seyed hossein emamian
بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. خیلی بهره بردیم از اجرای برادران عزیزی که اینجا برنامه اجرا کردند. شعرهای پُرمغز و بامضمون، مجلس را بهروز کرد. خیلی از مجلسها هست که جمعیّت هست، امّا مربوط به این زمان نیست. این مجلس، مجلس این زمان است. این شعرها و این حرکات و این اظهارات و این بیانات شماها و اجتماع شما و شور و حال شما مجلس را بهروز کرد.
تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقهی طاهره (سلام الله علیها) را، همچنین ولادت امام عزیز بزرگوارمان را. دربارهی حضرت صدّیقهی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگیهای این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان اینجور گفت که او اسوه بود. مگر نمیخواهیم عمل کنیم؟ مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوهی دینداری بود، اسوهی عدالتخواهی بود، اسوهی جهاد بود. جهادی که فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همهی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوهی جهاد بود. اسوهی تبیین بود؛ آن خطبهی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوقالعاده بینظیر و روشن و درسآموز بود. اسوهی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینبپروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست.
و امّا سخنی در باب مدّاحی؛ حرف امروز من چند کلمه در باب مدّاحی است. امروز مدّاحی یکی از عرصههای بسیار مهمّی است که شایسته است دربارهی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما یک پدیدهای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمقیابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیبشناسی»؛ ممکن است آسیبشناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راههای رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعهای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند دربارهی این، کار کنند؛ امروز این لازم است.
البتّه در گذشته هم مدّاحی بود؛ زمان جوانی ما هم مدّاحهایی بودند، البتّه نه به این گسترش، نه به این تعداد، نه با این آگاهی، نه با این سواد، ولی بودند. البتّه یک امتیازاتی هم آنها داشتند ــ [مثلاً] قصاید بلند و غرّاء را از بر میخواندند ــ لکن مجموعاً فاصلهی مدّاحی دوران جوانی ما با مدّاحی امروز خیلی زیاد است؛ امروز مدّاحی در جامعهی ما یک پدیدهی حیرتانگیزی شده. اینها را عرض میکنم که مدّاحان عزیز ما بدانند چه کار دارند میکنند. البتّه میدانید؛ شعرهای امروز و حرفهای امروز نشان داد که مدّاحها میدانند کجا قرار دارند و چه وظیفهای را بر عهده گرفتهاند. امروز بعد از چند دهه، این پدیدهی بسیار مهمّ مدّاحی به شکل یک عنصر اثرگذار در کشور ظاهر شده. ما به این احتیاج داریم. ما احتیاج داریم عوامل اثرگذار که روی ذهنها و مغزها و دلها اثر میگذارد، تقویت کنیم؛ اوّلاً بشناسیم، ثانیاً تقویت کنیم. حرف اصلی من این است که حالا عرض خواهم کرد.
البتّه مدّاحیها همه در یک سطح نیستند، کم و زیاد دارند. همهی پدیدهها همینجور هستند، همه یک جور نیستند؛ بعضیها برترند، بالاترند، بعضیها متوسّطترند؛ امّا آنچه میتوان به صورت تقریبی و میانه بیان کرد، این است که امروز مدّاحی یکی از پایگاههای «ادبیّات مقاومت» است. امروز مدّاحی یک پایگاهی است برای ادبیّات مقاومت. اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود. تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، یک هنر بزرگی است. یکی از مراکز و پایگاههایی که این ادبیّات را ــ ادبیّات مقاومت را ــ تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند، عبارت است از پدیدهی مدّاحی و هیئت.
خب، «مقاومت ملّی» یعنی چه؟ اینکه میگوییم «ادبیّات مقاومت ملّی»، مقاومت ملّی یعنی چه؟ امروز گفته میشود «جبههی مقاومت»؛ خب این چیست؟ اینها در مقابل چه چیزی مقاومت میکنند؟ «مقاومت ملّی» یعنی تابآوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبههای زندگی انسان وارد میآورد تا آن ملّت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، مقاومت کند، بِایستد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد، دست دشمن را قطع کند.
این فشاری که میگوییم ممکن است وارد بیاید، فرق نمیکند [چه باشد]؛ گاهی فشار نظامی است که خب ماها دیدیم؛ جوانها ندیده بودند، دیدند؛ ما آن چهل سال قبل هم دیدیم. فشار نظامی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول یک تحمیل! این فشار [ممکن است] با وسایل نظامی باشد، با وسایل اقتصادی باشد یا فشار با هوچیگری و جوسازی رسانهای باشد. فضای مجازی را نگاه کنید، رادیوهای خارجی را ببینید، اظهاراتِ نهفقط روزنامهنگار و مثلاً خبرنگار، [بلکه] مقامات نظامی بالا و مقامات سیاسی در دنیا را ببینید؛ همهی اینها متوجّه یک نقطه و یک مرکز است و آن مرکز، فشار بر روی ایستادگی و مقاومت ملّتها و در رأسشان ملّت ایران است؛ امروز اینجوری است. بنابراین، این فشار میتواند فشار نظامی باشد، فشار اقتصادی باشد ــ مثلاً تحریم باشد ــ فشار رسانهای باشد، فشار در فضای مجازی باشد، جاسوسپروری باشد و امثال اینها.
هدف از این فشار هم میتواند توسعهطلبی سرزمینی باشد، مثل این کاری که حالا آمریکاییها دارند با بعضی از کشورهای آمریکای لاتین انجام میدهند؛ میتواند برای منابع زیرزمینی باشد، که فشار میآورد برای اینکه منابع نفت فلان کشور را مثلاً تصرّف کند؛ یا موضوعات فرهنگی و دینی باشد؛ یا فشار برای تغییر سبک زندگی باشد که عمدتاً اینها از راه ابزارهای رسانهای انجام میگیرد؛ یا اساسیتر از همه، فشار برای تغییر هویّتی باشد. صد سال است که سعی غربیها، که در زمان اواخر قاجار وارد ایران شدند، این است که هویّت ملّت ایران را تغییر بدهند؛ هویّت دینیشان، هویّت تاریخیشان، هویّت فرهنگیشان. رضاخان قدم اوّل را برداشت، [امّا] موفّق نبود؛ بعدیها سیاستمدارانهتر حرکت کردند، کارهایی کردند، [امّا] موفّق نشدند؛ انقلاب اسلامی هم آمد همه را شست، ریخت بیرون. فشار برای تغییر هویّت ملّت ایران. در هر صورت، در همهی این موارد، مقاومت لازم است. گفتیم مقاومت یعنی چه؟ یعنی تابآوری، پایداری، ایستادگی، تسلیم نشدن، عامل فشار را ناکام گذاشتن؛ این معنای مقاومت است. اینکه امروز ما دائم دم از جبههی مقاومت میزنیم یعنی این؛ یک روز فقط ایران بود، امروز به کشورهای منطقه و حتّی در مواردی به کشورهای خارج از منطقه توسعه پیدا کرده؛ مقاومت بتدریج گسترش پیدا کرده.
البتّه ملّت ما از اوّلِ تشکیل جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند، توانست بِایستد، توانست در مقابل فشار دشمن تسلیم نشود. همهکار کردند ــ دیگر حالا اینها را چون زیاد گفتهایم و تکرار کردهایم، نمیخواهم تکرار کنم که چه کارها کردند ــ بعضی از کارهایی که دشمن دربارهی ملّت ایران کرد، جوری بود که دربارهی هر کشوری و هر ملّتی انجام میگرفت، [آنجا را] کنفیکون میکرد، امّا ملّت ایران محکم ایستاد، جمهوری اسلامی با کمال استقامت، با کمال مقاومت ایستاد.
مدّاحی ما از اوّل انقلاب به این سمت حرکت کرد؛ نه همه، امّا شروع شد؛ در دوران جنگ به اوج خودش رسید. در دوران جنگ هر کدام از این شهدا پرچمی شدند برای برپا نگه داشتن ملّت ایران، [آن هم] به وسیلهی مدّاحها؛ مدّاحها این کار را کردند. این جنازه که میآمد، اگر آن مدّاح نبود، اگر آن حماسهی شعری در فضا نمیپیچید و دلها را به خود جذب نمیکرد، آن شهید فراموش میشد. زینبی کار کردند؛ زینب، کربلا را زنده کرد و نگه داشت در تاریخ. این کاری بود که از اوّل انقلاب شروع شد، ادامه پیدا کرده تا امروز، امروز هم هست. البتّه حالا همهی مجالس مدّاحی، مثل مجلس امروز ما نبود و نیست، میدانم، لکن در همهی مجالس یک گرایشی، یک نگاهی، یک حرکتی به مفهوم و مصداق مقاومت در ایران وجود دارد.
حالا حرف من به طور خلاصه این است؛ من فقط همین یک جمله را میخواهم عرض کنم که امروز ما فراتر از درگیریهای نظامی ــ که وجود داشت، دیدید و همینطور دائماً احتمال [تکرار] آن را هم میدهند، بعضی هم عمداً در این کانون میدمند برای اینکه مردم را دلبهشک نگه دارند، دلهره ایجاد کنند، که موفّق هم نمیشوند انشاءالله ــ در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانهای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبههی وسیع. ما در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند؛ رفتند در این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستادهایم، امّا امروز خطر این است، خط این است، هدف دشمن این است. هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتابنویس، رماننویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند. جبههی فعّالِ در این قسمت در مقابل ما یک جبههی وسیعی است؛ البتّه مرکز آمریکا است، دُوروبَرش هم بعضی از کشورهای اروپاییاند و در حاشیهاش هم مزدورها و خائنها و بیوطنها و اینهایی [هستند] که در اروپا و در جاهای دیگر جمع شدهاند برای اینکه به نان و نوایی برسند، این را هم شیوهی خودشان قرار دادهاند. ما در مقابل اینها قرار داریم.
بنابراین جبههی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی میبینیم دشمن به یک نقطهای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد. البتّه کار آسانی هم نیست لکن خوشبختانه امروز ما فضلای زیادی داریم در حوزههای علمیّه که در این زمینهها کار کردهاند، فکر کردهاند، محصول دارند و جامعهی مدّاح کشور میتواند کاملاً از آنها بهرهبرداری کند.
شما مدّاحها میتوانید این هیئتی را که در آنجا هستید، تبدیل کنید به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها؛ بخصوص امروز که جوانها خوشبختانه اقبال به هیئت دارند. امروز اقبال جوانها به هیئت خیلی زیاد است؛ در گذشته اینجور نبود. امروز جوانها در شهرهای مختلف ــ که ما هم اطّلاع پیدا میکنیم یا در تلویزیون میبینیم یا خبر میگیریم ــ خوشبختانه اقبال دارند و کار میکنند، تلاش میکنند؛ این را بایستی قدر دانست و نسل جوان را در مقابل هدف این دشمن لجوج و خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، مصونسازی کرد.
من توصیه میکنم در مدّاحیها دربارهی ائمّه (علیهم السّلام)، تبیین معارف را برجسته کنید. به نظر بنده ائمّه (علیهم السّلام) دو کار عمده انجام میدادند: یکی تبیین معارف بود، که [به واسطهی آن] معارف اسلامی باقی ماند؛ اگر آنها تبیین نمیکردند معارف اسلامی را، امروز از اسلام و از معارف حقیقی اسلام هیچ چیز باقی نمانده بود؛ یکی این بود؛ یکی مبارزه بود. ائمّه مبارزه میکردند. روی این زمینه، بنده حرفهای زیادی در سالهای طولانی گفتهام. همهی ائمّه مشغول مبارزه بودند. از بعد از امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) ــ چه در زمان امام مجتبیٰ، چه در زمان حضرت سیّدالشهدا، چه در زمان ائمّهی بعدی ــ همهی ائمّه مشغول مبارزه بودند؛ مبارزهی با دستگاه خلافت، مبارزهی با دشمنان حقیقت، هر کدام با شیوهی خودشان؛ هر کدام با یک شیوه، امّا همه مبارزه میکردند؛ این را بایستی در زندگی ائمّه، در بیان زندگی ائمّه بیان کرد. بنابراین [یک توصیه] تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی [است].
یک توصیه این است که در مواجههی با دشمن، به دفاع از آنچه او شبههآفرینی میکند اکتفا نکنید. البتّه دفاع لازم است، باید شبههآفرینیِ دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطهضعف زیاد دارد؛ آن نقطهضعفها را هدف قرار بدهید، به آنها هجوم بیاورید، هجوم بیاورید در مفاهیم شعری، که خب امروز بعضی از برادرها خوشبختانه در این زمینه هم نشان دادند که توانایی خوبی وجود دارد.
یک توصیه این است که منبر [مدّاحی] را از نقاط قوّت اسلام، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی، چه در سیاست، چه در برخورد با دشمن ــ اسلام در این زمینهها معارف مهمّی دارد، نقاط قوّتی دارد ــ سرشار کنید از این معارف؛ یعنی کسی که پای صحبت شما، برنامهی شما مینشیند، از قرآن، از مفاهیم قرآنی بخش زیادی را بهرهمند بشود و استفاده کند. تبدیل کنید مدّاحی را به یک ابزار مؤثّر و مهمّی برای ترویج دین و ترویج مفاهیم دینی و مسائل انقلابی؛ این کار الان دارد تا حدود زیادی انجام میگیرد؛ این را گسترش بدهید، این را تقویت کنید، این را عمومی کنید و در همهی موارد این وجود داشته باشد. گاهی اوقات تأثیر یک نوحهی خوشساختِ خوشمضمون که شما آن نوحه را در منبر میخوانید، در دل مخاطبتان از یک منبر یا دو منبر استدلالی و فلسفی و منطقی، هم خیلی بیشتر است، هم ماندگارتر است.
بحث خوانندگیِ خوشساخت شد، مراقب باشید در این زمینه اشتباه صورت نگیرد؛ آهنگهای دوران طاغوت راه پیدا نکند در مفاهیم دینی ما؛ انسان گاهی یک جاهایی میشنود. مراقبت کنید! آهنگ مدّاحی، آهنگ شما است، مال شما است، ابتکار شما است؛ نباید آنچه را مربوط به دشمنان شما است ــ که شما علیه آنها قیام کردید، ملّتتان علیه آن معارف، علیه آن فرهنگ غلط قیام کردند ــ نفوذ کند در کار شما و در بیان شما.
بنابراین آنچه بنده احساس میکنم و میبینم، خوشبختانه در بین ابزارهای مهمّ پیشرفت کشور، پدیدهی مدّاحی جایگاه ویژهای دارد. شما دارید کار میکنید، تلاش میکنید، و همانطور که گفتم، احتیاج دارد به پژوهش؛ باید آسیبشناسی بشود، باید راههای تکاملش پیدا بشود، باید محتواهای مناسب و شاید آهنگهای مناسب برای این کار آماده بشود، تهیّه بشود. مدّاحی را حفظ کنیم، نگه داریم، تکامل ببخشیم و از این پدیده استفاده کنیم.
من به شما عرض کنم، به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛(۲) این یکی از کوچکترینهایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد امّا کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبهروز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالتخواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمیآید، چون تدریجی است، چون طولانیمدّت است ــ کوتاهمدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند. نوجوانِ امروز نسبت به مسائل دینی ــ غیر از همان اوایلِ اوایل انقلاب ــ از برههای از این میانهها بمراتب جلوتر و پیشتر است، بعد از این هم انشاءالله پیشتر خواهد رفت.
روح مقدّس شهیدان و روح مقدّس امام بزرگوار شاد باد که این راه را در مقابل ملّت ایران باز کرد.
والسّلام علیکم و رحمةالله
صحن حضرت زهرا(س) در نجف رسماً افتتاح شد
حجتالاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر مقام معظم رهبری شامگاه چهارشنبه (۲۶ آذرماه) در این مراسم که در شبستان حضرت زهرا(س) برگزار شد، با اشاره به مقام والای آن حضرت اظهار کرد: شخصیت حضرت زهرا(س) فراتر از توصیف زبان بشر است و پیامبر اکرم(ص) علاقه ویژهای به ایشان داشتند، چراکه حضرت فاطمه(س) در زمانی به ایشان عطا شد که رسول خدا(ص) به مقام پیامبری رسیده بودند.
وی با بیان روایتی از زندگی مشترک حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) افزود: حضرت علی(ع) در پاسخ به پیامبر اکرم(ص) فرمودند فاطمه بهترین یاور من در بندگی خداست و در طول زندگی مشترک حتی یکبار نیز موجب خشم ایشان نشد؛ الگویی روشن برای زندگی مؤمنانه.
رئیس دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به نقش حضرت زهرا(س) در دفاع از ولایت گفت: ایشان با وجود همه سختیها، در راه دفاع از حق و ولایت از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و این سیره میتواند الگوی جامعه اسلامی باشد.
گلپایگانی همچنین با اشاره به جایگاه معنوی حضرت زهرا(س) در احادیث تصریح کرد: در روایات آمده است که خداوند به نماز حضرت زهرا(س) مباهات میکند و به حق ایشان، شیعیان را از آتش جهنم نجات میدهد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش تاریخی حوزه علمیه نجف، تشکیل این حوزه به دست شیخ طوسی را نقطه عطفی در تاریخ تشیع دانست و از تربیت علمای بزرگی چون شیخ مرتضی انصاری، صاحب جواهر و میرزای شیرازی به عنوان ثمرات این حوزه یاد کرد.
رئیس دفتر رهبر انقلاب، همکاری حوزه علمیه قم و نجف را «دو بال پرواز جهان تشیع» توصیف کرد و با تقدیر از مواضع آیتالله سیستانی، به بیانیه ایشان در محکومیت هرگونه سوءقصد به جان رهبر انقلاب اشاره کرد.
وی در پایان، ساخت صحن حضرت زهرا(س) را جلوهای از عشق و ارادت مردم ایران و عراق به اهلبیت(ع) دانست و از تمامی دستاندرکاران این پروژه بزرگ قدردانی کرد.
همچنین در این مراسم آیت الله حسن جواهری از علمای فقه و اصول حوزه علمیه نجف به ایراد سخنرانی پرداخت.

پروژهای برآمده از عشق و اعتقاد
همچینن در حاشیه این مراسم حسن پلارک- رئیس هیأت امنای سادات توسعه و بازسازی عتبات عالیات- به تشریح جزئیات و روند اجرای این پروژه عظیم پرداخت.
رئیس هیأت امنای سادات توسعه و بازسازی عتبات عالیات، در مراسم افتتاح رسمی صحن حضرت زهرا (س) در نجف اشرف، با اشاره به عشق و تعصب مردم ایران به اهلبیت(ع)، این پروژه عظیم را حاصل «معجزهای» دانست که با نیت خالص و کمکهای مردمی، رسانهها، دستگاههای دولتی و پیمانکاران متعهد به سرانجام رسید. وی حمایت گسترده مراجع عظام تقلید بهویژه آیتالله سیستانی و تأکیدات مقام معظم رهبری را از عوامل اصلی موفقیت این طرح برشمرد.
پلارک با یادآوری توسل به حضرت زهرا (س) برای پیشبرد کار، گفت: همه مردم ما در ایران به هر کس رجوع کردیم، هیچکس جواب رد به ما نداد. از رسانهها که در ابتدا فقط با حرف و زمینی مواجه بودیم ولی به ما اعتماد کردند و پشت سر ما ایستادند، تا مدیران، پیمانکاران، کارگران و مهندسین، همه عاشقانه و بدون چشمداشت مادی پای کار آمدند. این نیت خالص و نام حضرت زهرا(س) بود که منجر به شکل گرفتن معجزهای به نام این صحن شد.

وی با اشاره به اینکه بخشهای اصلی پروژه قریب به ۴ تا ۵ سال قبل تکمیل و در ایام اربعین مورد استفاده زائران قرار گرفته بود، افزود: بخشهای تکمیلی غیرزیارتی مانند کتابخانه در سالهای اخیر به پایان رسید و امروز پروژه به طور کامل تحویل حرم مطهر شد.
رئیس هیأت امنای سادات توسعه، خطاب مستقیم به مردم ایران گفت: دست مریزاد، ممنونیم که اعتماد کردید. ما امروز جواب اعتماد شما را تقدیم میکنیم.
وی همچنین از همکاری بیدریغ متولیان حرم علوی، مرجعیت عالیقدر شیعه در عراق بهویژه آیتالله سیستانی، و توصیههای مقام معظم رهبری که بر روحیه خدمتگزاری تأکید داشتند، قدردانی کرد. پلارک به استقبال دانشگاههای معتبر بینالمللی و بازتاب جهانی خبر ساخت صحنی به نام دختر پیامبر اسلام(ص) نیز اشاره کرد.
پلارک با اعلام اولویت بعدی این مجموعه، پروژههای توسعه حرم سیدالشهدا (ع) در کربلا، حرم امامین جوادین (ع) در کاظمین و حرم امامین عسکریین (ع) در سامرا را برشمرد و گفت: انشاءالله با همان کیفیت و با همان پشتوانه مردمی، پروژههای بعدی را نیز به زودی تقدیم خواهیم کرد و از تمامی دستاندرکاران ایرانی و عراقی این پروژه عظیم تشکر وقدردانی کرد.
در ادامه حاشیه مراسم یوسف افضلی- از مسئولان ستادبازسازی عتبات- گفت: به بیان خاطرات و جزئیات تلاشهای انجام شده برای بازسازی و توسعه حرم مطهر پرداخت و با اشاره به آغاز مأموریت خود در عراق در دهه اول سال ۸۰، خاطرنشان کرد: به محض ورود به عراق برای کمک به مردم مستضعف، اولین درخواستم زیارت حرم آقا امیرالمؤمنین(ع) بود. وقتی به حرم رسیدیم، درها بسته بود. پس از هماهنگی دوستان، متولی حرم آمد و درِ شکسته را باز کرد. آنجا با دیدن وضعیت، بر خود گفتم: آقای امیرالمؤمنین! شما چقدر غریب هستید!

افضلی افزود: این صحنه در دیگر حرمها نیز تکرار شد و همین امر باعث شد تصمیم به تشکیل ستادی برای بازسازی گرفته شود. الحمدالله با حضور سرداران و مسئولان، کار بازسازی آغاز شد. حدود شش ماه فقط به تمیزکاری و سپس تعویض سنگها و درهای فرسوده اختصاص یافت.
وی با اشاره به شروع پروژه صحن حضرت زهرا(س)، تصریح کرد: در آن زمان حدود ۱۰ تا ۱۲ هتل در این محدوده وجود داشت که با خریداری توسط دولت عراق، کار آغاز شد. طراحی این پروژه به دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی سپرده شد و طرح ایران پذیرفته و اجرایی شد. در ابتدا تصور میشد هزینهای حدود یک میلیون انجام شود، اما با حمایتهای مالی مردم استانهای محروم ایران و همچنین کمکهای مردمی از ایران، عراق و سایر کشورها، این پروژه عظیم به سرانجام رسید.
خادم ستاد بازسازی عتبات عالیات ادامه داد: این صحن حدود ۴۰ هزار متر مربع مساحت دارد که حدود ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و هماکنون در اختیار زائران قرار گرفته است. همچنین در تولیتهای دیگر و حرمهای دیگر نیز کارهای مشابهی انجام شده است.
افضلی در پایان با اشاره به آرزوی خود برای حرم سامرا، گفت: امیدوارم سامرا نیز روزی مانند کربلا و نجف آبادان شود. الحمدالله هماکنون مقاومسازی در حال انجام است. از همه دستاندرکاران و مردم سپاسگزارم و آرزو دارم جوانان ما آیندهای درخشان داشته باشند.
صحن حضرت زهرا(س) با معماری زیبا و ظرفیت بالا، به عنوان یکی از پروژههای مهم توسعه حرم امام علی(ع)، گامی بلند در خدمترسانی به زائران و توسعه فضای معنوی نجف اشرف به شمار میرود.
چرا مسلمانان قدر امام زمان خود را ندانستند؟
مرحوم علامه مصباح یزدی در یکی از سخنرانی ها خود به موضوع «» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
ما در اثر بی لیاقتی های امت اسلامی که شاید خودمان هم شریک باشیم، لیاقت حضور وجود مقدس ولی عصر (ارواحنا فداه) را نداریم.
مرحوم خواجه طوسی (ره) فرمودند: «و غیبته منّا؛ از ماست که محروم شدیم.» از رفتاری که مسلمان ها با ائمه اطهار کردند، مستحق چنین مجازاتی شدند.
با ضعف هایی که مسلمان ها داشتند، بی وفایی هایی که کردند، قدرناشناسی هایی که نسبت به وجود مقدس ائمه اطهار (علیهم السلام) کردند، مستحق این شدند که از حضور امام محروم شوند.
اما هستند کسانی که امروز هم صادقانه آرزوی حکومت ایشان را دارند.
هستند کسانی که روز را به شب نمی آورند جز با یاد او، و شب را به روز نمی آورند جز با یاد او...
سخنرانی در تاریخ ۱۳۸۹/۰۲/۳۰
معیار برتری مردان در نگاه پیامبر
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله:
«خَیْرُ الرِّجالِ مِنْ اُمَّتِی الَّذِینَ لا یَتَطاوَلُونَ عَلی أَهْلِیهِمْ، وَیَحِنُّونَ عَلَیْهِمْ، وَلا یَظْلِمُونَهُمْ.»
بهترین مردان امت من کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن نیستند، به آنان اهانت نمیکنند، دلسوزشان هستند و به ایشان ظلم نمینمایند.
مکارمالأخلاق، ص ۲۱۶
تهدید و تشویق آگاهانه کودک
از عامل ترس باید در تربیت استفاده کرد اما نه برای رشد و پرورش دادن. بلکه برای بازداشتن روح کودک از برخی طغیانها.
یعنی ترس، عامل رشد استعداهای عالی نیست ولی عامل جلوگیری از رشد استعدادهای پست و پایین و عامل جلوگیری از طغیان ها هست. کودک باید آگاه باشد، که تشویق یا تهدیدی که میشود برای چیست. اگر کودک نفهمد برای چه تشویق یا تهدید میشود، روحش به کلی مشوش میشود. بسیاری از بیماریهای روانی در اطفال به دلیل ترساندنها یا کتک زدنهای بیجا در کودکی است.
منبع: شهید مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، صفحه ۳۶
آیا قارههای کشف نشده در زمان پیامبر(ص) خالی از سکنه بودند؟
ایمان ما بر آن است که انسان در هر سرزمینی تنها رها نشده و خدا برای هدایت جهانیان راهنما قرار داده، چه نام و نشانی از آنها به ما رسیده باشد و چه نه؛ همین حقیقت نگاه ما را به جهان آن دوران معنا میبخشد.
کدام قارهها در زمان پیامبر کشفنشده بودند؟
در قرن هفتم میلادی، یعنی زمان پیامبر اسلام، مردمِ جهان تنها سه قاره را بهطور عمومی میشناختند: «آسیا»، «آفریقا» و «اروپا».
اما قارهها و سرزمینهایی که بعدها وارد نقشه جهانی شدند، در آن زمان برای دنیای قدیم ناشناخته بودند؛ از جمله «آمریکای شمالی و جنوبی»، «استرالیا»، «آنتارکتیکا؛ قطب جنوب» و بسیاری از جزایر اقیانوسیه.
اروپاییها تا سال ۱۴۹۲ میلادی به آمریکا دست نیافتند، استرالیا در قرن هفدهم میلادی شناسایی شد و قطب جنوب نیز تا اوایل قرن نوزدهم ناشناخته ماند. این فاصله زمانی نشان میدهد که در دوران پیامبر، جهانِ شناختهشده به بخش کوچکی از زمین محدود بود.
آیا در این مناطق کشفنشده مردم زندگی میکردند؟
بله؛ این قارهها خالی از جمعیت نبودند، بلکه دارای تمدنها و فرهنگهای بسیار کهنی بودند.
در آمریکا، پیش از ورود اروپاییان، تمدنهای بومی بزرگی چون «مایا»، «آزتک» و «اینکا» همراه با صدها فرهنگ دیگر وجود داشت.
این جوامع شهرسازی، معماری، کشاورزی و نظام اجتماعی پیشرفته داشتند و جمعیت کل آمریکای پیشاکلمبی(کریستف کُلُمب) نیز طبق برخی برآوردها بین دهها میلیون تا حدود شصت میلیون نفر در سال ۱۴۹۲ میلادی تخمین زده میشود.
در استرالیا نیز بومیان «ابوریجین» دهها هزار سال پیش از ورود اروپاییها در سراسر این قاره زندگی میکردند و فرهنگهای عمیق و متنوع داشتند. در بسیاری از جزایر اقیانوس آرام نیز مردمانی با پیشینه طولانی از نسلهای دریانورد و فرهنگهای بومی مستقل زندگی میکردند.
پس اگرچه این قارهها برای جهان قدیم «کشف نشده» بودند، اما واقعیت این است که سرشار از تاریخ، فرهنگ و تمدن انسانی بودهاند.
جمعیت جهان در زمان پیامبر اسلام چقدر بود؟
بر اساس بررسیهای تاریخی و جمعیتشناسی، جمعیت کل جهان در حدود قرن هفتم میلادی بسیار کمتر از امروز بوده است؛ تخمینهای معتبر عددی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون نفر را برای کل زمین نشان میدهند.
کمبود امکانات پزشکی، بیماریهای گسترده، مرگومیر بالا، تغذیه محدود و جنگهای مکرر باعث شده بود که رشد جمعیت کند و ظرفیتهای سکونت محدود باشد.
برای مقایسه، امروز جمعیت جهان از ۸ میلیارد نفر فراتر رفته است.
چرا نام پیامبران یا راهنمایان الهیِ بومی آمریکا یا استرالیا در تاریخ دینی ذکر نشده است؟
طبق باور اسلامی، هدایت الهی اختصاص به یک منطقه ندارد:
قرآن میفرماید: «هیچ امتی نبوده مگر اینکه در میانشان بیمدهندهای بوده است».
این یعنی خداوند هیچ قوم و سرزمینی را بدون راهنما و هدایت رها نکرده است.
با این حال، ما به اسامی و مناطق دقیق همه پیامبران و راهنمایان الهی که برخی تعداد آنان را تا ۱۲۴ هزار نفر اعلام کردهاند، آگاهی نداریم.
ممکن است برخی از آنها در قارهها و سرزمینهای دورافتاده مانند آمریکا، استرالیا یا جزایر اقیانوسیه حضور داشته باشند، اما نام و شرح وظایف آنها در متون دینی و تاریخی به دست ما نرسیده است.
جدایی جغرافیایی کامل
آمریکا و استرالیا هزاران سال از جهانِ آفریقا و آسیا و اروپا جدا بودند؛ ارتباط دریایی و زمینی با جهان قدیم وجود نداشت.
بنابراین طبیعی است که تاریخ شناختهشدهٔ آسیا و خاورمیانه، نام پیامبران و رهبران مناطق دور را در خود ثبت نکرده باشد.
تنوع درجات هدایت
هدایت فقط محدود به پیامبران صاحب کتاب و رسالت جهانی نیست.
در طول تاریخ مردم توسط «پیامبران تبلیغی»، «جانشینان معنوی»، «حکیمان الهی» و «رهبران دینی محلی» هدایت شدهاند.
پس ممکن است در میان بومیان آمریکا، استرالیا یا اقیانوسیه نیز راهنمایان الهی حضور داشته باشند، حتی اگر نام آنها بهدست ما نرسیده است.
نبود تاریخنگاری مشترک
تمدنهای بومی آمریکا و استرالیا بیشتر هویت شفاهی داشتند و خط و نوشتار مشترکی که پیامها را منتقل کند، در بسیاری نقاط شکل نگرفته بود؛ به همین دلیل نامها و وقایع آنها به تاریخ رسمی جهانی وارد نشد.
جمعبندی نهایی
در زمان پیامبر اسلام، جهان شناختهشده تنها شامل قارههای «آسیا»، «اروپا» و «آفریقا» بود، در حالی که قارههای بزرگی چون «آمریکا» و «استرالیا» برای جهان قدیم ناشناخته بودند.
با این حال، این سرزمینها از تمدنهای انسانیِ قدیمی و مستقل سرشار بودند. جمعیت کل جهان نیز حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون نفر برآورد میشود.
نبود نام پیامبران یا رهبران الهی از این قارهها در متون تاریخی، نه نشانه نبود هدایت است و نه نشانه نبود پیامبر؛ بلکه نتیجه جدایی جغرافیایی، فقدان ارتباط تمدنی و نبود تاریخنگاری مشترک است.
بر اساس اصول اعتقادی، هدایت الهی برای همه اقوام برقرار بوده—even اگر تاریخ مکتوب، نام صاحبان آن هدایت را حفظ نکرده باشد.
آیا امام زمان(عج) با دین تازه میآید؟
در برخی روایات آمده است که حضرت حجّت علیهالسلام در زمان ظهور به «دین جدید» یا «امر تازه» قیام میکند و به «سیره پیامبر صلّیاللّهعلیهوآله» عمل نمینماید.
از سوی دیگر، احادیث فراوانی داریم که پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهمالسلام مأمور به تبعیت از وحی و اجرای احکام الهی بودهاند و سیرهی آنان بر عدل و فطرت استوار است. پس چگونه میتوان پذیرفت که امام زمان علیهالسلام با پیامبر یا سایر امامان تفاوت در عمل داشته باشد و به دینی غیر از دین آنان اقدام کند؟
پاسخ:
برای رفع این شبهه و جمع میان همهی روایات، باید به تفاوتِ «ظرف تاریخی و عقلی امتها» توجه کرد.
پیامبر اکرم صلّیاللّهعلیهوآله و امامان پیشین علیهمالسلام، طبق دستور «إنّا معاشر الأنبیاء أُمرنا أن نُکلّم الناس علی قدر عقولهم»، مأمور بودند احکام الهی را متناسب با ظرفیت فهم مردم بیان و اجرا کنند. در عصر غیبت نیز فقها مأمورند بر اساس ظواهر کتاب و سنت حکم نمایند و جامعه را بر همان مبنا اداره کنند.
اما در زمان ظهور، عقل بشر به اوج کمال میرسد و استعداد فطریِ انسانها برای درک حقایق کامل میشود.
در این مرحله، حضرت حجّت علیهالسلام احکام را بر پایهی فطرتِ الهی و حقیقتِ وجودیِ اشیاء اجرا میکند؛ امّا نه به معنای مخالفت با سیره پیامبر اکرم، بلکه باطل کردنِ رسوم و آرامشهای سطحی و ظاهری دوران غیبت که با حقیقت عدلِ الهی سازگار نیست. بنابراین آنچه در احادیثی چون «دین جدید»، «امر نو»، و «به علم خود حکم میکند» آمده، اشاره به تحقق همان دین فطریِ الهی در کاملترین مرتبهی ظهور است، نه آغاز دینی تازه .
چنانکه بعضی روایات نیز تأیید میکند در گذشته به انبیای سابق اجازه نشر علوم فطری داده نشد، زیرا مردم ظرفیت نداشتند؛ ولی در دولت حضرت حجّت علیهالسلام، چون عقلها کامل شدهاند، عدل مطلق و دین فطرت الهی به طور تمام اجرا میگردد؛ همان دینی که خداوند دربارهاش فرموده است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»
نتیجه نهایی:
پس دین حضرت حجّت علیهالسلام همان دین پیامبر صلّیاللّهعلیهوآله است، با این تفاوت که در زمان ظهور، حقیقت آن در سطح فطری و باطنیِ کامل خود اجرا میشود و مردم به سبب کمال عقل و علم، توان پذیرش این مرتبه از عدل را دارند.
برداشتی از فصل هفدهم کتاب الشموس المضیئه (ظهور نور) ص۳۴۲
چرا حفظ ولایت در زمان غیبت اینهمه پاداش دارد؟
حفظ ایمان و ولایت در دوره غیبت و دوست داشتن دوستان حضرت حجت علیه السّلام و دشمنی با دشمنانش دارای ثوابی ارجمند و آثار معنوی والاست.
شاید علت مترتب بودن چنین ثواب و آثاری، این باشد که مؤمنان دوره غیبت با اینکه از دیدن امام خود و رسیدن به محضرش و شنیدن کلام نافذش محرومند، امّا در عین حال او را دوست می دارند و به او ایمان دارند و دل و دین خود را به او سپرده اند.
حال، انسان مؤمنی که در دوره غیبت چنین روحیه ای داشته باشد اگر یکی از امامان پیشین را درک می کرد چه وضعی داشت؟
قطعا چنین است که اگر او را درک می کرد، از او پیروی می نمود و در کنار او می جنگید و پاداش مجاهدان در رکاب امام حاضر را از آن خود می نمود.
برگرفته از کتاب "الشموس المضیئه (ظهور نور)" ، ص ۱۷۳ - آیتالله سعادتپرور
نشانههای بیقید و شرط پیش از ظهور
علامات حتمی ظهور پنج مورد است که در روایات قابل اعتماد ذکر شده است و منظور از علائم حتمی آن است که به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود؛ که با استفاده از روایات معصومین (علیهم السّلام) بدین ترتیب است:
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: "پیش از ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پنج نشانه حتمی است؛ یمانی، سفیانی، صیحة آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در بیابان."۴[۱] و نیز آنحضرت فرموده: "وقوع ندا از امور حتمی است، و سفیانی از امور حتمی است، و یمانی از امور حتمی است، و کشته شدن نفس زکیه از امور حتمی است، و کفدستی که از افق آسمانی بیرون میآید از امور حتمی است." و اضافه فرمود: "و نیز وحشتی در ماه رمضان است که خفته را بیدار کند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پردهنشین را از پشت پرده بیرون میآورد."۵[۲]
توضیح علایم حتمی:
۱. صیحه و ندای آسمانی:
یکی از نشانههایی که تحقق آن هنگام ظهور قطعی است ندای آسمانی است، خطاب به مردم جهان، که همه جهانیان آنرا میشنوند، صدایی قوی و نافذ که از آسمان و از هر سمت به گوش میرسد و هرکس به زبان خودش آن را میشنود، صدایی که خفته را بیدار و نشسته را برپا میدارد، مردم از این صیحه آسمانی هراسان گشته از خانههایشان بیرون میآیند تا ببینند چه خبر است! آن ندای آسمانی مردم را به خودداری از ظلم، کفر، جنگ و خونریزی دعوت و به پیروی از امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) فرا میخواند.
حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با نام خود و نام پدرش معرفی میکند. پس از این حادثه آسمانی، مردم جهان مصرّانه و در همه گوشه و کنار جهان در پی پاسخ به یک سؤال بر میآیند: این شخصیت بزرگ یعنی مهدی کیست؟ و کجا است؟[۳]
۲. خروج سفیانی:
از جمله علامات حتمی که پیشوایان معصوم (علیهم السلام) ما بر آن بسیار تأکید کرده و صریح و روشن بیان فرمودهاند: خروج سفیانی است.
طبق پارهای از روایات، مردی اموی و از نسل یزید بن معاویه بن ابی سفیان و از پلیدترین مردم است، نامش «عثمان بن عنبسه» است و با خاندان نبوت و امامت و شیعیان دشمنی ویژه دارد. سرخچهره و کبودچشم و آبلهرو و بدمنظر و ستمگر و خیانتکار است.
از سرزمین شام قیام میکند و به سرعت پنج منطقه دمشق، فلسطین، اردن، حمص و قنسرین را تصرف میکند و با سپاهی بزرگ به سوی کوفه و عراق میآید و در شهرهای عراق، به ویژه در نجف و کوفه جنایاتی بزرگ مرتکب میشوند که بعد از حوادث تلخ و جنایاتی زیاد که او و سپاهیانش مرتکب میگردند در مدینه و عراق به سوی شام و دمشق متواری میگردد و سرانجام در بیت المقدس توسط سپاهیان امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به هلاکت رسیده و سرش از بدنش جدا میگردد.[۴]
۳. خسف بیداء
در روایات یکی از علائم ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) که قطعی است، فرو رفتن لشکر سفیانی در وادی بیداء است که امام صادق (علیه السلام) فرمود: این از محتومات است که تغییر و تبدیل در آن راه ندارد. همانگونه که در ظهور سفیانی بیان شد، سفیانی بعد از اشغال عراق سپاهی به سوی مدینه میفرستد و سپاه سفیانی بعد از قتل و غارت در مدینه به سوی مکه میروند که این سپاه در بین مکه و مدینه به فرمان خداوند متعال به زمین فرو میروند.
۴. قتل نفس زکیه:
امام صادق (علیه السلام) فرمود: یکی از علائم ظهور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) کشتهشدن جوانی است از آل محمد در بین رکن و مقام که نامش محمد بن الحسن است و در روایت دیگری آمده است که بین قتل نفس زکیه و آمدن حضرت تنها پانزده روز فاصله است.[۵]
۵. یمانی:
قیام یمانی مقارن شورش سفیانی ـ اصلیترین دشمن امام مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) ـ در ماه رجب و قبل از ظهور و محل آن نیز صنعا توصیف شدهاست. این قیام در روایات دارای ویژگیهایی است که به بیان آنها میپردازیم:
در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) حرکت یمانی همزمان با شورش سفیانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز بیان شدهاست. حضرت فرمودهاست: « خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهرهها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید میآید. وای بر کسی که با آنها مخالفت و دشمنی کند».[۶]
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمدهاست: « در میان پرچمها، هدایتگرتر از پرچم یمانی وجود ندارد؛ چون پرچمها حق است و شما را به سوی صاحبتان دعوت میکند».[۷]
در جمعبندی روایاتی که درباره یمانی سخن میگویند، دو دسته روایت در زمینه حرکت وی وجود دارد؛ به گونهای که زمان مشترک آن، قبل از خروج سفیانی است. دسته نخست این روایات، قیام وی را قبل از سفیانی میداند و دسته دوم، به قیام وی همراه با امام مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) تصریح دارد؛ چنانکه در روایتی آمده است: «... آن پرچم حقی است؛ زیرا به جانب صاحبتان فرا میخواند».[۸]
و نیز بر اساس روایات که ظهور و خروج سید حسنی را از علایم ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) شمردهاند، بعد از ملاقات سید حسنی و سپاهش با امام زمان (علیه السلام) در عراق، سید حسنی با اینکه طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را میشناسد، اما برای آنکه به یاران و پیروان خود امامت و فضایل امام را ثابت کند آشنایی خود را آشکار نمیسازد و از امام (علیه السلام) میخواهد که دلایل امامت و موارثی که از پیامبران نزد او است ارائه دهند. امام (علیه السلام) آنها را ارائه داده و معجزاتی آشکار میفرمایند. سید حسنی با امام بیعت میکند و پیروان او نیز بیعت میکنند، مگر عدهای که نمیپذیرند.[۹] همانطور که عدهای قبل از آنها معجزات پیامبران را نادیده گرفته و به آنها تهمت سحر و جادوگری میزدند؛ بنابراین نه هرکسی میتواند ادعای مهدویت کند و نه آن کس که ادعای مهدویت به دروغ میکند قادر به انجام و تحقق اهداف آن حضرت است. چه آنکه اگر چنین امری ممکن بود اثری از آن تا حالا دیده میشد. و در خاتمه میگوییم که گسترش صلح و دوستی واقعی فقط در سایه تحقق آرمانهای اصیل اسلامی امکانپذیر است که امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از هر وسیله ممکن برای رسیدن به آن بهره خواهد جست .
اما آرماگدون
آرماگدون واژهای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپهای که در جنوب شرقی حیفا در قسمت شمالی کشور فلسطین قرار دارد و در محدوده کرانههای باختری رود اردن واقع شده است.
گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در مسیر و تقاطع شمال به جنوب و شرق به غرب بودهاست. آنچه قابل توجه است اینکه این منطقه بسیار محدود و کوچک است. به هر حال آنچه مهم است اینکه امروزه این مکان به عنوان مکانی برای جنگ آخرالزمان بنیادگرایان انتخاب شدهاست. منطقه آرماگدون در غرب رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد. جاییکه حتی ناپلئون بناپارت نیز روزگاری درباره آن گفته که در آن بزرگترین نبرد جهان رخ میدهد.
مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
پی نوشتها:
[۱]. صدوق، محمد علی، کمال الدین و تمام النعمة، ص ۶۵۰، دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه قم.
[۲]. نعمانی، ابن ابی زینب محمد بن ابراهیم، غیبت نعمانی، ص ۳۶۵، باب ۱۴.
[۳] . کورانی، علی، عصر ظهور.
[۴] . طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، قم، نشر آستانه مقدسه.
[۵] . همان.
[۶] . بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۳۲.
[۷] . بشارة الاسلام، ص ۹۳.
[۸] . بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۳۲.
[۹] . سیمای آفتاب همان، ص۲۷۸.
اشتراکنظر ایران و روسیه در مقابله با تحریمها و اقدامات یکجانبه
«سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه در کنفرانس خبری مشترک با «سید عباس عراقچی» همتای ایرانی خود، با اشاره به توسعه روابط تهران و مسکو طی سالهای اخیر، تأکید کرد این مناسبات بهطور قابل ملاحظهای تقویت شده است.
لاوروف خاطرنشان کرد که معاهده مشارکت جامعه راهبردی میان روسیه و جمهوری اسلامی ایران، که توسط رؤسای جمهور «ولادیمیر پوتین» و «مسعود پزشکیان» امضا و لازمالاجرا شده، از سوی رئیسجمهور ایران نیز مورد تأیید قرار گرفته است.
وی افزود: در دیدار اخیر رؤسای جمهور دو کشور در عشقآباد، وظایف و اهداف مشخص شد و دو طرف توافق کردند که اجرای این معاهده به تقویت هماهنگیها و همکاریهای دوجانبه در عرصههای بینالمللی و منطقهای کمک کرده و توان دو کشور را برای تأمین و تحکیم امنیت در منطقه مشترک افزایش دهد.
وزیر خارجه روسیه همچنین به ویژگیهای گفتوگوهای سیاسی میان دو کشور اشاره کرد و گفت: این تعاملات در سطح عالی، در سطح بینوزارتی و نیز در ارتباطات میان محافل جامعه مدنی جریان دارد و پایههای روابط حسن همجواری ایران و روسیه را مستحکمتر میسازد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به همکاریهای تجاری، اقتصادی و سرمایهگذاری میان دو کشور پرداخت و اظهار داشت: روند این همکاریها مثبت بوده و حجم مبادلات کالا طی ده ماه نخست سال جاری بیش از ۱۰ درصد رشد داشته است، در حالی که در ۱۰ سال گذشته نیز رشد مبادلات بیش از ۱۵ درصد ثبت شده است.
وزیر امور خارجه روسیه در اظهارات خود درباره بحران اوکراین تأکید کرد که کشورهای غربی در چارچوب این بحران تلاش میکنند از تمامی ابزارهای حقوق بینالملل به نفع خود سوءاستفاده کنند، در حالی که این اقدامات هیچ ارتباطی با اصول واقعی حقوق بینالملل ندارد.
جهانیسازی با سیاستهای غرب در حال فروپاشی است
وی این رویکرد را انعکاس سیاستهای نواستعماری غرب دانست و گفت: آنها عادت کردهاند زندگی خود را به هزینه دیگران تأمین کنند؛ رویکردی که از دوران استعمار سنتی تاکنون ادامه یافته و امروز نیز در قالب وابستگیهای اقتصادی نوع استعماری با برخی کشورهای آفریقایی و آسیایی حفظ شده است.
لاوروف افزود: ما اقدامات تحریمی غیرقانونی و یکجانبه غرب را محکوم میکنیم، چرا که این اقدامات موجب تخریب روابط بینالمللی میشود.
به گفته او، در بحران اوکراین نیز اروپاییها تلاش میکنند سیاستهای دولت ترامپ را تخریب کنند و اصول جاری حقوق بینالملل را نادیده بگیرند.
وی خاطرنشان کرد: این اقدامات حتی اصول پیشین مورد قبول اروپاییها را نیز از بین میبرد و در روند جهانی شدن شاهد تجزیه و فروپاشی این روندها هستیم.
روسیه آماده کمک در یافتن راهحلهای قابل قبول برای حل مسئله هستهای ایران است
لاوروف در بخش دیگری از این کنفرانس خبری مشترک اظهار داشت: «روسیه بار دیگر آمادگی خود را برای کمک به دوستان ایرانی در یافتن راهحلهای قابل قبول برای حل بحران هستهای که توسط غرب ایجاد شده، اعلام میکند.»
وی افزود: نمایندگان کشورهای اروپای غربی با نادیده گرفتن «تمام توافقات ممکن» و مقررات شورای امنیت سازمان ملل، تمام تلاش خود را میکنند تا تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را دوباره برقرار کنند، در حالی که این تحریمها مدتهاست منقضی شدهاند. ما چنین بیاعتنایی به قانون و حقوق بینالملل را محکوم میکنیم و تلاشها برای قرار دادن منافع خودخواهانه بالاتر از اصول منشور سازمان ملل را نیز محکوم میکنیم.
رئیس دستگاه دیپلماسی روسیه همچنین ابراز امیدواری کرد که دبیرکل سازمان ملل، که غرب تلاش دارد او را وارد این روند کند، بهروشنی دریابد که در «دام» کشیده میشود و اجازه ندهد از اعتبارش برای اجرای «طرحهای خودخواهانه و غیرقانونی کشورهای غربی» سوءاستفاده شود.
بهخوبی میدانیم چگونه ایالات متحده برجام را تخریب کرد
وزیر امور خارجه روسیه با اشاره به نقش فعال مسکو در روند شکلگیری برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، تأکید کرد: «روسیه در جزئیات تهیه این توافق که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد و سپس به تأیید شورای امنیت سازمان ملل رسید، مشارکت جدی داشت.»
وی افزود: «ما بهخوبی میدانیم چگونه ایالات متحده برجام را تخریب کرد و اکنون همان کسانی که این توافق و قطعنامه مربوط به آن را از بین بردند، تلاش میکنند ایران را مقصر جلوه دهند. این موضوع برای همه روشن است.»
لاوروف با اشاره به تماسهای مستمر میان روسیه و ایران گفت: «رؤسای جمهور دو کشور در ارتباط هستند و من نیز با همکار و دوست ایرانی خود در تماس دائمی هستم. چندین بار سفرهایی در این چارچوب انجام شده و آقای لاریجانی و همچنین آقای عراقچی با رئیسجمهور پوتین دیدار داشتهاند.»
وزیر خارجه روسیه تأکید کرد: «ما همانند ایران خواهان عادیسازی وضعیت هستیم و بر این باوریم که نباید هیچ ابزاری مبتنی بر توسل به زور در این روند وارد شود. این موضوع در شرایط کنونی یک ضرورت است.»
آمریکا را به یافتن راهحل ترغیب میکنیم
وزیر امور خارجه روسیه در ادامه اعلام کرد که مسکو در تماسهای خود با ایالات متحده آنها را به یافتن راهحلهای مورد قبول متقابل در خصوص وضعیت پیرامون ایران ترغیب میکند.
لاوروف گفت: «ما در تماسهای کارشناسی با همکاران آمریکایی نیز این مسائل را مطرح میکنیم و آنها را به یافتن راهحلهای مورد قبول متقابل تشویق میکنیم. بنابراین اقدامات میانجیگرانه که میتوانیم ارائه دهیم، شناخته شده است.»
وی افزود: «ما این میانجیگری را تحمیل نمیکنیم، اما اگر جمهوری اسلامی ایران بهعنوان طرف اصلی این روند تصمیم بگیرد که چنین خدماتی مورد نیاز است و دیگر طرفهای تهران نیز مخالفتی نداشته باشند، در آن صورت ما قطعاً آماده این کار خواهیم بود.»
اقدامات پنتاگون امید به دستیابی به توافق درباره ونزوئلا را تضعیف میکند
وزیر خارجه روسیه همچنین درباره موضوع ونزوئلا گفت: «اظهارات جنگطلبانه پنتاگون که علاوه بر اقدامات غیرقانونی غرق کردن کشتیهای غیرنظامی بدون محاکمه در دریای کارائیب، از برنامهریزی برای عملیات زمینی نیز خبر میدهد، همه اینها امید به دستیابی به توافق در چارچوب توازن کنونی قدرت در صحنه بینالمللی را تضعیف میکند. با این حال، ایالات متحده همچنان برای گفتوگو باز است.»
روابط ایران و روسیه ماهیتی جامع و همهجانبه دارد
از سوی دیگر، «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه کشورمان در کنفرانس خبری با همتای روس خود در مسکو تاکید کرد: امروز مذاکراتی بسیار نزدیک، دقیق و جزئی در تمامی حوزهها، شامل مسائل دوجانبه، منطقهای و بینالمللی، برگزار شد. روابط دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه طی سالهای اخیر، بهویژه در سال جاری، از گسترش چشمگیری برخوردار بوده است.
وزیر خارجه ایران تاکید کرد که با امضای معاهده مشارکت جامع میان دو کشور، همکاریها وارد مرحلهای جدید شده و شتاب بیشتری گرفته است. به گفته او، این معاهده هماکنون وارد مرحله اجرا شده و دو طرف بر اساس چشمانداز ترسیمشده در آن در حال حرکت هستند.
عراقچی گفت: در توافقی که امروز با وزیر امور خارجه روسیه، سرگئی لاوروف، به امضا رسید، دستور کار وزارتخانههای امور خارجه دو کشور برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ تعیین شد که بهعنوان نقشه راه همکاریهای سهساله آینده مورد عمل قرار خواهد گرفت. روابط ایران و روسیه ماهیتی جامع و همهجانبه دارد.
وزیر امور خارجه ایران همچنین اشاره کرد که در یکسالونیم گذشته و در دوره دولت چهاردهم، رؤسای جمهور ایران و روسیه پنج بار دیدار داشتهاند که نشاندهنده سطح بالای روابط دوجانبه است. همچنین دیدارها و رایزنیهای منظم میان وزرای امور خارجه دو کشور نیز بهصورت مستمر ادامه داشته و آخرین دیدار رؤسای جمهور دو کشور جمعه گذشته در عشقآباد برگزار شد که در آن، مسائل دوجانبه و بینالمللی مورد بررسی قرار گرفت.
سید عباس عراقچی گفت: روابط اقتصادی ایران و روسیه بهطور قابل توجهی گسترش یافته است. همکاریها در حوزه انرژی، حملونقل و ترانزیت، بهویژه در پروژه راهبردی کریدور شمال–جنوب و قطعه رشت–آستارا، در حال پیشرفت است. همچنین تجارت دوجانبه روندی افزایشی دارد و زمینههای جدیدی برای توسعه آن در حال پیگیری است. کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور نیز با ۱۷ کارگروه تخصصی در ماه فوریه برگزار خواهد شد.
ایران بهعنوان عضوی متعهد به انپیتی، به تمامی تعهداتش پایبند است
وزیر امور خارجه ایران همچنین تاکید کرد که تهران بهعنوان عضوی متعهد به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، به تمامی تعهدات خود پایبند است، اما بر اساس همین معاهده از حقوق قانونی خود صرفنظر نخواهد کرد.
سید عباس عراقچی گفت: استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، از جمله غنیسازی، حق مسلم ایران است و این حق علیرغم حملات صورتگرفته همچنان پابرجاست. حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران اگرچه به برخی ساختمانها و تجهیزات آسیب وارد کرده، اما نه توانسته فناوری بومی کشور را از بین ببرد و نه اراده جمهوری اسلامی ایران را تضعیف کند. در حوزه بینالمللی نیز اشتراک نظر روشنی برای مقابله با نظام سلطه، زورگویی و استانداردهای دوگانه کشورهای غربی، بهویژه آمریکا، وجود دارد.
ایران و روسیه تعاملات مشترک خود را بهصورت فعال دنبال میکنند
وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگری از کنفرانس مطبوعاتی خود با سرگئی لاوروف تاکید کرد که ایران و روسیه در مقابله با تحریمها و اقدامات یکجانبه، اشتراک نظر داشته و در چارچوب سازمانهای بینالمللی و منطقهای همکاری نزدیکی دارند.
سید عباس عراقچی گفت: دو کشور در نهادهایی همچون بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا عضو بوده و تعاملات مشترک خود را بهصورت فعال دنبال میکنند. ایران و روسیه در زمینه مقابله با تحریمهای غیرقانونی آمریکا، همکاری اقتصادی، تبادل تجربه و هماهنگیهای عملیاتی دارند و از ابتکارهای بینالمللی مخالف اقدامات قهرآمیز و تحریمهای یکجانبه حمایت میکنند.
او افزود، در همین راستا، گروه «دوستان منشور ملل متحد» با عضویت ایران، روسیه، چین و دیگر کشورها تشکیل شده و جمهوری اسلامی ایران از هر اقدام بینالمللی در مقابله با نظام سلطه، زورگویی و قلدری آمریکا حمایت میکند.
ایران قاطعانه با هرگونه حضور نیروی خارجی در قفقاز مخالف است
وزیر خارجه کشورمان در ادامه کنفرانس خبری مشترک با همتای روس خود اشاره کرد: مشورتهای بسیار خوبی داشتیم و مواضع ما کاملاً روشن است. جمهوری اسلامی ایران معتقد است امنیت و ثبات در مناطق قفقاز و آسیای مرکزی باید توسط کشورهای همان منطقه تأمین شود.
به گفته عراقچی، در همین چارچوب، ایران سازوکار «۳+۳» را برای قفقاز پیشنهاد داده و این مسیر را با جدیت دنبال میکند. در حال حاضر نیز برنامهریزی برای برگزاری نشست آتی وزرای امور خارجه این سازوکار در دست انجام است.
سید عباس عراقچی تاکید کرد: ایران بهطور قاطع با حضور هرگونه نیروی خارجی در منطقه قفقاز مخالف است و این موضع به همسایگان و شرکای منطقهای اعلام شده است. ایران و روسیه در این زمینه موضعی مشترک دارند و بر این باورند که هیچ قدرت یا کشور خارج از منطقه نباید در امور امنیتی قفقاز مداخله کرده یا ثبات منطقه را تهدید کند.
غرب و آمریکا به دیپلماسی و مذاکره خیانت کردند
وزیر خارجه کشورمان همچنین با اشاره به حملات متجاوزانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در ژوئن که در میانه مذاکرات غیرمستقیم در عمان صورت گرفت، گفت: آنها به دیپلماسی و مذاکره خیانت کردند. طرف مقابل با عملکرد خود به دیپلماسی و اصل مذاکره خدشه وارد کرده است. با این حال، چنانچه رویکرد خود را اصلاح کرده و برای گفتوگویی برابر، محترمانه و مبتنی بر منافع متقابل آمادگی واقعی نشان دهد، ایران موضوع مذاکره را مجدداً بررسی خواهد کرد. در شرایط کنونی، نشانهای قانعکننده از چنین آمادگیای مشاهده نمیشود.
به گفته سید عباس عراقچی، تجربه یک سال گذشته نشان داده است که برداشت آمریکا از مذاکره، نه گفتوگو، بلکه تحمیل و دیکته کردن مواضع است. مذاکره واقعی تنها زمانی امکانپذیر است که طرف مقابل رویکرد خود را تغییر داده و به گفتوگویی منصفانه، متوازن و از موضع برابر تن دهد.
او افزود: بدیهی است اهدافی که از طریق فشار و اقدام نظامی محقق نشده، پشت میز مذاکره نیز قابل تحمیل نخواهد بود. میز مذاکره باید بر پایه احترام متقابل، توازن و تأمین منافع مشترک شکل بگیرد.
تروئیکا دیگر هیچ ظرفیتی برای مذاکره ندارد
وزیر خارجه کشورمان همچنین گفت که سه کشور اروپایی دیگر هیچ ظرفیتی برای مذاکره ندارند و تروئیکای اروپایی با فعالسازی غیرقانونی مکانیسم ماشه، عملاً آخرین ابزار و ظرفیت مذاکراتی خود را از دست دادهاند؛ لذا ایران دلیلی برای گفتگوی مجدد با این سه کشور نمیبیند.
عراقچی گفت: ایران اگرچه به تعهدات خود در چارچوب «NPT» پایبند است، اما تأکید میکند که حملات اخیر به تأسیسات هستهای، واقعیتهای میدانی را تغییر داده و آژانس فاقد پروتکلهای لازم برای بازرسی از مراکز مورد تهاجم است.
او تاکید کرد که تا زمان تعیین چارچوبهای جدید برای مقابله با تهدیدات ایمنی و امنیتی، امکان بازرسی وجود ندارد.
سید عباس عراقچی گفت: با توجه به ابطال توافق قاهره در پی اقدامات خصمانه غرب، مطابق قانون مجلس، تصمیمگیری درباره درخواستهای آژانس منحصراً بر عهده شورای عالی امنیت ملی خواهد بود.


































