seyed hossein emamian
چگونه خلاقیت کودکمان را شکوفا کنیم؟
با استفاده از فعالیتهای جذاب و بازیهای مهیج، میتوانید اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کرده و قهرمان درون او را بیدار کنید. همچنین، فراهم کردن امکانات هنری مانند نقاشی و خمیربازی، به شکوفایی خلاقیت کودک کمک میکند. این روشها به کودکان کمک میکنند تا استعدادهای خود را کشف کرده و رشد کنند.
هر کودکی قهرمانی نهفته در درون خود دارد، فقط کافیست با روشهای درست، این قهرمان را بیدار کنیم. با فعالیتهای جذاب و خلاقانه، میتوانید به رشد و شکوفایی استعدادهای فرزندتان کمک کنید.
قهرمانی که درون کودکتان است را بیدار کنید!
با فعالیتهای جذاب و بازیهای مهیج، اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید.
کودک شما یک هنرمند متولد شده است...
با فراهم کردن امکانات نقاشی، خمیربازی و.... خلاقیت او را شکوفا کنید.
زینب وارث مادرانگی
مادرانگی در فرهنگ تشیع، صرفاً یک نقش بیولوژیکی نیست، بلکه یک رسالت الهی است که بر دوش زن مسلمان گذاشته شده است. این رسالت، شامل تربیت فرزندانی صالح، حفظ و حراست از کیان خانواده، و مشارکت فعال در جامعه است. در این دیدگاه، مادر، محور اصلی خانواده و تربیتکننده نسل آینده است.
حضرت زهرا (س)، به عنوان دختر پیامبر اکرم (ص)، همسر امام علی (ع) و مادر امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، الگوی بینظیری از مادرانگی را به نمایش گذاشتهاند. ایشان، نه تنها در تربیت فرزندان خود کوشا بودند، بلکه در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی نیز نقش فعالی ایفا میکردند.
حضرت زهرا (س)، با تربیت فرزندانی همچون امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، نشان دادند که مادران میتوانند نقش مهمی در تربیت رهبران و الگوهای جامعه ایفا کنند.
حضرت زینب (س)دختر بزرگوار حضرت زهرا (س) مادرانگی را از مادر دو گیتی به ارث بردند و نمونهی حس مادرانگی درعاشورا شدند.
با وجود مصائب بیشماری که حضرت زینب (س) در کربلا متحمل شدند، ایشان همچنان به وظایف مادری خود نسبت به فرزندانشان، عبدالله و محمد، عمل کردند. در لحظات دشوار، او همواره پناهگاه و تسلیدهنده فرزندانش بودند و همزمان پناهگاه عاطفی زنان و کودکان کاروان؛این امر نشاندهندهی قدرت فوق العادهی ایشان در مدیریت بحران بود.
پس از شهادت امام حسین (ع) و دیگر مردان خانواده، حضرت زینب (س) سرپرستی کودکان و یتیمان باقیمانده را بر عهده گرفتند و با تمام توان، جای خالی پدران و مادرانشان را پر می نمودند؛حضور در کنار لالههای پرپر، در صحنههای دلخراش عاشورا، حضور حضرت زینب (س) در کنار پیکرهای شهدا، به خصوص فرزندانشان، نشاندهنده عمق درد و رنج مادری بود که شاهد پرپر شدن عزیزانش است.حضرت زینب حتی برای مادران نمونهی عاشورا هم مادرانگی نمودند. حضرت ام البنین و رباب الگوهای مهم مادران عاشورایی میباشند:
حضرت رباب، همسر امام حسین (ع) و مادر حضرت علی اصغر (ع)، که با استقامت و بردباری بینظیر خود، داغ فرزند شیرخوارهاش را تحمل کرد. ام البنین (س)، مادر حضرت عباس (ع) و برادرانش، که با روحیه ایثار و تسلیم در برابر امر الهی، چهار فرزند رشید خود را فدای اسلام کرد.
و بسیاری مادران دیگر ...
حس مادرانگی در عاشورا نه تنها به معنای عواطف طبیعی مادر نسبت به فرزند، بلکه به معنای ایثار، فداکاری، مقاومت در برابر سختیها و حفظ ارزشهای دینی و انسانی در بحرانیترین شرایط است.
و زینب مادرانگیهای عاشورا را مادری نمود!
مادرانگی ایشان به وسعت یک تاریخ بود.
بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه
الحمد لله رب العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)
خیلی خوش آمدید برادران عزیز، و امیدواریم این جلسه اگرچه به دلایل مشخّص با تأخیر انجام شد، ولیکن انشاءالله جلسهی مفید و مؤثّری، هم برای قوّهی قضائیّه و هم برای کشور بوده باشد؛ انشاءالله. و تشکّر میکنیم از یکایک عناصری که در قوّهی قضائیّه مشغول کار هستند، [مشغول] تلاش هستند؛ از رئیس محترم قوّه تا بقیّهی عناصر فعّال در سراسر قوّه.
آنچه جناب آقای محسنی به عنوان اقداماتِ انجامگرفته بیان کردند، البتّه خیلی خرسندکننده و خوب است. توصیهی من این است که همیشه در کنار اقداماتی که انجام گرفته، اقداماتی که انجام نگرفته و باید انجام میگرفت را ملاحظه کنید؛ یعنی یک تناسبی بین اینها همیشه برقرار کنید. گاهی انسان صد مورد کار خوب انجام داده و خوشحال است از اینکه صد کار خوب انجام گرفته؛ وقتی دقّت میکند، میبیند دویست کار خوب باید انجام میداد که آن دویست کار را انجام نداده، این خوشحالی یک مقداری کم میشود. البتّه من به هیچ وجه ادّعا نمیکنم که وضع در سال گذشته در قوّهی قضائیّه این بوده؛ نه، کارهای خیلی فراوانی شده، ما هم گزارش را داریم و درست است، لکن همیشه این را در نظر داشته باشید که نسبت کارهای انجامگرفته را با کارهای انجامنگرفتهای که باید انجام میگرفت، ملاحظه کنید.
در مورد قوّهی قضائیّه بنده هر سال مفصّلاً مطالعه میکردم و مفصّل هم صحبت کردهام. به نظر خودم همهی حرفهایی که دربارهی قوّهی قضائیّه باید گفته بشود و رعایت آنها توصیه بشود به قوّهی قضائیّه، گفته شده و مکرّر عرض کردهایم؛ هر چه بگوییم تکراری است. دو نکته را فقط من میخواهم ذکر کنم، بعد بپردازم به یک مسئلهی دیگری.
نکتهی اوّل همین مسئلهی پیگیری قوّهی قضائیّه در محاکم حقوقی ــ چه محاکم حقوقی داخلی، چه محاکم حقوقی بینالمللی ــ دربارهی رسیدگی به این جنایات اخیری است که انجام گرفته؛ این از آن کارهای بسیار لازم و بسیار مهم است. ما در خیلی از قضایای قبلی در سالهای گذشته باید این کار را میکردیم و کوتاهی کردیم؛ این دفعه کوتاهی نکنیم. اگر پیگیری این موضوع و مراجعهی به دادگاههای بینالمللی و حقوقی و همچنین دادگاههای داخلی، بیست سال هم طول بکشد، اشکال ندارد؛ باید این کار دنبال بشود. بایستی یقهی جنایتکار گرفته بشود. بالاخره ممکن است یک دادگاه بینالمللی را انسان متّهم کند و واقع هم همین باشد که وابسته باشد به فلان قدرت؛ خیلی خب، یک روز اینجور است، یک روز هم نیست؛ یک روز هم میبینید یک قاضیای آنجا پیدا میشود که قاضی مستقلّی است. این نکتهی اوّل که این قضیّه را خیلی جدّی بگیرید، خیلی با قوّت، با هوشیاری کامل، با ملاحظهی همهی جوانب، انشاءالله ملاحظه کنید.
موضوع دوّم، این است که محصول همهی سفارشها به قوّهی قضائیّه یک کلمه است، و آن اینکه مردم به قوّهی قضائیّه اعتماد کنند؛ همین. بنده بارها در این جلسه گفتهام، ما باید کاری کنیم که اگر کسی در هر گوشهی کشور ــ در یک روستا، در یک شهر دوردست ــ مورد تعدّی و ظلم قرار گرفت، بگوید «میروم سراغ قوّهی قضائیّه، میروم دادگستری»! یعنی باید این حالت به وجود بیاید که همه احساس کنند وقتی پایشان به دادگستری رسید، مشکلشان حل میشود؛ یک اعتمادِ اینجوری باید به وجود بیاید. این خیلی کار مشکلی است، کار سختی است. البتّه در اغلب قضایای حقوقی و جزائی یک طرف راضی است، یک طرف ناراضی است؛ امّا همان طرفی هم که ناراضی است، وقتی دید که کار دارد با قانون، با درستکاری، با دقّت انجام میگیرد، در دلش کار را قبول دارد ولو از آنچه اتّفاق افتاده راضی نباشد؛ سعی کنید این حالت پیش بیاید؛ مردم اعتماد پیدا کنند، اعتقاد پیدا کنند که قوّهی قضائیّه [به مشکلشان] میرسد.
یکی از مهمترین راههای رسیدن به این قضیّه، مبارزهی با فساد است؛ در درجهی اوّل فساد در درون قوّه ــ که در این زمینه من با رئیس محترم، جناب آقای محسنی مکرّر صحبت کردهام، ایشان هم کارهایی کردهاند؛ با رؤسای قبلی هم همینجور ــ [بعد هم] در بیرون قوّه؛ مبارزهی با فساد در مردم امید ایجاد میکند، اعتماد ایجاد میکند. این هم این [نکته ]. این دو مطلبی که راجع به قوّهی قضائیّه میخواستیم عرض کنیم.
و امّا ملّت ایران در این جنگ تحمیلیِ اخیر کار بزرگی انجام داد؛ این کارِ بزرگ از جنس عملیّات نبود؛ از جنس اراده بود، از جنس عزم بود، از جنس اعتماد به نفْس بود. اینکه یک ملّت، یک کشور، یک نیروی نظامی در یک کشور، در خودش این اعتماد به نفْس را ملاحظه کند که آماده است با قدرت آمریکا و سگ زنجیریاش در منطقه [یعنی] رژیم صهیونی، سینهبهسینه و روبهرو بشود، نفْس این اراده، نفْس این اعتماد به نفْس، یک ارزش بسیاربسیار مهمّی است. یک روزی بود ــ هم قبل از ما، هم زمان جوانیهای ما قبل از انقلاب ــ که اسم آمریکا افراد را میترساند؛ چه برسد به مواجهه و مقابلهی با او؛ چه مقابلهی زبانی، چه مقابلهی عملی. در این خاطراتی که از طرف عوامل رژیم قبلی نوشته شده و بعد از سالها پخش شده، مکرّر این هست که مسئولین بالای کشور از یک کار آمریکا ناراحت بودند ــ [مثلاً] سر قضیّهی نفت، سر قضیّهی مسائل گوناگون ناراحت بودند و اوقاتشان تلخ بود ــ امّا میگفتند هیچ چیزی نگویید؛ جرئت نمیکردند که حتّی در خفا، در جلسهی خصوصی اعتراض کنند و حرف بزنند.
حالا همان ملّت به اینجا رسیده که مستقیم میایستد سینه به سینهی این قدرت، از او نمیترسد بلکه او را میترساند و آنچه هم از دستش برمیآید، از لحاظ عملیّاتی انجام میدهد که این مسئلهی عملیّات، مطلب دوّم است؛ مسئلهی اوّل همان روحیه است، همان ایستادگی است. این ارادهی ملّی، این همّت ملّی، همان چیزی است که این کشور را سربلند خواهد کرد؛ این همان چیزی است که ایران را ایران بزرگی خواهد کرد که بنده گفتم پنجاه سال بعد باید اینجوری باشد؛ این اراده همان عامل اصلیای است که میتواند ایران را به آنجا برساند.
بنده عرض میکنم آنچه حالا همه باید بدانند ــ هم دوستان ما بدانند، هم دشمنان ما بدانند، هم خود ملّت ایران بدانند که میدانند ــ این است که ملّت ایران در هیچ میدانی به صورت طرف ضعیف ظاهر نخواهد شد. چون ما همهی ابزارهای لازم را داریم؛ هم منطق داریم، هم نیرو داریم. ما هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی انشاءالله به توفیق الهی هر وقت وارد بشویم، با دست پُر وارد خواهیم شد. البتّه جنگ، زدن و خوردن دارد؛ معلوم است. در جنگ، هم زدن هست، هم خوردن هست؛ نمیشود توقّع داشت که در جنگ حادثهای پیش نیاید؛ ولیکن دستمان بحمدالله پُر است؛ هم در زمینهی دیپلماسی دستمان پُر است، هم در زمینهی نظامی به توفیق الهی.
البتّه در این قضیّهی مهمّی که پیش آمد، در این حادثهی اخیر، ما از جنگ استقبال نکردیم؛ این را همه بدانند. بله، ما رژیم صهیونیستی را سرطان میدانیم، رژیم آمریکا را هم به خاطر پشتیبانی از او، جنایتکار میدانیم، امّا ما از جنگ استقبال نکردیم، ما به پیشواز جنگ نرفتیم؛ ولی وقتی دشمن حمله کرد، پاسخ ما کوبنده بود. این را باید همه توجّه داشته باشند، بدانند؛ چون این مطلب مسلّمی است که دشمن میخواهد تشکیک کند در این. ما در جنگ محکم وارد شدیم؛ دلیلش هم این است، یعنی دلیل واضحش این است که رژیم صهیونیستی که طرف مقابل جنگ بود، مجبور شد به آمریکا متوسّل بشود. اگر خم نشده بود، اگر به زمین نچسبیده بود، اگر احتیاج نداشت، اگر قادر بود از خودش دفاع کند، اینجور متوسّل به آمریکا نمیشد. به آمریکا متوسّل شد؛ یعنی دید از عهدهی جمهوری اسلامی برنمیآید. البتّه این مربوط به رژیم صهیونیستی است، در مورد آمریکا هم همینجور؛ آمریکا هم که حمله کرد، ضربهی متقابل ما به آمریکا ضربهی خیلی حسّاسی بود؛ حالا انشاءالله مقداری میگذرد، چند ماه یا چند سال [بعد]، سانسورها برطرف میشود، بعد معلوم میشود ایران چه کار کرده. آن مرکزی که مورد تهاجم ایران قرار گرفت، مرکز فوقالعاده حسّاس آمریکا در این منطقه بود. ضربه، ضربهی بزرگی بود، البتّه از این بزرگتر هم میتوان ضربه به آمریکا و به دیگران وارد کرد؛ انشاءالله. خب، این حالا مربوط به عملیّات و به این چیزها بود.
یک نقطهی دیگر در این حادثه وجود دارد که بسیار مهم است، و آن، نقطهی ملّی است؛ غیر از جنبهی سازمانی و نظامی و اطّلاعاتی و امنیّتی و غیره، آنچه در این حادثه اتّفاق افتاد، «امر ملّی» بود. آن کسانی که حمله کردند، با خودشان اینجور محاسبه کرده بودند ــ واقعاً اینجور محاسبه کرده بودند، این جزو کارهایی بود که نشسته بودند، نقشه کشیده بودند ــ که وقتی به ایران حمله کردیم، به مراکز حسّاس ایران حمله کردیم، یک تعدادی شخصیّتها را از دست حکومت ایران، نظام اسلامی گرفتیم، طبعاً نظام ضعیف خواهد شد، اینجا است که هستههای خفتهی منافق و سلطنتطلب و مزدور و اراذل و اوباش و مانند اینها، فعّال خواهند شد. او با خودش اینجور حساب کرد که آن کسانی که دلار میگیرند تا ماشین هممیهن خودشان را آتش بزنند، فعّال خواهند شد. [این افراد] هستند دیگر، در جامعه وجود دارند، منتها وقتی یک دستگاه قدرتمندانه مشغول کار است، اینها خاموشند؛ وقتی به خیال طرف مقابل، دستگاه ضعیف شد، اینها فعّال میشوند و میآیند وسط جامعه، مردم را تحریک میکنند و تا آنجایی که بتوانند افراد را میکشانند به خیابانها و خلاصه مسئلهی نظام را تمام میکنند و حل میکنند. این خواب خوشی بود که این حضرات دیده بودند.
واقعیّت چه شد؟ واقعیّت عکس این شد، درست نقطهی مقابل این شد؛ حملهی دشمن نشان داد که خیلی از محاسباتی که بعضیها، چه در زمینههای سیاسی و امثال اینها انجام میدهند، محاسبات درستی نیست. چهرهی دشمن آشکار شد، هدفهای پنهان دشمن که هیچ وقت نمیگذارند در اظهاراتشان ظاهر بشود، تا حدود زیادی روشن شد؛ هشت ماه، نُه ماه، مینشینند نقشه میکشند برای یک اقدام، برای یک حرکت نظامی، و افراد خیال میکنند که نه، خبری نیست و چیزی نیست؛ آحاد مردم فهمیدند اینجوری نیست. خداوند نقشهی آنها را باطل کرد، این نقشه را خدای متعال باطل کرد؛ مردم را به پشتیبانی دولت، به پشتیبانی نظام وارد میدان کرد. مردم وارد میدان شدند امّا درست در نقطهی مقابل آن جهتی که دشمن محاسبه کرده بود و نقشه کشیده بود؛ در جهت حمایت از نظام، در جهت پشتیبانی جانی و مالی. در تلویزیون، اظهارات افراد مختلف را مشاهده کردید دیگر، که با ظاهرهای گوناگون، چهرههای گوناگون، لباسهای گوناگون که هیچ به نظر هم نمیآید اینها حاضر باشند اینجور فداکارانه حرف بزنند؛ البتّه حرف با عمل فاصله دارد امّا خود نفْس حرف زدن، آن انگیزهای که موجب میشود انسان حرف بزند، وجود دارد؛ این خیلی مهم است. کسی باور نمیکرد و شد و اتّفاق افتاد. این افراد، همه با جهتگیریهای سیاسی گوناگون، با جهتگیریهای سیاسیِ گاهی متقابل، با وزن مذهبی کاملاً متفاوت، در کنار هم ایستادند و این وحدت بزرگ را، این اتّحاد عظیم ملّی را به وجود آوردند.
حرف من این است که این را حفظ کنید؛ همه این را نگه دارند؛ روزنامهنگار یک جور، قاضی یک جور، مسئول دولتی یک جور، روحانی یک جور، امام جمعه یک جور. هر کسی یک وظیفهای دارد در قبال این حالت؛ این را نگه دارند. این با اختلاف سلیقهی سیاسی منافات ندارد، با اختلاف وزن مذهبی منافات ندارد. این، در کنار هم ایستادنِ برای دفاع از یک حقیقت است؛ دفاع از کشور است، دفاع از نظام است، دفاع از ایران عزیز است.
البتّه یک کارهایی لازم است، یک کارهای مضر است. «تبیین» لازم است؛ رفع مغالطههایی که گاهی انجام میگیرد لازم است؛ امّا ایرادهای غیر لازم را به میان کشیدن و دربارهاش بحث کردن و بر روی مسائل کوچک جنجال کردن، مضر است؛ اینها با هم فرق دارد. همان ابطال مغالطهای هم که عرض کردیم، آن را هم با انواع مختلفی میشود انجام داد؛ با آن بهترین شکلش باید آن را انجام بدهند که مشکلی برای کشور به وجود نیاید.
وفاداری به نظام در زبان، در اظهار، چیز لازم و مفیدی است؛ هم لازم است، هم مفید است. یا همه، سیاستهای کلّی نظام را در همین زمینهی مورد بحث تأیید کنند و حمایت کنند و مورد قبول قرار بدهند، این لازم است امّا اینکه یک اختلافنظرهایی که وجود دارد بین افراد، اینها را غلیظ کنند که این مال فلان جناح است، این مال فلان جناح است، این حرفش اینجوری است، نه، این مضر است. بنابراین یک کار، لازم است، یک کار، مضر است؛ ما اینها را از همدیگر باید تفکیک کنیم.
شور و هیجان عمومی مردم لازم است. امروز ملّت ایران یک شور و هیجانی دارد، بخصوص جوانها شور و هیجان دارند؛ این چیز خیلی خوبی است، این چیز خیلی لازمی است، امّا بیصبری مضر است. اینکه بیصبری کنند، دائم پا به زمین بکوبند که آقا چرا نشد، چرا نکردید، چرا اقدام نشد و مانند اینها، این مضر است. یعنی بدانیم که کدام کار، کار درستی است، کدام کار، کار مضرّی است. بنابراین، اینها مطالب و توصیههایی است که من عرض میکنم.
آخرین توصیهای که من میخواهم عرض بکنم، این است که دستگاههای مسئول که امروز بحمدالله مشغول کار هستند، چه دستگاههای مسئول در عرصهی نظامی، چه دستگاههای مسئول در عرصهی دیپلماسی ــ هر دو ــ که به شکل درست و با جهتگیری درست، هر دو لازم است، بایستی با قوّت کار خودشان را انجام بدهند، منتها جهتگیریها را توجّه کنند. بخصوص در عرصهی دیپلماسی جهتگیری خیلی مهم است؛ جهتگیریها کاملاً مراعات بشود، دقّت بشود، کار بشود و انجام بگیرد انشاءالله.
ممکن است کسی در یک قضیّهی مربوط به نظامی یا دیپلماسی یا غیره به یک مسئولی اعتراض داشته باشد، ما نمیگوییم اعتراض را نگویند؛ چرا، منتها اوّلاً لحنی که برای بیان اعتراض و بیان انتقاد انتخاب میشود لحن قابل قبولی باشد؛ ثانیاً بعد از تحقیق باشد، بعد از اطّلاعیابی باشد. گاهی اوقات در روزنامهها و بعضی جاهای دیگر، یک چیزهایی را من میبینم، بعضی یک حرفهایی میزنند، اعتراضهایی میکنند که ناشی از بیاطّلاعی است، نمیدانند چه کار انجام گرفته یا چه کار باید انجام میگرفته و نشده و مثلاً [باید] انجام بگیرد؛ ناشی از بیاطّلاعی است. اطلاع درست به دست بیاورند و با لحن مناسب نظراتشان را ابراز کنند. آن مسئولین هم با قوّت تمام، با روحیهی کامل انشاءالله به کارهای خودشان ادامه بدهند. و همهوهمه بدانند که [طبق] همین آیهای که این آقا(۲) الان تلاوت کردند: لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه،(۳) خدای متعال نصرت را برای ملّت ایران در ذیل نظام اسلامی و زیر چتر قرآن و اسلام تضمین کرده که ملّت ایران حتماً پیروز خواهد شد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سومین پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران در پی تهاجم رژیم صهیونی
سلام و درود فراوان به ملّت عزیز و بزرگ ایران. اوّلاً یاد شهیدان گرانقدر حوادث اخیر را گرامی میدارم؛ سرداران شهید، دانشمندان شهید که حقّاً و انصافاً ارزشمند بودند برای جمهوری اسلامی و خدمت کردند و امروز در پیشگاه پروردگار، پاداش خدمات برجستهی خودشان را دریافت میکنند انشاءالله.
لازم میدانم به ملّت بزرگ ایران تبریک عرض بکنم. چند تبریک به ملّت عرض میکنم:
یکی تبریک پیروزی بر رژیم جعلی صهیونیست. رژیم صهیونی با آن همه هیاهو، با آن همه ادّعا، در زیر ضربات جمهوری اسلامی تقریباً از پا درآمد و له شد. فکر اینکه چنین ضرباتی از سوی جمهوری اسلامی ممکن است بر رژیم وارد بشود، در ذهن آنها و مخیّلهی آنها خطور نمیکرد و اتّفاق افتاد. خدا را سپاس میگزاریم که به نیروهای مسلّح ما کمک کرد، توانستند از دفاع چندلایهی پیشرفتهی آنها عبور کنند و بسیاری از مناطق شهری و نظامی آنها را زیر فشار موشکهای خودشان و با تهاجم قویّ سلاح پیشرفتهی خودشان با خاک یکسان کنند! این یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است؛ این نشاندهندهی آن است که رژیم صهیونیستی بداند که تعرّض به جمهوری اسلامی ایران برایش هزینهزاست، هزینه برای او ایجاد میکند، هزینهی سنگین برای او به وجود میآورد و ایجاد میکند. و بحمدالله این اتّفاق افتاد؛ افتخارش متعلّق به نیروهای مسلّح و مردم عزیزمان است که این نیروهای مسلّح را از درون خود ایجاد کردند، تربیت کردند، پشتیبانی کردند و دست [قویّ] آنها را برای انجام یک چنین کار بزرگی فراهم کردند، قوی کردند.
تبریک دوّم مربوط به پیروزی ایران عزیزمان بر رژیم آمریکا است. رژیم آمریکا وارد جنگ مستقیم شد، چون احساس کرد که اگر وارد نشود، رژیم صهیونیستی بکلّی نابود خواهد شد. وارد جنگ شد برای اینکه او را نجات بدهد، لکن هیچ دستاوردی از این جنگ نداشت. به مراکز هستهای ما حمله کردند ــ که البتّه این به طور مستقل درخورِ پیگیریِ جزائی در دادگاههای بینالمللی است ــ امّا نتوانستند کار مهمّی انجام بدهند. رئیسجمهور آمریکا(۱) در شرح آنچه واقع شده بود بزرگنمایی غیر متعارفی کرد، معلوم شد که به این بزرگنمایی احتیاج دارد؛ هر کسی میشنید آن حرفها را، میفهمید که در زیر ظاهر این حرفها یک حقیقت دیگری وجود دارد. کاری نتوانستند انجام بدهند، به مقصودی که داشتند نتوانستند برسند و بزرگنمایی میکنند تا حقیقت را بپوشانند و مکتوم نگه دارند. اینجا هم جمهوری اسلامی پیروز شد و متقابلاً جمهوری اسلامی سیلی سختی به گونهی آمریکا نواخت؛ به یکی از پایگاههای مهمّ آمریکا در منطقه، پایگاه العُدید، حمله کرد و خساراتی وارد کرد. همان کسانی که در آن قضیّه بزرگنمایی کرده بودند، در این قضیّه سعی کردند کوچکنمایی کنند، بگویند هیچ اتّفاقی نیفتاده، در حالی که اتّفاق بزرگی افتاده بود. اینکه جمهوری اسلامی دسترسی داشته باشد به مراکز مهمّ آمریکا در منطقه و هر وقت مقتضی دانست علیه آنها اقدام بکند، این حادثهی کوچکی نیست، حادثهی بزرگی است، در آینده هم این حادثه قابل تکرار است؛ در صورتی که تعرّضی صورت بگیرد، هزینهی دشمن و هزینهی متعرّض قطعاً هزینهی بالایی خواهد بود.
تبریک سوّم تبریک اتّحاد و اتّفاق فوقالعادهی ملّت ایران است. بحمدالله یک ملّت در حدود نود میلیون جمعیّت، یکپارچه، یکصدا، شانهبهشانه، در کنار هم، بدون هیچ گونه تفاوتی در خواستهها و در مقاصدی که ابراز میکنند، ایستادند، شعار دادند، حرف زدند، از رفتار نیروهای مسلّح حمایت کردند، بعد از این هم همین خواهد بود. ملّت ایران بزرگواری خودش را، شخصیّت برجسته و ممتاز خودش را نشان داد در این قضیّه و نشان داد که در هنگام لازم، یک صدا از این ملّت شنیده خواهد شد، و بحمدالله این اتّفاق افتاد.
نکتهای که من میخواهم به عنوان یک نقطهی اساسیِ عرایضم عرض بکنم این است که رئیسجمهور آمریکا در یکی از بیاناتش و اظهاراتش گفت ایران باید تسلیم بشود. «تسلیم بشود»! بحث غنیسازی دیگر نیست، بحث صنعت هستهای نیست، بحث تسلیم ایران است. البتّه این حرف برای دهان رئیسجمهور آمریکا خیلی بزرگ است. ایرانِ باعظمت، ایرانِ با این تاریخ، ایرانِ با این فرهنگ، ایرانِ با این عزم پولادین ملّی، اسم «تسلیم» برای یک چنین کشوری مایهی استهزاء کسانی است که ملّت ایران را میشناسند. لکن این اظهار او یک حقیقتی را لو داد؛ آمریکاییها از اوّلِ انقلاب با ایران اسلامی مشغول معارضه هستند، پنجه میافکنند، هر دفعهای هم یک بهانهای دارند: یک بار حقوق بشر است، یک بار دفاع از دموکراسی است، یک بار حقوق زن است، یک بار غنیسازی است، یک بار اصل مسئلهی هستهای است، یک بار مسئلهی ساخت موشک است؛ بهانههای گوناگونی میآورند، امّا باطن قضیّه یک چیز بیشتر نیست و آن «تسلیم ایران» است. قبلیها نمیگفتند این را، چون این قابل قبول نیست؛ در هیچ منطق بشری قابل قبول نیست که به یک ملّتی بگویند بیایید تسلیم بشوید، لذا آن را زیر عناوین دیگری پنهان میکردند. این شخص لو داد آن حقیقت را، نشان داد و فهماند که آمریکاییها فقط به تسلیم ایران راضی میشوند و نه به کمتر از آن. و این یک نقطهی مهمّی است! ملّت ایران بدانند [علّت] معارضهی با آمریکا این است و این اهانت بزرگ به ملّت ایران را آمریکاییها دارند و چنین اتّفاقی هم هرگز نخواهد افتاد؛ هرگز نخواهد افتاد.
ملّت ایران ملّت بزرگی است، ایران کشور قوی و پهناوری است، ایران دارای تمدّن کهنی است؛ ثروت فرهنگی و تمدّنی ما صدها برابر بیشتر از آمریکا و امثال آمریکا است. اینکه کسی توقّع کند که ایران تسلیم کشور دیگری بشود، این یکی از آن مهملگوییهای غلطی است که یقیناً مایهی استهزاء افراد خردمند و افراد دانا واقع خواهد شد. ملّت ایران عزیز است و عزیز خواهد بود، پیروز است و پیروز خواهد بود به توفیق الهی. و امیدواریم خدای متعال این ملّت را در زیر سایهی الطاف خودش همیشه با عزّت و شرف محفوظ بدارد، درجات امام بزرگوار را عالی کند و حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) را از این ملّت، راضی و خشنود کند و کمک آن بزرگوار، پشتیبان این ملّت باشد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
دومین پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران در پی تهاجم رژیم صهیونی
به ملّت عظیمالشّأن ایران سلام عرض میکنم. مطلب اوّلی که مایلم عرض بکنم، تمجید از رفتار ملّت عزیزمان در این قضیّهای است که اخیراً دشمنان برای کشور پیش آوردهاند. ملّت ایران نشان داد که هم متین است، هم شجاع است، هم وقتشناس است. این حرکت عظیمی که مردم در روز جشن غدیر به دنیا نشان دادند، حرکت عظیمی بود؛ اجتماعات مردم، راهپیماییهای مردم در همین چند روز، حضورشان در نمازجمعهها و راهپیماییشان بعد از نماز، همهی اینها نشاندهندهی رشد ملّت ایران و قوام عقلانیّت و معنویّت، همراه با شجاعت و وقتشناسی در ملّت عزیزمان است. خدا را شکر میکنم که بحمدالله این ملّت مؤمن را در این حد از تواناییها و امکانات معنوی و مادّی قرار داده.
من لازم میدانم همین جا اشاره کنم به حرکت زیبا و پُرمعنایی که آن بانوی مجری تلویزیون(۱) در مقابل حملهی دشمن انجام داد: تکبیر گفتن و در واقع، نشانهی قدرت ملّت را به همهی دنیا ارائه کردن؛ این حادثهی تاریخیای بود، حادثهی بسیار باارزشی است.
مطلب دوّم این است که این حادثه ــ حادثهی تهاجم ابلهانه و خباثتآلود رژیم صهیونیستی به کشورمان ــ در حالی رخ داد که مسئولین دولتی با طرف آمریکایی به طور غیر مستقیم و باواسطه مشغول مذاکره بودند؛ هیچ موضوعی از سوی ایران وجود نداشت که نشانهی این باشد که یک حرکت نظامی یا یک حرکت تندی و سختی وجود دارد. البتّه از اوّل حدس زده میشد که در این حرکت خباثتآمیز رژیم صهیونیستی، آمریکا هم دخالت دارد؛ ولی با این حرفهای اخیری که اینها میزنند، این حدس روزبهروز تقویت میشود. ملّت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد ــ همچنان که تا حالا ایستاده ــ در مقابل صلح تحمیلی (هم) محکم میایستد. ملّت ایران در مقابل تحمیل، تسلیم هیچ کس نمیشود. من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان کنند، تبیین کنند، برای مخاطبین روشن کنند، اجازه ندهند که دشمن با تبلیغات فریبکارانهی خودش حقیقت را دگرگون جلوه بدهد. دشمن صهیونی یک اشتباه بزرگی کرده، یک جنایت بزرگی را مرتکب شده و باید مجازات بشود و دارد مجازات میشود؛ همین حالا دارد مجازات میشود. مجازاتی که ملّت ایران و نیروهای مسلّح ما برای این دشمن خبیث انجام دادند و دارند انجام میدهند و برای آینده برنامه دارند، مجازات سختی است و او را دچار ضعف کرده. همین هم که دوستان آمریکاییاش وارد صحنه میشوند و حرف میزنند، نشانهی ضعف او و نشانهی ناتوانی او است.
مطلب آخر هم اینکه اخیراً رئیسجمهور آمریکا(۲) زبان به تهدید گشوده، ما را تهدید میکند؛ هم تهدید میکند، هم با یک بیان سخیف و غیر قابل قبولی از ملّت ایران صریحاً میخواهد که بیایید تسلیم من بشوید! وقتی انسان این چیزها را مشاهده میکند، واقعاً تعجّب میکند. اوّلاً تهدید را به کسی بکنند که از تهدید آنها میترسد. ملّت ایران نشان داده که در مقابل تهدیدِ تهدیدکنندگان دچار ترس نمیشود. وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛(۳) ملّت ایران به این معتقد است. تهدید، در رفتار ملّت ایران و در اندیشهی ملّت ایران، تأثیر نمیگذارد. ثانیاً اینکه به ملّت ایران بگویند بیایید تسلیم بشوید، حرف عاقلانهای نیست. افرادِ باخرد که میشناسند ایران را، میشناسند ملّت ایران را، میشناسند تاریخ ایران را، هرگز چنین حرفی را بر زبان جاری نمیکنند. تسلیم چه چیزی بشوند؟ ملّت ایران تسلیمشدنی نیست. ما تعرّض به کسی نکردیم و به هیچ وجه تعرّض احدی را هم قبول نمیکنیم و تسلیم تعرّض هیچ کس نمیشویم؛ این منطق ملّت ایران است، این روحیهی ملّت ایران است.
و البتّه آمریکاییها، آنهایی که با سیاستهای این منطقه آشنا هستند، میدانند که ورود آمریکا در این قضیّه صد درصد به ضرر او است. آنچه او در این زمینه ضربه خواهد خورد، بمراتب بیشتر است از آنچه ایران ممکن است صدمه بخورد. صدمهی آمریکا اگر ورود نظامی در این میدان بکند، بدون تردید صدمهی جبرانناپذیری خواهد بود.
من به ملّت عزیزمان عرض میکنم همین آیهی شریفه را همیشه در نظر داشته باشید. زندگی بحمدالله به طور عادّی در جریان است. نگذارید دشمن احساس کند که شما در مقابل او میترسید، احساس ضعف میکنید. اگر دشمن احساس کند که شما از او میترسید، دیگر گریبان شما را رها نخواهد کرد. همین رفتاری که تا امروز داشتید، این رفتار را باقوّت ادامه بدهید. کسانی که امور خدماتی به عهدهشان است، کسانی که با مردم سروکار دارند، کسانی که امور تبلیغاتی و تبیینی بر عهدهشان است، کار خودشان را باقوّت انجام بدهند و ادامه بدهند و به خدای متعال توکّل کنند. وَ مَا النَّصرُ اِلّا مِن عِندِ اللَهِ العَزیزِ الحَکیم؛(۴) و خدای متعال ملّت ایران را و حقیقت را و حق را، به طور قطع و یقین، پیروز خواهد کرد انشاءالله.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
نخستین پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران در پی تهاجم رژیم صهیونی به ایران
در پی حملات رژیم صهیونیستی به نقاط مختلف کشور و شهادت جمعی از فرماندهان، دانشمندان و مردم غیر نظامی
عرض سلام دارم به ملّت عزیز و بزرگ کشورمان. شهادت سرداران و دانشمندان عزیز ــ که البتّه برای همه سنگین است ــ و تعدادی از مردم غیر نظامی را به ملّت ایران، به خانوادههای آنها، تبریک و تسلیت عرض میکنم. امیدواریم انشاءالله خدای متعال درجات آنها را عالی کند و ارواح طیّبهشان را مشمول لطف ویژهی خودش قرار بدهد.
و امّا مطلبی که مایل بودم با ملّت عزیزمان در میان بگذارم این است که رژیم صهیونیستی اشتباه بزرگی کرد، خطای بزرگی کرد، غلطی کرد و عواقب آن، او را بیچاره خواهد کرد، به توفیق الهی. ملّت ایران از خون شهدای گرانقدر نخواهد گذشت، از تجاوز به آسمان کشورش صرفنظر نخواهد کرد. نیروهای مسلّح ما آماده هستند و مسئولین کشور و همهی آحاد مردم پشت سر نیروهای مسلّحند.
امروز از همهی جناحهای گوناگون سیاسی کشور و آحاد گوناگون کشور پیامهای مشابهی صادر شد. همه احساس میکنند که باید در مقابل هویّت خبیثِ رذلِ تروریستِ صهیونیستی باقدرت عمل کرد؛ باید باقدرت عمل کرد و انشاءالله باقدرت عمل خواهد شد و با آنها مماشاتی نخواهیم کرد. زندگی برای آنها تلخ خواهد شد، بدون تردید. فکر نکنند که زدند و تمام شد؛ نه، کار را آنها شروع کردند و جنگ به راه انداختند. ما به آنها اجازه نخواهیم داد که از این جنایت بزرگی که انجام دادند، خودشان را سالم خلاص کنند؛ مسلّم، نیروی مسلّح جمهوری اسلامی ضربههای سنگینی بر این دشمن خبیث وارد خواهد آورد. ملّت هم پشتیبان ما است، پشتیبان نیروهای مسلّح است و جمهوری اسلامی، به اذن الهی، بر رژیم صهیونیستی فائق خواهد شد.
ملّت عزیز این را بدانند و مطمئن باشند و خاطرجمع باشند که در این زمینه هیچ کوتاهیای صورت نخواهد گرفت.
دیدار عراقچی با وانگیی/ چین: آماده مساعدت در جهت جلوگیری از تشدید تنشها هستیم
سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه که در رأس یک هیئت رسمی برای شرکت در بیستوپنجمین نشست شورای وزیران سازمان همکاری شانگهای به چین سفر کرده است، صبح امروز چهارشنبه با وانگ یی دبیر کمیسیون روابط خارجی حزب حاکم و وزیر امور خارجه چین دیدار کرد.
وزرای امور خارجه ایران و چین با مرور آخرین تحولات منطقهای و بینالمللی، ابعاد مختلف و مهم روابط دوجانبه را مورد گفتگو و تبادل نظر قرار دادند.
وزیر امور خارجه ایران از حسن میزبانی و برگزاری موفقیتآمیز 25مین نشست شورای وزیران سازمان همکاری شانگهای و همچنین مواضع صریح همتای چینی بهعنوان رئیس دورهای این سازمان در محکومیت قاطع تجاوزات رژیم اسرائیل و آمریکا به تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی ایران و نقض آشکار منشور ملل متحد و حقوق و قوانین بینالملل قدردانی کرد.
وزیر امور خارجه کشورمان با یادآوری پیوندهای دیرینه دو تمدن بزرگ ایران و چین، بر اراده جدی دولت جمهوری اسلامی ایران برای ارتقای همهجانبه مناسبات دوستانه دو کشور در چارچوب مشارکت جامع راهبردی بر مبنای احترام و اعتماد متقابل تأکید کرد.
عراقچی همچنین با تشکر از مواضع اصولی، سازنده و اثرگذار چین در مجامع بینالمللی بهخصوص در نشستهای شورای امنیت سازمان ملل متحد در محکومیت تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران بهویژه اقدام خطرناک متجاوزان در حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز کشورمان، همتای چینی را در جریان آخرین وضعیت تحولات متعاقب این تجاوزات و توقف درگیری قرار داد و بر مسئولیت شورای امنیت و همه دولتها برای عمل به وظایف خود در صیانت از صلح و امنیت منطقه و جهان تأکید کرد.
وزیر امور خارجه چین با تمجید از حسننیت و رویکرد مسئولانه و هوشمندانه ایران در جلوگیری از تشدید تنش و درگیری در منطقه، بر موضع قاطع چین در حمایت از تمامیت سرزمینی و حاکمیت و امنیت ملی ایران تأکید کرد و تصریح نمود موضع اصولی چین مخالفت با رویکرد قلدرمآبانه و یکجانبهگرایی و توسل به زور و حمایت از دیپلماسی و گفتگو برای حلوفصل مسائل و اختلافات است.
وی همچنین استمرار تلاشها و رایزنیهای دوجانبه و چندجانبه جهت جلوگیری از تشدید تنش در منطقه را مورد تأکید قرار داد و آمادگی چین را برای هرگونه مساعدت در این زمینه در مجامع بینالمللی بهویژه در سطح شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کرد.
در این دیدار، وزرای امور خارجه ایران و چین با بررسی آخرین وضعیت اجرای توافقات و طرحهای همکاری فیمابین در حوزههای مختلف اقتصادی و تجاری، در مورد فرصتها و ظرفیتهای توسعه مناسبات بهخصوص با استفاده از فرصت ریاست چین بر سازمان شانگهای و مشارکت فعال ایران در رویدادهای آتی این سازمان رایزنی کردند.
عراقچی دوشنبهشب بهمنظور شرکت در 25مین اجلاس وزرای خارجه سازمان همکاری شانگهای وارد تیانجین شد.
وی با حضور در این اجلاس اظهار داشت: ما بر این باوریم که سازمان همکاری شانگهای در موقعیتی مناسب قرار دارد تا بهعنوان ستون بنیادین نظم نوظهور چندقطبی جهانی ایفای نقش کند و با قاطعیت در برابر یکجانبهگرایی، جنگطلبی و تلاشها برای تضعیف حاکمیت کشورها بایستد، مسیر پیشِرو، مسیر همکاری، همافزایی و اعتماد متقابل است.
وزیر امور خارجه کشورمان همچنین 4 پیشنهاد خود را برای ارتقای عملکرد و جایگاه سازمان همکاری شانگهای ارائه کرد:
1. تشکیل یک سازوکار دائمی برای پایش، مستندسازی و هماهنگی پاسخها به تجاوز نظامی، اقدامات خرابکارانه، تروریسم دولتی، و نقض حاکمیت ملی کشورهای عضو؛
2. ایجاد «مرکز مطالعات و مقابله با تحریمهای یکجانبه» با مأموریت تدوین راهبردهای عملیاتی برای مقابله با تحریمهای اقتصادی غیرقانونی و حفاظت از زنجیرههای تأمین، سامانههای بانکی و مبادلات تجاری کشورهای عضو؛
3. تشکیل «مجمع امنیت منطقهای شانگهای» با مشارکت نهادهای دفاعی و اطلاعاتی کشورهای عضو بهمنظور بررسی تهدیدات مشترک همچون تروریسم، افراطگرایی، جرایم سازمانیافته و تهدیدات سایبری؛
4. تعمیق همگرایی رسانهای و فرهنگی میان کشورهای عضو بهعنوان ابزاری برای مقابله با جنگ ادراکی و روایتهای یکسویهای که توسط بازوهای رسانهای قدرتهای سلطهگر ترویج میشوند.
مجلس ۳ حقوقدان شورای نگهبان را انتخاب کرد
انتخاب 3 عضو حقوق دان شورای نگهبان در دستورکار نمایندگان در جلسه علنی امروز قرار داشت.
نمایندگان مجلس پس از استماع رزومه 6 حقوقدان پیشنهادی رئیس قوه قضائیه آقایان سید بهزاد پورسید، ذبیح الله خدائیان، هادی طحان نظیف، محمدرضا صارمی، غلامرضا مولابیگی و محمدرضا صابر، 3 نفر را برای مدت 6 سال به عنوان عضو حقوقدان شورای نگهبان انتخاب کردند.
بر این اساس با رأی اکثریت نمایندگان هادی طحاننظیف، غلامرضا مولابیگی و سید بهزاد پورسید، به عنوان 3 حقوقدان شورای نگهبان انتخاب شدند.
مقام صهیونیست: اسرائیل راهی برای بازگشت به دریای سرخ ندارد
تردد کشتیهای غیرصهیونیستی در دریای سرخ عادی است
این تحولات نشان میدهد که نیروهای مسلح یمن با استفاده از تاکتیکهای نوین و دقیق، توانستهاند تأثیر قابل توجهی بر مراکز استراتژیک و اقتصادی اسرائیل بگذارند و بندر حیاتی ایلات را به حالت تعلیق درآورند، اما در عین حال حفظ تداوم تردد دریایی در دریای سرخ و تنگه باب المندب، به عنوان یکی از شریانهای حیاتی تجارت جهانی، نشاندهنده توانایی آنها در مدیریت و کنترل این منطقه بحرانی است.این وضعیت برای اسرائیل، بهویژه در بعد اقتصادی و لجستیکی، چالشی جدی محسوب میشود که رفع آن نیازمند بازنگری در رویکردها و سیاستهای امنیتی است.
جایگاه حضرت ابوالفضلالعباس (ع) از نگاه دانشمندان اهلسنت
سیمای حضرت عباس بن علی، ابوالفضل العباس(ع) را همواره از نگاه دانشمندان و شیفتگان حضرتش نگریسته ایم و چه بسا این توهم پدید آمده باشد که این همه صفات متعالی و این همه خصوصیات فرا انسانی را ما محبان و دلدادگان ان حضرت، به ایشان نسبت می دهیم. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی بر انیم که از نگاه محققان و علمای اهل سنت به جایگاه رفیع علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) بپردازیم.
پژوهشگران و ازاد اندیشان اهل سنت، با شیعیان و محبان ان حضرت هم نظرند و ان گروه از مورخان و پژوهشگران اهل سنت که واقعه عاشورا را اوج مصیبت ها و عزاداری ها معرفی کرده اند، نسبت به ساحت مقدس حضرت ابوالفضل(ع) نیز ادای احترام کرده و سر تعظیم فرو اورده اند.
رشد و تعالی شخصیت انسان، به دو عامل مهم بستگی دارد؛ نخست، دفع و پاک سازی عوامل و زمینه های سقوط، مانند دفع گناهان از روح و روان، و دوم، جذب فضایل و ارزش ها، مانند جذب ایمان، علم، عمل صالح و خصال نیک در روح و روان و آراسته گردانیدن ان. به طور کلی بشر باید با نیروی تقوا، روح و روان را از موانع کمال یعنی گناهان خالی کند، سپس ان را با فضایل اخلاقی زینت دهد تا نور خدا و ارزش های ملکوتی در سراسر وجودش متجلی و آشکار شود و به هدف اصلی خلقت، یعنی بندگی خدا و نیل به کمال اصیل الهی دست یابد.
کمالات معنوی و ابعاد وجودی حضرت عباس(ع) برامده از ارزش های والای انسانی و دوری از گناه و گناهکاران است. عبودیت خالصانه او در برابر خدا و تواضع در مقابل بندگان خاص الهی، از جمله پدرش امیرمومنان و برادرانش امام حسن و امام حسین(ع) باعث رشد و بالندگی شخصیت معنوی و رسیدن به کمالات و ارزش های وجودی ایشان گردید. ابعاد وجودی حضرت عباس(ع) - که برگرفته از شخصیت والا و معنوی و عظمت اخلاقی ایشان بود - عبارتند از فداکاری، ایثار، فضیلت، شجاعت و دلیری، رشادت جسمی و روحی، زهد و تقوای الهی، فتوت و جوانمردی. بر این اساس و به دلیل برخورداری از فضایل بی شمار، وجود ان حضرت سرشار از کنیه ها و القاب بسیار پسندیده ای گردید که هر کدام، بیانگر یکی از ابعاد درخشان وجودی و زندگی پرنور ایشان است. (محمدی اشتهاردی، ۱۳۸۷: ۵۷-۶۰)
شاید این پرسش مطرح شود که علت پرداختن به بررسی سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در کتب اهل سنت چیست؟ در پاسخ باید گفت اولا نزدیکی افکار عقاید و ایدئولوژی دینی، خود زمینه ساز نزدیکی و تقریب احساس و عواطف می گردد و راه جست وجوی حقیقت را روشن تر می سازد و ثانیا گواهی مخالف و گاه دشمن، بهترین سند بر حقانیت و صداقت است. بنابر این، چند پرسش اساسی و بنیادین درباره بررسی سیمای ابوالفضل العباس(ع) در کتب اهل سنت مطرح می شود:
۱. ایا علمای اهل سنت با قیام عاشورا موافق و همسو هستند؟
۲. ایا وقایع کربلا در متون مهم اهل تسنن آمده است؟
۳. جایگاه حضرت عباس بن علی( در متون اهل سنت چگونه است؟
مقدمه
اهتمام و رویکرد اهل تسنن نسبت به مناقب و مصایب اهل بیت(ع)، متاثر از دو عامل برجسته است: ۱. تمایل عالمان بزرگ اهل سنت بر محور محبت اهل بیت(ع)؛ ۲. شرایط و اوضاع سیاسی زمان حیاتشان.
بسیاری از محدثان اهل تسنن، فضایل خاندان پیامبر را انکار نکرده اند و این روایات را در کتاب های خود اورده اند که البته تعدادی از انان در کتاب های رجال اهل سنت مانند میزان الاعتدال ذهبی، متهم به تشیع شده اند. از جمله انها می توان از احمد بن حنبل - امام مذهب حنبلی - نام برد که در دو کتاب خود مسند و فضایل الصحابه، احادیث پر شماری درباره فضایل اهل بیت(ع) نقل کرده است. محمد بن جریر طبری - دانشمند بزرگ جهان اسلام - نیز اقدام به جمع اوری طرق حدیث غدیر کرده است.
همچنین کتاب هایی درباره مقتل امام حسین(ع) از سوی انان نگارش یافته که نشان دهنده وجود عزاداری، در میان اهل سنت است؛ ازجمله انها، مقتل الحسین نوشته خوارزمی (۵۶۸ق) و روضه الشهدا نوشته ملاحسین کاشفی (۹۱۰ق) که وی در مقدمه کتاب خود، اشاره کرده که علت تالیف این کتاب، وجود مراسم سالیانه عزاداری در ان سامان است.
از عایشه بنت ابوبکر نقل شده است که گفت: حسین در حالی که به پیامبر وحی نازل می شد، به محضر وی درامد و خود را روی شانه های ان حضرت(ع) انداخت. جبرییل گفت: یا رسول الله! او را دوست می داری؟ فرمود: چرا پسرم را دوست نداشته باشم؟ جبرییل گفت: امت تو بعد از تو او را خواهند کشت. جبرییل دست خود را دراز کرد و مقداری خاک سفید به او داد و گفت: در این سرزمین، این پسر تو کشته می شود و اسم این سرزمین (طف) است. و چون جبرییل از نزد پیامبر رفت، پیامبر از خانه خارج شد و در حالی که ان خاک را در دست گرفته بود و می گریست، فرمود: عایشه! جبرییل به من خبر داد امتم پس از من، فریب خورده و پسرم حسین را در سرزمین طف خواهند کشت. سپس در حالی که گریه می کرد، به طرف اصحاب خود - که در میان انان علی(ع)، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار و ابوذر بودند - رفت. انان عرض کردند: یا رسول الله! چرا گریه می کنید؟ فرمود: جبرییل به من خبر داد پسرم حسین بعد از من در سرزمین طف به شهادت می رسد و این خاک را به من داد و گفت: در همان جا به خاک سپرده خواهد شد. (هیثمی، ۱۳۸۷: ۹/۱۸۷)
حتی یکی از عالمان حنفی به نام محمد معین بن محمد امین السندی التقوی (۱۱۶۱ق) کتابی به نام قره العین فی البکاء علی الحسین (ع) تالیف کرده و در ان ثابت کرده است که برپایی عزا برای حسین(ع) مختص به شیعه نیست و درباره لزوم گریه برای امام حسین(ع) سخن گفته است.
با توجه به ان چه امد، در ادامه این پژوهش بر انیم که ضمن تشریح جایگاه اهل البیت(ع) به بررسی جایگاه قیام عاشورا و نقش ابوالفضل العباس(ع) در قیام حسینی از نگاه دانشمندان و محدثان اهل سنت بپردازیم.
۱. فضایل اهل بیت(ع) در نگاه اهل سنت
کسی که نسبت به شخصیت والای حضرت رسول اکرم(ص) و اهل بیت ایشان معرفت پیدا کند و به دریای علوم و معارف و به قدرت و ولایت انان بنگرد، به پیروزی بزرگ و سعادت ابدی نایل امده و تمام خوبی ها از ان او گشته است. ابی نعیم در حلیه الاولیاء از قول امام علی( و هیثمی در مجمع الزواید از سلمان( و همچنین ابن حجر در صواعق محرقه اورده اند که امیرالمومنین امام علی( فرمود:
احدی از بشر هم سنگ اهل بیت نیست و نسبت رسول خدا(ص) به کل بشر همانند سر به بدن و اهل بیت نسبت به رسول خدا(ص) همانند جایگاه چشم نسبت به سر است؛ همان طور که بدن هدایت نمی شود مگر به وسیله سر، سر هم هدایت نمی شود، مگر به واسطه چشم. و در هر عصری از اعصار، مردان عادلی از اهل بیت من خواهند بود که تحریف گمراهان و ابروی کسانی که بی دینی را داخل دین می کنند می برند و با اعمال سلیقه ها، جاهلان را از دین دور می سازند. (اصفهانی، ۱۳۵۱: ۷/۲۰۱)
همچنین ابن حجر از رسول خدا(ص) روایت کرده است فرمود:
جبرییل می گفت: من مشارق و مغارب زمین را زیر و رو کردم و مردی بالاتر از محمد( نیافتم و باز جست وجو کردم، دودمانی شریف تر از بنی هاشم ندیدم. (هیثمی، ۱۳۱۴: ۱۳)
ثعلبی نیز در قصص الانبیاء می گوید:
باب پنجم: در بیان اراستگی ها و زینت های کره زمین. .. یکی از زینت های برجسته زمین، سلسله جلیله انبیا( است و خداوند این انبیا را زینت داد با چهار پیغمبر: ابراهیم خلیل الله، موسی کلیم الله، عیسی وجیه الله و محمد حبییب الله؛ و پنجم از زینت های زمین، ال محمد (ص) است که عبارتند از علی، فاطمه، حسن و حسین(ع). (ثعلبی، ۱۲۹۴: ۱۴)
۱-۱. حب اهل بیت(ع) در میان اهل تسنن
حقیقت امر این است که عشق و علاقه به اهل بیت پیامبر اکرم(ص) ریشه در ایمان دینی مسلمانان دارد و ابراز محبت به ان حضرات، در بین مسلمانان ان اندازه گسترده و فراگیر است که با اطمینان کامل می توان گفت دوستی با اهل بیت(ع) یکی از وجوه اشتراک و اتحاد همه مذاهب اسلامی به شمار می رود. عشق و ولای ان حضرات اختصاص به مذهبی خاص ندارد؛ بلکه امت اسلامی اعم از اهل تسنن و تشیع به ایشان هم به لحاظ اتصال به پیامبر(ص) و هم به لحاظ فضایل شخصی عشق می ورزند و با نوشتن کتاب و مقاله و اقتدای در رفتار، این عشق را ابراز داشته و چنین اظهار علاقه ای را سبب تقرب به پیشگاه خداوند متعال می دانند و برای ان، اجر و پاداش اخروی را انتظار داشته و دارند.
ابن حجر در الاصابه روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود:
هر کس می خواهد عمرش طولانی شود و از ان چه خدا روزی اش کرده خیر ببیند، به اهل بیت من نیکی رساند که هر کس جانشین من در انان نشود عمرش ناقص خواهد شد و روز قیامت با روی سیاه مرا خواهد دید. (ابن حجر، ۱۱۵۳: ۱/۱۴۴)
همچنین خطیب در تاریخ بغداد از قول پیامبر اکرم(ص) چنین نقل می کند:
شفاعت من برای شیعیان از امت من است؛ انها کسانی هستند که اهل بیت مرا دوست دارند. (خطیب بغدادی، ۱۳۴۹: ۱۲/۲۳)
محدثان اهل سنت، درباره این مهم که اهل بیت (ع) امان و پناه امت اسلامی هستند، فضایل نقل کرده اند. حاکم در المستدرک علی الصحیحین از ابن عباس روایت کرده است که گفت:
رسول خدا(ص) فرمود: (ستارگان امان برای اهل زمین از غرق شدن هستند. اهل بیت من نیز امان امت از اختلاف اند. پس هر قبیله از عرب که با اهل بیت من دربیفتد، دچار اختلاف و حزب ابلیس می شوند.) این حدیث را ابن حجر نیز در صواعق اورده و ان را صحیح دانسته است. (حاکم نیشابوری، ۱۳۲۴: ۳/ ۱۴۹)
ابی نعیم در حلیه الاولیاء و هیثمی در مجمع الزواید از ابن عباس اورده اند که گفت:
وقتی پسر صفیه - عمه رسول خدا(ص) - از دنیا رفت بر او گریه کرد، صدایش به صیحه بلند شد. رسول خدا(ص) نزدش امد و فرمود: عمه جان! چرا این قدر می گریی؟ گفت: اخر پسرم مرده. فرمود: هر کس در اسلام داغ فرزند ببیند و صبر کند، خداوند برایش در بهشت قصری می سازد. صفیه ساکت شد و رفت.
در راه به عمر بن خطاب برخورد. عمر به وی زخم زبان زد و گفت: صدای گریه ات را شنیدم؛ قرابت تو با رسول خدا(ص) هیچ فایده ای برایت نداشت. صفیه دوباره گریه سر داد. رسول خدا(ص) شنید. از ان جا که بسیار دوستش می داشت و احترامش می کرد دوباره به سراغش رفت؛ پرسید: عمه جان! بعد از ان مژده که به تو دادم هنوز می گریی؟! گفت: این بار گریه ام برای فرزندم نیست، برای زخم زبانی است که عمر به من زد و چنین و چنان گفت. رسول خدا(ص) عصبانی شد و فرمود: ای بلال! مردم را برای نماز دعوت کن. مردم همه جمع شدند. رسول خدا(ص) به منبر رفت و فرمود: چه می شود مردمی را که می پندارند قرابت من برای کسی فایده ندارد؟ هر سبب و نسبی در روز قیامت منقطع است، الا سبب و نسب من که در دنیا و اخرت گسیخته نمی شود. (اصفهانی، ۱۳۵۱: ۷/۳۱۴)
۲-۱. معاندان و مخالفان
فرق اصلی اهل سنت به چهار شاخه اصلی حنفی، حنبلی، شافعی و مالکی تقسیم می شوند که به مرور زمان برخی از این شاخه ها به ده ها زیرشاخه تقسیم شده و هر کدام برای خود به مسلکی جداگانه با عقایدی خاص تبدیل شدند. وهابیت نیز یکی از فرقه هایی است که خود را منتسب به حنبلی ها می دانند؛ بدین معنا که وهابیت بسیاری از اعتقادات خود را از احمد بن حنبل و ارا و عقاید وی گرفته اند. با این حال، بسیاری از علمای حنبلی نیز وهابیت را فرقه ای جدا از خود قلمداد نموده و از نزدیکی به ان خود را مبرا کرده اند. برای نمونه، حافظ شمس الدین محمد بن احمد معروف ذهبی (م۷۷۴ق) - دانشمند بلنداوازه اهل سنت - که خود همانند ابن تیمیه - موسس اصلی فرقه ضاله وهابیت - حنبلی مذهب بود و در علم حدیث و رجال سرامد عصر خویش به شمار می رفت، در نامه ای خطاب به وی می نویسد:
ای بیچاره! انان که از تو متابعت می کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودی قرار دارند. .. نه این است که عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبک عقل، عوام، دروغ گو، کودن، بیگانه، فرومایه، مکار، خشک، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول نداری، انان را امتحان کن و با مقیاس عدالت بسنج. (سخاوی: ۷۷)
پدر محمد بن عبدالوهاب که وهابیت از طرف وی جانی تازه گرفت و در حقیقت وی وهابیت را به طور رسمی تاسیس کرد، معتقد بود فرزندش گمراه است و مردم را از ارتباط با وی برحذر می داشت. (زینی، ۱۳۰۴: ۴۲)
جامعه اهل سنت نسبت به ابن تیمیه - که موسس این فرقه ضاله است - سه نظریه دارند:
۱. انان معتقدند ابن تیمیه، مشبهه بود. اهل سنت، مشبهه را کافر می دانند؛ یعنی کسی که خدا را به مخلوق تشبیه کند. ابن تیمیه صراحت دارد که خدای عالم، دارای دست و پا و چشم و صورت است؛ مانند ابویعلی که گفته بود: خدای عالم همه چیز دارد و فقط دو چیز ندارد: ریش و عورت. (قزوینی، ۱۳۸۷: ۴۵)
۲. عده ای می گویند: او زندیق، ملحد و بی دین است؛ چون نسبت به نبی مکرم اسلام( جسارت کرده و می گوید: وقتی پیامبر اکرم(ص) از دنیا رفت، مات فات. پیامبر اکرم(ص) هیچ خاصیت و فایده ای ندارد و حتی برای خودش هم دفع ضرری ندارد؛ یعنی همان حرفی است که حجاج گفت: عصای من، ارزشش از پیامبر بالاتر است؛ چون با این عصا می توانم یک مار یا عقرب را بکشم، ولی وجود پیامبر از کشتن مار و عقرب هم عاجز است.
۳. عده ای هم ابن تیمیه را منافق می دانند؛ چون نسبت به امیرالمومنین جسارت کرده است. ابن تیمیه می گوید: علی بن ابی طالب در هفده مورد اشتباه کرد و خلاف قران فتوا داد و در تمام جنگ هایی که داشت، برای رسیدن به ریاست جنگید و از مصادیق این ایه شریفه است:
(تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین). (قصص: ۸۳)
ایا بغض از این بالاتر؟
در صحیح مسلم امده است که پیامبر اکرم(ص) در مناقب امام علی(ع) فرمود:
لا یحبه الا مومن و لا یبغضه الا منافق. (نیشابوری: ۶۰)
شما کدام سنی را می شناسید که چنین اعتقاداتی داشته باشد و این خود به خوبی روشن می کند که این فرقه ضاله تا چه اندازه با اهل سنت فرق می کند. از این رو در کلامی از مولوی عبدالرحیم رضوی - یکی از علمای کنونی اهل سنت - به چند نکته مهم اشاره می کنیم که از زبان یک عالم سنی به ماهیت اهل سنت پی ببرید. وی می گوید:
تفاوت نظری و فکری این فرقه با اهل سنت زیاد است. وهابیون در همه عقاید اسلامی با اهل سنت و بالجمله با مسلمانان تفاوت و اختلاف زیادی دارند. برای مثال، زمانی که انگلیس، وهابیت را در بلاد حرمین شریفین به راه انداخت، انها بیشتر علمای حرمین را که اهل سنت بودند، به شهادت رساندند و همه اثار دینی و فرهنگی مسلمانان را و از جمله بارگاه های ملکوتی جنت البقیع را که مقبره ها و عمارت هایی داشتند و حتی خود ضریح حضرای حضرت رسول(ص) را هم خواستند تخریب نمایند که موفق نشدند. تاریخ گواه است که انها خون همه امت اسلامی را مباح می دانستند به جز پیروان خود. انها در راه کفر و علیه اسلام قیام کردند تا علمای اهل سنت واقعی، فرهنگ دینی و اعتقادی مسلمانان را از بین ببرند که امروز اعتقادات سوء انها بر همگان شناخته شده است. بنابراین در طرحی جدید تصمیم گرفتند این فرقه را با نام های دیگری به میدان بیاورند که متاسفانه در کشور های اسلامی و در بین مسلمانان نفوذ کردند.
۲. قیام حسینی در کتب اهل سنت
بیشتر اهل سنت از موافقان و تایید کنندگان قیام حسینی هستند و بر این باورند که قیام امام حسین(ع) و خاندان و یارانش برحق و صحیح بوده است. از بین قدمای این گروه می توان به ابن عماد، تفتازانی، ابن جوزی، خوارزمی، ابونعیم اصفهانی و... اشاره کرد. عباس محمود عقاد مصری، نویسنده کتاب الحسین ابوالشهداء می گوید:
(شجاعت) صفتی است که از شخصی مانند حسین(ع) عجیب نیست؛ زیرا شجاعت از او مانند ظهور طلا از معدن ان است. یعنی حسین(ع) معدن شجاعت است و این، فضیلتی است که ان را از پدران و نیاکان به ارث برده و برای فرزندان خود به یادگار گذاشته است. البته در میان فرزندان ادم، کسی در شجاعت قلب و قوت روحی، شجاع تر از حسین(ع) در مقایسه با ان چه او در کربلا بدان اقدام کرد، پیدا نمی شود. برای او همین بس که در طول صدها سال تاریخ دنیا، او همچنان شهید، فرزند شهید و پدر شهیدان باقی مانده است. (عقاد، ۱۳۸۷: ۱۹۵ - ۲۸۰)
بسیاری از بزرگان و محدثان اهل تسنن نیز درباره حادثه عاشورا قلم فرسایی کرده اند و می توان گفت کمتر از علمای شیعه به این مهم نپرداخته اند. در بحث موافقان نهضت حسینی، به برخی از انان می پردازیم.
۱-۲. موافقان نهضت عاشورا
بسیاری از اندیشه وران و بزرگان اهل سنت، واقعه عاشورا و قیام حسینی را تایید کرده اند و حتی در این باره کتاب هایی نفیس نوشته اند؛ از ان جمله ابوالحسن اشعری (م۳۲۴ ق) - پیشوای مکتب اشاعره - می گوید:
چون ستمگری یزید از حد گذشت، امام حسین(ع) با یاران خود علیه بیداد او قیام کرد و در کربلا به شهادت رسید. (اشعری: ۴۵)
علامه الوسی (م۱۲۷۰ق) - مرجع و مفتی اهل سنت عراق - در تفسیر روح المعانی ذیل ایه شریفه (فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض وتقطعوا ارحامکم * اولیک الذین لعنهم الله...) (محمد/۲۲ -۲۳) از احمد بن حنبل - پیشوای مذهب حنابله - نقل می کند که عبدالله - پسر احمد بن حنبل - از وی در باره لعن یزید سوال کرد. او در پاسخ گفت: (کیف لایلعن من لعنه الله فی کتابه؛ چگونه لعن نشود کسی که خدا او را در کتابش لعنت کرده است؟) عبدالله پرسید: من کتاب خدا را خواندم، ولی لعن یزید را ندیدم! ابن حنبل در پاسخ، ایه شریفه (فهل عسیتم. ..) را خواند و ان گاه گفت: (ای فساد و قطیعه اشد مما فعله یزید؛ چه فساد و قطع رحمی از فسادی که یزید مرتکب ان شده، بالاتر است؟) (الوسی، ۱۳۸۹: ش۲۸/۳۰)
الوسی بعد از نقل ان سخنان می گوید:
در لعن یزید توقف نیست؛ چون اهل کبایر و دارای اوصاف خبیثه بود و بر مردم مدینه ظلم و تعدی کرد و حسین(ع) را کشت و به اهل بیت اهانت کرد. (همو: ۳۱)
همچنین ابن خلدون گفته است:
نمی توان گفت یزید هم در کشتن امام حسین(ع) اجتهاد کرد، پس بی تقصیر است; چون صحابه ای که با امام حسین(ع) در قیام شرکت نکرده بودند، هرگز اجازه قتل حضرت را نداده بودند. این یزید بود که با امام جنگید. این عمل یزید، نشانه فسق اوست و حسین(ع) در شهادتش ماجور است، در حالی که یزید از عدالت به دور بوده و حسین(ع) علیه یک حاکم ظالم قیام کرده بود. (ابن خلدون: ۴۵)
دکتر طه حسین (م۱۹۷۳م) - ادیب، نویسنده و ناقد معاصر اهل سنت - معتقد است:
از ان جا که حسین از یک سو، مسیول حفظ دین و از سوی دیگر، ازاده و قهرمان است، هرگز نسبت به بیعت خواهی یزید، سر تسلیم فرود نخواهد اورد. پس برای رسیدن به هدف خود، باید به هر کار مشروعی دست می زد. بنابراین، برای دوری از امر بیعت، به کوفه روی اورد و شهادت را بر بیعت با یزید که به نوعی تایید ستم های او بود، ترجیح داد. (حسین، ۱۳۵۹: ۸۸)
در اخر این بحث، گفتار را با سروده ای زیبا در رسای امام حسین(ع) و یارانش از بزرگ شافعی به پایان می بریم. محمد ادریس شافعی - پیشوای یکی از مذاهب اربعه اهل سنت که علاقه و ارادت بسیاری به اهل بیت(ع) داشته - در باره واقعه عاشورا، اشعاری زیبا سروده که ترجمه برخی ابیات ان چنین است:
این حادثه از حوادثی است که خواب مرا ربوده و موی مرا سپید کرده است.
دل و دیده مرا به خود مشغول ساخته و مرا اندوهگین کرده است و اشک چشم، جاری و خواب از ان پریده است.
دنیا از این حادثه خاندان پیامبر(ص) متزلزل شده و قامت کوه ها از ان خواب ذوب شده است.
ایا کسی هست که از من به حسین پیامی برساند، اگرچه دل ها ان را ناخوش دارند؟!
حسین کشته ای است بدون جرم و گناه که پیراهن او به خونش رنگین شده است.
عجب از ما مردم ان است که از یک طرف، به ال پیامبر(ص) درود می فرستیم و از سوی دیگر، فرزندان او را به قتل می رسانیم و ازار می دهیم!
اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر(ص) است، از این گناه هرگز توبه نخواهم کرد.
اهل بیت پیامبر(ص) در روز محشر، شفیعان من هستند و اگر نسبت به انان بغضی داشته باشم، گناه نابخشودنی کرده ام. (ساوجی، ۱۲۷۵: ۹/۲۹۸)
۲-۲. مخالفان قیام
در قرون اخیر، اهل بیت شناسی و عاشوراپژوهی در میان اقشار مختلف اهل سنت، به دو دلیل با کمی افت و پژمردگی دنبال شد؛ نخست، ظهور ابن تیمیه که بی شباهت با اخباری گری در حوزه های علمی نبود و چون افتی بود که همراه با ظاهرگرایی شکل گرفت و با دستان تفرقه افکنان رشد یافت. دوم، تحریف و خدشه دار کردن متون و کتب اسلامی از جمله صحاح سته و زدودن احادیث فضیلت اهل البیت و تراشیدن احادیث مجعول و مجهول در مدح معاویه، یزید، عمروعاص، کعب الاحبار و ابوهریره و امثال انها.
وجود احادیث معارض و مخالف در منابع اهل سنت است باعث شد انها در مواجهه با احادیث موجود، به دو رویکرد متفاوت دست زدند و البته غالب اهل سنت با ضعیف دانستن احادیث مخالف قیام حسینی، به موافقت با قیام امام حسین(ع) روی اوردند و یزید را به سبب اعمال جنایت کارانه اش سرزنش کرده اند. هر چند ابن تیمیه مروج اسلام معاویه ای و یزیدی بود و در پی خدشه دار کردن اتحاد مسلمین و بنای مکتب تکفیر و تحجر در میان اهل سنت برامد، اما در بیشتر موارد، شباهت سخنان نواندیشان اهل سنت به امام حسین ( و حماسه و قیام او چنان به سخنان و نوشته های مولفان شیعی نزدیک است که اگر نام نویسنده و عنوان اثر را ندانیم، احساس می کنیم بیان یک شخص شیعی نظیر محمود عقاد در کتاب ابوشهداء است.
از این رو باید گفت تقریبا اکثر نویسندگان اهل سنت معاصر، بر کشته شدن مظلومانه امام حسین(ع) و گناه کار بودن یزید، اتفاق نظر دارند و قیام امام حسین(ع) را انقلاب راستین ارزشی و دینی در برابر دستگاه طاغوتی دانسته اند (ناصری، ۱۳۸۶: ۳۳۱). نواندیشان اهل سنت این امر را ثابت کرده اند. این دیدگاه دایما در حال رشد و گسترش است و نویسندگان زیادی از اهل سنت طرفدار ان هستند.
۳. سیمای حضرت ابوالفضل(ع) در کتب اهل سنت
نهضت عاشورا و وقایع کربلا در بسیاری از کتب معتبر و مرجع اهل سنت با ذکر جزییات به رشته تحریر درامده است. با توجه به کار مطالعاتی انجام شده درباره جایگاه ابوالفضل العباس(ع) در کتب اهل تسنن، باید گفت وقایع عاشورا در منابع اهل سنت در سطحی بالا امده است؛ از جمله در تاریخ طبری از محمد بن جریر طبری (قرن سوم ه.ق) و تاریخ کامل از عز الدین ابن اثیر (قرن سیزدهم ه.ق) و البته سایر اندیشه وران و محدثان نیز به فراخور زمینه علمی و کاری شان به این مهم پرداخته اند. مردم عادی و توده جامعه نیز بسته به شرایط زمان و مکانی و نقش حکام قبلی و فعلی دیدگاهشان متفاوت بوده است.
۱-۳.لقب سقا در کتب اهل سنت
خوارزمی در مقتل الحسین می گوید:
امام حسین(ع) وقتی دید اب در خیمه ها نیست، برادرش عباس(ع) را به فرماندهی سی سواره و ده پیاده مامور کرد که اب بیاورند. جنگ بین عباس(ع) و سربازان عمرو بن حجاج بالا گرفت و یاران امام، افراد دشمن را به هلاکت رساندند و با بیست مشک پر از اب به خیمه ها برگشتند و از این جا بود که حضرت عباس(ع) را سقا لقب دادند. (خوارزمی: ۲/۳۹)
زبیری می نویسد:
عباس، فرزند علی(ع) را سقا می نامند و کنیه اش را ابوقربه (صاحب مشک) می دانند. او در کربلا، همراه حسین(ع) بود. حسین، تشنه شد. عباس، مشکی برگرفت و برادران تنی اش، پسران علی(ع) - عثمان، جعفر و عبد الله - در پی او رفتند. برادرانش، پیش از او کشته شدند و او، مشک پر از اب را برای حسین برد و حسین، از ان نوشید. سپس عباس بن علی، پس از برادرانش و با حسین، کشته شد. (زبیری، ۱۴۲۲: ۱۰۲)
دینوری نیز اورده است:
هنگامی که عباس بن علی(ع) شرایط تشنگی را دید، به برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان، پسران علی - که بر او و پسرانش درود باد - و مادر همگی انها ام البنین(ع) عامری از ال وحید بود، گفت: (پیش قدم شوید - فدایتان شوم - و از سرورتان حمایت کنید تا به پای او جان دهید). انان، همگی پیش قدم شدند و پیش روی حسین(ع) با سر و گلوی خود، از او محافظت کردند. هانی بن ثویب حضرمی، به عبدالله بن علی، حمله برد و او را کشت. سپس به برادرش جعفر بن علی حمله برد و او را نیز کشت. و یزید اصبحی نیز عثمان بن علی را با تیر زد و کشت. سپس به سوی او رفت و سرش را جدا کرد و نزد عمر بن سعد امد و به او گفت: به من، پاداش بده! عمر گفت: برو از امیرت - عبیدالله بن زیاد - بگیر! عباس بن علی(ع) باقی ماند و پیش روی حسین می جنگید و هر کجا حسین(ع) می رفت، همراهش می رفت تا ان که شهید شد. (دینوری، ۱۳۴۶: ۱۳۴۶)
۲-۳. لقب باب الحوایج و اهل سنت
محمد بن جریر طبری می گوید:
در روز عاشورا اصحاب باوفای امام حسین(ع) در دفاع از حریم دین به قلب لشکر کوفه می تاختند و هرگاه کار بر یکی از انها دشوار می شد و در حلقه محاصره دشمن گرفتار می امدند، این عباس(ع) بود که در نجات او و رفع گرفتاری اش تن به خطر می داد و لشکر کوفه را تار و مار می کرد. به سبب همین فضیلت بود که شهادتش بر حسین(ع) سخت گران امد و هنگامی که او را در خون افتاده دید فرمود: هم اکنون کمرم شکست؛ عباس جان! با کشته شدن تو بیچاره شدم. (طبری، ۱۳۹۵: ۷۸)
عمان سامانی شاعر چیره دست قرن سیزدهم هجری قمری درباره کمال همت حضرت عباس(ع) و نهایت قابلیت ان زبده ناس(ع) بر مشرب اهل عرفان گوید:
نیست صاحب همتی در نشاتین
هم قدم عباس را بعد از حسین
در هواداری ان شاه الست
جمله را یک دست بود او را دو دست
ان، قوی پشت خدابینان به او
وان، مشوش حال بی دینان از او
موسی توحید را هارون عهد
از مریدان جمله کامل تر به جهد
طالبان راه حق را بد دلیل
رهنمای جمله بر شاه جلیل
می گرفتی از شط توحید اب
تشنگان را می رساندی با شتاب
روز عاشورا به چشم پر ز خون
مشک بر دوش امد از شط چون برون
شد به سوی تشنه کامان ره سپر
تیرباران بلا را شد سپر
بس فروبارید بر وی تیر تیز
مشک شد بر حالت او اشک ریز
تا قیامت تشنه کامان ثواب
می خورند از چشمه ان مشک، اب
تشنه ابش حریفان سر به سر
خود ز مجموع حریفان تشنه تر
۳-۳. بصیرت و شجاعت ابوالفضل(ع) به نقل از اهل سنت
ابن اثیر در تاریخ کامل اورده است:
شب پنج شنبه، نه روز گذشته از محرم، اکتبر ۶۸۰ میلادی، شمر بن ذی الجوشن امد و عباس بن علی( و برادرانش را فرخواند. ایشان به سوی او بیرون رفتند. گفت: ای خواهر زادگان من! شما اسوده اید و زینهار دارید. عباس(ع) و برادرانش گفتند: خدا تو را با زینهارت نفرین کناد! اگر دایی ما هستی، چرا ما را زینهار می دهی و زینهار از پسر پیامبر خدا(ص) دریغ می داری؟ (ابن اثیر، ۱۳۷۲: ۵/۲۲۳۰)
بلاذری - از بزرگان اهل تسنن - می نویسد:
غروب روز نهم بود. شمر بن ذی الجوشن به کنار اردوگاه حسین(ع) رفت و فریاد زد: خواهرزادگان من کجایند؟ شمر، عباس(ع) و برادران مادری اش را که نسبتی دور با ام البنین ( داشتند منظور داشت.او عباس(ع) و عبدالله و عثمان و جعفر را می طلبید، ولی انها حاضر نبودند با وی سخن بگویند. حسین(ع) فرمود: هرچند شمر فاسق است، اما پاسخش را بدهید که دایی شماست! فرزندان ام البنین(ع) پرسیدند: چه می خواهی؟ گفت: ای خواهرزادگان من! شما در امانید. اطاعت یزید بن معاویه را بپذیرید و خود را با برادرتان حسین(ع) به کشتن ندهید! عباس(ع) فرمود: دو دستت بریده باد ای شمر! لعنت بر تو و امانی که اورده ای. ای دشمن خدا! از ما می خواهی از برادر خود حسین(ع) فرزند فاطمه(ع) دست برداریم و به طاعت لعنت شدگان گردن نهیم؟ (بلاذری، ۱۳۶۸: ۱۶۷)
طبری می گوید:
شب دهم محرم نزدیک مغرب حسین بن علی(ع) اصحاب خود را جمع کرد و خطبه ای خواند و فرمود: اکنون شب است و تاریکی همه جا را مستطور نموده؛ بیایید و هر کدام دست یکی از کودکان مرا بگیرید و از این جا بروید. این قوم جز با من با کسی کاری ندارند. طبری می گوید: قبل از همه و نخستین کسی که اعلام وفاداری کرد، عباس(ع) پسر امیرالمومنین علی( بود و چنین سخن گفت: چرا چنین کنیم؟ برای این که بعد از شما زنده بمانیم؟ خدا ان روز را نیاورد. سپس دیگران به پیروی عباس(ع) در یاری امامشان، سخنانی بر زبان راندند. (طبری، ۱۳۹۵: ۷۹)
ابن شهراشوب نوشته است:
عباس(ع) سقا، قمر بنی هاشم و علمدار حسین (ع) و بزرگ ترین برادرانش بود. در پی اب بیرون امد بر او حمله کردند او هم بر انان تاخت، در حالی که می گفت: هرگز از مرگ نمی ترسم. ان گاه که مرگ فراز اید، جانم به فدای جان پاک مصطفای پاک باد! من عباسم که ساقی ام و هنگام نبرد، هراسی از شر ندارم. سپس دشمن را پراکنده ساخت. (مازندارانی، ۱۳۷۹: ۸۴)
در پایان با کلام خوارزمی در مقتل الحسین(ع) این قسمت بحث را به پایان می بریم که گفت:
عباس بن علی (ع) - که مادرش ام البنین(ع) است و سقای سپاه امام حسین(ع) بود - از لشکر امام بیرون امد و به سوی لشکر عمر سعد حمله ور شد، در حالی که می گفت: به خدای عزیز و بزرگ سوگند خورده ام و به حجون و زمزم و حطیم و مسجد الحرام، صادقانه قسم یاد کرده ام که امروز به خون خویش رنگین شوم، در راه حسین(ع) که صاحب افتخارات دیرین و پیشوای اهل فضیلت و کرامت است. عباس(ع) پیوسته می جنگید تا ان که گروهی از لشکر ستمکار او را شهید ساختند. (خوارزمی، ۱۴۲۳: ۲/۲۹)
تحلیل و بررسی
اولین اسناد مکتوب و مستند تاریخی قرون اول و دوم هجری قمری، گواهی می دهند که عزاداری اهل سنت و شیعیان همزمان و پس از حادثه عاشورا به وقوع پیوسته است. طبری داستان عبور خاندان امام حسین توسط لشکریان یزید از مسیر قتلگاه را یاداور شده و ذکر مصیبت حسین(ع) را که توسط خواهرش زینب ( هنگام دیدن پیکر غرقه به خون و بی سر برادر بر زبان اورده شده است، این گونه گزارش می کند:
ای رسول خدا، درود فرشتگان اسمان بر تو! این حسین است که در بیابان افتاده، با خون خود آغشته گردیده و اعضایش قطعه قطعه شده است. ای رسول خدا! دخترانت اسیر شده اند و اولادت از دم تیغ گذرانده شده اند که بر پیکرشان باد می وزد.
وی در ادامه می افزاید: (با این جملات و کلماتی که زینب ادا کرد، همه حاضران و دوست و دشمن اشک ریختند) (طبری، ۱۳۸۹: ۵/۴۵۵-۴۵۶).
طبری همچنین از عزاداری در منزل یکی از دشمنان معروف امام حسین(ع) به نام خولی بن یزید ازدی یاد می کند که سر امام را از عمرسعد تحویل گرفت و برای بشارت به عبیدالله بن زیاد و گرفتن پاداش، پیش از دیگران به سوی کوفه حرکت کرد و پس از ان که با در بسته دارالاماره مواجه شد، به خانه برگشت و سر مبارک را در تنور یا صندوقچه ای پنهان داشت. زن حضرمیه او پس از اطلاع، برای مظلومیت امام حسین(ع) سخت گریست و منزل را ترک گفت. (همو: ۴۵۶)
مهم ترین دانشمند اسلامی که روایات متعدد انقلاب عظیم کربلا را از یکی از گزارشگران معروف به نام لوط بن یحیی معروف به ابومخنف ازدی (م۱۵۷ق) نقل کرده و در این نقل تا میزان تحسین برانگیزی رعایت امانت و صداقت را نموده، محمد بن جریر طبری (۲۲۴ - ۳۱۰ق) است. طبری تنها به نقل رویدادهای حادثه کربلا از زبان ابومخنف اکتفا نمی کند، بلکه به داستان اسارت اهل بیت(ع) و رویدادهای کوفه و عزاداری مردم در مجالس عبیدالله زیاد و سپس شام می پردازد و از تداوم کینه جویی و جسارت یزید بن معاویه به سر بریده امام حسین ( و تنفر برخی از اطرافیان و سوگواری عده ای از مردم شام و همدردی انان با اهل بیت(ع) خبر می دهد (طبری، ۱۳۸۹: ۵/ ۴۵۶).
پس از طبری، این شیوه توسط سایر مورخان اهل سنت پی گیری شد که در ادامه مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
انان گاهی قصه گویان در کنار مرقد امام حسین(ع) می امدند و مصایب او را به زبان قصه می گفتند. (جاحظ، ۱۳۶۶: ۱۷۹)
مسیری که طبری در اهتمام به کتابت و احیای روایت انقلاب حسینی گشود، توسط مورخان پس از وی ادامه یافت و در قرن ششم، شعبه جدیدی در تاریخ اسلام با نام (مقتل نگاری) به وجود امد که برخی دانشمندان اهل سنت به گونه ای مستقل بدین مهم پرداختند. از جمله این گروه می توان به ابوالموید خوارزمی (م۵۶۸ق) اشاره کرد. او درباره رخداد عاشورا، اثر ارزشمندی پدید اورد که به مقتل خوارزمی شهرت یافت و مورد اعتماد عالمان عامه و خاصه قرار گرفت. افزون بر وی، مورخان نامی اهل سنت همچون ابن اثیر در الکامل فی التاریخ، ابوالفرج ابن جوزی در المنتظم و همو در الرد علی المتعصب العنید لمن ذم من لعن الیزید و سبط ابن جوزی در تذکره الخواص، روشنگرانه به حادثه عاشورا و عزاداری شهادت امام حسین(ع) و یارانش پرداختند و گزارش های پیشینیان اهل سنت، از جمله طبری، را نه تنها حفظ نمودند، بلکه بر تکمیل و تفصیل ان همت گماشتند.
شرح شهامت و شهادت حضرت عباس بن علی(ع) در ماجرای عاشورا و جایگاه بی نظیر ایشان در بسیاری از مقاتل و متون تاریخی اهل تسنن به طور مبسوط بیان شده است. در همه مقاتل اهل سنت همچون مقتل خوارزمی، مقتل الحسین ابو مخنف لوط بن یحیی ازدی، مقتل ابی الاحرار از عباس فرحانی و مقتل الحسین تالیف عبدالرزاق موسوی مقرم و بسیاری از مورخان انان - که ذکرشان در بالا امد - شرح فداکاری ها و جانفشانی های ابوالفضل العباس(ع) همسو و همنوا با ان چه مقتل نویسان شیعه بیان داشته است امده است. اندیشه وران و ازاد اندیشان اهل سنت، همچنین بسیاری از القاب و کمالات ابوالفضل(ع) را تکریم و تعظیم داشته اند و همان طور که در مباحث بالا امد، مطالبی متقن و محکم در این باره نگاشته اند.
به طور کلی ان چه درباره کربلا و قیام حسینی و همسویی و همدردی با این واقعه عظیم و شرح کمالات و مناقب حضرت سیدالشهدا و اصحاب امام حسین(ع) در متون اهل سنت امده، اگر بیشتر از متون شیعی نباشد، کمتر از ان نیست و ابراز علاقه و حب اهل بیت در میان اقشار مختلف انان امری بدیهی و روشن به شمار می اید.
نتیجه:
پس از بررسی و تبیین سیمای حضرت عباس بن علی، ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت، نتایج ذیل به دست امد:
۱. اهتمام و تلاش علمی اندیشه وران و مورخان اهل تسنن نسبت به فضایل و مناقب اهل بیت(ع) بسیار ستودنی و قابل ستایش است.
۲. شرح ماجرای کربلا در مقاتل و کتب تاریخی برادران اهل تسنن اگر بیشتر از متون شیعی نباشد، کمتر نیست.
۳. فضایل، مناقب و کرامات ابوالفضل العباس(ع) همسو با اثار شیعی در میان متون اهل سنت نیز امده است.
۴. همان گونه که در مقاتل شیعی، حضرت ابوالفضل العباس(ع) باب الحوایج و پرچمدار کربلا معرفی گردیده است، در متون اهل سنت نیز همسو و همنوا با شیعیان و آثارشان در این باب هماهنگی وجود دارد.
۵. همان گونه که عزاداری سیدالشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع) و شهدای کربلا از دیرباز در جامعه اهل تسنن رواج داشت و ظلم و جور حاکمان ستمگر چون عباسیان و متوکل ها و معتصم ها، کاری از پیش نبرد، اکنون نیز برگزاری مراسم و ایین عاشورایی در جوامع اهل سنت برپا و بر جاست و تبلیغات دشمنان وهابی و تکفیری چون سلف گذشته شان مردود و بی تاثیر است.
منابع:
- مازندرانی، ابن شهراشوب محمد بن علی (۱۳۷۹ق)، مناقب ال ابی طالب، نجف، مطبعه الحیدریه.
- ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴ق)، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم.
- اصفهانی، ابوالفرج (۱۳۸۷ش)، مقاتل الطالبیین؛ تاریخ کشته شدگان از اولاد ابوطالب، بی جا؛ انتشارات جعفری راد.
- ابن عساکر (۱۳۸۹ش)، تاریخ ابن عساکر، بیروت، موسسه محمودی.
- اصفهانی، ابی نعیم عبدالله بن احمد (۱۳۵۱ ش)، حلیه الاولیاء، قاهره، چاپخانه سعادت.
- بلاذری، احمد (۱۳۶۹ش)، انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر.
- ثعلبی، احمد (۱۴۱۰ ق)، عرایس المجالس فی قصص الانبیاء، بیروت، دارالکتب.
- جاحظ، ابوعمرو (۱۳۶۶ش)، البیان و التبیین، بیروت، دارالکتب العلمیه.
- خطیب بغدادی، احمد (۱۳۴۹ش)، تاریخ بغداد، قاهره، چاپخانه سعادت.
- خوارزمی، موفق بن احمد (۱۳۸۷ش)، مقتل الحسین (ع)، قم، کتابخانه مفید.
- طبری، محمد بن جریر (۱۴۰۶ق)، تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب الاسلامیه.
- طبری، محب الدین (۱۳۷۹ق)، ذخایر العقبی، قاهره، کتابخانه قدسی.
- طریحی، فخرالدین (۱۳۸۹ش)، المنتخب، قم، منشورات شریف رضی.
- موسوی مقرم، سید عبدالرزاق (۱۴۱۱ق)، سردار کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع)، قم، انتشارات الغدیر.
- نیشابوری، مسلم (۱۳۷۸ش)، صحیح، قم، دارالکتاب.
- هیثمی، احمد (۱۳۱۴ق)، صواعق المحرقه، قاهره، چاپخانه میمنیه.
- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب (۱۳۶۷ ش)، تاریخ یعقوبی، قم، انتشارات فرهنگ اهل بیت.































