seyed hossein emamian
راهکاری برای دوری از فقر و اندوه
امام محمد باقر علیه السلام:
مَنْ کَذَبَ ذَهَبَ جَمالُهُ، وَ مَنْ ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفْسَهُ وَ کَثُرَتْ هُمُومُهُ وَتَظاهَرَ عَلَیْهِ الْـنِّعمَةَ فَلْیُکْثِر مِنَ الشُّکْرِ، وَ مَنْ کَثُرَتْ هُمُومُهُ فَلیُکثِرْ مِنْ الاِسْتِغفارِ، وَ مَنْ اَلَحَّ عـَلَیْهِ الفَقرُ، فَلیَقُلْ « لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّه ِ العَلِیّ العَظیمِ».
هر کس دروغ بگوید آراستگی او برود؛ هر کس اخـلاقش بد شود خـود را عذاب می دهد و اندوهش فراوان می شود. هر کس نعمت ها پیایی بر او فرود آید، باید زیاد شکر کند. هر کس اندوهش زیاد شود، بسیار استغفار کند و هر کس فقر بر او فشار آورد، بگوید: «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّه ِ العَلِی العَظیمِ».
معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ص ۳۴
برای آنکه وقتمان برکت پیدا کند چه کنیم؟
ماه رجب و درِ بازِ رحمت خدا
اشاره
در جلسات گذشته گفتیم که اعمال ما به دو دسته اعمال جوارحی و اعمال جوانحی تقسیم میشود و اگرچه اعمال جوارحی چارچوبه دین هستند و باید مراعات شوند، اما اهمیت اعمال قلبی و جوانحی بسیار بیشتر از اعمال جوارحی است.
زهد؛ عملی جوارحی یا عملی جوانحی؟!
نکته بسیار ضروری در این مسئله توجه به بدنی یا قلبی بودن اعمال است. بسیار اتفاق میافتد که ما اعمالی را انجام میدهیم، اما در اینکه این عمل بدنی است یا قلبی به اشتباه میافتیم. برای مثال این مسئله درباره زهد مطرح است که آیا جزو اعمال قلبی است یا جزو اعمال بدنی؟ برخی گمان کردهاند که زهد جزو اعمال جوارحی و بدنی است و به این معناست که انسان از نعمات دنیا بهره نبرد و هیچ چیزی نداشته باشد؛ در حالیکه حقیقت زهد عملی قلبی است و به معنای بیرغبتی به زرق و برق دنیا و عدم وابستگی قلبی به آن است. قرآن میفرماید: لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ .[۱]
دعا نیز از اعمال قلبی است، اما بسیاری خیال میکنند که دعا عملی جوارحی است. اینکه انسان دستش را بلند کند، دعایی بخواند و راز و نیاز زبانی داشته باشد، سر جای خودش درست است، اما حقیقت دعا توجه قلبی است. علت عدم استجابت برخی از دعاها نیز همین است که ما به درخواست لفظی اکتفا کردهایم و توجه قلبی و خواسته درونی نداشتهایم. دعا این است که انسان با قلبش احساس نیاز کند و با تمام وجود آن را از خدا بخواهد.
ماه رجب، ماه خدا!
در آستانه ماه رجب هستیم؛ ماهی که خداوند درباره آن میفرماید: ماه رجب ماه من است. ماهی که به آن «اصب» میگویند؛ یعنی ماهی که در آن، رحمت خداوند میبارد. توجه داشته باشید که هر ماه از شب اول آن شروع میشود. هنگام اذان مغرب شب اول، ماه جدید شروع میشود. برخی شب اول ماه را جزو ماه جدید نمیدانند و تازه پس از اینکه چند روز از ماه گذشت به کتب ادعیه مراجعه میکنند و به دنبال اعمال و عبادات آن میگردند. در حالیکه اگر کسی بخواهد از ماه رجب بهره ببرد باید از قبل از شروع این ماه توجه کند و اعمال آن را ببیند. قبل از ورود به این ماه به مفاتیح[۲] مراجعه کنیم و اعمال آن را ببینیم و بکوشیم که آنها را انجام بدهیم. از خداوند نیز بخواهیم که توفیقش را به ما بدهد تا این مختصر از دستمان نرود. الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ؛[۳] فرصتها مثل برق میروند و دیگر برنمیگردد. جاده عمر، جادهای یکطرفه است و وقتی شب اول ماه رجب از دست رفت، دیگر برنمیگردد. مرحوم آیتالله سعادتپرور(پهلوانی) میفرمود: انسان باید این دعاهای ماه رجب را آنقدر بخواند که حفظ شود و دیگر نیازی به مفاتیح نداشته باشد؛ قبل از شروع ماه و یکی دو روز اول ماه، آن قدر آنها را بخواند که همه را حفظ شود.
ماه رجب و همنشینی با خدا!
در یکی از روایاتی که مرحوم سیدبنطاووس درباره ماه رجب آورده است، آمده است که ملکی به نام «داعی» در آسمان هفتم[۴] است که وقتی ماه رجب وارد میشود؛ مدام صدا میزند: طُوبَی لِلذَّاکِرِینَ طُوبَی لِلطَّائِعِینَ...؛[۵] خوشا به حال آنهایی که در این ماه یاد خدا میکنند. سپس در ادامه حدیث آمده است که خداوند میفرماید: أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی؛ هرکس با من بنشیند، من هم با آن مینشینم. الشَّهْرُ شَهْرِی وَالْعَبْدُ عَبْدِی وَالرَّحْمَةُ رَحْمَتِی؛ این ماه ماه من است، این بنده نیز، بنده خودم است، رحمت نیز رحمت خودم است.
مهمترین اعمال ماه رجب استغفار است؛ اینکه انسان استغفار کند و با طهارت و پاکی وارد ماه رجب بشود. عمل دیگر دعای یا من ارجوه است که همه حفظ هستید و معمولا در مساجد بعد از نمازها میخوانند. یکی دیگر از دعاهای ماه رجب دعایی است که با این جمله آغاز میشود؛ خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَی غَیْرِکَ وَخَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَکَ وَضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِکَ وَأَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ...؛[۶] کدام دری را سراغ دارید که وقتی انسان پشت آن میرود، میبیند در را باز کردهاند و در بهرویش باز است؟! وقتی انسان در خانه خدا میرود میبیند در باز است؛ گویا آب و جارو کشیدهاند و منتظر این بنده هستند که بیاید. غیر از در خانه خدا و اولیای او هیچ در دیگری اینگونه نیست.
شیرینی مناجات با خدا
اینجا نوعی شیرینی وجود دارد که با هیچ چیز دیگر در این عالم قابل مقایسه نیست و اگر کسی لذت این شیرینی را بچشد، از شوق غش میکند. مشهور است که امیرالمؤمنینعلیهالسلام شبها در نخلستانهای کوفه از خوف خدا غش میکردند. مرحوم آیتالله مصباح در اینباره میفرمود: شاید این حالت بهخاطر شوق الهی بوده است. وقتی انسان میبیند که در باز است، آب و جارو کشیده و منتظر هستند و خداوند نیز خودش به استقبال بندهاش میآید، چرا از خوشحالی غش نکند؟! صاحبخانه خودش به استقبال بیاید، نه اینکه دیگری را به استقبال بفرستد. کلامش این باشد که چرا این قدر دیر میآیید؟! چرا این قدر مرا منتظر میگذارید؟! چقدر من منتظر بمانم تا تو بیایی؟! این سخنان مضمون برخی روایت است. برای مثال در روایتی میفرماید: إن اللَّه أشد فرحا بتوبة عبده من رجل أضل راحلته وزاده فی لیلة ظلماء فوجدها فالله تعالی أشد فرحا بتوبة عبده من ذلک الرجل براحلته حین وجدها؛[۷] وقتی بنده توبه[۸] میکند، خداوند از کسی که در شبی ظلمانی به دنبال گمشدهاش است و آن را پیدا میکند، خوشحالتر میشود. من منتظرت بودم، بیایی! با اینکه گنهکار بودی، با اینکه آلوده بودی و معصیت کرده بودی، اما حالا که میآیی خوشحالم. گناه حر گناه بزرگی بود. اصلا حر باعث شد که امامعلیهالسلام در کربلا بمانند، اما پشیمان شد، توبه کرد و به طرف خیمههای امام حسینعلیهالسلام آمد. با وضعی آمد که انقلاب درونی در ظاهرش نیز نمایان شده بود. پابرهنه بود، کفشها را درآورده بود و به گردنش آویخته بود. سرش را نیز زیرانداخته بود. خجالت میکشید. خودش هم نمیدانست که اکنون چه میشود. یک وقت حر نگاه کرد دید که امام حسینعلیهالسلام خودشان به استقبال آمدهاند. امام یکی از اصحاب را به استقبال نفرستادند، حتی علی اکبرشان یا قمر بنیهاشم را نفرستادند، امام حسینعلیهالسلام وقتی دیدند حر میآید، خودشان به استقبال آمدند. آغوش باز کردند و حر را در آغوش گرفتند. حر سرش را زیر انداخته بود. فرمودند: ارفع رأسک؛ سرت را بلند کن! در خانه خدا اینگونه است؛ بابک مفتوح للراغبین.
خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَی غَیْرِکَ؛ هر کس جای دیگری جز در خانه خدا و اولیای الهی رفت، محروم برمیگردد. این را تجربه کنید! خیال میکنیم وقتی سراغ دیگری رفتیم، کارمان را او راه انداخت؟! البته یک وقت او وسیله و ابزار است و انسان با توکل بر خدا از او استفاده میکند، اما اگر کسی به غیر از خدا دل ببندد و در خانه غیر خدا برود، واقعاً زیان کرده است. خداوند میفرماید: الشَّهْرُ شَهْرِی وَالْعَبْدُ عَبْدِی وَالرَّحْمَةُ رَحْمَتِی. او خود فرموده است که من بنده همین درگاهم و جای دیگری نمیتوانم بروم. در بعضی از دعاها میخوانیم که خدایا اگر بنا باشد که تو فقط اولیا، صالحان و خوبان را تحویل بگیری، پس گناهکارها پشت کدام در باید بروند؟!
درِ بازِ رحمت الهی!
درست است که خداوند غضب نیز دارد، اما او کسی است که سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ؛[۹] درِ غضب خدا بسته است، کسی باید خیلی عناد و لجاجت داشته باشد، تا بتواند در غضب خدا را باز بکند که البته بعضیها آن را برای خودشان باز کردند، اما آن دری که همیشه باز است درِ خانه خداست. اگر انسان این فرصتها را از دست بدهد، دیگر چه وقت میتواند جبران کند؟! امام سجادعلیهالسلام در پاسخ به حسن بصری که میگفت: من بعید میدانم کسی با این گرفتاریها بهشتی شود، فرمودند: اینگونه نیست! با اینکه خداوند در توبه را باز کرده است، بعید میدانم کسی به این زودی جهنمی بشود. البته یک مسئله وجود دارد و آن این است که ابلیس، شیاطین، نفس اماره و زرق و برق دنیا انسان را غافل میکنند. حضرت آدمعلیهالسلام پیامبر الهی است، اولین انسان است، خداوند او را خلق کرده و خلیفه قرار داده است، به ملائکه فرموده است که به او سجده کنید و حضرت آدم را در بهشت جا داده است، همچنین به او فرموده است: وَکُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمَا؛[۱۰] اما ابلیس شروع به وسوسه کرد و گفت: هَلْ أَدُلُّکَ عَلَی شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَی؛[۱۱] میخواهید درختی را به شما نشان بدهم که عمر جاودان پیدا کنید؟! مرحوم علامه در المیزان میفرماید: خطای حضرت آدم همین بود که یک لحظه چشمش را از خدا برگرداند و به این درخت دوخت و خیال کرد از این درخت هم کاری برمیآید.
ماه رجب در پیش است و در رحمت خدا باز. کجا میخواهم بروم؟! به چه کسی میخواهم التماس کنم؟ برای حل مشکلات دنیایی، اخروی، مشکلاتی که عالم تشیع و جهان اسلام با آن درگیر است، به چه کسی باید پناه برد؟ ماه رجب است و این در باز است؛ افزون بر این خداوند خودش از بندهاش استقبال میکند. یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ، یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ له، یَا جَارَ مَنْ لا جَارَ لَهُ،[۱۲] چه تکیهگاه و همنشینی بهتر از خدا؟! اگر انسان با این مفاهمی مأنوس شود، کمکم باعث میشود که رفاقتی بین این بنده حقیر ذلیل با خدای رب جلیل برقرار شود؛ یَا جَارَ مَنْ لا جَارَ لَهُ، یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ، یا رفیق من لا رفیق له، یا انیس من لا انیس له؛ انسان با چه کسی میخواهد انس بگیرد؟! با تلویزیون؟! فیلم سینمایی؟! با چرخیدن در خیابان و دیدن لباس و تماشای این مناظر؟! با اینها میخواهد انس بگیرد یا با خداوند عالم؟! اگر کسی با خدا رفیق شد، دیگر هیچ وقت تنها نیست. کمکم رفاقت شدیدتر میشود؛ یَا جَارِیَ اللَّصِیقِ یَا رُکْنِیَ الْوَثِیقَ یَا إِلَهِی بِالتَّحْقِیقِ، یَا رَبَّ الْبَیْتِ الْعَتِیقِ، یَا شَفِیقُ یَا رَفِیقُ.[۱۳] کمکم مثل حضرت ابراهیم خلیل الرحمن میشود.
این درها را باز گذاشتهاند. راه پیداکردن این در و انس گرفتن با آن همین دعاهایی ست که در ماه رجب قرار دادهاند. یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ یَا مَنْ یَعْلَمُ مَا فِی ضَمِیرِ الصَّامِتِینَ؛[۱۴]چه کسی است از حوائج ما خبر دارد؟! ما گاهی خودمان از نیازهایمان بیخبر هستیم. روزی نزدیک مسجد آیتالله بهجترحمةاللهعلیه با یکی از اولیای الهی روبهرو شدم. میگفتند ایشان مستجابالدعوه است. به ایشان گفتم: آقا! نزدیک اذان است و دم مسجد، یک دعا به ما بکنید! ایشان دستانش را بلند کرد و گفت: خدایا! میلیارد میلیارد میلیارد حوائج این آقا را بده! من در دل خودم گفتم: من گفتم یک دعا؟! بعد فهمیدم که حوائج ما یکی نیست، حالا ذهنم به یک حاجت مشغول شده است. من میلیاردها حاجت دارم، اما خودم هم نمیدانم. چه کسی میداند؟! یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ یَا مَنْ یَعْلَمُ مَا فِی ضَمِیرِ الصَّامِتِینَ؛ حتی وقتی که انسان هیچچیز نمیگوید، باز خداوند باخبر است.
از همین حالا دعایمان این باشد که خدایا ما را از برکات ماه رجب، شعبان، رمضان و شبهای قدر بهرهمند کن! این فرصتها از دست میرود و یک وقت انسان چشم باز میکند و میبیند ده روز از ماه رجب گذشت. آنهایی که میتوانند از خداوند بخواهند که به آنها هم توفیق بدهد که خودشان را برای اعتکاف و خلوت با خدا آماده کنند. مجالس عمومی و دعای عمومی سر جای خودش، اما خداوند خلوت را بسیار دوست میدارد.
پرسمان اخلاقی
راهکارهای عفتپیشهکردن را بیان بفرمایید؟
متأسفانه یکی از موضوعاتی که به اندازه کافی درباره آن بحث نشده است، عفت است. قرآن میفرماید: وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِکَاحًا؛[۱۵] کسیکه کار ازدواجش با مانعی روبهرو شده است، عفت پیشهکند. البته عفت کار سختی است و انجام آن نیازمند برنامه است. شاید اولین قدم این است که انسان در مقام خوردن قدری عفت شکم داشته باشد. در روایات آمده است؛ إِنَّ أَفْضَلَ الْعِبَادَةِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.[۱۶] ابتدا ببینم میتوانم از یک قاشق غذا، یک لیوان شربت یا یک دانه شیرینی بگذرم یا نه؟! اگر از این نتوانم بگذرم از شهوات بعدی چگونه میخواهم بگذرم؟! مرحله بعد عفت زبان است؛ اینکه انسان تمرین کند که عفت زبان داشته باشد. عفت چشم داشته باشد؛ اینکه چشم هرزه نباشد و هر جایی را نگاه نکند. این عفتها قدم به قدم باعث میشود که انسان بتواند درباره شهوات جنسی هم عفت به خرج بدهد. خلاصه اینکه عفت به معنای کنترل شهوات است و کتابهای خوبی هم در زمینه عفت نوشته شده است.
اگر برای پیشرفت در زندگی وام بگیرم با احادیثی که در مورد نهی از قرضگرفتن آمده است، منافات ندارد؟
قرض دادن کار بسیار خوبی است و به آن سفارش شده است، اما نسبت به قرض گرفتن نهی شده است. حتی اگر نهی هم نشده بود، خود انسان میفهمید که کار مطلوبی نیست. یکی از چیزهایی که آرامش انسان را به هم میزند، قرضگرفتن و قسطدادن است. البته در موارد ضروری چارهای جز آن نیست. به طور کلی تا انسان بتواند خودش را زیر بار دین و قرض نبرد، آسایش و آرامش بیشتری دارد. انسان کمی قناعت کند و نسبت به این پیشرفتها نیز هرچه لازم باشد، خداوند وسایلش را میرساند.
برای آنکه وقتمان برکت پیدا کند چه کنیم؟
چند سال قبل مقام معظم رهبری شعار سال را «کار و تلاش مضاعف» نامیدند. مرحوم آیتالله مصباح در توضیح این موضوع میگفتند: روشن است که این مسئله به این معنا نیست که مثلا کارگرها بهجای هشت ساعت شانزده ساعت کار کنند. سپس این خاطره را از آیتالله بهجت ذکر کردند که آقازاده ایشان میگفت: من به پدرم گفتم: شما چقدر دعا و نماز میخوانید و ذکر میگویید؟! شما روزی پنج شش ساعت درس دارید، چرا اینقدر خودتان را با این عبادات خسته میکنید؟! مرحوم آیتالله بهجت فرموده بودند: بابا! اثر این دعاها، نمازها و توسلات این است که گاهی درسی که فهم آن به سه ساعت مطالعه نیاز دارد، من با ده دقیقه مطالعه میفهمم. ده دقیقه به اندازه سه ساعت کار؟! اگر کار با اخلاص، توجه به خدا و توسلات همراه باشد، برکت پیدا میکند. کُلُّ أَمْرٍ ذِی بَالٍ لَمْ یُذْکَرْ فِیهِ بِسْمِ اللَّهِ فَهُوَ أَبْتَرُ؛[۱۷] اگر کار برای خدا نباشد، نیمه تمام است. در بین اذکار نیز من از مرحوم آیتالله مصباح شنیدهام که میفرمود: ذکر صلوات خیلی به عمر انسان برکت میدهد. تلاوت قرآن نیز این اثر را دارد. افزون بر نمازهای واجب، نمازهای مستحبی نیز اینگونه است. خدمت به دیگران نیز در عمر انسان برکت ایجاد میکند؛ همانگونه که انسان از اموالش انفاق میکند، اموالش برکت پیدا میکند.
پی نوشت ها:
[۱]. حدید، ۲۳.
[۲]. مرحوم آقاشیخ عباس قمیرحمةاللهعلیه برخی از اعمال این ماه را در مفاتیح آوردهاند، اما مرحوم سیدبنطاووسرحمةاللهعلیه در کتاب اقبال و مرحوم علامه مجلسیرحمةاللهعلیه در کتاب ذات المعاد با تفصیل بیشتری به اعمال این ماه پرداختهاند.
[۳]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص۴۷۱.
[۴]. وقتی از جایی به نام آسمان هفتم نام میبرند، به این معناست که آنجا خیلی بلندمرتبه است؛ گویا نزدیک عرش خداست.
[۵]. إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج۲، ص۶۲۸.
[۶]. همان، ص۶۴۳.
[۷]. الوافی، ج۵، ص۱۰۹۴.
[۸]. توبه به معنای رجوع و بازگشت است؛ یعنی بنده تاکنون به خدا پشت کرده بوده است و اکنون برگشته است.
[۹]. کتاب المزار- مناسک المزار(للمفید)، ص۱۶۱.
[۱۰]. بقره، ۳۵.
[۱۱]. طه، ۱۲۰.
[۱۲]. مفاتیح الجنان، دعای مشلول.
[۱۳]. زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص۳۹۰.
[۱۴]. مصباح المتهجد وسلاح المتعبد، ج۱، ص۲۲۹.
[۱۵]. نور، ۳۳.
[۱۶]. کافی (ط - دار الحدیث)، ج۳، ص۲۰۳.
[۱۷]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج۸۹، ص ۲۴۲.
معنای «آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ» در دعای رجبیه چیست؟
در سوره بقره می فرماید [ما شما را به امور مختلفی امتحان می کنیم]: «ولَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ». چرا؟ چون می خواهیم شما را بیدار کنیم. بعد می گوید: این تهدید نیست، این فرصت است: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ» یعنی به چشم تهدید به این نگاه نکن. به چشم یک فرصت به آن نگاه کن.
شما در دعای ماه رجب هم عین همین را دیدهاید. در دعای رجبیه اینطور می گوییم: «یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ». نقل کرده اند از یکی از بزرگان که در مورد قسمت دوم این فراز فرمودهاند: چطور میتوانیم بگوییم «آمن سخطه»؟ گویا این ثقیل بوده برای ایشان. چون قرآن می فرماید که: «أَفَأَمِنُوا مَکْرَ اللَّهِ فَلَا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ». [وقتی قرآن اینطور می فرماید]، چه طور انسان «آمن سخطه» باشد؟ ایمن از سخط خدا باشد؟ ایشان گفتهاند که این جمله، اِخباری نیست. ظاهر آن، اِخبار است اما باطن آن اِنشاء است. یعنی: «خدایا من را ایمن از سخط خود قرار بده».
ایشان بزرگ هستند و بزرگوار. اما نه، معنای این فراز از دعا، این نیست. معنی آن این است که: «وقتی که شرّی به من می رسد، نشانۀ این نیست که تو از من بَدَت آمده و مورد سخط تو هستم. من ایمن هستم از اینکه شرّی که به من می رسد، از روی سخط تو باشد».
این فراز از دعا، ناظر به این آیۀ سوره فجر است: «فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ . وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ . کَلَّا ...»: یعنی این طور نیست که [وقتی شری به من می رسد معنایش] «اَهانن» باشد. لذا به همین جهت است که میگوید: «و آمن سخطه عند کل شر». یعنی شرّ، تهدید نیست، بلکه فرصت است. شرّی که به من می رسد برای این است که من خودم را جمع و جور کنم و از خواب غفلت بیدار بشوم. چیزهایی که ظاهرش شرّ است، اینطور نیست که خدا به انسان غضب کرده و به این شرّ مبتلا شده.
خدا، دکتر من است. می خواهد مداوایم کند. دکتر که سخط ندارد به مریضش! دکتر هر کار که بکند، اگر از مریض بپرسی نظرت درباره دکتر چیست، می گوید: «آمن سخطه عند کل شر». اگر قلبم را در بیاورد، اگر استخوان ترقوه ام را ارّه کند و قلبم را از وسط سینه بیرون بیاورد، باز می گویم: «آمن سخطه عند کل شر». چون میخواهد رگ قلبم را باز کند. میخواهد مداوایم کند. این حسن ظن به خداست.
آیا امام زمان(عج) با شمشیر قیام خواهد کرد؟
یکی از سوالات مطرح در خصوص مهدویت اینکه، در احادیث آمده است که سلاح حضرت مهدی در هنگام ظهور، شمشیر خواهد بود.
با توجّه به این همه پیشرفتی که بشر در زمینة نظامی کرده است چگونه ایشان با شمشیر می خواهند بر این همه سلاح مجهّز و فوق مدرنِ دشمنانش، غلبه کنند؟
چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتارجمعی جدید و مخرّب که میتواند کلّ کرهٔ زمین را چندین بار نابود کند، ایستاده و مقابله کند؟
بحث در این است که مقصود از شمشیر چیست؟ آیا شمشیر موضوعیّت و خصوصیّت دارد یا اشاره به چیز دیگری است؟
وظیفه امام هنگام ظهور فقط روشنگری و ارائه راه نیست بلکه با انقلابی جهانی، در پی اجرا کردن قوانین الهی است .
و برای این هدف باید حکومتهای خودکامه و بیدادگر از صحنه خارج شوند. امام برای دستیابی به این هدف، نیاز به سلاح دارد
. اگرچه نوع و کیفیت این سلاح بر ما پوشیده است. اما بایستی برتر از امکانات تسلیحاتی دشمنان باشد.
تعبیر شمشیر در روایات و ادعیه تعبیر نمادینی است که اتکای امام به قدرت را نشان می دهد.
آیا امام زمان(عج) با شمشیر قیام خواهد کرد؟
صاحب سیف کیست؟
در حدیثى، امام صادق(ع) به یک تفاوت امام مهدى(ع) با دیگر امامان اشاره دارند. هر چند همه امامان، قائم به امر الهى هستند،.
ولى دارنده شمشیر(صاحب سیف) از میان آنان، تنها امام مهدى(ع) است. حدیث، چنین است که امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از «قائم» فرمود:
کُلُّنا قائِمٌ بِأَمرِ اللَّهِ ، واحِدٌ بَعدَ واحِدٍ حَتّى یَجى ءَ صاحِبُ السَّیفِ ، فَإِذا جاءَ صاحِبُ السَّیفِ جاءَ بِأَمرٍ غَیرِ الَّذی کانَ .[۱]
همه ما، قائم به امر خداوند هستیم ، یکى پس از دیگرى، تا آن که صاحب شمشیر بیاید. چون او بیاید ، به گونه دیگرى غیر از آنچه بوده، رفتار مى کند .
شمشیر، میراثى از محمّد صلى اللّه علیه و آله
در حدیثى، شخصیت امام مهدى(ع) جامع اوصاف خاصّ برخى از انبیاى پیشین دانسته شده است. مطابق این حدیث، شخصیت امام مهدى(ع) با گزاره هایى چون
: ترس و نگرانى موسى(ع) ، زندانى شدن یوسف(ع) ، مرگ نمایى عیسى(ع) و شمشیرِ محمّد صلى اللّه علیه و آله توصیف شده است. ابو بصیر نقل مى کند که امام باقر(ع) فرمود:
فى صاحِبِ هذَا الأَمرِ أربَعُ سُنَنٍ مِن أربَعَةِ أنبِیاءَ علیهم السلام : سُنَّةٌ مِن موسى ، وَ سُنَّةٌ مِن عیسى ، وَ سُنَّةٌ مِن یوسُفَ ،
وَ سُنَّةٌ مِن مُحَمَّدٍ صلى اللّه علیه و آله ؛ فَأَمّا مِن موسى فَخائِفٌ یَتَرَقَّبُ ، وَ أَمّا مِن یوسُفَ فَالحَبسُ ، وَ أَمّا مِن عیسى فَیُقالُ : إنَّهُ ماتَ ، وَ لَم یَمُت ، وَ أَمّا مِن مُحَمَّدٍ صلى اللّه علیه و آله فَالسَّیفُ .[۲]
از چهار پیامبر، در صاحب این امر (قیام) است : سنّتى از موسى ، سنّتى از عیسى ، سنّتى از یوسف ، سنّتى از محمّد صلى اللّه علیه و آله .
از موسى ، بیمناکى و مراقبت [همیشگى در برابر دشمن ] است و از یوسف(ع) ، در حصار [ناشناس ] بودن و از عیسى(ع) ، این که گفته مى شود : مرده است ، در حالى که نمرده است ، و از محمّد صلى اللّه علیه و آله ، شمشیر [و قیام مسلّحانه ].
شمشیر، از نشانه هاى ظهور
ظهور با شمشیر، یکى از نشانه هاى حتمى قیام امام مهدى(ع) است. مفضّل بن عمر چنین نقل کرده است که:
قُلتُ لِأَبى عَبدِ اللَّهِ(ع) : ما عَلامَةُ القائِمِ؟ قالَ : إذَا استَدارَ الفَلَکُ ، فَقیلَ : ماتَ أو هَلَکَ ، فى أىِّ وادٍ سَلَکَ ! قُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، ثُمَّ یَکونُ ماذا؟ قالَ : لا یَظهَرُإلّا بِالسَّیفِ.[۳]
به امام صادق(ع) گفتم : نشانه قائم چیست؟ فرمود : «هنگامى که روزگار بچرخد و گفته شود : مرده یا هلاک شده و معلوم نیست که به کجا رفته است» . گفتم : فدایت شوم! سپس چه روى مى دهد؟ فرمود : «جز با شمشیر، ظهور نمى کند» .
افزون بر نشانه ظهور با شمشیر، به دلالت التزامى، مفهوم «صاحب سیف» نیز در این حدیث براى امام مهدى(ع) تضمین شده است.
شهادت به وحدانیت خدا؛ درحالیکه او را ندیدیم
واژه شهادت به معنای گواهی دادن است.[1] این واژه با مشاهده و اطلاع از نزدیک و آگاهی روشن و مطمئن ارتباط دارد و در اصطلاح حقوقی تنها موارد خبر دادن از امری محسوس را شامل میشود. شهادت در اصطلاح حقوقی یعنی «انتقال حقیقت امری از ناحیهی فردی واجد شرایط که آن را دیده و شنیده به قاضی محکمه، به ضرر یکی از اصحاب دعوی به نفع دیگری، با ادای سوگند و التزام به راستگویی».[2] با این مقدمه نیکوست به سراغ شبههای برویم که شاید ذهن را اندکی مشغول کند. اگر شهادت به معنای گواهی به چیزی است که دیده یا شنیدهایم، چطور در ابتدای تشرف به دین اسلام از ما میخواهند که شهادت به یگانه معبود بودن الله جلجلاله بدهیم؟ خداوندی که از دسترس حواس دور است قابل مشاهده و گواهی دادن نیست؛ پس آیا میشود ادعا کرد که ورود به اسلام با دروغ همراه است؟! این شبهه را درباره شهادت به رسالت حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله و ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیز میتوان تکرار کرد؛ زیرا رسالت و ولایت اموری محسوس از جنس دیدنی و شنیدنی نیستند.
شهادت به معنای درک و شناخت
همانگونه که اشاره شد معنای لغوی شهادت به معنای گواهی دادن است و گواهی منحصر در امور حسی نیست و گواهی درباره هر چیزی که از آن مطلع هستیم را شامل میشود. روشن است که در شهادتین اصطلاح حقوقی و قضایی شهادت مدنظر نیست. گواهی در اموری که از آن با دلیل عقلی و استدلالی آگاه شدهایم امری مرسوم است. پزشکی که گواهی فوت صادر میکند، گاه در گواهی خود ادعا مینماید که این شخص بین ساعات 8 تا 10 شب از دنیا رفته است؛ درحالیکه او تنها جنازه را میبیند و به ساعت فوت از روی استدلال عقلی و حدس آگاه است. در برخی مواقع ممکن است ما در گواهی خویش به خبر شخصی دیگر اعتماد کرده باشیم و این نیز با معنای لغوی گواهی منافاتی ندارد.
شهادت بهمثابه اقرار
در زبان عربی گاه شهادت به معنای اقرار و اعتراف به کار میرود و منظور از آن گواهی دادن یا خبر دادن به دیگران نیست. وقتی در خلوت خود با خداوند متعال نجوا میکنیم و میگوییم «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰه» آیا در حال آگاه کردن کسی هستیم؟ یا اقرار درونی و قلبی خود را تکرار میکنیم.
اقرار به ندای فطرت و عقل هنگام تشرف به اسلام
ورود به جرگه مسلمانی با اقرار به ندای فطرت و عقل همراه است و نهتنها اقرار به امری دروغ نیست؛ بلکه روشنترین حقیقت هستی که نشانههای آن در نفس انسان و تمام جهان پراکنده است، موضوع اقرار و گواهی است. همه انسانها در درون خود به فقر خویش و احساس نیازشان به امری متعالی علم حضوری دارند و توحید از امور فطری است؛ علاوه بر اینکه برخی دلایل عقلی وجود خدا و یگانگی او روشن و عمومی است. دقت به این نکته نیز مفید خواهد بود که بدانیم مخاطبان اولیه اسلام به وجود خداوند اعتراف داشتند و شک و شبهه آنها در زمینهٔ شرک در ربوبیتِ تکوینی الهی و شفاعت بتان بود. هنوز شبهات فلسفی و عمیق فکری در جامعه رسوخ نداشت. در زمان معاصر که شبهات اعتقادی از نظر تعداد و کیفیت فزونی یافته و به شکل گسترده منتشر میشود نیز از کسی که به کلی منکر خداست، خواسته نمیشود که به وجود او شهادت دهد؛ بلکه باید حداقل اندکی تحقیق و اندیشه نماید و شبهات را از خود دور کند و سپس به وجود و وحدانیت خداوند گواهی دهد.
پینوشت:
[1]. لغتنامه دهخدا.
[2]. باقری، علیرضا، آیین دادرسی کیفری سه استاد، چاپ اول، نوای دانش، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۹.
لزوم انتخابات برای شایسته سالاری در جامعه اسلامی
در عصر کنونی شاهد بمباران تمامی رسانههای غربی که در صدد زمین زدن حکومت اسلامی هستند میباشیم که تمام تمرکزشان بر این است که مردم ایران اسلامی را از شرکت در انتخابات منصرف کنند. چرا که انتخابات تنها روش سالم در عصر غیبت برای شایسته سالاری و به کرسی نشاندن انسانهای صالح و متقی در جامعه اسلامی است. بنابراین علاوه بر اینکه رای دادن به انسانهای ناشایسته خیانت بزرگی به مفهوم شایسته سالاری در جامعه اسلامی میباشد، بی تفاوتی در انتخابات و رای ندادن نیز زمینه را برای به کرسی نشستن انسانهای ناشایسته فراهم میآورد.
آرمان اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی این است که پرچم این نظام مقدس را به حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم کند، مسلماً برای محقق شدن این آرمان بسیار بزرگ، باید حکومت اسلامی حفظ شود، و یکی از مهمترین مبانی بقای حکومت اسلامی این است که انسانهایی که شایستگی و صلاحیت حاکمیت و نمایندگی از مردم برای جامعه اسلامی را دارند به کرسی این مسئولیتهای بسیار مهم بنشینند. در عصر کنونی که عصر غیبت است، باید زیربناهای تحقق اسلامی بودن و مردم سالاری اسلامی در جامعه اسلامی حفظ شود که تنها راه حفظ این زیر بناها، مسئول بودن مردم برای حق تعیین سرنوشت سیاسیشان از طریق شرکت در انتخابات است. خداوند متعال در قرآن کریم حکومت را تنها میراث انسانهای صالح و شایسته بیان فرموده است، چنانچه در قرآن کریم میفرماید:«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»[۱]«در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد».
آن چیزی که مسلمانان صدر اسلام را از نعمت والای حاکمیت و رهبری و ولایت مولای متقیان حضرت امام علی علیه السلام محروم ساخت و به خانه نشینی آن امام والا مقام منجر شد، به کرسی نشستن انسانهای ناشایسته به منصب حاکمیت حکومت اسلامی آن زمان بود و همین شاهد بزرگ تاریخی، به تنهایی نشان دهنده خسارتهای مادی و معنوی به یک جامعه اسلامی در صورت به کرسی نشستن انسانهای ناشایسته بر منصب حکومت میباشد، چرا که امام و پیشوا و حاکم مردم آنقدر جایگاه والایی برای ثبات و بقای جامعه و حکومت اسلامی و ارزشهای مادی و معنوی آن دارد که همانند کعبهای است که تمامی مردم به سوی او میروند، چنانچه نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد جایگاه والای امامت میفرمایند:«مَثلُ الْامامِ مَثَلُ الْکعْبَةِ، اذ تُوْتی وَ لَا تَأْتِی»[۲]«امام همچون کعبه است که باید به سویش حرکت کنند، نه این که او به جانب مردم رود».
در عصر غیبت که از نعمت بزرگ معصومین علیهم السلام به عنوان حاکم و امام و پیشوا بر جامعه اسلامی خود محروم هستیم، باید به دنبال انسانهای شایسته و صالحی باشیم که صلاحیتشان برای نیابت از این مسئولیتهای بسیار بزرگ معصومین علیهم السلام بر همگان محرز باشد، و تنها راه برگزیدن این گونه انسانها که شایستگی و صلاحیت برای حاکمیت و نمایندگی اسلامی را داشته باشند، شرکت در انتخابات است، چرا که در صورت عدم شرکت در این مسئولیت بسیار مهمی که بر عهده تک تک ما مسلمانان است، به بقای حاکمیت اسلامی که بر مبنای شایسته سالاری است ضربه زدهایم و علاوه بر این، از آنجا که تمامی رسانههای غربی که جیره خور کشورهای استکبار جهانی هستند، در صدد زمین زدن حکومت اسلامی از راه دلسرد کردن و بیتفاوتی مردم در شرکت در انتخابات هستند، کمک شایانی به این حکومتهای طاغوتی کردهایم و به گونهای از همین فرمان آنان برای عدم شرکت در انتخابات پیروی کردهایم که خداوند متعال این کار را از اهداف شیطان میداند و در قرآن کریم میفرماید:«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا»[۳]«آیا ندیدی کسانی را که گمان میکنند به آنچه (از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آوردهاند، ولی میخواهند برای داوری نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. امّا شیطان میخواهد آنان را گمراه کند، و به بیراهههای دور دستی بیفکند».
نتیجهگیری: یکی از مهمترین ملزمات بقای حکومت اسلامی، حاکمیت و نمایندگی انسانهای شایسته در آن است چرا که در صورت حاکمیت و نمایندگی انسانهای ناشایسته نه تنها از حکومت اسلامی چیزی باقی نمیماند، بلکه از خود اسلام نیز چیزی باقی نمیماند. نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به حمدالله از این رکن بسیار مهم شایسته سالاری بر مبنای مردم سالاری از طریق انتخابات برای تصدی حاکمیت و نمایندگی از مردم برخوردار است، بنابراین شرکت در انتخابات به عنوان تنها روش برای شایسته سالاری در حکومت اسلامی مسئولیت بسیار بزرگیست که بر دوش تک تک ما مسلمانان ایران زمین است، و در صورت شرکت نکردن در انتخابات و یا رای دادن به انسانهای ناشایسته، کمک شایانی به کشورهای استکبار جهانی برای زمین زدن حکومت اسلامی کردهایم که این هدف، یکی از مهمترین اهداف شیطان است.
پی نوشت
[۱] سوره انبیاء، آیه ۱۰۵
[٢] بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، جلد ۳۶، صفحه ۳۵۳
[٣] سوره نساء، آیه ۶۰
تاثیر معجزه آسای این ویتامین در تقویت حافظه
زوال شناختی یکی از مهمترین نگرانیهای سلامتی برای بیشتر سالمندان است و مکملهای روزانه مولتی ویتامینها این پتانسیل را دارد که رویکردی جذاب و در دسترس برای کند کردن پیری شناختی داشته باشد.
نتایج نشان میدهد که مصرف مولتی ویتامینها میتواند به جلوگیری از از دست دادن حافظه و زوال شناختی آهسته در میان سالمندان کمک کند.
مصرف مولتی ویتامین به شکل روزانه پیری مغز را در مقایسه با دارونما به میزان دو سال کاهش داد.
با این حال محققان میگویند مصرف مکملهای مولتی ویتامین احتمالاً مفید است، اما مشخص نیست که آیا احتمالاً تأثیر زیادی در افرادی که رژیم غذایی سالم دارند، خواهد داشت یا خیر.
دکتر «چیراگ ایواس»، محقق ارشد از بیمارستان عمومی ماساچوست، گفت: «زوال شناختی یکی از مهمترین نگرانیهای سلامتی برای بیشتر سالمندان است و مکملهای روزانه مولتی ویتامینها این پتانسیل را دارد که رویکردی جذاب و در دسترس برای کند کردن پیری شناختی داشته باشد.»
در این مطالعه به بررسی این موضوع پرداخته شد که آیا مکمل خاص عصاره کاکائو، مولتی ویتامین یا هر دو ممکن است به افزایش سلامت کمک کن یا نه.
تجزیه و تحلیل بیش از ۵۰۰۰ شرکتکننده در سه کارآزمایی بالینی مجزا اما مرتبط، شواهد قوی از فواید مصرف روزانه مولتی ویتامینها به مدت دو تا سه سال برای عملکرد مغز و حافظه نشان داد.
ایواس در این باره گفت: «متاآنالیز سه مطالعه شناختی جداگانه شواهد قوی و ثابتی ارائه میدهد که مصرف روزانه مولتی ویتامین حاوی بیش از ۲۰ ریزمغذی ضروری، به جلوگیری از از دست دادن حافظه و کند کردن زوال شناختی کمک میکند.»
چند روش ساده و مفید برای افزایش انرژی بدن
به گفته متخصصان میتوان با انجام چند روش، انرژی خود را افزایش داد و با چالشهای ناشی از کمبود انرژی مقابله کرد.
در ادامه به چند مورد از این روشها خواهیم پرداخت.
مصرف منیزیم را افزایش دهید
داشتن یک رژیم غذایی متعادل میتواند به تامین نیازهای ویتامین و مواد معدنی بدن شما کمک کند. در همین حال، «سامانتا هلر»، متخصص تغذیه دانشگاه نیویورک در این باره میگوید: این ماده معدنی برای بیش از ۳۰۰ واکنش بیوشیمیایی در بدن از جمله تجزیه گلوکز به انرژی، مورد نیاز است؛ بنابراین هنگامی که سطوح آن حتی کمی پایین است، انرژی میتواند کاهش یابد.
پیادهروی کنید
در حالی که ممکن است به نظر برسد که حرکت کردن در زمانی که احساس خستگی میکنید به احساس خستگی بیشتر منجر میشود، اما برعکس این موضوع صادق است. کارشناسان میگویند که افزایش فعالیت بدنی - به ویژه پیاده روی - انرژی را افزایش میدهد.
چرت بزنید
تحقیقات نشان داده است که هم اطلاعات اضافی و هم فشار بیش از حد به مغز ما میتواند انرژی را از بین ببرد. اما مطالعات مؤسسه ملی سلامت روان نشان داد که یک چرت ۶۰ دقیقهای نه تنها میتواند اثرات بار اطلاعاتی را معکوس کند بلکه ممکن است به ما کمک کند تا آنچه را که آموختهایم، بهتر حفظ کنیم.
صبحانه یا هر وعده غذایی دیگری را حذف نکنید
هلر میگوید: مطالعات نشان میدهد افرادی که صبحانه میخورند، خلق و خوی بهتر و همچنین انرژی بیشتری در طول روز دارند.
کاهش استرس و مقابله با خشم
به گفته متخصصان، یکی از بزرگترین عوامل زیانآور برای انرژی، استرس است. استرس نتیجه اضطراب است و اضطراب کل انرژی ما را مصرف میکند.
آب بیشتر بنوشید و الکل مصرف نکنید
به گفته متخصصان، علائم تشنگی با خستگی نیز نمایان میشود.
«کیت ایوب»، متخصص تغذیه در این باره میگوید: گاهی اوقات، حتی کمآبی خفیف میتواند باعث ایجاد احساس خستگی و بیحالی شود.
بیشتر غلات کامل و کمتر شکر بخورید
نکته کلیدی در اینجا حفظ تعادل قند خون است تا انرژی ثابت بماند.
هلر میگوید: وقتی یک غذای شیرین میخورید، قند خون شما افزایش مییابد که انرژی شما را افزایش میدهد. اما به دنبال آن یک افت سریع قند خون در پی دارد که به نوبه خود میتواند باعث شود که شما احساس بی حالی زیادی داشته باشید.
میان وعده بخورید
متخصصان توصیه میکنند که خوراکیهای ترکیبی از پروتئین، کمی چربی و مقداری فیبر مصرف کنید.
کربوهیدراتها باعث جذب سریع انرژی میشوند، پروتئین انرژی شما را بالا نگه میدارد و چربی باعث ماندگاری انرژی میشود.
عملکرد تیروئید خود را بررسی کنید
اگر دائماً انرژی شما کم است - به خصوص اگر حتی بعد از یک استراحت خوب شبانه احساس تنبلی میکنید - هلر میگوید که باید با پزشک خود در مورد آزمایش خون برای اختلال عملکرد تیروئید و همچنین کم خونی صحبت کنید.
هلر میگوید: تیروئید میتواند یک مشکل خاص برای زنان باشد - اغلب بعد از زایمان و اغلب در دوران یائسگی ایجاد میشود -، اما یک آزمایش خون ساده میتواند تأیید کند که آیا این مشکل شماست یا خیر. اگر تشخیص داده شد که عملکرد تیروئید شما کم است، داروها میتوانند عملکرد آن را تعدیل کنند.
حضور رهبر معظم انقلاب در مرقد مطهر امام خمینی(ره) و گلزار شهیدان
رهبر انقلاب اسلامی، صبح چهار شنبه (۱۱ بهمن ۱۴۰۲) در آستانه چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با حضور در حرم امام خمینی (ره) با قرائت فاتحه یاد و خاطره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و یادگار ایشان را گرامی داشتند.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین در مزار شهدای حادثه هفتم تیر و شهدای انفجار دفتر نخست وزیری در هشت شهریور سال ۱۳۶۰ حضور یافتند و یاد شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و یاران شهیدشان را گرامی داشتند.
رهبر انقلاب اسلامی بر مزار شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و دفاع از حرم نیز حضور پیدا کردند.
از جمله شهدایی که حضرت آیتالله خامنهای برسر مزار آنها حاضر شدند، شهید «محمد امین صمدی» بود که اخیرا در حمله رژیم صهیونیستی به دمشق به شهادت رسید
بیانات در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین.
بسیار خرسندم و متشکّرم از آقایان [و خانم] محترمی که اینجا بیاناتی را برای استفادهی ما و همهی شنوندگان ایراد کردند. نمایشگاهی هم که دیروز ما توفیق پیدا کردیم دیدیم،(۲) نمایشگاه بسیار شوقآور و برجستهای بود. من تصوّر میکنم که میتوانیم این نمایشگاه دیروز را نمونهای از نمایش اقتدار علمی و فنّاوری کشور معرّفی کنیم. تنها تأسّفی که من دارم این است که این پیشرفتها برای مردم توضیح داده نشده و مطمئنّاً اکثر افراد کشورمان از این تلاشهایی که انجام گرفته و توفیقاتی که به دست آمده و ابتکاراتی که از نیروهای انسانی نخبهی ما سر زده، بیاطّلاعند. دیروز من برخورد کردم با جوانهای نخبه؛ یعنی در حرف زدنشان دقّت کردم و تشخیص دادم که اینها به معنای واقعی کلمه نخبهاند. امروز هم خوشبختانه در بین این سخنرانها، تعدادیشان جوان بودند و همهی آنها بحمدالله نخبهاند. به نظر من جای شکرگزاری دارد و خدای متعال را باید شاکر باشیم. همهی این نعمتها از خدا است: وَ ما بِکُم مِن نِعمَةٍ فَمِنَ الله؛(۳) همهی اینها نعمتهای الهی است، توفیق الهی است به شما و به کشور و طبعاً به مسئولین؛ این توفیق را قدر بدانیم و دنبال کنیم.
من دو سه مورد از این درخواستهایی را که آقایان داشتند یادداشت کردم که دوستان در دولت با همراهی مسئولینی از دفتر ما، کارگروههایی را تشکیل بدهند و اینها را دنبال کنند. مجموعههای صنعتی چندوجهی که گفته شد، نکتهی مهمّی است؛ مسئلهی تأمین مالی و پیشنهادهایی که بعد برای شرکتهای متوسّط و کوچک شد، حرف درستی است و مسئلهی مهمّی است که باید دنبال بشود؛ موضوع آبیاری نوین که برای کشاورزی گفته شد، هم صرفهجویی آب است، هم افزایش تولید کشاورزی و درآمد کشاورزان است. اینها چیزهایی است که برای ما حیاتی است؛ اینها یک چیزهایی است که برای ما لازم است؛ خواهش میکنم دوستان در دولت اینها را دنبال کنند؛ یعنی برای اینها واقعاً کارگروه تشکیل بدهید و بنشینید فکر کنید، از خود اینها نظر بخواهید و کار کنید، اقدام کنید. حالا من نکاتی را هم عرض خواهم کرد.
آن حقیقتی که انسان به طور روشن مشاهده میکند، این است که بنگاههای تولیدی بزرگ کشور ما، در طول سالهای متعدّد، رشد چشمگیری داشتهاند. این رشد چشمگیر از سوی بخش خصوصی ــ این بنگاههایی که گفتم، منظورم بنگاههای بخش خصوصی است ــ خیلی پُرمعنا است؛ این نشاندهندهی وجود یک بخش خصوصی توانا و قدرتمند در کشور است و این خبر مهمّی است؛ چرا؟ چون این رشد و پیشرفت و کارهایی که انجام گرفته، همه در شرایط تحریم انجام گرفته و علاوه بر اینکه در این میان، بعضی از دورهها هم دورههای کمکاریِ دولتها بوده ــ دههی ۹۰ دههی پیشرفت خیلی خوبی برای ما نبود ــ امّا درعینحال این کارها انجام گرفته. این نشاندهندهی این است که در شرایط کنونی کشور، بخش خصوصی ما قادر است کشور را به آن چیزی که مطلوب برنامهی پنجسالهی هفتم است، یعنی رشد [اقتصادی] هشت درصد برساند؛ یعنی مشاهدهی این کاری که دارد انجام میگیرد و حرکتی که دارد انجام میگیرد، انسان را واقعاً امیدوار میکند به اینکه ما بتوانیم به رشد مورد نظر برسیم.
یک نکتهی اساسی در این چیزی که من در نمایشگاه و در اجمالِ صحبتهایی که آقایان کردند مشاهده کردم، مسئلهی وجود ابتکار است. ابتکار هم از هر کسی برنمیآید؛ نیروی انسانی نخبه میتواند ابتکار کند، و ما در کشورمان این ثروت عظیم را داریم. حالا بعضی از کشورها در منطقهی ما ادّعا میکنند که میخواهند مثلاً فرض کنید تا فلان سال، اقتصاد چندم جهان بشوند! فقط با پول نمیشود اقتصاد چندم جهان شد؛ نیروی انسانی لازم است؛ نیروی انسانیتان کجا است؟ ندارند. آنچه میتواند راههای دشوار را بپیماید و کشور را به اوج برساند، به قلّه برساند، در درجهی اوّل، نیروی انسانی توانا و نخبه است؛ از این جهت، ما یک ثروت عظیمی داریم. تا آنجایی که من اطّلاع دارم و من میشناسم، کمتر کشوری دُوروبَرمان به قدر ما برخوردار از این ثروت و این نعمت است. میتوان مطمئن شد که این ظرفیّت عظیمی که ما داریم ــ منظورم ظرفیّت عظیم نیروی انسانی است ــ قادر است چندین برابر وضع کنونی به کشور سود برساند و میتواند در مسائل کلان کشور گرهگشایی کند.
بعضی از مسائل کلان کشور هست که ما به کلان بودنِ آن مسائل توجّه نداریم. مسئلهی آب برای کشور یک مسئلهی کلان است؛ ناترازی آب برای کشور یک مشکل و معضل اساسی است. مسئلهی سوخت همینجور؛ ما الان در مسئلهی سوخت، به معنای واقعی کلمه مشکل داریم. ما کشور تولیدکنندهی نفت، با اینهمه منابع زیرزمینی نفتی، بنزین وارد کنیم؟ این معنی دارد؟ معنایش همین است که ما در یک مسئلهی کلان دچار مشکلیم. مسئلهی برق همینطور. مسائل گوناگونی هست که مسائل کلان کشور است و ناترازی در این مسائل، کشور را رنج میدهد و مانع کارهای بزرگ متعدّدی میشود. بخش خصوصی ما میتواند در این زمینهها به معنای واقعی کلمه کمک کند، همینطور که الان شنیدید. اینکه حالا بخش خصوصی بیاید مثلاً فرض کنید که با یک مجموعهی برق خورشیدی ۱۸۰۰ مگاوات برق تولید کند، خب چیز خیلی خوبی است. یک بخش خصوصی میآید خودش سرمایهگذاری میکند، ۱۸۰۰ مگاوات برق تولید میکند؛ این برای کشور خیلی باارزش است. اگر ما اینها را تشویق کنیم، اگر ما به اینها کمک کنیم، اگر برنامهریزیِ درست انجام بگیرد، مطمئنّاً بخش خصوصی میتواند در این برنامههای کلان، هم فکر ارائه بدهد، هم عمل ارائه بدهد. این عرضِ ما به مسئولین محترم و به خود شما فعّالان اقتصادی بخش خصوصی است.
زمینهی مشارکت هم البتّه خیلی گسترده است؛ حالا شما اینجا یک مقداری شنیدید، بنده [هم] دیروز در نمایشگاه یک مقدار بیشترش را دیدم. خود این جمعی که اینجا حاضر هستید که در بخشهای مختلف فعّالید، اگر هر کدام یک جمله صحبت بکنید، معلوم خواهد شد که زمینههای مشارکت خیلی وسیع است. شما از صنایع بزرگی مثل نفت، مثل گاز، مثل فولاد بگیرید، تا مثلاً صنایع دستی؛ در همهی این زمینهی گستردهی وسیع، امکان مشارکت مردم وجود دارد؛ سرمایههای مردم، ذهن مردم، دستهای توانای مردم، سرانگشتان فعّال و مبتکر مردم میتواند فعّال بشود و کار کند [که در نتیجه] اشتغال زیاد خواهد شد، فقر کمتر خواهد شد. بنابراین، این زمینههای گسترده وجود دارد؛ منتها، هم دستگاههای دولتی باید احساس مسئولیّت کنند، هم خود فعّالان اقتصادی باید احساس مسئولیّت کنند؛ یعنی از دو طرف احساس مسئولیّت لازم است.
آنچه بنده به عنوان مسئولیّت دولت یادداشت کردهام که امروز عرض بکنم ــ چون قبلاً هم در این زمینهها مفصّل صحبت شده ــ مسئلهی بهبود فضای کسبوکار است. عمده این است که دولت باید موانع را برطرف کند. بنده در سال گذشته، در همین جلسه،(۴) مواردی را به عنوان موانع بهبود فضای کسبوکار ذکر کردم؛ امسال که در این نمایشگاه با فعّالان بخش اقتصادی صحبت کردیم ــ که به نظرم نزدیک چهل غرفه دیروز [اینجا] بود ــ تعدادی از اینها اظهار نارضایی میکردند و من دیدم نارضاییِ اینها از همان چیزهایی است که قبلاً تذکّر داده شده! خب معلوم میشود که [آن توصیهها] انجام نگرفته. باید انجام بگیرد؛ درخواست مؤکّد من از آقایان مسئولین دولتی این است که دنبال کنند.
البتّه حمایت دولت لازم است، نظارت دولت هم لازم است. ضوابطی وجود دارد که باید این ضوابط رعایت بشود؛ چه کسی باید مراقبت کند؟ دولت. بنابراین، نظارت دولت مطلقا قابل اغماض نیست؛ امّا نظارت غیر از دخالت کردن است. من دیروز شنیدم که در بعضی از شرکتهایی که دولت و بخش خصوصی شریک هستند، با اینکه سهم دولت سهم زیادی نیست، مدیریّت در اختیار دولت است؛ به نظر من این منطق ندارد. از همان شیوههای قانونی استفاده کنند، مدیریّت را به خود مردم و به خود سهامداران شرکتها بسپارند، منتها نظارت بشود. در این سالهای گذشته، بعد از آنکه سیاستهای اصل ۴۴ را بنده ابلاغ کردم(۵) و اصرار کردم و دنبال کردم، کارهای بیقاعدهای را دیدیم انجام گرفت که بر اثر عدم نظارت بود. کارهای بدی انجام گرفت، کارهای غلطی انجام گرفت؛ هم به منابع ارزی و ریالی ضربه خورد، هم به خود آن بنگاهها ضربه خورد و نتیجتاً به مردم ضربه خورد؛ یک عدّهای سوء استفاده کردند. نظارت دولت حتمی است، لازم است، بایستی حتماً انجام بگیرد. بنابراین، آنچه ما نفی میکنیم دخالت دولت است؛ وَالّا نظارت دولت را ما لازم میدانیم.
بعضی از این موانعی که گفتیم برطرف بشود، مربوط به درون خود دولت است؛ یعنی ناشی از اوضاع دیوانسالاری موجود ما است که این باید در خود دولت حل بشود. حالا اشاره کردند که مثلاً برای مجوّز اقدام در بخش بالادستی نفت، سه سال مذاکره لازم است! انسان منطق این را نمیفهمد که چرا سه سال مذاکره [لازم است]. خب شرکت خارجی میآید، مینشینند ظرفِ چند ماه با آن یک قرارداد میبندند، تمام میشود میرود؛ چرا بایستی با یک بنگاه داخلی که میخواهد در بخش نفت با این اهمّیّت، آنهم در بخشهای بالادستیِ آن کار کند و استخراج کند یا چاهها را زنده کند و کارهایی که انجام میگیرد، [بستنِ] قرارداد مثلاً این مدّت طول بکشد؟ این برای ما سؤال است. یا مراکز متعدّد تصمیمگیری، یا تعارض میان بخشها. چند وقت پیش، از طرف بعضی از کسانی که در بخش معدن فعّالیّت میکنند به من شکایت شد که مثلاً بین بخش معدن و محیطزیست، سر یک کاری که میخواهند انجام بدهند اختلاف به وجود میآید؛ خب این اختلاف باید حل بشود. بخش معادن بخش مهمّی است؛ یک وقتی با مسئول محترم صحبت بود که بخش معدن میتواند واقعاً به طور کلّی جای نفت را بگیرد؛ خب معلوم است که اهمّیّت معدن برای کشور چقدر زیاد است. ما اگر به معادن کشور برسیم ــ معادن کمیاب و بعضاً نایاب در دنیا را ما در کشور داریم ــ اگر به اینها رسیدگی بشود، استخراج بشود، روی اینها کار بشود، خیلی برای کشور ثروتآفرین است و به پیشرفت کشور کمککننده است. خب حالا فرض کنید که کسی بخواهد روی معدن کار کند، یک مانعی از یک طرف به وجود بیاید؛ اینها باید در داخل دولت حل بشود؛ یعنی بعضی از مشکلات و موانع مربوط به خود دولت است که اینها باید در آنجا حل بشود؛ با تصمیمگیری ریاست محترم جمهور و مشاورهی در هیئت وزیران و مدیریّت معاون اوّل محترم رئیسجمهور، باید اینها حل بشود.
بعضی از موانع مربوط به بیرون از دولت است؛ مثل قوّهی قضائیّه، مثل نیروهای مسلّح و امثال اینها که تعارضهایی به وجود میآید. به نظر من سران قوا میتوانند در این جلسهای که اختیارات به آن داده شده و میتوانند کارهای زیادی بکنند و تصمیمهای زیادی بگیرند، این را مطرح کنند و حل کنند. حالا اگر هم حل نشد، بالاخره رهبری را در جریان بگذارند و حل کنند؛ مشکلات و تعارضها را حل کنند، بگذارند راه باز بشود. این البتّه [جزو] مسئولیّتهای دولت است.
بخش خصوصی هم همانطور که اشاره کردم، بایستی واقعاً مسئولیّتهای خودش را بشناسد. انضباط، مراعات ضوابط لازم، مراعات قانون و سلامت کار، جزو وظایف اصلی است؛ بخش خصوصی حتماً بایستی اینها را رعایت کند، دولت هم باید نظارت کند.
این آقای محترمی که دربارهی تأمین مالی صحبت کردند،(۶) ذهن من را در این زمینه بیشتر مشغول کردند. من یادداشت کردم که ما روی رشد نقدینگی تکیه میکنیم؛ یعنی رشد نقدینگی باید متوقّف بشود، کمااینکه تلاش کردهاند، یک مقداری هم تأثیر داشته و رشد نقدینگی کم شده. یکی از مشکلات کشور رشد نقدینگی است. خب وقتی که ما در این زمینه به سیاستهای انقباضی رو میآوریم، طبیعتاً منابعی که بانکها در اختیار فعّالان اقتصادی میگذارند محدود میشود؛ ما این محدودیّت را چه کار کنیم که به بنگاههای کوچک و متوسّط که اساس کار دست اینها است ــ یعنی گستردهترین بخش فعّالیّت مال بنگاههای متوسّط و کوچک است ــ ضربه نخورد؟ این مدیریّت لازم دارد؛ این یکی از کارهای مهمّی است که البتّه متولّی اصلیاش بانک مرکزی است؛ کار را باید جوری مدیریّت کنند که اینجور نباشد که حالا همین سهم محدود منابعی را که بنا است بانکها بدهند، شرکتهای دولتی بیایند بردارند ببرند یا شرکتهای خاص ــ شرکتهایی که افرادش زرنگترند، دستوپادارترند، ارتباطات بیشتری دارند ــ بردارند ببرند؛ اینجور نباشد. این مدیریّت لازم دارد؛ یعنی رعایت عدالت به معنای واقعی کلمه اینجا لازم است.
اگر انشاءالله اینها رعایت بشود، به نظر من ظرفیّت ما در زمینهی پیشرفت اقتصادی خیلی بالا است؛ به معنای حقیقی کلمه، ظرفیّت ما خیلی بالا است. کشور ما واقعاً کشور ثروتمندی است؛ هم ثروت طبیعی داریم، هم ثروت انسانی داریم، هم ارتباط بین دولت و ملّت داریم. دولت باید کمک کند. یکی از کمکهایی که دولت میتواند بکند، در زمینهی صادرات و بازارهای خارجی است. کارهایی که شرکتهای مهمّ دنیا و بنگاههای بزرگ دنیا میکنند، به پشتوانهی دولتهایشان میکنند؛ دولتها به آنها کمک میکنند، راه را باز میکنند؛ [اگر] مشکلی برایشان پیدا بشود ــ چه مشکل حقوقی، چه مشکل مالی ــ به آنها کمک میکنند. یکی از کارهایی که دولت باید بکند همین است؛ یعنی دیپلماسی اقتصادی کار مشترکی است که یک بخشش مربوط به بخش خصوصی اقتصادی است، یک بخشش مربوط به دستگاه رسمی دیپلماسی کشور است که بایستی این قضیّه را دنبال کند.
به هر حال، از وضعی که فعلاً در این زمینهی بخش خصوصی دارد پیش میرود، من خرسندم و راضی هستم؛ باید تلاش بیشتری انجام بگیرد و بخش خصوصی و سرمایهگذاران و کارآفرینان کشور بتوانند برای آیندهی کشور، برای پیشرفت اقتصادی کشور، واقعاً نقش ایفا کنند و انشاءالله اوضاع اقتصادی را به سامان برسانند.
ما البتّه مشکلات خارجی داریم، تحریم داریم، دشمنیهای گوناگون داریم، امّا همینها هم میتواند برای ما فرصت بشود. دیروز یکی از آقایانی که در نمایشگاه بود، به من گفت که ما را تحریم کردند، ما توانستیم به خودکفایی برسیم؛ ما را تهدید کردند، توانستیم به امنیّت برسیم. این نکتهی درستی است؛ اگرچه تحریم ضربهزننده است و بدون تردید مشکلدرستکن است، امّا از آن به عنوان یک فرصت هم میشود استفاده کرد؛ همینطور که کشور ما، جوانهای ما، مردم ما، فعّالان اقتصادی ما در یک جاهایی استفاده کردند و پیشرفت علمی پیدا کردیم. اگر به ما سلاح میفروختند، ما امروز در باب تسلیحات به اینجایی که رسیدهایم نمیرسیدیم. اگر ماهوارههای ما را از فضا یکییکی جدا نمیکردند و ما را از ماهوارهی فضائی محروم نمیکردند، ما امروز مثلاً فرض کنید که «ماهوارهی ثریّا» را به فضا نمیفرستادیم؛ یعنی دیگر احتیاج نداشتیم، آنجا بود. آن تحریم موجب شد که ما بتوانیم این کارها را انجام بدهیم. انشاءالله بتوانیم از این فرصتها روزبهروز و بیشازپیش استفاده کنیم. خداوند انشاءالله به شماها توفیق بدهد. من برای شماها دعا هم خواهم کرد.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته































