seyed hossein emamian
سرفصلهای آموزش و پرورش تراز انقلاب
حضرت آیتالله خامنهای همچنین گسترش تظاهرات حمایت از ملت فلسطین در آمریکا و کشورهای دیگر را نشانه استمرار اولویت مسئله غزه در افکار عمومی جهان خواندند و تأکید کردند: جنایات رژیم صهیونیستی و همدستی آمریکا با او، حقانیت مواضع نظام و ملت ایران را در نفی رژیم اشغالگر و بدبینی به آمریکا اثبات کرد و همه بدانند هیچ راه حلی برای حل مسئله فلسطین جز بازگشت این سرزمین به صاحبان مسلمان، یهودی و مسیحی آن وجود ندارد و روابط با رژیم صهیونیستی و عادیسازی، مشکلی را حل نخواهد کرد.
ایشان با تبریک روز معلم به جامعه عزیز معلمان به عنوان پرورشدهندگان فضیلت و سازندگان آینده کشور، گفتند: توجه و احترام همگانی به معلمان، باعث ایجاد جاذبه بیشتر برای این شغل شریف، ارتقای سطح جامعه معلمین و در نتیجه، ارتقای کشور میشود و لازم است رسانهها و صاحبان تریبونهای عمومی در زمینه تبیین جایگاه معلم و ضرورت تمجید از او، فعال شوند.
رهبر انقلاب علت متفاوت بودن اهمیت آموزشوپرورش با دیگر دستگاهها را تربیت منابع انسانی برشمردند و گفتند: همه دستگاهها بکارگیرنده نیروی انسانی هستند اما آموزشوپرورش، پرورشدهنده منابع انسانی است.
حضرت آیتالله خامنهای معلمان فعال را هویتسازان نسل نوجوان و جوانان دانستند و گفتند: هر حرف و رفتار و موضعگیری و حتی اشاره معلم در شخصیتسازی نسل نو تأثیر دارد.
ایشان وجود نیروی انسانی خوب را غیرقابل مقایسه با منابع و سرمایههای طبیعی خواندند و گفتند: پیشرفت، امنیت، سلامت، علم و تحقق همه ارزشهای انسانی و اسلامی در کشور در گرو وجود نیروی انسانی مناسب است که این کار عظیم برعهده آموزشوپرورش است.
حضرت آیتالله خامنهای سخنان وزیر آموزشوپرورش در این دیدار را خوب ارزیابی کردند و افزودند: بحمدالله برخی نکاتی که در سالهای گذشته بیان کردهایم در مسیر اجرا قرار گرفته است.
رهبر انقلاب در تبیین سرفصلهای مهم آموزشوپرورش، اجرای سند تحول را مهمترین خواندند و گفتند: از انفعال و کمتوجهی به این سند در سالهای گذشته، ضرر کردیم اما بازنگریِ در حال نهایی شدن این سند و تدوین نقشهراه اجرایی آن خبر خوبی است که ترمیم سند تحول با استفاده از نخبگان داخل و خارج آموزشوپرورش، باید مستمر ادامه یابد.
«توانمندسازی»، سرفصل دومی بود که حضرت آیتالله خامنهای در باب وظایف آموزشوپرورش مطرح کردند.
ایشان گفتند: توانمندسازی معیشتی و مادی معلمان همیشه مورد تأکید بوده و اکنون نیز هرچه ممکن است باید در این زمینه تلاش شود.
رهبر انقلاب افزودند: توانمندسازی اما محور دیگری هم دارد و آن قوامیافتگی کار «معلمی» است؛ یعنی معلم از نیروی معنوی و عشقی که در وجود هر انسانی به تعلیم و تربیت وجود دارد، استفاده کند و با بهرهمندی از ملزومات، نیازها و تجربیات، شغل پرمرتبت معلم را قوام و استواری و استحکام دهد.
ایشان در همین بحث، نیت، روحیه، انگیزه و درک حقیقی از «معلمی» را لازمه پرورش نسل نو دانستند و افزودند: معلمی صرفاً با کلاس و تدریس محقق نمیشود.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین تقویت مراکز تربیت معلم را لازمه دستیابی جامعه معلمین به سطح تراز خواندند و افزودند: دانشگاه فرهنگیان و دیگر مراکز تربیت معلم باید کاملاً تقویت شوند.
سرفصل سومی که رهبرانقلاب به تبیین پرداختند، اهمیت و لزوم تقویت معاونت پرورشی بود. ایشان گفتند: در برههای عدهای میگفتند معاونت پرورشی لازم نیست و خود معلم در کنار تعلیم وظیفه پرورش را هم انجام میدهد؛ البته این حرف درست است اما صرف توجه معلم به مسائل پرورشی کافی نیست و باید مجموعهای، متولی این مسئله بسیار مهم باشد.
حضرت آیتالله خامنهای، جلوگیری از ایجاد و شیوع آسیبهای اجتماعی را جزو توقعات از جوانان خواندند و گفتند: مقدمه و شرط تحقق این مهم آن است که در خود مدارس آسیبهای اجتماعی وجود نداشته باشد که این جزو وظایف معاونت پرورشی است.
تبیین صحیح مسائل بنیادی کشور و نظام برای نوجوانان و جوانان، وظیفه دیگر معاونت پرورشی بود که رهبر انقلاب با اشاره به آن گفتند: اگر میلیونها جوان و نوجوان، مصالح بنیادی و مسائل اساسی کشور را بشناسند، از جبهه دوست و دشمن آگاه باشند و در مقابل اهداف دشمنان ملت واکسینه شوند، سرمایهگذاری عظیم رسانهای و سیاسی دشمنان نتیجهای نخواهد داد.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: دانشآموزان، جوانان و نوجوانان باید از منطق و عقلانیت سیاستها و رفتار نظام باخبر باشند و بدانند پشت شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیلِ» ملت چه منطقی نهفته است و چرا ایران حاضر به ایجاد روابط با برخی کشورها و دولتها نیست.
رهبر انقلاب در سرفصلی دیگر با تأکید بر اهمیت ثبات مدیریتی در آموزش و پرورش، تغییرات کوتاهمدت مدیریتی را موجب به ثمر نرسیدن کارهای اساسی دانستند و گفتند: بنده در مدیریتهای سطح بالا تا متوسط تأکید بر ثبات دارم تا بتوان برنامهها و کارهای مهم را دنبال کرد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به وجود الگوهایی برای اقشار در صنوف مختلف جامعه، الگوسازی و معرفی نمونههای برتر معلمان را ضروری و شوقآفرین خواندند و افزودند: آموزش و پرورش باید الگوهای موفقی همچون معلمی که خوب تدریس میکند یا سالهای طولانی از عمر خود را صرف تدریس کرده است، یا رنج رفت و آمد به مناطق دشوار برای تدریس به دانشآموزان را به جان خریده است، شناسایی، و این معلمان را به عنوان قهرمانان تعلیم و تربیت معرفی کند.
ایشان در بخش دیگری از سخنانشان و در بیان انتظارات از جامعه معلمان، معلم را نه فقط آموزنده علم بلکه پرورنده هویت دانشآموز خواندند و گفتند: معلم میتواند تواناییهای بالقوه و استعدادهای دانشآموز را همچون استخراج طلا و نقره از معدن، کشف و بالفعل کند؛ بنابراین معلم باید در کنار علمآموزی، انگیزه، همت، اعتماد به نفس و شوق به درس و کار هم به دانشآموز بدهد تا ظرفیتهای درونی او شکوفا شود.
«دادن نگاه ملی به دانشآموز» انتظار دیگری بود که رهبر انقلاب با اشاره به آن گفتند: نگاه ملی یعنی دانشآموز بداند که تحصیل و کلاس درس قطعهای از حرکت عمومیِ پیشرفت و جزیی از ماشین عظیم پیشبرنده کشور و نظام است، بنابراین لازم است دانشآموزان را با افتخارات ملی، داشتههای کشور، پیروزیهای ناشی از راههای درست، آشنا و همچنین از خطرها و دشمنیها آگاه کنید.
ایشان امیدآفرینی را وظیفه دیگر معلمان دانستند و افزودند: امید تضمینکننده آینده کشور است و اگر کسی امید را در دل و جان جوان و نوجوان برانگیزد در واقع به ساخت آینده کشور کمک کرده است و به همین علت است که مکرراً بر امیدآفرینی اصرار میکنیم.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: افرادی که از سر لجاجت با نظام یا دولت یا اشخاص دیگر، جوانان را ناامید میکنند در واقع به آینده کشور لطمه میزنند.
«تشویق دانشآموزان به فعالیتهای اجتماعی» و همچنین «مهارتآموزی به دانشآموزان»، توصیههای دیگر رهبر انقلاب به معلمان بود.
حضرت آیتالله خامنهای در بخش پایانی سخنانشان به مسئله غزه پرداختند و افزودند: با وجود تلاشهای زیاد صهیونیستها و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی آنها مسئله غزه همچنان مسئله اول دنیا است که اعتراضها به جنایات رژیم صهیونیستی در دانشگاههای آمریکا و گسترش آن به دانشگاههای اروپا از نشانههای استمرار حساسیت افکار عمومی جهان به مسئله غزه است.
ایشان افزایش روزافزون فشار افکار عمومی بر روی رژیم اشغالگر را ضروری خواندند و افزودند: رفتار وحشیانه و بیرحمانه سگ هار صهیونیستی باعث اثبات حقانیت موضع جمهوری اسلامی و ملت ایران شد و کشتار سی و چند هزار نفر که نیمی از آنها زنان و کودکان هستند ذات شریر و خبیث رژیم صهیونیستی و حقانیت موضع همیشگی ایران را به همه دنیا نشان داد.
رهبر انقلاب، رفتار آمریکا و دستگاههای مرتبط با آنها را در قبال «اعتراض بدون خشونت و تخریب» دانشجویان معترض به جنایات اسرائیل، دلیل دیگری بر اثبات موضع جمهوری اسلامی ایران در بدبینی به دولت آمریکا دانستند و گفتند: این موضوع به همه نشان داد که آمریکا شریک جرم و همدست صهیونیستها در گناه نابخشودنی کشتار مردم غزه است و برخی حرفهای بهظاهر دلسوزانه آنها هم دروغ است؛ بنابراین موضع جمهوری اسلامی که نمیتوان به دولت آمریکا خوشبین بود و به آن اعتماد کرد، اثبات شد.
حضرت آیتالله خامنهای تنها راهحل مسئله فلسطین را پیشنهاد مطرح شده از جانب ایران یعنی بازگشت فلسطین به صاحبان اصلی آن اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی خواندند و تأکید کردند: تا وقتی فلسطین به صاحبان خود بازنگردد مشکل غرب آسیا حل نخواهد شد و حتی اگر بیست، سی سال دیگر هم تلاش کنند که رژیم صهیونیستی را سر پا نگه دارند -که انشاءالله نمیتوانند- این مسئله، حل شدنی نخواهد بود.
رهبر انقلاب افزودند: فلسطین باید به مردم آن بازگردد و پس از تشکیل نظام فلسطینی، خودشان تصمیم بگیرند که با صهیونیستها چه کنند.
ایشان با اشاره به تحرکاتی برای عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی و کشورهای منطقه، گفتند: بعضیها خیال میکنند با این کارها مسئله حل خواهد شد در حالی که با فرض عادی شدن روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی اطراف، نه تنها مشکل حل نمیشود بلکه مشکل متوجه دولتهایی خواهد شد که با چشم بستن بر جنایات رژیم اشغالگر با آن دست دوستی دادهاند و ملتها به جان خود آن دولتها خواهند افتاد.
در ابتدای این دیدار وزیر آموزش و پرورش در گزارشی از مراحل نهایی بازنگری در سند تحول خبر داد. آقای صحرایی، تصویب نقشه راه اجرایی سند تحول با محوریت معلمان، برنامههای درسی و تربیتی، مدارس و ارزشیابی تحصیلی را از دیگر فعالیتها اعلام کرد.
استخدام کمسابقه ۷۰ هزار معلم با اولویت جذب دانشجو-معلمان، تکمیل و ساخت ۲۹۰۰ مدرسه در سراسر کشور، افزایش سهم دانشآموزان فنیوحرفهای در مقطع تحصیلی متوسطه دوم، پیگیری سیاست «هر دانشآموز یک مهارت شغلی» ، ارتقای امور پرورشی و مشاورهای از جمله محورهای گزارش وزیر آموزشوپرورش در این دیدار بود.
سم زدایی کبد با نخوردن این خوراکی پرطرفدار
اشتیاق ما برای مصرف شیرینی همیشه وجود دارد، اما مصرف شکر طول عمر را کاهش میدهد. به خاطر داشته باشید که همه شکرها بطور یکسان مضر نیستند و شکر سفید تصفیه شده، نوعی است که میتواند به طور جدی بر سلامتی تاثیر بگذارد. مهم است مضرات مصرف شکر را بدانید و اینکه چه تاثیر منفی روی بدن دارد.
وضعیت بدن بلافاصله بعد از ترک قند و شکر
بسیاری از افراد میزان مصرف قند خود را بسیار ناچیز میدانند در صورتی که مصرف آنها بسیار بیشتر از آنچه است که تصور میکنند.
پس از یک ساعت: شکر اعتیاد آور است و واکنش دوپامین را در مرکز مغز، مانند یک دارو فعال میکند.
بسته به مقدار شکری که روزانه مصرف میکنید، ممکن است تغییرات مختلفی در سطح قند خون، عرق ریختن، لرزش، افسردگی، گرسنگی را تجربه و با مصرف سبزیجات تازه، فیبر، منابع پروتئینی ضد التهاب و چربیهای سالم با این نشانهها مقابله کنید.
بعد از یک روز: یک روز پس از قطع مصرف شکر شاید برایتان سخت باشد و ممکن است علائمی از جمله سردرد و افت در سطح انرژی را تجربه کنید. اما بدن شروع به التیام میکند و شکر میکروارگانیسمهای مضر، مانند، کاندیدا را تغذیه میکند که با رشد بیش از حد میتواند سلامت دل و روده را تحت تاثیر قرار دهد.
قطع شکر فرآوری شده به حفظ آن میکرو ارگانیسمها کمک میکند.
بعد از یک هفته: وقتی مصرف شکر را برای یک هفته کنار میگذارید بدن شما به سرعت شروع به ترمیم و بهبود در سطوح انسولین و واکنشهای التهابی میکند.
ظرف مدت ۷۲ ساعت، از آنجا که سطح انسولین شروع به تثبیت میکند، هورمونهای دیگر (مانند آنهایی که در ذخیره سازی چربی دست دارند) نیز به سطوح نرمال باز خواهند گشت که به شفافیت پوست و کاهش پف صورت میانجامد.
بعد از یک ماه: افزایش اشتها و وزن و عفونتهای قارچی و التهاب مفاصل همگی جز مواردی هستند که به دلیل مصرف زیاد شکر ایجاد میشود. اما با ترک مصرف شکر شاهد کاهش وزن طبیعی، سلامت شکم و مغز خواهید بود.
بعد از شش ماه: با ترک مصرف شکر حدود شش ماه علاوه بر ثبات قند خون، کاهش وزن به سلامت کلی خواهید رسید و ریسک ابتلا به دیابت نوع ۲، بیماریهای قلبی و پیری زودرس کاهش مییابد.
فواید و اثرات مثبت ترک قند و شکر برای بدن
ترک قند و شکر میتواند تاثیر مثبتی بر سلامتی قلب و بدن بگذارد.
بهبود سطح انرژی: بسیاری از افراد نوشیدنیهای قندی شیرین، نوشیدنیهای انرژی زا، و نوشیدنیهای حاوی شکر را زمانی که احساس میکنند به انرژی بیشتری نیاز دارند، مینوشند. با این حال، مطالعات نشان داده اند که مصرف قند بیش از حد در بدن میتواند باعث اختلال در فعالیتهای روزمره شود.
مصرف زیاد شکر توانایی بدن را برای حفظ ذخایر انرژی آن تا جایی که ممکن است، مسدود میکند پس با ترک این عادت از آسیبهای این چنینی در امان خواهید بود.
سلامت قلب: طبق تحقیقات منتشر شده در ژورنال انجمن قلب آمریکا، کاهش مصرف شکر نیز خطر ابتلا به سکته قلبی را کاهش میدهد.
محافظت در برابر سرطان: مطالعات متعددی در سراسر جهان نشان داده اند که شکر مواد غذایی سلولهای سرطانی را تامین میکند؛ بنابراین اگر مصرف قند را کاهش دهید یا متوقف کنید، ممکن است به جلوگیری از انواع مختلف سرطان کمک کنید.علاوه بر این، با ترک مصرف شکر میتوانید گسترش و تکثیر سلولهای بدخیم را متوقف سازید.
محافظت از کبد: فروکتوز و گلوکز میتوانند منجر به تجمع سموم در کبد شوند، مشابه آنچه در زمان نوشیدن بیش از حد الکل رخ میدهد.متخصصان توصیه میکنند که سم زدایی کبد بطور متناوب ریسک ابتلا به مشکلات کبد را کاهش میدهد.
بهبود خواب: مصرف شکر میتواند باعث کاهش سطح انرژی شود. هم چنین میتواند خواب شما را مختل کند.افرادی که از مصرف شکر پرهیز میکنند به سرعت متوجه میشوند که بهتر میخوابند.
جوان سازی پوست: مصرف مقدار زیادی شکر میتواند با تولید کلاژن و الاستین که دو منبع پروتئین اصلی پوست هستند، اختلال ایجاد کند.در دراز مدت قند بیش از حد میتواند باعث پیری زودرس و دیگر بیماریهای پوستی شود.
کنترل وزن: غذاهای قندی شامل مقادیر بالایی از چربی ها، کربوهیدراتها و کالری بالا هستند که میتواند باعث افزایش وزن شود.حدف شکر از رژیم غذایی روزانه شما به محدود کردن این مواد کمک میکند و رسیدن به یک وزن متعادل و سالم را آسانتر میسازد.
بهبود هضم: با کاهش مصرف شکر، سیستم گوارشی برای پردازش غذا بهبود مییابد. این کار به جلوگیری از یبوست و مشکلات مربوط روده به کمک میکند.
احساس رضایت: مطالعات مختلف نشان داده اند که مصرف زیاد شکر باعث مقاومت در برابر لپتین میشود، هورمونی که به مغز پیام میدهد شما سیر هستید.
سلامت بهتر دندان: باکتری موجود در دهان با مصرف قند رشد میکند. خوردن بسیاری از غذاهای شیرین احتمال پوسیدگی دندان و دیگر مشکلات دندانی را افزایش میدهد.با توقف مصرف قند به بهبود سلامت دندانها و لثه کمک کنید.
آیا خوردن میوه زیاد مضر است؟
در اینجا ۴ نشانهای که به شما هشدار میدهد روزانه بیش از اندازه نیازتان میوه دریافت میکنید، معرفی شده است:
احساس نفخ مداوم: میوه یک ماشه برای ابتلا به نفخ است. میوهها غنی از یک نوع قند به نام فروکتوز هستند که متاسفانه بسیاری از ما قادر به جذب و هضم موثر مقادیر زیادی از فروکتوز نیستیم. محققان بر این باورند که ۴۰ درصد از مردم از یک بیماری به نام سوء جذب فروکتوز در روده کوچک رنج میبرند. عدم جذب فروکتوز با علائمی مانند ایجاد گاز و نفخ در دستگاه گوارش همراه است. دریافت فروکتوز بیش از حد با واکنشهای التهابی در بدن نیز همراه است.
ابتلا به اسهال یا وخیم شدن علائم سندرم آی بی اس: سوء جذب فروکتوز موجود در میوه منجر به نفخ، گرفتگی عضلات شکم، درد و اسهال و حتی گاهی سردرد نیز میشود. علاوه بر این، بسیاری از میوهها مانند سیب سرشار از پکتین هستند؛ یک نوع فیبر که مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر یا آی بی اس، برای شکستن کامل آن مشکل دارند.
افزایش وزن: حتی اگر مواد غذایی حاوی قند و کربوهیدراتهای تصفیه شده، غذاهای فراوری شده و محصولات چرب حیوانی را نیز کنار بگذارید، مصرف بیش از حد میوه باز هم میتواند برای از دست دادن وزن، مشکل آفرین باشد. مصرف روزانه ۵ میوه متوسط توصیه شده است. یک میوه متوسط درحدود ۶۰ کالری انرژی دارد بنابراین برای حفظ وزن بدن در محدوده طبیعی باید اعتدال در مصرف میوهها هم رعایت شود.
احساس ضعف و گرسنگی: فروکتوز نه تنها جلوی گرسنگی را نمیگیرد بلکه برعکس میل به مصرف مواد غذایی پرکالری را افزایش میدهد. محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی پس از زیر نظر گرفتن ۲۴ داوطلب که گروهی نوشیدنیهای حاوی گلوکز و برخی نوشیدنیهای حاوی فروکتوز مصرف میکردند اعلام نمودند، وقتی داوطلب نوشیدنی حاوی فروکتوز میخورد احساس گرسنگی بیشتری دارد و میل به مصرف مواد غذایی پرکالری مثل موز و بیسکوییت بیشتر میشود. متخصصان میگویند، گرچه فروکتوز قند میوه است، اما به هرحال قند ساده تلقی میشود و عامل ذخیره چربی در بدن است. گرچه این قند سبب مقاومت به انسولین نمیشود، اما برای حفظ تناسب اندام باید مراقب مصرف متعادل آن در طول روز باشید.
چگونه فرزندان نمازخوان تربیت کنیم؟
پرسش: فرزندان خود را چگونه تربیت کنیم تا نمازخوان شوند؟
پاسخ: طبق قراردادهای امروز ما براساس سیستم آموزش و پرورش نیز بچهها از هفت سالگی به مدرسه میروند بنابراین خود این قراردادها فرصت خوبی برای آموزش نماز به بچهها هم هست از درون خانواده، والدین و در مدرسه نیز مسئولان چنین وظیفهای را بر عهده دارند.
البته نکته اینجاست که این آموزش نباید به صورت وادار کردن یا اجبار بچهها باشد بلکه باید کاری کنیم که بچهها تشویق به نماز خواندن شوند.
حال به هر شکلی که میخواهیم باید موجبات تشویق را فراهم کنیم تا با ذوق و شوق مشغول شوند از تشویق و آفرین گفتن کلامی تا اظهار محبت و جایزه دادن در این زمینه مؤثر است همین عوامل به افزایش محبت بچهها نیز میانجامد.
نکته دیگر این است که بچهها را باید در محیط نماز خواندن قرار داد، این به تجربه ثابت شده است که بچههایی که از کودکی به مسجد میروند و در جمع نماز میخوانند نمازخوان تر میشوند، چرا که اصل حضور در جمع مشوق حضور انسان است حتی خود بزرگسالان هم در یک جمع مذهبی روح عبادیشان بیشتر است چه رسد به بچهها.
متأسفانه کمرفتن به مسجد و مجالس دینی و مذهبی باعث میشود که بچهها هم رغبت عبادت را نداشته باشند، این نکته برای ما وظیفه است، اسلام میگوید که بچهها را به نماز خواندن تشویق کنید ولی فرمان ندهید بلکه از هر وسیلهای که بهتر است برای تشویق به عبادت و نماز استفاده کنید.
باید ما برنامه مسجد رفتن برای بچهها داشته باشیم تا آنها روح عبادت در وجودشان متجسم شود.
منبع: کتاب آزادی معنوی، ص ۱۰۵
چرا به سمت قبله نماز میخوانیم؟ + دلائل علمی
زمانی که جهت قبله ی مسلمانان از مسجد الاقصی به سمت مسجد الاحرام و مشخصاً کعبه تغییر یافت، قوم یهود به انکار متوسل شدند و بهانه جویی و ایراد که …«مگر میشود قبله را تغییر داد؟»
در این هنگام این آیه «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ / مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آوردهاید، که خدا (به همه جا) محیط و (به هر چیز) داناست[۱]» بر رسول خدا نازل شد و جواب آنان را چنین داد که شرق و غرب و هر جهتی که خداوند متعال صلاح بداند، باید قبله گاه مسلمین باشد؛ زمانی مسجد الاقصی و اینک کعبه.
اما نشان دادن اقتدار خداوند تمام ماجرا نبوده و نیست. محققان و دانشمندان پس از مطالعات فراوان به این مهم دست یافته اند که قرار گرفتن انسان به سمت قبله، از لحاظ علمی فواید ثابت شده ای برای سلامت جسم و روح انسان دارد.
برای آگاهی از دلایل علمی رو به قبله نماز خواندن، در این مقاله همراه ما باشید.
در اثبات دلایل علمی، مراد کدام شاخه از علم است؟
البته این موضوع از ابعاد و شاخه های گوناگون علم، قابل بررسی و تأمل است زیرا احکام و فرامین الهی با در نظر گرفتن تمام جوانب امر و ظرفیت ها و نیازهای انسان، وضع شده است.
اساساً رویدادهایی که در زندگی با آنها مواجه می شویم، تلفیقی از علوم گوناگون هستند. چنانچه مسائل مربوط به الکترو مغناطیس که در حیطه ی علم فیزیک قرار دارند، بر کارکرد اندام ها و سلامتی سلول ها و اعصاب بدن که زیرمجموعه ی علوم زیستی هستند تأثیرگذارند. از این رو، در این مطالعه، موضوع رو به قبله نماز خواندن را هم از نظر علوم زیستی و فیزیولوژی و هم از دیدگاه علوم انسانی و اجتماعی بررسی خواهیم نمود.
دلایل علمی رو به قبله نماز خواندن
رابطه ی قبله، نماز و میدان مغناطیسی زمین
با توجه به تصاویر به دست آمده از نقشه ی میدان مغناطیسی زمین، در می یابیم که به صورت شگفت آوری، چنانچه انسان در هر نقطه از کره ی زمین، به سمت قبله بایستد، میدان مغناطیسی بدن وی بر میدان مغناطیسی زمین منطبق شده و در طول مدتی که در حال خواندن نماز است، میدان مغناطیسی بدنش منظم میشود.
پروفسور هارول بور از دانشگاه ییل [۲] برای اولین بار با انجام یک آزمایش ساده، به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجودات زنده پی برد. وی پس از اینکه دریافت در بدن سمندر مورد آزمایشش، میدان مغناطیسی وجود دارد، این آزمایش را بر روی تعدادی از دانشجویان خویش نیز انجام داد. یکی از مطالب بسیار جالبی که پروفسور بور کشف کرد، این بود که دریافت؛ در بدن همه ی دانشجویان مؤنث مورد آزمایش، ماهی یک مرتبه تغییر ولتاژ نسبتاً شدیدی ایجاد می شود و این میدان دربدن آنها به منظم ترین حالت خود می رسد و دقیقاً به این علت است که زنان در این مدت نیازی به خواندن نماز ندارند.
اخیرا هم در همین راستا، محققان دریافته اند؛ علت اینکه قلب زنان منظم تر و قویتر از قلب مردان می زند به دلیل همین تغییر ولتاژ ماهیانه در بدن آنهاست.
رابطه ی نماز و بارهای الکتریکی
بارهای زائد و آسیب رسانی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب بدن به وجود می آیند هم بر روی میدان مغناطیسی بدن و هم بر روی امواج مغزی اثر سوء و مخرب دارند و این اثرات مخرب در قسمت هایی که اعصاب در آن تحرک بیشتری دارند، خطرات جدی تری ایجاد می کنند و الزامیست که هرچه سریعتر از آن نواحی دور شوند. حیرت آور است اگر بدانید که این قسمت ها، دقیقاً همان نواحی هستند که طی وضو گرفتن شسته می شوند و نیز اعصاب مربوط به فوقانی ترین قسمت بدن انسان، یعنی جمجمه!
طی انجام مراحل نماز، از قبیل وضو گرفتن و رو به قبله ایستادن و پیشانی بر خاک نهادن و … این بارهای زائد و آسیب رسان از بدن شخص نمازگزار تخلیه و دفع می شوند و این، موهبتی است که در قالب معجزه ای به نام نماز، به انسان هدیه شده است.

رابطه ی نماز و امواج مغزی
از دیگر دلایل علمی رو به قبله نماز خواندن تخلیه بار های زائد الکترو مغناطیسی بدن است. پس از دفع بارهای زائد بدن طی عمل وضو، امواج مغزی در مطلوب ترین حالت قرار می گیرند. به علاوه، حالت تمرکزی که در هنگام خواندن نماز در شخص نمازگزار به وجود می آید، باعث می شود که تشعشع امواج آلفا، به اندازه قابل توجهی بالا رفته و توانایی مغز نیز، در تولید این امواج بالا خواهد رفت.
علاوه بر بارهای زائد داخلی، بدن انسان به طور روزانه و متناوب، مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی را از محیط خارج دریافت می کند. بدن، هنگام استفاده از امواج الکترومغناطیس میزان قابل توجهی از آن امواج را دریافت می کند که البته راه گریزی نیست. امواجی که از طریق جریان برق از وسایل برقی مختلف، از طریق لامپ های روشن که حتی برای مدت کوتاهی هم خاموش نمی شوند، از طریق تماس مداوم با گوشی های تلفن همراه و کار با آنها در هنگام اتصال به شارژر و استفاده ی بیش از حد از هندزفری و امثال آن وارد بدن می شوند. به این طریق، انسان منبعی است که مقدار بسیار زیادی امواج الکترومغناطیسی را دریافت می کند و به عبارت دیگر انسان یک وسیله ی برقی است که همواره مقدار قابل توجهی از امواج را دریافت می کند بدون این که خود متوجه باشد.
قبله، نماز و تخلیه ی بارهای منفی
اما، نماز گزاردن و سجده کردن مانند سیم ارت، با نهادن پیشانی بر خاک، و تکرار چند باره ی آن، امواج الکترومغناطیسی را از بدن نمازگزار تخلیه خواهد کرد. این موضوع دقیقاً شبیه اتصال زمین به ساختمان ها و سازه های بلندی است که احتمال برخورد سیگنال های شدید الکتریکی مانند رعد و برق به آنها بالاست، اما اتصال به زمین باعث می شود که این امواج از طریق زمین تخلیه شده و آسیبی به مردم وارد نشود.
و شگفت انگیزتر آنکه؛ بهترین راه برای بهره مندی از این سم زدایی الهی، این است که هنگامی که پیشانی تان را بر خاک بندگی می گذارید، رو به مرکز زمین باشید زیرا در این حالت است که امواج الکترومغناطیسی بهتر و سریع تر تخلیه می شوند و حیرت انگیزتر اینکه بر اساس یافته ها و اصول علمی ثابت شده، مرکز زمین مکه و خانه ی کعبه است.
کعبه ای که قبله گاه مسلمانان قرار داده شده، دقیقاً در نقطه ی وسط زمین است. از این روست که گفته می شود سجده کردن به سمت قبله ی مسلمین جهان، بهترین و سریع ترین راه تخلیه ی سیگنال های مضر و بارهای منفی و مضر از بدن انسان است. تحقیقات علمی که در این زمینه انجام شده اند، سند محکم و مستدلی هستند برای اثبات این موضوع که دستورات و فرایض دین مبین اسلام، کاملاً دلایل علمی داشته و بر پایه مصلحت اندیشی و خیر خواهی پروردگار برای نوع بشر تدوین شده اند.
نماز گزارانی که هر روز، ۳۴ مرتبه در رکعات ۱۷ گانه نمازهای یومیه شان سجده می کنند، یقیناً بیشتر از هر کس دیگری انرژی های منفی و بارهای مضر کسب شده در طول روز را تخلیه می نمایند.
نماز و سلامت اجتماعی
علاوه بر تأثیراتی که نماز خواندن به سوی قبله بر روی سلامتی روح و روان و جسم فرد نمازگزار دارد، تأثیرات شگرفی نیز بر روی سلامت اجتماعی مسلمانان می گذارد. رو به سوی قبله نماز خواندن، سوای تحقیقات علمی و آثار فیزیولوژیک، یک موضوع فقهی و دینی است. فرامین خداوند متعال، با ریشه یابی های دقیق نیازهای بشری، سرشار از حکمت ها و منافع بی شمار در همه ی ابعاد زندگی انسان است. هم از بعد فردی و هم از بعد اجتماعی …
درست است که عبودیت، امری درونی است و روح و ریشه ی آن، احساس بندگی درونی عبد نسبت به معبود است، لیکن، نمود عینی این احساس الزامی است و این توجّه و خضوع قلبی باید به صورت عملی هم اجرا شود. به همین دلیل هم خداوند، کعبه را قبله گاه مسلمانان معین نمود تا انسان ها را با همۀ اختلافاتی که از نظر نژاد و زبان و رنگ پوست و فرهنگ و تفاوت جغرافیایی دارند، متوجه به یک مرکز واحد کرده و با این مرکزیت، وحدت فکری، معنوی و عملی آنان را تضمین کند.[۳]
نمودِ وحدت در همه ی ابعاد اجتماع مسلمین، یکی از اهداف رو به قبله نماز خواندن است تا وحدت و یکرنگی و هماهنگی در صفوف مسلمانان نمازگزار پیدا شود و از تفرقه و جدایی که عامل هرج و مرج و اغتشاش و فروپاشی نظم اجتماعی است، جلوگیری شود. علاوه بر این، کعبه، به عنوان نقطه ی مرکزی زمین، مکانی مقدس است که یکی از قدیمیترین پایگاههای توحید و خداپرستی میباشد و توجه به آن، بیدار کننده ی سوابق و خاطرات گذشته ی انسان ها در زمینه ی توحید و بندگی پروردگار است.[۴]
رو به قبله نماز خواندن، اقتضای جسمانیّت انسان
ذات پروردگار، به عنوان وجودی مجرّد، محدود و محصور در مکان و جهت خاصی نیست و از آن جایی که وجودی مطلق و فراگیر و نامتناهی نیز هست، هرگز نمی توان جایی را تصوّر کرد که خداوند در آنجا حضور نداشته باشد. همانگونه که در آیه ۱۱۵ سوره بقره به این حقیقت اشاره شده و مشرق و مغرب و کل هستی مملو از نور الهی معرفی شده است. بنابر این، به یک قبله نماز گزاردن، یقیناً حکمت و هدف مشخصی دارد که وجود انسان، تنها برنده و ذی نفع این فلسفه و حکمت الهی خواهد بود.
جسمانی بودن انسان و محصور بودن روح بشریت در کالبد بدن، دلیل متقنی برای توجیه این عمل است. رو به قبله نماز خواندن، به این دلیل نیست که خداوند در مکان یا جهت معیّنی قرار دارد؛ بلکه از این رو است که انسان زمینی، به دلیل فیزیک بدنی و ساختار جسمانی خود، ناگزیر است که هنگام نماز به یک سو متوجّه باشد زیرا از قدرت وی خارج است که در آنِ واحد، متوجه همه ی جهات باشد.[۵]
البته این موضوع که خداوند متعال در همه جا هست و بنده، به هر طرف که رو کند، در حقیقت روی به سوی معبود نهاده، لزوماً به این امر منتج نمی شود که به هر سمت و سویی می توان نماز خواند. همانطور که یقیناً، خالق همه ی انسان ها، همه ی زبان ها را می داند ولی نماز را باید به زبان عربی خواند و یا اینکه با علم به ازلی بودن و لایتناهی بودنِ خداوند و اینکه می دانیم خداوند، وجودی مقید به زمان و وقت به خصوصی نیست و محدودیت زمانی خاصی برای ارتباط و توکل به او وجود ندارد، لازم است که نماز را در اوقات خاص خودش بخوانیم.
بنا به توضیحاتی که در باب فلسفه و دلایل علمی رو به قبله نماز خواندن، ارائه شد، در می یابیم … حال که به خاطر محدودیّت های جسمانی، ناگزیر به ایستادن به یک سمتِ به خصوص در هنگام نماز هستیم، خدای تعالی در قالب احکام دین مبین اسلام خواسته است که از این امر، حدّاکثر استفاده را برای تکمیل بندگی و شکوه هر چه بیشتر عبادت بنماید و به جای آوردن این فریضه را مشروط به متوجّه شدن و روی کردن به سمت قبله نموده است.[۶]

نماز خواندن رو به قبله، مظهر وحدت اسلامی
همانگونه که می دانیم نمازهای یومیه این قابلیّت را دارند که به جماعت اقامه شوند. خداوند متعال، با توجه به این موضوع، برای اقامه ی این نمازها شرایط و ارکانی را مشخص فرموده تا به واسطه ی اجرای این ارکان، نظم در صفوف نماز جماعت مسلمین شکل گرفته و وحدت و یکپارچگی نهادینه گردد. لذا، چنانچه الزام رو به قبله نماز خواندن در نمازهای واجب که به جماعت نیز خوانده می شوند، وجود نداشت و هرکس به هر سمتی که دلش می خواست، نماز می خواند، اقامه ی نماز جماعت از اساس به هم می ریخت و بنیان آین فریضه ی با شکوه عبادی فرو می پاشید، جماعت مسلمانان و اتحاد آنها در پرستش خداوند، دچار درهم ریختگی و تشتت می گردید.
از همین روست که توجّه عموم مسلمانان نمازگزار به سمت کعبه، آن هم پنج مرتبه در هر شبانه روز، روح همبستگی و وحدت و یکدلی را در دل و جان انسان های با ایمان پرورش می دهد و به شکل گیری وحدت اسلامی و هماهنگی و شکوه صفوف مسلمین جهان کمک می کند و با رشته ای نامرئی، اجتماعات مختلف اسلامی را در سرتاسر کره ی خاکی، از شرق تا غرب عالم به هم مربوط و چون حلقه های زنجیر به یکدیگر متصل می سازد و عظمت و شوکت آنها را به منصه ی ظهور می رساند، چرا که خمیر مایه و جوهره ی تعالیم جهانی دین مبین اسلام، بر مبنای وحدت هدف و عقیده میان تمام مسلمین جهان است که با قرار گرفتن به سمت قبله ای واحد، به جهانیان نشان داده می شود.[۷]
قبله ای واحد، اقتدا به انبیا و اوصیای الهی در نماز
کعبه، قبله گاه ابراهیم خلیل الله و محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیروان ایشان از صدر نبوت تا کنون، رمز وحدت میان مردم و نقطه ی ثقلی برای اجتماع دل های مؤمنان و کنگره ای عظیم و بی مثال در راستای استحکام پیوندهای گوناگون بشری میان مسلمین می باشد. پیوندهایی فرامرزی و فارغ از هرگونه تبعیض و تفاوتِ رنگ و نژاد و مذهب.
چه دلیلی علمی تر و اندیشمندانه تر از پیوند دادن میان انسان ها در سرتاسر کره ی زمین فارغ از زمان و مکان! تصور اینکه ما، به همان سمتی نماز می گذاریم که روزگاری حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل و حضرت محمد صلوات الله علیه نماز می خواندند، روزگاری امامان معصوم علیهم السلام و یاران ایشان، سالها پیش، اجداد و نیاکان ما و اینک خود ما … باعث می شود که خود را نزدیک و متصل به ایشان بدانیم و گویی در نمازی ایستاده ایم که مقتدایش، انبیا و اوصیای بزرگ الهی هستند و چه سعادتی از این بیشتر!
مسلمانان در پرتو این قبله گاه مقدّس و در سایه ی مرکزیّت و معنویّت بی بدیل آن می توانند بسیاری از نابسامانی های روزمره ی خود را سر و سامان داده و کاخ سعادت خود را بر پایه آن استوار سازند.[۸]
آیه مربوط به تحویل و تعیین قبله
«قَدْ نَرَیٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمَاءِ ۖ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضَاهَا ۚ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ۗ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ»: ما توجه تو را بر آسمان (به انتظار وحی و تغییر قبله) بنگریم و البته روی تو را به قبلهای که به آن خشنود شوی گردانیم، پس روی کن به طرف مسجد الحرام و شما (مسلمین) نیز هر کجا باشید (در نماز) روی بدان جانب کنید. و گروه اهل کتاب به خوبی میدانند که این تغییر قبله به حق و راستی از جانب خداست (نه به دلخواه کس) و خدا از کردار آنها غافل نیست.[۹]
کلام آخر
باید بگوییم که رو به قبله نماز خواندن، هرگز به مفهوم محدود کردن ذات پاک خداوند در مکان و جهت معینی نیست، چنانچه پیش تر گفتیم که خدای تعالی حکیم است و تکالیف و احکام الهی همگی دارای حکمت و منفعتی هستند که به برخی از آنها اشاره کردیم. از تخلیه بارهای منفی و امواج الکترو مغناطیسی و امواج مضر گرفته تا وحدت و یکدلی میان همه ی مسلمانان در هر نقطه ای از زمین که هستند، پیشگیری از هرج و مرج و تشتت در صفوف مسلمین و نشان دادن عظمت و شکوه قدرت اسلام و مسلمین به سایر جهانیان، ناگزیری انسان از به یک سمت نماز خواندن به دلیل محدودیت های جسمانی و حفظ اریکه ی قدرت قدیمی ترین پایگاه توحید، یعنی کعبه، تنها بخشی از دلایل اثبات شده ی این امر می باشند که در این مقاله به آنها پرداختیم.
منبع: به قلم تحریریه ستاد اقامه نماز
پی نوشت ها
۱. سوره بقره، آیه ۱۱۵
۲. دانشگاه ییل (به انگلیسی: LYale University) ) یک دانشگاه تحقیقاتی خصوصی و بسیار معتبر در شهر نیوهیون واقع در ایالت کنتیکت آمریکا است که در سال ۱۷۰۱ میلادی تأسیس شده است. بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا و همچنین سران دولت آمریکا از جمله بیل کلینتون، جورج دبلیو بوش، جان کری و هیلاری کلینتون از این دانشگاه فارغ التحصیل گردیده اند.
۳. تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۵۰۷
۴. برگرفته از: همان، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۴۱۵
۵. پاسخ به پرسش های مذهبی، مکارم شیرازی، سبحانی، ناصر، جعفر، قم، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب (علیه السلام)، ۱۳۷۷هـ.ش، چاپ اول، ص ۲۹۵.
۶. همان
۷. پاسخ به پرسش های مذهبی، همان.
۸. تفسیر نمونه، همان، ج ۵، ص ۹۰.
۹. سوره بقره، آیه ۱۴۴، ترجمه الهی قمشه ای
بعد از مرگ والدین برای آنان چه کنیم؟
مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری از اساتید اخلاق حوزه در یکی از دروس اخلاق خود به موضوع «احترام به پدر و مادر و عاق والدین به همراه پیامدهای دنیوی و اخروی آن در روایات معصومین علیهم السلام» پرداخت که متن آن بدین شرح است:
وظیفه انسان است که به پدر و مادر احترام بگذارد و در این زمینه روایات فراوانی داریم کسانی که به والدین خود ظلم می کنند و احترام نمی گذارند دچار عاق والدین می شوند و عاق یکی از گناهان کبیره است.
پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله میفرمایند: «اِیّاکُمْ وَعُقُوقَ الْوالِدَیْنِ، فَاِنَّ رِیحَ الْجَنَّةِ تُوجَدُ مِنْ مَسیرَةِ اَلْفَ عامٍ وَ لایَجِدُها عاقٌّ وَلاقاطِعُ رَحِمٍ/ کسی که عاق والدین شود بوی بهشت به او نمی رسد بهشتی که بوی آن از مسافت هزار ساله به مشام میرسد».
حضرت در روایتی دیگر میفرمایند: کسی که پدر و مادر خود را اذیت کند مرا اذیت کرده است و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است و هر کس خدا را اذیت کند خداوند او را لعن می کند و کسی را که خدا لعن کند سعادتمند نخواهد شد.
حضرت فرمودند: « فَلْیَعْمَلْ اَلْعَاقُّ مَا شَاءَ اَنْ یَعْمَلَ، فَلَنْ یَدْخُلَ اَلْجَنَّةَ/ عاق والدین هر عملی می خواهد بکند ولی هرگز داخل بهشت نخواهد شد».
امام صادق علیهالسلام نیز فرمودند: «مَن نَظَرَ إلی أبَوَیهِ نَظَرَ ماقِتٍ و هُما ظالِمانِ لَهُ، لم یَقبَلِ اللّه ُ لَهُ صلاةً / کسی که به پدر و مادر خود غضبناک بنگرد در حالی که پدر و مادر ظلم به فرزند کرده باشند نمازش مورد قبول نیست».
ما حق اعتراض نداریم؛ آنها اگر نبودند ما هم نبودیم؛ پدر و مادر به واسطه زحمت فراوانی که در بزرگ کردن ما کشیده اند بر گردن ما حق دارند و احترام به آنها واجب است.
روایت هست در زمان نبی اکرم صلی الله علیه و اله، کسی از اصحاب مریض شد و اصحاب به حضرت گفتند: یا رسول الله فلان جوان مریض شده است، ایشان فرموند: به عیادت او برویم، آمدند به عیادت و دیدند حالشان بد است و در حال احتضار است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: بگو اشهد ان لا اله الا الله، جوان صورت برگرداند و دو مرتبه حضرت فرموند و آن فرد دوباره روی برگرداند. حضرت پرسید این جوان مادر دارند؟ اصحاب گفتند: بله یا رسول الله، فرمودند: بگویید مادرش بیاید.
رسول خدا به مادر آن جوان فرمودند: این پسر شماست، مادر گفت: بله.
فرمودند: رابطه بین شما چگونه بود؟ مادر گفت: شش سال است با هم صحبت نمیکنیم. حضرت فرموند: به فرزند خود رحم کن وگرنه بی ایمان از دنیا خواهد رفت.
مادر گفت: یا رسول الله حلالش کردم. حضرت تلقین کردند و آن جوان شهادتین را گفت؛ مادر وقتی راضی نبود نتوانست شهادتین بگوید.
ما باید غلام پدر و مادر باشیم خیر و برکت در این است، ما غافل هستیم خیلی از مشکلات به خاطر عدم رضایت والدین از ماست انسان مواظب باشد که پدر و مادر مثل افراد دیگر نیستند.

یکی از بزرگان میگفت اغلب جوانان که مبتلا به گرفتاری و مریضی و فقر هستند به خاطر بی احترامی به والدین است، جوانان مواظب باشند این پدر و مادر چه زحمات و بی خوابی هایی کشیده اند زمانی که شما حتی قدرت راندن مگسی را نداشتید حالا که به لطف آنها بزرگ شدید بی احترامی می کنید؟!
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله فرموند: بین کسی که عاق والدین می شود وکسانی که ادعای خدایی کرده اند فقط یک درجه فاصله هست.
امام هادی علیهالسلام فرمودند: کسی که عاق والدین شود همیشه اموالش کم است و دچار فقر است، دوم اینکه در اجتماع آبرو ندارد و سوم اینکه عمرش کوتاه شود و ذلت و بدبختی دامنش را میگیرد.
من در تفسیر البرهان روایتی دیدم که مفصل است و خلاصه اش را می گویم.
روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله دیدند پیرمردی دست یک جوان زیبایی را گرفته و به سوی او می آیند؛ وقتی رسیدند پیرمرد به پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله عرض کردند: یا رسول الله این پسر من است و دارایی او بسیار است، لکن خرج مرا نمی دهد. من گرفتار هستم و توانایی کار کردن ندارم.
حضرت این جوان را موعظه کردند؛ جوان گفت: یا رسول الله من پول ندارم حضرت صد درهم دادند و فرمودند برو ولی پشیمان می شوی، به پدر خود رسیدگی کن، یک ماه بعد دوباره پیرمرد با جوان نزد پیامبر آمدند و حضرت آن جوان را موعظه کرد و باز هم جوان گفت پول ندارم؛ پیغمبر صد درهم به او عطا کردند؛ ماه بعد دوباره نزد پیامبر آمدند و حضرت فرمود: به پدر خود رسیدگی کن تو هر چه داری از دعای اوست، جوان دوباره به دروغ گفت ندارم، پیغمبر فرمود: برو ولی امشب نیاز تو از پدرت بیشتر خواهد شد.
جوان رفت و در راه کسی به او خبر داد که سیلی آمد و تمام گوسفندان تو را هلاک کرد و کسی دیگر به او خبر داد تمام شتران تو با یک طوفان از بین رفتند، کشت و زرعی که داشت به وسیله آتش سوزی از بین رفت.
این جوان به انبار آذوقه رفت و دید تمام خرماهای انبار را آفت زده است، جمعی از مردم آمدند و همه خرماها را به بیابان ریختند و شبانه مردم به نزد جوان آمدند و مطالبه مزد کردند و جوان به سراغ پول هایش رفت؛ اما دید که همه پول هایش غصب شده و مجبور شد اثاث منزل را در مقابل مزد بدهد. شب که شد خودش و خانواده اش نان شب نداشتند بخورند.
پس باید به والدین خود رسیدگی کنید اگر خودت گرسنه هستی و پدر و مادرت را سیر کنی نزد خدا اجر و قرب خواهی داشت.
بعضی آسوده هستند که پدر و مادر من فوت کرده اند و من در زمان حیاتشان به آنها خدمت و احترام کردم؛ به خاطر رضایتشان در زمان حیات مغرور نباش، زمانی که فوت کرد به وصیت آنها عمل نکردی و پدر و مادر خود را فراموش کردهای، یادی از آنها نمی کنی، سر قبرشان نمی روی و این باعث عاق شدن می شود.
باید بعد از مرگ به والدین خود رسیدگی کنید، قرآن برایشان بخوانید و ثواب اعمال خود را به آنها هدیه کنید، طلب مغفرت برایشان کنید، ذکر خیر کنید تا مردم برای آنها طلب مغفرت کنند و همه این کارهای خیر که هدیه می کنید برای آنها اثر دارد.
روش برخورد با معلم
امام جعفر صادق علیه السلام:
تَواضَعُوا لِمَن طَلَبتُم مِنهُ العِلمَ
در پیشگاه کسی که از او دانش می آموزید، فروتن باشید.
کافی: ج ۱، ص ۳۶
یکی از محبوبترین کارها نزد خدا
امام محمد باقر (ع):
اَحَبُّ الاَعمالِ إلَی اللّه ِ تَعالی أدوَمُهـا وَ اِنْ قَلَّتْ.
محبوبترین کارها نزد خدای متعال آن کاری است که دوام بیشـتری دارد، گرچـه انـدک باشـد.
جامع الاحادیث، ص ۱۸۲
خوب شدن حال کارگر یعنی خوب شدن حال کشور/ تحقق شعار امسال نیازمند مشارکت مردم است
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از کارگران، با بیان نقش کلیدی جامعه کارگری در جهش تولید و بهبود وضع اقتصادی کشور، به تبیین وظایف مسئولان برای حل مشکلات قشرِ قانع و نجیب کارگر پرداختند و گفتند: حال خوب جامعه کارگری، حال ملت را هم خوب خواهد کرد.
ایشان همچنین هدف واقعی آمریکا و غرب از تحریم و فشار بر ایران را، تسلیم و تبعیت محض ملت و نظام اسلامی خواندند و تأکید کردند: ملت بزرگ و ریشهدار ایران و جمهوری اسلامی، در مقابل زورگویی و زیادهخواهیها تسلیم نمیشود و با تبدیل تحریمها به فرصتهای پیشرفت و شکوفایی، به افق روشن آینده دست خواهد یافت.
حضرت آیتالله خامنهای با تشکر صمیمانه از تلاش، نجابت و همت جامعه کارگری، بوسه پیامبر(ص) بر دستان پینهبسته یک کارگر را بالاترین تجلیل از کار و کارگر خواندند و افزودند: اسلام برای کار و عمل، ارزش و احترام ذاتی قائل است و براساس آموزههای قرآنی و روایی، تلاش هر فرد برای کسب روزی و نان حلال، همچون عبادات، عمل صالح محسوب میشود.
ایشان توجه افکار عمومی به «نگاه اسلام به کار و کارگر» را ضرورتی مهم و زمینهساز پیشرفت کشور دانستند و افزودند: دنیای مادی برای کارگر، صرفاً به عنوان وسیله تولیدِ ثروت، اهمیت قائل است اما اسلام به علت قائل بودن ارزش مبنایی برای کار، کارگر را نیز دارای ارزش ذاتی میداند؛ بهگونهای که به فرموده پیامبر خاتم(ص)، خداوند هرکسی که کارش را درست، متقن و محکم انجام دهد، دوست دارد.
رهبر انقلاب تکیه بر نقاط حساس اقتصادی در نامگذاری سالهای اخیر را ناشی از اهمیت موضوع اقتصاد خواندند و با تأکید بر اینکه کارگر ماهر، با روحیه و پرانگیزه رکن «جهش تولید» است، گفتند: تحقق شعار امسال براساس نظر کارشناسان و صاحبنظران، نیازمند مشارکت مردم است که در این صورت، مشکلات کاهش مییابد و با تقویت اقتصاد کشور، دست کارگر هم پر میشود.
ایشان، کار و کارآفرین را دو همکار خط مقدم جنگ اقتصادیِ تحمیلی دشمنان بر ملت ایران برشمردند و افزودند: این دو عنصرِ اصلی مبارزه با آمریکا، هرقدر بهتر تلاش کنند و هرقدر زمینه تلاش مؤثر برای آنان فراهمتر شود، توفیقات بیشتری نصیب کشور و ملت خواهد شد.
حضرت آیتالله خامنهای به استناد آمار، جامعه کارگری و خانوادههای محترم آنها را حدود نصف جمعیت کشور خواندند و خطاب به مسئولان تأکید کردند: اگر حال جامعه کارگری خوب شود، حداقل نیمی از مردم حالشان خوب میشود و این بسیار مهم است.
ایشان در تبیین وظایف قوا و دستگاهها در قبال جامعه کارگران، تضمین امنیت شغلی را از مهمترین مسائل دانستند و افزودند: کارگری که با قناعت و نجابت مشغول کار است باید به آینده شغلی خود اطمینان داشته باشد.
رهبر انقلاب با اشاره به تعطیلی واحدهای تولید و حتی کارخانجات بزرگ در مقاطعی، گفتند: در یکی دو سال اخیر به همت مسئولان، هزاران کارگاهِ تعطیلشده یا نیمه تعطیل، احیا شده که این کار مهم باید ادامه یابد.
ایشان مسئله بیمهها را هم، برای جامعه کارگری مهم خواندند و با انتقاد از اجرانشدن سیاستهای کلی تأمین اجتماعی، گفتند: این سیاستها، مدتها پیش ابلاغ شد و رئیس جمهور هم دستور تهیه آئیننامه را داد اما در عمل، کارها جلو نرفته و سیاستها اجرا نشده است.
ایمنی نیروی کار و ارتقای مهارتهای شغلی دو نیاز دیگر جامعه کارگری بود که رهبر انقلاب به آنها اشاره کردند و افزودند: مهارتافزایی و دانشافزایی نیروی کار، به پیشرفت کشور و افزایش سطح کیفی کار کمک میکند و به نفع کارگران و کارفرمایان است.
ایشان، آموزش و پرورش را هم در کمک به مهارتافزایی در کشور، بسیار مؤثر دانستند و گفتند: مدارس، دبیرستانها و دانشگاهها میتوانند در کنار آموزشهای نظری، آموزشهای فنی و حرفهای هم ارائه و با دادن گواهینامه مهارتی، به اشتغال صحیح و راحت جوانان کمک کنند.
کشف استعدادهای درخشان در میان کارگران و فراهمآوردن میدان و مجال نوآوری و خلاقیت برای آنها، توصیه دیگر حضرت آیتالله خامنهای به مسئولان و کارفرمایان و کارآفرینان بود.
رهبر انقلاب پس از تبیین وظایف مسئولان، به وظایف جامعه کارگری پرداختند و با اشاره به مسائلی همچون امانت دانستن کار، انجام محکم و متقن کار، و انضباط و احساس مسئولیت در محیط کار، گفتند: کارگران عزیز، کار را ارزش بدانید؛ چرا که با کار شما کشور آباد و برای ایران آبرو و سرافرازی و قدرت ایجاد میشود.
ایشان تبدیل شدن کار به ارزش در اذهان عمومی را موجب افزایش میل و اشتیاق به کار دانستند و گفتند: در این صورت هر کارگری در نگاه مردم، یک انسان ارزشمند میشود و جوانان هم در فرآیند تولید بهتر نقشآفرینی میکنند؛ در حالی که امروز متأسفانه برخی جوانان نه میل به کار دارند نه در جستجوی آن هستند و برخی هم فقط پشت میزنشینی را کار میدانند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به شعار سال، یکی از وظایف مهم مسئولان را شناسایی و تبیین زمینههای مشارکت مردم در تولید همچون ایجاد شرکتهای تعاونی، کمک به تولیدات خانگی و صنایع دستی، مساعدت در ایجاد شرکتهای دانشبنیان و تقویت فعالیتهای کشاورزی و دامداری خواندند و گفتند: صاحبنظران اقتصادی در دولت و خارج دولت راههای فراوان مشارکت در تولید را به مردم نشان دهند و مسئولان، زمینه مشارکت را فراهم و آسان کنند.
ایشان هدایت اعتبارات بانکی به سمت تولید را ضروری برشمردند و گفتند: این کار به درستی انجام نمیشود که مسئولان بانکی باید توجه و اقدام کنند.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان، صحبت از مسائل اقتصادی بدون توجه به تحریمهای به گفته آمریکا و اروپاییها بیسابقه را غیرممکن دانستند و گفتند: غربیها درباره هدف از وضع تحریمها علیه ایران به دروغ مسائلی مانند سلاح هستهای، حقوق بشر و حمایت از تروریسم را مطرح میکنند.
ایشان در تبیین تناقض و بهانههای دروغین غربیها به نمونه غزه اشاره کردند و افزودند: از نظر آنها مردمِ تحت بمباران غزه تروریست هستند اما دولت خبیث و جعلی و بیرحم صهیونیستی که ظرف شش ماه نزدیک به ۴۰ هزار نفر از جمله چند هزار کودک را قتل عام کرده، تروریست نیست.
حضرت آیتالله خامنهای، هدف واقعی بدخواهان ایران از تحریم را در تنگنا گذاشتن جمهوری اسلامی برای تبعیت از خطوط استعماری و استکباری و تسلیم در مقابل زورگوییهای آنها دانستند و افزودند: برخی -انشاءالله خیرخواهانه- دائم توصیه میکنند که یک خواسته آمریکا را قبول کنید تا مشکل حل شود؛ در حالی که توقعات آمریکاییها تمامی ندارند.
ایشان با اشاره به سخنرانی چند سال قبل خود در موضوع هستهای و بیان این مسئله که «آمریکاییها مشخص کنند که به چه حدی از عقبنشینی ایران در مسئله هستهای قانع خواهند شد»، گفتند: آنها هرگز حاضر نیستند این حد را مشخص کنند چرا که میخواهند با پیشروی قدم به قدم، در نهایت تجهیزات هستهای کشور را مانند آن کشور شمال آفریقا جمعآوری و صنعت هستهای ایران را تعطیل کنند؛ در حالیکه بخشهای مختلف کشور همچون سلامت، پزشکی و دیگر عرصهها به نتایج فعالیتهای هستهای نیاز دارند.
رهبر انقلاب با تأکید مجدد بر هدف اصلی آمریکاییها از تحریم یعنی تبعیت و تسلیم محض ملت ایران و جمهوری اسلامی در زمینههای سیاسی و اقتصادی، گفتند: آنها میخواهند ثروت، آبرو و سیاستهای ایران مانند برخی کشورها، در دست آمریکا باشد اما نظام اسلامی و غیرت اسلامی و ملت بزرگ و ریشهدار ایران محال است که تسلیم زورگویی آنها شوند.
ایشان، تحریمها را باعث صدمه زدن به اقتصاد کشور و ایجاد مشکلات اقتصادی خواندند اما افزودند: همین تحریمها موجب شکوفایی استعدادها و بروز ظرفیتهای داخل کشور هم شده است.
حضرت آیتالله خامنهای، فرصتسازی از دشمنیِ دشمن را خاصیت یک ملت زنده برشمردند و افزودند: توصیه همیشگی بنده به جوانان و مسئولان و مردم غیور و متدین کشور همین است.
ایشان، پیشرفتهای تسلیحاتی را نمونهای از تبدیل تحریمها به فرصت خواندند و افزودند: این پیشرفت که یک جایی خود را نشان داد، همه دشمنان را متعجب کرد که ایران اسلامی چگونه توانسته است در شرایط تحریم این تعداد سلاح پیشرفته را تولید کند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: انشاءالله بیشتر و بهتر و پیشرفتهتر از این سلاحها نیز تولید خواهد شد، البته پیشرفتها منحصر به تسلیحات هم نیست و در بخشهای مختلف پزشکی، سلامت و بعضی بخشهای صنعتی و مهندسی، ایران جزو پیشتازان و برجستگان جهانی است؛ ضمن اینکه در بعضی بخشها هم عقب هستیم که در صورت همت و تلاش، در آنها هم پیشرفت خواهیم کرد.
ایشان تحریمها را رو به کماثر شدن دانستند و افزودند: اخیراً در یکی از گزارشهای منابع بینالمللی، به افزایش تولید ناخالص ملی ایران اشاره شده بود که این، یعنی در کشور بیشتر و بهتر کار میشود، دل به کمک بیرون از مرزها بسته نشده و تحریمها نتوانسته ایران را از پا درآورد و این روحیه باید در کشور تقویت شود.
حضرت آیتالله خامنهای، با اشاره به راهپیمایی و تظاهرات ملتها در حمایت از فلسطینیها و برافراشتن پرچمهای فلسطین و حزب الله در خیابانهای اروپا و آمریکا، متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به حمایت از تروریسم به بهانه حمایت از مظلومان غزه را موجب رسوایی اتهامزنندگان خواندند و افزودند: اکنون نه تنها ملت ایران بلکه همه ملتها از فلسطین حمایت میکنند.
ایشان پرسیدند: آیا آن فلسطینی که در مقابل ظلم شهرکنشین غاصب برای غصب خانه خود ایستادگی میکند تروریست است؟ آیا جبهه ظلمستیز و با غیرت مقاومت تروریست است یا آنها که با بمباران مردم فاجعهآفرینی میکنند؟ و البته به جایی نرسیدند و نخواهند رسید.
ایشان در جمعبندی این بخش از سخنانشان، گفتند: برای ملت ایران معلوم باشد و معلوم هم هست که علت دشمنی زورگویان با آنها، دروغهایی که سر هم میکنند نیست بلکه این است که ایران مستقل زیر بار زورگویی آنها نمیرود و حاضر نیست دنبالهرو سیاستهای شکستخورده، عقبمانده، ناکام و خلاف ارزشهای الهی و فطرت بشری آنها باشد؛ سیاستهایی که به اعتراف برخی تحلیلگران غربی، در حال نابود کردن اعتبار ۲۰۰ ساله آمریکا است.
رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه توقع پیروی ملت با سابقه و ریشهدار ایران از این سیاستهای شکستخورده، بیهوده است، گفتند: ملت ایران، ایستاده و محکم است که البته باید ایستادن را در عمل، کار، تحقیقات و اتحاد ملی خود نشان دهیم که در این صورت و با شرط پرهیز از تنبلی و کاهلی، از دل سختیها و گرفتاریهای تحمیلی بدخواهان، فرصتها و گشایشهای بیشتری برای پیشرفت ظهور خواهد کرد و ملت ایران، به فضل الهی، به افق روشن آینده خواهد رسید.
در ابتدای این دیدار وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی در گزارشی، کاهش نرخ بیکاری به ۸.۱ درصد و تحقق واقعی ایجاد یک میلیون شغل در سال ۱۴۰۲ را از مهمترین دستاوردهای دولت در حوزه اشتغال خواند.
توسعه بیمههای همگانی، طرح کالابرگ الکترونیکی با استقبال بیش از ۵۰ میلیون نفر، پرداخت مستمری بازنشستگان بدون استقراض از بانکها، پرداخت ۱۶۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات به حوزه تولید و تشکیل حدود ۳۰۰ تعاونی مسکن کارگری در سراسر کشور از دیگر عناوینی بود که آقای سید صولت مرتضوی در گزارش خود به بیان آنها پرداخت.
ویژگی های منتظران واقعی حضرت بقیه الله الاعظم
هرچه از زمان غیبت بیشتر می گذرد فتنه (موعود گرایی) در مقابله با (منتظران و مهدی باوران واقعی) شعله ور تر می شود؛ به گونه ای که گاهی شعله آن نه تنها دامن عوام بلکه خواص را هم گرفته و می گیرد. راهکار مقابله با چنین فتنه فکری، آشنا سازی جامعه مهدوی با مشخصه های (مهدی باوران واقعی) است.
از همین رو در این یادداشت، چند اصل کلیدی که بیان کننده ویژگی منتظران واقعی است توضیح داده می شود که با در دست داشتن چنین ملاک هایی می توان رصد کرد که چه جریان فکری و اشخاصی همسو و هم فکر با (مهدوی باوران واقعی) و چه جریان و کسانی فرصت طلب و در مقابل (مهدوی باور واقعی) قرار دارند، و در ما نیز چه مشخه هایی وجود دارد؛
******
۱- باورمندان فکری و عقیدتی
مهدی باوران واقعی کسانی اند که از نظر باور فکری و ایمانی معتقدند که:
اولا: به حکم آیه (5) سوره قصص: ((وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ: ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!)) که در آخرالزمان منجی نجات بخش وجود دارد که بشر را از وضعیت موجود ظلم وتباهی نجات می بخشد.
ثانیا: آن نجات بخش و منجی، کلی بدون مصداق نیست که بسیاری از ادیان توحیدی و غیر توحیدی به آن باوردارند؛ بلکه وی از ذریه رسول الله (ص) و از نسل حضرت فاطمه زهرا (س) است. چرا که رسول خدا(ص) فرمودند: ((الْمَهْدِيُّ مِنْ عِتْرَتِي (أي من نسبي وأهل بيتي) مِنْ وَلَدِ فَاطِمَةَ: سنن أبي داود 11/373))
آن منجی فرزند حضرت امام حسن عسکری (ع) است که در سال (255 ه) متولد شد (الغیبه،ص۲۳۱) و در سال (۲۶۰ه.ق) به امامت رسید و تا سال (۳۲۹ ه) به مدت هفتاد سال غیبت صغرا و از آن سال تاکنون درپشت پرده غیبت کبرا قرار دارد،(الغیبه،ص۱۳؛ النجم الثاقب ص۴۸-۴۹)
بنابراین هرکس چنین را باوری را داشته باشد مهدوی باور واقعی است و گرنه نمی تواند مهدوی باور باشد؛ هرچند در برخی از این ملاک های معرفتی همسو با مهدوی باوران باشد.
******
2- معرفت به امام علیه السلام
مهدی باوران کسانی اند که هر روز بر سطح شناختشان نسبت به امام (ع) می افزایند؛ چرا که تاریخ ۲۵۰ ساله حیات ائمه اطهار و دوره غیبت کبرا، تجربه مهمی است که می تواند چراغ راه باشد؛ چون پیوسته چه در زمان حضور معصوم و چه در زمان غیبت، مدعیانی بودند که از جهل مردم استفاد کرده و خود را امام یا نایب امام معرفی می کردند.
مذهب زیدیه، اسماعلیه، وافقیه، فتحیه در زمان حضور و بابیه در زمان غیبت، سند روشن بر چنین لغزش و انحراف است که اگر معرفت نسبت به امام نباشد ممکن است هرکسی در این تور پهن شده گرفتار و خواسته یا ناخواسته، گرفتار چنین گرداب فکری شود. از همین رو امام حسین (ع) دربیان ضرورت معرفت امام فرمودند: (أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ ای مرد م خداوند عزوحل بندگان را نیافرید مگر برای این که بشناسند و هنگامی که او را شناختند عبادتش کنند، وقتی او را عبادت کنند به برکت این عبادت از عبادتی غیر او بی نیاز شوند، مردی پرسید: ای پسر رسول خدا! پدر ومادرم به فدایت، شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمودند: این است که اهل هر دوره امام زمان خودش که اطاعت از او واجب است را بشناسند:بحار،ج24، ص۸۳).
******
3- حضور بدون ظهور
مهدوی باوران واقعی براین عقیده اند هر چند حضرت مهدی(ع) درعصر غیبت ظهور ندارد؛ ولی حضور دارد چون غیبت به معنا ((عدم ظهور)) است نه به معنای((عدم حضور)).
از همین رو بر همه اموری که در جامعه می گذرد به حکم وظیفه ذاتی امامتش با ولایت تکوینی خود، جامعه را به صورت نامریی مدیریت و هدایت می کند، نظیر اعمال ولایت خضر نبی که کشتی را سوراخ می کرد تا حاکم ظالم استفاده نکند و دیوار مخروبه بالا را می برد تا گنج آن، برای بچه های یتیم محفوظ بماند و آن جوان را به قتل می رساند که والدینش را منحرف نکند که چنین تصمیمی برای موسی کلیم (ع) شگفت اور بود (سوره کهف ایه ۶۶تا ۸۴).
امام عصر در زمان غیبت نیز همانند خورشید، در پشت ابر در روز نور افشانی کرده و برکت وجودش به همه می رسد، ازهمین رو رسول خدا فرمودند:((وَالّذي بَعَثَني بِالنُّبُوَّةِ،إنَّهم يَستَضيئونَ بِنورِهِ و يَنتَفِعونَ بِوِلايَتِهِ في غَيبَتِهِ كَانتِفاعالشَّمسِ وَ إن تَجَلَّلَها سَحاب:کافی، ج1، ص194)).
******
4- مهدی باوران درنهایت ادب
هرچند هیچ مرتبه برای حضرت ولی عصرارواحنا له الفداء تعین ایجاد نمی کند وهمانند جدش رسول الله (ص) سیره خاکی ومردمی دارد، ولی مهدی باوران به دلیل داشتن معرفت بسیار بالا نسبت به جایگاه ومرتبه آن حضرت هرگزخاکی ومردمی بودن امام رابهانه ای برای عادی بودن برای خود ندانسته ودرنهایت ادب واحترام به امام علیه السلام می نگرند واورا با الفاظی که نشانه خودمانی بودن باشد خطاب نمی کنند، چرا که مهدی باوران تربیت شده ادب قرآنی اند که به آنان آموخته است که دربرابر پیامبر:
اولا: با اسم کوچکش نخوانند((ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً(احزاب/40) محمّد صلى الله عليه و آله، پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست، بلكه رسول خدا و خاتم پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است))ودر سورهٔ نور هم فرمود:« لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسْولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً ؛ خطاب کردن پیامبر را در میان خود٬ همانند خطاب کردن بعضی از خودتان به بعضی دیگر قرار ندهید.
ثانیا: پیش ازاو گام برندارند و سخن نگویند: ((يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «حجرات/1»:اى كسانى كه ايمان آوردهايد! (در هيچ كارى) بر (حكم) خدا و پيامبر او پيشى نگيريد و از خداوند پروا كنيد، كه خداوند شنوا و دانا است.))
ثالثا: بلندتر از صوت پیامبر سخن نمی گویند (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ؛(حجرات /2):صدای خود را بلندتر از صدای پیامبر نکنید و در برابر او بلند سخن نگوئید)وهمچنین((إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ ( حجرات/ 3)؛ همانا کسانی که صداهای خود را در نزد رسول خدا پایین می آورند کسانی اند که خداوند دل هایشان را برای پرهیزکاری آزموده(و آماده ساخته) است آنان را آمرزش و پاداشی بزرگ است.))
و از آن جایی که حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا تکرار وجود رسول الله صلی الله علیه وآله است مهدی باوران همان ادب در مقابل پیامبر خدا را در مقابل آن حضرت رعایت می کنند، از همین روست در روایتی نقل شده است که در مجلسی در خراسان یک نفر نام مبارک قائم علیه السلام را در حضور امام رضا علیه السلام ذکر میکند؛ آن حضرت دست را بر سر شریف گذاشته و میفرمایند: ((اللهمّ عجّل فرجه و سهّل مخرجه: الزام الناصب، ج1، ص249.))
در روایتی دیگر از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال شد که علت ایستادن هنگام بردن نام قائم علیه السلام چیست؟ حضرت فرمودند: ((به خاطر اینکه برای آن حضرت، غیبت طولانی هست. هر کس به این نام، حضرت را صدا بزند، آن حضرت از شدت رأفت به دوستانشان یک نگاه لطیف و مهربانانه میکنند. تعظیم آن حضرت به این است که مانند عبد خاضع در برابر مولای جلیلی که او را شریفانه نظر میکند، در مقابل او بایستد و از خداوند متعال تعجیل فرج او را درخواست کند. همان))
******
5- مهدی باوران درهمه حال به یاد بقیه الله
یکی از ویژگی مهم مهدی باوران و علاقمندان حضرت بقیه الله ارواحنا له الفدا، فراموش نکردن او، و همیشه به یاد و ذکر او بودن است، ازهمین روست.که امام کاظم علیه السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام فرمود:
((یَغِیبُ عَنْ أَبْصَارِ النَّاسِ شَخْصُهُ وَ لَا یَغِیبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ ذِکْرُهُ:(کمال الدین، ج2، ص 221): خودش از دیدگان مردم پنهان می شود ولی یاد او از دل های مؤمنان مخفی نمی شود.))
دعای ندبه نمونه ای ازهمان زمزمه ای عاشقانه ای است که مهدی باوران در آن هر صبح جمعه با معشوق خود ارتباط برقرار می کنند و به یاد او سرشک از دیدگانان جاری میکنند وچه زیباست نغمه های عاشقان مهدی آنجا که می گویند:
عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى وَ لا أَسْمَعَ [أَسْمَعُ] لَكَ حَسِيسا وَ لا نَجْوَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ تُحِيطَ بِكَ دُونِيَ [لا تُحِيطَ بِي دُونَكَ] الْبَلْوَى وَ لا يَنَالَكَ مِنِّي ضَجِيجٌ وَ لا شَكْوَى بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنَّا: من سخت است كه مردم را می بينم،ولى تو ديده نمی شوى،و از تو نمی شنوم صداى محسوسى و نه رازونيازى،بر من سخت است كه تو را بدون من گرفتارى فرا گيرد،و از من به تو فرياد و شكايتى نرسد،جانم فدايت،تو پنهان شده اى هستى كه از ميان ما بیرون نیستی.
******
6- ظلم علامت ظهور نه علت ظهور
مهدی باوران واقعی گسترش ظلم و تباهی را علت ظهور حضرت مهدی نمی دانند که اگر ظلم در جامعه گسترش پیدا کرد پس امام ظهور می کند؛چراکه درجامعه ای که مردم خود خواهان ظلم اند و همراهی با ظالم می کنند و با ظلم کنار می آیند، دلیلی ندارد که حضرت ظهور کند؛ بلکه گسترش ظلم علامت ظهور است.
یعنی اگر مردم جامعه در برابر ظلم ایستادند و قدرت مقابله با ظالم را نداشتند، دراین صورت چون حجت را بر امام(ع) تمام می شود،نوبت امام غایب می رسد که باید ظهور کند. این است معنا ی کلام پیامبرکه فرمودند:((لَنْ تَنْقَضِيَ اَلْأَيَّامُ وَ اَللَّيَالِي حَتَّى يَبْعَثَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِي اِسْمُهُ اِسْمِي يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً :روزها و شبها سپري نميشوند تا اينکه مردي را از خاندان من که همنام من است مبعوث خواهد کرد تا دنيا را پر از عدل و داد کند بعد از اينکه پر از ظلم و جور شده باشد:بحار، ج99، ص39.
******
7- باورمندند نه زود باور
مهدوی باوران هرچند ملاقات با امام (ع) در زمان غیبت را امکان پذیر می دانند و باور دارند که امام به ملاقات بعضی می آیند؛ ولی زود باور نیستند ادعای هرکسی را پذیرند چراکه امام زمان فرمودند: ((سَیَأْتِی إِلَى شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَر و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلی العظیم: به زودی به سراغ شیعیان من خواهد آمد، كسی كه ادعای مشاهده(مرا) می کند آگاه باشید، هرکس قبل ازخروج سفیانی وصیحه آسمانی ادعای مشاهده کنددروغگو وافترازننده است. الغیبه،ص۲۴۱)).
******
8- اهل تعبد هستند نه توقیت
مهدی باوران هرچند هرلحظه درانتظار ظهور منجی هستند ولی زمان معینی را برای ظهور تعیین نمی کنند، چراکه امام باقر علیه السلام درپاسخ فضیل بن یسار درباره کسانی که اهل((توقیت)) اند فرمود: ((کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ: (کافی،ج2،ص368)وقت گزاران دروغ گویند؛ وقت گزاران دروغ گویند،وقت گزاران دروغ گویند.))
******
۹- سبک زندگی مهدی پسند
مهدی باوران واقعی کسانی اند که بین
رفتار عملی آنان و امام (ع) سنخیت و تناسب وجود دارد و امام (ع) الگو و اسوه رفتاری آنان است. رفتار عملی و سبک زندگیشان کاملا مهدوی پسند است:
اولا: منتظرند و در اماده باش کامل بسر می برند و هر لحظه در انتظار شنیدن فرمان امام(ع) بسر می برند.
ثانیا: اهل ورع و پارسائیند؛ یعنی نه تنها واجبات را انجام و محرمات را ترک می کنند؛ بلکه از اموری که مشتبه بین حلال و حرام اند نیز اجتناب می کنند.
ثالثا: آراسته اخلاقی اند. یعنی برای اینکه بین آنان و امام (ع) سنخیت وجود داشته باشد تمام ارزش های اخلاقی که اسلام به آن توصیه کرده است خود را آراسته به ان می نمایند.
از همین رو امام صادق(ع) در توصیف مهدی باوران می فرمایند:
((مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَکُونَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ، وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الاَْخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ:کسى که مایل است جزو یاران حضرت مهدى (عج) قرار گیرد، باید منتظر باشد و اعمال و رفتارش در حال انتظار با تقوا و اخلاق نیکو تو ام شود : الغیبه، ص۲۰۰)).
******
10- انتظار یا آماده باش کامل
مهدی باوران واقعی انتظار را که در روایت (افضل الاعمال) شمرده شده است راهرگزبه سکون وسکوت تفسیر نمی کنند تا تکلیف را از دوش خود در برابر جامعه بردارند،وسلب مسؤلیت کنند، بلکه انتظار در نگاه منتظرین واقعی به معنای چشم به راه بودن است، وبه کسی چشم به راه گفته می شود که خود را از همه جهات برای کسی که در انتظارش نشسته است اماده و مهیا کرده باشد و همانند سرباز در پادگان آماده و گوش به فرمان فرمانده برای حرکت و انجام وظیفه باشد. ازهمین روامام علی(ع) در توصیف منتظران فرمودند:
المُنتَظِرُ لأِمرِنا كَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ في سَبيلِ اللّه ِ:آن كه منتظر فرج ما است، همچون كسى است كه در راه خدا در خون خود تپيده باشد. کمال الدین:ج2، ص646.
وهمچنین امام صادق(ع) فرمودند:
مَنْ ماتَ مِنْکُمْ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ لِهذَا الْأَمْرِ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فى فُسْطاطِهِ قالَ: ثُمَّ مَکَثَ هُنیئَةً، ثُمَّ قالَ: لابَلْ کَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَیْفِه، ثُمَّ قالَ: لاوَاللّه ِاِلاّ کَمَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولِ اللّه ِصلی الله علیه و آله.:اگر کسى از شما بمیرد در حالى که منتظر حکومت امام زمان (عج) بوده، همانند کسى است که با امام قائم علیه السلام در خیمه اش بوده است.، سپس اندکى درنگ کردوفرمود:همانند کسی است که درکنار حضرت بجنگد، سپس فرمود نه، بخداقسم، بلکه مانند کسی است درکنار رسول خدا به شهادت می رسد:همان، ص338.
******
11- شبهه شناسند نه شبهه پذیر
مهدی باوران کسانی اند با طولانی شدن غیبت کبرا و امواج شبهات در پیرامون مهدویت که همچون گوساله سامری خود را نشان می دهد تردیدی نسبت به باور خود پیدا نمی کنند و همانند قوم بنی اسرائیل نیستند که در چند روز غیبت موسی (ع)، گوساله پرست شوند و تسلیم امواج شبهات گردند؛ چراکه باور دارند در شرایط عادی فراوانند کسانی که ادعای ولایت مداری دارند؛ ولی هنر در جایی است که امتحان طولانی شدن غیبت در پیش بیاید، ولی راه گم نشود و شخص به بهائیت و یا موعودگرایی گرایش پیدا نکند.
از همین رو یکی از اسرار غیب امام عصر(ع) «امتحان ایمان» به مهدویت شمرده شده است.
از همین رو جابر جُعفی میگوید به امام باقر(ع) عرضه داشتم «مَتَى یَکُونُ فَرَجُکُمْ؟»(الغیبه للطوسی/339) فرج شما کِی خواهد بود؟ سؤالی که همۀ ما داریم. «فَقَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ لَا یَکُونُ فَرَجُنَا حَتَّى تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُو:(الغیبة للطوسی، ص 338)حضرت فرمود: هیهات هیهات، هرگز این فرج رخ نخواهد داد؛ مگر اینکه غربال بشوید، سپس غربال بشوید، سپس غربال بشوید. سهبار تأکید کردند.
******
12- زاهدان در شب، شیران در روز
مهدی باوران واقعی جامع بین (وجه اللهی) و (وجه الخلقی) اند؛ یعنی خدمت به خلق و دستگیری ازفقراء در روز، آنان را از لذت مناجات دل شب غافل نمی کند که تنها ((عملگرا)) باشند؛ بلکه بخشی از شب را به انجام نافله و خلوت با خدا اختصاص می دهند و خود سرمست ازمعنویت می کنند؛ ولی این جنبه وجه اللهی نیز موجب نمی شود که روحیه صوفیانه پیدا کرده واز خدمت به بندگان غافل شوند؛ بلکه در روز شیرانی اند که خود را به خطر زده و هر آنچه توان دارند بدون منت و تظاهر، خدمت به جامعه می کنند و این عبادت خالصانه در شب و خدمت به بندگان خدا در روز، از آنان شخصیت نورانی و مردمی می سازد که جامع (وجه اللهی، وجه الخلقی) می گردند.
امام صادق(ع) این زمینیان وصل با عرشیان را اینگونه توصیف می نمایند:
رِجَالٌ لَا ینَامُونَ اللَّیلَ لَهُمْ دَوِی فِی صَلَاتِهِمْ کدَوِی النَّحْلِ یبِیتُونَ قیاماً علَی أَطْرَافِهِمْ وَ یصْبِحُونَ عَلَی خُیولِهِمْ رُهْبَانٌ بِاللَّیلِ لُیوثٌ بِالنَّهَار؛(بحار، ج52، ص 308):بزرگ مردانی که شب ها را نمی خوابند. برای آن ها زمزمه ای است در نمازشان، همچون زمزمه انبوه زنبوران. شب ها را شب زنده داری می کنند، و صبح می کنند در حالی که بر مرکب های خویش سوارند [و آماده پیکار] راهبان شب هستند و شیران روز.
******
13- اهل عشق اند نه اهل محبت
مهدی باوران ارادتشان نسبت به قائم آل محمد از سر «عشق» است؛ نه از سر «محبت». یعنی اینگونه نیست که در کنار دوستی دیگران آن حضرت را دوست بدارند؛ بلکه ارادت و محبت به ان حضرت آنچنان در وجودشان شعله ور است که دیگران را در طول دوستی او دوست می دارند و حاضرند همه دوستی ها را به پای دوستی او نثار کننند و این عشق آنچنان در وجود مهدی باوران شعله ور است؛ نه تنها هر صبح جمعه به ندبه خوانی و نجوا با امام می پردازند؛ بلکه صبحگاهی هر روز آنان، با دعای عهد اغاز می شود و خواهان رجعت خویش پس از مرگ درجهت نصرت رساندن آن حضرت اند و می گویند:
اللّهُمَّ إِنْ حالَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي، شاهِراً سَيْفِي، مُجَرِّداً قَناتِي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحاضِرِ وَالْبادِي(مفاتیح الجنان) :خدایا اگر بین من و او مرگی که بر بندگانت قطعی ساختی حائل شد، کفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور، با شمشیر از نیام برکشیده و نیزه برهنه، پاسخگو به دعوت آن دعوتکننده، در میان شهرنشین و بادیه نشین.
******
14- امامت عامه، استمرار امامت خاصه
مهدوی باوران بر این عقیده اند که به دلیل قاعده عقلی و تنزل تدریجی درعصر غیبت -که رهبری امام معصوم امکان ندارد- ما حق نداریم رهبری طاغوت را بپذیریم؛ بلکه تنها یک درجه تنزل کرده رهبری فقیه جامع الشریط را قبول کنیم. چرا که چنین فقیهی سنخیت به امام معصوم را دارد.
از همین رو امام عصر (ع) در توقیع خود در پاسخ به پرسش اسحاق بن یعقوب فرمودند:
((وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ:(وسائل الشیعه، ج18، ص101): و اما در رخدادهایی که پیش می آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید ؛ زیرا آنان حجت من برشما ومن حجت خدا برآنانم)).
حضور رزمندگان درهشت سال دفاع مقدس، ومدافعین حرم اهل بیت نمونه تجسم یافته مهدی باوران با مشخصه چهارده گانه است که تمام هستی خود را که جان شریفشان بود نثار حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء نمودند، راه و رسم مهدوی اندیشیدن در پیش روی همه قراردادند.































