seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

صحیفه سجادیه از جمله دعاهای معتبر است که از جانب امام سجاد علیه‌السلام برای شیعیان به یادگار مانده است. امام (ع) در این کتاب شریف، در قالب دعا و در مقام معلمی آسمانی، ما را با روش صحبت کردن با خداوند در مسائل مختلف فردی و اجتماعی و روش ابراز خطاها و گناهان به پیشگاه خداوند و نیز شیوه توبه به سوی بارگاه الهی آشنا می‌کند. فردی که با متن صحیفه انس داشته باشد، می‌داند که سراسر فرازهای صحیفه سجادیه به انسان امید می‌دهد و او را لحظاتی از عمق عالم جدا کرده و به آسمان پیوند می‌دهد. آن امام بزرگوار در قالب ادعیه و مناجات‌ها، رابطه بندگان با خداوند را بهبود می‌بخشد و پیوندی دوباره و عاطفی بین بنده و معبود برقرار می‌کند. 

از جمله ادعیه‌ای که در صحیفه سجادیه (ع) می‌بینیم، دعای عاقبت به‌خیری است. در ادامه، فرازهایی از این دعا را از نظر می‌گذرانیم. 

1. یا مَنْ ذِکرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکرِینَ
وَ یا مَنْ شُکرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکرِینَ
وَ یا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِیعِینَ
ذکر او برای اهل ذکر شرف است
شکر او برای اهل شکر رستگاری است
طاعت او برای اهل طاعت نجات است

2. صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِکرِک عَنْ کلِّ ذِکرٍ
وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُکرِک عَنْ کلِّ شُکرٍ
وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِک عَنْ کلِّ طَاعَةٍ.

درود بفرست بر‌ محمد ‌و‌ خاندانش ‌
و‌ دل‌هاى ما‌ را‌ از‌ یاد هر‌ چیز دیگر به‌ یاد خود ‌‌
و‌ زبان‌هاى ما‌ را‌ از‌ شکر هر‌ کس دیگر به‌ شکر خود ‌
و‌ اعضاى ما‌ را‌ از‌ فرمانبردارى از‌ هر‌ کس دیگر به‌ فرمانبردارى خود مشغول دار.

امام سجاد علیه‌السلام در فراز اول این دعای شریف، به اهمیت ذکر،‌ شکر و طاعت خداوند پرداخته‌اند؛ ذکر به عنوان عامل شرافت؛ شکر، راه رستگاری و نیز اطاعت، مسیر نجات معرفی شده است.
در  فراز دوم، ذکر را نه ذکر لسانی بلکه ذکر قلبی معرفی می‌کنند؛ لذا این درجه از ذکر، یادی همراه با محضریت به پیشگاه خداوند است.

در یک نگاه کلی، از آنجایی که ترتیب این فرازها از سوی امام معصوم علیه‌السلام صادر شده، دارای حکمت یعنی پیوستگی منطقی و منطبق بر سنت خداوند است. به این ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت مقدمه‌ی شکر نعمت و طاعت خالصانه برای خدا،‌ حس محضریت قلبی است. با این نگاه،‌ هر اندازه این حس در انسان تقویت شود، شکر و طاعت او خالصانه‌تر خواهد بود. به زبان ساده‌تر، قلب در نگاه قرآن، همان روح و پایگاه ایمان است و اعمال و رفتار و کردار افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به این جهت، اگر نور ایمان و ذکر خدا در آن جای گیرد،‌ مسیر انسان را ناخوداگاه به سمت طاعت خدا و سعادت سوق می‌دهد، اما اگر امیال منفی در آن جای گیرد، به همان اندازه انسان را از رستگاری دور می‌کند. به عنوان نمونه فردی که میل به شهوت را در روح و جان خود تقویت کند، چشم و نیز سایر اعضاء و جوارح فرد را به سمت حرام سوق می‌دهد و به این ترتیب عاقبت او را به مخاطره می‌اندازد.

در نگاهی دیگر می‌توان گفت رابطه‌ای دو سویه بین اعضاء و جوارح با قلب و روح انسان وجود دارد؛ مثلاً اگر انسان چشم خود را به نامحرم عادت دهد، به مرور زمان صفحه‌ی قلب او را آلودگی گناه فرا می‌گیرد و لذت مناجات و عبادت خداوند را از وی سلب می‌کند. این امر کم‌کم سبب می‌شود فرد به فکر ارتباط با نامحرم بیفتد. بنابراین از یک سو باید همواره قلب را با ذکر و استغفار پاک نگه داشت و از دیگر سو مراقب مدخل‌های قلب مثل چشم بود تا هر میل باطلی در آن جای نگیرد.

بر اساس آیات و روایات اندیشه مهدویت در طول تاریخ بشریت همواره یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های خوبان بشر یعنی انبیا و رسولان الهی بوده است تا جایی که با یک نگرش تمدنی به تاریخ انبیاء و رسولان، اتصال جریان نبوت به مهدویت را خواهیم یافت. 

این مسأله برخاسته از آن چیزی بود که خداوند متعال در کتب آسمانی پیامبران بر آن‌ها وحی کرده بود. بخش‌هایی از آیات کتب آسمانی ادیان، به ویژه «عهدین» اختصاص به موضوع آخرالزمان و منجی‌گرایی دارد؛‌ قرآن از این مسأله مستثنی نیست. بر اساس پژوهش‌های صورت‌گرفته بیش از 1000 آیه از آیات قرآن با توجه به روایات ذیل آن‌ها، اختصاص به مسأله مهدویت دارد که از آن‌ها با عنوان آیات‌المهدی(عج) یاد می‌شود. در مجموعه مجلدات معجم احادیث امام مهدی(عج) این روایات مهدوی احصا شده است. 

برای نمونه در یکی از روایات مهدوی می‌خوانیم پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: مردى از اهل‌بیت من به سلطنت خواهد رسید که به سنت من (آن طور که باید) عمل کند و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد و زمین آنچه دارد، بیرون دهد و او زمین را پر از عدل کند چنان که پراز ظلم و ستم باشد او به بیت المقدس درآید و هفت سال سلطنت کند؛‌ یُخرجُ رجُلٌ مِن أهل بَیتى و یَعملُ سُنتى و یُنزّلُ الله لَه البَرکةَ مِن السّماء و تُخرجُ الأرض برکاتِها و تَملاءُ بِه الأرضَ عَدلاً کَما مُلئَت ظُلماً و جُوراً». (شرح إحقاق الحق، السید المرعشی،ج ١٣، الصفحة ١٤� )

این روایت شامل پنج قسمت است: 1ـ خروج مردی از اهل‌بیت پیامبر(ص) 2ـ عمل به سنت پیامبر(ص) 3ـ جاری شدن برکت از آسمان و زمین 4ـ ایجاد عدل در شرایطی که ظلم عالم را گرفته است. 5ـ ورود امام عصر(عج)‌ به بیت‌المقدس. تأکید پیامبر(ص) بر نسبت دادن منجی بشریت به خاندان وحی که در بسیاری از روایات نبوی دیده می‌شود، به دلیل جلوگیری از سوء استفاده مدعیان دروغین مهدویت است. با این حال شاهدیم در طول تاریخ اسلام بسیاری از معاندان خود را مهدی منجی نامیدند. 

اما نکته مهمی که در این روایت اشاره شده است، جاری شدن برکت از آسمان و زمین به یُمن وجود امام عصر(عج) و ایجاد حکومت عدل در اوج رواج ظلم و ستم در دنیاست. امام باقر(ع) در یک روایت با اشاره به آخرین خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا و به نقل از آن حضرت، به برخی مصادیق برکت‌های آسمان و زمین در عصر ظهور اشاره کرد. در این روایت امام حسین(ع) پس از وعده به رجعت خود در مقطعی از ظهور و پس از بیان فعالیت‌هایی که در عصر ظهور در نابودی بدان و بدی‌ها انجام می‌دهند، اشاره به برکات آن دوران کرده و فرمودند:

* در روى زمین شخص نابینا و زمین‏گیر و مبتلائى نخواهد بود مگر اینکه خداوند به وسیلۀ ما اهل‏بیت بلا را از او برطرف مى‌‏کند؛ وَ لَا یَبْقَى عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَعْمَى وَ لَا مُقْعَدٌ وَ لَا مُبْتَلًى إِلَّا کَشَفَ اللَّهُ عَنْهُ بَلَاءَهُ بِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ».

* و به قدرى برکت از آسمان به سوی زمین نازل مى‏‌شود که شاخه درخت از زیادى میوه مى‌‏شکند! میوه زمستانى در تابستان و میوه تابستانى در زمستان خورده مى‌‏شود‌؛ وَ لَیُنْزِلَنَّ الْبَرَکَةَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ حَتَّى إِنَّ الشَّجَرَةَ لَتُقْصَفُ بِمَا یَزِیدُ اللَّهُ فِیهَا مِنَ الثَّمَرَةِ وَ لَتَأْکُلُنَّ ثَمَرَةَ الشِّتَاءِ فِی الصَّیْفِ وَ ثَمَرَةَ الصَّیْفِ فِی الشِّتَاءِ»

سپس امام حسین(ع) این برکات را تأویل این آیه از قرآن معرفی کرده و فرمود: «(این همه برکات) معنای این سخن خداوند است که فرمود: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى ‏آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ منَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ؛ یعنى اگر اهل کتاب ایمان می‏‌آوردند و تقوا پیشه می‏کردند،ما به یقین برکاتى از آسمان و زمین براى آنان قرار می‏‌دادیم، ولى اینان تکذیب کردند و ما آنان را به واسطۀآنچه کسب کردند مؤاخذه کردیم.»

حضرت با اشاره به برخی دیگر از مصادیق برکات الهی در عصر ظهور فرمود: 
سپس خداوند کرامتى را برای شیعیان ما عطا می‏‌کند که چیزى در زمین و آنچه در آن هست بر آنان پنهان نخواهد بود؛‌ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ لَیَهَبُ لِشِیعَتِنَا کَرَامَةً لَا یَخْفَى عَلَیْهِمْ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ مَا کَانَ فِیهَا.
تا اینکه مردى از میان اینها اراده کند که دانشی از اهل بیت خود بداند، آنان را با علم به آنچه انجام می‏‌دهند آگاه می‏‌سازد؛‌ حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ یُرِیدُ أَنْ یَعْلَمَ عِلْمَ أَهْلِ بَیْتِهِ فَیُخْبِرَهُمْ بِعِلْمِ مَا یَعْمَلُونَ.

منابع:
مختصرالبصائر محمد حسن حلی عاملی، صفحه139.
الخرائج و الجرائح قطب راوندی، ص848.

شنبه, 09 ارديبهشت 1402 08:28

بقیع، بهشت خاکی شیعه

در طول تاریخ وقایعی وجود دارد که ذکر و یاد این وقایع موجب ناراحتی شیعیان می‌شود. یکی از این امور در ۱۰۰ سال پیش در ۸ شوال سال ۱۳۴۴ هجری قمری اتفاق افتاد و قبرستان بقیع که یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های تاریخ اسلام است با فتوای ۱۵ نفر از مفتیان مدینه، وهابی‌های افراطی و متعصب، قبور چهار امام معصوم شیعه و نیز قبور همسران، دختران، پسر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، اصحاب، تابعین و بستگان حضرت و نزدیک به ده هزار نفر از بزرگان تاریخ اسلام به بهانه آثار شرک، به زمینی مسطح تبدیل شد.[1]

پس از سال‌ها قبور ائمه علیهم‌السلام به‌صورت خاکی و با علائمی خاص مشخص می‌شود، اما اثری از گنبد و بارگاه و حتی یک سایبان روی آن نیست. بغضی که با مشاهده قبرستان خراب شده ایجاد می‌شود، گلوی هر شیعه‌ای را می‌فشارد و اشک چشمانش را سرازیر می‌سازد. هیچ تاریخ و سرزمینی نمی‌تواند این اندازه از اولیای‌الهی را در خود جای‌داده و جایگزین آن شود، مکانی که باید الان بهشت مسلمانان و شیعیان می‌بود تبدیل به بهشت خاکی شده است که سهم هر شیعه‌ای تنها نگاه از پشت نرده‌های فلزی بوده که حتی مأموران سعودی مانع این نگاه و عزاداری از پشت نرده هم می‌شوند.

این مظلومیت ابدی نیست و روزی خواهد رسید که بقیع با دست فرزند رسول خدا از مظلومیت خارج خواهد شد و شیعه سال‌ها غم و اندوه را با شادی ظهور تلافی خواهد کرد، غم و اندوهی که باعث می‌شود باخدای خود راز و نیاز کرده و بگوید: «اللّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَغَيْبَةَ وَلِيِّنا وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَشِدَّةَ الفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَأَعِنّا عَلى ذلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ»؛[2] «بارالها ما به درگاه تو شکایت می‌کنیم از فقدان پیغمبرت و از غیبت امام ما و بسیاری دشمنان و کمی عدد و فتنه‌های سخت بر ما و غلبه محیط روزگار بر ما پس درود بر محمد و آلش فرست و ما را در همه این امور یاری کن به فتح نزدیکی از جانب خود».

نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم این است که قبر مطهر دختر پیامبرخدا حضرت زهرا علیهماالسلام، تا به امروز مخفی مانده است. همچنان که قبر مخفی حضرت، برهان و سندی بر مظلومیت ائمه شیعه بوده و سؤالات متعددی را در ذهن حقیقت طلبان ایجاد می‌کند که همین امر باعث شیعه شدن افراد بسیاری در طول تاریخ شده است، قبر خراب شده ائمه بقیع نیز باعث ایجاد سؤالات متعدد شده و سبب بیداری دل‌ها شده و با حقیقت نورانی شیعه آشنا می‌شوند. این است مصداق آیه «يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛[3] «مى‏ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گر چه كافران را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد».

درنتیجه تخریب قبرستان بقیع سند مظلومیت شیعه است، که دل هر شیعه‌ای را می‌سوزاند، اما حق آشکار خواهد شد و خداوند انتقام اولیای خود را خواهد گرفت.

پی‌نوشت:
[1]. نجم الدين طبسي، فرقه اي براي تفرقه بررسي پيشينه فكري و سياسي جريان وهابيت، مشعر، ص110.
[2]. مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
[3]. صف: 8.

هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هـ.ق وهابیان عربستان با اتکا به فتوای ۱۵ تن از مفتیان مدینه، مبنی بر «ممنوعیت اجماعیِ ساختن بنا روی قبور و لزوم تخریب آنها» و‌ «تقابل با شرک» به ویران کردن اماکن و بقعه‌های بقیع پرداختند. تخریب بقیع، واکنش مردم و عالمان بسیاری را در ایران، عراق، پاکستان، شوروی سابق و... برانگیخت.

 

مغلطه شرک‌آمیز بودن ساخت حرم برای بزرگان

 

اما نکته مهم و سؤال اساسی در این باره آن است که آیا از نظر قرآن و سنت ساخت حرم و بارگاه برای بزرگان به قصد تعظیم شأن ایشان عملی غیر اسلامی و فعلی جاهلی است؟ اعتقادات و نظریات کلامی و فقهی وهابیان از افکار و نظریات  شخصی به نام «ابن‌تیمیه» متأثر است. آنان در بسیاری از مسائل عبادی و اجتماعی بر خلاف اجماع مسلمانان می‌اندیشند و عموم مسلمانان را به سبب تفاوت و تضاد فکری با آنان، به شرک و ارتداد متهم می‌کنند. وهابیت که با کنار گذاشتن تمام مذاهب و کشیدن شمشیر تکفیر به روی مسلمانان و ملحق کردن جامعه اسلامی به جمع کفار، تمام تلاش دینی خود را در مبارزه با موضوعاتی مانند زیارت، توسل و شفاعت خلاصه کرد و با پیوند اخوت و دوستی با آل سعود که خود را صاحبان قدرت و ثروت در تمام ممالک اسلامی می‌دانند، به مسلمانان نسبت شرک و کفر داد.

 

یکی از مسائل اختلافی، حکم فقهی ساختن بارگاه بر قبور اولیا و صالحان و حرم خواندن آن است. وهابیان چنین کارهایی را حرام و مشرکانه دانسته و به شدت آن را محکوم می‌کنند. ابن‌تیمیه در این‌باره چنین می‌نویسد: «حرم‌های ساخته شده بر قبور انبیاء و صالحان و اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، تماماً از بدعت‌های حرامی است که در دین اسلام ایجاد شده و برخلاف دین الهی و نوعی شرک است!»

 

ساخت حرم و بارگاه آیا در فقه اسلامی حرام است؟

 

اما جالب است که از نظر قرآن و سنت اسلامی، حتی به نظر بزرگان اهل سنت ساخت بارگاه و حرم برای مردگان نه تنها مذموم نیست، بلکه عمل پسندیده و ممدوحی است. فقه اسلامی، اصل در همه رفتارهای انسان را اباحه می‌داند، مگر آنکه حرمت یا وجوب رفتاری با دلایل معتبر فقهی اثبات شود. فقه اسلامی بر بنیاد مصالح و مفاسد واقعی بنا شده و تا حد ممکن به آزادی و آسایش انسان‌ها احترام نهاده است.

 

از یک‌‌ سو بی‌علت و بدون حکمت، آزادی عمل آنان را محدود نساخته و از دیگر سو از مصالح و مفاسد واقعی که دین و دنیای آنان را به صورت جدی متأثر می‌سازد و سعادت حقیقی آنان را تأمین یا تخریب می‌کند، غفلت نورزیده است. بر این اساس، حکم اولی در همه مسائلی که انسان با آن روبرو می‌شود، اباحه است؛ مگر اینکه با دلیل معتبر عقلی یا نقلی (قرآن و سنت) حکم دیگری اعم از حرمت یا وجوب برای آن مقرر شده باشد. مسائلی مانند توسل، زیارت، ساختن حرم و  آیین‌های مذهبی در احترام به قبور اولیا و غیره هم از این قاعده مستثنا نیست و اگر دلیل محکم و معتبری بر حرمت آنها نداشته باشیم، حکم حلیت و جواز آن مستمراً جاری خواهد بود؛ چه رسد به آنکه ادله‌ای دال بر جواز و حتی استحباب آن در منابع معتبر دینی موجود باشد.

 

ساخت حرم و بارگاه برای بزرگان در «قرآن»

 

اولین و مهم‌ترین منبع تشریع اسلامی، قرآن‌کریم است. پایه همه احکام فقهی را  باید در قرآن‌کریم جست‌وجو کرد؛ هرچند تفصیلات آن احکام در منابع دیگر بیان شده است. از این رو به صورت منطقی باید مسأله جواز یا عدم جواز ساختن بارگاه و حرم خواندن مراقد امامان را نخست در قرآن‌کریم بررسی کنیم. در قرآن آیاتی وجود دارد که از آن می‌توان جواز ساخت حرم و بارگاه را برای بزرگان استخراج کرد که در اینجا به یکی از آن ها اشاره خواهد شد: «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ»؛ در خانه‌هایی که خداوند اذن داده والا مرتبه باشد و در آن نام او برده شود؛ صبحگاهان و عصرگاهان در آن خانه‌ها تسبیح او کنند!» (نور: ۳۶). 

 

بنا به روایاتی که ذیل آیه مذکور وارد شده، مراد از «بُیوتٍ» در این آیه خانه‌های انبیاست. در روایاتی چنین آمده است: «یکی از صحابه از نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) پرسید: «ای رسول‌خدا! مراد از آن بیوت چیست؟ پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: مراد خانه‌های انبیاء است. ابوبکر پرسید: «آیا خانه علی و فاطمه هم جزو خانه‌های انبیاست؟ پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «آری! از بافضیلت‌ترین آن خانه‌هاست!» (سیوطی، [بی‌تا]، ج ۲، ص ۲۰۳).

 

در تبیین معنای «تُرْفَعَ» روایات زیادی از طرق مختلف وارد شده است. ابن‌عباس و مجاهد بر این باورند که مراد از «تُرْفَعَ» برافراشته شدن بنا و برآمدن ساختمان آن خانه‌هاست: «ترفع، ای تُبنی و تُعلی؛ ساختمان‌هایی بر آن خانه‌ها بنا شود و بنای آن برافراشته گردد» (اندلسی، ۱۴۲۲ ق، ج ۱، ص ۵۲۸). حسن بصری و ضحاک گفته‌اند که مراد از ترفع، محترم‌ و گرامی داشتن آن خانه‌هاست (جوزی، ۱۴۲۲ ق، ج ۳، ص ۲۹۸) و از آنجا که ساختن بارگاه و نظافت و مراقبت از آن برای عبادت، یکی از مصادیق مهم تکریم است، ساختن بارگاه بر خانه‌ها و قبور اولیای الهی مجاز و مباح بلکه مستحب خواهد بود.

 

زمخشری نیز در تفسیر آیه می‌نویسد: «رفع بیوت، یا به معنای بنای بیوت است؛ همانند آیه شریفه «وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْمَاعِیلُ» و یا به معنای تعظیم بیوت و بالا بردن قدر و منزلت بیوت است» (زمخشری، [بی‌تا]، ج ۳، ص ۲۴۷).

 

سنت ساخت بارگاه و انجام توسل در گزارشات تاریخی و روایی

 

از این گذشته، گزارش‌های فراوانی در کتاب‌های اهل‌سنت وجود دارد که از اهتمام ویژه صحابه و تابعان به ساختن بنا بر قبور حکایت دارد. شواهد بسیاری نشان می‌دهد قبر پیامبر و بسیاری از صحابه آن حضرت همواره مورد تکریم مسلمانان، از صدر اسلام تاکنون بوده است. این اهتمام یقیناً در تفکر دینی صحابه و تابعان ریشه دارد. در اینجا به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود.

 

ساختن حرم برای پیامبر

 

اولین کسی که برای پیامبر بارگاهی احداث کرد، خلیفه دوم، عمر بن خطاب بود (سهمودی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۰۹-۱۱۵). در منابع اهل‌سنت آمده است که «أم‌المومنین عایشه پیش و پس از آنکه دیواری بر اطراف قبر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) بنا شود، در کنار قبر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) سکونت داشت و همانجا هم عبادت می‌کرد». عبدالله‌بن‌زبیر، حائط اطراف قبر را از بین برد و بنای جدیدی بر آن ساخت. عمر‌بن عبدالعزیز بنای ابن‌زبیر را ویران و بنایی از نو ساخت و حرم را توسعه داد.

 

ولیدبن‌عبدالملک از خلفای اموی به عمر بن‌ عبدالعزیز که در آن زمان حاکم مدینه بود، فرمان داد تا حرم پیامبر را بازسازی کرده و توسعه دهد و حجرات زنان پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) را هم به محدوده حرم بیفزاید (ابن‌کثیر، ۱۴۰۸ ق، ج ۹، صص ۹۰-۸۹). نکته حائز اهمیت این است که این ساخت و ساز‌ها در حالی صورت می‌گیرد که رفتار خلفا نه تنها از سوی صحابه و تابعان سرزنش نمی‌شود که همراهی توده مردم با تغییرات صورت گرفته حاکی از رضایت مؤمنان نسبت به این رفتارهاست و این گزارش‌ها به خوبی نشان می‌دهد که صحابه و تابعان پیامبر و بزرگان اهل‌سنت درباره ساختن حرم نظری متفاوت از وهابیان داشته‌اند.

 

ساختن حرم برای دیگر بزرگان مذاهب اسلامی

 

الف) ساختن بارگاه قبر سلمان فارسی در مدائن (خطیب بغدادی، [بی‌تا]، ج ۱، ص ۱۶۳).

 

ب) ساختن بارگاه قبر طلحه و زبیر در بصره (ابن‌بطوطه، [بی‌تا]، ج ۱، ص ۱۴۳).

 

ج) ساختن بارگاه قبر احمد بن‌ حنبل امام اهل سنت؛ ذهبی درباره قبر احمد بن‌ حنبل در بغداد می‌نویسد: ضریح احمد‌ بن‌ حنبل زیارتگاه مردم بغداد است (ذهبی، [بی‌تا]، ص۱۰۳).
قبر امام محمد بن اسماعیل بخاری، بزرگترین محدث اهل‌سنت

 

عالم اهل سنت و استغاثه به قبر امام رضا

 

محمد بن‌ مأمل می‌نویسد: «در حالات ابن‌خزیمه، پیشوای اهل‌حدیث و مقبول همه وهابیان و حنبلی‌ها آمده است: «به زیارت مرقد امام رضا (علیه السلام) می‌آمد و آن‌چنان در برابر قبر و ضریح مطهر ایشان تعظیم و تواضع می‌کرد که توجه همه به سوی او جلب می‌شد و همه از اینکه چنین شخصیت بزرگی از اهل‌سنت این‌گونه در برابر قبر امام رضا (علیه السلام) تعظیم می‌کند در حیرت و بهت می‌شدند!» (عسقلانی، ۱۳۲۶ ق، ج ۷، ص ۳۸۸).

 

وقتی عالم سنی‌مذهب از امام رضا حاجت‌گرفت

 

ابن‌حبان، رجال‌نویس مشهور اهل‌سنت می‌نویسد: «مدتی در طوس بودم و هرگاه مشکلی پیش می‌آمد کنار قبر علی‌ بن‌ موسی‌الرضا (علیه السلام) می‌رفتم و مشکلم را با او درمیان می‌گذاشتم و برطرف می‌شد. بارها این قضیه را آزمودم و تجربه کردم و هرگاه به قبر علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه السلام) متوسل شدم، بدون نتیجه از حرم او بیرون نیامدم!» (بستی، ۱۹۷۳م، ج ۸، ص ۴۵۷).

 

«وهابیت»، دشمنی که ادعای دین‌داری دارد

 

تا پیش از تخریب و ویرانی قبور مطهر بقیع توسط وهابیت متعصب که براساس معتقدات خود، به تخریب بسیاری از آثار تاریخی پرداختند، روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند، گنبدها و بناهایی قرار داشت. به عقیده خلاف قرآنی وهابیت، مردگان قدرت سماع و اِعمال فعلی را ندارند، پس سنت‌های نظیر توسل و استغاثه به بزرگان نظیر اهل‌بیت و رسول‌الله عمل بیهوده و شرک است. در نتیجه ساخت حرم و بارگاه برای آنان هم عملی خلاف شرع خواهد بود و به نوعی تشبه به بت‌پرستی به حساب خواهد آمد.

 

از ایران تا شام، همه حرم‌ها را نابود می‌کنیم

 

وهابیان نجدی با دولت عربستان عهدنامه‌ای را تنظیم کردند و قرار بر این شد تا در یک طرح «کشورگشایی» علمای متعصب وهابی فتوای جهاد بدهند و حکوت آل‌سعود آن را عملی و اجرا کند. آنها به بهانه دشمنی با شرک برای آغاز این حرکت از بقاع متبرکه جزیرة‌العرب تا بقاع متبرکه عتبات عالیات عراق و سال‌ها بعد در دیگر کشورها مثل ایران و سوریه طرح و برنامه ارائه داده‌اند. در نیمه سده قرن ۱۱ که همزمان با پیدایش وهابیت است، چند مرتبه تخریب قبور بزرگان رخ می‌دهد و آنها در ابتدا این تخریب را از قبور بزرگان اهل سنت شروع کردند و پس از آن در همان حملات اولیه به سمت کربلا آمدند و تمام ضریح سیدالشهدا (ع) را غارت کرده و پس از آن تخریب قبور پیامبر (ص) و قبرستان بقیع را انجام دادند. این سنت متعفن و تروریستی تا به امروز ادامه دارد و از باب نمونه در ۱۰ سال اخیر با قدرت گرفتن نیروهای مسلح تکفیری نظیر داعش و النصرة در عراق سوریه، از حرم امامین سامرا تا حرم بزرگانی چون حجر بن‌ عدی مورد حملات دشمن وهابی قرار گرفت.

 

از آنچه که گذشت به خوبی می‌توان دریافت که ساخت حرم و بارگاه برای ائمه و بزرگان نه تنها کار ناشایست و خلاف دینی نیست، بلکه بسیار ممدوح و نیکو خواهد بود. تخریب قبور و حرم ائمه و بزرگان بقیع جرحی بر پیکره و روان مسلمین است که امید می‌ورد بار دیگر با ساختن حرم و بارگاه برای آن بزرگان بار دیگر شأنیت حقیقی این عزیزان بازگردد.

شنبه, 09 ارديبهشت 1402 08:21

اهمیت برگزاری حج در قرآن کریم

حج هر چند سابقه تاریخی دارد و حتی قبل از ظهور اسلام، به عنوان یک مسئله عبادی مطرح بوده است، ولی آن گونه که در اسلام لازم شمرده شده و با شرائط خاص تبیین گردیده است، آثار و برکات بی شماری دارد که مجموعا می توانند در تحول و سازندگی انسان نقش شگرف و معجزه آسایی داشته باشند.

 

به راستی اگر از حج درست و صحیح بهره برداری شود، هر سال می تواند میلیونها انسان را به سوی خدا متحول کرده و سازندگی عمیقی در آنان ایجاد کرد. نه تنها در خود زائران و ضیوف الرحمان می تواند چنان تحولی را ایجاد کند؛ بلکه در بستگان و منتظران زائر بعد از برگشت او نیز می تواند اثر گذار باشد.

 

اهمیت حج در قرآن کریم

 

در قرآن کریم آیات متعددی درباره حج و احکام آن آمده است که برای نشان دادن اهمیت آن به دو آیه اشاره می شود:

 

الف. فراخوان عمومی حج: قرآن کریم می فرماید: «و [به خاطر آور] زمانی را که جای خانه (کعبه) را برای ابراهیم آماده ساختیم. [تا خانه را بنا کند و به او گفتیم:] چیزی را همتای من قرار مده و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان [از آلودگی بتها و از هر گونه آلودگی] پاک ساز!»

 

« وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ»؛ «و مردم را دعوت عمومی به حج کن! تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند تا شاهد منافع گوناگون خویش [در این برنامه حیات بخش و سازنده] باشند.»

 

در این آیات نکات فراوانی وجود دارد که دلالت بر اهمیت و جایگاه رفیع حج دارد، از جمله:

 

1. از آماده و پاکیزه کردن خانه خدا برای حاجیان توسط پیامبر الهی چون خلیل الرحمان علیه السلام ؛

 

2. اعلان عمومی برای شرکت همه مردم در این برنامه عبادی و سازنده؛

 

3. بیان حکمت و فلسفه حضور در حج که رسیدن به منافع گوناگون معنوی و مادی باشد.

 

ب. جایگاه خانه خدا: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمینَ * فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ»؛ «نخستین خانه ای که برای مردم [و برای نیایش خداوند] قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه است و پر برکت و مایه هدایت جهانیان می باشد. در آن، نشانه های روشن، [از جمله] مقام ابراهیم است و هر کس داخل آن (خانه خدا) شود، در امان خواهد بود و برای خدا بر مردم [واجب] است که آهنگ خانه [او] کنند [و حج به جا آورند]؛ آنهایی که توانایی رفتن به سوی آن را دارند. و هر کس کفر ورزد [و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده و] خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.»

 

آیه فوق نیز نکات بسیار گرانسنگی درباره اهمیت حج دارد که در کتب تفسیری بیان شده است. اهم آن نکات، از این قرار است:

 

1. نخستین مرکز عبادت برای همه در تمام روی زمین، کعبه و مسجد الحرام قرار داده شده است؛

 

2. این مرکز هم مایه برکت است و هم عامل هدایت برای همه جهانیان؛

 

3. نشانه های روشن الهی همچون: مقام ابراهیم، حجر الاسود و... در آن نمایان است؛

 

4. از نظر فقه اسلام هر کسی وارد مسجد الحرام گردد، در امان است و هیچ کس نباید متعرض او گردد؛ هر چند دردمندانه باید گفت: بارها در طول تاریخ توسط عده ای خود کامه این حرمت شکسته شده است؛

 

5. ترک حج، کفر شمرده شده است، (هر چند کفر عملی باشد) و این نشانه اهمیت آن است و زیان آن متوجه خود تارک حج خواهد بود و اِلاّ خداوند از همه بی نیاز است. حتی اگر هیچ فردی در دنیا عمل حج را انجام ندهد، کوچک ترین زیانی به خداوند نمی رسد.

«حسین امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه کشورمان در جریان سفر خود به لبنان با «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان دیدار و درباره مهمترین موضوعات محور مقاومت، چالش‌های سیاسی لبنان و منطقه به بحث و تبادل نظر پرداخت.

شبکه خبری «المیادین» روز جمعه گزارش داد که حسین امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران و هیأت همراه، مورد استقبال سید حسن نصرالله، دبیرکل جنبش حزب‌الله قرار گرفتند.

به گزارش المیادین، در این دیدار امیرعبداللهیان و سید حسن نصرالله درباره تحولات داخلی لبنان و منطقه گفت‌وگو و تبادل نظر کردند.

در جریان این دیدار مهم، وزیر امور خارجه کشورمان در حضور دبیرکل مقاومت لبنان با تشریح تحولات اخیر در منطقه غرب آسیا به آخرین جزئیات بندهای اجرایی توافقنامه صورت گرفته اخیر میان ایران و عربستان سعودی پرداخت و تأثیرات مثبت این آشتی را در سطح منطقه در دیدار با سید حسن نصرالله گزارش داد.

به نوشته المیادین، پرونده لبنان و تحولات اخیر در فلسطین اشغالی از جمله محورهای مهم این نشست بود.

دبیرکل حزب‌الله لبنان نیز در این دیدار توافق ایران و عربستان را مورد توجه قرار داد و به اثرات مثبت آن بر منطقه، اشاره کرد.

سیدحسن نصرالله با تشریح وضعیت بحرانی در فلسطین اشغالی، انشقاقات داخلی و چند دستگی فزاینده در رژیم صهیونیستی را از مصادیق تضعیف این رژیم دانست.

ایشان تحولات اخیر در فلسطین، مقاومت قهرمانانه گروه‌های جهادی و ملت فلسطین و انسجام و همبستگی جهانی در حمایت از مقدسات اسلامی در قدس شریف را از جمله تحولات اخیر برشمرد.

سید حسن نصرالله با تمجید از مواضع رهبری و دولت و ملت ایران در کمک به برقراری ثبات و امنیت در منطقه گفت: «امروز علیرغم فشار دشمنان، مقاومت در لبنان و فلسطین در بهترین و قوی‌ترین وضعیت و رژیم صهیونیستی در بدترین و ضعیف‌ترین شرایط خود در سال‌های اخیر به سر می‌برد.»

دبیرکل حزب‌الله افزود: «با تحولات رخ داده، آینده روشن و پیروزمندانه‌ای در انتظار مردم منطقه است.»

امیرعبداللهیان شامگاه چهارشنبه وارد بیروت پایتخت لبنان شد. وزیر امورخارجه ایران در این سفر با «عبدالله بوحبیب» وزیر خارجه لبنان، «نجیب میقاتی» نخست‌وزیر و «نبیه‌بری» رئیس پارلمان لبنان دیدار و گفت‌وگو کرد.

وزیر امور خارجه ایران همچنین با «زیاد نخاله» دبیر کل جنبش اسلامی فلسطین و جمعی از نمایندگان پارلمان لبنان دیدار و درباره تازه‌ترین تحولات جبهه مقاومت با نخاله رایزنی کرد و از دیدگاه‌های نمایندگان پارلمان لبنان درباره تشکیل دولت در این کشور آگاه شد.

شنبه, 09 ارديبهشت 1402 08:18

عملی که گناه را ریشه کن می کند

امام رضا علیه ‏السلام:

مَن لم یَقدِرْ علی ما یُکَفِّرُ بهِ‏ ذُنوبَهُ فَلْیُکثِرْ مِنَ الصَّلاةِ علی محمّدٍ وآلِهِ فإنّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدماً

هر که نمی‏ تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، بر محمّد و خاندان او بسیار درود فرستد؛ زیرا صلوات گناهان را ریشه کن می ‏کند.

 

الأمالی للصدوق: ۱۳۱/۱۲۳

«عبداللطیف قانوع»، سخنگوی حماس در بیانیه‌ای اعلام کرد که این تجاوز از جمله سلسله جنایاتی است که نیروهای اشغالگر فاشیست اسرائیلی در راستای اجرای طرح تقسیم مکانی و زمانی علیه مسجد مبارک الاقصی مرتکب می‌شوند.
 
حماس تاکید کرد که مسجدالاقصی سومین مسجد مقدس اسلام و مسلمانان باقی خواهد ماند و هرگز از بین نخواهد رفت و مردم فلسطین همواره از اماکن مقدس در برابر تجاوزات و هتک حرمت اسرائیل محافظت خواهند کرد.
 
همچنین «شیخ عکرمه صبری»، خطیب مسجدالاقصی، خاطرنشان کرد که باب الرحمه جزء جدانشدنی مسجدالاقصی است و هتک حرمت علیه آن قابل چشم پوشی نیست.
 
وی افزود: «حمله اسرائیل به باب الرحمه و پافشاری در ممانعت از بازسازی آن توسط مقامات اوقاف اسلامی بیانگر قصد اسرائیل برای اعمال کنترل بر کل منطقه شرقی مسجدالاقصی است.»
 
خطیب مسجدالاقصی تاکید کرد که چنین جنایاتی از سوی اسرائیل ناقض تمام قطعنامه‌های بین‌المللی در مورد آزادی عبادت است.
 
وی همچنین عنوان کرد که حضور گسترده نمازگزاران در باب الرحمه در مسجدالاقصی در ماه مبارک رمضان، خشم پلیس اشغالگر اسرائیل را برانگیخت و باعث شد تا از اهداف شوم خود برای تصرف آن پرده‌برداری کند.
 
شیخ عکرمه صبری تاکید کرد که باب الرحمه همیشه به روی نمازگزاران مسلمان باز خواهد بود.
 
گفتنی است ده‌ها نفر از شهرک‌نشینان صهیونیست‌ دیروز (دوشنبه) با حمایت نظامیان اسرائیلی وارد مسجدالاقصی شدند.
 
نظامیان اسرائیلی برای دومین بار متوالی با ورود به باب الرحمه در مسجدالاقصی کابل‌های برق را قطع کرده و مانع از ورود فلسطینیان شدند.
 
فلسطینیان در سال 2019 موفق شدند باب الرحمه را پس از آنکه 16 سال توسط پلیس اسرائیل بسته بود، باز کنند.
 
همچنین شهرک‌نشینان یهودی قصد دارند چهارشنبه آینده به مسجدالاقصی هجوم ببرند تا به اصطلاح روز استقلال را جشن بگیرند. این در حالی است که فعالان فلسطینی خواستار بسیج مردم در این مسجد مبارک برای دفاع از آن در برابر طرح‌های یهودی‌سازی اسرائیل هستند.

چهارشنبه, 06 ارديبهشت 1402 08:39

شرح حدیث در موضوع کنترل خشم

کنترل خشم، از نیازهای مهم امروز ماست! یکی از بزرگترین درس‌هایی که از امام کاظم (ع) می توان گرفت فروبردن خشم است.
آنقدر حضرت موسی بن جعفر(ع) در برابر انسان های احمق و نادانی که با حرف و قضاوت و عملشون امام رو برافروخته میکردند، صبوری کرد و خشم و ناراحتی اش رو فرو خورد، که مشهور به کاظم شد.

ناراحت شدن، برافروخته شدن از نادانی و بی انصافی دیگران طبیعی است چون انسان دارای غیرت دینی و شخصیت محترمی است. اما اینکه این ناراحتی و برافروختگی کنترل ما را به دست بگیرد، این اشتباه است.
ما هم باید از امام الگو بگیریم و از راه های ممکن و متعارف درستی که هست، خشم و ناراحتی مان را کنترل کنیم و تبدیل به یک فرصت برای بهبود اوضاع کنیم.

امام کاظم (ع) می فرماید:

الغَضَبُ مِفتَاحُ الشَّر؛ یعنی خشم كلید هر بدی است. (تحف العقول، ص ۴۱۶)

کلید بودن غضب وقتی است که کنترل نشود و غضب باقی بماند. اما اگر خشم و ناراحتی فرونشیند و از حالت خود خارج شود و فروکش کند دیگر کلید بدی ها نیست. چون خشمی نیست که بخواهد نقطه ورود به رفتارهای غیرقابل کنترل باشد.

اهمیت کنترل خشم آنقدر زیاد است که همین عبارت را دیگر ائمه نیز به صراحت بیان کرده اند. امام صادق (ع) نیز میفرماید:

الغضب مفتاح کل شرّ؛ یعنی خشم کلید همه بدی هاست. (کافی، ج۲، ص ۳۰۳) همین عبارت از پیامبر اکرم (ص)  و امام حسن عسکری (ع) نیز رسیده است.

امام صادق (ع) در سخن حکیمانه ای غضب را چنین به تصویر می کشد که:

آنکه مالک خشم خود نباشد، مالک عقل خود نیست. (تحف العقول، ص ۳۷۱)

راه های کنترل خشم

در علم روانشناسی برای کنترل خشم راهکارهایی بیان شده است. از نظر روانشناسی دینی چند راهکار برای کنترل خشم ارائه شده است:

۱. سکوت:

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید:

داوُوا الغَضَبَ بِالصَّمتِ؛ یعنی خشم را با سكوتْ درمان كنيد. (غرر الحكم : حدیث ۵۱۵۵)
هر حرکتی در حال ناراحتی و خشم می تواند عواقب خطرناکی داشته باشد. گذشته از اینکه با سکوت از عواقب خشم و غضب در امان هستیم، خود سکوت مثل آبی بر روی آتش است و در انسان الگوی کنترل خشم را نهادینه می کند.
 
۲. استفاده از آب: (وضو گرفتن و غسل کردن)
پیامبر اکرم (ص) با پرده برداشتن از ماهیت خشم و غضب راهکار خنثی و کنترل کردن آن را آب دانسته اند. حالا باتوجه به مقدار خشم و کیفیت آن توصیه به وضو و غسل نموده اند.

ایشان میفرماید:

«إِنَّ الْغَضَبَ مِنْ الشَّیْطَانِ وَإِنَّ الشَّیْطَانَ خُلِقَ مِنْ النَّارِ وَإِنَّمَا تُطْفَأُ النَّارُ بِالْمَاءِ فَإِذَا غَضِبَ أَحَدُکُمْ فَلْیَتَوَضَّأْ؛

یعنی خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می‌ شود، پس هرگاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.» (نهج الفصاحۀ، ص ۲۸۶، انتشارات دنیای دانش، تهران، ۱۳۸۲ش. )

و در سخن دیگری می فرمایند:

«فَاِذا غَضِبَ اَحَدُکُمْ فَلْیَغْتَسِل؛ یعنی وقتی یکی از شما خشمگین شود، غسل نماید.» (نهج الفصاحۀ، ص ۲۸۶، انتشارات دنیای دانش، تهران، ۱۳۸۲ش. )

۳. تغییر حالت

تجربه نشان داده است، اتفاقات وحشتناک و پشیمان کننده در هنگام خشم و ناراحتی در حالی می افتد که شخص غضبناک و خشمگین، به حالت خشم خود ادامه داده و کنترل بدن خود را به آتش غضب داده است. از بهترین راهکارهای مدیریت خشم و کنترل آن تغییر حالت در هنگام عصبانیت است. یعنی اگر ایستاده هستیم، بنشینیم. ایستاده بودن در هنگام ناراحتی بسیار خطرناک است چرا که انسان در این حالت مستعد اقدام برای هر کار دور از عقل است. نشسته هستم دراز بکشیم تا سختی بیشتری برای حرکت بدن داشته باشیم و دیرتر اقدام عملی کنیم.

در همین رابطه پیامبر اکرم (ص) می فرماید:

«اگر یکی از شما دچار خشم شد اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بخوابد و اگر خشمش فرو نشست با آب سرد وضو بگیرد یا بدن را شستشو دهد.» (فیض کاشانی، ملامحسن، المحجة البیضاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا، ج۵، ص۳۰۷. )

۴. توجه به پیامدهای اخروی خشم و توجه به اثرات اخروی کنترل خشم

امام باقر (ع) خشم را به پاره آتشی شیطانی تشبیه کرده است که وقتی انسان به آن مبتلا می شود این پاره آتش در قلب او شعله ور می شود. ایشان می فرماید:

ان هذا الغضب جمرة من الشیطان توقد فی قلب ابن آدم؛ یعنی خشم پاره آتشی شیطانی است که در قلب انسان شعله ور می شود. (اصول کافی، ج ۲، ص ۳۰۴)

ایشان در سخن دیگری نتیجه آرام نکردن خشم را، افتادن در آتش جهنم می داند و می فرماید:

ان الرجل لیغضب فما یرضی ابداً حتی یدخل النار؛ یعنی [گاه] شخصی به خشم می آید و در آن پیش می رود و راضی نمی شود تا آن گاه که داخل آتش شود» (اصول کافی، ج ۲، ص ۳۰۲)

در مقابل توجه به آثار خوب استفاده از تکنیک های کنترل خشم و مهار آن در روایات بسیار انگیزه بخش است.

امام صادق (ع) می فرماید:

من کظم غیظاً، ولو شاء ان یمضیه امضاه، املأ اللّه قلبه یوم القیامة رضاه؛ یعنی هر کس خشم و غضب خود را فرو نشاند در حالی که  اگر می خواست می توانست آن را ادامه دهد، خداوند در روز قیامت قلب او را از رضایت خود سرشار می سازد.(اصول کافی، ج ۲، ص ۱۱۰) چه بسا به این معنا باشد که آنقدر او را می بخشد که قلب بنده، راضی گردد.

سخن در باب کنترل خشم و تکنیک های آن و فوائد مدیریت خشم بسیار زیاد است. این مقدار کوتاه ان شاء الله دری باشد برای انگیزه بخشی نسبت به فرا گرفتن این تکنیک ها و روش های کنترل خشم.

چهارشنبه, 06 ارديبهشت 1402 08:35

خطرهای پنهان در خوردن خوراکی های سرد

افزایش غلظت خون، بدن را نسبت به رشد باکتری‌ها و ابتلا به انواع عفونت‌ها مستعد می‌کند.

همان‌طور که سرمای موضعی موجب سفتی و انقباض منافذ پوستی می‌شود، مصرف خوراکی‌های خیلی سرد همچنین مخاط داخلی دهان و دستگاه گوارش را به‌طور موقت دچار شوک کرده و منقبض می‌کند. در این حالت جریان خون کند و اعصاب محیطی تحریک می‌شوند. به همین علت، خیلی از افراد پس از خوردن بستنی یا نوشیدنی‌های خنک دچار سردرد می‌شوند.

 اگرچه لذت مصرف این خوراکی‌ها در گرمای طاقت‌فرسای تابستان انکارناپذیر است، اما بدون شک، مصرف مداوم آن‌ها کم خطر نخواهد بود.

 ۱. خوراکی های سرد، چربی را انباشته می‌کند 

برخی‌ها معتقدند نوشیدن آب خنک باعث تحریک متابولیسم بدن و افزایش سوخت کالری‌ها می‌شود، اما باید بدانید این موضوع همه وقت درست نیست. مصرف نوشیدنی‌های بسیار خنک هنگام غذا خوردن یا بلافاصله بعد از آن نه تنها به کاهش وزن کمک نمی‌کند، بلکه باعث سفت شدن و سخت شدن چربی‌ها در دستگاه گوارش می‌شود. در این شرایط هضم چربی‌ها به خوبی انجام نمی‌شود و چربی در بدن انباشته می‌شود.

۲. خوراکی های سرد یبوست را تشدید می‌کند 

اگرچه نوشیدن مایعات در طول روز احتمال یبوست را کاهش می‌دهد، اما مصرف مایعات خنک باعث ایجاد یا تشدید یبوست‌ می‌شود. یکی از علل ایجاد این مشکل، انقباض مخاط داخلی دستگاه گوارش به دنبال نوشیدن مایعات سرد هست. این انقباض عبور مواد خوراکی را از لوله‌های گوارشی دشوار می‌کند.

۳. خوراکی های سرد آب‌رسانی را مختل می‌کند

بهره‌گیری از مایعات خیلی سرد، فرایند آبرسانی را در بدن به تاخیر می‌اندازد. بدن برای بهره‌گیری از مایعات ابتدا باید آن‌ها را به دمای طبیعی خود برساند. این موضوع نیز باعث تاخیر در آبرسانی به سلول‌ها می‌شود. گرچه یک استثنا در این زمینه وجود دارد و آن درباره دوندگان دو استقامت است.اگرچه مصرف مایعات خیلی سرد به ورزشکاران پیشنهاد نمی‌شود، اما دوندگان می‌توانند با نوشیدن آب خنک، رطوبت را برای مدت طولانی‌تری در بدن خود حفظ کنند.

۴. خوراکی های سرد، گوارش را مختل می‌کند

مصرف مایعات و خوراکی‌های سرد می‌تواند باعث ایجاد درد‌های شکمی، ریفلاکس معده و حالت تهوع شود. همان‌طور که می‌دانید سرما خاصیت ضدالتهاب دارد. درنتیجه عروق خونی و همین‌طور لایه داخلی معده را منقبض می‌کند. در این شرایط هضم غذا به خوبی انجام نمی‌شود و علائم سوء‌هاضمه ایجاد می‌شود.

۵. خوراکی های سرد، انرژی را هدر می‌دهد

اگرچه مصرف آب خنک و خوراکی‌های سرد در کوتاه مدت باعث ایجاد شادابی و سرزندگی می‌شود، اما تکرار این عادت در بلندمدت انرژی بدن را کاهش می‌دهد. علت این هست که بدن باید بخشی از انرژی خود را به گرم کردن مایعات مصرفی اختصاص دهد. نوشیدن آب خنک حتی می‌تواند با ایجاد پدیده‌ای به نام «دامپینگ» باعث ضعف و بی حالی شدید در افراد شود.

۶. خوراکی های سرد، جذب ویتامین‌ها را کم می‌کند

دمای بدن در حالت طبیعی بین ۳۴ تا ۳۷ درجه سانتی‌گراد هست، در حالی که دمای نوشیدنی‌های یخی یا بستنی بین ۰ تا ۲ درجه سانتی‌گراد است. صرف انرژی توسط بدن برای تنظیم دمای این خوراکی‌ها باعث کمبود انرژی مورد نیاز برای هضم و جذب موادمغذی می‌شود. انقباض عروق دستگاه گوارش در اثر تماس با مواد خوراکی خیلی سرد، عامل دیگری برای اختلال در جذب موادمغذی هست.

۷. خوراکی های سرد ضربان قلب را کاهش می‌دهد

یکی از اعصاب مهم بدن به نام عصب «واگ» از پشت گلو عبور می‌کند و از گردن تا شکم ادامه دارد و کلیه احشای قفسه سینه و شکم تا کولون را عصب‌دهی می‌کند. تحریک این عصب به هر دلیلی که باشد می‌تواند باعث اختلال در عملکرد آن شود.زمانی که شما یک نوشیدنی یا خوراکی خیلی سرد را قورت می‌دهید، این عصب تحریک می‌شود و باعث کاهش ضربان قلب خواهد شد چرا که عصب واگ بخش مهمی از سیستم عصبی اتونوم هست و حرکات غیرارادی بدن را تحت‌بازرسی دارد. این عصب همینطور مسئول پایین آوردن ضربان قلب هست، درنتیجه هر عاملی که آن را تحریک کند باعث پایین آمدن ضربان قلب می‌شود.

۸. خوراکی های سرد، احتمال عفونت را زیاد می‌کند

همان‌طور که قرار گرفتن در هوای سرد زمستان باعث آبریزش بینی و انسداد سینوس‌ها می‌شود، مصرف آب سرد و خوراکی‌های خنک نیز همین عکس‌العمل را در پی دارد. در این شرایط، بدن ترشحات مخاط محافظتی راه‌های هوایی را افزایش می‌دهد تا با ایجاد رطوبت به گرم شدن مخاط کمک کند. زمانی که از خوراکی‌های خیلی سرد بهره‌گیری می‌کنید، این ترشحات اضافه باعث انسداد در مجرای هوایی و مشکلات تنفسی‌ می‌شوند. این اوضاع همینطور فرد را مستعد ابتلا به عفونت‌های گلو می‌کند.

۹. خوراکی های سرد، خون را غلیظ می‌کند

با مصرف خوراکی‌های خیلی سرد عروق بدن منقبض و تنگ می‌شوند. در این حالت، جریان خون کند می‌شود و خون غلظت بیشتری پیدا می‌کند؛ بنابراین قلب باید عملکرد خود را افزایش دهد تا جریان خون را در حد طبیعی نگه دارد. اضافه بر این، افزایش غلظت خون، بدن را نسبت به رشد باکتری‌ها و ابتلا به انواع عفونت‌ها مستعد می‌کند.همینطور در این حالت، خون به راحتی به نقاط انتهایی بدن مانند انگشت‌ها نمی‌رسد و باعث حس خواب‌رفتگی در دست و پا و کاهش شفافیت ناخن‌ها می‌شود. غلظت خون و انقباض عروق می‌تواند به تورم و کبودی پا‌ها نیز منجر شود، زیرا در این شرایط خون نمی‌تواند به راحتی به سمت قلب بازگردد.

۱۰. خوراکی های سرد، ایمنی را تضعیف می‌کند

نوشیدن آب سرد و مایعات خنک بعد از غذا باعث ساخت مخاط اضافه در بدن می‌شود. در این حالت عملکرد سیستم ایمنی کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه فرد نسبت به انواع عفونت‌ها و مریضی‌هایی مانند سرماخوردگی مستعد می‌شود. مصرف دارو‌های خوراکی همراه مایعات خنک نیز می‌تواند جذب دارو‌ها را دچار اختلال کند، زیرا سرما باعث تعویق در جذب دارو می‌شود.مصرف خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های یخی با ایجاد تغییر ناگهانی در دمای بدن باعث ایجاد شوک می‌شود و در طولانی‌مدت اساس‌ساز مریضی‌های مزمن خواهد‌شد.