seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

در سالروز بیعت تاریخی همافران در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷(۱)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش ‌آمدید برادران عزیز از نیروی هوایی و نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران. امروزیک بار دیگر خاطره‌ی مبارک و باشکوه نوزدهم بهمن سال ۵۷ تجدید میشود. اهمّیّت روز نوزدهم بهمن بیشتر از این جهت است که در این روز یک پرچمی برافراشته شد، یک پایه‌ای گذاشته شد که این توانست خطّ سیر ارتش جدید را تعیین کند. ارتش جمهوری اسلامی در واقع همان خطّی را حرکت کرد که آن روز آن جوانها آمدند در مدرسه‌ی علوی و آن حماسه‌ی شجاعانه را آفریدند. در واقع نوزدهم بهمن باید روز تولّد ارتش جدید ایران شناخته بشود. شاید بتوان گفت که آن عاملی که توانست افراد متعدّدی، شخصیّت‌های برجسته‌ای را از درون ارتش به میدان انقلاب بکشاند، همین حرکت این جوانها در روز نوزدهم بهمن بود. شخصیّت‌هایی بودند در داخل ارتش در رده‌های مختلف ــ از همافری و درجه‌داری تا درجات بالاتر و افسر ارشد ــ که اینها دلشان با مردم بود، دلشان با انقلاب بود لکن در درون ارتش، اینها توان و فرصت و زمینه‌ی بُروز و ظهور نداشتند؛ آن عاملی که توانست اینها را بکشاند و در این سطح عالی قرار بدهد، همین حرکت شجاعانه بود. افرادی مثل شهید نامجو، شهید صیّاد، شهید بابایی، شهید ستّاری، شهید کلاهدوز، شهید فلّاحی و افراد دیگر ــ شهدای بزرگی که بعضی‌شان از نام‌آوران شهدای جمهوری اسلامی در طول زمان محسوب میشوند ــ از دل ارتش بیرون آمدند، در مقابل چشمها قرار گرفتند و نقش قهرمان را ایفا کردند. به احتمال زیاد عاملی که توانست اینها را این‌جور وارد میدان بکند، همان حرکت سه روز پیش از پیروزی انقلاب جوانها بود؛ این جوانها، جوانهای نیروی هوایی سه روز قبل از پیروزی انقلاب در بحبوحه‌ی خطر این حرکت را انجام دادند.

چند خصوصیّت هست که بنده همیشه در صحبتها روی آنها تکیه میکنم؛ هر چند خصوصیّت، در این حرکت وجود داشت. یکی «شجاعانه بودن» این حرکت [بود]؛ شجاعت خیلی مهم است. اینکه یک انسانی این دل و جرئت را داشته باشد که وارد عرصه‌ی سخت بشود، خیلی مهم است؛ این حرکت، حرکتِ شجاعانه‌ای بود. هیچ‌ کس آن روز نمیدانست که سه روز بعد از این، نظام ساقط خواهد شد، رژیم پهلوی ساقط خواهد شد؛ کسی این را نمیدانست. ممکن بود همه‌ی‌ آنها به اعدام محکوم بشوند؛ [آنها] شجاعت نشان دادند.

یکی «بهنگام بودن» [این] حرکت بود؛ بعضی از حرکتها خیلی خوب است، شجاعانه است امّا در وقت خودش انجام نمیگیرد. حرکت توّابین در چند سال بعد از شهادت سیّدالشهدا (علیه السّلام) در کوفه حرکت خوبی بود امّا بهنگام نبود؛ آن روزی که باید اینها می‌آمدند و امام حسین را یاری میکردند، نیامدند؛ بعد پشیمان شدند، آمدند، اقدام کردند، همه‌ هم کشته شدند، میدان هم میدان سختی بود امّا خب چه فایده؟ بوقت باید وارد شد، حرکت را بهنگام و در لحظه باید انجام داد. حرکت این جوانها بهنگام بود، در لحظه بود. اینهایی که عرض میکنیم فقط صِرفاً برای این نیست که از یک جمعی تمجید کرده باشیم؛ برای این است که ما امروز هم به همینها احتیاج داریم.

یک خصوصیّت دیگری که در این حرکت وجود داشت و بسیار باارزش بود، «محاسبه‌شده بودن و عقلانی بودن» [بود]؛ محاسبه شده بود، نشسته بودند، فکر کرده بودند، کار کرده بودند. از نوع حرکت پیدا بود که این یک حرکت آنیِ تصمیم‌گیری‌شده‌ی در لحظه نبود؛ روی آن فکر شده بود، کار شده بود، مطالعه شده بود. معلوم بود؛ ما که شاهد قضیّه بودیم، میفهمیدیم که قبلاً نشسته‌اند و این کار را محاسبه کرده‌اند. حرکت انقلابی به این احتیاج دارد؛ بعضی‌ها خیال میکنند حرکتهای انقلابی بدون محاسبه است، نقطه‌ی مقابلِ عقلانی بودن است؛ این پندار غلطی است. حرکت انقلابی بیش از هر حرکت دیگری به محاسبه و به عقلانیّت احتیاج دارد. این هم یک خصوصیّت.

خصوصیّت دیگر این بود که «از غفلت دشمن استفاده کردند»؛ یعنی اگر دستگاه‌های ضدّاطّلاعات آن روز و فرماندهان سطح بالای ارتشِ پادشاهی میخواستند حدس بزنند که یک حرکتی از درون ارتش ممکن است به نفع انقلاب انجام بگیرد، دیرترین جایی که به ذهنشان میرسید، نیروی هوایی بود؛ چون به نیروی هوایی میرسیدند، [به حرکت آنان] فکرشان نمیرسید. فَاَتاهُمُ اللهُ مِن حَیثُ لَم یَحتَسِبوا؛(۲) از جایی که گمان نمیکردند ضربه را خوردند. این برادران ما، این جوانهای آن روز، از غفلت دشمن استفاده کردند و این حرکت را انجام دادند.

خب این حرکت به اعتقاد راسخ این حقیر به ارتش ایران هویّت داد. در دوران آن رژیم، نقشه‌ی کلّی این بود که ارتش ایران در ذیل دستگاه نظامی آمریکا تعریف بشود؛ استقلالی وجود نداشت. سازمان، سازمان آمریکایی؛ سلاح، سلاح آمریکایی؛ محدودیّت دسترسی به سلاح به اجازه‌ی آمریکا؛ یعنی اف‌چهارده داده بودند امّا استفاده‌ی از اف‌چهارده را که کجا باید بشود، آمریکا باید اجازه میداد؛ مثلاً [اینکه] تعمیر هواپیمای پیشرفته در کجا باید انجام بگیرد،‌ تعویض قطعه در کجا باید انجام بگیرد، این در اختیار نیروی فنّی ایرانی نبود، [در اختیار] آمریکایی بود. من بارها در این جلسه گفته‌ام(۳) که قطعه‌ی خراب‌شده را میگذاشتند در هواپیما، میبردند آمریکا، با قطعه‌ی درست تغییر میدادند برمیگرداندند ایران؛ اجازه نمیدادند که قطعه در اینجا تعمیر بشود. یعنی حقیقتاً ارتش در ذیل ارتش آمریکا و سازمان نظامی آمریکا باید تعریف میشد. انتصابات مهم، آمریکایی؛ سلاح، آمریکایی؛ آموزش، آمریکایی؛ محلّ مصرف شدن این ارتش، آمریکایی. حتّی از مسئولان کشور هم اجازه نمیگرفتند. یک جایی خواندم که محمّدرضا میگوید آمریکایی‌ها آمدند ارتش را بردند‌ استفاده کردند، به من خبر هم ندادند؛ اجازه که نگرفتند هیچ، خبر هم نداده بودند به شاه که این بخش از ارتش را بردیم استفاده کردیم. [جایگاه] ارتش این‌جوری بود.

یکی از اعتراضهای امام (رضوان ‌الله ‌علیه) در نطقی که ایشان در سال ۴۳ کرد در اعتراض به کاپیتولاسیون، همین بود؛ همین که به ارتش اهانت میشود.(۴) یعنی واقعاً کاپیتولاسیون همین‌جور بود. کاپیتولاسیون معنایش این است: وقتی یک دولتی، کشوری با یک کشور دیگری قرارداد کاپیتولاسیون امضا میکنند، معنایش این است که [فرد] نظامی، یا شخصیّت آن دولت اگر جرمی در این کشور کرد، نباید اینجا محاکمه بشود؛ این را آمریکایی‌ها تحمیل کردند بر نظام پادشاهی آن روز! این عناصر ضعیف ما از پادشاه گرفته تا عضو مجلس سنا،‌ تا عضو مجلس شورای ملّی آن روز، تا شخصیّت‌های برجسته‌ی دولتی امثال عَلَم و هویدا و امثال اینها همه امضا کردند که یک شخص آمریکایی ــ هر کسی میخواهد باشد ــ در ایران اگر جرمی انجام داد نباید محاکمه بشود؛ این معنایش این بود که اگر یک گروهبان آمریکایی زد توی گوش یک افسر ارشد ایرانی، مثلاً توی گوش یک سرهنگ، آن سرهنگ که حق ندارد مقابله به مثل کند ــ آن که هیچ ــ امّا این افسر هم اینجا محاکمه نباید بشود؛ او را باید ببرند آمریکا آنجا یک دادگاهی رسیدگی کند ببیند ایشان کار بدی کرده یا کار خوبی کرده! ذلّت از این بالاتر؟ این را امام اعتراض کرد.

امام در آن نطق، به این سلطه‌ی ذلّت‌آور آمریکا بر ارتش ایران و بر حکومت ایران و بر کشور ایران اعتراض کردند. انقلاب آمد به ارتش هویّت داد؛ ارتش هم شایستگی خودش را نشان داد و شد یک ارتش سرافراز و مستقل. اتّفاقاً تجربه‌ی دفاع مقدّس پیش آمد و ارتش در صفوف مقدّم دفاع مقدّس حضور پیدا کرد؛ شهید داد، مبارزه کرد، فعّالیّت کرد که بنده در صحبتها مکرّر خاطرات زیادی از این قضیّه نقل کرده‌ام. امروز هزاران ستاره‌ی درخشان، از قبیل صیّاد و بابایی و ستّاری و امثال اینها، در عرصه‌ی تاریخ کشور ما میدرخشند؛ [اینها] شخصیّتهای برجسته‌اند.

امروز ارتش چه‌کار باید بکند؟ من این سؤال را مطرح میکنم: امروز مهم‌ترین وظیفه‌ی ارتش چیست؟ پاسخ این است که امروز مهم‌ترین وظیفه‌ی ارتش، تقویت خود است؛ تقویت خود، این مهم‌ترین وظیفه‌ی ارتش است. ارتش، هم از لحاظ نیروی انسانی، هم از لحاظ تسلیحات، هم از لحاظ آموزش، هم از لحاظ آمادگی رزمی، آمادگی دفاعی، باید تقویت کند خودش را. آن روزی که درگیری وجود ندارد، مهم‌ترین وظیفه‌ی سازمانهای نظامی این است: نگاه کنند و نقاط ضعف را، رخنه‌ها را، آسیب‌پذیری‌هایی که احیاناً در مجموعه‌ی سازمان وجود دارد، پیدا کنند، روی اینها کار کنند، [خود را] تقویت کنند؛ ارتش روزبه‌روز باید خودش را تقویت کند. این نهضت نوآوری، ساخت نوآورانه که چند سال است شروع شده ــ چه در وزارت دفاع، چه در ارتش، چه در سپاه ــ باید ادامه پیدا کند. خوشبختانه سازمانهای نظامی ما و همچنین صنعت نظامی ما لیاقت خودشان را ثابت کردند، نشان دادند که میتوانند کارهای بزرگی انجام بدهند. از آن کارهای بزرگی که تا حالا انجام دادید، بزرگ‌ترش را هم میتوانید انجام بدهید؛ باید دفاع از کشور، سرلوحه‌ی خواسته‌های شما باشد، و این ممکن نمیشود مگر با تقویت سازمانهای ارتشی. با همان روحیه، با همان سلحشوری، با همان شجاعت، با همان ابتکار و محاسبه‌ی درست که [حرکت] نوزدهم بهمن به ما یاد داده، در میدان تقویت ارتش جمهوری اسلامی بایستی ان‌شاء‌الله پیش بروید و کارها را دنبال کنید.

و امّا بحث مذاکره؛ چند وقت است می‌شنوید در روزنامه، در فضای مجازی، در سخنان این و آن، بحث میشود از مذاکره‌ی دولت. خب، آنچه مورد بحث این بحث‌کنندگان است ــ چه در داخل، چه در خارج ــ مذاکره‌ی با آمریکا است. اسم مذاکره را می‌آورند که «آقا! مذاکره چیز خوبی است»، انگار کسی مخالف با خوب بودن مذاکره است! امروز وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران یکی از پُرکارترین وزارتخارجه‌ها است. کارش همین است دیگر؛ با کشورهای دنیا ــ شرقی، غربی، همه‌جور ــ مذاکره میکنند، رفتوآمد میکنند، حرف میزنند، قرارداد میبندند؛ استثنائی که وجود دارد آمریکا است. البتّه رژیم صهیونیستی را اسم نمی‌آورم، چون دولت نیست؛ رژیم صهیونیستی یک باند جنایتکاری هستند که آمدند یک سرزمینی را غصب کردند، دارند جنایت میکنند؛ او محلّ کلام نیست. استثنا آمریکا است.

چرا استثنا است؟ علّت چیست؟ اوّلاً مذاکره‌ی با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ این را باید ما درست بفهمیم. اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل میشود؛ نخیر، از مذاکره‌ی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دهه‌ی ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم ــ البتّه آمریکا تنها نبود؛ چند کشور دیگر هم بودند، لکن محور آمریکا بود، عمدتاً آمریکا بود ــ دولت آن روز ما نشست مذاکره کرد، رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفتگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همه‌کار کردند، یک معاهده‌ای هم تشکیل شد؛(۵) در این معاهده، طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل، امّا همان معاهده را آمریکایی‌ها عمل نکردند؛ همین شخصی که حالا الان سر کار است،(۶) این معاهده را پاره کرد؛ گفت پاره میکنم و کرد؛ عمل نکردند. قبل از این هم که او بیاید، همانهایی که این معاهده با آنها انجام گرفته بود به معاهده عمل نکردند؛ معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، [امّا] تحریمهای آمریکا برداشته نشد. در مورد سازمان ملل هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالای سر ایران وجود داشته باشد.(۷) این معاهده، محصول مذاکره‌ای است که به نظرم دو سال ــ یا بیشتر یا کمتر ــ طول کشید. خب این تجربه است دیگر؛ از این تجربه استفاده کنیم. مذاکره کردیم، امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، امّا نتیجه‌ای را که مقصودمان بود به دست نیاوردیم؛ همین معاهده را هم با همه‌ی این نقصهایی که داشت، طرف مقابل باز خراب کرد، نقض کرد، پاره کرد. با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.

ما البتّه مشکلاتی در داخل داریم؛ کسی منکر وجود مشکلات نیست. در معیشت مردم، مشکلات فراوانی هست و تقریباً اغلب قشرهای مردم ابتلائاتی دارند، مشکلاتی دارند؛ لکن آن چیزی که این مشکلات را برطرف میکند، عامل داخلی است. عامل داخلی عبارت است از همّت مسئولان متعهّد و همراهی ملّت متّحد؛ یعنی همین چیزی که در راهپیمایی ان‌شاءالله ملاحظه خواهید کرد: اتّحاد مردم. راهپیمایی بیست‌ودوّم بهمن، هر سال، مظهر اتّحاد ملّی در کشور ما است. ملّت بصیر و مسئولان خستگی‌ناپذیر؛ این [عامل] است که مشکلات ما را برطرف میکند. مسئولان مشغولند، بحمدالله کارهایی دارند میکنند و بنده بسیار امیدوار هستم که همین دولت محترم بتواند مشکلات معیشتی مردم را لااقل کم کند و سختی‌ها را برطرف کند.

آمریکایی‌ها نشسته‌اند دارند نقشه‌ی جهان را روی کاغذ تغییر میدهند! البتّه فقط روی کاغذ است، در واقعیّت هیچ‌گونه واقعیّتی ندارد. درباره‌ی ما هم نظر میدهند، حرف میزنند، اظهارنظر میکنند، تهدید میکنند؛ ما اگر تهدیدمان بکنند، تهدیدشان میکنیم؛ اگر این تهدید را عملی کنند، ما هم تهدید را عملی میکنیم؛ اگر به امنیّت ملّت ما تعرّض کنند، ما هم به امنیّت آنها تعرّض خواهیم کرد؛ بدون تردید. این، رفتارِ فراگرفته‌ی از قرآن و دستور اسلام است و وظیفه‌ای است که بر عهده‌ی ما است. امیدواریم خدای متعال ما را در انجام وظایفمان موفّق بدارد.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته

 
در ابتدای این دیدار ــ که در سالروز بیعت تاریخی پرسنل نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی (قدّس سرّه الشّریف) در نوزدهم بهمن ۱۳۵۷ برگزار شد ــ سرتیپ حمید واحدی (فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران) گزارشی ارائه کرد.
سوره‌ی حشر، بخشی از آیه‌ی ۲؛ «... و[لی‌] خدا از آنجایی که تصوّر نمیکردند بر آنان درآمد ...»
از جمله، بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، (۱۳۸۲/۱۱/۱۹)
صحیفه‌ی امام، ج ۱، ص ۴۱۵؛ سخنرانی در جمع مردم (۱۳۴۳/۸/۴)
قرارداد موسوم به «برجام»
دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا)
اشاره به «سازوکار حلّ اختلاف» یا «مکانیسم ماشه» که بر اساس آن، در صورت شکایت یکی از طرفهای برجام به سازمان ملل مبنی بر عدم اجرای تعهّدات، همه‌ی قطعنامه‌های شورای امنیّت علیه جمهوری اسلامی ایران به صورت خودکار فعّال خواهد شد و برای کشورهای عضو سازمان لازم‌الاجرا میشود.

رئیس اقلیم کردستان با توصیف ایران به‌عنوان «متحد مهم» اربیل، گفت: «داشتن روابط قوی با ایران برای تقویت ثبات منطقه ضروری و مهم است.»

«مجید تخت‌روانچی» معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز دوشنبه با مقامات ارشد اقلیم کردستان دیدار و درباره تحولات عراق، منطقه و همچنین راهکارهای تقویت روابط اربیل و تهران گفت‌وگو کرد.

طبق گزارش شبکه «روداو» عراق، معاون وزیر امور خارجه ایران پس از دیدار با «نچیروان بارزانی» رئیس اقلیم کردستان، با تأکید بر ارزش‌های مشترک فراوانی که ایران و اقلیم کردستان را به هم متصل می‌کند، گفت: «مذاکرات گرم و خوبی انجام دادیم».

بارزانی نیز، ایران را «متحد مهم» توصیف کرد و بر «روابط تاریخی» اربیل و تهران که «بر اساس اصول حسن همجواری و منافع مشترک برقرار شده است» تأکید کرد.

وی افزود: «داشتن روابط قوی با ایران برای تقویت ثبات منطقه ضروری و مهم است.»

بارزانی همچنین با تأکید بر تعهد اقلیم کردستان به تقویت صلح و ثبات منطقه‌ای، اعلام کرد که اقلیم «منبع تهدیدی برای همسایگان خود به ویژه ایران نخواهد شد.»

 

بارزانی: ایران متحد مهم ماست/ داشتن روابط قوی با ایران برای تقویت ثبات منطقه ضروری است
کنفرانس خبری بارزانی و تخت‌روانچی

 

تخت‌روانچی همچنین در دیدار با «مسرور بارزانی» نخست وزیر اقلیم کردستان، در مورد تحولات منطقه و راه‌های تقویت روابط اقتصادی و تجاری بین اربیل و تهران گفت‌وگو کرد.

همچنین تخت روانچی با «مسعود بارزانی» رهبر حزب دمکرات کردستان دیدار و گفت‌وگو کرد.

گفت‌وگوهای دیپلمات ایرانی در اربیل به ویژه پس از دیدارهای روز یکشنبه او در بغداد، جایی که او با مقامات عراقی از جمله «قاسم الاعرجی» مشاور امنیت ملی و «محسن المندلاوی» معاون رئیس پارلمان دیدار کرد، صورت می‌گیرد.

تخت‌روانچی درباره دیدارهای خود در بغداد اظهار داشت که با مقامات عراقی «درباره موضوعات حیاتی و مهم» بین ایران و عراق «در این برهه پرچالش برای غرب آسیا» تبادل نظر کرده است.

او در بغداد با «محمد حسین بحرالعلوم» همتای عراقی خود نیز دیدار کرد. تخت روانچی درباره این دیدار در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت که این ۲ مقام «هفتمین نشست رایزنی سیاسی بین ۲ کشور» را برگزار کردند.

رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی ماموریت ویژه به دستگاه‌های تبلیغاتی، رسانه‌ای، آموزشی و فعالان فضای مجازی تبیین کردند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای صبح امروز در سالروز قیام عظیم مردم تبریز در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ در دیدار هزاران نفر از مردم این شهر، «ایمان، غیرت دینی، پیشتازی و الگوسازی» را از خصوصیات مستمر مردم آذربایجان و تبریز خواندند و گفتند: مردم با وجود مشکلات و توقعات به حقی که دارند در راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن نشان دادند که تحرکات و تهدیدات نرم‌افزاری دشمن برای دستکاری افکار عمومی و ایجاد اختلاف و تردید، تاکنون بی‌اثر بوده و همه رسانه‌ها، صاحبان اندیشه و بیان و قلم، اصحاب هنر و دانش و آموزش و آحاد جوانان فعال در فضای مجازی باید همه توان خود را به میدان بیاورند تا دفاع موفق نرم‌افزاری ملت در مقابل طرح‌های پیچیده دشمن استمرار یابد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،‌ ایمان و روحیه جوانان امروز تبریز را میراث قیام‌آفرینان ۲۹ بهمن ۵۶ خواندند و افزودند: جوان امروز، دوستان و دشمنان را می‌شناسد و در مقابل عربده‌های یک نفر از آن طرف و زوزه‌های یک نفر از این طرف، به دور از ترس و انفعال، احساس قدرت می‌کند و در مقابل حوادثی که افراد کارکشته عرصه سیاست را متزلزل میکند، مثل کوه ایستاده‌ است.
ایشان آگاهی جوانان آذربایجان از خصوصیات حادثه عظیم ۲۹بهمن و بوجودآورندگان آن را ضروری برشمردند و این شناخت را مانع غلبه روایت‌های غلط دشمن بر اذهان خواندند.
رهبر انقلاب از آذربایجان و تبریز به عنوان سد مستحکم ایران در مقابل تعرض بیگانگان یاد کردند و با اشاره به جمله‌ای از ستارخان مبنی بر اینکه «زیر هیچ بیرقی جز بیرق ابالفضل العباس نمی‌روم»، گفتند: تبریزی‌ها در موارد متعدد با صبر و ایستادگی و ایمان دشمنان را مجبور به فرار کردند.
ایشان با اشاره به تلاش برخی افراد منحرف و وابسته به دستگاه‌های رژیم طاغوت برای تبدیل هویت آذربایجان به هویتی غیراسلامی، گفتند: آنها با تکیه بر خصوصیات قومی و نگاه ضددینی و اصطلاحاً سکولار، درصدد تغییر هویت حقیقی مردم آذربایجان بودند که ناکام ماندند و در همان دوران، تبریز با تقدیم گوهرهای درخشانی مانند علامه طباطبایی، علامه امینی و استاد شهریار، نام و اعتبار ایران را بالا برد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «ایمان اسلامی» و «غیرت دینی» مردم تبریز را دو عامل اصلی قیام ۲۹بهمن دانستند و گفتند: بزرگی آن قیام فقط به این نیست که رژیم طاغوت را مجبور کرد تانک به خیابان‌ها بیاورد، بلکه عظمت آن حادثه به این است که برای همه ملت الگو شد و مردم شهرهای مختلف را به میدان مبارزه آورد.
ایشان «پیشتازی» در مسائل و حوادث مختلف را دیگر خصوصیت مردم تبریز خواندند و گفتند: میراث گرانقدرِ ایستادگی، احساس توان و قدرت و دوری از انفعال که امروز در دیار آذربایجان می‌بینیم، یادگار آن دوران است و باید برای پیشرفت کشور به آن تکیه کرد.
«الگوسازی» از دیگر ویژگی‌های مردم تبریز بود که رهبر انقلاب در تبیین آن به تجلیل از شهدای گرانقدری مانند ثقه‌الاسلام، شیخ محمد خیابانی، ستارخان، باقرخان و شهیدان سرافراز آذربایجان در دفاع مقدس از جمله شهیدان باکری پرداختند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیشتازی تبریز بعد از اصفهان را در تقدیم تعدادی زیادی از علمای بزرگ یادآور شدند و گفتند: این دو شهر در پرورش علمای برجسته، نمونه هستند.
ایشان سطح توان دفاعی ایران را در مقابل تهدیدات سخت، عالی خواندند و گفتند: دوستان و دشمنان ما هم این واقعیت را می‌دانند و ملت هم از این لحاظ احساس امنیت می‌کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: بنابراین، مسئله امروز ما تهدید سخت‌افزاری دشمن نیست بلکه تهدید نرم‌افرازی است.
رهبر انقلاب، معنای تهدید نرم‌افزاری را دستکاری افکار عمومی، ایجاد اختلاف و ایجاد تردید در «محکمات انقلاب اسلامی و ضرورت پایداری در مقابل دشمن» دانستند و گفتند: بدخواهان به این نتیجه رسیده‌اند که راه فائق آمدن بر ملت ایران و عقب راندن جمهوری اسلامی از مواضع قدرتمندانه خود، بکارگیری تهدیدهای نرم‌افزاری است که البته تا امروز موفق نبوده و نتوانسته‌اند با وسوسه‌های خود، ملت و جوانان ایران را از عزم و حرکت بازدارند.
ایشان راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن را نشانه‌ای آشکار از کارساز نبودن تهدیدهای نرم‌افزاری خواندند و افزودند: حضور با شکوه و با عظمت آحاد مردم آن هم پس از گذشت ۴۶ سال از پیروزی انقلاب، امری بی‌نظیر در دنیا است و مردم نشان دادند که مشکلات و توقعات بحقی که دارند، مانع حضور آنها برای دفاع از انقلاب نمی‌شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر استمرار مقابله با نیرنگ‌های دشمن، گفتند: مسئولان دستگاههای تبلیغاتی و آموزشی و رسانه‌ای، صاحبان بیان و قلم، اصحاب دانش و هنر و آحاد جوانان فعال در فضای مجازی، نقاط مورد توجه دشمن برای نفوذ در افکار عمومی را شناسایی و آنها را با تولید محتوا و فکر و اندیشه مسدود کنند.
ایشان دفاع نرم‌افزاری در شرایط کنونی را مهمتر از دفاع سخت‌افزاری برشمردند و در تبیین علت این اهمیت گفتند: نقص در دفاع سخت‌افرازی با دفاع نرم‌افزاری قابل جبران است همچنانکه تاکنون بارها این کار انجام شده اما مشکلات نرم‌افزاری با ابزارهای سخت‌افزاری قابل رفع نیست.
رهبر انقلاب، جوانان را برای تقویت دفاع نرم‌افزاری، به انس با مفاهیم و ویژگی‌های انقلاب و بیانات امام بزرگوار توصیه کردند و افزودند: انقلاب ما به معنی حقیقی، مبارزه «نور با ظلمت» و «حق با باطل» و در صدد اعتلاء ملت ایران و عظمت‌بخشی به آینده آن و نشان دادن هویت ملی بوده است.
ایشان با اشاره به پیشرفت در مسیر تحقق اهداف انقلاب، افزودند: البته ما هنوز به اهداف انقلاب به طور کامل دست نیافته‌ایم و در زمینه عدالت، رفع شکاف‌های اجتماعی و بعضی مسائل دیگر دشواری‌هایی داریم که باید با تلاش بیشتر عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم اما انقلاب توانسته هویت مستقل خود را به‌عنوان پایگاهی عظیم و امیدبخش برای ملتهای منطقه و حتی فراتر از منطقه حفظ کند و علت عصبانیت مستکبران و استعمارگران جهان و عناصر پلید جنایتکار نیز، توانایی جمهوری اسلامی در ماندگاری و ایستادگی و نشان دادن مشت محکم خود به آنها است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برخی تحلیل‌ها مبنی بر دشمن‌تراشی ملت ایران برای خود را نادرست خواندند و گفتند: دشمنی دستگاههای سیاستگذار آمریکای جبّار بخاطر «مرگ بر آمریکا» گفتن نیست بلکه ریشه در این واقعیت دارد که ایران با همت و فداکاری مردم توانسته از یوغ اسارت استعمارگران خارج شود و زیر بار تحمیل‌های آنها نرود.
ایشان سخنان زورگویانه آمریکایی‌ها و مطالبه تصرف یا به نام زدن بخشی از کشورها را جلوه‌ای از باطن زشت، خشن، غارتگر و سلطه‌گر مستکبرین و شبکه پیچیده صهیونیسم خواندند و افزودند: آنها نمی‌توانند این واقعیت را تحمل کنند که ملت ایران با ایستادن روی پای خود و اعتراض به ظلم و تجاوز آنها، حکومتی تشکیل داده که با گذشت ۴۶ سال، روز به روز قوی‌تر شده است.
رهبر انقلاب، مخاطب اصلی سخنان خود را جوانان ایران خواندند و خطاب به آنان تأکید کردند: امروز مسئولیت شما حفظ روحیه انقلابی، تقویت پیشرفت و حرکت در راه رسیدن به اهداف انقلاب است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با گرامیداشت یاد امام جمعه شهید و فقید تبریز مرحوم آل هاشم و استاندار جوان و انقلابی آذربایجان شرقی و همه شهیدان حادثه تلخ سقوط بالگرد شهید رئیسی و همراهان، حضور آقای پزشکیان در این دیدار را نشانه خوی مردمی رئیس جمهور دانستند.
در ابتدای این دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین مطهری اصل نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه شهر تبریز ضمن گرامیداشت یاد شهیدان خدمت با تأکید بر تمامیت ارضی ایران‌زمین و همسایگان آن، مرز آذربایجان شرقی را مرز همدلی، دوستی، آرامش و مبتنی بر امنیت پایدار خواند.
حجت‌الاسلام و المسلمین مطهری همچنین گزارشی از اقدامات فرهنگی، علمی، سیاسی و اجتماعی نهاد نماز جمعه را در این استان بیان کرد.

با نگاهی به تعالیم ناب دینی و کلام بزرگان، متوجه می شویم که باور به مهدویت، نشاط بخش، هویت آفرین و شکل دهنده و قوام بخش به آرمان های ماست و لذا یکی از وظایف محبان اهل بیت(ع) در ایام جشن های نیمه شعبان و ولادت حضرت صاحب الزمان(عج) می بایست تلاش در جهت تعمیق چنین باوری باشد که بیش و پیش از هر چیز دیگری به جامعه انسانی امید و انگیزه را تزریق می کند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که اساساً یکی از تعاریف و برداشت هایی که در عرصه مهدویت وجود دارد ناظر به ماهیت این فرهنگ است که مهدویت اُمید آفرین است، ضمن آن که هویت انسانی را شکل می دهد.

مرحوم علامه محمد تقی جعفری در آثار خود همچون کتاب شرح نهج البلاغه و یا شرح مثنوی معنوی، معارفی را در خصوص امام مهدی(ع) بیان کرده که در این باره بسیار ارزشمند است، چه آن که مرکز نشر آثار ایشان، تمام مباحث مهدویت علامه را در قالب یک کتاب با عنوان "اُمید"به منتظران اهدا نموده است.

جالب این که استاد محمود فرشچیان نیز وقتی با سرپنجه توانای خویش تابلویی در رابطه با مهدویت و امام زمان(عج) به تصویر کشیده، نام آن را اُمید گذاشته است و لذا قطعاً یکی از مولفه های مهم تفکر مهدویت و عناصر حیاتی آن همین مقوله کلیدی امید است.

اساساً اُمید در فرهنگ اسلامی جایگاه بسیار ویژه ای دارد، کما این که پروردگار عالم در قرآن مجید از همه انسان ها و در همه عصر ها می خواهد که اُمیدوار باشند و آیاتی همچون آیه مبارکه" لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّه" در سوره زمر تاکید بر همین قضیه است که هیچ گاه نباید از رحمت خدا ناامید شد و به همین خاطر یکی از گناهان کبیره در فرهنگ ما، نااُمیدی از رحمت الهی است.

در آموزه های دینی و کلام حضرات معصومین(ع) نیز ما داریم که شیطان اگر بخواهد به کسی تیر خلاص بزند، او را از رحمت خدا ناامید می سازد و بنابر این متوجه می شویم که تمام حرکت های مهم و گام های اساسی در جهان از روح امید نشأت می گیرد؛ امید است که انسان را به تلاش و حرکت وا می دارد و به خصوص در بین نسل جوان، عامل کلیدی نشاط و پویایی به شمار می رود.

چنانچه اُمید در میان انسان ها و بشریت نباشد، هیچ سنگی بر روی سنگ دیگر بنا نخواهد شد، به این جهت که تمام انسان ها با امید زنده هستند و امیدوارانه به جلو نگریسته و حرکت می کنند.

امروزه جوامع غربی نیز برای نجات انسان ها از بحران های اجتماعی، خواهان تزریق روح امید در جامعه خویش هستند، به طوری که حتی از برخی نویسندگان رمان که بسیار قوی و زبردست هستند، در پی خلق آثاری هستند که کلیت جهت دهی آن به سمت رشد امید در بین مردم باشد و فراتر از این در فیلم ها و آثار هنری نیز این مطالبه را از هنرمندان خویش دارند.

از این رو متوجه می شویم که تاکید بر امید تنها مختص به دین و آیین ما نیست بلکه برای همه بشریت است و ما در هر کجای جهان باشیم اضطرار به امید داریم، چه آن که انسان بدون امید، مرده ی متحرکی بیش نیست!

به خصوص برای جامعه ما که باور امام زمانی دارد، تمام مهدویت و عصاره آن اُمید است و به تعبیر برخی اساتید، اگر ما کلمه ای مترادف برای معنا و مفهوم مهدویت خواسته باشیم پیدا کنیم، کلمه ای مانند امید بهترین جایگزین است.

نکته حائز اهمیت دیگر این که در دنیای کنونی، تحقیقات گسترده و مفصلی صورت گرفته و اثبات شده که جوامع امیدوار پویاتر هستند، ضمن آن که دانشمندان غربی در آثار خود، نقش کلیسا و مفهوم دعا و نیایش را برای دمیدن روح امید در جامعه مورد تحلیل و بررسی جدی قرار داده اند.

اتفاقاً از آن جایی که امروزه مهدویت مقوله ای بینارشته ای به شمار می رود، بحثی در حوزه روان شناسی مهدویت وجود دارد که مهدویت و انتظار سبب کاهش اضطراب های اجتماعی می شود و در همین خصوص نیز کتاب ارزشمندی با عنوان "روان شناسی انتظار" به زیور طبع آراسته شده است.

بنابر این ما به خوبی می توانیم روح جامع در معارف مهدویت را در قالب امید به فردای بهتر و روشن تر درک کرده و آن را به جامعه نشان دهیم و بر این حقیقت تاکید کنیم که قطعاً انتظار در کاهش اضطراب های فردی و اجتماعی و فعال و پویاتر کردن جامعه برای رسیدن به فردای بهتر نقش بسزایی دارد.

همچنین با نگاهی دقیق به بیانیه گام دوم انقلاب به نیکی درمی یابیم که از جمله مطالبات مهم مقام معظم رهبری برای پیمودن گام دوم، تاکید بر فرهنگ و آموزه های ناب مهدویت است، چه آن که اساس حرکت و گام نهادن به سوی رشد و تعالی، نیازمند امید به فردایی بهتر است و از این حیث، مهدویت موتور محرکه ای برای گام دوم انقلاب به شمار می رود.

سید محمد مهدی موسوی

حکومت امام زمان(ع) از مهم‌ترین موضوعاتی است که از گذشته‌های دور در میان ادیان مختلف آسمانی مطرح بوده است. پیروان ادیان آسمانی حداقل سه دین اسلام، مسیحیت و یهود در این عقیده مشترک‌اند که آینده جهان به دست صالحان و خداپرستان است و هرکدام از ادیان، حکومت آخرالزمان را از آنِ خود می‌دانند. مثلاً مسیحیان منجی آخرالزمان را حضرت مسیح می‌دانند درحالی‌که مسلمانان معتقدند او از نسل پیامبراسلام است، دین او اسلام و بر اساس شریعت محمدی(ص) قیام و حکم می‌راند.

در اینجا به بعضی از ویژگی‌های حکومت حضرت مهدی(عج) به‌طور مختصر از منظر قرآن و احادیث می‌پردازیم:

۱ـ ماهیت حکومت جهانی امام‌مهدی(عج): حکومت جهانی اسلام به رهبری امام‌زمان(عج) دارای روح و ماهیت ویژه‌ای است که دیگر حکومت‌ها از آن بی‌بهره‌اند. این حکومت پیامی ‌دارد که در بستر عمل به ارزش‌های وحیانی، دنیای بهتری را به بشر ارزانی بدارد که در سایه عبادت و بندگی خداوند به دست می‌آید. متأسفانه آنچه در حکومت امروز بشری کمتر یا اصلاً به چشم نمی‌خورد، خداست و عدم پایبندی به وحی و اخلاق و ارزش‌های معنوی است و اساساً تار و پود حکومت‌ها بر سرمایه‌اندوزی، مال‌پرستی و سود بیشتر از هر طریق و ترفندی بناگذاری شده است و این تار و پود، جای عشق به‌خوبی‌ها، ارزش‌ها، ایثار و مجاهدت‌ها و بالاخره زیبایی‌های زندگی را اشغال کرده و جامعه انسانی را از گردونه خوبی‌ها حذف کرده است.

۲ـ قلمرو جهانی: حکومت امام(ع) حکومتی جهانی است که روایات آن را تأیید می‌کنند. امام باقر(ع) فرمودند؛ “قائم از خاندان پیامبر است. فرمانروایی او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند به دست او دین خود را بر همه ادیان غلبه می‌دهد. اگرچه مشرکان را خوش نیاید“.

۳ـ مقبولیت عمومی: برای تشکیل جامعه واحد و امت واحده مقبولیت لازم است. از این‌رو در زمان حکومت حضرت مهدی جهان‌بینی توحیدی برگرفته از آموزه‌های ناب اسلامی فراگیر و جهانی می‌شود و حکومت او مورد قبول همه افراد و اجتماعات بشری است. امام صادق(ع) فرمودند: امام مهدی(عج) از میان ملت‌ها و آیین‌ها اختلاف را برمی‌دارد و یک دین بر همه مردم حاکم می‌گردد.

۴ـ احیاء سنّت محمدی و نابودی بدعت‌ها: با گذشت زمان به‌وسیله منحرفان و زورمندان دگرگونی و تحریف‌هایی در احکام الهی پدید آمده است که حضرت حجت پس از ظهور و تشکیل حکومت، آن‌ها را تصحیح و تعدیل می‌کند. علاوه بر آن اجرای بعضی از احکام الهی تنها در زمان حکومت او فراهم می‌شود.

۵ـ گسترش عدالت: امام عصر(عج) عدالت اجتماعی عظیمی را در جامعه جهانی ایجاد می‌کند. پیامبر(ص) فرمودند: “مهدی(عج) چنان عدالتی را در زمین‌بر پا می‌کند که زندگان آرزو می‌کنند ای‌کاش مردگان‌شان زنده بودند و از عدالت او بهره‌مند ‌می‌گردیدند.“

۶ـ پیشرفت علم: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: “نهمین امام از فرزندان امام حسین(ع) قائم است که خداوند به دست او سرزمین تاریک زندگی را نورانی و روشن می‌کند و از عدل آکنده می‌سازد و علم و دانایی را پس از جهل و نادانی فراگیر می‌سازد.

۷ـ شکوفایی اقتصاد و رفاه اجتماعی: ازجمله اقدامات امام زمان(عج) آباد کردن زمین و بهره‌برداری از امکانات آن تا سر حد امکان است. او با برنامه‌ریزی‌های دقیق که از دانش بیکران الهی او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد می‌کند، به‌گونه‌ای که هیچ ویرانه‌ای بر روی زمین نمی‌ماند، مگر آنکه آباد می‌گردد. فقر از جامعه ریشه‌کن و هیچ نیازمند به زکات دیده نمی‌شود.

۸ـ رشد و کمال عقلی مردم: امام باقر (ع) فرمودند: “در زمان حکومت حضرت به همه مردم حکت و علم آموزند تا آنجا که زنان در خانه‌ها بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) قضاوت کنند“.

۹ـ رشد تربیت انسانی: پیامبر (ص) فرمودند: “مهدی (عج) اموال را برابر تقسیم می‌کند و خداوند بی‌نیازی و غنا را در دل‌های این امت پدید می‌آورد و کینه از دل‌ها بیرون می‌رود و از بیماری کوری، کری و گنگی نجات می‌دهد.

۱۰ـ باران‌های مفید: طبق تعالیم قرآن و احادیث، پارسایی، نیکوکاری، احسان و به‌خصوص دادگری موجب نزول رحمت‌های الهی و وفور نزولات آسمانی است. پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: “امت من در زمان مهدی(عج) به نعمت‌هایی دست می‌یابند که پیش از آن و در هیچ دوره‌ای دست نیافته بودند.

در آن روزگار آسمان فراوان ببارد و زمین هیچ روییدنی را در دل خود نگاه ندارد.“

۱۱ـ بازپس‌گیری ثروت‌های غصب شده: “امام مهدی(عج) پس از ظهور، مالکیت‌های دروغین و صوری را ابطال می‌کند و حق هر حق‌داری را می‌گیرد و به او می‌دهد حتی اگر حق آن شخص زیر دندان‌های دیگری باشد به صاحب حق بازگرداند“.

۱۲ـ استفاده از همه اموال جهان: امام مهدی(عج) برای پیشبرد اهداف انقلاب جهانی خود از همه اموال خصوصی و عمومی بهره می‌گیرد. امام باقر (ع) فرمودند: “همه اموال جهان در نزد امام گرد آید. آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه امام به مردمان گوید، بیایید این اموال را بگیرید، این‌ها همه‌چیزهایی است که برای به دست آوردن آن‌ها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون‌های ناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید.“

*ویژگی‌های کارگزاران حکومت جهانی امام مهدی(عج)

در حدیثی از امام علی(ع)، صفات کسانی که با حضرت بیعت می‌کنند و بعد جزو کارگزاران امام عصر(عج) قرار می‌گیرند، عبارت‌اند از: دزدی و زنا نکنند. به هیچ مسلمانی دشنام ندهند. خون حرامی نریزند، به خانه کسی حمله نکنند، آبروی کسی که احترامش لازم است لگدمال نکنند، کسی را بنا حق کتک نزنند، مال یتیم نخورند، طلا و نقره و گندم و جو ذخیره نکنند، به چیزی که نمی‌دانند گواهی ندهند، مسجدی را ویران نکنند، مشروبات الکلی نخورند، جامه‌ی حریر و ابریشم نپوشند، کمربند زرین نبندند، راهزنی نکنند، راه‌ها را ناامن نکنند، مواد خوراکی را احتکار نکنند، از پلیدی‌ها دوری کنند، عطر بزنند، مردم را به نیکی فرمان دهند، به مقدار اندک خشنود باشند، دیگران را از زشتی‌ها بازدارند، در راه خدا آن‌گونه که شایسته است جهاد کنند، از پلیدی‌ها دوری کنند.

در حدیث فوق آمده که در حکومت مهدوی کارها و پُست‌ها به شایستگان واگذار می‌شود.

غلامرضا رضایی تربقان

مام جعفر صادق (ع):

دارُمُلکِهِ الکوفةُ و مَجلِسُ حُکمِهِ جامِعُها وَ بیتُ سَکَنِهِ و بَیتُ مالِهِ مسجدُ السَّهلةِ.

مقرّ خلافت و حکومت حضرت شهر کوفه است و مجلس حُکم و قضاوتش مسجد اعظم آن، و بَیت‌ُالمال و مَحّل سکوُنت ایشان مسجد سهله خواهد بود.

بحار، ج ٥٣، ص ١١

بمناسبت پانزدهم شعبان ، میلاد فرخنده حضرت مهدی (عج) دوازدهمین ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت و منجی عالم بشریت چهل حدیث درباره امام زمان(عج) را در اینجا بخوانید.

 

١ـ پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم:

المَهدِی طاووسُ أَهلِ الجَنَّةِ.

مهدی(ع) طاووس اهل بهشت است. (الشِّهاب‌ فی‌الحِکَمِ و الآداب، ص ١٦)

 

٢ـ پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم):

افضلُ اَعمالٍ اُمّتی اِنتظارُ الفَرَج.

افضل اعمال امت من انتظار فَرَج و ظهور امام زمان علیه‌السلام است. (الشِّهاب فی‌الحِکَم و الآداب، ص ١٦)

 

٣ـ حضرت مهدی(عج):

اَکثِروا الدُّعاءَ بِتَعجِیل الفَرَجِ فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم.

برای تعجیل در ظهور من زیاد دعا کنید که خود فَرَج و نجات شما است. (کمال‌الدین، ج ٢، ص ٤٨٥)

 

٤ـ مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام):

اِنتَظِروا الفَرَجَ وَلا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله.

همواره در انتظار (فرج و ظهور صاحب‌الزمان علیه‌السلام) باشید و یأس و ناامیدی از رحمت خدا به خود راه مدهید. (بحار، ج ١٥، ص ١٢٣)

 

٥ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

مَن ماتَ مِنکُم وَ هُوَ مُنتظِرٌ لِهذا الأََمرِ کان کَمَن هوُ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطِه.

هر کس از شما که در حال انتظار ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام) از دنیا برود همچون کسی است که در خیمه و معیت آن حضرت در حال جهاد به سر می‌برد. (بحار، ج ٥٢، ص ١٢٦)

 

٦ـ پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم):

مَن اَنکَرَ القائِمَ مِن وُلدی أَثناءَ غَیبَتِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیةً.

کسی که قائم(مهدی) را که از فرزندان من است در دوران غیبتش مُنکِر شود، بر حالت جاهلیت قبل از اسلام از دنیا خواهد رفت. (منتخب‌الاثر، ص ٢٢٩)

 

٧ـ «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:

لَو لَمْ یبْقَ منَ الدُّنیا اِلاَّ یومٌ واحِدٌ لَطَوّلَ اللهُ ذلِکَ الیومَ حَتّی یخرُجَ قائمُنا أَهْلَ البَیت.

اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی می‌کند تا قائم ما اهل بیت(علیه‌السلام) ظهور یابد. (منتخب‌الاثر، ص ٢٥٤)

 

٨ـ حضرت مهدی(عج):

فَاِنّا یحیطُ عِلمُنا بِأَنبائِکُم و لایعزُبُ عَنّا شَیءٌ مِن اَخبارکُم.

ما از اوضاع شما کاملاً باخبریم و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست. (بحار، ج ٥٣، ص ١٧٥)

 

٩ـ حضرت مهدی(ع):

اِنّی اَمانٌ لِأَهلِ اِلأرضِ کما أَنَّ النُّجومَ اَمانٌ لِأَهلِ السّماء.

من برای اهل زمین أمن و أمانم همان گونه که ستارگان آسمان أمن و أمان اهل آسمانند. (بحار، ج ٧٨، ص ٣٨)

 

١٠ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

المُنتَظِرُ لِلثّانی عَشَر کَالشّاهِرِ سَیفَهُ بَینَ یدَی رُسولِ الله صلی‌الله علیه و آله یذُبُّ عَنهُ.

کسی که در انتظار امام دوازدهمین خود به سر می‌برد همانند کسی است که در رکاب رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله و سلم) شمشیر کشیده و از آن حضرت دفاع می‌نماید. (کمال‌الدین، ص ٦٤٧)

 

١١ـ حضرت مهدی(ع):

إنّا غَیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم ولا ناسین لِذِکرِکُم و لَولا ذلِکَ لَنَزلَ بِکُم اللّأْواءُ وَاصطَلَکُمُ الأَعداءُ.

ما در رعایت حال شما هیچ کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم وگرنه محنت و دشواریها شما را فرا می‌گرفت و دشمنان شما را از بُن و ریشه قلع و قمع می‌ساختند. (بحار، ج ٥٣، ص ٧٢)

 

١٢ـ حضرت مهدی(ع):

اَنَا خاتِمُ الأوصیاءِ وَ بی ‌یدفَعُ اللهُ البَلاءَ عَن اَهلی و شیعَتی.

من ختم‌کنندة راه اوصیا هستم و به وسیلة من خدا بلاها را از اهل بیت من و شیعیانم دفع می‌نماید. (غیبت شیخ طوسی، ص ٢٤٦)

 

١٣ـ پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم):

یخرُجُ المَهدی و علی رَأسِه غَمامَةٌ فیها مُنادٍ ینادی «هذا المَهدی خَلیفةُ اللهِ فَاتَّبِعوهُ»

زمانی که حضرت مهدی(ع) ظهور می‌کند ابری بالای سر دارد که در آن منادی ندا می‌کند «این مهدی خلیفة‌الله است، از او متابعت و پیروی کنید.» (بحار، ج ٥١، ص ٨١)

 

١٤ـ امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

قَبْلَ قیامِ القائمِ(علیه‌السلام) خَمسُ علاماتٍ مَحْتُوماتٍ. اَلیمانی وَ السُّفیانی و الصَّیحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِیةِ وَ الخَسفُ بِالبَیداء.

پیش از ظهور حضرت قائم(علیه‌السلام) وقوع این پنج علامت حتمی است: ظهور یمانی (از یمن)، سفیانی (از شام)، صیحه و فریاد آسمانی، کشته شدن نفس زکیه (سیدی بزرگوار در مسجدالحرام) و فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین بیداء (بیابان میان مکه و مدینه). (الزام‌الناصب، ج٢، ص ١٣٦ ـ بحار، ج ٥٢، ص ٢٠٤)

 

١٥ـ امام محمدباقر (علیه‌السلام):

وَ قَتلُ غلامٍ مِن آلِ مُحمّدٍ عَلیهِمُ السلامُ بَینَ الرُّکنِ و المَقامِ اِسمُهُ محمدُبنُ الحَسَنِ «اَلنَّفسُ الزّکیةِ».

(از علائم نزدیک ظهور حضرت) جوانی از آل محمد(علیه‌السلام) به نام محمد بن الحسن «نفس زکیه» میان رکن حجر‌الاسود و مقام ابراهیم به شهادت می‌رسد. (بحار، ج ٥٢، ص ١٩٢)

 

١٦ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

لَیسَ بَینَ قِیامِ قائِمِ آلِ مُحمدٍ علیهم السلام وَ بینَ قَتلِ النّفسِ الزّکِیةِ الاّ خَمسَ عَشَرَةَ لیلةً.

فاصله میان قیام قائم آل محمد(علیه‌السلام) و شهادت «نفس زکیه» تنها پانزده روز خواهد بود. (بحار، ج ٥٢، ص ٢٠٣)

 

١٧ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

قُداّمُ القائِمِ مَوتَتان: مَوتٌ احمرُ وَ موتٌ اَبیضُ حتّی یذَهَبَ مِن کُلِّ سبعةٍ خمسةٌ! اَلموتُ الأحَمرُ السَیفُ و المَوتُ اَلأَبْیضُ الطَاّعونُ.

پیش از قیام حضرت، دو نوع مرگ و میر خواهد بود: یکی مرگ سرخ و دیگر مرگ سفید آنچنان (سهمگین و هولناک) که از هر هفت نفر پنج نفر از بین خواهند رفت! مرگ سرخ با شمشیر(اسلحه) و مرگ سفید بیماری(همه‌گیر) طاعون است. (کمال‌الدین، ص ٦٥٥)

 

١٨ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

لایقومُ حتّی یقتَلَ الثُّلثُ و یموتُ الثُّلثُ و یبقَی الثُّلث!

قیام حضرت نخواهد بود تا زمانی که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم دیگر می‌میرند و تنها یک سوم باقی خواهند ماند! (بشارت‌الاسلام، ص ١٧٥)

 

١٩ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

کَذَبً الوَقّاتون، إنّا اَهلُ بَیتٍ لانُوَقِّتُ.

دروغ می‌گویند کسانی که زمان ظهور حضرت را پیشگوئی می‌کنند. ما خاندان اهل بیت برای فَرَج حضرتش زمان معین نمی‌کنیم. (بحار، ج ٥٢، ص ١١٨)

 

٢٠ـ امام محمدباقر (علیه‌السلام):

اذا خَرَجَ أَسنَدَ ظَهْرهُ اِلَی الکَعبةِ وَ اجتَمع له ثلاثُمِأَةٍ وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ رجَلاً. فَأَوَّلُ ما ینطِقُ بِهِ هذِهِ الإیة «بَقِیةُ‌الله خیرٌلکُم اِنْ کُنتُم مؤمنین

زمانی که حضرت ظهور می‌کند به خانة کعبه تکیه می‌دهد و در خدمتش سیصد و سیزده نفر (یاران به تعداد لشکریان بدر) حضور پیدا می‌کنند. اول سخن حضرت آیه شریفه است: «بَقِیةُ‌اللهِ خیرٌلکُم اِنْ کُنتُم مُؤمنین». (اِعلام الوری، ص ٤٣٣)

 

٢١ـ امام علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام):

علامَتُهُ أَن یکوُنَ شَیخَ السِّنِّ شَابَّ المَنظَرِ حتّی أَنَّ النّاظِرَ اِلَیهِ یحسَبُهُ اِبنَ اَربعینَ سنةً.

نشانة مخصوص حضرت چهرة جوان بودن او در سن کهولت است به گونه‌ای است که هر کس حضرت را می‌بیند او را چهل ساله می‌پندارد. (اِعلامُ الوَری، ص ٤٣٥)

 

٢٢ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

لایبقی مُؤمنٌ مَیتٌ اِلاّ دَخَلتْ عَلیهِ الفَرحةُ فی ‌قَبرِه.

در وقت ظهور حضرتش، هیچ مؤمن از دنیا رفته باقی نمی‌ماند مگر آن که سرور و شادمانی قبر او را فرا می‌گیرد. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٢٨)

 

٢٣ـ پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم):

مِن ذُُرَّیتی اَلمهدی اِذا خَرجَ نَزَل عیسَی بنُ مریمَ(علیه‌السلام) لِنُصرتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صلّی خَلفَهُ.

مهدی(ع) از فرزندان من است، زمانی که قیام می‌کند عیسی بن مریم(علیه‌السلام) جهت نصرت و یاری او (از آسمان) فرود می‌آید و حضرتش را برای نماز مقدّم می‌دارد و به او اقتدا می‌نماید. (امالی صدوق، ص ١٨١)

 

٢٤ـ پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم):

اَلمهدی(ع) یکسِرُ الصلیبَ وَ عِندَهُ عیسی(علیه‌السلام).

حضرت مهدی(ع) پس از ظهور، در حالی که حضرت عیسی(ع) در محضر اوست صلیب (مسیحیان) را درهم می‌شکند. (اثباة‌الهداة، ج ٣، ص ٦٥٠)

 

٢٥ـ امام محمدباقر (علیه‌السلام):

(فی روایةٍ) اَوّلُ مایبدأُ القائمُ علیه السلام بِأنطاکِیةَ فَیستَخرِجُ مِنَها التَّوریةَ مِن غارٍ فیه عصا موسی و خاتَم سلیمان(ع).

نخستین کاری که امام زمان(علیه‌السلام) انجام می‌دهد (در یک روایتی) تورات (حقیقی) را از غاری در شهر «انطاکیه» که عصای موسی و انگشتر سلیمان(علیه‌السلام) نیز در آن است بیرون می‌آورد. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٩٠).

 

٢٦ـ پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم):

یظْهَرُ علی یدَیهِ «تابوتُ السَّکینَةٍ » مِن بُحَیرَةِ طَبَرَیة، یحمَلُ فَیوضَعُ بَینَ یدَیهِ ببَیتِ المَقدِسِ فاذا نَظَرَتْ اِلَیه الیهودُ اَسلَمَت اِلاّ قلیلاً مِنهم.

«تابوت سکینه» به دست حضرتش از دریاچة طبرّیه (در فلسطین) بیرون آورده می‌شود و همراه آن حضرت حمل شده و در بیت‌المقدس در برابرش گذاشته می‌شود. یهودیان وقتی آن را می‌بینند، به جز تعدادی اندک، همه مسلمان می‌شوند. (الملاحم و الفتن، ص ٥٧)

 

٢٧ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

یقومُ بأمرٍ جَدیدٍ و سُنَّةٍ جَدیدةٍ و قَضاءٍ جَدید عَلَی العَرَبِ شَدید.

حضرت که ظهور می‌کند، اموری نوین، و سنتّی نوین، و قضاوت‌های نوینی به همراه خواهد داشت و بر قوم عرب سخت گران خواهد بود. (غیبت نعمانی، ص ١٢٢)

 

٢٨ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

اذا قامَ القائمُ لایبقی اَرضٌ اِلاّ نُودِی فیها شَهادَةُ «اَن لااله اِلاّ اللهُ و أَنّ مُحمداً رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم.».

زمانی که حضرت قیام می‌کند سرزمینی باقی نمی‌ماند جز اینکه ندای (رسای) شهادتین «لا اله الاالله محمد رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله)» از آن برخواهد خواست. (بحار،‌ ج ٥٢، ص ٣٤٠)

 

٢٩ـ امام محمدباقر (علیه‌السلام):

کَأنّی بِأَصحابِ القائمِ(علیه‌السلام) وَ قَد اَحاطوا بِما بَینَ الخافِقینَ فَلَیس مِن شَیءٍ اِلاّ وَ هُوَ مُطیعٌ لَهمُ.

گویا یاران حضرت قائم(ع) را می‌بینم که بر شرق و غرب عالم سُلطه یافته‌اند و دیگر چیزی وجود ندارد که مطیع و تحت فرمان آنان نباشد. (کمال‌الدین، ج ٢، ص ٦٧٣)

 

٣٠ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

هُوَ المُفرِّجُ الکُرَبِ عَن شیعَتِه بَعد ضَنکٍ شَدیدٍ وَ بَلاءٍ طَویل.

تنها او (مهدی(علیه‌السلام است که پس از دوران‌های طولانی بلاخیز و تنگناهای طاقت‌فرسا، غم‌ها و گرفتاری‌ها را از دل شیعیانش برطرف می‌نماید. (الزام‌الناصب، ص ١٣٨)

 

٣١ـ امام زین‌العابدین (علیه‌السلام):

اِذا قامَ قائمُنا أَذهَبَ اللهُ عَزَّوجلّ عَن شیعَتِناَ العاهَةَ وَ جَعَلَ قُلوبَهُم کَزُبَرِ الحَدیدِ وَ جَعلَ قُوّةَ الرَّجلِ مِنُهم قُوَّةَ اَربعینَ رَجُلاً.

زمانی که قائم ما قیام می‌کند خدای متعال آفت‌ها را از میان شیعیان برطرف می‌کند و دلهایشان (در استقامت) همانند الوار آهنین قرار می‌دهد که قوّت یک مرد آنان برابر قوّت چهل مرد خواهد بود. (بحار، ج ٥٢، ص ٣١٧)

 

٣٢ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

فلا یبقی فی الأَرضِ خَرابٌ اِلاّ و عُمِّرَ.

در حکومت حضرتش جای مخروبه‌ای در زمین باقی نمی‌ماند الّا آنکه آباد می‌گردد. (بشارة‌الاسلام، ص ٩٩)

 

٣٣ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

لایدَعُ بِدعةً اِلاّ اَزالَها وَ لاسُنَّةً اِلاّ اَقامها.

حضرت، هیچ بدعت و ضلالتی باقی نمی‌گذارد مگر اینکه از بین می‌برد و هر سُنّت (و احکام از دست رفته) را از نو برپا خواهد داشت. (بشارة‌الاسلام، ص ٢٣٥)

 

٣٤ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

المَهدی سَمِحٌ بِالمالِ شدیدٌ عَلی العُمّالِ رحیمٌ بِالمَساکینِ.

حضرت مهدی(علیه‌السلام) بخشنده است و مال را به وفور می بخشد، بر مسئولان و کارگزاران بسیار سخت‌گیر و بر فقرا و ضُعفا رئوف و مهربان است. (الملاحم و الفتن، ص ١٣٧)

 

٣٥ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

دارُمُلکِهِ الکوفةُ و مَجلِسُ حُکمِهِ جامِعُها وَ بیتُ سَکَنِهِ و بَیتُ مالِهِ مسجدُ السَّهلةِ.

مقرّ خلافت و حکومت حضرت شهر کوفه است و مجلس حُکم و قضاوتش مسجد اعظم آن، و بَیت‌ُالمال و مَحّل سکوُنت ایشان مسجد سهله خواهد بود. (بحار، ج ٥٣، ص ١١)

 

٣٦ـ امام جعفرصادق (علیه‌السلام):

اذا قامَ قائمُ آلِ محمدٍ (علیهم‌السلام) بَنی فی‌ظَهرِ الکوفَةِ مَسجداً لَهُ اَلفُ بابٍ وَ اتَّصلَت بیوتُ الکوفَةِ بِنهرِ کَربلاء.

زمانی که قائم آل محمد(علیه‌السلام) ظهور می‌کند در نجف اشرف مسجدی بنا می‌کند که هزار باب دارد و در آن زمان خانه‌های شهر کوفه به شریعة فرات کربلا متصل می‌گردد. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٣٧)

 

٣٧ـ امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

اذا فَتَحَ جَیشُهُ بلادَ الرّوم یسلِمُ الرومُ علی یدِه فَیبنی لَهُم مَسجداً.

زمانی که قوای حضرت، مغرب‌زمین را فتح می‌کند آنان به دست حضرتش به دین اسلام می‌گروند و امام(علیه‌السلام) برای ایشان مساجد بنا می‌کند. (بشارة‌الاسلام، ص ٢٥١)

 

٣٨ـ امام محمدباقر (علیه‌السلام):

هوَ وَ اللهِ المُضطَرُّ فی‌کتابِ اللهِ وَ هُوَ قَولُ اللهِ «أَمَّن یجیبُ المُضطَرَّ اذا دعاهُ وَ یکَشِفُ السُّوءَ وَ یحعَلُکُمْ خُلفاءَ الأَرض».

به خدا سوگند که او (مهدی (علیه‌السلام مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می‌فرماید: «اَمَّن یجیب‌المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» (بحار، ج ٥٢، ص ٣٤١)

 

٣٩ـ امام محمدباقر (علیه‌السلام):

مَن قَرأَ المُسبِّحاتِ کلَّها قَبلَ أن ینامَ لَمْ یمُتْ حَتّی یدرِکَ القائمَ صَلواتُ الله علَیه و إنْ ماتَ کانَ فی ‌جِوار رسولِ الله صلی‌الله علیه و آله و سلم.

کسی که هر شب مُسَبِّحبات را قبل از خواب بخواند (سوره‌های پنجگانة حدید و حشر و صف، و جمعه و تغابن) نمی‌میرد تا حضرت قائم(علیه‌السلام) را دریابد و اگر پیش از آن از دنیا برود در جوار رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله و سلم) خواهد بود. (تفسیر صافی، ج ٥، ص ١٤١)

 

٤٠ـ امام محمدباقر (علیه‌السلام):

فَیاطوبی لِمَن أَدْرَکَهُ وَ کانَ مِن أنصارِهِ، وَ الوَیلُ کُلُّ الوَیلُ لِمَن خالَفَهُ وَ خالَفَ أَمرَهُ وَ کانَ مِن اعدائِه.

خوشا به حال آن کس که زمان حضرتش را دریابد و در جمع یاوران او باشد، و بدا و بسیار بدا به حال کسی که با او مخالفت و ستیزه کند و از حضرتش فرمان نبرد و در زمرة دشمنانش درآید. (بحار، ج ٥٢، ص ٣٤٨)

عضو شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت، بیان کرد: تعدد و نیز احادیث بسیار پیرامون امام مهدی در آخرالزمان یکی از مسائلی است که اهل سنت به آن پرداخته اند و پیامبر اسلام(ص) نیز در این ارتباط نیز حدیث و روایتی دارند که در آخرالزمان زمانیکه زمین از فساد و ظلم پر می شود نیاز است شخصیتی از خاندان پیامبر اکرم زمین را از ظلم و جور پاک کند.

شیخ خلیل افرا عضو شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن ایام میلاد منجی عالم بشریت، اظهار داشت: سخن پیرامون امام مهدی علیه السلام و وجود روایات و احادیث بسیار در کتب اهل سنت پیرامون این شخصیت بزرگ نیازمند مباحث بسیار است.

 
رئیس هیئت افتا اهل سنت استان بوشهر، افزود: علامه احمد شاکر یکی از محققین علوم حدیث در ارتباط با امام مهدی (ع ) روایات متعددی را بیان کرده است، لذا امام مهدی یکی از مسائلی است که مورد توجه و مورد تایید اهل سنت می باشد.
 
امام جمعه موقت شهر کنگان، تصریح کرد: تعدد و نیز احادیث بسیار پیرامون امام مهدی در آخرالزمان یکی از مسائلی است که اهل سنت به آن پرداخته اند و پیامبر اسلام(ص) نیز در این ارتباط نیز حدیث و روایتی دارند که در آخرالزمان زمانیکه زمین از فساد و ظلم پر می شود نیاز است شخصیتی از خاندان پیامبر اکرم زمین را از ظلم و جور پاک کند.
 
وی اضافه کرد: خداوند شخصیتی را به زمین خواهد فرستاد تا زمین را پاک سازی کند و عالم را از سیره و سنت نبوی پر نماید.
 
وی در پایان تاکید کرد: علما ،فضلا و شخصیت های برجسته اهل سنت نسبت به مسئله ظهور امام مهدی ع در آخرالزمان بیانات بسیاری را بیان کردند، لذا امت اسلام بدین نتیجه رسیده است که وجود ایشان مایه وحدت و تقریب و ان شالا پر شدن گستره حکومت و عدل ایشان بر زمین خواهد بود.
«عضویت در دو پیمان مهم بین‌المللی در فاصله‌ کوتاه، موفقیت خیلی خوبی بود که خود این نه فقط مفید برای کشور است، بلکه حکایت از حقایق و واقعیاتی هم می‌کند. کشورهای دنیا عاشق چشم و ابروی کسی نیستند که بگویند آقا شما بفرمایید اینجا عضو بشوید. یک محاسبه‌ای دارند که این حرف را می‌زنند، یک محاسبه‌ای دارند که می‌پذیرند یک دولت را؛ این محاسبه خیلی مهم است. این نشان‌دهنده‌ این است که کشور در وضعی قرار دارد، در حدی قرار دارد که مشترکان و مؤسسان این پیمان‌های بین‌المللی راغبند، مایلند، بلکه گاهی مصرند که کشور عزیزمان جزو آنها بشود.» این بخشی از فرمایشات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب هشتم شهریور ۱۴۰۲ در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت سیزدهم در پی عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و مجموعه بریکس بود.
تعامل با نهادهای چندجانبه و عضویت در سازوکارهای منطقه‌ای و حضور فعال‌تر در آنها همواره در دستور کار دولت جمهوری اسلامی ایران بوده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی روند عضویت در این سازمان‌ها شتاب قابل توجهی داشته است. در سال‌های اخیر جمهوری اسلامی ایران به مجموعه‌ دیگری از این سازوکارها پیوسته است که آخرین نمونه‌های آن عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای و مجموعه بریکس بود.

* سازمان همکاری اسلامی

جمهوری اسلامی ایران که از همان روزهای نخستین به عضویت جنبش عدم تعهد (نم) Non-Aligned Movement درآمد، در این سال‌ها در چارچوب‌های همکاری چندجانبه از جمله سازمان همکاری اقتصادی اکو، سازمان دی‌هشت، جنبش عدم تعهد و نهادهایی از این قبیل، حضور و نقشی فعال و اثرگذار در این سازوکارها داشته است.علاوه بر این، ایران که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به همراه مراکش و عربستان سعودی یکی از پایه‌گذاران سازمان کنفرانس اسلامی در سال ۱۹۶۹ میلادی بود، به نقش فعال خود تا سال ۱۹۷۳ ادامه داد تا اینکه پس از وقوع جنگ بین کشورهای عربی و اسرائیل که در نهایت به تحریم نفتی علیه کشورهای حامی این رژیم منجر شد، ایران رویکرد دیگری را اتخاذ و سطح روابطش با این سازمان به پایین‌ترین سطح ممکن رسید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز روابط با این سازمان که در حال حاضر به نام سازمان همکاری اسلامی OIC شناخته می‌شود، دارای فراز و فرودهایی بوده است، ولی در سال‌های اخیر ایران نقش پررنگ‌تری در این سازمان ایفا کرد و هشتمین کنفرانس سران این سازمان نیز در سال ۱۳۷۶ (۱۹۹۷ میلادی) در تهران برگزار شد.در یک سال و نیم گذشته و پس از جنگ غزه ایران پیشنهاد برگزاری نشست‌های اضطراری وزرا و سران این سازمان برای توقف جنایات و نسل‌کشی رژیم صهیونیستی در غزه را مطرح کرد که در همین راستا شاهد برگزاری این نشست‌ها در جده و ریاض بودیم. علاوه بر این در پی طرح پیشنهادی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا برای کوچاندن اجباری ساکنان غزه، سیدعباس عراقچی خواستار برگزاری نشست فوق‌العاده این سازمان شد که احتمالا در نیمه اول اسفند برگزار شود.

* و اما عضویت دائم در شانگهای

سازمان همکاری شانگهای در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط رهبران چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان با هدف برقرار کردن موازنه قدرت در برابر نفوذ آمریکا و ناتو به نام شانگهای پنج پایه‌گذاری شد و بعد از پیوستن ازبکستان به آن، سازمان همکاری شانگهای نام گرفت. این سازمان رسما در ۱۵ ژوئن ۲۰۰۱ میلادی تأسیس شد.جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۵ و چهار سال بعد از تشکیل رسمی این سازمان به همراه هند و پاکستان عضو ناظر سازمان همکاری شانگهای شد و یک سال بعد ( ۲۰۰۶ میلادی) درخواست عضویت دائم در این سازمان را مطرح کرد. عضویت دائم ایران بالاخره بعد از ۱۶ سال و در بیست و یکمین اجلاس سران سازمان در ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ با حضور شهید سید ابراهیم رئیسی در دوشنبه پایتخت تاجیکستان مورد پذیرش قرار گرفت و سران هشت کشور اصلی موافقت خود را با تبدیل عضویت ایران از عضو ناظر به اصلی اعلام کردند. یک سال بعد یادداشت تعهدات عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای در ۲۳ شهریور ۱۴۰۱ توسط شهید حسین امیرعبداللهیان در نشست سران شانگهای در سمرقند امضا شد. ۱۳ تیر ۱۴۰۲ و در بیست و سومین نشست سران سازمان که به صورت مجازی و به ریاست هند برگزار شد، رسما عضویت ایران در شانگهای به عنوان نهمین عضو اصلی اعلام شد.شهید امیرعبداللهیان در پی پذیرش عضویت کامل ایران در شانگهای گفت: عضویت کامل ایران در سازمان شانگهای، گام مهمی در پیگیری سیاست خارجی فراگیر، تقویت سیاست همسایگی و نگاه به آسیاست. بعنوان نهمین عضو سازمان همکاری شانگهای، برای ارتقای همکاری‌ها، تحقق اهداف و بهره‌مندی از مزایای کامل آن تلاش می‌کنیم.

* عضویت ایران در بریکس چگونه رقم خورد؟

بریکس، مجموعه‌ای که جمعیت بیش از ۳ میلیارد نفری را در خود جای داده و بزرگترین اقتصاد و پهناورترین قلمرو کره زمین را در اختیار دارد.شهید حسین امیرعبداللهیان ۱۷ مرداد ۱۴۰۲ در «کنفرانس ایران و بریکس: چشم‌اندازها برای مشارکت و همکاری» عنوان کرد: در راستای پیگیری سیاست چندجانبه گرایی، در ماه ژوئن ۲۰۲۲ نامه‌ای را برای همتایان خود در ۵ کشور عضو بریکس ارسال کردم و ضمن اشاره به مزایای متقابل، آمادگی و علاقه جمهوری اسلامی ایران برای عضویت در بریکس را اعلام کردم.در نهایت «سیریل رامافوسا» رئیس جمهور آفریقای جنوبی دوم شهریور ۱۴۰۲ در آغاز نشست «بریکس پلاس» موافقت ۵ عضو اصلی این گروه (روسیه، هند، برزیل، آفریقای جنوبی و چین) با عضویت اصلی ایران را اعلام کرد و این عضویت از ابتدای ژانویه ۲۰۲۴ رسمیت یافت.سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه در نشست وزرای خارجه بریکس در حاشیه هفتاد و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، گروه بریکس را ظرفیتی عظیم در «جهان جنوب» خواند که می‌تواند نقش موثری در ارتقای جایگاه کشورهای عضو و نیز ایجاد تحولات و تغییرات مثبت در نظامات جهانی ایفا کند.ایران در این مدت حضوری جدی و فعال در فعالیت‌های بریکس داشت. در نهایت اجلاس کازان اولین اجلاس رسمی سران بریکس بود که در اول آبان سال‌جاری برگزار و ایران به عنوان عضو رسمی حضور یافت و مسعود پزشکیان در این اجلاس شرکت کرد.

* چشم‌اندازی خوب برای بریکس

وزیر امور خارجه ایران ۲۶ آبان‌ماه در برنامه‌ای تلویزیونی و پس از حضور ایران در نشست سران در کازان گفت: توجه سیاست خارجی ما همسایگان و منطقه و بعد کشورهای تشکیل دهنده بریکس است.عراقچی پس از آن هم در گفت‌وگویی با شبکه «تلويزيون مركزی چین» (CCTV) گفت: من در بریکس آرمان‌های خوبی را شاهد هستم و قائل به چشم انداز خوبی نیز برای آن هستم و امیدوارم با همکاری دسته جمعی کشورهای عضو بریکس به اهداف تعریف شده دست یابیم.پیش از آن هم ناصر کنعانی سخنگوی سابق وزارت خارجه گفته بود: عضویت در این دو مجموعه (شانگهای و بریکس) از هدفگذاری‌های دولت جمهوری اسلامی ایران برای استفاده از سازمان‌های چند جانبه درچشم انداز خوبی مسیر تحقق اهداف در حوزه‌های اقتصادی است.عراقچی همچنین در یادداشتی در راسیاسیوودنیا روسیه نوشت: سازمان همکاری شانگهای، گروه بریکس و اتحادیه اقتصادی اوراسیا به نمایندگی از قدرت‌های نوظهور و مخالفان نظم تک قطبی، بستری برای هم افزایی و هماهنگی بیشتر بین کشورهای عضو ایجاد می‌کند.

* مجمع گفت‌وگوی همکاری آسیا

۲۹ شهریور ۱۴۰۲ بود که شهید حسین‌ امیرعبداللهیان در هجدهمین نشست وزرای خارجه مجمع گفت‌وگوی همکاری آسیا Asia Cooperation Dialogue در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک عهده‌دار ریاست این مجمع شد. جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۸۳ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۴) در سومین اجلاس وزرای امور خارجه در چین رسماً به عضویت مجمع درآمد، از جمله اعضای فعال این تشکل بین‌الدولی فراگیر در سطح آسیا بوده است. ایران در سال ۱۳۸۸ نیز ریاست این مجمع را به عهده داشت.در چهارم تیرماه ۱۴۰۳ نیز تهران میزبان نوزدهمین نشست مجمع گفت‌وگوی همکاری آسیا (ACD) با حضور علی باقری سرپرست وقت وزارت امور خارجه بود.در نشست وزرای امور خارجه عضو مجمع گفت‌وگوی همکاری آسیا که روز پنجشنبه پنجم مهر‌ماه ۱۴۰۳ به ریاست ایران در نیویورک برگزار شد، حاضران در نشست از جمهوری اسلامی ایران به خاطر ریاست موفق و مؤثر بر مجمع و تحولات مثبت این دوره قدردانی کردند.مجمع گفت‌وگوی همکاری آسیا موسوم به ACD در سال ۲۰۰۲ تأسیس شد و ارتقای گفت‌وگوی درون آسیایی را با هدف اجرای پروژه‌ها و برنامه‌های مختلف همکاری در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی در دستور کار دارد. ایران، تایلند، اندونزی، مالزی، فیلیپین، برونئی، سنگاپور، کامبوج، ویتنام، میانمار، لائوس، نپال، روسیه، ترکیه، ژاپن، چین، مغولستان، کره جنوبی، هند، افغانستان، پاکستان، بنگلادش، سریلانکا، بوتان، کویت، بحرین، عربستان، قطر، امارات عربی متحده، عمان، فلسطین، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان ۳۵ عضو این سازمان آسیایی را تشکیل می‌دهند.سومین نشست سران این مجمع نیز مهرماه سال‌جاری در دوحه برگزار شد و مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور برای شرکت در این نشست به قطر رفت.

* جنبش عدم تعهد

جنبش عدم تعهد Non-Aligned Movement در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰ شمسی) موجودیت خود را اعلام کرد. ایران به دلیل پیوستن رژیم پهلوی به پیمان نظامی بغداد نتوانست در نخستین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد (بلگراد ۱۹۶۱) حضور یابد و از آن تاریخ به بعد عضویت ایران در این جنبش مطرح نشد. تا اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران درخواست عضویت را مطرح کرد و در سال ۱۳۵۸ (اکتبر ۱۹۷۹) در نشست ششم سران، در هاوانا به عنوان هشتاد و هشتمین کشور عضو جنبش عدم تعهد پذیرفته شد. جمهوری اسلامی ایران از ۵ تا ۱۱ شهریور ۱۳۹۱ میزبان شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم‌ تعهد (نم) با حضور نمایندگان کشورهای مختلف بود.

* سازمان همکاری اقتصادی اکو

سازمان همکاری اقتصادی (اکو) در ابتدا با مشارکت سه کشور ایران، ترکیه و پاکستان بر اساس معاهده ازمیر و با هدف اعتلای سطح زندگی اقتصادی مردم منطقه در ۱۹۸۴ تاسیس شد. افغانستان، تاجیکستان، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان در ۱۹۹۲ به این سازمان ملحق شدند. از جمله آخرین تحولات مرتبط با این سازمان برگزاری بیست و هشتمین نشست شورای وزیران در مشهد بود. ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شهر مشهد میزبان بیست و هشتمین نشست شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اقتصادی (اکو) بود. سیدعباس عراقچی در این نشست طی سخنانی گفت: جمهوری اسلامی ایران در یک سال گذشته ریاست دوره‌ای سازمان اکو را برعهده داشته است و با جدیت، اهتمام خود را بر پیشبرد اهداف عالی این سازمان مهم منطقه‌ای در راستای توسعه، رفاه و تعالی مردمان خوب و نجیب منطقه اکو معطوف داشته است.
علاوه بر این، موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در سال گذشته (۱۴۰۲) به امضا رسید و در سال‌جاری ۱۴۰۳ نیز ایران عضو ناظر در این اتحادیه شد. پس از اجرای موافقتنامه تجارت آزاد، تعرفه گمرکی بالغ بر ۹۰۰۰ قلم کالای تجاری بین ایران و کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا شامل روسیه، بلاروس، ارمنستان، قزاقستان و قرقیزستان صفر خواهد شد.ایران همچنین عضو گروه دی‌هشت است. گروه دی‌هشت گروهی اقتصادی متشکل از هشت کشور در حال توسعه اسلامی 8-D شامل ایران، ترکیه، پاکستان، بنگلادش، اندونزی، مالزی، مصر و نیجریه است که در سال ۱۹۹۶ میلادی بنیانگذاری شد. از آخرین رویدادهای مرتبط با این گروه، برگزاری یازدهمین نشست سران در ۲۹ آذر ۱۴۰۳ در قاهره بود که مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور در این نشست شرکت کرد.
شنبه, 27 بهمن 1403 18:50

حکمت و فضیلت حج

تعریف حج

حج رکن پنجم اسلام بوده و معنی لغوی‌اش همانا قصد و عزم به سوی امری بزرگ و با عظمت است و در اصطلاح فقها عبارت است از قصد به سوی بیت الله الحرام در وقت معین جهت ادای مناسک حج.

فرضیت حج از دیدگاه قرآن

حج بعد از فراهم شدن شروط آن بر هر فرد مسلمان فرض عین بوده و فرضیت آن از قرآن و سنت نبوی و اجماع امت اسلامی ثابت و لازم شده است.

«وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ اِلَیْهِ سَبِیْلًا وَ مَنْ کَفَرَ فَاِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِیْنَ» (سوره  آل عمران  آیه 97)

«و مردم را حجّ و زیارت آن خانه به امر خدا واجب است بر هر کسی که توانایی برای رسیدن به آنجا دارد، و هر که کافر شود (به خود زیان رسانده و) خدا از جهانیان بی‌نیاز است».

و این سیاق به بلیغ‌ترین وجهی فرضیت و لزوم حج را برای کسی که توانایی ادای آن را داشته باشد، اثبات می‌کند، زیرا در دنباله آیه کریمه می‌فرماید: «و من کفر ...» این فرضیت و لزوم را هر چه بیشتر و تمام‌تر، تأکید و تثبیت می‌کند چه تعبیر به کفر از عدم ادای آن ـ البته با وجود داشتن استطاعت ـ قوی ترین دلیل بر شدت فرضیت و نهایت لزوم آن است.

فرضیت حج در احادیث نبوی

علاوه بر قرآن کریم، احادیث نبوی نیز فرضیت حج را با صراحت  تمام تأیید و تأکید می‌کند و از آن جمله است این حدیث پیامبر اکرم(ص) که می‌فرمایند:

بُنِیَ الْاِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ شَهَادَةِ اَنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُوْلُ اللهِ، وَ اِقَامِ الصَّلَاةِ وَ اِیْتَاءِ الزَّکَاةِ وَ حَجِّ الْبَیْتِ وَ صِیَامِ رَمَضَانَ.

«اسلام بر پنج چیز بنا یافته: گواهی و اقرار بر اینکه جز خدای یگانه معبود دیگری نیست، و حضرت محمد(ص) پیامبر بر حق اوست. بر پا داشتن نماز، دادن زکات، حج بیت الله الحرام و روزه ماه مبارک رمضان».

فرضیت حج از دیدگاه اجماع مسلمین

علماء و فقهای عالم اسلام در مذاهب مختلف از صدر اسلام تا امروز به فرضیت حج بر شخصی که توانایی آن را داشته باشد، برای یک بار در عمر اجماع و اتفاق داشته و منکر فرضیت این رکن اسلامی را مرتد و خارج از دین اسلام شمرده و علاوه بر آن گفته‌اند کسی که مکان دیگری را به غیر از بیت الله الحرام برای خود و یا دیگران حج قرار داده و آنرا به جای کعبه مشرفه بداند نیز کافر و مرتد است.

شمه‌ای از حکمت‌های حج

اگرچه حج به عنوان یک رکن دین و یک عبادت فرض است اما می‌توان در آن حکمت‌ها و فواید زیادی را مشاهده کرد که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: کنگره حج بهترین فرصت  برای مسلمین کل جهان در امور دینی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی است. حج بهترین راه برای اتحاد و وحدت مسلمین است.

آری برای ارتباط قلوب مسلمانان سراسر جهان و محبت شان با همدیگر، حج بهترین وسیله است. امیر، غریب، فقیر، ثروتمند، عربی، عجمی همه در یک لباس و در زمان واحد و صدایی واحد در یک مکان جمع آمده و همه تفاوت‌های اقلیمی، قومی، نژادی از میان برداشته می‌شود.

کسانی که می‌خواهند تبلیغ کنند و یا مطالبی را در دنیا منتشر سازند، حج بهترین فرصت برایشان است. آری توسط حجاج ممالک مختلف دنیا با بهترین نحو و آسان ترین وجه، مطالب خود را به گوشه و کنار دنیا می‌رسانند. کسانی که خواسته باشند بهتر و بیشتر کسانی را به ضیافت بپذیرند، از میهمانان پروردگار عالم بهتر چه کسانی خواهند بود؟ می‌توان در مراسم حج میهمانی وسیع ترتیب داد و به میهمانان پروردگار رحمان خدمت کرد برای آشنایی بیشتر با مسلمین و اطلاع از درد و مشکلات همدیگر، کنگره حج بهترین فرصت است.

بهترین فرصت برای إفاده دینی، تبلیغ و تعلیم خلق الله ایام حج است. و حفاظت از سنت های صالحان  و آثار انبیاء ـ علیهم السلام ـ در حج بسیار روشن و آشکار است که روحیه انسان را قوی می‌سازد و نیز برای رسیدگی به مشکلات اقتصادی مسلمین از حج فرصتی بهتر وجود ندارد.

در مراسم حج از اطراف و اکناف عالم تمام صالحین، اقطاب و ابدال گرد می‌آیند که انسان‌های لایق و شایسته از برکات آنان بهره‌ها می‌برند. تشبه به ملائکه که مدام دور عرش طواف می‌کنند پیدا می‌شود.

رسول اکرم(ص) فرمودند: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»

«کسی که خود را مشابه قومی کند از جمع آنان بشمار می‌آید»

لذا تشبه با ملائکه که مخلوقی معصوم و بی گناه هستند سعادت بزرگی است و لو برای چند روز که موسم حج است ارزش فراوان دارد. سفر از طرفی روشنگر اخلاق مسافر می شود و از جهتی سبب سلامتی بدن می شود. رسول اکرم(ص) فرمود: «سَافِرُوْا تَصِحُّوْا». «سفر کنید تا سلامت باشید».

و حکمت‌های بی شماری در آن نهفته است که هر انسان عاقلی با کمی فکر و تدبّر می‌تواند آنها را کشف کند.

سفر حج نمونه سفر آخرت است، همانطور که در دنیا آدم ناگزیر به وداع اهل و عیال و عزیزان و دوستان می شود، با مرگ هم تمام چیزهای دوست داشتنی و اهل و عیال باید ترک شوند و یکه و تنها راهی آخرت شوند. وقتی که غسل احرام می‌کند به یاد غسل میت می‌افتد و چون لباس احرام را به تن می‌کند پارچه‌های کفن به یادش می‌آید همانطور که در جده از آدرس و نشانی طواف کننده سؤال می‌کنند، در روز قیامت سؤال می‌شود که از امت کدام پیغمبر است.

میدان عرفات نمونه محشر و روز قیامت است که هر کسی با نشانی و پرچم خاص تحت نظر معلم و در حال طواف است؛ در میدان محشر نیز هر فرقه‌ای تحت لوای پیامبر خود مبعوث و محشور خواهد شد.

اسلام می‌خواهد که ملل مسلمان لااقل سالی یک بار در یک جا گرد هم آمده و از نزدیک با هم آشنا شوند و از درد دل یکدیگر با خبر شوند و از مشکلات یکدیگر آگاهی یافته و در رفع آن بر پایه ی نوع دوستی و اخوت اسلامی و همکاری بکوشند و در واقع با عمل حج کنگره بزرگ اسلامی از همه ملل مسلمان تشکیل می‌شوند، حج وسیله‌ای است برای احیای سنن و معارف حضرت ابراهیم خلیل(ع) و استمرار سیره حضرت رسول اکرم(ص) و سایر پیامبران برگزیده ی خدا که در راه خدا از هر نوع جانبازی و از خودگذشتگی و تسلیم و رضا و اطاعت و فرمانبرداری دریغ نفرمودند.

همچنان در جاهایی که حج برگزار می‌شود، آثار متبرکه‌ای نیز وجود دارد که تاریخ آن با زندگی حضرات انبیاء کرام و پیامبران گرامی ارتباط مستقیم دارد و مشاهده نزدیک آنها موجب تجدید یاد آن وقایع که وسیله ی نزول رحمت های الهی بر پیامبران بوده است، گردیده و بدین وسیله باعث تحریک جذبات دینی و طراوت ایمانی در قلب مؤمن خواهد بود.

بزرگی به یکی از مریدان خود می فرماید: به هنگام نزول به میقات، آیا نیت آن داشتی که جامه گناه به کنار افکنی و جامه طاعت بپوشی؟ به هنگام برهنه گشتن از جامه‌های دوخته ات، آیا نیت آن داشتی که از ریا و نفاق و ورود در شبهه دور شوی؟ به هنگام غسل کردن، آیا نیت آن داشتی که خود را از لغزش ها و گناهان شست و شو دهی؟

آیا هنگامی که نظافت کردی و احرام پوشیدی و پیمان حج بستی، نیت آن داشتی که با داروی توبه خالص برای خدای متعال، خود را از گناه پاک کنی؟ به هنگام احرام بستن آیا نیت آن داشتی که هر آنچه را خداوند(ج) حرام کرده بر خود حرام کنی؟ به هنگام بستن پیمان حج، آیا نیت آن داشتی که هر پیمان که به شریعت موافق نبود ترک کنی؟ به هنگام رسیدن به مکه آیا نیت آن داشتی که از این سفر تنها مقصد تو، خداست؟ به هنگام سعی آیا نیت آن داشتی که از شرّ شیطان و نفس اماره به خدا پناه بری؟ و او که دانای نهان است بر این امر واقف است.

آنگاه فرمود: آه آن کس که با حجر الاسود مصافحه کند با خدا مصافحه کرده سپس فرمود: آنگاه که سعی کردی، نیت آن داشتی که میان ترس و امید باشی؟ و آنگاه که موی سرت را تراشیدی، آیا نیت آن داشتی که از تمام پلیدی ها و از ظلم کردن به مخلوق پاک شوی و همچون روز ولادتت از مادر از گناهان بیرون روی؟ و آن گاه که به شکرانه حج قربانی کردی، آیا نیت آن داشتی که از برای عمل به حقیقت پارسایی گلوی طمع را ببری؟ و سنت حضرت ابراهیم(ع) را پیروی کنی که با سر بریدن فرزند و میوة دل و آرام جان خود طریقه بندگی و تقرّب به خدا را برای آیندگان پس از خود پایه گذاشت؟ به هنگام بازگشت به مکه و انجام طواف بازگشت، آیا نیت آن داشتی که با بهره گیری از رحمت خدا به اطاعت او باز گردی و به دوستی او ثابت و پای برجای بمانی و واجبات او را ادا کنی و به قرب خدا برسی؟ مرید در جواب همه سؤالات، جواب منفی می‌دهد.

آن گاه در پایان فرمود: «اِرْجِعْ فَاِنَّکَ لَمْ تَحُجَّ». «بازگرد که به حقیقت حج نکردی».

فضیلت حج

برای حج فضیلت و برکات زیادی در احادیث نبوی ذکر شده است که قبلاً بیان شده و در این جا یکی از این احادیث را ذکر می‌کنیم:

«مَنْ حَجَّ ِللهِ فَلَمْ یَرْفَثْ وَ لَمْ یَفْسُقْ رَجَعَ کَیَوْمٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ»

«کسی که کعبه را برای رضای خدا زیارت نمود و جماع یا سخن لغو و معاصی از او صادر نشد، در حالی که برمی‌گردد که، همانند روزی که از مادر متولد شده است گناهی ندارد».

و شکی نیست که این حدیث بزرگترین فضیلت و عالی ترین بشارت برای قاصدین و حجاج بیت الله الحرام است ولی همان طور که در حدیث نبوی به آن اشاره رفته است این فضیلت برای کسانی است که: حَجِّشان خاص برای خدا بوده و از شروع تا ختم حج از بد زبانی و مردم آزاری دوری کرده و مرتکب افعال خلاف شریعت نشده باشد.

شروط حج

عبارت از آن دسته از اموری که اگر در شخصی باشد حج بر وی فرض می گردد و اگر یکی از  آنها تحقق نپذیرفت بر شخص ادای حج لازم نخواهد بود و این شروط عبارتند از :

1- مسلمان بودن

بر شخص کافر، چه کافر اصلی(که از اصل اسلام نیاورده است مثل یهود و نصاری) باشد و چه کافر عارضی(مرتد) حج فرض نبوده و ادای آن از آنها پذیرفته نیست. اگر غیر مسلمان مثل: یهود، نصاری، هندو، کمونیست، آتش پرست و غیره، حج کرد حَجّشان باطل و مردود است. اگر شخص کافری حج را بجا آورد و سپس رحمت خداوند شامل وی شد و مسلمان گشت اگر شروط حج در وی موجود شد حج را دوباره ادا کند و اگر مسلمانی بعد از ادای حج مرتد شد و باز مسلمان شد و شروط حج بر وی موجود شد لازم است که حج را دوباره بجا آورد زیرا مرتد شدنش حج گذشته‌اش را باطل و حبطه گردانیده است.

2- بالغ بودن

حج بر طفل نابالغ اگر چه عاقل و ممیز و ثروتمند باشد، فرض نیست.

طفل نابالغ اگر حج کرد حج وی برایش نفل محسوب می‌شود. اما هنگامی که بالغ شد و شرایط حج برای وی موجود گشت، باید حج فرض را دوباره ادا کند. اگر طفلی هنگام احرام بستن بالغ نشده بود اما بعد از احرام بستن بالغ شد اگر بلوغش پیش از وقوف به عرفه بوده از همان لحظه دوباره نیت کند، حج فرض از او اداء می‌شود، در غیر این صورت، حجّش نفل محسوب می‌شود.

3- عاقل بودن

حج بر شخص دیوانه، سفیه، ابله که خوب و بد را از هم تشخیص نمی‌دهد، فرض نیست. اگر شخص دیوانه حج کرد در صورتی که قابلیت و درک احرام بستن و طواف و وقوف عرفه را داشته باشد اگر چه دیگر مناسک را بطور کامل ادا نکند، حج او مقبول و صحیح است ولی اگر چنین قابلیت و درک را نداشت در ظاهر، حکم به صحت حَجَّش نمی‌گردد ولی از لطف خداوند مهربان دور نخواهد بود که به فضل خود حج او را قبول کند و او را مورد رحمت خود قرار دهد. اگر دیوانه حج کرد حجّش نفل ادا می شود و اگر بعداً هوشیار شد و حج بر وی فرض گردید، باید دوباره حج را ادا کند.

4- آزاد بودن

کسی که مملوک (غلام) دیگری باشد، حج بر وی فرض نیست. اگر در زمان مملوکیت حج کرد، حجّش نفل ادا می‌شود و هنگامی که آزاد شد و حج بر وی فرض شد، دوباره باید حج فرض را ادا کند.

5- علم داشتن به فرضیت حج

اگر کسی در مکانی زندگی می‌کند که اسلام در آنجا منتشر نشده، اگر مسلمان شد و چیزی از احکام اسلام و فرضیت حج را نمی دانست تا زمانی که علم به فرضیت حج نداشته باشد حج بر وی فرض نیست.

6- توانایی ادای حج

حج بر کسی که توانایی آن را نداشته باشد فرض نیست. استطاعت و توانایی بر دو نوع است: نوعی از آن که بین زن و مرد مشترک است و نوعی دیگر که مختص به زن است.

الف) توانایی مشترک(یعنی چهار شرط مذکور همان طور که برای مرد شرط شده برای زن هم شرط است) بین زن و مرد

1- قدرت بر زاد و راحله که بیشتر از حاجات اصلی خود مال داشته باشد آن طور که مخارج رفت و آمد به مکه برای خودش، و مخارج کسانی که نفقه آنها بر عهده او است را در طول مدت مسافرت داشته باشد و اهل او در این مدت گرفتار تنگدستی نشوند.

2- سلامتی بدن.

3- امنیت راه .

4- امکان رفتن.

ب) توانایی خاص برای زن

1- داشتن محرم شرعی.

2- نبودن زن در عدّه ، چه عدّه طلاق باشد و یا عدّه وفات شوهر.

چند تذکر

1ـ در محرم شرط است که عاقل بالغ باشد بناءً دیوانه و طفل نابالغ محرم شرعی شمرده نمی شود.

2ـ زن باید به اضافه از استطاعت داشتن بر مصارف حج خود قادر بر مصارف و تکالیف سفر حج محرم خویش نیز باشد مگر آنکه محرم به رضایت خود متحمل نفقات خویش شود.

3ـ اگر محرم شرعی پیدا شد شوهر حق ممانعت زن را از حج فرض ندارد ولی می‌تواند او را از حج نفل منع کند.

4 ـ بر زنی که حج فرض شده است واجب نیست که برای پیدا کردن محرم در راه حج شوهر بگیرد گر چه این کار اولی و مستحب است.

5 ـ زنی که حج بر وی فرض شده و محرم شرعی ندارد که در سفر حج او را همراهی کند از تاخیر حج تا هنگام پیدا شدن محرم گنه کار نمی‌شود.

6 ـ زنی که حج بر وی فرض شده و شوهر دارد نمی‌تواند شوهر خود را مجبور کند تا از حیث محرمیت با او به حج برود گر چه برای شوهر مستحب است تا به این کار اقدام کند.

7 ـ اگر زن بدون محرم و یا بدون اذن و اجازه شوهر و یا در ایام عده حج کرد گر چه حجش صحیح است ولی مرتکب معصیت شده و گنه کار است.

بنابراین هر مسلمانی که حج بر او فرض شد، در ادای آن تأخیر نکند و کوشش کند که در اولین فرصت حج را به جای آورد، اگر عمداً در ادای این فریضه تأخیر کند گنه کار می شود و خوف کافر شدن نیز هست بنا بر آیه: «وَ مَنْ کَفَرَ» که به جای «مَنْ لَّمْ یَحُجَّ» آمده است و حدیث: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَحُجَّ فَلْیَمُتْ اِنْ شَاءَ یَهُوْدِیًّا اَوْ نَصْرَانِیًّا».