلا شده‌اند، توصیه می‌شود.

مویز در بارداری می‌تواند به تقویت سیستم ایمنی بدن اشاره کرد. مویز غنی از ویتامین C، آنتی‌اکسیدان‌ها و اسیدهای چرب ضروری است که احتمال ابتلاء به عفونت‌های شایع در دوران بارداری را کاهش می‌دهد.

یکی از خواص مویز در شیردهی جلوگیری از ابتلای نوزاد به درماتیت آتوپیک (نوعی بیماری پوستی) است. توصیه می‌کنیم قبل از اضافه کردن مویز به رژیم غذایی خود در دوران بارداری و شیردهی با یک متخصص تغذیه مشورت کنید.

خواص مویز در بدنسازی

مویز به‌دلیل محتوای غنی از مواد معدنی، کربوهیدرات، ال-آرژنین و انواع ویتامین می‌تواند یک انتخاب عالی برای سلامت کلی و بهبود عملکرد ورزشی افراد باشد. ال-آرژنین در بدن به نیتریک اکساید (Nitric Oxide) تبدیل می‌شود. نیتریک اکساید باعث گشاد شدن رگ‌های خونی شده و جریان خون را بهبود می‌بخشد.

افزایش گردش خون می‌تواند اکسیژن و مواد مغذی بیشتری را به عضلات در حال فعالیت برساند و عملکرد ورزشی و استقامت فرد را بهبود ببخشد. علاوه بر این، ال-آرژنین موجود در مویز به تولید هورمون رشد نیز کمک کرده و با افزایش سنتز پروتئین، به بهبود و رشد عضلات پس از تمرینات قدرتی کمک می‌کند.

 

مویز برای چه کسانی می تواند مضر باشد؟ | خواص و مضرات مویز را بشناسید -  همشهری آنلاین

 

خواص مویز برای لاغری

مویز علی‌رغم شیرینی طبیعی، می‌تواند به مدیریت وزن نیز کمک کند. کشمش سیاه سرشار از فیبر است که می‌تواند به شما کمک کند مدت زمان بیشتری احساس سیری داشته باشید. فیبر همچنین به هضم غذا کمک کرده و از بروز یبوست جلوگیری می‌کند.

همچنین، قندهای طبیعی موجود در کشمش مانند فروکتوز و گلوکز، می‌توانند انرژی مورد نیاز بدن را تأمین کرده و از هوس غذا خوردن جلوگیری کنند. علاوه بر این، مویز حاوی اسید اولئانولیک (Oleanolic Acid) است که خواص آنتی‌اکسیدانی دارد و می‌تواند به خروج مواد مضر از بدن و لاغری کمک کند.

خواص مویز ناشتا برای افراد دیابتی

مویز می‌تواند به کمک به تنظیم قند خون در افراد دیابتی اشاره کرد. قند موجود در مویز قند فروکتوز است که برای جذب شدن به بدن احتیاجی به انسولین ندارد. علاوه بر این مویز دارای عنصر کروم است که می‌تواند موجب کاهش قند خون شود. بنابراین افراد مبتلا به دیابت می‌توانند مویز را جایگزین قند کنند اما نباید در مصرف آن زیاده‌روی کنند.

فواید مویز برای مغز

مویز تأثیر آن در افزایش حافظه و قدرت فهم است. مصرف مویز در دوران بارداری هم برای جنین و هم برای مادر مفید است. مویز می‌تواند برای هوش جنین و آرامش اعصاب و رفع خستگی و بی حالی مؤثر و مفید باشد. مویز منبعی غنی از بور است و بور موجب افزایش قدرت یادگیری می‌شود. همچنین مویز می‌تواند به ترمیم و بهبود سلول‌های آسیب دیده مغز کمک کنند.

خواص مویز برای روده

یکی از خواص مویز ناشتا این است که مویز با کمک خاصیت ضد باکتری خود می‌تواند از بروز عفونت در دستگاه گوارش جلوگیری کند و علاوه بر این مویز سیاه می‌تواند در تقویت معده و هضم غذا مؤثر باشد. به افرادی که مبتلا به یبوست هستند توصیه می‌شود که مویز مصرف کنند زیرا فیبر موجود در مویز موجب بهبود حرکات روده شده و می‌تواند یبوست را درمان کند.

خواص مویز و گردو

مویز سیاه و گردو از جمله میان وعده‌های پر طرفدار و مغذی هستند. مویز و گردو سرشار از مواد مغذی بوده و چربی‌های سالم را برای قلب فراهم می‌کنند. این میان وعده سالم یعنی ترکیب مویز و گردو سرشار از چربی‌های سالم، پروتئین و فیبر هستند و موجب ایجاد احساس سیری می‌شود.

مویز و گردو هر کدام خواص و فواید فراوانی برای بدن دارند و هر یک سرشار از مواد معدنی، مواد مغذی، چربی‌های سالم و ویتامین‌ها هستند. گردو سرشار از مس، منگنز، آهن، منیزیم، فسفر، ویتامین B۶، چربی‌های مفید، چربی‌های اشباع نشده، اسیدهای چرب امگا ۳، پروتئین و فیبر است.

از جمله خواص گردو می‌توان به مواردی مانند تقویت سلامت قلب، کنترل دیابت، تقویت استخوان‌ها، کنترل وزن، کاهش خطر ابتلاء به بیماری کیسه صفرا و درمان صرع اشاره کرد. مویز سیاه منبعی غنی از آهن، پتاسیم، کلسیم، سلنیوم و غیره است. از جمله خواص مویز ناشتا می‌توان به مواردی مانند جلوگیری از تخریب سلول‌ها، افزایش انرژی بدن، کاهش روند پیری، استحکام استخوان‌ها، کنترل دیابت و غیره اشاره کرد. بنابراین مصرف گردو و مویز همراه با هم فواید فراوانی برای بدن دارد.

 

خواص مویز | مزفود

 

چرا ۲۱ عدد مویز؟

اگر افراد هر روز صبح ناشتا ۲۱ عدد مویز مصرف کنند برای آن‌ها خواص و فواید فراوانی از جمله افزایش هوشیاری، قوت بدن و از بین رفتن سردی بدن برای آن‌ها به ارمغان می‌آورد. مصرف ۲۱ عدد مویز به صورت ناشتا در مدت زمان شش ماه به صورت منظم می‌تواند موجب تقویت بدن، مغز و سیستم گوارشی می‌شود.

خواص هسته مویز

هسته مویز خواص و فواید بسیاری دارد. هسته مویز سرشار از آنتی اکسیدان از جمله اسید فنول‌ها، ویتامین C و ویتامین E است. بنابراین خواص هسته مویز برای سلامت بدن فراوان است که از جمله خواص هسته مویز می‌توان به مواردی از جمله پیشگیری از سرطان‌های پوست، پروستات و سینه، مقابله با بیماری‌های چشمی ناشی از دیابت، تمیزی روده، مقابله و درمان التهاب پ‌ها و عفونت‌های بدن از جمله درمان عفونت ادراری، درمان ورم معده، درمان مشکلات پوست، درمان آرتریت، درمان سینوزیت، جلوگیری از ریزش مو، تقویت رگ‌های خونی، تصفیه‌ی خون، کنترل فشار خون و مقابله با آلودگی اشاره کرد.

عوارض جانبی مصرف مویز

مویز به دلیل فواید تغذیه‌ای شناخته شده خواص بسیاری را شامل می‌شود اما خوردن بیش از حد آن می‌تواند عوارضی را به دنبال داشته باشد. برخی از عوارض مصرف زیاد مویز اعم از ناراحتی معده، افزایش قند خون، اسیدیته، انفجار ناگهانی انرژی، مشکلات تنفسی، استفراغ و اسهال خواهد بود.

مویز برای چه کسانی مضر است

با اینکه مویز برای تمام گروه‌های سنی مفید است اما برخی افراد ممکن است نسبت به آن حساسیت داشته باشند. افراد مبتلا به آلرژی، افرادی که خونشان رقیق است، افرادی که به تازگی عمل جراحی انجام داده‌اند، افرادی که دچار فشار خون پایین هستند، افراد مبتلا به اختلالات گوارشی و افراد مبتلا به سنگ کلیه نباید از مویز استفاده کنند.

خواص مویز طیف وسیعی از ویتامین‌ها را دربرمی‌گیرد و می‌تواند به تقویت سیستم ایمنی بدن، سلامت قلب، جلوگیری از کم خونی، کاهش وزن و غیره کمک کند. مویز سرشار از ویتامین است که مهم‌ترین آن ویتامین C است. البته نکته قابل توجه اینجاست که خواص مویز ناشتا بسیار بیشتر است و اگر ناشتا مصرف شود تمام خواص آن حفظ خواهد شد.

مویز در بارداری نیز بسیار مفید است و بخشی از آهن مورد نیاز بدن را تأمین خواهد کرد. با وجود تمام فواید مویز، اگر داروهای رقیق‌کننده خون مانند ایبوپروفن مصرف می‌کنید، فشار خون پایینی دارید و یا به مویز حساسیت دارید، باید در مصرف آن دقت کرده و با پزشک خود مشورت کنید.

جمعی از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور امروز شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ با حضور در حسینیه امام خمینی (ره) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

رهبر انقلاب در این دیدار بیان کردند: باید شکرگزار باشیم که در این دوره، به‌خصوص رئیس جمهور محترم به مسائل آموزش و پرورش اهتمام ویژه‌ای ابراز می‌کنند. بنده بارها تکرار کردم که ما هرچه برای آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری کنیم این در واقع سرمایه‌گذاری‌ست، هزینه نیست؛ مثل ایجاد یک زمینه برای سودِ چند برابر است.

 
 

ایشان افزودند: خوشبختانه رئیس جمهور محترم به این معنا معتقدند. وزیر محترم هم، جزو مدیران برجسته آموزش و پرورش هستند ایشان هم، کاملاً با مسائل آموزش پرورش آشنا هستند؛ این‌ها فرصت است. امیدواریم از این فرصت‌ها استفاده بشود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر ضرورت ارتقای جایگاه اجتماعی معلمان، خواستار چهره‌نگاری جذاب و افتخارآمیز از این قشر در افکار عمومی شدند. ایشان تصریح کردند: «باید معلم، در نگاه آحاد مردم، چهره‌ای فعال، با نشاط، دوست‌داشتنی و موفق جلوه کند؛ به‌گونه‌ای که وقتی جوانی در برابر انتخاب شغل قرار می‌گیرد، معلمی را نه در رده‌های آخر، بلکه در صدر گزینه‌های خود ببیند.»

ایشان افزودند: «گاهی به دلیل نبود جاذبه کافی، شغل معلمی تنها انتخاب اجباری برخی افراد می‌شود. این وضعیت باید تغییر کند و مستلزم آن است که دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای کشور با طراحی برنامه‌هایی اثرگذار، چهره‌نگاری درستی از معلم ارائه دهند.»

رهبر انقلاب راهکار تحقق این هدف را بهره‌گیری از ظرفیت‌های هنری و رسانه‌ای دانستند و گفتند: «همان‌طور که درباره شهدا کتاب، فیلم و آثار هنری تولید می‌کنیم که مخاطب را مجذوب آن شخصیت‌ها می‌سازد، درباره معلمان نیز باید چنین رویکردی حاکم شود. تولید کتاب‌های داستانی، ساخت فیلم، سریال و پویانمایی با محوریت شخصیت یک معلم موفق می‌تواند در ایجاد این تصویر ذهنی مؤثر باشد.»

 
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به نقش نهادهای مسئول خاطرنشان کردند: «این مأموریت فرهنگی بر عهده وزارت آموزش و پرورش، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای مرتبط است. آموزش و پرورش باید با جدیت، پیگیر تحقق این هدف باشد.»

ایشان با بیان اینکه آموزش و پرورش یک نهاد حکومتی است، وظیفه‌ی دولت اسلامی است که جوان و نوجوان را تا یک مقطعی، مثلاً لااقل تا آخر دبیرستان، با علم، با فن، با حرفه، با معارف، با ایمان، بالا بیاورد. این وظیفه است، تصریح کردند: این‌که در گوشه و کناری، حتی در خود آموزش و پرورش آن‌طور که من از قبل در ذهنم هست زمزمه‌هایی به وجود می‌آید که بخش‌هایی از آموزش و پرورش را بسپاریم به این و آن، یعنی یک ملوک‌الطوایفی درست کنیم در آموزش و پرورش، این اصلاً معنی ندارد.

رهبر انقلاب با تاکید بر اینکه این دو عنصر در کنار هم، معلم و کتاب درسی، در واقع همه‌کاره‌ی آموزش و پرورش‌اند، اظهار کردند: کتاب درسی خیلی مهم است. بنده در باب کتاب درسی چندین بار تا حالا، هم به‌طور عمومی در این جلسات معلم ان و آموزش‌وپرورشی‌ها، هم در جلسات خصوصی با مسئولین آموزش و پرورشِ گذشته، توصیه کرده‌ام، تأکید کرده‌ام. یک کارهایی هم کرده‌اند. حالا فرض کنید مثلاً اسم یک دانشمند اسلامی را در کتاب اضافه کنند، من باب مثال، یا چند برگ اسناد لانه‌ی جاسوسی را، که ما تذکر دادیم، مثلاً بیاورند. این‌ها کافی نیست؛ این‌ها لازم است، اما کافی نیست. بایستی کتاب بتواند دانش‌آموز را پرورش بدهد، بار بیاورد.

 
 

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: اولاً کتاب باید جذاب باشد. شما الان اگر مراجعه کنید به جوان و نوجوانِ دانش‌آموز، چه در دبستان چه در دبیرستان، می‌بینید کتاب درسی برایش یک چیز شیرین و جذاب نیست. هم محتوا باید جذاب باشد، یعنی سنگین‌ترین مباحث علمی را می‌شود با شیرین‌ترین بیان منعکس کرد. این‌جوری است دیگر، خب، ما عمرمان سال‌ها در کار درس و گفتن و شنفتن و این‌ها گذشته. سنگین‌ترین مباحث علمی را می‌توان با زبان‌های ساده، شیرین، مطلوبِ مستمع بیان کرد. این یک، در مورد محتوا.

ایشان افزودند: بعد، شکل ظاهر، قالب کتاب، شکل ظاهر کتاب؛ باسلیقه، باابتکار، زیبا، مطابق با اصول زیباشناسی باشد که الان این‌جور نیست. الان شکل و قالب کتاب‌های درسی ما شکل جذابی ندارد. بنابراین، یکی از موضوعات مهم، مسئله‌ی کتاب درسی است.

رهبر انقلاب بیان کردند: دیدار سالیانه‌ی ما با معلمان محترم و مسئولان آموزش و پرورش کشور، به قصد عرض ارادت به معلمان است. حقیر، مایلم با تشکیل این جلسه قدردانی و ارادت خودم به جامعه‌ی معلمان را ابراز کنم.

ایشان به مواضع رئیس جمهور آمریکا اشاره کرده و تصریح کردند: بعضی از این حرف‌هایی که در این سفر رئیس‌جمهور آمریکا به منطقه مطرح شد، لایق جواب دادن نیست اصلاً. این‌قدر سطح حرف پایین است که مایه‌ی سرافکندگیِ گوینده‌ی حرف و مایه‌ی سرافکندگیِ ملت آمریکاست. آن‌ها را کار ندارم، لکن باید روی یکی دو جمله توجه بکنیم. ترامپ گفت که می‌خواهد از قدرت برای صلح استفاده کند؛ دروغ گفت. ایشان و مسئولان آمریکایی، دولت‌های آمریکا، از قدرت استفاده کردند برای قتل‌عام غزه، برای جنگ‌افروزی در هر جایی که بتوانند، برای حمایت کردن از مزدوران خودشان. از قدرت، این استفاده را کردند. کِی از قدرت برای ایجاد صلح استفاده کردند؟

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: بله، از قدرت می‌شود برای صلح و امنیت استفاده کرد. به همین دلیل هم هست که ما، به کوریِ چشم دشمنان، هر روز بر قدرت خودمان و قدرت کشور ان‌شاءالله اضافه خواهیم کرد. اما آن‌ها این کار را نکردند. آن‌ها از قدرت استفاده کردند برای این‌که بمب‌های ده تُنی را بدهند به رژیم صهیونی، بریزد روی سر کودکان غزه، بیمارستان‌ها، خانه‌های مردم، در لبنان و در هرجا که بتوانند.

 
 

رهبر انقلاب بخشی از اظهارات ترامپ را مبنی بر اینکه می‌خواهد از قدرت برای صلح استفاده کند، دروغ خواندند و افزودند: او و دولت‌های آمریکا کِی از قدرت برای صلح استفاده کرده‌اند؟ آنها از قدرت برای قتل عام غزه و جنگ‌افروزی در هر جای ممکن و حمایت از مزدوران خود استفاده کرده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای استفاده از قدرت برای صلح و امنیت را ممکن دانستند و گفتند: بر همین اساس است که جمهوری اسلامی به کوری چشم دشمنان، هر روز بر قدرت خود و کشور اضافه خواهد کرد اما آنها با استفاده از قدرت، بمب‌های ۱۰ تُنی به رژیم صهیونی دادند که روی سر کودکان غزه و بیمارستان‌ها و خانه‌های مردم در آنجا و لبنان و هر جای دیگر که بتوانند بریزند.

ایشان با اشاره به سخنان قبلی رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه کشورهای منطقه، بدون آمریکا حتی ۱۰ روز هم نمی‌توانند به زندگی خود ادامه دهند، خاطرنشان کردند: او در معاملات و پیشنهادهای کنونی خود در پی تحمیل این الگو به آنها است در حالی که این الگو، یقیناً شکست‌خورده است و به همت ملت‌های منطقه، آمریکا از این منطقه باید برود و خواهد رفت.

رهبر انقلاب، رژیم صهیونیستی را مایه فساد، جنگ و اختلاف در منطقه خواندند و تأکید کردند: رژیم صهیونی که غده‌ای سرطانی، خطرناک و مهلک حتماً باید از این منطقه برکَنده شود و برکَنده خواهد شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اصول و منظومه ارزشی جمهوری اسلامی را که مبنای حرکت آن در این منطقه پر فراز و نشیب است، اصولی مشخص و روشن خواندند و افزودند: ایران امروز قابل مقایسه با گذشته نیست و به توفیق و فضل الهی و به کوری چشم دشمنان و بر خلاف خواست آنان، ایران عزیز پیشرفت کرده و پس از این نیز جوانان ما خواهند دید که با همکاری خود آنان، کشور چندین برابر بیش از این، پیشرفت خواهد کرد.
در ابتدای این دیدار وزیر آموزش و پرورش با بیان گزارشی به توضیح برنامه‌ریزی‌ها و اولویت‌ها در اجرای سند تحول بنیادین این دستگاه پرداخت.

«برخورداری وزارت آموزش و پرورش از حمایت ویژه رئیس‌جمهور در اجرای برنامه‌های تحولی و کاهش تبعیض آموزشی»، «بازتدوین برنامه‌های درسی با افزایش سهم مهارت‌آموزی و توجه به نیازهای روز جامعه»، «تمرکز بر ارتقا کیفی مدارس دولتی»، «بهبود استانداردهای علمی و زیرساختی مراکز تربیت معلم»، «اخذ مجوز ۸۵ هزار استخدام جدید»، «افزایش ضریب نفوذ مدارس سمپاد در مناطق کمتربرخوردار» و «توجه به نقش ویژه مدارس به عنوان مهمترین کانون پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی» از محورهای گزارش آقای علیرضا کاظمی در این دیدار بود.

جمعه, 27 ارديبهشت 1404 21:42

حسن خلق در سیره ی نبوی

حسن خلق، کمندی است که دیگران را در دام محبت اسیر می کند. کیست که از برخورد شایسته، خوشش نیاید و جذب چنین انسانی نشود؟ از امام صادق علیه السلام پرسیدند: حد و مرز اخلاق نیک، چیست؟
فرمود: «آن است که: اخلاقت را نرم کنی، کلامت را پایزه سازی، و با چهره ای باز و گشاده با برادران دینی ات روبه رو شوی.»(1)
گشاده رویی، از بارزترین صفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود، که سهمی عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگی آنان به شخص آن حضرت داشت. خداوند درباره این خصلت مردمی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
«فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»؛(2)
به خاطر رحمت الهی بود که برای مردم نرم شدی و اگر تندخو و خشن و سخت دل بودی، از دور تو پراکنده می شدند.
در ادامه آیه می فرماید: پس، از آنان در گذر، بر ایشان استغفار کن، و در کار با آنان مشورت نما.
گویا که «عفو»، «استغفار» و «مشورت»، نمونه های دیگری از حسن خلق و رفتار مردم دارانه و جاذب است، چرا که نوعی اعتماد به مردم و به حساب آوردن آنان است و چنین برخوردی، عامل جاذبه شخص می گردد.
حضرت محمد ابن عبدالله علیه السلام که امین وحی خدا، خاتم پیامبران، سرسلسله ی خوبان و رحمت واسعه ی الهی برای عالمیان است؛ الگوی بی نظیر خوبی ونیکی برای بندگان و بویژه سالکان برای همیشه زمان است، طبیب دورای که به طب خویش، دلها را می ربود و انسان های فرورفته در وادی سیاهی و ضلالت را به ضیافت فیض ملکوتی فرا می خواند و آنها را بر خوان نور و رحمت الهی می نشاند. او که با همه ی بزرگی و مرتبه ی بلند پیامبری، اهل مزاح با مردم بود، با یتیمان مهربانی می کرد و هرگز سائلی را از آستان مهر خویش رد نکرد، خلق نیکویش بود که دلهای خلق را واله و شیدا کرده بود.
چنانچه امیر مؤمنان علی علیه السلام در سیره و منش آن حضرت چنین فرموده است:
«هرگز نشد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با کسی مصافحه کند و آن حضرت جلوتر از طرف، دست خود را از دست وی بکشد، تا اینکه طرف دست آن حضرت را رها سازد و … و نشد کسی با آن حضرت سر صحبت باز کند و او قبل از طرف سکوت نماید [و زودتر صحبت را تمام نماید]. دیده نشده پیش روی کسی پای خود را دراز کند… و در ظلمی که به او می شد، به مقام انتقام در نمی آمد، مگر اینکه محارم خدا هتک شود که در این صورت خشم می کرد و خشمش هم برای خدای تعالی بود. … و چیزی از آن حضرت درخواست نشد که در جواب بگوید: «نه» … از بیهوده گویی برکنار بود و اشخاص آن جناب را به بوی خوش، که از وی به مشام می رسید می شناختند. … نگاه کردنش کوتاه بود و به کسی خیره نمی شد. با هیچ کس سخنی که مورد پسند طرف نبود ایراد نمی کرد… می فرمود: بهترین شما خوش اخلاق ترین شماست … هر کس که موفق به درک حضورش شده بود می گفت: مانند آن جناب، احدی را نه قبل و نه بعد ندیده ام».(3)

پی نوشتها:

1-معانی اخبار، صدوق، ص 253.
2-آل عمران، آیه 159.
3-طباطبائی، سید محمدحسین؛ سنن النبی (ص): ترجمه و تحقیق به قلم محمدهادی فقهی، انتشارات اسلامیه، چاپ هشتم، 1382 هجری شمسی، به نقل از مکارم، ج 1، ص 22.

جمعه, 27 ارديبهشت 1404 15:36

فرقه اسماعیلیه چه عقایدی دارد؟

اسماعیلیه، شاخه‌ای از تشیع با تاریخی پرفراز و نشیب و عقاید خاص خود. این فرقه با تأویل‌های منحصر به فرد از متون دینی و دیدگاهی متفاوت نسبت به امامت، همواره مورد توجه و بررسی محققان بوده است.

 

سوال:

فرقه اسماعیلیه چه عقایدی دارد؟

 

پاسخ:

یکی از فرقه های معروف شیعی، فرقه اسماعیلیه است. این فرقه تاریخ پرماجرائی دارد. از این روی بحث درباره عقاید و تطورات تاریخی آن پیوسته مورد توجه محققان و نحله شناسان قرار گرفته است.

 

اصول عقائد اسماعیلیه:


۱. از دیدگاه اسماعیلیه، اسماعیل بزرگترین فرزند امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ امام است و مرگ او را انکار کرده می گویند: او زنده و غایب است و روزی ظهور خواهد کرد.
۲. خدای تعالی به واسطه حقیقتی که از آن با کلمه «کن» تعبیر می شود دو عالم را آفرید:
الف: عالم باطن که عالم امر غیب است و شامل عقول و نفوس و ارواح و حقایق کلی می باشد.
ب: عالم ظاهر که عالم خلق و شهادت است و شامل اجزای علوی و سفلی و اجسام فلکی و عنصری است و بزرگترین موجودات این عالم به ترتیب بزرگی، عرش، کرسی و اجسام دیگر است. و بدین ترتیب آغاز و انجام سلسله هستی خداست.[۱]

۳. ذات باری تعالی برتر از وهم و عقل و فکر است. خداوند بالاتر از حد صفات است. با هیچ صفتی و تعین و حدی چه به سلب و چه به ایجاب از وی سخن نتوان گفت.[۲]
۴. آنها عقل کل و نفس کل را دو اصل و بن می خوانند و گاهی بنام اصل اول و ثانی از آندو نام می برند.[۳]
۵. آنان به بهشت و دوزخ جسمانی معتقد نیستند ولی برای مبتدیان این کلمات را به معنی معمول آن تفسیر می کنند و مانند غلاه به حلول، تناسخ ارواح باور داشتند از نظر آنها بهشت، همان عقل است و کلید در بهشت گفتار رسول خداست.

۶. تعالیم ظاهری آنان با معتقدات شیعه دوازده امامی چندان تفاوتی ندارد و همان احکام شرعی اسلام مانند نماز و روزه، و زکات و غیره است.[۴]
۷. مظهر عقل کل در این عالم وجود ناطق است. ناطقان همان پیغمبران اولوالعزمند که شمار آنان هفت است. هر پیغمبری وصی و جانشینی دارد که در حال حیات او از علم او بهره مند بوده است. پس از هر ناطقی هفت امام روی کار می آیند.دوره هر پیغمبری هزار سال است و چون دوره او سرآید پیغمبر و شریعت دیگری ظهور کند. و شریعت پیشین را نسخ می نماید.
۸. در روی زمین یک ناطق وجود دارد و او پیامبر صاحب شریعت است، یعنی پیامبری که قانون الهی را که بوسیله فرشته به او القاء می شود، ابلاغ می کند. ادوار نبوت از هفت دور تشکیل می شود و هر مرحله از دوره نبوت بوسیله یک ناطق و یک وصی افتتاح می گردد. و یک یا چند دسته هفت گانه از امامان جانشین آنان می گردد و سپس آن دوره بوسیله آخرین امام یعنی (قائم) یا امام رستاخیز که دوران پیشین را خاتمه می دهد، پایان می پذیرد و او امام مقیم است.[۵]

۹. در مورد امامت بر این باورند که امام مظهر عالم امر است. و حجّت او مظهر عقل اول (عقل کل) است. امام حاکم بر عالم باطن و معلم دیگران است. گرچه امام گاهی پنهان می گردد، ولی دعوت او ظاهر خواهد بود تا اینکه حجت از جانب خدا بر بندگان تمام گردد. معتقدند که علاوه بر حجت خدا، پیوسته در روی زمین دوازده نفر نقیب که حواریین و خواص حجت اند وجود دارد.[۶]
۱۰ یک امام وجود دارد که وارث امام اساس است وظیفه او ایجاد تعادل میان ظاهر و باطن که پیوستگی آنها ضروری است، می باشد.

 

از نظر اسماعیلیان امامت دارای مراتب چهارگانه زیر است.


۱ ـ امام مقیم: او کسی است که پیامبر ناطق را بر می انگیزد و این عالی ترین درجه امامت است و آن را (رب الوقت) نیز گویند.
۲ ـ امام اساس: او وصی و جانشین پیامبر و امین راز و یاور او است و سلسله امامان مستقر در نسل او تداوم می یابد.
۳ ـ امام مستقر: او کسی است که امام پس از خود را تعین می کند، راه تعیین امام از نظر اسماعیلیه دو چیز است:۱ ـ وراثت، ۲ ـ نص امام مستقر.
۴ ـ امام مستودع: او به نیابت از امام مستقر به انجام امور امامت قیام می کند و حق تعیین امام پس از خود را ندارد وی را نایب الامام نیز گویند.[۷]

یکی از عقاید شاخص اسماعیلیه در معارف و احکام دینی، باطن گرائی و تاویل است به عقیده آنان شرایع الهی دارای ظاهر و باطن است و باطن آن را جز امام و جانشین او نمی داند و همه آنچه در شرایع آسمانی آمده مثالها و رموزی است برای حقایق باطنی، بنابراین در مورد احکام و معارف دینی مثل نماز و تیمم و زکات و حج تاویلاتی داشتند که چنین تاویلات موجب شد که علمای اسلام اسماعیلیه را خطر جدی برای عقاید اسلامی به شمار آورند.
مرحوم استاد شهید مطهری در این باره گفته است:
«اسماعیلیه آن قدر در اندیشه های اسلامی بر اساس باطنیگری دخل و تصرف کرده اند که می توان گفت اسلام را قلب کرده اند.»
آنان آیات قرآنی و احادیث و احکام شرع را تاویل می کنند و ظاهر آنها را درست نمی دانند بلکه به باطن آنها می گرایند.[۸]

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. فرق شیعه تالیف نوبختی، ابی محمد الحسن بن موسی.
۲. سیری در تاریخ شیعه تالیف داود الهامی.
۳. ملل و نحل تالیف ابوالفتح محمد بن عبدالکریم شهرستانی.

 

پی نوشت ها:
[۱] . ربانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ‌چاپ امیر، چاپ اول، ۱۳۷۷، ‌ص۷۳-۶۵.
[۲] . مشکور، محمد جواد، تاریخ شیعه، انتشارات اشراقی، چاپ پنجم، ۱۳۷۲، ص۲۲۶.
[۳] . مشکور، ‌محمد جواد، تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، همان، ‌ص۲۳۱.
[۴] . طباطبایی، سید محمد حسین، شیعه در اسلام، ناشر دفتر انتشارات اسلامی، ‌۱۳۶۲، ‌ص۵۳.
[۵] . هاشم عثمان، اسماعیلیه، بیروت، انتشارات اعلمی، چاپ اول، ۱۹۹۸م، ص۶۶.
[۶] . ربانی، ‌علی، در آمدی بر علم کلام، ‌انتشارات دارالفکر، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص۲۳۰.
[۷] . همان، ص۲۳۱.
[۸] . همان، ‌ص۷۵.