seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری از اساتید اخلاق حوزه در یکی از دروس اخلاق خود به موضوع «برکت در مال» پرداختند که متن آن بدین شرح است:

 

امام سجاد علیه‌السلام در دعای مکارم الأخلاق از خداوند متعال می‌خواهند: «وَ وَفِّرْ مَلَکَتِی بِالْبَرَکَةِ فِیهِ»؛ بار الها! آنچه را که مالکم با برکتی که در آن اعطا می نمایی ، افزون فرما.

در اینجا یعنی به گونه‌ای باشد که این برکت برای شخص باقی بماند و موجب رشد مال شود و این برکت به شکلی باشد که صاحب مال بتواند خیرات بیشتری انجام دهد و از مال خود در راه خدا بهره ببرد.

 

تعریف و معانی مختلف برکت

 

برکت معانی متعددی دارد. یکی از معانی آن رشد و فزونی مال است.

معنای دیگری که در روایت‌های اسلامی آمده، اشاره به گوسفند دارد.

در روایتی از پیامبر صلی‌الله علیه‌وآله آمده است که به گوسفند برکت گفته‌اند. همچنین حضرت علی علیه‌السلام نیز در روایتی مشابه به گوسفند اشاره کرده‌اند.

روزی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌وآله به خانه عمه خود رفتند و پس از آوردن غذا از سوی ایشان، پیامبر (ص) فرمودند: «آیا در خانه شما برکت نیست؟»

عمه حضرت از ایشان پرسید که منظور شما چیست؟

پیامبر (ص) پاسخ دادند: «منظورم گوسفند است.»

همچنین در روایتی دیگر، حضرت علی علیه‌السلام به خانه یکی از یاران خود رفتند و پس از آوردن غذا از سوی او، فرمودند: «آیا در خانه شما برکت نیست؟»

شخص مورد نظر گفت: «برکت جلوی چشم شماست»، اشاره به نانی که روی سفره بود.

حضرت علی علیه‌السلام پاسخ دادند: «منظورم گوسفند است.»

در واقع در گوسفند برکتی وجود دارد که در سایر حیوانات مشاهده نمی‌شود.

خداوند در نسل گوسفند برکت عجیبی قرار داده است، به طوری که روزانه تعداد زیادی گوسفند ذبح می‌شود، اما تعداد آن‌ها کم نمی‌شود.

این در حالی است که نسبت به گوسفندان، تعداد سگ‌ها بسیار کمتر است، گرچه آن‌ها در هر زایمان تعداد زیادی توله به دنیا می‌آورند.

 

رشد معنوی و دنیوی در مال

 

امام سجاد علیه‌السلام در دعای خود از خداوند دو نوع رشد برای مال درخواست می‌کنند.

اول، رشد محسوس در دنیای مادی است که به معنای افزایش مال است.

دوم، رشد معنوی که در آخرت اثرگذار است.

به احتمال زیاد، مقصود امام از این دعا، نوع دوم رشد است که تأثیرات آن در قیامت باقی می‌ماند و از رشد دنیوی مهم‌تر است.

 

یکی دیگر از معانی برکت، رحمت و لطف الهی است. در سوره اعراف آیه ۹۶ می‌خوانیم: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَیٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ».

یعنی اگر اهل شهرها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، خداوند برکاتی از آسمان و زمین به آنان می‌بخشید.

از این آیه می‌توان نتیجه گرفت که گناهان موجب کم شدن برکت‌ها از زندگی انسان‌ها می‌شود.

در این راستا، حضرت علی علیه‌السلام فرموده‌اند: «إذا ظَهَرَتِ الجِنایاتُ ارتَفَعَتِ البَرَکاتُ»، یعنی زمانی که گناهان زیاد شوند، برکات از انسان‌ها گرفته می‌شود.

در مواجهه با این وضعیت، توبه واقعی از گناهان ضروری است.

همه ما انسان‌ها گناهکاریم و باید به خداوند توبه کنیم و از او بخشش طلب نماییم.

در این زمینه، روایت است که پیامبر صلی‌الله علیه‌وآله فرمودند: «أَکْرِمِ الضَّیْفَ وَ لَوْ کَانَ کَافِر»، که به معنای احترام به مهمان است، حتی اگر او کافر باشد.

 

انواع صدقه و اثرات آن

 

نبی اکرم صلی‌الله علیه‌وآله در حدیثی فرموده‌اند: «صدقات پنج قسم است». این پنج قسم شامل موارد زیر است:

۱. صدقه‌ای که ده برابر اجر دارد: این صدقه همان پولی است که در اول صبح به عنوان صدقه کنار می‌گذاریم، بی‌آنکه بدانیم به چه کسی می‌رسد.

۲. صدقه‌ای که هفتاد برابر می‌شود: این صدقه به کسانی داده می‌شود که درمانده و علیل هستند و نمی‌توانند درآمد کسب کنند.

۳. صدقه‌ای که هفتصد برابر می‌شود: این صدقه به خویشاوندان و همسایگان آبرومند و نیازمند داده می‌شود، و به عنوان هدیه نیز برای حفظ آبرو باید داده شود.

۴. صدقه‌ای که هفت میلیون برابر می‌شود: این نوع صدقه برای نشر احکام دین خدا و ساخت مدارس، بیمارستان‌ها و مساجد است که نفع اجتماعی بیشتری دارد.

۵. صدقه‌ای که بیشترین ثواب را دارد: این صدقه برای پدر و مادر فوت شده و ذوی الحقوق داده می‌شود.

أمیرالمؤمنین علی علیه السلام:

أجمِلُوا فی الخِطابِ تَسمَعُوا جَمیلَ الجَوابِ

زیبا سخن بگویید تا پاسخ زیبا بشنوید.

 

غررالحکم، حدیث ۲۵۶۸

سوره قدر و روایاتی که در تفسیر آن وارد شده، بیانگر این حقیقت است که فرشتگان در شب قدر مقدّرات یک سال را به امام زمان(ع) عرضه می‌کنند.

این واقعیت از نخستین روز خلقت بوده و بر نخستین پیامبر و وصی او نازل می‌شده و تا قیامت ادامه دارد.[۱] زیرا زمین از نخستین روز آفرینش تا بر پائی قیامت بی‌حجت نخواهد بود و خداوند در شب قدر، مقدّرات امور عالم را به وسیله ملائکه و روح که اعظم ملائکه است نزد آن حجت بر زمین (خواه پیامبر باشد و خواه وصی او) می‌فرستد.

 

در زمان حیات رسول خدا(ص)، محل نزول فرشتگان آن حضرت بوده است. پس از آن حضرت به حضور امام علی(ع) و سپس سایر ائمه(ع) یکی پس از دیگری و امروزه به محضر امام زمان(ع) نازل می‌شوند و این کار در هر سال تکرار می‌شود چنانکه از ظاهر آیه سوم سوره قدر این تداوم برداشت می شود:﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِکه وَالرُّوحُ﴾، زیرا «تَنَزَّلُ» فعل مضارع است که دلالت بر استمرار و پیوستگی دارد، یعنی فرشتگان و روح، پیوسته و همواره فرود می‌آیند.[۲]

 

رشیدالدین میبدی مفسّر معروف اهل سنت می‌گوید: برخی گفته‌اند: این شب قدر در روزگاران پیامبر اکرم (ص) بود، سپس از میان رفت، اما چنین نیست، زیرا که همه اصحاب پیامبر (ص) و علمای اسلام معتقدند که شب قدر تا قیام قیامت باقی است.[۳]

 

طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان نیز روایتی را از ابوذر غفاری نقل می‌کند که به رسول خدا گفتم: ای پیامبر، آیا شب قدر و نزول فرشتگان در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد و چون پیامبران از دنیا رفتند، دیگر شب قدری وجود ندارد؟ فرمود: بلکه شب قدر تا قیام قیامت هست.[۴]

 

در اصول کافی در ضمن حدیثی از قول امام صادق(ع) چنین آمده است:

علی(ع) می‌فرمود: که هر گاه دو تن از اصحاب (عمر و ابوبکر) نزد پیامبر بودند و آن حضرت سوره «انا انزلنا» را با خشوع و گریه تلاوت می‌کرد، می‌گفتند: چه قدر در برابر این سوره حساسی؟

می‌فرمود: این حساسیت برای چیزی است که چشمانم (فرشتگان را در شب قدر) دیده و دلم (بیان هر امر حکیم را در آن شب) فهمیده و پس از من جان این مرد اشاره به (علی(ع)) آن را دریافت خواهد کرد.

آن‌ها می‌گفتند: تو چه دیده‌ای و او چه خواهد دید؟ پیامبر در پاسخ آن‌ها روی خاک می‌نوشت: ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِکه وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کلِّ أَمْرٍ﴾ آن گاه می‌فرمود: پس از این که خدا فرموده است: ﴿مِّن کلِّ أَمْرٍ﴾ آیا چیزی باقی خواهد بود؟

می‌گفتند: نه، می‌فرمود: در شب‌های قدر بعد از من هم آن امر نازل می‌شود؟ می‌گفتند: آری، می‌فرمود: بر چه کسی نازل می‌شود؟ می‌گفتند: نمی‌دانیم، پیامبر(ص) دست بر سر من می‌گذاشت و می‌فرمود: اگر نمی‌دانید، بدانید، آن شخص پس از من این مرد است.[۵]

 

 

منابع:

۱. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، کتاب الحجه، ج۲، باب فی شأن «انا انزلنا».

۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۱۸۴.

۳. علامه حلی، کشف المراد، ج۱۰، ص۵۵۹.

۴. طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۱۸.

۵. کافی، کتاب الحجه، باب فی شأن «انا انزلناه»، حدیث ۵،

عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه فرامنطقه‌ای رای‌الیوم و تحلیلگر برجسته فلسطینی در سرمقاله جدید خود برای این روزنامه، به تحلیل سخنرانی روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران پرداخته و نوشت: سخنرانی آیت الله سید علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در روز چهارشنبه، به درستی احتمال پاسخ قوی ایران به زلزله سه گانه آمریکایی، اسرائیلی و ترکی را ترسیم کرد.

عطوان افزود: قبل از تحلیل این سخنرانی و روشن کردن مهم‌ترین بندهای آن و چگونگی تعامل با تحولات اخیر در منطقه و در راس آن سوریه، باید به چند نکته اشاره کنیم:

- نکته اول این است که رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران تاکید کردند آنچه که در سوریه اتفاق افتاد، در اتاق فرماندهی آمریکا و اسرائیل طراحی شده بود و کشور همسایه‌ای هم وجود داشت که نقش آشکاری در این اتفاق ایفا کرد. البته امام خامنه‌ای اشاره مستقیمی به نام این کشور همسایه نکرد، اما منظور ایشان ترکیه بوده است.

- مقام معظم رهبری در ایران، در سخنرانی خود نشان داد که باید از اتفاقی که در سوریه رخ داده است درس بگیریم. امام خامنه‌ای همچنین با بی توجهی به شادی دشمنان، مسیر آینده را روشن ساخته و لحن و نوع سخنرانی ایشان، بازتاب شجاعت رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران است؛ چیزی که در هیچ یک از رهبران جامعه اسلامی ندیده‌ایم. این امر همچنین بیانگر نیات واقعی رهبر معظم انقلاب برای بازسازی مسیر آینده است.

- سوریه به این دلیل مورد تجاوز قرار گرفت که طبق گفته چندین منبع سیاسی و رسانه‌ای آمریکایی، بشار اسد، پیشنهاد واشنگتن مبنی بر جدا شدن از ایران و قطع ارتباط با این کشور و محور مقاومت، در ازای رفع فوری تحریم‌ها علیه سوریه را نپذیرفت.

عبدالباری عطوان خاطرنشان کرد که نکته قابل توجه در سخنرانی دیروز امام خامنه‌ای این بود که ایشان تاکید کردند، نیروی مقاومت در آینده قابل پیش بینی بیش از پیش گسترش خواهد یافت و بزرگترین هدف آن مقابله با آمریکا و نقشه‌های آن در منطقه‌ای است که مردم آن حاضر به تسلیم مقابل آمریکایی‌ها نیستند. رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران همچنین اطمینان دادند که آمریکا هرگز در منطقه ما جای پایی پیدا نخواهد کرد و ایران همچنان قوی و با دوام است.

این تحلیلگر فلسطینی ادامه داد، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در این سخنرانی خود همچنین به تقابل قاطع مقاومت لبنان با رژیم صهیونیستی اشاره و تاکید کردند که مشت آهنین حزب الله، علی رغم ضربات بی‌سابقه‌ای که متحمل شد، قوی‌تر از گذشته شده است. ایشان همچنین از استواری قهرمانانه و معجزه آسای گروه‌های مقاومت فلسطین قدردانی و تاکید کردند که مقاومت قدرتمند باقی می‌ماند و در کل منطقه گسترش خواهد یافت، جوانان غیور سوری همه اراضی خود را از شر اشغالگری دشمن آزاد می‌کنند و بر دشمنان خود پیروز خواهند شد.

در ادامه این یادداشت آمده است، این گفتمان امام خامنه‌ای در نگاه اول به این معناست که بیداری ایرانی در تدارک حرکت به مرحله جدید از استقرار و حمایت از مقاومت جدید سوریه در آینده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران از جایگاه بسیار بالایی برخوردار بوده و سخنرانی ایشان همواره حائز اهمیت است. اینکه امام خامنه‌ای خیلی زود بعد از تحولات سوریه اقدام به سخنرانی کردند، می‌تواند نشان دهنده وجود یک برنامه محکم ایرانی برای مقابله با توطئه‌های جدید محور آمریکایی- صهیونیستی در منطقه باشد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در سخنرانی مهم دیروز خود، با اشاره به اینکه دشمنان مقاومت اگر فکر می‌کنند حوادث اخیر سوریه برای آنها مایه خوشحالی است، سخت در اشتباهند، تاکید کردند: جبهه‌ی مقاومت یک سخت‌افزار نیست که بشکند یا از هم فرو بریزد یا نابود بشود. مقاومت یک ایمان است، یک تفکّر است، یک تصمیم قلبی و قطعی است؛ مقاومت یک مکتب است، یک مکتب اعتقادی است که با فشار آوردن نه تنها ضعیف نمی‌شود، بلکه قوی‌تر می‌شود.

امام خامنه‌ای فرمودند:جبهه‌ی مقاومت نه از پیروزی‌ها مغرور باید بشود، نه از شکست‌ها مأیوس باید بشود. پیروزی و شکست همیشه هست. زندگی شخصی انسانها هم همین‌جور است: در آن، موفّقیّت هست، ناکامی هست؛ زندگی گروه‌ها همین‌جور است: در آن، موفّقیّت هست، ناکامی هست. یک روز یک جریان بر سر کار است و یک روز نیست؛ دولتها همین‌جور، کشورها همین‌جور. فراز و نشیب در زندگی‌ هست؛ از فراز و نشیب نمی‌شود انسان پرهیز بکند. آنچه لازم است، این است که وقتی بر فراز قرار میگیریم، مغرور نشویم؛ چون غرور جهل می‌آورد و خود مغرور شدن، انسان را غافل می‌کند. وقتی که به فرود رسیدیم، یک جایی ناکام ماندیم هم، باید افسرده و مأیوس و دل‌شکسته نشویم.

هبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از قشرهای مردم، با «تبیین لایه‌های مختلف حوادث سوریه، ترسیم منطق حضور ایران در این کشور، تشریح روند آتی تحولات منطقه و بیان درس‌ها و عبرت‌های قضایای سوریه»، تأکید کردند: این حوادث محصول یک نقشه آمریکایی-صهیونیستی است و گستره مقاومت با یافتن استحکام و انگیزه بیشتر در مقابل فشارها و جنایت‌ها، به حول و قوه الهی همه منطقه را فراخواهد گرفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به نقش آشکار یک دولت همسایه سوریه در حوادث این کشور، گفتند: با وجود این، قرائن متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد توطئه‌گر، نقشه‌کش و اتاق فرمان اصلی، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.

ایشان رفتار صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها با رخدادهای اخیر سوریه را یکی از این قرائن خواندند و افزودند: اگر اینها نقشه‌کش حوادث سوریه نبوده‌اند، چرا برخلاف دیگر کشورها ساکت ننشتند و با بمباران صدها مرکز زیرساختی، فرودگاه، مراکز تحقیقاتی، مراکز تربیت دانشمند و نقاط دیگر سوریه، عملاً در حوادث جاری دخالت کردند؟

 

رهبر انقلاب با اشاره به اعلام رسمی آمریکا مبنی بر حمله به 75 نقطه سوریه در یکی دو روز اول حوادث، گفتند: صهیونیست‌ها هم علاوه بر هدف قراردادن صدها نقطه، سرزمین‌های سوریه را اشغال و تانک‌های خود را به دمشق نزدیک کردند و آمریکا که در حوادث مرزیِ بسیار کوچکتر در دیگر کشورها حساسیت فراوانی از خود نشان می‌دهد، نه فقط اعتراض نمی‌کند بلکه کمک هم کرده است. آیا این واقعیات نشان‌دهنده دست آنها در حوادث سوریه نیست؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح یکی از قرائن دیگرِ دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در قضایای سوریه، گفتند: در روزهای آخر قرار بود برخی کمک‌ها و امکانات برای مردم یک منطقه سوریه –بخصوص زینبیه- ارسال شود اما صهیونیست‌ها همه مسیرهای زمینی را مسدود کردند و هواپیماهای آمریکایی و رژیم صهیونی با پروازهای گسترده، نگذاشتند این کمک‌ها از راه هوا هم منتقل شود. اگر آنها صاحب قضیه نیستند و با قرار گرفتن در پشت سر فلان گروه تروریستی یا مسلح با سوریه نمی‌جنگند، چرا از کمک به مردم سوریه جلوگیری کردند؟

رهبر انقلاب اهداف مهاجمانی را که از شمال و جنوب دنبال تصرف سرزمین‌های سوریه هستند، متفاوت خواندند و افزودند: در این میان آمریکا دنبال محکم کردن جای پای خود است اما زمان نشان خواهد داد که هیچ یک، به اهداف خود نمی‌رسند و بدون شک مناطق تصرف‌شده سوریه بدست جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد.

ایشان در ترسیم روند تحولات آتی منطقه با تأکید بر اینکه آمریکا به توفیق الهی بدست جبهه مقاومت از منطقه اخراج خواهد شد، گفتند: عوامل استکبار خیال می‌کنند جبهه مقاومت بعد از سقوط دولت سوریه که طرفدار مقاومت بود، ضعیف شده است اما سخت در اشتباهند؛ چرا که اصولاً درک درستی از مقاومت و جبهه مقاومت ندارند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مقاومت را نه یک سخت‌افزارِ قابل شکستن و فرو ریختن، بلکه یک ایمان، تفکر، مکتب اعتقادی و تصمیم قلبی خواندند و افزودند: به همین علت، مقاومت با فشارها قوی‌تر می‌شود و انگیزه افراد و عناصر آن با دیدن خباثت‌ها، شدیدتر و دامنه آن گسترده‌تر خواهد شد.

ایشان قوی‌تر شدن حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی و دیگر نیروهای فلسطینی را زیر بار فشارهای 14 ماهه اخیر، نشانه این واقعیت برشمردند و افزودند: فشار مصیبت‌ها و از دست دادن سید حسن نصرالله بسیار سنگین بود اما قدرت و مشت حزب‌الله محکم‌تر شد و دشمن هم با مشاهده این واقعیت، بدنبال آتش‌بس آمد.

رهبر انقلاب با یادآوری جنایات بی‌سابقه رژیم آدمکش در غزه و شهادت اشخاص برجسته‌ای مانند یحیی سنوار، گفتند: دشمن خیال می‌کرد مردم غزه زیر بمباران‌ها، علیه حماس قیام می‌کنند اما برعکس شد و مردم بیشتر از قبل طرفدار حماس و جهاد اسلامی و بقیه گروه‌های مجاهد فلسطینی شدند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید براینکه فراگیرشدن گستره مقاومت در همه منطقه، نتیجه قطعی فشارها و جنایات دشمنان خواهد بود، افزودند: آن تحلیلگر نادان و بی‌خبر که این حوادث را باعث ضعیف‌شدن ایران می‌داند، بفهمد که ایران قوی و مقتدر است و مقتدرتر نیز خواهد شد.

 

ایشان مقاومت را واقعیتی ریشه‌دار در ایمان و باور ملت‌ها خواندند و افزودند: مقاومت به معنای ایستادگی در مقابل آمریکا و هر سلطه‌گر دیگر، و مخالفت با وابستگی و نوکری آمریکا، برای ملت‌ها یک عقیده بسیار مهم است و همین باور در ماههای اخیر باعث طرفداری پرشور ملت‌های منطقه و به تعبیری ملت‌های جهان از فلسطین و ابراز تنفر از صهیونیست‌ها شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به گذشت بیش از 75 سال از غصب فلسطین، گفتند: این مسئله باید در این مدت طولانی از یادها می‌رفت اما امروز ایستادگی ملت فلسطین و ملت‌های منطقه بر سر مسئله فلسطین، ده‌ برابر بیشتر از زمان غصب این سرزمین است و باور مشترک ملت‌ها به مقاومت، این شعله را افروخته‌تر کرده است.

ایشان همسویی با رژیم صهیونیستی را خط قرمز ملت‌ها دانستند و افزودند: صهیونیست‌ها و همدستانشان بدانند؛ براساس سنت الهی، جنایت پیروزی نمی‌آورد و امروز این سنت الهی و تجربه تاریخی در غزه و ساحل غربی رود اردن و لبنان در حال تکرار است.

رهبر انقلاب با اشاره به حضور ایران در سوریه در سالهای قبل، گفتند: نکته‌ای که اغلب بخصوص جوانان از آن بی‌اطلاعند این است که قبل از کمک ما به دولت سوریه، یعنی در مقطع حساس دفاع مقدس و در شرایطی که همه به نفع صدام و علیه ما کار می‌کردند، دولت سوریه با کمکی حیاتی به ایران و در حرکتی بزرگ و تعیین‌کننده، خط لوله انتقال نفت از عراق به مدیترانه را مسدود و صدام را از درآمد آن محروم کرد.

ایشان علت دیگر حضور جوانان و برخی فرماندهان ایرانی در سوریه و عراق را مقابله با فتنه داعش خواندند و افزودند: داعش بمب ناامنی بود و آنها به دنبال ناامن کردن سوریه، عراق و سپس حضور در ایران و ناامن کردن کشور ما به عنوان هدف اصلی و نهایی بودند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جلوگیری از سرایت ناامنی به ایران را علت مهم عزم جمهوری اسلامی برای مقابله با داعش برشمردند و خاطرنشان کردند: مسئولان ما خیلی زود متوجه شدند که اگر جلوی داعش گرفته نشود، ناامنی سراسر ایران را فراخواهد گرفت همچنانکه نمونه‌هایی از فجایع تروریستی آنها را مردم در حوادث مجلس، حرم شاهچراغ و کرمان مشاهده کردند.

رهبر انقلاب با اشاره به فرمایشی از امیرالمؤمنین که نباید گذاشت دشمن به خانه برسد چرا که ملتی که در خانه خود با دشمن درگیر شود ذلیل می‌شود، گفتند: بر این اساس بود که نیروهای ما و سردار شهید سلیمانی و همکاران او به عراق و سوریه رفتند و با سازماندهی و مسلح کردن جوانان آن کشورها، در مقابل داعش ایستادند و کمر آن را شکستند.

ایشان با اشاره به هدف داعش برای تخریب اعتاب و اماکن مقدسه در کربلا، نجف، کاظمین و دمشق مشابه اقدام آنها در انهدام گنبد حرم مطهر سامرا، گفتند: در مقابل دشمنی آنها با اعتاب مقدسه، معلوم بود که جوانان مؤمن، غیور و محبّ اهل‌بیت اجازه تعرّض نمی‌دهند و بی‌تفاوت نمی‌مانند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نوع حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوریه و عراق را حضوری «مستشاری» یعنی تشکیل قرارگاههای مرکزی، تعیین راهبردها و تاکتیک‌ها، حضور در میدان جنگ در مواقع ضروری و از همه مهمتر بسیج جوانان آن مناطق خواندند و افزودند: حضور ما در سوریه و عراق به معنی اعزام لشکرهایی از ارتش و سپاه برای جنگیدن به جای ارتش آنها نبود؛ چرا که این کار نه منطقی است و نه افکار عمومی آن را قبول می‌کند.

رهبر انقلاب با اشاره به درخواست‌های پُر شمار جوانان و بسیجیان بی‌تاب و مشتاق برای اعزام به سوریه در آن مقطع گفتند: عمده حضور نیروهای ما در آن مناطق، مستشاری و در مواقع اندک و ضروری به شکل حضور نیروهای غالباً داوطلب و بسیجی بود.

ایشان، آموزش، سازماندهی و مسلح کردن گروهی چند هزار نفره از جوانان سوری برای مقابله با داعش به دست شهید سلیمانی را از اقدامات برجسته آن سردار سرافراز خواندند و با اظهار تأسف از انحلال آن گروه با تصمیم مسئولان نظامیِ سوری پس از چند سال، گفتند: بعد از خاموش شدن فتنه داعش، نیروهای ما عمدتا از سوریه بازگشتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه جنگ اصلی باید به وسیله ارتش سوریه انجام می‌شد، افزودند: در کنار ارتش نیروهای بسیجی دیگر کشورها امکان جنگ دارند اما اگر ارتش، ضعف و بی‌همتی نشان دهد، کاری از نیروهای بسیجی برنمی‌آید که متأسفانه همین اتفاق در سوریه رخ داد.

ایشان افزودند: البته لازمه حضور در هر نقطه‌ای، همراهی و موافقت دولت آنجا است همانطور که در عراق و سوریه به درخواست دولت‌های آنها حاضر شدیم و اگر درخواستی نکنند راه بسته است و امکان کمک نخواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: وضعیت و مصائب کنونی سوریه نتیجه ضعف و کاهش روح مقاومت و ایستادگی است که ارتش سوریه از خود نشان داد.

رهبر انقلاب با مقایسه ضعف ارتش سوریه با روحیه بالای مسئولان ارشد نیروهای مسلح ایران و اصرار آنها برای کسب اجازه حضور در میدان و کمک به مقاومت، گفتند: امروز ملت ایران به ارتش و سپاه خود افتخار و مباهات می‌کند. البته در دوران طاغوت ارتش به قدری ضعیف بود که در مقابل تهاجم خارجی ایستادگی نکرد و در جنگ دوم، دشمن تا تهران پیشروی و آن را تصرف کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان چند نکته در خصوص حوادث سوریه و جبهه مقاومت گفتند: همه بدانند قضایا اینگونه باقی نخواهد ماند که گروهی بیایند در دمشق و به خانه‌های مردم تعرض کنند و رژیم صهیونی هم با بمباران و توپ و تانک پیشروی کند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قطعاً جوانان غیور سوری به‌پا خواهند خاست و با ایستادگی و حتی دادن تلفات، به این وضع فائق خواهند آمد، همچنانکه جوانان غیور عراق پس از اشغال آن به دست آمریکا، با کمک و سازماندهی و فرماندهی شهید عزیز ما توانستند دشمن را از خانه و خیابان‌های خود بیرون کنند. البته این کار در سوریه ممکن است زمان طولانی ببرد اما نتیجه، حتمی و قطعی است.

ایشان در بیان درس‌ها و عبرت‌هایی از حادثه سوریه برای مسئولان و آحاد ملت، گفتند: درس اول، غفلت نکردن از دشمن است. در سوریه دشمن با سرعت، عمل کرد اما آنها باید از قبل پیش‌بینی و جلوگیری می‌کردند همچنانکه دستگاه اطلاعاتی ما از چند ماه قبل گزارش‌های هشدار دهنده‌ای به مسئولان سوری منتقل کرده بودند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: نباید از دشمن غافل شد و آن را حقیر شمرد یا به تبسّم او اعتماد کرد؛ چرا که گاهی با لبخند و لحن خوش حرف می‌زند اما با خنجری در پشت، منتظر فرصتی برای ضربه زدن است.

ایشان پیروزی و شکست و فراز و فرود شخصی و ملی را واقعیت زندگی خواندند و گفتند: مهم اینست که در فرازها مغرور نشد، چون غرور جهل می‌آورد و در شکست‌ها منفعل و مأیوس نشد، همچنانکه جبهه مقاومت از پیروزی مغرور و از ناکامی‌ها منفعل نمی‌شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در 46 سال پس از انقلاب، حوادث بزرگ و سختی را پشت سر گذاشته‌ایم همچنانکه روزی هواپیماهای صدام فرودگاه تهران را بمباران و در دل مردم ترس ایجاد می‌کردند  اما در مقابل همه حوادث گوناگون و تلخ، جمهوری اسلامی حتی یک لحظه دچار انفعال نشد.

رهبر انقلاب خطر انفعال را گاهی از خود حادثه بیشتر دانستند و گفتند: از مؤمن نباید انفعال سر بزند و دچار این احساس شود که کاری از او ساخته نیست و باید تسلیم شود. همانطور که در پیروزی‌ها نیز قرآن توصیه به شکر و استغفار از کوتاهی‌ها و پرهیز از غرور می‌کند. بنابراین در پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها، غرور سمّ است و در کوتاهی‌ها و مشکلات نیز انفعال، زهر است که باید مراقب هر دوی اینها باشیم.

ایشان با اشاره به عده‌ای که کارشان خالی کردن دل مردم و ترساندن آنها است، گفتند: برخی در خارج از کشور و با رسانه‌های فارسی‌زبان این کار را می‌کنند که جور دیگری باید با آنها برخورد کرد اما در داخل کسی نباید این کار را بکند و اگر کسی در تحلیل یا بیان خود به‌گونه‌ای سخن بگوید که معنای آن خالی کردن دل مردم باشد، جرم است و باید با آن برخورد شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان سخنانشان، ملت ایران را آماده به کار خواندند و تأکید کردند: به توفیق الهی، ریشه صهیونیسم و عوامل خبیث غربی در این منطقه کَنده خواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران از بشار اسد رئیس جمهور سابق سوریه حمایت می‌کرد و این موضوع پنهانی نیست؛ همچنان که بشار اسد نیز همواره از جبهه مقاومت و ایران حمایت کرده بود و پدر او، حافظ اسد جزو معدود سران جهان بود که در جنگ صدام علیه ایران، طرف ایران ایستاد.

این حمایت جمهوری اسلامی ایران از دولت اسد این روزها با طعنه‌ها و کنایه‌هایی مواجه می‌شود؛ از جمله اینکه اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه با حمایت از گروه‌های تروریستی علیه اسد این گونه وانمود می‌کند که او طرفدار مردم‌سالاری است و دیگرانی که از اسد حمایت کردند، این‌چنین نیستند.

قاعدتاً بشار اسد مشکلاتی در حکمرانی داشت و این نیز امری پوشیده نبود؛ حتی سال‌ها پیش اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی به بشار اسد توصیه‌های مهمی درباره مراعات مردم و توجه به آنها کرده‌اند، امّا چرا ایران علی‌رغم برخی ضعف‌های اسد از او حمایت کرد؟ پشتیبانی‌های ایران مشخصاً چند دلیل روشن داشته است:

وجه اوّل، ایران در برابر تروریسم از اسد حمایت کرد. علی‌رغم عدم دخالت ایران در امور داخلی سوریه و توصیه‌ها به اسد برای توجه بیشتر به مردم، اما همزمان با آغاز عملیات‌های گروهکهای تروریستی با حمایت‌های خارجی علیه دولت سوریه در حوالی سال 90 به بعد، ایران به‌درخواست سوریه به این کشور علیه تروریسم کمک کرد، بنابراین کمک به یک دولت، علی‌رغم اشکالاتش،‌ که در واقع کمک به یک ملت بود، هیچ پشیمانی به‌دنبال ندارد و ایران هیچ‌گاه از آنچه در گذشته کرده است نادم نیست.

شماتت ایران به‌دلیل حمایت از دولت ـ ملت سوریه علیه تروریست‌ها در واقع جانبداری غیرمستقیم از تروریست‌هاست و اگر امری نیازمند شرم باشد، قطعاً این دومی است!

وجه دوم، حمایت ایران از دولت سوریه در عصر اسد، مخالفت با دخالت بیگانگان بود. اقدامات گروهک‌های تروریستی مشخصاً از حمایت خارجی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برخوردار بود، و ایران از آنجا که مداخله بیگانه را به‌هربهانه‌ای منفی می‌داند از دولت ـ ملت سوریه حمایت کرد.

وجه سوم، مقابله با رژیم صهیونیستی است؛ ایران پیشتر هم رسماً و علناً اعلام کرده است که از هر حرکت علیه رژیم صهیونیستی در دنیا حمایت می‌کند. سال 1396، آیت‌الله خامنه‌ای در یک سخنرانی مهمی تأکید کردند که ایران از هرگروهی که با رژیم صهیونیستی مبارزه کند حمایت و به آن کمک می‌کند (لینک). سوریه در عصر اسد از معدود کشورهای عربی بود که صادقانه با اسرائیل مقابله کرد، ایران در این خصوص کاملاً مدافع دولت ـ ملت سوریه بود و از این بابت، هیچ تردیدی به خود راه نداده است.

اما وجه چهارم حمایت از سوریۀ اسد، مخالفت با کودتاست؛ هر تغییر سیستمی که «صرفاً» از طریق اعمال زور و با «تکیه صرف» بر سلاح صورت بگیرد، کودتاست و ایران به‌خلاف رژیمهایی که کودتا و تروریسم را به کودتا و تروریسم خوب و بد تقسیم می‌کنند، معتقد است که کودتا و تروریسم در هر حالتش غلط است و هر تغییری باید اولاً مشروع باشد و ثانیاً «روش» درستی هم داشته باشد و خواست اکثریت مطلق آن جامعه باشد. غرب و برخی دولت‌های منطقه‌ای بارها درصدد کودتا علیه سوریه بودند و این بار آخر هم در واقع از این طریق وارد میدان شدند، ایران صراحتاً با این مسئله مخالف است و برای گفتن این موضوع، هیچ ابائی هم ندارد.

اساساً این اصول برای ایران، تام و تمام است و هرجای دنیا هم که بتواند از حرکت علیه رژیم صهیونیستی حمایت، و با کودتا و تروریسم و مداخله بیگانه، به‌نحو فعال مقابله می‌کند،
مثلاً درباره خود آقای اردوغان! قاعدتاً ایشان فراموش نکرده است که در سال 2016، آمریکا به‌وسیله فتح‌الله گولن، مخالف اردوغان، به‌دنبال کودتا در ترکیه بود و حتی اردوغان مجبور شد برای مدت کوتاهی از مقر خود بگریزد و مخفی شود؛ از معدود دولتهای مستقلی که در آن مقطع به‌نحو فعال از اردوغان، علی‌رغم تمام اختلافاتش در موضوع سوریه، حمایت کرد، جمهوری اسلامی ایران بود. ایران بر اساس اصولش از اردوغان آن روز دفاع کرد؛ وگرنه اگر جمهوری اسلامی ایران هم می‌خواست صرفاً احساساتی تصمیم بگیرد و اردوغان را به‌خاطر رفتارش در سوریه طرد کند، حتماً موضع دیگری می‌توانست اتخاذ کند.

خود اردوغان پس از آن در ترکیه چه اقداماتی کرد؟ افراد بسیار زیادی از کار اخراج و جمع بسیار زیادی هم به‌واسطه اتهام در آن کودتا زندانی و مجازات شدند. اگر مقابله با کودتا چیز بدی است که اردوغان به این دلیل بشار اسد را ملامت می‌کند، پس آیا می‌توانست به خود اجازه بدهد که چنین پاک‌سازی وسیعی را در ترکیه مرتکب شود؟

ایران همان روز در مواجهه با ترکیه هم از مداخله در امور داخلی خودداری کرد؛ و البته بر ضرورت مراعات اصول مردم‌سالاری و اخلاق حکمرانی تأکید می‌کرد.

بنابراین ایران همواره سعی می‌کند در چارچوب یک اصول مشخص و اخلاقی با دولت‌های مختلف تعامل کند و در این زمینه تفاوتی میان اردوغان و اسد نیست؛ اما شاید جناب اردوغان، سهمی از تمامیت‌خواهی را برای خود می‌پسندد اما درباره بشار اسد آن را ملامت می‌کند!

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در کنفرانس خبری بعد از نشست دوحه اعلام کرد: حملات گروه تروریستی هیئت تحریرالشام از قبل برنامه‌ریزی شده بود و ما به سوریه برای مقابله با این حملات کمک می‌کنیم. 

وی تصریح کرد: بعد از توقف حملات گروه تروریستی هیئت تحریرالشام، گفتگوی سیاسی ممکن می‌شود. 

لاوروف خاطرنشان کرد: روسیه، ایران و ترکیه در مورد متوقف ساختن عملیات نظامی به توافق رسیدند و ما گام‌هایی عملی بر خواهیم داشت.

لاوروف گفت: ما مخالف تلاش هیئت تحریرالشام برای تغییر توازن‌ها هستیم و با آن مقابله خواهیم کرد و به حمایت از دولت سوریه ادامه خواهیم داد. 

وزیر خارجه روسیه اظهار کرد: روسیه با دولت سوریه و اپوزیسیون قانونی سوریه همکاری خواهد کرد و آنها را به مذاکره سوق خواهد داد. 

وی تاکید کرد که باید افراد مسلح گروه تروریستی هیئت تحریرالشام از اپوزیسیون میانه‌رو تمایز داده شوند.

وزیر امور خارجه گفت در نشست وزرای خارجه روند آستانه در دوحه بر این موضوع تاکید شد که «گفت‌وگوهای سیاسی بین دولت سوریه و گروه‌های معارض مشروع شروع شود». 

 «سید عباس عراقچی» بعدازظهر روز شنبه و پس از پایان نشست وزرای خارجه روند آستانه در دوحه قطر که با حضور وزرای خارجه ایران، روسیه و ترکیه برگزار شد، بر پایان فوری درگیری‌ها در سوریه تاکید کرد.

عراقچی طی اظهاراتی در جمع خبرنگاران گفت: امروز جلسه بسیار خوب روند آستانه را  با حضور وزیران خارجه ترکیه و روسیه داشتیم و در انتهای جلسه نیز نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در امور سوریه به جلسه ملحق شد.

او با بیان اینکه «در این جلسه مسائل روز و جاری سوریه مورد مذاکره قرار گرفت»، تصریح کرد: در این جلسه بر این موضوع تاکید شد که درگیری‌ها در سوریه باید فوراً خاتمه پیدا کند، تمامیت و حاکمیت ارضی سوریه محترم شناخته شود و در این زمینه به قطعنامه سازمان ملل در این خصوص مراجعه شود و گفت‌وگوهای سیاسی بین دولت سوریه وگروه‌های معارض مشروع سوریه شروع شود. 

این دیپلمات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی ایران همچنین گفت: قرار شد که با دولت سوریه در این زمینه صحبت کنیم، من مشورت‌های خود را با دمشق خواهم داشت و روسیه نیز با مقامات سوریه رایزنی و گفت‌وگو خواهد داشت و انشالله با رایزنی با دولت‌های دیگر کار را به پیش می‌بریم.

شنبه, 17 آذر 1403 22:00

عاقبت جوینده دانش

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم:

طالِبُ العِلمِ لایَموتُ أو یُمَتَّعَ جِدَّهُ بِقَدرِ کَدِّهِ

جوینده دانش نمی میرد تا آنگاه که به اندازه زحمتش از خوشبختی بهره برد.

 

عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۲۹۲

سایت النشره لبنان در یادداشتی به قلم «محمد علوش» درباره اهداف پنهان حملات تروریستی در سوریه نوشت: «ابومحمد الجولانی» درحالی این روزها با لباسی جدید، ریش و موی کوتاه و سخنوری قابل قبول در مقابل جهان ظاهر می‌شود که پیشتر شاگرد «ابو مصعب الزرقاوی» سرکرده القاعده و پس از او «ابوبکر البغدادی» سرکرده داعش بوده است و سپس بنیانگذار و رهبر جبهه النصره در سوریه قبل از سال ۲۰۱۵ بود که نام آن را در سال ۲۰۱۶ به «هیئت تحریرالشام» یا «فتح‌الشام» تغییر داد و امروز به ادعای خود به «فاتحی» تبدیل شده که انتظار می‌رود سوریه را آزاد کند.

در سال ۲۰۱۵، الجولانی چارچوب فعالیت جبهه النصره را تعریف کرد و در این باره گفت: «ما هیچ برنامه یا دستورالعملی برای هدف قرار دادن غرب نداریم، دستور روشنی از ایمن الظواهری دریافت کردیم که از سوریه به عنوان سکوی پرتاب برای حمله به آمریکا یا اروپا استفاده نکنیم تا ماموریت واقعی علیه دولت سوریه را خراب نکند، شاید القاعده این کار را انجام دهد اما از مبدأ سوریه نخواهد بود».

علی‌رغم این اظهارات الجولانی اما فعالیت جبهه النصره در قالب خودروهای بمب گذاری شده و بمب گذاران انتحاری وارد لبنان شد. آنها لبنان و لبنانی‌ها را هدف قرار دادند و می‌خواستند یک جنگ فرقه‌ای را به راه بیندازند و امروز کسانی که به «احمد الشرع» (نام واقعی الجولانی) با پیراهن مشکی و سخنرانی زیبایش نگاه می‌کنند، نباید این موضوع را فراموش کنند.

الجولانی که پس از آزادی از زندان آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۸، فعالیت تروریستی خود را در القاعده و سپس داعش آغاز کرد، امروز با سازمان داعش اختلاف نظر دارد؛ داعشی که طبق گفته منابع سوری، دوباره در مناطق خاصی در حال فعالیت است. منابع سوری می‌گویند درک آنچه در سوریه در حال رخ دادن است مستلزم تمایز قائل شدن بین الجولانی و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) و گروه داعش است.

به گفته این منابع، الجولانی امروز عمدتاً با حمایت ترکیه، تسلیحات آمریکایی-صهیونیستی و کمک اوکراین فعالیت می‌کند، اما این فعالیت تنها علیه نیروهای دولت سوریه انجام نخواهد شد، زیرا ترکیه اهدافی در پس حمایت از الجولانی دارد که مهم‌ترین آنها از بین بردن نیروهای قسد است؛ هرچند که این نبرد فعلا به تعویق افتاده است، البته تحقق این اهداف با فرض تسلط الجولانی بر دمشق است.

اهداف زیادی وجود دارد که بار دیگر الجولانی را برانگیخته است و منابع سوری در این باره به النشره گفتند که یکی از اهداف این اقدامات تلاش اسرائیل برای قطع کردن خط امداد حزب‌الله لبنان از طریق سوریه با ضربه زدن به دولت دمشق و به دست گرفتن کنترل حمص است که در مجاورت مرز لبنان به سمت بقاع قرار دارد.

این منابع همچنین تاکید کردند: در رابطه با لبنان، همه باید چهره واقعی به اصطلاح «مخالفان» دولت سوریه به ویژه سازمان‌های مسلح را به خاطر بسپارند؛ چراکه آنها قبلا تجربه شده‌اند و تغییر لباس ماهیت آنها را تغییر نمی‌دهد. گویی تاریخ در حال تکرار است، اما با اشکال و پوشش‌های جدید و چالش‌هایی که در سال ۲۰۱۱ برای لبنان وجود داشت، بی‌شک باز خواهند گشت و شاید این بار حتی بزرگ‌تر هم باشند.