seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

پنج شنبه, 24 اسفند 1402 09:03

جایگاه روزه‌داران

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:

إِنَّ فِی الْجَنَّةِ بَابًا یُقَالُ لَهُ: الرَّیَّانُ، یَدْخُلُ مِنْهُ الصَّائِمُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لا یَدْخُلُ مِنْهُ أَحَدٌ غَیْرُهُمْ یُقَالُ: أَیْنَ الصَّائِمُونَ؟ فَیَقُومُونَ لا یَدْخُلُ مِنْهُ أَحَدٌ غَیْرُهُمْ، فَإِذَا دَخَلُوا أُغْلِقَ فَلَمْ یَدْخُلْ مِنْهُ أَحَدٌ.

بهشت دروازه‌ای دارد که به آن ریان می‌گویند. روز قیامت فقط روزه داران از آن دروازه وارد (بهشت) می‌شوند و غیر از آنها کسی دیگر از آن وارد نمی‌شود. (روز قیامت) ندا داده می‌شود که کجایند روزه داران؟ پس آنها برمی خیزند و غیر از آنها کسی دیگر وارد نمی‌شود. پس از اینکه روزه داران وارد می‌شوند، آن در بسته می‌شود و هیچ کس دیگری از آن وارد نمی‌شود.

 

أعلام الدین فی صفات المؤمنین، جلد ۱، صفحه ۲۷۸

سؤال: سؤال کرده‌اند که چه کار کنم تا توفیق پیدا کنم که نمازهایم را اول وقت بخوانم؟

 

جواب: همین دغدغه که انسان بتواند نمازش را اول وقت بخواند خیلی خوب است، اما برای اینکه بتوانیم تبدیل به یک عادت و خصلت درونی انسانی کنیم تا همیشه نمازها را در اول وقت بخوانیم، چند راهکار وجود دارد.

 

مهم ترین راهکار این است که ما باید اول اهمیت این نماز را بدانیم حالا وقتی برای ما مهم باشد، آن کار را به موقع انجام می دهیم، اما اگر برای ما اهمیت زیادی نداشته باشد کارهای دیگر را به آن مسئله ترجیح می دهیم و این باعث تاخیر در کار می شود.

باید بدانیم که نماز چه اهمیتی دارد؟ آیا ستون دین است؟ فروع دین است؟ اگر این طور نباشد بقیه اعمال هم پیش خداوند متعال، طبق روایات ارزشی ندارند. اهمیت نماز را باید بررسی کنیم که مطالب زیادی در این مورد در فضای مجازی می شود دنبال کرد و به عنوان حل این مسئله مطرح کرد.

 

نکته بعدی این است که بدانید که در نماز کسی را دارید که با آن مناجات می کنید، یک خالقی است که بزرگتر از هر شخص و موجودی است و این با این عظمت منتظر شماست. این خود خیلی برای فهم این مسئله کمک می کند. من وقتی به این باور برسم که خداوند متعال منتظر من است که با او صحبت کنم و حرف بزنم و مناجات کنم، این خیلی کمک می کند که انگیزه ای برای خواندن نماز اول وقت پیدا کنم.

 

نکته بعدی که معمولا اکثر مردم با آن مشکل دارند، نماز اول وقت صبح است.

مدیریت خواب در این نماز خیلی مهم است، اینکه من بتوانم قبل از نیمه شب حتما بخوابم، چون خواب در آن زمان اهمیت بیشتری دارد و خیلی کمک می کند که صبح اول وقت بیدار شوم.

رفتار و کارهایی که انسان در طول شبانه‌روز انجام می دهد خیلی اثرگذار است، اگر در طول شبانه روز خدایی ناکرده زبان، چشم و گوش به گناه آلوده باشد ممکن است نماز فوت شود و در کل باید گفت که اینها در اینکه نماز انسان کیفیتش پایین بیایید، موثر است.

در روایات هم داریم، کسی که گناه کند لذت عبادت را نخواهد چشید.

 

یکی از کارهایی هم که می شود انجام داد، جریمه کردن است یعنی من امروز مثلا به خودم تعهد بدهم که هر بار نمازم به تاخیر افتاد یه مقدار پول تعیین شده ای را صدقه بدهم یا روزه بگیرم. کاری که شهید رجایی می کرد و می گفت من اگر قبل از نماز ظهر، مغرب و عشاء، ناهار یا شامی خورده باشم عهد کرده ام که خودم را جریمه کنم و یک روز، روزه بگیرم. بیشتر از همه آن چیزی که می تواند برای این مسئله کمک کند فهمِ اهمیت نماز است و اینکه من بدانم که من یک مخاطبی دارم و آن مخاطب خالق من است که صدای مرا شنیده و عالم و آگاه به ذهن و ضمیر باطن من است، در اذان هم چندین بار بندهای خود را صدا می‌زند و این نشانگر آن است که خداوند متعال خیلی منتظر بنده های خود است تا با او مناجات کنند.

هر آنچه که در عالم هستی وجود دارد، حقیقت و باطنی دارد؛ زیرا دنیا تنزّل یافته‌ی عوالم بالا است، هرچه در عالم دنیا است نمونه‌ای است از آنچه در عالم معنا است. احکام و قوانین الهی هم که در دنیا به صورت دین و دستورات عبادی ظهور کردند، اسرار و باطنی دارند. اشیا، زمان‌ها و مکان‌ها نیز دارای حقیقت و باطن می‌باشند. یکی از آن زمان ها، ماه مبارک رمضان است. در فرهنگ اسلامی ماه رمضان یکی از مهم ترین و محترم ترین ماه های سال است؛ ماهی که نزد مسلمانان به ماه عبادت و طهارت معروف بوده و آن را -به تعبیر پیامبر(ص)- ماه خدا می نامند.

 

امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه در استقبال از ماه مبارک رمضان با بیانی شیوا و رسا از ماه رمضان سخن گفته و حقیقت آن را روشن ساخته است. ما در این مقال تنها گوشه ایی از آن را بیان می کنیم.

امام در این دعا، ابتدا خداوند متعال را جهت هدایت شدن به دین الاهی و بهره‌مندی از نعمت بندگی و عبادت، شکرگذاری می کند، سپس می فرماید: «سپاس خدای را که از جمله آن راه های هدایت، ماه خود، ماه رمضان را قرار داد: ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه قیام، ماهی که قرآن را در آن نازل کرد، برای هدایت مردم، و بودن نشانه هایی روشن از هدایت و مشخص شدن حق از باطل، و بدین جهت برتری آن ماه را بر سایر ماه ها بر پایه احترامات فراوان، و فضیلت های آشکار روشن نمود».

 

توصیف ماه رمضان با عباراتی؛ نظیر ماه اسلام، ماه نزول قرآن، حاکی از آن است که در نظر امام سجاد (ع) و در مکتب اهل بیت (ع)، ماه مبارک رمضان، عرصه برای تجلی حقیقت اسلام؛ یعنی تسلیم محض در برابر خداوند متعال است. این عرصه، مجالی است تا بندگان خدا به امر و رضای او، حتی از نیازهای طبیعی و حلال خود چشم‌پوشی کنند و سر تسلیم بر بندگی شکوه مند خالق بی همتای خویش فرود آورند.

این تمرین یک ماهه در کفّ نفس و خودداری از درخواست نفسانی، تمرینی مفید و نیکو است برای تقویت اراده و خویشتن داری در باقی سال؛ چون انسانی که یک ماه به دستور الاهی در مقابل خواست حلال نفس خویش مقاومت کرده و فقط به خاطر رضای خداوند از نیازهای طبیعی خود مانند خوردن و آشامیدن اجتناب نموده است، این قدرت را خواهد داشت تا در یازده ماه دیگر سال در مقابل وساوس شیطانی و درخواست های نفسانی نفس اماره خویش مقاومت نموده و اهل تقوا و رستگاری شود.

 

ماه مبارک رمضان، ماه طهارت است. ماهی که بنده وجود خود را از تمایلات مادی و حیوانی زدوده و با روزه ضمن تطهیر جسم، به تطهیر جان نیز می پردازد تا روحش در عالم پاکی و رشد و تعالی، از انوار هدایت بخش خدای متعال بهره مند شود.

 

پس می توان گفت حقیقت ماه رمضان عبارت است از: آزادی از خود؛ آزادی از خود حیوانی، و تولد خود الاهی.

ماه مبارک رمضان، ماه تخلق به اخلاق الاهی است و حقیقت و باطن آن عبارت است از: رسیدن به لقای خداوند. در حدیثی آمده است که خداوند سبحان فرمود: «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِه »؛ روزه مال من است و من خود به آن جزا می دهم. بعضی کلمه «اجزی» در این روایت را به صیغه مجهول «اُجزَی» خوانده اند؛ یعنی روزه برای من است و من پاداش آن هستم.

حیف است که انسان به خودش و به غیر خدا و به هر آنچه که متغیر است، دل ببندد؛ زیرا هرچه غیر خدا است، در معرض زوال و تغییر است و نمی تواند جزای انسان باشد؛ جزای روزه دار، لقای حق است.

پنج شنبه, 24 اسفند 1402 08:57

چرا گرفتن روزه واجب است؟

 

الإمامُ الرِّضا علیه السلام ـ فی علّةِ وُجوبِ الصَّومِ ـ: لِکَی یَعرِفُوا ألَمَ الجُوعِ و العَطَشِ، و یَستَدِلُّوا علی فَقرِ الآخِرَةِ، و لِیکونَ الصائمُ خاشِعا ذَلیلاً مُستَکینا مَأجُورا مُحتَسِبا عارِفا صابِرا علی ما أصابَهُ مِن الجُوعِ و العَطَشِ، فَیَستَوجِبَ الثَّوابَ مَع ما فیهِ مِنَ الإمساکِ عنِ الشَّهَواتِ، و لِیکونَ ذلکَ واعِظا لَهُم فی العاجِلِ، و رائضا لَهُم علی أداءِ ما کَلَّفَهُم و دَلیلاً لَهُم فی الأجرِ، و لِیَعرِفوا شِدَّةَ مَبلَغِ ذلکَ علی أهلِ الفَقرِ و المَسکَنَةِ فی الدنیا، فَیُؤَدُّوا إلَیهِم ما فَرَضَ اللّهُ لَهُم فی أموالِهِم.[۱۴]

امام رضا علیه السلام ـ در بیان علّت وجوب روزه ـ فرمود : تا مردم رنج گرسنگی و تشنگی را بچشند و به نیازمندی خود در آخرت پی برند و اینکه روزه‌دار بر اثر گرسنگی و تشنگی که به او می رسد، خاشع و افتاده حال و فروتن و مأجور و طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر گردد و بدین سبب مستوجب ثواب شود. به علاوه آن که، روزه موجب خودداری از شهوات است. همچنین تا روزه در دنیا پندگوی آنان باشد و ایشان را در راه انجام تکالیفشان رام و ورزیده کند و در رسیدن به اجر، راهنمای آنان باشد و به سختی تشنگی و گرسنگی که نیازمندان و مستمندان در دنیا می‌چشند، پی ببرند و در نتیجه، حقوقی را که خداوند در دارایی‌هایشان واجب فرموده است، به ایشان بپردازند.

 

علل الشرائع : ۲۷۰

قرآن در آیه ۶ و ۷ سوره طارق می گوید: «انسان از آبی جهنده خلق شده * که از صلب مردان و سینه زنان خارج می شود»، در حالی که علم ثابت کرده که جایگاه نطفه مرد و تخمک زن جایی دیگر است؛ آیا این آیه با علم سازگار است!؟

 

پاسخ اجمالی:

در این دو آیه تنها سخن از نطفه مرد در میان است؛ زیرا تعبیر به «ماءٍ دافِقٍ»؛ (آب جهنده)، در آیه ۶ درباره نطفه مرد صادق است نه زن. روی این حساب شرکت دادن زن در این بحث مناسب به نظر نمی رسد. مناسب ترین تعبیر همان است که گفته شود قرآن به یکی از دو جزء اصلی نطفه که همان نطفه مرد است اشاره کرده و بنابراین منظور از «صلب» و «ترائب» قسمت پشت و پیش روی انسان است چرا که آب نطفه مرد از میان این دو خارج می شود.

 


پاسخ تفصیلی:

در قرآن مجید، حقایق فراوانی درباره چگونگی خلفت آدمی بیان شده است. برای مثال در آیه ۶ و ۷ سوره طارق این گونه به نظر می آید که گفته شده است: «خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ»؛ (انسان از آبی جهنده خلق شده که از صلب مردان و سینه زنان خارج می شود). این در حالی است که امروزه در علوم پزشکی ثابت شده است که جایگاه نطفه مرد و تخمک زن جایی دیگر است نه آن عضوی که در قرآن و سوره طارق مورد اشاره قرار گرفته است. آیا چنین گزاره هایی که قرآن درباره خلقت جنین و انسان بیان کرده از لحاظ علمی موجه است؟

 

معنای لغوی «صلب» و «ترائب»

برای پاسخ دادن به این سؤال پیش از هر چیز باید نگاهی به معنای لغوی دو واژه «صلب» و «ترائب» انداخت. در کتب لغت برای واژه «صلب» معانی ای همچون تیره پشت، ستون فقرات و کمر(۱) ذکر شده است. همچنین برای واژه «ترائب» که جمع «تریبه» است معانی ای هم چون سینه، قفسه سینه، دنده های سینه و استخوان های بالای سینه(۲) ذکر شده است. علاوه بر آن برای «ترائب» معانی دیگری نیز ذکر شده است از جمله اینکه به معنای قسمت پیش روی انسان است یا اینکه ترائب به معنای دست ها، پاها و چشم ها است یا اینکه مجموعه استخوان های سینه و یا چهار دنده از طرف راست و چهار دنده از طرف چپ است. (۳)

به هر حال و جدای از بحث لغوی در اینکه منظور از «صلب» و «ترائب» در این آیه شریفه چیست در میان مفسران گفت وگوی بسیار است و تفسیرهای فراوانی برای آن گفته شده است. در اینجا ما خلاصه ای از این تفسیرها را ذکر می کنیم.

 

بیانات مختلف در تفسیر «صلب» و «ترائب»

تفاسیر مختلف در گفته شده «صلب» اشاره به خود مردان و «ترائب» اشاره به زنان است. چرا که مردان مظهر صلابت و زنان مظهر لطافت و زینت اند. بنابراین آیه اشاره به ترکیب نطفه انسان از نطفه مرد و زن می کند که در اصطلاح امروز «اسپر» و «اوول» نامیده می شود.

همچنین در تفسیر دیگری گفته شده «صلب» اشاره به پشت مرد و «ترائب» اشاره به سینه و قسمت های جلوی بدن او است. بنابراین منظور آیه نطفه مرد است که از قسمت های درون شکم که در میان پشت و قسمت جلو قرار دارد خارج می شود.

همچنین در تفسیر دیگری گفته شده منظور از این آیه خروج جنین از رحم زن است که میان پشت و قسمت های جلوی بدن او قرار گرفته است.

تفسیر دیگری که درباره این آیه گفته شده این است که بگوییم منی در حقیقت از تمام اجزای بدن انسان گرفته می شود و لذا به هنگام خروج توأم با هیجان کلی بدن و بعد از آن همراه با سستی تمام بدن است. بنابراین «صلب» و «ترائب» اشاره به تمام پشت و تمام پیش روی انسان می باشد.

در تفسیر دیگری نیز گفته شده عمده ترین عامل پیدایش منی «نخاع شوکی» است که در پشت مرد و سپس قلب و کبد است که یکی زیر استخوان های سینه و دیگری در میان این دو قرار دارد و همین سبب شده که تعبیر بین «صلب» و «ترائب» برای آن انتخاب گردد. (۴)

 

تفسیری مبتنی بر اکتشافات نوین علمی

تفسیر دیگری نیز در معنای این آیات بیان شده که در آن کوشیده شده این آیه را مربوط به اکتشافات نوین علمی بنماید: نطفه از بیضه مرد و تخمدان زن گرفته می شود و مطالعات دانشمندان جنین شناسی نشان می دهد که این دو در ابتدای امر که در جنین ظاهر می شوند در مجاورت کلیه ها قرار دارد و تقریبا مقابل وسط ستون فقرات در میان صلب (پشت) و ترائب (پایین ترین دنده های انسان) قرار گرفته. سپس با گذشت زمان و نمو این دو عضو تدریجا از آن محل پائین می آیند و هر کدام در موضع فعلی خود جای می گیرد و از آنجا که پیدایش انسان از ترکیب نطفه زن و مرد است و محل اصلی این دو در آغاز در میان «صلب» و «ترائب» قرار دارد قرآن چنین تعبیری را انتخاب کرده. تعبیری که در آن روز برای هیچ کس شناخته شده نبود و علم جنین شناسی جدید پرده از روی آن برداشته است. (۵)

به تعبیر روشن تر بیضه مرد و تخمدان زن در آغاز پیدایش یعنی در آن هنگام که مرد و زن خود در عالم جنین بودند در پشت آنها قرار داشت تقریبا محاذی وسط ستون فقرات بود به طوری که می توان گفت دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه نطفه ساز زن هر دو بین صلب و ترائب بودند ولی تدریجا که خلقت مرد و زن در شکم مادر کامل می شود از آنجا جدا شده و تدریجا به پایین می آیند به طوری که هنگام تولد بیضه مرد به خارج از شکم و در کنار آلت تناسلی قرار می گیرد و تخمدان زن در مجاورت رحم.

نقد: این تفسیر اگرچه می کوشد آیات قرآن را به یافته های علمی نوین نزدیک کند اما اشکال مهمش این است که قرآن می گوید آن آب جهنده از میان صلب و ترائب خارج می شود یعنی به هنگام خروج آب از میان این دو می گذرد در حالی که طبق این تفسیر در حال خروج آب نطفه چنین نیست بلکه دستگاه نطفه ساز در آن موقعی که خود در شکم مادر بود میان صلب و ترائب قرار داشت. از این گذشته تفسیر «ترائب» به آخرین دنده پائین خود خالی از بحث و گفتگو نیست. (۶)

 

تفسیر صحیح «صلب» و «ترائب»

این ها مهم ترین تفاسیری است که در تتبع نظرات مفسرین درباره این آیه به دست می آید ولی برای فهم معنای واقعی این آیه قبل از هر چیز باید به این نکته مهم برای حل مشکل توجه داشت که در آیات فوق تنها سخن از نطفه مرد در میان است. زیرا تعبیر به «ماءٍ دافِقٍ»؛ (آب جهنده) در آیه ۶ درباره نطفه مرد صادق است، نه زن و همین نطفه پدید آمده از مرد است که ضمیر «یخرج» در آیه ۷ به آن باز می گردد و می گوید: «این آب جهنده از میان صلب و ترائب بیرون می آید». روی این حساب شرکت دادن زن در این بحث قرآنی مناسب به نظر نمی رسد، بلکه مناسب ترین تعبیر همان است که گفته شود قرآن به یکی از دو جزء اصلی نطفه که همان نطفه مرد است و برای همه محسوس می باشد اشاره کرده و بنابراین منظور از «صلب» و «ترائب» قسمت پشت و پیش روی انسان است چرا که آب نطفه مرد از میان این دو خارج می شود. (۷)

 

پی نوشت:

(۱). فرهنگ معاصر عربی-فارسی، آذرنوش، آذرتاش، نشر نی، تهران، ۱۳۸۸هـ ش، چاپ دهم، ص ۳۶۹؛ مفردات ألفاظ القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، محقق: داوودی، صفوان عدنان، دارالشامیه، بیروت، ۱۴۱۲ هـ ق، چاپ اول، ص ۴۸۹؛ مجمع البحرین، طریحی، فخرالدین بن محمد، محقق: حسینی اشکوری، احمد، نشر مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ هـ ش، چاپ سوم، ج ۲، ص ۱۰۰.

۲). فرهنگ معاصر عربی - فارسی، همان، ص ۶۱؛ مفردات الفاظ القرآن، همان، ص ۱۶۵؛ لسان العرب، ابن منظور، محمدبن مکرم، دارالطباعه والنشروالتوزیع دار صادر، بیروت، ۱۴۱۴ هـ ق، چاپ سوم، ج ۱، ص ۲۳۰.

(۳). لسان العرب، همان.

(۴). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، درالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۱ هـ ش، چاپ دهم، ج ۲۶، ص ۳۶۵ و ۳۶۶ و ۳۶۷.

(۵). تفسیر المراغی، مراغی، احمد مصطفی، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، بی تا، ج ۳۰، ص ۱۱۳.

(۶). تفسیر نمونه، همان، ج ۲۶، همان، ص ۳۶۶ و ۳۶۷.

(۷). تفسیر نمونه، همان، ج ۲۶، ص ۳۶۶؛ المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سیدمحمدحسین، ترجمه: موسوی همدانی، سیدمحمدباقر، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ پنجم، ج ۲۰، ص ۴۳۱.

 

منبع:آیین رحمت - دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن و به تعبیر امام محمدباقر علیه السلام «لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ رَبِیعٌ وَ رَبِیعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَان» است که به همین مناسبت، آیه ای از جزء اول قرآن کریم انتخاب شده است.

خداوند متعال در آیه ۱۲۱ سوره بقره فرموده است: «الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولَٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ ۗ وَمَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ / کسانی که کتاب بر آنها فرستادیم آن را خوانده و حق خواندن آن را (در مقام عمل نیز) بجا آورند، آنان اهل ایمانند و آنها که به کتاب خدا کافر شوند (و حق شناسی نکنند) آن گروه زیانکاران عالمند».

دو موضوع از این آیه محل بحث مفسرین قرار گرفته که یکی از آنان «الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ / کسانی که کتاب بر آنها فرستادیم» بوده و باید دید چه کسانی مخاطب این آیه هستند.

برخی از مفسرین گفته اند که مخاطب قرآن عموم یهود و نصارا هستند و برخی گفته اند یهود و نصارایی که همراه با پیامبر اکرم صلی الله علیه واله بودند و به ایشان ایمان آوردند را شامل می‌شود و برخی هم معنای عام تری را در نظر گرفتند که حتی خود قرآن و مسلمانان را هم شامل می شود.

کتاب به معنای عام کتاب که شامل تورات، انجیل و خود قرآن می شود و این ویژگی را دارد که هر کس حق تلاوت این کتاب را به جا بیاورد، در گروه «یُؤْمِنُونَ بِهِ»قرار گرفته و به او ایمان می‌آورد. یعنی کتاب مایه هدایت، بشارت و سعادت برای او خواهد بود؛ اما کسی که کفر بورزد، قطعا دچار زیان، خسران و نقیصه خواهد شد.

در جاهای دیگر آیات الهی تاکید شده که قرآن «هُدیً لِلْمُتَّقِینَ‌» است، اما همین قرآن نسبت به ظالمین باعث خسارت است: «وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا».

قرآن هم دقیقا به همین شکل است. این حبل آمیخته می تواند مایه تقرب الهی شود و هم می تواند مایه دوری از حضرت حق شود. این بررسی فقره اول آیه است.

موضوع دیگر این آیه این مسئله است که در روایاتی ذیل همین آیه در تفاسیر روایی تطبیق های مختلفی به این مسئله «حَقَّ تِلَاوَتِهِ» شده است.

در یک روایت از امام صادق علیه السلام هشت مورد را برای مصادیق «حَقَّ تِلَاوَتِهِ» شمرده‌اند.

از جمله این موارد، رعایت صحیح تجوید و خواندن قرآن که یکی از مصادیق «حَقَّ تِلَاوَتِهِ» است، اما تأمل در معارف قرآن، عمل به معارف قرآن، عبرت گرفتن از قصص قرآن، پذیرش اوامر قرآن و در یک کلمه تلاوت قرآن باید همراه با قرائت متفکرانه و متدبرانه باشد.

با عمل و ایمان به آن مضامین قرآنی می‌توان ادعای ادا شدن واژه «حَقَّ تِلَاوَتِهِ» را داشت.

مرحوم آیت الله حائری شیرازی در یکی از توصیه های خود پیرامون ماه مبارک رمضان و جذاب‌سازی زمان سحری و افطاری برای بچه‌ها گفت:

 

سحری را به نحوی ترتیب دهید که بچه‌ها به شما سفارش کنند که ما را سحر بیدار کنید! یک چیز خوش‌مزه‌ای بخرید و بگویید این را وقتی برای سحری بیدار شدیم، می‌خوریم.

پولی را هم سر سفرۀ سحری و سر سفرۀ افطار به بچه‌ها بدهید تا اینها از ماه رمضان خوششان بیاید؛ از روزه گرفتن خوششان بیاید.

روزۀ آنها را با پول بخرید! این خلاف شرع نیست! اگر حتی نصف روز روزه می‌روند، به آنها جایزه بدهید.

برای حجاب‌شان جایزه بدهید تا اینها به حجاب‌شان، به عفت‌شان، به پاکی‌شان علاقه‌مند شوند. بعد که کم‌کم عادت کردند و مزه‌اش زیر دندانشان رفت و خودشان خوبی اینها را درک کردند، [جایزه را قطع کنید] و دیگر آنها را به همان معرفت خودشان بسپارید.

برای آن که روزه داری نهایت فایده را به جسم و روح برساند٬ باید نکاتی را رعایت کرد که بخشی از این موارد شامل رژيم غذایی در این ماه مبارک است.

در همین راستا سعید هادی، متخصص تغذیه بالینی درباره افطار روزه داران گفت: برای شروع باید افطار را ابتدا با یک نوشیدنی گرم آغاز کنیم و حتی المقدور یک خرما میل شود.

او گفت: بهتر است زمان سحری و افطار از غذاهای چرب استفاده نکنیم چون غذای چرب روی معده و سر دل می‌ماند و باعث سوزش معده می‌شود.

هادی گفت: در موقع افطار از خوردن غذای سنگین بپرهیزید و تا می‌توانید از غلات در غذاها استفاده  و غذای اصلی  را به وعده سحر موکول کنید.

این متخصص افزود: روزه داران باید در ماه مبارک رمضان بیشتر از مواد پروتئینی استفاده کنند.

وی همچنین گفت: از میوه هایی که مانع از تشنگی فرد در ماه مبارک رمضان می‌شوند خربزه و هندوانه هستند که از فرد در مقابل تشنگی محافظت می‌کنند.

هادی گفت: از زمان افطار تا سحر باید سه وعده غذایی خورد و از خوردن غذاهای چرب خودداری کرد.

پنج شنبه, 24 اسفند 1402 08:40

چند توصیه برای کاهش چربی خون

خوردن بیش از حد چربی‌های اشباع، کلسترول خون را افزایش می‌دهد و افزایش کلسترول خون نیز می‌تواند میزان خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را بیشتر کند. 

چربی اشباع شده در انواع کره‌ها، روغن‌ها، خامه‌ها، کیک‌ها، بیسکوییت، گوشت‌های پرچرب، سوسیس، کالباس، ماست و پنیر به خصوص پنیر پرچرب، انواع شیرینی‌ها، بستنی، شیر نارگیل، کرم نارگیل، میلک شیک، شکلات و اسپری‌های شکلاتی وجود دارد.

دستورالعمل‌های متعددی درباره مصرف چربی اشباع شده وجود دارد و این دستورالعمل‌ها نکاتی درباره میزان مصرف چربی‌های اشباع شده ارائه می‌دهند.

براساس دستورالعمل‌های بهداشتی، میزان چربی اشباع شده برای مردان و زنان به ترتیب نباید بیشتر از ۳۰ و ۲۰ گرم در روز باشد. 

افرادی که باید میزان چربی مصرفی خود را کاهش دهند لازم است چربی‌های غیراشباع را جایگزین چربی‌های اشباع‌شده کنند؛ امگا ۳ جزو چربی‌های غیراشباع به حساب می‌آید. 

موارد متعدی می‌توانند سبب کاهش میزان کل چربی بدن شوند و باید در کانون توجه قرار گیرند. به عنوان مثال هنگام خرید باید به برچسب‌های موادغذایی توجه کرد تا بتوان غذا‌های با میزان چربی کمتر انتخاب کرد. همچنین محصولات لبنی کم‌چرب یا جایگزین‌های لبنی در برنامه غذایی قرار گیرند. 

بنابر اعلام دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، به جای سرخ کردن غذاها، غذا‌ها باید بریان، کباب یا بخارپز شوند. همچنین روغن را با یک قاشق چایخوری اندازه بگیرید تا میزان مصرف روغن کنترل شود. همچنین چربی‌های قابل مشاهده قبل از پختن گوشت و همچنین پوست مرغ قبل از طبخ باید جدا شوند. برخی از گوشت‌ها دارای چربی کمتری هستند و باید در برنامه غذایی قرار گیرند. 

همچنین انجام برخی از کار‌ها می‌تواند موجب کاهش چربی‌های اشباع، شود. برچسب‌های تغذیه‌ای که روی بسته‌بندی موادغذای وجود دارد باید در کانون توجه قرار گیرد؛ چرا که به میزان کاهش چربی اشباع‌شده کمک می‌کند. همواره دو مولفه «اشباع» و «چربی نشاسته» باید در کانون توجه قرار گیرند. 

اگر میزان چربی نشاسته یا اشباع مواد غذایی بیش از ۵ گرم اشباع در هر ۱۰۰ گرم باشد، میزان چربی اشباع ماده غذایی زیاد است. اگر میزان چربی اشباع بین ۱.۵ تا ۵ گرم اشباع در در ۱۰۰ گرم باشد، میزان اشباع آن ماده غذایی متوسط است. همچنین اگر میزان چربی اشباع یک ماده غذایی ۱.۵ گرم اشباع یا کمتر در هر ۱۰۰ گرم باشد، میزان چربی اشباع این ماده غذایی کم است. این احتمال وجود دارد که میزان چربی اشباع‌شده در محصولات غذایی متفاوت باشد. 

برخی از راهکار‌های خانگی می‌تواند میزان چربی اشباع شده خون را کاهش دهد. این راهکار‌ها شامل استفاده از گوشت کم چرب و افزایش مصرف حبوبات و سبزیجات در پخت غذا باشد. همچنین به جای سرخ کردن سیب‌زمینی می‌توان آن را در فر با کمی روغن و با پوست پخت. قبل از خوردن مرغ نیز پوست آن را جدا کنید تا محتوای چربی اشباع آن کاهش یابد. تخم‌مرغ هم به صورت آب‌پز استفاده شود و لبنیات کم‌چرب جایگزین لبنیات پرچرب شود. 

همچنین خودداری از افزودن خامه به قهوه و محدود کردن مصرف فست فود‌ها از دیگر راهکار‌های خانگی کاهش چربی اشباع خون به حساب می‌آید.

پنج شنبه, 24 اسفند 1402 08:38

بیانات در محفل انس با قرآن کریم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید. امروز جلسه‌ی ما بحمدالله در حدّ نصاب بود؛ جلسه‌ی بسیار خوب، کامل، جامع. و من صمیمانه تشکّر میکنم، هم از ترتیب‌دهندگان این جلسه، هم از نقش‌آفرینان این جلسه‌ی باشکوه و پُرمعنا و بسیار زیبا؛ کسانی که تلاوت کردند، کسانی که برنامه اجرا کردند، از یکایکشان من تشکّر میکنم.

خوشبختانه تلاوت قرآن، تلاوت صحیح، تلاوت طبق قوانین و ضوابط قرائت، روزبه‌روز در کشور در حال توسعه است. شاید روزی نیست که بنده خدای متعال را بر این نعمت عظمیٰ شکر نکنم. [هر وقت که] تلویزیون را باز میکنم، یا یکی از قرّاء محترم ــ که بعضی‌هایشان هم اینجا تشریف دارند ــ یا تعدادی ترتیل‌خوان مشغول تلاوتند؛ می‌نشینم با لذّت می‌شنوم و خدا را شکر میکنم. اینها به برکت انقلاب به ما داده شده و وقتی مقایسه میکنیم کشورمان را با دیگر کشورهای اسلامی، حالا نمیتوانم به طور قطعی بگویم و آمار دقیق ندارم، امّا تصوّر بنده این است که تعداد قاری خوش‌خوان و درست‌خوان در کشور ما شاید از همه‌ی کشورهای اسلامی بیشتر باشد؛ حالا شاید استثنائاً یک کشور از این قاعده‌ی کلّی خارج باشد، وَالّا بقیّه‌ی جاهای دنیا، آن‌طوری که می‌شنویم و بعضاً می‌بینیم، به جوانهای ما، به شما قرّاء عزیز و نور چشمان ما نمیرسند.

ارزش و عظمت تلاوت قرآن را از عظمت قرآن باید به دست آورد. شما ببینید در خود قرآن کریم، قرآن با چه القابی و با چه عناوینی معرّفی شده؛ من چند نمونه‌اش را یادداشت کرده‌ام: «قرآن عظیم»، «قرآن کریم»، «قرآن مبین»، «قرآن مجید»، «قرآن حکیم»، «قرآن شفاء»، «قرآن رحمت»، «قرآن نور»، و عناوینی از این قبیل. وقتی خدای متعال که معدن عظمت است و منشأ عظمت است و خالق عظمت است، به یک چیزی عنوان «عظیم» بدهد ــ «وَ القُرآنَ العَظیم»(۲) ــ معنایش خیلی والا است، خیلی بالا است، خیلی ارزشمند است. شما این را دارید تلاوت میکنید! قرآن از همه‌ی آنچه خدای متعال در زیر آسمان خلق کرده والاتر و بالاتر است؛ قرآن «ثَقَل اکبر» است؛ فکرش را بکنید! اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَین؛(۳) ثَقَل اکبر ــ «ثَقَل» یعنی شیء گران‌بها ــ عبارت است از قرآن؛ یعنی ائمّه‌ی هدیٰ (علیهم السّلام)، آن انوار طیّبه‌ای که عالم وجود به نور آنها منوّر است، در درجه‌ی بعد از قرآنند. قرآن ثَقَل اکبر است؛ خیلی حرف مهمّی است. ما با قرآن چه جوری برخورد میکنیم؟ شما که قرآن را تلاوت میکنید، یکایک شما تلاوت‌گران قرآن، پیک عرش الهی به سوی ما فرشیان هستید؛ معنای تلاوت قرآن این است. شما دارید مضمون کلام الهی را برای ما بیان میکنید؛ هر کدام اهل دل باشیم، بر دلهای ما نازل میکنید قرآن را؛ هر کدام هم اهل گوش باشیم، گوش ما استفاده میکند. قدر خودتان را بدانید.

خب، چند نکته؛ یکی اهمّیّت قرائت قرآن است. حالا عظمت قرآن به جای خود محفوظ، اشتمال(۴) قرآن بر معارف نورانی درجه‌ی یک عالم خلقت به جای خود محفوظ، [امّا] نفْس قرائت قرآن باارزش است. خدای متعال به بزرگ‌ترین موجودی که خلق کرده، یعنی وجود مقدّس نبیّ اکرم (صلّی الله علیه و آله)، دستور میدهد که قرائت کن! «فَاقرَءوا ما تَیَسَّرَ مِنَ القُرآن»؛(۵) «فَاقرَءوا ما تَیَسَّرَ مِنه»؛(۶) باید قرآن را قرائت کنی، باید تلاوت کنی. «اُتلُ عَلَیهِم نَبَاَ نوح»؛(۷) «اُتلُ عَلَیهِم نَبَاَ اِبراهیم»؛(۸) [خدا] به پیغمبر دستور تلاوت میدهد. یکی از وظایف ما تلاوت قرآن است. به نظر این حقیر، در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند؛ همه‌ی ما باید تلاوت کنیم. بنده بارها در جمعهای مختلف گفته‌ام، هر چه میشود [بخوانیم]: «فَاقرَءوا ما تَیَسَّرَ مِنه»؛ بعضی‌ها روزی پنج جزء میخوانند، بعضی‌ها روزی یک جزء میخوانند، بعضی‌ها روزی یک حزب میخوانند؛ شما [اگر] نمیتوانید، روزی یک صفحه بخوانید، روزی نیم صفحه بخوانید، [امّا] بخوانید. قرآن باید تلاوت بشود.

در این بیانی که عرض کردیم، قرائت و تلاوت برای دل قاری است، لکن منحصر به این هم نیست؛ منحصر به این نیست. هم دل قاری باید با تلاوت [قرآن] نورانی بشود، هم دل جامعه باید به تلاوت قرآن روشن بشود و منوّر بشود. خدای متعال به پیغمبرش میفرماید: «وَ قُرآناً فَرَقناهُ لِتَقرَاَهُ عَلَی النّاسِ عَلیٰ مُکث»(۹) ــ [و در] آیات متعدّد فراوان دیگر، همین آیاتی که عرض کردیم ــ یعنی بر مردم هم بخوانید؛ این کار شما است. ما در خانه برای خودمان قرآن میخوانیم، شما یک کار بالاتر انجام میدهید، برای مردم قرآن میخوانید، بر مردم تلاوت میکنید؛ این خیلی باارزش است. قدر خودتان را بدانید. ارزش کارتان را بدانید.

یک نکته‌ی دیگر مسئله‌ی مهمّ تدبّر است. قرآن را بایستی با تدبّر خواند. البتّه تدبّر مراتبی دارد. تدبّر یعنی از ظاهر اَنیق قرآن به باطن عمیق قرآن رسیدن: ظاهِرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیق؛(۱۰) این ظاهر، همین زیبایی‌های کار شما و الفاظ خود قرآن و زیبایی‌های خود قرآن است. باطن عمیق، آن چیزی است که با تدبّر به دست می‌آید. وقتی هر چه فکر کنید، دقّت کنید، فهم کنید مسائل حول و حوش یک آیه را، یا یک کلمه را، معارف و مفاهیم بیشتری را به دست می‌آورید؛ این میشود تدبّر. کِتابٌ اَنزَلناهُ اِلَیکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّروا آیاتِه؛(۱۱) این[جور] است، یعنی اصلاً کتاب نازل شده برای تدبّر، برای فهمیدن. همه‌ی این چیزهای دیگر مقدّمه‌ی فهمیدن است.

یک نکته‌ در اینجا وجود دارد؛ وقتی به ما میگویند تدبّر کنید، معنایش این است که خدایی که خالق ما است، میداند ما ظرفیّت رسیدن به آن عمق را داریم، وَالّا نمیگفتند تدبّر کنید. اینکه خدای متعال میگوید از قرآن عمق‌یابی کنید، معنایش این است که شما میتوانید؛ این ظرفیّت در شما هست که عمق‌یابی کنید در قرآن.
البتّه همه باید مواظب باشند که عمق‌یابی از قرآن با تفسیر به رأی فرق دارد، با تحمیل نظرات خود بر قرآن فرق دارد، با تکیه کردن بر دانسته‌های ناقص و کوته‌بین خود فرق دارد؛ شرایطی دارد که حالا اگر شد، آن شرایط را هم یک اشاره‌ای خواهم کرد.

خب، یک مسئله، مسئله‌ی هنر تلاوت است. این را عرض بکنم که امروز خوشبختانه تلاوتها خیلی خوب بود؛ یعنی غالباً در این جلسه‌ی ما تلاوتها خوب است. امروز یک آرایه‌ها و آرایشهای نویی را انسان مشاهده میکرد از این جوانهایی که الحمدلله وارد قرآن شده‌اند، پا در وادی قرآن خواندن گذاشته‌اند؛ کار نوجوان‌های عزیز ما هم کار خوبی بود، تلاوتگران عزیز ما هم انصافاً خیلی خوب از عهده‌ی تلاوت برآمدند.

تلاوت یک هنر است، منتها تفاوتش با هنرهای دیگر این است که مقدّس است؛ «هنر مقدّس». این خیلی چیز خوبی است؛ این، هم هنر است ــ برترین زیبایی‌های ناشی از ذهن انسان، هنر نامیده میشود ــ هم دارای تقدّس است؛ امّا نکته‌ی اساسی این است که این هنر و همه‌ی پیرایه‌های این هنر و همه‌ی آرایه‌های این هنر ــ که شماها که اهل این هنر هستید، توجّه به این پیرایه‌ها و آرایه‌ها دارید ــ همه‌ی اینها ابزار است، همه‌ی اینها وسیله است. ابزارِ چه چیزی؟ ابزار انتقال معنی.

من سال گذشته در همین جلسه عرض کردم(۱۲) شما وقتی تلاوت میکنید، چه کار میخواهید بکنید؟ قرآن را میخواهید نشان بدهید یا خودتان را میخواهید نشان بدهید؟ این مهم است. خب ماها که ضعیفیم؛ اینکه بکلّی خودمان را کنار بزنیم، حذف کنیم، عقب بزنیم، از امثال بنده، آدمهای ضعیف که برنمی‌آید؛ امّا حدّاقل توجّه داشته باشیم که هدف اصلی، مطرح کردن قرآن است؛ حالا «خود» هم کنارش مطرح شد، شد. قرآن باید مطرح بشود؛ این در نوع تلاوت شما خیلی فرق ایجاد میکند. یک جاهایی آدم میبیند که این قاری‌های معروف بزرگی که هستند، این نکته بعضاً در کارشان مشاهده نمیشود. خب، فرض کنید تکرار [آیات] یک جاهایی، در یک آیاتی خوب است، یک جاهایی لازم است؛ امّا چقدر تکرار؟ تلاوتی را من گوش میکنم، یک آیه‌ای که هیچ لزومی هم ندارد تکرار بشود، قاری این آیه را ده بار تکرار میکند! معنای این چیست؟ معنایش این است که این قاری موسیقی‌دان خوبی است، صدای خوشی هم دارد، میخواهد این را با شکلهای مختلف بخواند. [مثلاً] «اِذ قالَ یوسُفُ لِاَبیه»؛(۱۳) خب «اِذ قالَ یوسُفُ لِاَبیه» که تکرار ندارد؛ حالا بفرض، دو مرتبه [تکرار شود، امّا] این را ده مرتبه تکرار کردن [دلیلی ندارد]. اینکه میگویم ده مرتبه، حالا شاید مثلاً نُه مرتبه [بوده]! من شمردم، همین‌طور تکرار، تکرار، تکرار! این، آن چیزی نیست که انسان از قاری توقّع دارد؛ این را نباید ما فراموش کنیم.

خود قرآن هنر است؛ خود قرآن یک اثر هنریِ خدایی و الهی است؛ یک اثر هنری‌ است. حالا افرادی که صاحب نظرند و صاحب دقّتند و صاحب تدبّرند، بتدریج یک چیزهایی از گوشه کنارهای این اثر هنری را در طول تاریخ فهمیده‌اند؛ از جمله اینکه مثلاً قرآن هنر تصویر دارد، یعنی حوادث را تصویر میکند؛ [مثل] این کتابی که نوشته‌اند: التّصویر الفنّی فی القرآن؛(۱۴) تصویر هنری در قرآن. قرآن وقتی خیلی چیزها را میخواهد بیان کند، یک منظره‌ای را، مثلاً منظره‌ی قیامت را، شما ببینید در قرآن با چه بیانهای متنوّع و متعدّدی قیامت و صحنه‌های قیامت و عرصه‌ی قیامت جلوی چشم انسان تصویر شده؛ یا عرصه‌ی جهاد تصویر شده: «وَ العادیاتِ ضَبحاً * فَالموریاتِ قَدحاً»؛(۱۵) این تصویر است، دارد نشان میدهد. میشود گفت که خب سوار اسب شدند، اسب‌سوار رفت طرف میدان، امّا اینکه در این آیه می‌آید قسم میخورد به آن اسبی که دارد نفَس‌نفَس میزند، قسم میخورد به آن اسبی که سُمش به سنگ میگیرد و مثلاً جرقّه میزند، این [دارد] تصویر میکند منظره را.

در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره در وصف منافقین این آیه‌ی شریفه «مَثَلُهُم کَمَثَلِ الَّذِی استَوقَدَ نارَاً فَلَمَّا اَضاءَت ما حَولَهُ ذَهَبَ اللٰهُ بِنورِهِم وَ تَرَکَهُم فی ظُلُمات»،(۱۶) این تصویر، یک بُعدی از ابعاد منافق است؛ این منافقی است که اوّل از روی هیجان یک ایمانی آورده، اِستَوقَدَ نارَاً فَلَمَّا اَضاءَت ما حَولَهُ ذَهَبَ اللٰهُ بِنورِهِم، [امّا] مرضی که در دل او بوده موجب شده که خدا این نور را از او بگیرد: وَ تَرَکَهُم فی ظُلُمات؛ تصویر میکند؛ این تصویرِ یک بُعد از ابعاد شخص منافق است. بعدش بلافاصله یک بُعد دیگر: «اَو کَصَیِّبٍ مِنَ السَّماءِ فیهِ ظُلُماتٌ وَ رَعدٌ وَ بَرقٌ یَجعَلونَ اَصابِعَهُم فی آذانِهِم مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ المَوت»،(۱۷) این هم یک بُعد دیگر از ابعاد منافقین بوده. «صیّب» باران تند است. خب باران که رحمت است امّا در کنار این باران، رعد هست، برق هست، این [فرد] میترسد؛ ظلمات هست، از آن میترسد؛ از بارانش بهره نمیبرد امّا از رعد و برقش میترسد؛ همان که در سوره‌ی منافقون «یَحسَبُونَ کُلَّ صَیحَةٍ عَلَیهِم»(۱۸) [آمده]؛ این ابعاد منافق را بیان میکند؛ ببینید قرآن تصویر [میکند]. خب این را شما میخواهید بیان کنید، شما میخواهید این تصویر را که در کلام هست و معجزه است، به ذهن و دل مخاطبِ خودتان منتقل کنید؛ این خیلی هنر بزرگی است، هنر عظیمی است.

خب حالا در زمینه‌ی تلاوت البتّه خیلی مطلب هست. بنده واقعاً من قلباً عمیقاً علاقه و محبّت و ارادت دارم به قُرّاء عزیزمان؛ از اساتید و پیشکسوتها و قدیمی‌ها گرفته تا جوانها و کسانی که تازه وارد این میدان شده‌اند، واقعاً یکایک اینها را من قلباً و عمیقاً دوست میدارم، امّا خب یک تذکّراتی هست که باید این تذکّرات رعایت بشود.

شما بدانید که باید مصداق «اَلَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللٰه»(۱۹) باشید؛ دارید رسالت الهی را ابلاغ میکنید دیگر. دیگر کدام رسالت قطعی‌تر، متقن‌تر، واقعی‌تر از آنچه شما در جلسه‌ی قرائت قرآن اداء میکنید؟ باید این‌جوری باشید؛ باید خودتان را تطبیق کنید با این آیه: اَلَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ الله؛ ببینید اینهایی که تبلیغ رسالات‌الله میکنند، چه جوری هستند و چه جوری باید باشند. این یک مطلب.

«توجّه به معنا»؛ توجّه به معنای آیه‌ای که دارید میخوانید داشته باشید و سعی کنید در دل، خشوع نسبت به آن معنا پیدا کنید. این خشوع شما در مستمع اثر میگذارد. وقتی شما با خشوع قرآن میخوانید، با توجّه قرآن میخوانید، مستمع شما تحت تأثیر خشوع شما قرار میگیرد، او هم خاشع میشود. توجّه به مضامین آیات، این خشوع را ایجاد میکند.

از «غنای حرام» جدّاً پرهیز بشود؛ این را توجّه داشته باشید. البتّه در باب غنا حرف زیاد است، امّا بعضی از الحان، غنا است. بنده حالا صریح بگویم؛ من تلاوتها را گوش میکنم، بخصوص بیشتر آنچه از رادیو پخش میشود. گاهی اوقات بعضی از این قرّاء معروف مصری وقتی میخوانند، بنده خاموش میکنم؛ یعنی شبهه میکنم. مثلاً فرض کنید محمّد عمران بعضی اوقات وقتی میخواند، واقعاً من شبهه میکنم. حالا ظاهراً از دنیا هم رفته؛ خدا رحمتش کند. یا بعد از او مثلاً عبدالمنعم؛ اینها خوش‌خوانند، صداهای خوبی دارند، انصافاً در موسیقی هم فوق‌العاده استاد هستند، امّا گاهی اوقات آنچه او میخوانَد، سبْک خواندنِ غناهای عربی است؛ یعنی تلاوت قرآن نیست. البتّه بعضی از اساتید برجسته و بزرگ قرآن هم که بنده به آنها خیلی علاقه دارم، گاهی اوقات یک چنین چیزهایی در کارشان دیده میشود؛ یعنی این‌جور نیست که بخواهیم بگوییم آنها [اشکالی ندارند]؛ بعضی هم نه؛ بعضی از این قدیمی‌ها مثل عبدالفتّاح شعشاعی و امثال اینها، انصافاً از چهارچوب تلاوت قرآنی هیچ تجاوز نمیکنند؛ [امّا] این جوانهای امروزی که از مصر گاهی اینجا و آنجا پیدایشان میشود و یک چیزهایی میخوانند، چرا، اینها انصافاً خیلی اوقات از آن ضوابط و موازین تخطّی میکنند. این هم یک نکته.

بعضی از قرّاء عزیز ما هم که خب صداهای خوبی دارند، این صدای خوش موجب میشود که یک جاهایی میل به یک تحریرهای اضافی و زائد پیدا بشود. [گفت:]
پری‌رو تاب مستوری ندارد
چو در بندی سر از روزن برآرد!(۲۰)
اینجا خودتان را نگه دارید. آنجایی که می‌بینید دوست میدارید که حالا همین‌طور بدون اینکه جایش باشد و موردی داشته باشد، یک تحریر اضافه بدهید، اینجا انصافاً اراده لازم است، اراده‌ی قوی لازم است که انسان خودش را حفظ کند و نگه دارد.

از اداهای بعضی از قرّاء هم تقلید نکنید. شما ایرانی هستید و یک هنجارهای زیبا و شیوای خاصّ خودتان را دارید؛ هیچ لزومی ندارد هر جوری که آنها مثلاً حرکت میکنند، انسان آن‌جوری حرکت کند یا مثلاً آن‌جوری لباس بپوشد. گاهی نشان میدهند این قرّاء ما را که مثلاً بیرون هستند، بنده میبینم لباسهایشان شبیه لباسهای آنها است؛ نه، شما همین لباس خودتان را تنتان کنید، با افتخار بروید بنشینید، بهتر از او بخوانید، که بهتر هم میخوانید؛ خیلی‌‌تان بهتر از آنها هم میخوانید. این هم یک مسئله.

مسئله‌ی دیگری که میخواهم تأکید بکنم، این است که خب رشد تلاوت قرآن و جلسات قرآنی و حلقات قرآنی در کشور واقعاً برتر از توصیف است. یعنی بارها بنده گفته‌ام، قبل از انقلاب وضع محافل قرآنی با امروز [از لحاظ] تعداد و کیفیّت، زمین تا آسمان فرق داشت. امروز خب بحمداللٰه هزاران محفل قرآنی وجود دارد؛ دستگاه‌های مختلفی از جهات مختلف به مسائل قرآنی میپردازند؛ اوقاف یک جور، سازمان تبلیغات یک جور، بخشهای مربوطِ ویژه‌ی قرآنی یک جور؛ انصافاً خوب است؛ در این تردیدی نیست؛ امّا من عقیده‌ام این است که ما هنوز کم داریم؛ ما کم داریم. سر قضیّه‌ی حفظ، سر قضیّه‌ی تلاوت، سر قضیّه‌ی اُنس با قرآن هنوز جای کار زیاد است. ای کاش، ای کاش هر مسجدی یک محفل تلاوت قرآن باشد! یک قاری قرآن در مسجد حضور داشته باشد، حالا هر شب نه، مثلاً فرض کنید هفته‌ای یک بار، هفته‌ای یک شب، هفته‌ای یک نوبت، دو نوبت جوانهای محل جمع بشوند، قرآن بخوانند، تلاوت کنند. تکثیر حلقات قرآنی در سرتاسر کشور، چه در مساجد، چه در منازل؛ در منازل هم آن کسانی که آمادگی دارند.

یک مسئله، مسئله‌ی تفسیر قرآن است. تفسیر قرآن خب خیلی مهم است. یعنی از ظاهر قرآن انسان میتواند موارد زیادی استفاده کند، لکن گاهی در تفاسیری که بزرگان ما نوشته‌اند، نکاتی هست که برای انسان تازه است. خب بنده خودم سالها است با تفسیر مأنوسم امّا در عین حال همین حالا یک مواردی پیش می‌آید که ابهام دارم، به تفسیر مراجعه میکنم، مطلب نویی را استفاده میکنم، علاوه بر آنچه انسان از خود تلاوت استفاده میکند. و این به تدبّر کمک میکند ــ اینکه گفتم راجع به تدبّر [مطلبی میگویم] ــ این کمک میکند به اینکه بتوانید اصحاب تدبّر باشید. مثلاً یک روحانیِ فاضلِ مرتبطِ با قرآن، روحانی قرآنی، دعوت بشود و با ابتکار، به صورت جذّاب ــ نه به صورت کسل‌کننده ــ تفسیر بگوید. مثلاً فرض کنید شما دارید تلاوت میکنید، یک جا متوقّف کند خواننده را، یک آیه‌ای را، یا یک نکته‌ای را که در خلال این آیه وجود دارد، برای مستمعین بیان کند؛ بعد با صدای خوشِ همان خواننده، [آیه] مجدّداً تکرار بشود؛ اینها بعضی‌هایش تجربه‌شده است ــ البتّه خیلی اندک ــ بعضی‌هایش را هم شما میتوانید با ابتکارات خودتان ایجاد کنید و توسعه بدهید. غرض، تلاوت قرآن را به سمت ترجمه‌ی قرآن و مرتبه‌ی بالاتر، تفسیر قرآن پیش ببرید که این موجب تدبّر بشود. اوّل ترجمه‌ی قرآن است؛ یعنی واقعاً این‌جور باید باشد که در کشور در جمعهای مختلف ــ جوانها، نوجوان‌ها ــ وقتی آیه‌ی قرآن خوانده میشود، مضمون آیه را همه بفهمند؛ ولو حالا به جزئیّات و تفاصیل نتوانند دست پیدا کنند، مضمون آیه را همه بفهمند و آیاتی را حفظ داشته باشند و از آیاتی استفاده کنند؛ این به ارتقاء سطح معرفت دینی کشور و جامعه کمک میکند.

اینجا تصویر غزّه را نشان دادند. آن چیزی که حالا متناسب با جلسه‌ی ما بود، تلاوت قرآن بود. دیدید بچّه‌هایی که قرآن میخواندند، همه از حفظ میخواندند؛ همه حافظ بودند، این تکّه‌ها را [از حفظ میخواندند]. راه حفظ هم همین است؛ من قبلاً هم گفته‌ام که از نوجوانی بایستی حفظ شروع بشود؛ اینها حافظ قرآنند. هم حافظ قرآنند، هم به برکت اینکه عرب‌زبان هستند، مفاهیم قرآن را میفهمند. این [قرآن] است که توانسته این ذُروه(۲۱) و قلّه‌ی استقامت را در غزّه و در فلسطین، بخصوص در خود غزّه، به دنیا نشان بدهد؛ این [اثر] قرآن است. این، [آن] صبری است که قرآن میخواهد؛ این استقامتی است که قرآن توصیه میکند؛ این پاداشی است که قرآن به صابرین وعده میدهد؛ این است که اینها را نگه داشته.

امروز کاری که در غزّه دارد انجام میگیرد، از دو طرف در اوج است: از لحاظ جنایت و خباثت و وحشیگری و خونخواری در اوج است. بنده سراغ ندارم در جایی دشمنی مجهّز به انواع سلاح، حمله کند به یک مردمی که هیچ سلاحی ندارند؛ نه اینکه سلاحشان عقب‌تر است؛ هیچ سلاحی ندارند. مردم بی‌دفاع غزّه، مردم عادّی در بیمارستان، در مسجد و در کوچه و بازار که سلاح ندارند؛ با انواع سلاح [به این مردم] حمله کند و به این اکتفا نکند، گرسنگی و تشنگی بدهد به این مردم بی‌دفاع، و بچّه‌های کوچک و کودکان شیرخوار از گرسنگی بمیرند! بنده سراغ ندارم؛ این اوج خونخواری است، اوج وحشیگری است؛ این مفتضح‌کننده‌ی آن تمدّنی است که عقبه‌اش اینها است؛ اینها تمدّن غرب است؛ این دیگر پشت پرده نیست؛ این واضح است، آشکار است، جلوی چشم همه است، همه‌ی دنیا دارند می‌بینند. این از این طرف قضیّه. آن طرف هم در اوج است؛ این صبر بی‌نظیر، این ایستادگی مردم. قدرت رزمندگی حماس و مقاومت موجود فلسطین در غزّه یک طرف، استقامت مردم و خسته نشدن مردم یک طرف.

البتّه دشمن هیچ غلطی نتوانسته بکند، نتوانسته به مقاومت ضربه بزند. مبارزین مقاومت به بیرون پیغام دادند ــ که حالا به گوش ما هم رسیده ــ که از ناحیه‌ی ما نگران نباشید؛ بیش از اغلب، یعنی مثلاً نزدیک به نود درصد امکاناتمان و توانایی‌هایمان محفوظ است. این خیلی مهم است. چند ماه است که [صهیونیست‌ها] با انواع سلاحها، با انواع کمکهای خائنانه‌ و ظالمانه‌ی آمریکا و دیگران دارند با مقاومت فلسطین میجنگند، مقاومت همچنان قدرتمند، همچنان ایستاده، آنجا حضور دارد و به توفیق الهی، به فضل الهی، مقاومت بینی صهیونیست‌ها را به خاک خواهد مالید.

دنیای اسلام مکلّف است، موظّف است، تکلیف دینی دارد که هر کس هر جور میتواند کمک کند، و حرام قطعی و جنایت واقعی است کمک به دشمن اینها از سوی هر کسی باشد. و متأسّفانه در دنیای اسلام، کسانی، قدرتهایی، دولتهایی هستند که به دشمنان این مردم مظلوم کمک میکنند؛ ان‌شاءالله یک روزی، هم خودشان پشیمان میشوند و سزای این خیانت را خواهند دید، هم خواهند دید که بی‌فایده بوده است آنچه انجام دادند.

امیدواریم پروردگار عالم روزبه‌روز اسلام و مسلمین را عزّت و نصرت بیشتری عنایت کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

 
در ابتدای این دیدار، تعدادی از قاریان و گروه‌های قرآنی به اجرای برنامه‌ی خود پرداختند.
سوره‌ی حجر، بخشی از آیه‌ی ۸۷
امالی صدوق، مجلس شصت‌وچهارم، ص ۴۱۵
فراگیری
سوره‌ی مزّمّل، بخشی از آیه‌ی ۲۰؛ «... [اینک] هر چه از قرآن میسّر میشود بخوانید ...»
سوره‌ی مزّمّل، بخشی از آیه‌ی ۲۰؛ «... پس هر چه از [قرآن] میسّر شد تلاوت کنید ...»
سوره‌ی یونس، بخشی از آیه‌ی ۷۱
سوره‌ی شعراء، بخشی از آیه‌ی ۶۹
سوره‌ی اسراء، بخشی از آیه‌ی ۱۰۶؛ «و قرآنی [باعظمت را] بخش‌بخش [بر تو] نازل کردیم تا آن را به‌آرامی به مردم بخوانی ...»
(۱۰ نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۸؛ «قرآن دارای ظاهری زیبا و باطنی ژرف و ناپیدا است.»
(۱۱ سوره‌ی ص، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «[این] کتابی مبارک است که آن را به سوی تو نازل کرده‌ایم تا در [باره‌ی] آیات آن بیندیشند...»
(۱۲ بیانات در محفل اُنس با قرآن کریم (۱۴۰۱/۱/۱۴)
(۱۳ سوره‌ی یوسف، بخشی از آیهی ۴
(۱۴ نوشته‌ی سیّد قطب
(۱۵ سوره‌ی عادیات، آیات ۱ و ۲
(۱۶ سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۱۷
(۱۷ سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۱۹
(۱۸ سوره‌ی منافقون، بخشی از آیه‌ی ۴؛ «... هر فریادی را به زیان خویش میپندارند ...»
(۱۹ سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۹؛ «همان کسانی که پیامهای خدا را ابلاغ میکنند ...»
(۲۰ جامی. هفت اورنگ، مثنوی یوسف و زلیخا
(۲۱ بالاترین نقطه یا حدّ چیزی