آیا محبت ما اهل بیت را بیشتر دوست دارید یا محبت دنیا را؟

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
آیا محبت ما اهل بیت را بیشتر دوست دارید یا محبت دنیا را؟

مرحوم علامه مصباح یزدی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «محبت به امام صادق(ع)» که به مناسبت شهادت شیخ‌الائمه، امام صادق علیه السلام، تقدیم شما فرهیختگان می شود.

یونس بن عبدالرحمان که یکی از اصحاب امام صادق سلام الله علیه است و ذکر ایشان در روایات زیاد است و شاید شما هم شنیده باشید می گوید یک روز خدمت امام صادق سلام الله علیه رفتم.

حالا به زبان و به تفسیر بنده - این ها در حدیث نیست اما از قرائنش برمی آید- می خواستم یک چیزی بگویم که آقا خیلی خوشحال شود و مقام خودم را و مقام ایمانم را برای آقا ثابت کنم.

خدمت آقا امام صادق سلام الله علیه رفتم و عرض کردم آقا! «لَوِلائی لَکُم وما عَرَّفَنِی اللّه ُمِن حَقِّکُم أحَبُّ إلَیَّ مِنَ الدُّنیا بِحَذافیرِها»(تحف العقول عن آل الرسول‌ صلی‌ الله‌ علیه‌ وآله، ج۲، ص۳۷۹).

یعنی ولایتی که به شما دارم، همان معرفتی که خدا به من داده که مقام شما را شناختم، اگر این را در یک کفه ترازو بگذارم و تمام عالم را در یک کفه دیگر بگذارند به خدا قسم که این کفه را دوست تر دارم. همین که شما را دوست دارم؛ همین.

یعنی اگر همه دنیا یک طرف باشد و بگویند اگر این را می خواهی باید دست از آن وِلا برداری این کار را نخواهم کرد. می گویم همه را از من بگیرید اما ولای اهل بیت را از من نگیرید.

این خیلی حرف بلندی است. من که جرأت نمی کنم این حرف را بگویم. حالا پیش امام صادق سلام الله علیه آمده می گوید من برای محبت شما این قدر ارزش قائل هستم. شما فکر می کنید حضرت چه جوابی به او دادند؟

من تا جمله آخر آن را نخوانده بودم خیال می کردم حضرت می فرمایند بارک الله! احسنت! خوش به حالت! چه سعادتی داری! شما چه انتظار داشتید؟

اما امام صادق سلام الله علیه این گونه نفرمودند. می گوید وقتی این حرف را زدم حضرت اخم هایشان را در هم کشیدند! فرمودند چه می گویی؟! چه چیزی را با چه چیزی مقایسه می کنی؟!

«قِسْتَنَا بِغَیْرِ قِیَاسٍ‌»؛ یک مقایسه بسیار بی جایی کردی! من تعجب کردم. من منتظر بودم آقا به من یک آفرین بگویند، احسنت بگویند، بگویند احسنت به معرفتت؛ ولی حضرت فرمودند: این مقایسه ات بسیار بی جا است!

گوش هایم را خوب تیز کردم تا ببینم آقا چه می فرمایند. حضرت فرمودند این دنیایی که گفتی با همه چیزهایی که در آن هست، از این دنیا چه چیزی گیر تو می‌آید؟!

«مَا اَلدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا هَلْ هِیَ إِلاَّ سَدُّ فَوْرَةٍ أَوْ سَتْرُ عَوْرَةٍ»؛ این دنیا با همه چیزهایی که در آن هست، این کهکشان ها و ماه و ستاره ها، استفاده ای که تو از این می بری یک خوراک است و یک پوشاک؛ گرسنه می شوی شکمی سیر کنی، بدنت برهنه است یک پوشاکی بپوشی. دیگر چه؟ این ها را به عنوان مثال ذکر فرمودند. بعضی چیزهای دیگر هم هست که می دانید.

این دنیاست. این ها را با محبت ما مقایسه می کنی؟!

«وَ أَنْتَ لَکَ بِمَحَبَّتِنَا الْحَیَاةُ الدَّائِمَةُ»؛ محبت ما چیزی است که تو به وسیله آن می توانی زندگی بی نهایت کسب کنی! این که یک شکمی سیر می کنی و یک ستر عورتی می کنی، این چیست که با محبت ما مقایسه می کنی؟!

محبت ما چیزی است که با آن می توانی به سعادت بی نهایت برسی! سعادت بی نهایت چیزی است که هیچ زمانی را نمی توانیم برای آن تعیین کنیم، «هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا»؛ آیا این ها اصلاً قابل مقایسه هستند که تو می گویی محبت ما را بیشتر از این دنیا دوست می داری؟! پس چه می خواستی؟!

حضرت با همین تعبیر می خواستند به او بفهمانند که این محبتی که مفت گیر تو آمده، این معرفتی که به ما پیدا کردی، هزاران بار از کل دنیا بیشتر ارزش دارد برای این که تو با این محبت می توانی سعادت بی نهایت کسب کنی.

بی نهایت با چه مقداری، با چه اندازه ای و با چه عددی قابل مقایسه است؟! همه بچه های دبیرستانی می دانند که هر عددی هر قدر هم بزرگ باشد با بی نهایت هیچ نسبتی ندارد.

مرحوم علامه مصباح یزدی، ۱۳۹۸/۰۵/۱۸

خوانده شده 3 مرتبه

احادیث