seyed hossein emamian
تقریب مذاهب و دوری از تفرقه؛ بزرگترین دغدغه سید جمال الدین اسدآبادی
سید جمال الدین اسد آبادی پس از سفر به اروپا و آشنایی نزدیک با فرهنگ و تمدن غرب و آگاهی از نقشه های استعمارگران، از همان قلب اروپا هجوم بی امان خود را آغاز کرد و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نکرد، بیشترین دل مشغولی او در این دوره همچنان تقریب میان فرقه های مذهبی و تحذیر آنها از تفرقه بود.
پایبندی و عشق او به این آرمان بلند را از نام مجله «العروه الوثقی» و مقالات آن میتوان دریافت.
او فرمانروایی افراد گمراه و قدرت طلب بر جامعه مسلمین را عامل عمده تفرقه و از هم گسستگی در امت اسلامی میدانست، به همین جهت مینوشت:
«اگر وجود امرای گمراه نبود، مسلمانان شرقی و غربی و شمالی با جنوبی متحد میشدند و همه یکسره ندای واحدی را سر میدادند».
این نکته که گاه حکومتهای ستمگر و فاسد، برای حفظ قدرت خویش، به تفرقه وجدایی در میان ملل و امم دامن میزنند، واقعیتی است که پیوسته تکرار میشود، آنها گاه به منظور پایداری در برابر قدرتهای رقیب، تفرقه و جدایی میان دو ملت را ابزار بسیج مردم و حفظ قدرت خویش میسازند.
تقدیر از خدمات انقلاب اسلامی به مناطق اهل سنت نشین
آخوند گلدی رستگاری، مدرس حوزه علمیه رحیمی روستای بگ پولاد از توابع شهرستان رازو جرگلان با تاکید بر این موضوع که اهل سنت ایران به وهیچ وجه منکر خدمات پس از انقلاب به خود نیستند و شاکر این نعمت بزرگ اند، گفت: تفرقه افکنی میان مذاهب اسلامی به ویژه برجسته کردن اختلاف میان شیعه و سنی چالش آفرین است.
آخوند رستگاری تصریح کرد: اگر امروز ما در شهرستان رازو جرگلان از مساجد، حوزه های علمیه و نماز جمعه و سایر امکانات رفاهی و آموزشی برخوردار هستیم به خاطر ثمرات وخدمات انقلاب اسلامی به مناطق سنی نشین است.
وی بیان داشت: بعد از امام راحل، مقام معظم رهبری به خوبی توانستند، امت اسلامی را از نیرنگ ها و حیله های دشمنان آگاه بکنند و با مدیریت عالی کشتی نجات اسلام، تمامی معادلات و توطئه های دشمنان را نقش برآب بکنند.
مدرس حوزه علمیه رحیمی رازو جرگلان افزود: امروز ما اهل سنت افتخار می کنیم در کشوری همچون ایران زندگی می کنیم و ما با اطاعت از اوامر رهبر معظم انقلاب برای همیشه قدردان این آزادی دینی که نظام جمهوری اسلامی به ما بخشید خواهیم بود.
وحدت شیعه و سنی، مهمترین نیاز جهان اسلام است
ماموستا مصطفی شیرزادی، امام جمعه مریوان، با اشاره به این سخن مقام معظم رهبری :"امروز مانند همیشه و بیش از همیشه، مصلحتِ الزامی امّت اسلامی، در وحدت است"، گفت: با همین وحدت کلمه دست دشمنان را از خاک کشور در مرزهای غربی کوتاه کردیم.
وی با تبریک هفته وحدت و میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت محمدمصطفی(ص) به تمام مسلمانان اظهار داشت: پیامبر گرامی اسلامی(ص)، برای تمام عالمیان پیامبر"وحدت و رحمت" هستند.
این عالم اهل سنت با اشاره به فرموده حقتعالی که تمام مسلمانان باید در همه زمانها وحدت و برادری خود را حفظ کنند، افزود: همه مسلمانان شیعه و سنی همانند همیشه دست برادری به سوی هم دراز کنند و اختلافات جزئی را در بین خودمان برطرف کنیم.
ماموستا شیرزادی با ابراز رضایت و خوشحالی مبنی بر اینکه خوشبختانه وحدت و یکدلی در بین تمام مسلمانان کشور وجود دارد، افزود: امیدوارم خداوند متعال این برادری، امنیت و آرامش کنونی را از مردم ایران نگیرد و این وضعیت همچنان برقرار باشد.
به گفته وی، وحدت شیعه و سنی در کشور و استان کردستان در حد قابل قبولی وجود دارد و با وجود تمام توطئه افکنی های دشمنان استان ما الگویی برای وحدت در جهان است.
تنها راه نجات امت اسلامی از مشکلات، وحدت میان مسلمین است
مولوی امان الله برزگر امام جمعه اهل سنت سمیع آباد تربت جام، ضمن تبریک فرارسیدن ماه ربیع الاول یادآور شد: رسول مکرم اسلام مظهر مهربانی و عطوفت و تسلیم در برابر پروردگار است و تاسی به ایشان باعث رستگاری مومنان است.
وی با اشاره به نامگذاری برخی روزهای این ماه به هفته وحدت تنها راه نجات امت اسلامی از مشکلات را وحدت میان مسلمین دانست و تصریح کرد: خدا در سوره آل عمران امر به تمسک به ریسمان الهی و پرهیز از تفرقه کرده است زیرا که اگر مسلمانان همدل و همسو باشند، جامعه ای سالم و اسوه خواهیم داشت.
مولوی برزگر با تاکید بر اینکه تفرقه افکنان در جامعه مسلمانان آگاهانه یا جاهلانه مزدور و جیرهخوار مستکبران، ظالمان و دشمنان اسلام هستند و این افراد به خاطر دنیا پرستی به باورهای راهگشا و والای اسلام پشت پا میزنند، افزود: در این بین رسول الله (ص) و اهل بیت ایشان محور وحدت هستند به گونه ای که با پیروی از رهنمودهای این بزرگواران همیشه از حیله های دشمنان در امان خواهیم بود.
اصل وحدت، ضرورت راهبردی امت اسلام
* وحدت بین مذاهب اسلامی، خمیرمایه و جوهرهی انسجامبخشی به جبههی اسلام ناب و شکلگیری تمدن نوین اسلامی بوده و تنها نسخهی شفابخش برای التیام دردهای پیکر زخمآلود امت اسلام در فضای غبارآلود کنونی است. وحدت امت اسلامی از دیرباز، آرمان مصلحان صادق و پیشگامان دلسوز امت اسلامی بوده و برای تحقق آن با بیان و بنان خویش مجاهدتهای فراوان در عرصههای مختلف انجام نمودهاند وحتی در این راه از بذل جان دریغ ننمودهاند.
طلوع خورشید انقلاب اسلامی در ایران نقطه عطفی برای تحقق امت واحد اسلامی شد و رهبران آن راه نجات امت اسلامی را در وحدت و تقریب بین مذاهب اسلامی دانستهاند، تا امت اسلامی را از تلاطم امواج فتنهها و جداییهای ساختگی به ساحل امن وحدت و همبستگی و همگرایی برسانند. در این نوشتار کوشیده شده اندیشههای راهبردی حضرت آیتالله خامنهای در زمینهی وحدت تبیین شود.
* نسخه شفابخش امت اسلامی
وحدت از منظر حضرت آیتالله خامنهای نه امری تاکتیکی و استراتژی، بلکه یک اصل اسلامی است، در این زمینه میفرمایند: «نباید به وحدت به چشم تاکتیک نگاه کرد؛ وحدت یک اصل اسلامى است.»(۱) این بیان معظمله، علاوه بر تبیین حقیقت وحدت و خاستگاه دینی آن، پاسخ به آن دسته دیدگاههایی است که وحدت را یک امر صرفاً تاکتیکی یا استراتژیکی قلمداد مینمایند. لذا ایشان وحدت را از واجبات و ضروریات دین مبین اسلام معرفی مینمایند، «تقریب را لازم و واجب و ضروری و در جهت اهداف نظام اسلامی میدانیم.»(۲) و در کلام دیگری تصریح نمودهاند: «وحدت بین مسلمین، به صد دلیل واجب، و به صد دلیل ممکن است»(۳) و «تنها نسخه شفا بخش برای علاج دردهای جهان اسلام میباشد.»(۴)
به خاطر ضرورت واهمیت این موضوع و احاطهی همه جانبهی ایشان بر مسائل دنیای اسلام و با اهتمام کامل به تقریب مذاهب اسلامی میفرمایند: «بنده آرزویم این است که حیاتم در راه وحدت مسلمین باشد؛ مماتم هم در راه وحدت مسلمین باشد.»(۵) با توجه به اهمیت موضوع وحدت باید آن را صحیح و مطابق با آموزههای دینی معنا نمود و از سطحینگری در مورد آن اجتناب نمود. بنابراین برداشت صحیح از واژه وحدت و تقریب میتواند نقش ویژهای در تسهیل تقریب مذاهب اسلامی ایفا نماید.
* ماهیت وحدت اسلامی
رهبر انقلاب اسلامی معانی متعددی برای وحدت بیان نمودهاند، از آن جمله میتوان به این که وحدت یعنی: مقابله با دشمن و همدلی با همدیگر(۶)، تکیه بر مشترکات(۷)، همکاری فِرَق مسلمین با همدیگر و عدم معارضه و مضادّه آنها با هم(۸)، احساس برادری(۹)، نفی تنازع نه نفی اثبات عقیده(۱۰)، یکدلی عاطفی و سیاسی در مقابل دشمن(۱۱) اشاره نمود. در منظومهی فکری ایشان در زمینه وحدت بهطور مکرر برضروری بودن تحقق اتحاد بین مذاهب اسلامی تأکید و از تفرقه و فرقهگرایی به عنوان سهم مهلک امت اسلامی یاد شده است. از جمله ضرورتهایی که در کلام معظمله بیان شده میتوان به این موارد اشاره نمود: وحدت یک اصل اسلامی و قرآنی(۱۲)، شرط اصلى اعلاى کلمهی اسلام(۱۳)، فریضهای شرعی و عقلی و مقدس(۱۴)، زمینهساز همهی کارهای نیک(۱۵)، رمز پیروزی و اقتدار امت اسلامی(۱۶) و بزرگترین پیام سیاسی اسلام(۱۷) است.
هدف همهی انبیاء و رهبران الهی رساندن مردم به سعادت در پرتو تشکیل حکومت دینی است. اسلام، دینی است که اگر همه معتقدین به فرامین آن متحد شوند و از دشمنی و تقابلگراییهای ساختگی که نوعاً تولید شده بنگاههای تفرقهافکن استعمار و استکبار است، برحذر باشند، میتوانند زیر پرچم وحدت به اهداف تشکیل امت اسلام رهنمون شوند. حضرت آیتالله خامنهای در موارد متعددی به اهداف و کارکردهای وحدت اشاره نمودهاند که از آن جمله میتوان به: شالودهریزی و تکوین بنیانهای تمدن نوین اسلامی(۱۸)، خروج از سیطرهی سیاسی و اقتصادی دشمن(۱۹)، نجات امت اسلامی از سلطهی استکبار(۲۰)، قرار گرفتن وحدت در خدمت و در جهت حاکمیت اسلام(۲۱)، جلوگیری از مرعوب شدن دولت و ملتهای مسلمان در برابر استکبار(۲۲)، تشکیل امت واحده(۲۳)، جهانی شدن ارزشهای اسلامی(۲۴)، نقشآفرینی مسلمانان در عرصههای جهانی(۲۵)، پیشبردِ حرکت عمیق امت اسلامی به سمت پیروزی(۲۶)، دارای کارایی در برابر جبههی مقابل اسلام و امت اسلامی(۲۷) و اهداف بسیار دیگر که معظمله در بیانات مختلف به آنها اشاره نمودهاند.
* عوامل درونی ضد وحدت
عوامل و بسترهای ایجاد تفرقه در بین مذاهب اسلامی که برخی از عوامل درونی و برخی دیگر از عوامل بیرونی نشأت میگیرد، امروزه سبب انشقاق بین مذاهب اسلامی شده است که با آگاه شدن ملتها و خودباوری دولتهای اسلامی میتوان مانع از ایجاد تفرقه و شعلهور شدن آتش فتنه در جهان اسلام شد. از دیدگاه حضرت آیتالله خامنهای مهمترین عامل درونی ایجاد تفرقه پیروی کردن از شیطان است.(۲۸) جهان اسلام، تابع یک خدا، یک پیامبر و دارای یک کتاب است، لکن شیطان با وسوسهی خود در افکار و قلوب مسلمانان، از همین عوامل وحدت آفرین، عامل تفرقه میسازد.
جهالت و کجفهمی یکی دیگر از آسیبهای درونی وحدت مذاهب اسلامی است که رهبر انقلاب اسلامی بارها بر آن تأکید نمودهاند، ایشان میفرماید: «نمىخواهیم بگوییم اختلاف شیعه و سنى همیشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخیل بوده؛ بعضى از جهالتها، بعضى از تعصبها، بعضى از احساسات، بعضى از کجفهمیها دخالت داشته؛ لیکن وقتى استعمار وارد شد، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد.»(۲۹) جهالت از حقایق آموزههای دینی، سبب میگردد که از یک آموزه، تفسیرهای گوناگون و گاهی متناقض ارائه گردد. در سایهی این تفاسیر گوناگون، برخی سادهاندیشان، گروه مقابل خود را تکفیر مینمایند و خود را حق میپندارند. از اینجاست که زبان به تکفیر گشوده و اساس تفرقه در بین مسلمانان را بنیان مینهند.
همچنین غرور و خود برتربینی و تعصبات قومیتی و فرقهای و مذهبی سبب جنگافروزیهای فراوان در جهان اسلام شده است. به عبارتی، توهین به عقاید مذهبی و آداب قومی، یکی از عوامل اصلی در ایجاد تفرقه در جوامع اسلامی هستند. لذا رهبر انقلاب اسلامی آن را به عنوان خط قرمز نظام اسلامی معرفی مینمایند و تأکید میکنند: «خط قرمز از نظر نظام اسلامى و از نظر ما، عبارت است از اهانت به مقدسات یکدیگر. آن کسانى که نادانسته، از روى غفلت، گاهى از روى تعصبهاى کور و بیجا، چه سنّى و چه شیعه، به مقدسات یکدیگر توهین میکنند، نمیفهمند چه میکنند. بهترین وسیله براى دشمن همینها هستند؛ بهترین ابزار در دست دشمن همینها هستند؛ این خط قرمز است.»(۳۰)
* عوامل بیرونی ضد وحدت
عوامل بیرونی زیادی ناقض وحدت هستند، استعمار و استکبار نقش عمده و اصلی در ایجاد و استمرار تفرقه و دامن زدن به آن را برعهده دارد.(۳۱) برخی از حُکام و دولتهای اسلامی وابسته، خواسته یا ناخواسته در ایجاد و تزریق سهم مهلک تفرقه ایفای نقش مینمایند که اینها را هم باید از جمله آسیبهای بیرونی وحدت شمرد. رهبر انقلاب در تبیین این مسئله میفرمایند: «بخشی از سرزمینهای اسلامی، به حضور و تصرف ایادی شرک و کفر و استکبار آلوده شده و با سوء تدبیر و خباثت بعضی از حکام ممالک اسلامی، اختلافات تازه و برادرکشیهای بیسابقه در میان مسلمین پدید آمده است. این چیزی است که قلب هر مسلمان غیور و معتقد به عزت اسلام و وحدت مسلمین را جریحه دار میسازد.»(۳۲)
همچنین گروهها و جریانهای تکفیری دستساز استکبار جهانی که به طور بیسابقه و فزایندهای در حال رشد و نمو در بعضی جوامع اسلامی هستند، نقش پیادهنظام دشمن در اجرای اهداف آن را دارند.(۳۳) از جمله مذاهب جعلی در جهان اسلام، وهابیت است که در قرن اخیر در جهان اسلام پدید آمد و برخی از سادهاندیشان جهان اسلام را هم با خود همراه ساخت.
* آثار و پیامدهای تفرقه
بدون تردید تفرقه، پیامدها و آثار مخربی در بین جوامع اسلامی داشته است، «جنگ شیعه و سنّی برای دشمنان اسلام خیلی قیمت دارد. اختلاف و تفرقه میان امّت اسلامی موجب میشود که معنویت، طراوت، قدرت، شکوه و عظمت ائتلاف ملی شما را در هم بشکند و همانطور که قرآن فرموده است «وَتَذهَبَ ریحُکُم»(۳۴)».(۳۵) تفرقه سبب میگردد که قدرت جهان اسلام به تحلیل و ضعف سوق یابد، تسلّط و سیطرهی دشمنان بر کشورهای اسلامی هم از نتایج تفرقه بین ملتهای مسلمان است.(۳۶) به عبارتی دیگر، اختلاف و تفرقه شاهراه بزرگ نفوذ دشمنان در جوامع اسلامی است که تاکنون از این راه ضربات فراوانی بر پیکره امت اسلامی وارد نموده است، لذا معظمله هشدار دادند که: «امروز، بیشتر از همیشه باید به وحدت کلمه مسلمین اهمیت داد؛ چون اختلاف، راه همیشگی نفوذ دشمنان در جوامع اسلامی است.» (۳۷)
حکومتهای طاغوتی با استفاده از اختلافات مذهبی در عرصه سرزمینی، تلاش دارند که جامعه را به نزاع مشغول سازد تا خود به سادگی بر آنان مسلط گردد. استعمار پیر نیز از اصل «تفرقه بیانداز و حکومت کن» بسیار استفاده نموده است. لذا دشمنان وقتی در بین ملتهای مسلمان تفرقه ببینند، بدون تردید برای ضربه زدن در بین مسلمین طمع خواهند کرد.(۳۸) فشار، تحریم، تضعیف و تخریب برخی کشورهای اسلامی به خاطر تفرقه در جامعه اسلامی است.(۳۹)
* نتیجه
در جمعبندی باید گفت از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی راهبرد وحدت، لازمترین و واجبترین و حتی ضروریترین آرمان برای امت اسلامی محسوب میشود. رهبر انقلاب با آگاهی از زمانه و اوضاع جهان اسلام، تلاش دارند که جامعه اسلامی را به سوی وحدت آگاهانه سوق دهند و لذا بر امت اسلامی خصوصاً عالمان و حاکمان آن ضروری است که سطح آگاهی خویش را از این نسخه شفابخش و حیاتی ملتهای مسلمان افزایش داده و آن را به عنوان اصلی مسلم از اصول مترقی اسلام ناب پذیرفته و با ایمان به این که تحقق تمدن نوین اسلامی متوقف بر انسجام و اتحاد امت اسلامی هست تمام توان خویش را برای اجرایی شدن و گسترش آن به کار گیرند.
پانوشت:
۱) بیانات در دیدار رئیس جمهور موقت افغانستان و رهبران مجاهدان افغانی ۱۳۶۸/۰۷/۱۱
۲) بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۱۳۸۲/۲/۲۲
۳) بیانات در دیدار کارگزاران حج ۱۳۷۶/۱۲/۱۳
۴) بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفراى کشورهاى اسلامى ۱۳۹۴/۴/۲۷
۵) بیانات در دیدار جمعی از علماى اهل سنّت پاکستان ۱۳۷۲/۱۰/۲۷
۶) بیانات در دیدار میهمانان شرکتکننده در کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۶۸/۰۷/۲۴
۷) بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۹۲/۱۰/۲۹
۸) بیانات در دیدار میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۷۳/۶/۴
۹) بیانات در دیدار جمعی از روحانیون حوزههای علمیهی اهل سنت ۱۳۶۸/۱۰/۰۵
۱۰) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم و مسئولان و جمعی از شیعیان استان سرحدّ پاکستان ۱۳۶۸/۰۷/۱۹
۱۱) بیانات در دیدار کارگزاران حج ۱۶/۱۲/۱۳۷۵
۱۲) بیانات در دیدار رئیس جمهور موقت افغانستان و رهبران مجاهدان افغانی ۱۳۶۸/۰۷/۱۱
۱۳) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۶۸/۰۷/۰۵
۱۴) بیانات در دیدار میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۷۳/۶/۴
۱۵) بیانات در دیدار مسئولان استان سیستان و بلوچستان ۱۳۷۹/۸/۱۶
۱۶) بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضاعلیه السلام ۱۳۷۹/۱/۶
۱۷) بیانات در دیدار کارگزاران حج ۱۳۷۷/۱۱/۲۸
۱۸) بیانات در دیدار جمعی از دانشآموزان و دانشجویان ۱۳۷۳/۰۸/۱۱
۱۹) بیانات در دیدار شرکت کنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامى ۱۳۸۵/۵/۳۰
۲۰) پیام به کنگره بزرگداشت حضرت آیتالله العظمى بروجردى و علامه شیخ محمود شلتوت ۱۳۷۹/۱۰/۱۸
۲۱) بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدتاسلامی ۱۳۶۹/۰۷/۱۶
۲۲) بیانات در دیدار مسئولان و سفرای کشورهای اسلامی ۱۳۸۰/۹/۲۵
۲۳) بیانات در دیدار کاگزاران نظام ۱۳۷۸/۴/۱۰
۲۴) بیانات در مراسم بیعت طلاب و روحانیون ۱۳۶۸/۰۴/۰۴
۲۵) بیانات در دیدار جمعی از ائمهی جمعهی کشورهای نامیبیا، موزامبیک، آفریقای جنوبی و لسوتو ۱۳۶۸/۱۲/۰۳
۲۶) بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۸۶/۱/۱۷
۲۷) بیانات دردیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی ۱۳۸۹/۶/۱۹
۲۸) بیانات در دیدار مردم خرمآباد ۱۳۷۰/۰۵/۳۰
۲۹) بیانات در دیدار شرکتکنندگان در هماندیشى علماى شیعه و اهل تسنن ۱۳۸۵/۱۰/۲۵
۳۰) بیانات در دیدار مردم سقز ۱۳۸۸/۲/۲۹
۳۱) بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهاى اسلامى ۱۳۹۳/۳/۶
۳۲) انتصاب حجتالاسلام والمسلمین حاج سیّد احمد خمینی به سرپرستی حجاج ایرانی ۱۳۷۰/۰۱/۱۷
۳۳) بیانات در دیدار جمعی از روحانیون حوزههای علمیهی اهل سنت ۱۳۶۸/۱۰/۰۵
۳۴) سوره أنفال، آیه ۴۶
۳۵) ییانات در دیدار مردم زاهدان ۱۳۸۱/۱۲/۰۲
۳۶) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امیرالمؤمنین ۱۳۸۵/۵/۱۷
۳۷) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۶۸/۰۷/۰۵
۳۸) بیانات در دیدار شرکت کنندگان در همایش جهان اسلام ۱۳۸۲/۱۰/۲
۳۹) بیانات در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی ۱۳۷۹/۱۰/۷
«وقف» مصداق بارز باقیات الصالحات
وقف را باید نمونه ای از فرهنگ غنی اسلامی دانست که به واسطه آن زندگی در تمام سطوح و طبقاتی که هر کس قرار دارد به یکسانی می رسد. وقف یعنی ثروتمند به تهیدست می اندیشد و حتی برای حیات بهتر او و عاقبت خویش مالی از اموالش را در راه رضای خدا می بخشد. جامعه ای که در آن زندگی می کنیم هم فقیر داریم هم غنی؛ به مصداق: ای که دستت می رسد کاری بکن و با عنایت به روایات و آیات قرآن و سیره ائمه ی معصومین (ع) و برای خشنودی خداوند می بایست به هم نوع خود از هر طریقی که توانایی داریم یاری برسانیم.
در قرآن کریم سوره و یا آیه ای در مورد خصوص وقف و امثال آن نیامده است، بلکه به صورت کلی آیاتی درباره انفاق داریم به عنوان نمونه: لن تنالوا البرّ حتّی تنفقُوا مما تحبّون(ال عمران/۹۲) هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمیرسید مگر این که از آنچه دوست میدارید (در راه خدا) انفاق کنید، و آنچه انفاق میکنید، خداوند از آن آگاه است. این آیه شامل انفاقی که به طریق وقف و صدقة جاریه میباشد نیز میشود.
و ما تقدّموا لانفسکم من خیرٍ تجدوهُ عندالله هو خیراً و اعظمَ اجراً: آن چه را از کارهای نیک برای خود از پیش می فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهد یافت، و از خدا آمرزش بطلبید. عمومیت آیة فوق نیز وقف را شامل میشود
بدون شک برای انفاق، راههای گوناگونی وجود دارد که وقف یکی از مهم ترین مصادیق آن می باشد. در ضمن نیل به مقام ابرار ومقربین نیازمند انفاق از چیزهایی است که محبوب انسان است و معمولا دل کندن از آنها کاری بس دشوار به نظر می رسد به ویژه در وقف که موقوفه از ملکیت واقف خارج شده و به مالک حقیقی یعنی خداوند متعال واگذار می گردد.
بدین ترتیب باید گفت: وقف مصداق بارز باقیات الصالحات است.
۲. «لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر من امن بالله و الیوم الاخر والملائکه و الکتاب و النبیین و اتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل....»(بقره/ ۱۷۷)
[نیکوکاری آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب بگردانید،بلکه نیکی آن است که کسی به خداوند و روز باز پسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد ومال خود را با وجود دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان ودر راه ماندگان و....بدهد].
هنگام تعریف نیکی، خداوند به معرفی نیکان می پردازد تا مردم تنها به فراگیری مفاهیم بسنده نکنند. البته باید دانست که ریشه نیکی و نیکوکاری در اعتقاد و ایمان نهفته است. پس از اعتقاد و ایمان به اصول دین، خداوند به بیان اعمال صالح می پردازد و از بخشش مال شروع می کند و این بخشش نشان از عمق ایمان به مبدأ و معاد دارد،زیرا از آنچه به آن محبت دارد در راه خدا می دهد.
بدون شک وقف اموال نیز می تواند مصداق روشنی برای بر و نیکی به شمار آید.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) علاوه از این که به فقرا، ضعفا، مستمندان و قشرهای محروم اجتماع کمک می کردند،آیندگان را نیز فراموش نمی کردند وبا به جا گذاشتن صدقات و موقوفات زیادی از املاک و زمینها و اموال خویش،سنت حسنه وقف را پایه ریزی کردند.
امام صادق(علیه السلام) فرمود(من لا یحضره الفقیه / ج۴/ ص۱۸۲/ باب الوقف و الصدقه/ حدیث ۶۳۷).
۶ چیز است که شخص مومن پس از مرگش از آن بهره مند خواهد شد.
فرزند صالحی که برای او طلب آمرزش کند؛
قرآنی که از او باشد و مورد استفاده قرار گیرد؛
درختی که می نشاند؛
چاه آبی که احداث می نماید؛
و...چشمه آبی که در راه خدا جاری می کند؛.
فواید وقف
در وقف با اشاره به اینکه اصل مال باقی بوده و درآمد آن مصرف میشود، این شیوه باعث حفظ اموال و داراییها می شود، رشد تولید ملی را نیز به همراه خواهد داشت و در توزیع عادلانه درآمد ملی مؤثر است زیرا ثروتمندان، برخی از اموالشان را وقف میکنند که عواید آن، میان فقیران توزیع می شود؛ به این ترتیب، این ثروت به تمام افراد جامعه میرسد. وقف از جهاتی میتواند بر افزایش درآمد سرانه تاثیر داشته باشد؛ هم از جهت افزایش تولید ناخالص داخلی؛ یعنی به هر میزان که تولید ناخالص داخلی افزایش یابد، به همان میزان هم بر درآمد سرانه و هم بر قدرت خرید افزوده میشود. مهمتر از همه اینکه بخش وقف، بهترین تأثیر را میتواند بر روی اصلیترین عامل توسعه اقتصادی یعنی موجودی سرمایه انسانی داشته باشد.
تجلی روحیه انفاق، ایثار، فداکاری و نیکوکاری در قالب سنت حسنه وقف یکی از مهمترین راههای رسیدن به جایگاه مطلوب تمدن اسلامی است. از آنجا که وقف، سرمایهگذاری برای رفع نیازهای پایدار عامالمنفعه است، یک هویت اجتماعی دارد و با ایجاد ساختارهایی بر اساس نیاز جامعه و تبدیل مالکیت خصوصی به مالکیت جمعی و عمومی در قالب یک نهاد کلان اجتماعی در همه شئون جامعه از جمله فرهنگ، اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، امنیت و …موثراست.
در حیات اجتماعی کشور وقف کارکردهای موثری از جمله در خصوص تامین هزینههای ساخت و تعمیر مساجد، بقاع متبرکه، مدارس و بیمارستانها، برگزاری اعیاد و آیینهای مذهبی، کمک به بینوایان، دانشآموزان و تامین مسکن برای نیازمندان و اجاره زمینهای زراعی، باغات، مغازه ها و کارگاههای وقفی به پیشه وران و جویندگان کار داشته است.
چرا قرآن، غیبت را به خوردن گوشت مرده تشبیه کرده است؟
شیخ انصاری رحمهالله علیه غیبت را این طور تعریف کرده است که: غیبت عبارت است از سخن گفتن پشت سر مردم به کلام و بیانی که فرد غیبت شونده از آن کلام بدش میآید. بر این اساس، غیبت جزء گناهان کبیره است که در آیات قرآن کریم و احادیث رسیده از پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام به شدت از آن نهی شده است.
طبق احادیث و روایات، حقیقت غیبت این است که انسان درباره شخص دیگری مطلبی را بگوید که اگر او بشنود، خوش نمیدارد؛ چه این سخن درباره عیب و نقص او باشد که در خود فرد، بدن او یا شخصیت و دین و دنیای او وجود دارد و یا در چیزی باشد که به او وابسته باشد.
به همین علت است که در قرآن کریم، غیبت کردن به منزله خوردن گوشت برادر مرده دانسته شده است و خدای متعال در این باره میفرماید: «وَ لَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ؛ و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است)»
در مورد تمثیل غیبت کردن به خوردن گوشت برادر مرده چند دلیل عنوان شده است. ازجمله اینکه انسان مرده، جان ندارد تا بتواند از خودش دفاع کند و کسی که از او غیبت میشود، خودش حضور ندارد تا امکان دفاع کردن از خود را داشته باشد.
از طرف دیگر، غیبت کردن به منزله ریختن آبروی دیگری است و وقتی آبروی شخصی برود، دیگر نمیتوان آن را جبران کرد. این کار مانند این است که انسان بخشی از گوشت برادر مرده خود را بکند. چون آن فرد مرده و دیگر جان ندارد، بدنش هم امکان بازسازی و آورد گوشت تازه را ندارد. پس غیبت از این منظر نیز مانند خوردن و کندن گوشت از بدن برادر مرده است. در واقع غیبت چه از روی عمد باشد و یا غیرعمدی و از روی شوخی و مزاح، فرقی ندارد. وقتی آبروی کسی را با غیبت او برده باشیم این کار امکان جبران ندارد.
در روایتها و احادیث هم از غیبت کردن با تعابیر مختلفی یاد شده است. طبق روایتها کسی که غیبت میکند به عنوان بدترین مردم، منافق، شریک شیطان و منفورترین مخلوقات یاد شده است. در عین حال از غیبت هم با تعبیرهایی مانند خورشت سگهای اهل جهنم و عملی زشتتر از زنا نام برده شده است.
اما آیا گفتن بدی دیگران، هر کسی که باشد، غیبت او محسوب میشود؟ به عنوان مثال اگر ما بدی رفتار و ظلم دشمنان اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) را بگوییم، باز هم مرتکب غیبت آنها شدهایم؟
در این مورد نظر فقها این است که با استناد به آیههای قرآن کریم و حدیثهای ائمه اطهار (علیهم السلام)، اساس و دلیل حرام بودن غیبت و بد گفتن پشت سر دیگران، احترامی است که انسانها از جانب دین به دست آوردهاند. بر این اساس، افرادی که مؤمن نیستند و به خدای یکتا ایمان ندارند، به این علت که خودشان به اراده خود وارد حریم ایمان نشدهاند، احترامی از منظر ایمانی ندارند. به خصوص اینکه اگر آنها در حق اهل ایمان و به ویژه ائمه اطهار (علیهم السلام) ظلمی روا داشته باشند، غیبت این افراد روا خواهد بود.
بلکه حتی گفتن ظلم و اعمال بد آنها به منزله درس عبرت برای مؤمنان خواهد بود که موجب تبری از دشمنان خدا و دوستی با دوستان خدا خواهد شد.
آمادگی عربستان برای استقبال از عمرهگزاران خارجی
القدس العربی نوشت: عبدالرحمن شمس، نماینده وزارت حج و عمره عربستان در امور عمره، اعلام کرد: این وزارتخانه پس از موفقیت در برگزاری عمره با عمرهگزاران داخلی، آمادگی دارد تا از عمرهگزاران خارجی نیز استقبال کند.
عبدالرحمن شمس ، در گفتوگو با شبکه خبر عربستان سعودی با اشاره به اینکه شمار عمرهگزاران تا کنون به ۴۵ هزار نفر رسیده است، گفت: از آغاز مرحله دوم عمره تا کنون ۱۲۰ هزار نمازگزار نیز در نمازهای جماعت مسجدالحرام شرکت کرداند.
وی در خصوص چگونگی ثبتنام عمرهگزاران خارجی اظهار کرد: متقاضیان عمره از خارج از کشور باید از طریق شرکتهای زیارتی قابل اعتماد ثبتنام کنند و ورود به عربستان فقط به صورت کاروانی امکانپذیر است و ورود به صورت انفرادی قابل پذیرش نیست.
شمس با بیان اینکه اپلیکیشن «اعتمرنا» فقط مختص عمرهگزاران داخل عربستان است، از تلاشهای صورت گرفته برای ارائه اطلاعات نادرست با هدف فریب دادن و گمراه کردن عمرهگزاران خبر داد.
وی در زمینه ابتلا به بیماری کرونا در میان عمرهگزاران نیز گفت: تاکنون هیچ موردی از ابتلا به این بیماری ثبت نشده است و کارها براساس برنامهریزی پیش میرود و همکاری لازم با شرکتها و نمایندگان قابل اعتماد نیز برای استقبال از عمرهگزاران خارجی آغاز شده است.
برگزاری نماز جماعت صبح در مسجدالحرام از یکشنبه، ۲۷ مهرماه، آغاز شده است و بر اساس مرحله دوم انجام تدریجی عمره، ۴۰ هزار نمازگزار و ۱۵ هزار عمرهگزار در روز وارد مسجدالحرام میشوند که این تعداد ۷۵ درصد کل ظرفیت این مسجد را شامل میشود. همچنین روضه منوره حرم حضرت رسول(ص) نیز به روی زائران داخلی باز شده است.
مقامات عربستان از اول مهر ماه مجوز برگزاری عمره و زیارت مسجدالحرام را طی ۴ مرحله و به صورت تدریجی، همراه با اتخاذ تدابیر پیشگیرانه برای جلوگیری از ابتلا به کرونا صادر کردند.
دلایل صلح امام حسن گفتاری از حضرت آیت الله سبحانی
حضرت آیت الله سبحانی مرجع تقلید شیعیان کمک به محرومان را ویژگی بارز امام حسن مجتبی(ع) داسنت و گفت: این امام همام برای محرومان پناهگاهی بود و هیچ نیازمندی را محروم نمی کرد و اگر چیزی نداشت راهی برای روا شدن حاجت شخص نشان می داد.
وی با بیان اینکه شجاعت امام حسن(ع) کمتر گفته شده است، تصریح کرد: امام دوم شیعیان در جنگ جمل مانند سایر دلاوران نبرد می کرد در جنگ صفین هم کنار برادرش مشغول نبرد بود او انسان شجاع به تمام معنا بود.
آیت الله سبحانی اظهار داشت: او مورد علاقه همگان بود به گونه ای که سخت ترین دشمنان او که همان مروان بن حکم است در موقع دفن او بسیار گریه می کرد هنگامی که از گریه او سوال کردند پاسخ داد این فرد از لحاظ صبر و بردباری همانند این کوه ها صابر و بردبار بود.
ایشان افزود: دراسلام همین طور که قتال و جدال است راه دیگری هم به نام صلح است و خداوند به پیغمبر می فرماید اگر آنها گرایش به صلح نشان دادند تو هم صلح را بپذیر. همین رسول گرامی که در بدر و احد جنگ کرد در حدیبیه صلح کرد.
مرجع تقلید شیعیان گفت: امام امت باید مصالح و مفاسد را در نظر بگیرد و این یکی از علائم خاتمیت اسلام است لذا در عین اینکه جدال و قتال می کند به صلح هم دعوت می کند.
آیت الله سبحانی افزود: آن حضرت در درجه اول قیام را برعهده گرفت و تا مدتی به نبرد پرداخت اما احساس کرد که این جمعیت یاوران آمادگی نبرد ندارند و اگر نبردی رخ دهد جز اینکه امام را تنها بگذارند نتیجه دیگری ندارد و لذا فرماندهان را جمع کرد و گفت به ما پیشنهاد صلح کردند چه می گویید؟ آیا صلح کنیم یا به سوی جنگ پیش برویم؟ همه گفتند ما زندگی می خواهیم ما بقا می خواهیم نه فنا.
ایشان عنوان کرد: در همان زمان که امیرمومنان به شهادت رسید از طرف رم شرقی تصمیم به تسخیر مدینه داشتند در چنین شرایطی درگیری با معاویه نه تنها به صلاح طرف دیگر نبود بلکه به صلاح اسلام نیز نبود و لذا معاویه مجبور به صلح شد.
مرجع تقلید شیعیان ادامه داد: ارتش امام ترکیبی ناهماهنگ بود البته یک دسته جمعیت با امام رفیق بودند و حاضر بودند جان خود را در راه امام فدا کنند اما گروه دوم خوارج بودند و نظرشان محبت نبود بلکه عداوت با معاویه بود درواقع جنگ می کردند تا از معاویه انتقام بگیرند.
ایشان بیان داشت: دسته سوم کسانی بودند که اگر احساس می کردند دنیا به سوی امام است به طرف امام و اگر احساس می کردند دنیا به طرف دیگر است از امام جدا می شدند. دسته چهارم افراد دو دل بودند و اصلا نمی دانستند حق با معاویه است یا حق با حسن بن علی است و دسته پنجم که اکثریت بودند تابع روسا بودند.
آیت الله سبحانی گفت: اگر امام با این ترکیب ناهماهنگ ارتش به سوی شام حرکت می کرد، مسلما جز شکست نتیجه ای نداشت بنابراین مصلحت این بود که امام صلح کند اما صلح نامه اش بسیار دقیق و به نفع اسلام بود.
در آخرین روزهای وفات پیامبر(ص) چه گذشت؟
بیست و هشتم صفرماه سال یازدهم هجرت، سالروز رحلت پیامبر مهربانیهاست. روزی بسیار غمبار که یادآور رحلت پیامبر اسلام (ص) و شهادت نوه بزرگوار ایشان امام حسن مجتبی (ع) است. در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به روزهای آخر زندگی پیامبر اسلام صلیالله و علیه و آله.
توصیه به جلوگیری از بدعتها و فتنهها
پیامبر صلیالله علیه وآله پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست امام علی علیهالسلام را در دست گرفته بودند، همراه جمعی به قبرستان بقیع رفتند و برای اهل قبور استغفار کردند. سپس ایشان خطاب به حضرت علی علیهالسلام فرمودند:«جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه میکرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر اینکه اجل من نزدیک باشد» و پس از آن توصیه فرمودند:«اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده» پیامبر صلیالله علیه و آله برای پیشگیری از بدعتهای پس از رحلت خود نیز فرمودند:«ای مردم، آتش فتنه شعلهور شده و فتنهها مانند پارههای شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است» (۱)
پیامبر صلیالله علیه وآله پس از این هشدار به منزل «امسلمه» رفتند و دو روز در آنجا ماندند و گفتند:«خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم». پیامبرصلیالله علیه وآله روزی که به منزل خود رفتند جماعتی را به حضور طلبیدند و فرمودند: «مگر به شما امر نکردم که با جیش «اسامه» بروید؟ چرا نرفتید؟» ابوبکر گفت:«رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم». عمر گفت: «نرفتم؛ چون نمیتوانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم». رسول خدا صلی الله علیه وآله از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفتند و خطاب به اعتراضکنندگان فرمودند:«این چه سخنی است که درباره فرماندهی «اسامه» میشنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعنه میزدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است». رسول خدا صلیالله علیه وآله در بستر بیماری به عیادت کنندگان خود به طور مرتب میفرمودند:«سپاه اسامه را حرکت دهید».
اسامه چه کسی بود؟
اسامه فردی بود که در ماجرای فتح مکه همراه رسول خدا وارد کعبه شد و در غزوه حنین از معدود کسانی بود که پایدار ماند و پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله را در برابر دشمنان تنها نگذاشت. بزرگترین حادثه زندگی اسامه انتصابش به فرماندهی سپاه برای نبرد با رومیان بود که در آخرین روزهای زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله صورت گرفت. جوان بودن و سابقه برده بودن اسامه موجب شد که این انتصاب از طرف برخی مهاجران و انصار مورد استهزا قرار گیرد.(۲) پاسخ پیامبر صلیالله علیه وآله به صحابه نشان میدهد که آنها قبلا نیز از انتصاب «زید» پدر اسامه به فرماندهی سپاه در سریه موته نیز ناخشنود بودند. سپاه اسامه تا هنگام رحلت پیامبر اسلام از «جُرْف» حرکت نکرد. با اعلام خبر رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله اسامه از «جُرْف» حرکت کرد و بنا به بسیاری روایات اسامه در مراسم غسل پیامبر صلیالله علیه وآله حضور داشت.(۳) گفته شده اسامه در آن زمان (۱۸ تا ۲۰ سال) سن داشت.
ماجرای آخرین وصیت رسول خدا صلیالله علیه وآله
رسول خدا صلیالله علیه وآله در بستر بیماری بودند که فرمودند:«برای من قلم و دوات بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که با وجود آن هرگز گمراه نشوید» زنان از پس پرده گفتند:«خواسته پیامبر صلیالله علیه وآله را اجابت کنید» عمر گفت:«ساکت باشید» (۴)
بخاری در صحیح خود بی آنکه نامی از عمر ببرد مینویسد:«یکی از حاضران در مجلس، سخن حضرت را در حضورش رد کرد و گفت درد بر او غلبه کرده و نمیداند چه میگوید» و رو به حاضران گفت:«قرآن نزد شماست و همان ما را کفایت میکند»(۵)
پس از این در میان حاضران اختلافی به وجود آمد که باعث رنجش پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله شد. سپس ایشان خطاب به حاضران فرمودند:«برخیزید و بروید، نزاع در نزد من سزاوار نیست»
وداع پیامبر صلیالله علیه وآله با مردم
پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله در یکی از آخرین روزهای حیات مبارکشان، در حالی که حضرت علی علیهالسلام دست راست و فضل بن عباس دست چپ او را گرفته بودند به مسجد آمدند و برای مردم خطابهای را با این عبارت خواندند: «ای مردم طولی نخواهد کشید که من از میان شما به عالم بقا منتقل شوم. بنابراین به هرکس وعدهای دادم یا به هرکس مدیونم، آن را از من طلب کند تا به جای آورم. در این حال هیچکس پاسخی نداد تا سهبار پیامبر صلیالله علیه وآله تکرار کرد تا اینکه غلامی بنام «عکاشه» برخاست و حقی را از ایشان مطالبه کرد، به قصد انتقام از پیامبر صلیالله علیه وآله شلاقی آماده کردند؛ ولی همین که خواست قصاص کند، بر بدن حضرت افتاد و شروع به گریه کرد و گفت:«من با مسّ بدن تو خودم را از آتش دوزخ نجات میدهم»(۶)
سپس پیامبرصلیالله علیه وآله فرمودند:«ای بندگان خدا، جز از طریق اطاعت خدا کسی به خیری دست نیافته، از شرّ و بدیها دور نمیشود. کسی ادعا نکند که بدون عمل رستگار شده است. هیچ آرزومندی بدون تبعیت از احکام الهی رضای خدا را به دست نمیآورد. سوگند به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد، انسان از عذاب الهی جز از طریق رحمت خدا و عمل صالح نجات پیدا نخواهد کرد. منِ پیامبر هم اگر به گناه و معصیت آلوده شوم، هلاک خواهم شد.»
فاطمه سلام الله علیها و لحظه وداع با پدر
در لحظات آخر عمر پیامبر صلیالله علیه وآله، فاطمه سلامالله علیها بسیار گریان بود. پیامبر صلیالله علیه وآله او را به نزدیک خود طلبید و مطالبی را به او گفت: که فاطمه سلام الله علیها گریهاش شدت یافت. آنگاه مطلبی را به ایشان گفت: که حضرت زهرا تبسم کرد. (۷) ایشان بر پاسخ سؤال دیگران فرمودند که لحظۀ اول پیامبر صلیالله علیه وآله فرمودند: «در همین درد میمیرم» و در باب شادی و تبسماش فرمودند: «تو اولین کس از اهل بیت علیه السلام من هستی که به من ملحق میشود» و این بود که من تبسم کردم.
علت وفات پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله
دلایل بسیاری وجود دارد که رحلت پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله ناشی از خوراندن سم به ایشان بوده است. امام صادق علیهالسلام در این باره فرمودند:«چون پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله، ذراع (یا سر دست) گوسفند، را دوست داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند»(۸) در جای دیگری حضرت صادق علیهالسلام فرمودند:«پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمهای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود»(۹)
علاوه بر روایات شیعه در کتب اهل سنت نیز در این باره روایاتی ذکر شده است. به این ترتیب از مجموع روایات میتوان نظریه شهادت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله را تایید کرد. زمان مسمومیت ایشان، هم زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.
به خاکسپاری پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله
روح پاک و مقدس پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله در نیمروز دوشنبه ۲۸ صفرماه در حالی که در دامن امام علی علیهالسلام بود به سوی پروردگار خویش بازگشت. پس از رحلت پیامبر اسلام در حالى که عدهاى از سران و سیاست مداران مهاجر و انصار در سقیفه بنى ساعده گرد آمده و درباره جانشینى آن حضرت مجادله و منازعه میکردند، حضرت على علیه السلام به اتفاق برخى از عموزادگان خویش به غسل دادن و کفن کردن بدن مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله پرداخت.
امام باقرعلیهالسلام دراین زمینه چنین میفرمایند: «مردم روز دوشنبه و شب سه شنبه را بر بدن آن حضرت نماز میخواندند، و عموم مردم حتی خواص و نزدیکان حضرت بر بدن مبارک نماز خواندند، اما هیچیک از اهل سقیفه بر غسل و کفن و دفن حضرت حاضر نشدند. امیرالمومنین علیهالسلام بریده اسلمی را برای خبر دادن نزد آنان فرستاد، ولی اعتنایی نکردند و بعد از دفن آن حضرت بیعت آنان هم تمام شد»(۱۰)
توصیف حضرت علی علیه السلام از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله
امام علی علیه السلام در توصیف رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله جملات جانسوزی را بیان کردهاند:«پدر و مادرم فدایت ای پیامبر خدا، با مرگ تو رشتهای پاره شد که در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانی بود. مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلّی دهنده است یعنی پس از مصیبت تو دیگر مرگها اهمیتی ندارد و از طرفی این یک مصیبت همگانی است که عموم مردم به خاطر تو عزادارند. اگر نبود که امر به صبر و شکیبایی فرمودهای و از بیتابی نهی نمودهای آن قدر گریه میکردم که اشک ایم تمام شود. و این درد جان کاه همیشه در من میماند و حزن و اندوهم دائمی میشد. که همه این ها در مصیبت تو کم و ناچیز است». همچنین آن حضرت در توصیف رحلت پیامبر فرمودند: «فضَجَّتِ الدّارُ الافنیةُ؛ گویا در و دیوار خانه فریاد میزد». (۱۱)
پینوشت:
۱. شیخ مفید، الارشاد، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۳۹۹ه.ق ص ۹۷
۲.الملل و النحل، ج۱، ص۲۳
۳. تاریخ طبری، ج۲، ص۲۳۸
۴.الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۲۴۳ و ۲۴۴، چاپ بیروت
۵. صحیح بخاری باب کتابه العلم من کتاب العلم : ۱/۲۲
۶. امالی شیخ صدوق، ۵۰۶
۷. ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۳۸
۸. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ ش، ج ۶، ص ۳۱۵، ح ۳
۹. محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۵۰۳
۱۰. مناقب ابن شهرآشوب، ج۱ ص۲۹۷
۱۱. نهج البلاغه (صبحى صالح)، خطبه ۱۹۷































