seyed hossein emamian
شخصیت امام رضا (علیهالسلام) از نگاه برخی دانشمندان
توجه به برخی ابعاد وجودی شخصیت امام رضا(ع) در حد توان و تاثیر آن در عرصه زندگی اجتماعی و سبک زندگی ما به عنوان مسلمانی شیعه و پیرو آن حضرت موثر و راهگشاست.
یکی از ابعاد وجودی آن حضرت بعد شخصیتی و خانوادگی آن حضرت(ع) است؛ از نظر شکل گیری و ساختار شخصیتی امام رضا(ع) در خاندانی متولد شده که محل وحی و آمد و شد فرشتگان بوده از این رو از این بعد شخصیتی صرف نظر می کنیم اما سیره و روش آن حضرت مانند سیره اخلاقی و علمی و سیاسی به عنوان الگویی اطمینان بخش برای زندگی روزمره دارای پیام است که در پرتو سیره آن پیشوای راستین می توانیم زندگی خود را جهت دهیم .
از نظر بعد اجتماعی و سیره عملی، امام(ع) در روابط اجتماعی از جهات مختلف راهگشای زندگی و در تعیین سبک زندگی امروزین ما به عنوان رهرو حضرت نقش اساسی دارد که البته بعد اجتماعی بخش های گوناگون مانند روابط سیاسی، علمی و اخلاق اجتماعی امام رضا(ع) را شامل می شود.
شخصیت امام در زمان خود برای همه دانشمندان محبوب بود وهمه دانشمندان زمان از حضرت توصیفات ممتاز داشته و شیفته شخصیتش بودند که چند نمونه در اینجا آورده می شود:
۱. مأمون
مأمون خلیفه عباسی برتری و موقعیت عالی امام رضا علیه السّلام را در چندین فرصت بیان کرده که به شرح زیر است:
الف. او به فضل بن سهل و برادرش گفت: من کسی را فاضل تر از این مرد (یعنی امام علی بن موسی الرضا علیه السّلام) در روی زمین نمی شناسم.
بر طبق این بیانیه مأمون، امام داناترین و افضل ترین عالم در جهان در همه علوم و دانشها بود.
ب. او در نامه ای خطاب به عباسیان که از وی رنجیده بودند وقتی که قصد داشت مقام خلافت را به امام بسپارد، می گوید: «مأمون بیعت وفاداری با او (امام رضا علیه السّلام) نکرد مگر در کار او مشاهده کرد و فهمید که هیچ کس در روی زمین شایسته تر از او در پاکی، استوارتر از او در تقوا، دین دارتر از او در دین، زاهدتر از او در ترک دنیا، آزادتر از او در وجود، بشّاش تر از او در معاشرت با عامّه و خاصّه، و ثابت تر از او در اصل دین وجود ندارد. بیعت با او خشنودی خدا را تأیید می کند.»
این کلمات مخصوصا بعضی از صفات عالی را که در امام رضا علیه السّلام بود و او را از بقیه مردم ممتاز می کرد، بیان می کند.
این صفات عالی به شرح زیر است:
الف. امام خالص ترین مردم در شایستگی و دانش بود.
ب. او باتقواترین فرد در روی زمین بود.
ج. او زاهدترین فرد در ترک لذایذ و تزیینات زندگی بود.
د. او بخشنده ترین فرد نسبت به محرومین بود.
ه. برگزیدگان توده مردم اعتراف داشتند که او شایسته ترین شخص بود و اینکه هیچ کس فضائلی شبیه به فضایل او نداشت.
و. او استوارترین فرد در اصول دین بود، زیرا از سرزنش سرزنش کنندگان درباره خدا نمی هراسید.
ز. بیعت مأمون با او خشنودی خدای تبارک و تعالی را تأیید می کند.
ح. در سندی که درباره بیعت امام رضا علیه السّلام با مأمون می باشد آمده است: «مأمون بعد از درخواست از خدا و سعی و تفحّص و کوشش در قضای حق او در میان عباد و بلادش، در این دو خانواده (یعنی خانواده عباسی و خانواده علوی) علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی ابن ابی طالب را برگزید که او را فضل تمام و علم مالاکلام بود و ورع ظاهر و زهد خالص داشت و تخلیه از دنیا و انزوا از مردم، و همه کس یکدل و یک زبانند که در اوست کلمه جامعه که روز به روز به ظهور می آید، و پیوسته از
او فضل بی منتها به حصول می رسد. پس عقد کرد از برای او به عهد و خلافت که پس از وی ولیعهدش باشد.
این کلمات، ستایش صفات شریفی است که امام رضا علیه السّلام را بر بقیه علویان و خاندان عباسی ممتاز کرده است. این صفات به شرح زیر است:
۱. فضایل درخشان و دانش آشکار.
۲. ترک آنچه خدای متعال منع کرده است.
۳. او هرگز کسی را گمراه نکرد زیرا خود منبع خوبی و رحمت برای بشر بود.
۴. تارک دنیا بود.
۵. مسلمانان متفقا با او موافق بودند.
مأمون فهمید که امام این فضایل عالی را دارد و به همین جهت اصرار داشت بر تعیین امام بر جانشینی خودش، درست همان طوری که در جملات بالا گفته است.
۲. ابن ابی الحدید معتزلی
او می گوید: «و من رجالنا موسی بن جعفر بن محمّد وهو العبد الصالح، جمع من الفقه والدین والنسک والحلم والصبر. وابنه علی بن موسی المرشّح للخلافة والمخطوب له بالعهد. کان اعلم الناس واسخی الناس واکرم الناس اخلاقاً»؛ و از رجال ما موسی بن جعفر فرزند محمّد معروف به عبد صالح است. او بین فقه و دین و عمل صالح و حلم و صبر را جمع نمود. و فرزندش علی بن موسی است، کسی که برای خلافت کاندید شده و برای او به عهد خلافت خطبه خوانده شد. او عالم ترین و سخی ترین و کریم ترین مردم در اخلاق بود.
۳. ابراهیم بن عباس صولی
ابراهیم بن عباس صولی، نویسنده دقیق و شاعر معروف، گفته است: من هرگز ندیده یا نشنیده ام که کسی پرهیزکارتر از ابو الحسن الرضا (ع) باشد. باور نکن از آن کسی که ادعا بکند که کسی را در فضل مانند او دیده است.
امام نمونه شایستگی و قریحه بود. هیچ کس مانند او در آن زمان نبود زیرا آن حضرت از جمله ستونهای اندیشه و تقوا در جهان اسلام بود.
۴. ابوالصلت هروی
ابو الصلت هروی که از جمله معدود بزرگان آن زمان بود که مدتها در کنار امام وبا حضرت مانوس بود می گوید: من هرگز کسی را داناتر از علی بن موسی الرضا (ع) ندیدم. وقتی یک عالم دینی او را می دید گواهی می داد آنچه را که من گواهی دادم. مأمون جمعی از علمای دین، فقهای شرع اسلام و متکلّمان را در مجلسی گرد آورد. به هر حال امام به طوری بر آنها غالب آمد که همگی به برتریش اعتراف کردند.
این کلمات حاکی از توانایی علمی بالای امام رضا علیه السّلام است و نشان می دهد که او داناترین و شایسته ترین مردم زمان خود بوده است. این امر بوضوح در مناظره های او دیده می شود که مأمون در قصر خود برای امتحان کردن امام برگزار می کرد. مأمون دانشمندان را از کشورها و شهرهای مختلف دور یکدیگر گرد آورد و آنها امام را با سؤالات گوناگون امتحان کردند. با وجود این، امام با مهارت به سؤالات آنها پاسخ داد، به طوری که دانشمندان او را تحسین کردند و به ضعف خودشان در برابر او اعتراف نمودند.
۵. رجاء بن ابی ضحّاک
رجاء بن ابی ضحّاک یکی از فرماندهان نظامی، با اعجاب درباره امام رضا علیه السّلام گفته است: به خدا من هرگز کسی را مطیع تر از او نسبت به خدا ندیدم. وی خدا را در همه وقت ستایش می کرد و از خدای تبارک و تعالی مدام خائف بود.
این کلمات جنبه شخصیت روحانی امام را نشان می دهد، زیرا او دین دارتر از همه مردم بود. وی خدا را ستایش می کرد و از او بیش بقیه مردم خائف بود.
۶. شیخ مفید
رهبر شیعه محمد بن محمد نعمان عکبری بغدادی ملقّب به «شیخ مفید» گفته است: امامی که قائم مقامی ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السّلام را بعد از او به عهده گرفت، پسرش ابو الحسن الرضا علیه السّلام بود به دلیل شایستگیش بر همه برادرانش و اهل بیت به سبب علم و بردباری و ترحمی که از خود نشان می داد و اینکه شیعه و غیر شیعه با وی موافق بودند و او را به رسمیت می شناختند.
شیخ مفید به بعضی از صفاتی که امام رضا علیه السّلام را از بقیه برادرانش و اهل بیت جدا می کرد اشاره نموده است. این صفات عالی و فضایل به شرح زیر است: ۱. علم ۲. گذشت ۳. دین داری ، این اوصاف برجسته در هیچ یک از برادران چون امام رضا (ع) ممتاز نبود .
۷. واقدی از بزرگان اهل سنت
واقدی گفته است: علی (الرضا) از پدرش، عموهایش و دیگران حدیث می شنید. او مورد وثوق بود و حکم الهی را در مسجد پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بیان می فرمود وبرای مردم احکام خدا را تبیین می نمود.
۸. ابن عنبه، نسب شناس
جمال الدین احمد بن علی نسب شناس، معروف به «ابن عنبه» گفته است:
به امام رضا کنیه ابو الحسن داده شد. هیچ یک از طالبیین زمانش مانند او نبودند. مأمون با او بیعت کرد و درهم و دینار به نام او سکه زد و دستور داد نام او را در منابر ذکر کنند.
سیّد جمال الدین متذکر شده است که هیچ کس در زمان امام رضا علیه السّلام مانندش نبود. او در زمان خودش نسبت به استعداد و نبوغ بی نظیر بود.
۹. یوسف بن تغری بردی
جمال الدین ابو المحاسن یوسف بن تغری بردی گفته است: امام ابو الحسن هاشمی علوی حسینی، امامی عالم بود. او رئیس بنی هاشم در زمان خود و بزرگترین آنها بود. مأمون وی را بزرگ داشت، احترام کرد، تسلیمش شد و
۱۰. ابن ماجه از بزرگان اهل سنت
ابن ماجه که نویسنده یکی از کتابهای حدیثی معتبر اهل سنت است گفته است: امام رضا علیه السّلام رئیس بنی هاشم بود. مأمون او را بزرگ داشت و احترام کرد و وی را به عنوان جانشین خود تعیین نمود و از مردم برایش بیعت گرفت.
۱۱. ابن حجر عسقلانی
ابن حجر گفته است: امام رضا (ع) از زمره مردان عالم و شایسته بود. او دودمان شریفی داشت.
۱۲. یافعی از علمای اهل سنت
یافعی گفته است: امام بزرگوار نسل شریف سادات، علی موسی الکاظم (ع) یکی از دوازده امامی است که دارای اعمال پسندیده است. شیعه امامیه از او پیروی می کنند و تعالیمش را پذیرفته اند.
امام رضا علیه السّلام ستاره درخشان جهان اسلام بود. او از جمله امامان اهل بیت علیهم السّلام بود که روشنی بخش زندگی معنوی و نیروبخش ستونهای راستی و عدالت در روی زمین بودند. شیعیان با افتخار از آنان پیروی می کنند و احادیثشان را درباره واجبات دینی پذیرفته اند نه از روی تعصّب و با تقلید کورکورانه، بلکه چون به دلیل حجتهای قاطع و دلایل قطعی، واجب است که از ایشان پیروی کنند. برای نمونه قرآن کریم مردم را مجبور کرده است که نسبت به آنان دوستی بورزند. خدا آنها را از پلیدی پاک کرده و به راه راست هدایت نموده است. پیامبر آنها را به کشتی نجات و امن برای بشر تشبیه فرموده و پیوستن به آنها را طبق آیات قرآن قطعی دانسته است. اگر دلایل دینی به شیعیان ثابت می کرد که از دیگری پیروی بکنند تا از تعالیم ایشان، آنان همان کار را انجام می دادند.
۱۳. عامر الطائی
عامر الطائی در کتابی تحت عنوان صحیفه اهل بیت علیهم السّلام تفاسیری دارد که یکی از آنها مربوط به کارهای امام رضا علیه السّلام است. می نویسد:
خدا ترسی امام علی بن موسی الرضا (ع)و کارهای نمونه نوه سرور پیامبران برای ما نقل شده است. امام رضا رئیس خداترسان وپارسایان و امام عبادت کنندگان خدواند ومومنین بود. ما در قسمتهای قبل، به نمونه هایی از مراتب عبدت و پارسایی آن و ترس شناختمندانه محترمانه اش از خداوند ومراقبت هایش را به اشاره بیان کردیم که دلیلی است بر آنچه طائی تذکر داده است.
۱۴. ابن صباغ مالکی
یکی از پیشوایان مالکی اهل سنت است گفته است: کارهای علی بن موسی الرضا علیه السّلام ستوده است. برتری و شایستگی پایدار او مانند صفوف به هم فشرده متوالی است.
نشان دادن دوستی نسبت به او از اول تا آخر قابل تمجید است. فضایل او شگفت انگیز است. استادی و نجابت او برتر از احترام است.
اما جلال پدرانش مشهورتر از روشنی چراغ و درخشان تر از نور در گوشه و کنار خورشید است. امّا اخلاقیات او، فضایل او، نشانه های او و هدفهای او، آنها در مباهات برترند و در درجه بالا کافی اند. او در راهی قدم می زد که از پدرانش به ارث برده بود و فرزندانش از او ارث می برند. آنها مانند دندانه های شانه در خوبی، شرافت و اصل مساویند. بنابراین من بزرگ می شمارم این خاندان را که در صف بالا قرار دارند و در موقعیت والایی هستند. او در شرافت به بزرگی آسمان، و در مقام و جایگاه بالاتر از ستاره های روشن است. او فضایل کاملی داشت، بنابراین از آنها مستثنی نبود.
این کلمات (ابن صباغ )مرتب شده و حاوی نثر مسجّع است و نشان می دهد که نویسنده باید به امامان اهل بیت علیهم السّلام عشق بورزد. خدا شفاعت آنها را درباره نویسنده بپذیرد.اظهار ارادتی که ابن صباغ مالکی به همه ائمه خصوصا امام رضا (ع) دارد کم نظیر است ؛ او آرزوی شفاعت آنان را در آخرت دارد.
۱۵. هاشم معروف الحسنی
علّامه مغفور، سیّد هاشم معروف الحسنی گفته است: امام رضا علیه السّلام با اخلاق خاص شریف و شگفتش ممتاز بود که این در جذب هر دو گروه شیعه و سنّی کمک می کرد. او این اخلاقیات را از اصل پیام الهی گرفته بود که به وی سپرده شده بود تا از آن حمایت کند و وارث آن باشد.
این بیانات، یکی از صفات امام رضا علیه السّلام را گزارش می دهد که از اخلاق عالیه او به شمار می رود. قابل ذکر است که این اخلاق به اخلاق جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله شباهت دارد که مولای همه پیامبران است.
۱۶. صاحب بن عبّاد
صاحب بن عبّاد به امام رضا علیه السّلام عشق می ورزید، لذا با این اشعار به او درود فرستاده است:
ای که قصد داری به زیارت توس- مشهد پاک و سرزمین قداست- بروی، سلام مرا به رضا برسان و نزد شریف ترین قبر که صاحب آن بهترین بخاک سپرده شدگان است فرود آی.
سوگند به خدا، سوگندی که از انسانی مخلص و غرق در محبت اهل بیت صادر شده است، براستی اگر می توانستم، در مقابل این خانه در توس رحل اقامت می افکندم، جایی که شهیدی پارسا و مشهور به فضایل و مجد را در خود گرفته است.
تا آنجا که می گوید:
ای فرزند پیامبری که خدا به وسیله او پشت جبّاران شکست، و ای فرزند وصیّ پیامبر، آن که در فضیلت بر مردان کار آمد پیشی گرفته است، ای که فخر و شرف را به دست آورده ای و لباس مجد و بزرگواری را بی هیچ تردیدی به تن کرده ای.
در شعر دیگری گفته است:
ای زایری که برخاستی و شتابان روانی و چون برق در حرکتی، در توس سلام مخلصانه مرا به مولایم رضا برسان، نوه پیامبر(ص)
آن که دارای عزتی پابرجا و عظمتی درخشان است، از قول شخص صادقی که ولایت او را بر خود واجب می داند.
امیرعلی حسنلو، مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه
تجربه برجام، نقشه راه دیپلماسی ایران در مذاکرات
«مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ دلیل؟ تجربه!» این جمله صریح از رهبر معظم انقلاب اسلامی، در ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در دیدار با فرماندهان نیروی هوایی ارتش، مسیر و ماهیت گفتوگوهای غیرمستقیم فعلی میان ایران و آمریکا را بهروشنی تبیین میکند؛ مسیری که نه بر پایه اعتماد، بلکه بر پایه تجربهای پرهزینه بنا شده است. این موضع، نه صرفاً یک نگاه انتقادی، بلکه چارچوبی راهبردی برای مسیر جدید دیپلماسی ایران ترسیم میکند.
سه دور از مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در حالی سپری شده که فضای حاکم بر این گفتگوها بیش از هرچیزی با بی اعتمادی ساختاری تعریف میشود؛ بی اعتمادیای که ریشه در تجربه پرهزینه «برجام» دارد و به وضوح در بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی تبیین شد.
پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا؛ آغاز از موضع قدرت
یکی از نکات راهبردی مذاکرات اخیر، پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا بود. برخلاف گذشته، این بار جمهوری اسلامی ایران از ابتدا اعلام کرد که گفتوگوها تنها در چارچوب موضوع هستهای و بدون ورود به پروندههای موشکی و منطقهای انجام میشود؛ شرطی که آمریکا، با وجود تمایل اولیه به طرح مباحث مکمل، در نهایت ناچار به پذیرش آن شد.
همچنین برخلاف تصور عمومی، این بار محل مذاکرات نیز به پیشنهاد ایران و با هماهنگی عمان تعیین شد؛ چرخشی که نشان میدهد تهران بازیگر منفعل در زمین طراحیشده توسط دیگران نیست، بلکه با ابتکار عمل سیاسی، قواعد میدان را باز تعریف میکند.
گفتوگوهایی بدون امیدسازی رسانهای
برخلاف فضای رسانهای و امیدسازیهای بیپایه در جریان مذاکرات برجام، این بار هیچیک از مقامات ارشد ایرانی، حتی تیم مذاکرهکننده، از توافق قریبالوقوع یا رفع فوری تحریمها سخن نگفتهاند. این نگاه محتاطانه، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه واقعگرایی پس از تجربهای پرهزینه است.
انتخاب مسیر مذاکره غیرمستقیم، خود حاوی پیام دیپلماتیک مهمی است؛ نه تنها اعتمادی به آمریکا وجود ندارد، بلکه حتی نشستن در یک اتاق مذاکره هم ضرورتی ندارد. این پیام، هم برای افکار عمومی داخلی و هم برای محافل سیاسی بینالمللی روشن و صریح است.
مواضع ثابت در برابر خصومت آمریکایی
از دیگر ابعاد مهم در روند فعلی، ثبات در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی علیه سیاستهای خصمانه آمریکا است. مقامات ارشد نظام، اعم از رؤسای سهگانه، مذاکرهکنندگان و سخنگویان رسمی، با همان صراحت گذشته در نقد رفتار آمریکا موضع میگیرند. این ثبات موضع، نشانهای از حفظ گفتمان مقاومت در دل دیپلماسی است.
جمهوری اسلامی از آغاز، خطوط قرمز خود را به روشنی بیان کرده و به صراحت اعلام داشته که هرگونه انحراف از چارچوب موضوع هستهای، به معنای پایان مذاکرات خواهد بود. نکته مهمتر، آگاهی افکار عمومی داخلی نسبت به این خطوط قرمز است. مردم نیز انتظار دارند که گفتوگوها فقط در چارچوب حقوق هستهای ملت ایران و لغو مؤثر تحریمها دنبال شود.
مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط، رم و دیگر ایستگاهها، صرفنظر از نتیجه نهایی، یک پیام مهم را به جهان منتقل کرده و آن اینکه جمهوری اسلامی ایران، دیپلماسی را از موضع قدرت، تجربه و هوشمندی راهبری میکند. آمریکا این بار ناچار شد شروط ایران را بپذیرد، مسیر مذاکره را تغییر دهد و چارچوب گفتوگو را در سطح مورد قبول تهران تنظیم کند.
این همان سیاست «عزت، حکمت و مصلحت» است که رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند؛ سیاستی که تجربه تلخ گذشته را نادیده نمیگیرد، اما فرصتهای جدید را هم با صلابت و صبر دنبال میکند.
نفیسه عبدالهی
عیادت رهبر معظم انقلاب از آیتالله نوری همدانی
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی عصر امروز با حضور در یکی از بیمارستانهای تهران از حضرت آیتالله نوری همدانی از مراجع عظام تقلید عیادت کردند و از نزدیک در جریان روند درمان ایشان قرار گرفتند.
کمبود ویتامینها چه علائمی دارند؟
این سیگنال ها یا علائم سرنخهایی هستند که نشان میدهند در رژیم غذایی ما یک سری مواد مغذی از دست رفته است. در این مطلب به ۶ علامت اشاره میکنیم که نشانگر آن است که بدن ما به مواد مغذی بیشتری نیاز دارد همچنین به راهکارهایی جهت جبران آنها نیز اشاره شده است.
ناخنهای شکننده
اگر کسی مشکل شکستن ناخن یا برآمدگی های عجیب و غریب داشته باشد، ممکن است بدنش کمبود پروتئین یا آهن داشته باشد. پروتئین برای استحکام ناخن ضروری است و آهن به انتقال اکسیژن به روی ناخن کمک میکند. سطح پایین آهن میتواند ناخنها را ضعیف و شکننده کند. برای جبران این کمبود نیاز است تخم مرغ، اسفناج، آجیل و گوشت بدون چربی را مصرف کنید.
پرش چشم یا اسپاسم عضلانی
آیا تا به حال دچار پرش آزاردهنده پلک شدهاید که متوقف نمیشود؟ یا اسپاسم عضلانی تصادفی؟ در این وضعیت گویی بدن با زبان بی زبانی به شما میگوید: من به منیزیم بیشتری نیاز دارم. منیزیم برای عملکرد عضلات و اعصاب ضروری است. بدون مقدار کافی آن، عضلات ما میتوانند با انقباضات ناگهانی عمل کنند. موز، شکلات تلخ و آجیل منابع عالی برای رفع این مشکل هستند.
سفید شدن زودرس مو
سفید شدن زودتر از حد انتظار موهای سر میتواند اتفاقی نه چندان خوشایند برای شما باشد، اما نترسید ممکن است تنها عامل این سفیدی زودرس ژنتیکی نباشد. کمبود ویتامین B۱۲ یا مس میتواند سفید شدن مو را تسریع کند. B۱۲ رنگدانه مو را قوی نگه می دارد، در حالی که مس به تولید ملانین کمک میکند که به مو رنگ طبیعی میدهد. برای جبران این نقیصه بشقاب غذای خود را با لبنیات، تخم مرغ، صدف و غلات کامل پر کنید تا از سفید شدن زودرس مو پیشگیری کنید.
صدای کلیک در مفاصل
اگر از مفاصل فردی هنگام حرکت یا نشستن صدای ناراحت کننده «کلیک-کلیک» به گوش برسد، ممکن است به دلیل افزایش سن نباشد. بدن ما ممکن است ویتامین D۳ و کلسیم بیشتری بخواهد. این دو با هم کار میکنند تا استخوانهای و مفاصل ما قوی و روان شوند. کمی آفتاب بگیرید (بهترین منبع طبیعی D۳)، همچنین لبنیات، ماهی و سبزیجات برگدار بیشتری بخورید تا مفاصل را شاداب نگهدارید.
زود کبود شدن
اگر کسی حتی بر اثر کوچکترین ضربه دچار کبودی شود، ممکن است به این معنی باشد که بدن ویتامین C یا K۱ کمی دارد. ویتامین C به تولید کلاژن کمک میکند، که پوست ما را قوی نگه میدارد، در حالی که K۱ برای لخته شدن خون ضروری است. برای جبران این کمبود مرکبات، فلفل دلمه ای و سبزیجات برگدار بیشتری را به رژیم غذایی خود اضافه کنید.
ترکهای دهان
آیا تا به حال متوجه ترک در گوشههای دهان خود شدهاید که خوب نمیشوند؟ این نشانه کمبود ویتامین B، به ویژه B۲ (ریبوفلاوین) و B۶ است. این ویتامینها به حفظ سلامت پوست و جلوگیری از خشکی کمک میکنند. سطح ویتامین B را در بدن خود با تخم مرغ، لبنیات، غلات کامل و سبزیجات برگ دار افزایش دهید.
خوراکی های مفید برای مغز که باید مصرف کنید
برای افزایش سلامت مغز پنج خوراکی را فراموش نکنید.
توت ها:
حاوی آنتیاکسیدانها و سایر مواد مغذی هستند که عملکرد حافظه را تقویت میکنند. به لطف فیبر، ویتامین و مواد معدنی بالا در توتها، این میوهها باعث افزایش سلامت میکروبیوم شده و میتوانند به کاهش التهاب کمک کنند. توتهای تازه را به صبحانه خود اضافه کنید.
روغن زیتون:
مصرف روغن زیتون فوق بکر با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر مرتبط است زیرا ترکیبات موجود در این ماده میتواند به اتوفاژی یا فرآیند طبیعی پاکسازی سلولی مغز کمک کند. افزودن روغن زیتون خالص به سسهای سالاد خانگی یا ریختن آن بر روی سالاد، راهی عالی برای بهرهمندی از این فواید است.
سبزیجات تیره رنگ:
سبزیجات برگدار مانند اسفناج و چغندر با سطوح بالای فولات، یکی از مکملهای عالی برای یک وعده غذایی هستند. افرادی که فولات کافی، نوعی ویتامین B9 را دریافت نمیکنند، ممکن است بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای عصبی و سلامت روانی مانند زوال عقل و افسردگی باشند.
امگا ٣:
همچنین باید به دنبال غذاهایی باشید که حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ هستند. برخی تحقیقات نشان میدهد که امگا ۳ میتواند به عملکرد سلولهای مغز کمک کرده و خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش دهد. ماهیهای چرب مانند ماهی آزاد و ماهی آنچوی، و همچنین انواع مغزها و دانهها، این مواد مغذی ضروری را تأمین میکنند.
ادویه ها:
ادویههای مختلف مانند زردچوبه، فلفل سیاه، دارچین، زعفران، رزماری و زنجبیل به غذای ما رنگ و طعم میبخشند، در عین حال هر کدام دارای خواصی برای سلامت مغز و حتی تقویت خلقوخو هم هستند. اجزای فعال ادویهجاتی مانند زنجبیل، سیر و ... مسیرهای التهابی را هدف قرار میدهند و ممکن است از بیماریهای عصبی پیشگیری کنند.
توصیههای طب سنتی برای خواب بهتر
خواب یکی از نیازهای اساسی بدن انسان است که نقش مهمی در حفظ سلامت جسمی و روانی دارد. طب سنتی ایرانی با توجه به اصول مزاجشناسی و استفاده از گیاهان دارویی، توصیههایی برای بهبود کیفیت خواب ارائه میدهد. در این مطلب برخی از این توصیهها آمده است:
تغذیه مناسب پیش از خواب
یکی از اصول مهم در طب سنتی ایرانی، توجه به تغذیه پیش از خواب است. مصرف غذاهای سبک و زود هضم مانند سوپها و آشها توصیه میشود. همچنین، مصرف شیر گرم با عسل یا شیر بادام میتواند به آرامش بدن و بهبود کیفیت خواب کمک کند.
استفاده از گیاهان دارویی
گیاهان دارویی مانند گلگاوزبان، سنبلالطیب و بیدمشک به عنوان آرامبخشهای طبیعی شناخته میشوند. دمنوشهای تهیه شده از این گیاهان، به کاهش استرس و ایجاد حس خوابآلودگی کمک میکنند. مصرف این دمنوشها نیم ساعت پیش از خواب توصیه میشود.
تنظیم محیط خواب
طب سنتی ایرانی بر اهمیت محیط خواب تأکید دارد. اتاق خواب باید تاریک، بیصدا و دارای تهویه مناسب باشد. همچنین، استفاده از عطرهای طبیعی مانند گلاب یا اسطوخودوس در محیط خواب میتواند به آرامش ذهن و بهبود کیفیت خواب کمک کند.
زمانبندی خواب
براساس طب سنتی ایرانی، بهترین زمان برای خوابیدن، از ساعت ۹ شب تا ۳ صبح است. خوابیدن پیش از نیمهشب و بیدار شدن در هنگام طلوع آفتاب، به تنظیم هورمونها و افزایش انرژی بدن کمک میکند. خواب شبانه به دلیل ترشح هورمون ملاتونین در تاریکی، فواید بیشتری نسبت به خواب روزانه دارد.
پرهیز از عادات مضر
برخی عادات مانند مصرف کافئین، استفاده از وسایل الکترونیکی پیش از خواب و خوابیدن با شکم پر، میتوانند کیفیت خواب را کاهش دهند. طب سنتی ایرانی توصیه میکند که حداقل سه ساعت پیش از خواب، شام میل شود و از مصرف مواد تحریککننده مانند چای و قهوه در ساعات پایانی روز خودداری شود.
فعالیتهای آرامشبخش
انجام فعالیتهای آرامشبخش مانند خواندن کتاب یا گوش دادن به موسیقی ملایم پیش از خواب، میتواند به کاهش استرس و آمادهسازی بدن برای خواب کمک کند. این فعالیتها در طب سنتی به عنوان راهکارهایی برای ایجاد تعادل در بدن توصیه شدهاند.
این سه ماده غذایی را هرگز گرم نکنید
متخصصان تغذیه میگویند: گرم کردن مجدد اسفناج، چای و برنج میتواند برای سلامتی خطرناک باشد.
- اسفناج
اسفناج حاوی اسید اگزالیک است، مادهای که وقتی خام مصرف شود بیضرر است؛ اما وقتی دوباره گرم شود، سمی میشود. علاوه بر این، اسفناج حاوی نیترات است که با حرارت دادن به نیتریت تبدیل میشود؛ یک ترکیب سمی که میتواند خطر تومورهای روده را افزایش دهد.
همچنین برگهای اسفناج میتواند حاوی لیستریا باشد، باکتری که ممکن است باعث بیماریهای غذایی جدی مانند تب و علائم شبیه آنفولانزا شود و در برخی موارد ممکن است منجر به عوارض جدی مانند تشنج شود.
-چای
توصیه میشود چای را دوباره گرم نکنید؛ زیرا تجمع تانن آن، اسیدیته و تلخی چای را افزایش میدهد. علاوه بر این، باکتریهایی که ممکن است در چای خفته باشند، با گرم کردن مجدد چای فعال شوند و فرد را در معرض خطر عفونت قرار دهند.
- برنج
برنج یکی از خطرناکترین غذاها برای گرم کردن مجدد است. وقتی برنج پخته شده در یخچال قرار میگیرد، باکتری باسیلوس سرئوس مقاوم در برابر حرارت میتواند روی آن تکثیر شود. حتی اگر برنج گرم شود، هاگها زنده میمانند و ما را در معرض خطر مسمومیت غذایی قرار میدهند.
علائم عفونت با این باکتری به صورت استفراغ، اسهال و گرفتگی شکم ظاهر میشود. برای کاهش خطر عفونت، توصیه میشود برنج را در مدت دو ساعت پس از پخت در یخچال و در ظرف در بسته نگهداری کنید.
فلسفه غیبت امام مهدی علیه السلام
ما ایمان داریم که خداوند عالم هیچ کار کوچک و بزرگی را جز بر اساسِ حکمت و مصلحت انجام نمی دهد؛ خواه این مصلحتها را بشناسیم یا خیر.
و نیز همه رویدادهای خرد و کلانِ جهان با تدبیر پروردگار و به اراده او انجام می پذیرد که یکی از مهمترین آنها حادثه غیبت امام مهدی علیه السلام است؛ بنابراین غیبت آن امام نیز مطابق حکمت و مصلحت است، اگرچه ما فلسفه آن را ندانیم.
البتّه چه بسا انسانی که همه افعال خداوند را حکیمانه می داند و در برابر آنها سرِ تسلیم فرود می آورد، به دنبال دانستن راز و رمز بعضی از رویدادهای عالم باشد تا به سبب علم به فلسفه یک پدیده، آرامش نفس و اطمینان قلبی بیشتری یابد. بنابراین به بحث و بررسی پیرامون حکمتها و آثار غیبت حضرت مهدی علیه السلام می پردازیم و به روایات مربوط به آن اشاره می کنیم:
تأدیب مردم
وقتی امّت نسبت به پیامبر و امام قدر نشناسند و وظایف خود را در برابر او انجام ندهند، بلکه اوامر او را نافرمانی کنند، رواست که خداوند، پیشوای ایشان را از آنها جدا کند تا به خود آیند و در روزگار غیبت او، ارزش و برکت وجود او را دریابند و در این صورت، غیبت امام به مصلحت امت است، گرچه آنها ندانند و درک نکنند.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«إِنَّ اَللَّهَ إِذَا کَرِهَ لَنَا جِوَارَ قَوْمٍ نَزَعَنَا مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِهِمْ.» (علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۴۴)
وقتی خداوند همراهی و همنشینی ما را برای قومی خوش ندارد، ما را از میان آنها برگیرد.
استقلال و نبودن تحت پیمان دیگران
آنها که به دنبال ایجاد یک تحوّل و انقلاب هستند به ناچار در ابتدای قیام با بعضی از مخالفان، عهد و پیمانی می بندند تا بتوانند اهداف خود را دنبال کنند، ولی مهدی موعود علیه السلام، آن مصلح بزرگی است که در راه برپایی انقلاب و حکومت عدل جهانی با هیچ قدرت ستمگری سازش نخواهد کرد، زیرا که مطابق روایات فراوان، ایشان مأمور به مبارزه قاطع و آشکار با همه ظالمان است. به همین جهت تا آماده شدن شرایط انقلاب، در غیبت می رود تا مجبور نباشد که با دشمنان خدا عهد و پیمانی ببندد.
در روایتی از امام رضا علیه السلام علت غیبت اینگونه بیان گردیده است:
«لِئَلاَّ یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّیْفِ.» (کمال الدین، ج ۲، ص ۴۸۰)
برای اینکه آن زمان که با شمشیر قیام می کند، کسی بر عهده او [امام مهدی ع] بیعتی نداشته باشد.
آزمایش مردم
امتحان کردن مردم یکی از سنّتهای خداوند است. او بندگان خود را به اسباب گوناگون می آزماید تا میزان استواریشان در مسیر حق روشن شود. البته نتیجه امتحان برای خداوند معلوم است، ولی در کوره آزمایشها، این بندگان هستند که ساخته می شوند و به جوهر وجود خود پی می برند.
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
«إِذَا فُقِدَ اَلْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ اَلسَّابِعِ فَاللَّهَ اَللَّهَ فِی أَدْیَانِکُمْ لاَ یُزِیلُکُمْ عَنْهَا أَحَدٌ یَا بُنَیَّ إِنَّهُ لاَ بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتَّی یَرْجِعَ عَنْ هَذَا اَلْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اِمْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ.» (کافی، ج ۱، ص ۳۳۶)
هرگاه پنجمین فرزند هفتمین ناپدید شود، خدا را، خدا را، نسبت به دینتان مواظب باشید، مبادا کسی شما را از دینتان جدا کند، پسر جان! ناچار صاحب الامر غیبتی کند که معتقدین به امامت هم از آن برگردند، همانا امر غیبت یک آزمایشی است از جانب خدای عزّ و جل که خَلقش را به وسیله آن بیازماید.
حفظ جان امام
یکی از عواملی که سبب کناره گیری پیامبران از قوم خود می شد، حفظ جان خویش بود. آنها برای اینکه بتوانند در فرصتی دیگر رسالت خود را به انجام رسانند، در شرایطی که مورد تهدید قرار می گرفتند مخفی می شدند، همانگونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم از مکّه بیرون رفت و در غار پنهان شد. البته همه اینها به دستور و اراده خداوند است.
درباره حضرت مهدی علیه السلام و علت غیبت او نیز در روایات متعدد چنین امری بیان شده است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ ظُهُورِهِ قُلْتُ [وَ] لِمَ قَالَ یَخَافُ اَلْقَتْلَ.» (الغیبة - شیخ طوسی، ج ۱، ص ۳۳۲)
امام منتظَر، پیش از قیام خود، مدتی از چشمها غایب خواهد شد. از علّت آن سؤال شد. حضرت فرمود: برجانِ خویش بیمناک است.
هر چند شهادت، آرزوی مردان خداست، ولی شهادتی مطلوب است که در میدان انجام وظیفه الهی و به صلاح جامعه و دین خدا باشد، امّا آنگاه که کشته شدن فرد به معنی به هدر رفتن و از دست رفتن اهداف باشد، ترس از قتل، امری عقلی و پسندیده است. کشته شدن امام دوازدهم علیه السلام که آخرین ذخیره الهی است به معنی فرو ریختن کعبه آمال و آرزوی تمام انبیاء و اولیاء الهی صلوات الله علیهم اجمعین و تحقق نیافتن وعده پروردگار در تشکیل حکومت عدل جهانی است.
گفتنی است که در روایات، نکتههای دیگری نیز درباره علّت غیبت امام دوازدهم علیه السلام بیان گردیده است که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری میشود، ولی آنچه مهم است این است که «غیبت»، سرّی از اسرار الهی است و علت اصلی و اساسی آن پس از ظهور آشکار خواهد شد و آنچه بیان شد، عواملی است که در غیبت امام عصر علیه السلام تأثیرگذار بوده است.
ارزش علمآموزی در نگاه اهل بیت(ع) و سیره علما
علم برترین فضیلت و وسیله هدایت معرفی شده است، سیره بزرگان دین نیز نشان میدهد که آنان با تحمل رنجهای فراوان، سالها در راه دانشافزایی تلاش کرده و آن را از مهمترین مسئولیتهای خود میدانستند.
به گزارش خبرگزاری حوزه، در نگاه اهل بیت (ع)، علم سرچشمه کمال و مایه هدایت انسان است و آموختن آن وظیفهای همگانی شمرده شده است. علمای دین نیز با پشتکار و سختکوشی، عمر خویش را وقف گسترش دانش و تربیت شاگردان کردند.
ارزش علم آموزی و جایگاه عالم در روایات اهل بیت
کمال دین
امام علی(ع) : «ایهَا الناس اَعْلَمُوا أَنَّ کمالَ الدین طَلبُ العِلْمِ وَالعَمَلُ بِهِ ألا وَ اِنَّ طَلَبَ العِلْمِ اَوْجَبُ علیکم من طلب المالِ»
ای مردم! بدانید که کمال دین، در آموختن دانش و عمل کردن به آن است. آگاه باشید که دانش آموزی، بر شما واجب تر است از کسب مال».۱
گنجایش ظرف دانش
امام علی(ع) : «کلُّ وِعاءٍ یضیقُ بِما جُعِلَ فیهِ اِلّا وِعاءَ الْعِلمِ فَاِنَّهُ یتَّسِعُ»
گنجایش هر ظرفی با آنچه در آن می گذارند، تنگ می شود و جز ظرف دانش که هرچه در آن می گذارند، گسترده تر می شود».۲
عالم، برتر از عابد
امام باقر(ع) : «عالِمُ ینْتَفَعُ بِعِلْمِهِ افضَلُ مِنْ سَبْعَینِْ اَْلفَ عابِد»
دانشمندی که از دانش او بهره ببرند، از هفتاد هزار عابد برتر است».۳
اکرام عالم معادل اکرام خدا و پیامبر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: مَنْ أکرَمَ عالِماً فَقَد أکرَمَنی وَ مَن أکرَمَنی فَقَد أکرَمَ اللهَ و مَنْ أکرَمَ الله فَمَصیرُهُ الی الجَنَّةِ. ۴
هر کس عالمی را گرامی بدارد، مرا گرامی داشته و هرکس مرا گرامی بدارد و اکرام کند، خدا را گرامی داشته و اکرام نموده و هرکس خدا را اکرام کند، به سوی بهشت روانه خواهد شد.
اکرام عالم معادل اکرام خدا و پیامبر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: مَنْ أکرَمَ عالِماً فَقَد أکرَمَنی وَ مَن أکرَمَنی فَقَد أکرَمَ اللهَ و مَنْ أکرَمَ الله فَمَصیرُهُ الی الجَنَّةِ. ۴
هر کس عالمی را گرامی بدارد، مرا گرامی داشته و هرکس مرا گرامی بدارد و اکرام کند، خدا را گرامی داشته و اکرام نموده و هرکس خدا را اکرام کند، به سوی بهشت روانه خواهد شد
داستان هایی از سیره بزرگان در تحصیل علم
آیت الله بهجت(ره)
روزی آیت الله بهجت(ره) در مسیر خود از خانه به سمت حرم، به چند نفر از طلاب که در خدمتشان بودند، فرمود: «این چه نعمتی است که خداوند شما را در مسیر طلب علم قرار داده است! علم نعمت بزرگی است.» پس علم و مال دنیا را با هم مقایسه کرد و فرمود: «علم و مال دنیا این تفاوت را با هم دارند که شما باید از مال محافظت کنید، اما علم، شما را محافظت می کند. فرق دیگر اینکه اگر مال را انفاق کنیم، کم می شود، اما هرچه علم را انفاق کنیم، رو به افزایش خواهد بود».
آیت الله بهجت، با این سخنان، طلاب را به تحصیل علم تشویق می کرد. ۵
شدت علاقه خواجه نصیر الدین طوسی به کسب علم
نوشته اند مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی آنچنان به تحصیل علوم عقلی و دینی علاقه داشت که شبها کمتر به خواب میرفت و کتب متنوع و گوناگون در نزد خود می گذاشت.
اگر از یکی خسته می شد به دیگری می پرداخت و برای آنکه کسالت را از خود دور سازد همیشه شبها نزد خود آب داشت و با آن رفع کسالت و خواب می کرد.
در این شبها و در این موقع بود که به کشف معضلات و مشکلات علمی نائل می آمد و از شدت فرح و انبساطی که در آن حالت وی را رخ میداد فریاد میزد: «این ابناء الملوک من هذه اللذه»
شاید خواجه نصیر در دو بیت شعر مشهور خود اشاره به همین دوران شیرین زندگانی خود نموده که در خصوص اعتزال از لذائذ زندگی و بی اعتنائی به وجود و عدم آن و تمرکز افکار در یک نقطه و هدف عالی یعنی مطالعه و درس، میفرماید:
لذات دنیوی همه هیچ است نزد من در خاطر از تغییر آن هیچ ترس نیست
روز تنعم و شب عیش و طرب مرا غیر از شب مطالعه و روز درس نیست
شهید مدرس و دو روز کارگری در هفته!
شهید مدرس در اوائل جوانی که در مدرسه علمیه اصفهان دوران طلبگی و تحصیل خود را می گذراند روزهای پنجشنبه و جمعه به کارگری می رفت و مزد این دو روز را صرف هزینه پنج روز تحصیل خود می نمود.
بیهوشی در پای درس
در پاورقی کتاب تعلیم و تعلم صفحه ۷۶ آمده است:
از شادروان استاد جلال همائی نقل شده که در مصاحبه رادیوئی می گفت :
من با مرحوم آیة الله حاج شیخ هاشم قزوینی که از اساتید حوزه علمیه مشهد بود در دوران جوانی در اصفهان همدرس بودیم روزی در اثنای مباحثه ناگهان حال ایشان منقلب شد و بیهوش بر زمین افتاد.
ما با وحشت و اضطراب طبیبی را به بالین او آوردیم ، طبیب پس از معاینه لازم دستور داد به او شربت قند دادیم خوشبختانه مفید واقع شد بیمار چشمان خود را باز کرد بلافاصله کتاب را برداشت و پرسید از کجا ماند!؟
جالب تر آنکه طبیب چون از حجره بیرون رفت مرا با اشاره به نزد خویش طلبید و محرمانه به من گفت بیهوشی شیخ از گرسنگی است هر چه زودتر غذائی به او برسانید.
چون ما تحقیق کردیم معلوم شد دو روز بوده ایشان غذا نخورده بود.
آیت الله مصباح
آیت الله مصباح می فرماید: «در طول مدتی که مشغول تحصیل علوم طلبگی بودم، تا اواخری که حتی به عنوان تحقیق در دروس فقه و اصول شرکت می کردم، از دروس غیر حوزوی هم استفاده می کردم. در طول این مدت، وقت زیادی صرف فراگیری زبان انگلیسی، ریاضیات، فیزیک، شیمی، فیزیولوژی، بیولوژی، جامعه شناسی، روان شناسی و دیگر علومی که در دانشگاه ها مطرح بود، می کردم. در انگلیسی، ریاضیات، فیزیک، شیمی و حتی اقتصاد، استادانی داشتم که بعد از انقلاب، به مقام وزارت رسیدند. منظورم این است که در عین اشتغال به دروس حوزوی، از این دروس هم غافل نبودم. هم علاقه شخصی داشتم و هم احساس می کردم یک روحانی که بخواهد مؤثر باشد، لازم است با این علوم هم آشنا گردد».۶
ایشان در کلامی دیگر می فرماید: «در دوران تحصیل، یک روز پول هایم تمام شد. تصمیم گرفتم مقداری پول قرض کنم تا خرج تحصیلم دربیاید، ولی کسی را نداشتم که از او قرض کنم. به خدا گفتم: خدایا! می خواهم درس بخوانم، هر طوری که خودت می دانی، روزی مان را برسان! بعد از آن زمان که وقت ناهار هم بود، ما چیزی برای خوردن نداشتیم، گرسنه وارد حیاط مدرسه شدم و قدم زدم. [ناگهان] پستچی آمد و نامه طلبه ها را به آنها داد. من که کسی را برای نامه نوشتن نداشتم، بی اعتنا گذشتم، ولی پستچی صدایم کرد و گفت: محمد تقی یزدی کیه؟ هرچه دقت کردم، نفهمیدم امضای نامه از کیست. بعد از آن، حواله ای را که در نامه بود نقد کردم. حواله ای به مبلغ ۲۰ تومان بود و من دوباره پول دستم آمد تا تحصیل کنم. بعدها فهمیدم این حواله از طرف کسی است که من هیچ ارتباطی با او نداشتم؛ یکی از علمای یزد که من اصلاً انتظار نداشتم برایم چیزی بفرستد».۷
پی نوشت ها :
۱. عوالی الئالی، ج ۱، ص ۲۹۲.
۲. نهج البلاغه، حکمت ۲۰۵.
۳. اصول کافی، ج ۱، ص ۳۵.
۴. جامع الاخبار، ص ۱۱۱
۵. رضا باقی زاده، بهجت عارفان، ص ۲۰۳
۶. حسین علی عربی، اندیشه ماندگار، ص ۳۱.
۷. همان، ص ۲۷و ۲۸.
اعزام زائرین حج ۱۴۰۴ آغاز شد
اولین کاروان های حج تمتع سال ۱۴۰۴ بامداد دوشنبه (15 اردیبهشت) با بدرقه حجتالاسلام والمسلمین سید عبدالفتاح نواب، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت عازم سرزمین وحی شدند.
بر اساس این گزارش، پس از مراسم افتتاحیه پروازهای حج پیش رو بامداد امروز زائران اولین کاروان های اعزامی به عربستان پس از عبور از گیت گذرنامه، نماز جماعت صبح را به امامت حجتالاسلام والمسلمین نواب اقامه کردند.
در آیین بدرقه زائران حج تمتع ۱۴۰۴ سرپرست حجاج ایرانی، رئیس سازمان حج و زیارت، سفیر عربستان در ایران و جمعی از مسئولان هواپیمایی حضور داشتند و زائران با توکل به خداوند عازم مدینه منوره شدند.































