seyed hossein emamian
کابینه محمد شیاع السودانی از پارلمان عراق رأی اعتماد گرفت
کابینه «محمد شیاع السودانی»، نخست وزیر مأمور به تشکیل کابینه جدید در عراق پنجشنبه شب از کابینه این کشور رأی اعتماد گرفت.
پارلمان عراق عصر امروز پنجشنبه ساعت 20:00 به وقت محلی برای رأی گیری در مورد کابینه السودانی تشکیل جلسه داد و طی آن نمایندگان عراقی به این کابینه رأی اعتماد دادند. این جلسه با دو ساعت تأخیر شروع شد.

نمایندگان پارلمان عراق با اکثریت قاطع به برنامه های کابینه پیشنهادی السودانی و همچنین به وزیران پیشنهادی وی رأی اعتماد دادند.
محمد شیاع السودانی در ابتدای جلسه قول عبور از بحرانهای کنونی عراق و مانع زدایی داد.
فؤاد حسین، وزیر خارجه عراق در سمت خود ابقا شد و برای اولین بار در تاریخ این کشور یک عراقی ترکمن به نام «ثابت بشار هالای بیگ» وزیر دفاع این کشور انتخاب شد.
اعضای کابینه السودانی عبارت اند از «فؤاد حسین به عنوان وزیر خارجه، حیان عبدالغنی، وزیر نفت، محمد تمیم، وزیر برنامه ریزی، طیف سامی، وزیر دارایی، ثابت محمد، وزیر دفاع، عبدالامیر الشمری، وزیر کشور، صالح مهدی، وزیر بهداشت، ایفان فائق، وزیر مهاجرت، رزاق محیبس، وزیر حمل و نقل، عون ذیاب، وزیر منابع آبی، احمد الاسدی، وزیر کار، احمد المبرقع، وزیر جوانان، ابراهیم نامس، وزیر آموزش و پرورش، اثیر داود سلمان، وزیر تجارت، خالد شوانی، وزیر دادگستری، زیاد علی فاضل، وزیر برق، هیام عبود، وزیر ارتباطات، عباس جبر، وزیر کشاورزی، نعیم العبودی، وزیر آموزش عالی، خالد بتال نجم، وزیر صنایع و احمد فکاک احمد، وزیر فرهنگ».
تبریک سفیر ایران در بغداد به عراق
محمد کاظم آل صادق، سفیر ایران در بغداد موفقیت کابینه السودانی در کسب رأی اعتماد از پارلمان عراق و همچنین خروج این کشور از بن بست سیاسی را به همه عراقیها تبریک گفت.
همه باید در مقابل جریان بیاحترامی به جان مردم و امنیت و مقدسات ید واحده باشیم
درپی حادثه تروریستی روز گذشته در حرم مطهّر حضرت احمد بن موسی علیهما السلام که به شهادت و مجروح شدن دهها مرد و زن و کودک بیگناه منجر شد، حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی با تسلیت به خانوادههای عزادار این حادثه، مردم شیراز و ملت ایران تأکید کردند: دستگاههای حافظ امنیت و قوهی قضائیه تا فعالان عرصهی فکر و تبلیغ و تا آحاد مردم عزیز باید ید واحدهئی باشند در مقابل جریانی که به جان مردم و امنیت آنان و مقدسات آنان بیاعتنائی و بیاحترامی روا میدارد.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
جنایت شقاوتآمیز در حرم مطهّر حضرت احمد بن موسی علیهماالسلام که به شهادت و مجروح شدن دهها مرد و زن و کودک بیگناه انجامید، دلها را اندوهگین و داغدار کرد. عامل یا عاملان این جنایت اندوهبار یقیناً مجازات خواهند شد ولی داغ عزیزان و نیز هتک حرمت حرم اهل بیت علیهمالسلام جز با جستجو از سررشتهی این فاجعهآفرینیها و اقدام قاطع و خردمندانه دربارهی آن، جبران نخواهد شد. همه در مقابله با دست دشمن آتشافروز و عوامل خائن یا جاهل و غافل او وظائفی برعهده داریم؛ از دستگاههای حافظ امنیت و قوهی قضائیه تا فعالان عرصهی فکر و تبلیغ و تا آحاد مردم عزیز باید ید واحدهئی باشند در مقابل جریانی که به جان مردم و امنیت آنان و مقدسات آنان بیاعتنائی و بیاحترامی روا میدارد. ملت عزیز و دستگاههای مسئول یقیناً بر توطئهی خباثتآمیز دشمنان فائق خواهند آمد، انشاءالله.
اینجانب به خانوادههای عزادار این حادثه و به مردم شیراز و به همهی ملت ایران تسلیت میگویم و شفای مجروحان را از خداوند متعال مسألت میکنم.
سید علی خامنهای
۵ آبان ۱۴۰۱
آنکه اغتشاش در ایران را اداره می کند قاتلان را به شیراز فرستاده است/ تقدیر از مقاومت در کرانه باختری
سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در سخنانی به حمله تروریستی به حرم شاهچراغ در شیراز اشاره کرد و گفت: موضوع اول کشتار هولناکی است که داعش در شهر شیراز در ایران مرتکب شد. به امام خامنه ای و مسئولان جمهوری اسلامی و ملت صبور ایران وخانواده های شهیدان تسلیت عرض می کنیم و برای مجروحان شفای عاجل آرزو می کنیم. این جنایت شنیع باید بیداری و بصیرت بیشتر را در سطح ملتهای منطقه به ویژه نزد ملت ایران ایجاد کند که در معرض توطئه خطرناک قرار دارد.
نصرالله بیان کرد: دولت های متوالی آمریکا داعش و دیگر گروههای تکفیری را به حرکت درآورده است و شرایط انتقال امن سرکرده ها و عناصر این گروهها را به افغانستان فراهم آورده است.
وی افزود: داعش امروز در خدمت دولت آمریکا در افغانستان است تا ملت افغانستان و ایران و کشورهای همسایه را هدف قرار دهد. جانفشانی های ارتش و جنبش مقاومت و حشد شعبی و ملت های منطقه در مقابله با داعش را یادآور می شویم. اگر جهاد عظیم فرماندهان برجسته ای مانند قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و سید مصطفی بدر الدین نبود آنچه در شیراز رخ داد در ایران و لبنان و سوریه وعراق و منطقه همه روزه رخ می داد.
سید حسن نصرالله تاکید کرد: آنکه اغتشاش در ایران را اداره می کند همانی است که قاتلان را به شیراز و زاهدان فرستاده است و آن دولت آمریکاست.
وی در ادامه با اشاره به تحولات فلسطین اعلام کرد: به مبارزان قهرمان در کرانه باختری و قدس به ویژه در نابلس و جنین و شعفاط تبریک و تهنیت می گوییم. درود به روح شهید بزرگ و شجاع عدی التمیمی که به نماد شجاعت و صلابت و بصیرت تبدیل شده است و عنوان نسلی است که پیروزی نهایی را رقم خواهد زد. تهنیت و تبریک به عرین الاسود و گردان جنین و همه برادران در فلسطین و خارج آن.
نصرالله افزود: قهرمانان و مبارزان فلسطینی در کرانه باختری طی هفته ها ضربات مهلکی به رژیم صهیونیستی وارد کرده اند و با وجود اینکه تعدادشان کم و امکاناتش اندک است اما معنویات آنها عظیم است. آنچه در کرانه باختری رخ می دهد، ترسیم کننده مسیر جدیدی در فلسطین است تا رسیدن به آزادی بزرگ است.
وی درباره توافق ترسیم مرز دریایی لبنان هم اعلام کرد: ترسیم مرز دریایی تجربه ای است که مستحق پرداختن به آن به شکل مفصل است از این رو در این باره در روز شنبه مفصل سخن خواهیم گفت.
نصرالله افزود: ماموریت مقاومت در بحث مربوط به پرونده ترسیم مرزی تمام شده است و امروز اعلام می کنم که همه تدابیر و اقدامات اتخاذ شده قبلی، تمام شده است. از رزمندگانی که شب و روز کار کردند تشکر می کنم و می گویم که ماموریت به پایان رسیده است. آنچه در پرونده ترسیم مرزی حاصل شد پیروزی بسیار بزرگی برای دولت و ملت و مقاومت لبنان است.
وی اعلام کرد: آنچه امروز امضا شد یک سند درباره توافق تعیین مرزی بود نه معاهده بین المللی. هر آنچه که رخ داد مذاکرات غیرمستقیم بود و هیئت های لبنانی و اسرائیلی دیداری نداشتند و هر طرفی سند خاص را امضا کرد. مسئولان لبنانی مراقب بودند که تحرک و اقدامی رخ ندهد که بوی عادی سازی بدهد و شبهه ای در این زمینه ایجاد کند. هر گونه حرف و حدیثی درباره عادی سازی بی اساس است. دشمن صهیونیست اذعان کرد که هیچ تضمین امنیتی در پرونده ترسیم مرز دریایی حاصل نشده است.
دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه تاکید کرد: لبنان گام مهمی برداشت که آنرا در برابر مرحله جدیدی در تاریخش قرار می دهد.
تیراندازی تروریستی در حرم شاهچراغ/ اعلام ۳ روز عزای عمومی
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری فارس از تیراندازی تروریستی در حرم شاهچراغ(ع) زمان نماز مغرب وعشاء خبر داد.
اسماعیل محبی پور در گفت و گو با ایسنا بیان کرد: متاسفانه شامگاه امشب چهارشنبه ٤ آبان تیراندازی تروریسی در حرم شاهچراغ(ع)، موجب زخمی شدن تعدادی از شهروندان شده است.
او ادامه داد: تعدادی کشته شدهاند که آمار آنها مشخص نیست.
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری فارس اعلام کرد: محیط تحت کنترل است و اطلاعات تکمیلی متعاقبا اعلام میشود.
گزارشها تا کنون از شهادت ۹ تن از شهروندان حکایت دارد و ۱۰ تن از شهروندان زخمی شدند.
تروریست یک نفر بوده است
فرمانده انتظامی فارس اعلام کرد: حادثه تروریستی شاه چراغ حوالی اذان مغرب حادث شد و بلافاصله نیروهای واکنش سریع پلیس وارد عمل شدند.
سردار سرتیپ رهامبخش حبیبی در گفتوگو با رسانهها اعلام کرد که در این حادثه براساس بررسیهای پلیس یک تروریست با اسلحه ابتدا خدام مقابل بابالرضا (ع) را هدف قرار داده و وارد صحن شده و به سمت زائرین و مجاورین تیراندازی کرده است.
وی اعلام کرد: تیم واکنش سریع پلیس بلافاصله وارد شده و پس از مجروح کردن تروریست، او رادستگیر کردند.
حبیبی در مورد تعداد زخمی و مجروح شدهها آماری را اعلام نکرد و افزود: مردم به سمت صحن شاه چراغ رفتند و آنجا ازدحام جمعیت است. مسئولان از مردم درخواست کردند که به سمت حرم نروند و اخبار را از طریق رسانههای رسمی دنبال کنند.
دو کودک در میان شهدای حادثه
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استان فارس نیز در گفتوگو با ایسنا اعلام کرد: از بین شهدای این حادثه دو نفر کودک هستند.
اسماعیل محبیپور خاطرنشان کرد: مصدومان این حادثه به بیمارستانهای شهید رجایی، نمازی و مسلمین انتقال داده شدند.
به گزارش ایسنا، احتمال افزایش آمار مصدومان وجود دارد.
عامل اصلی حمله امروز شیراز در حال بازجویی است
به گفته فرمانده انتظامی فارس، عامل اصلی حمله تروریستی عصر امروز حرم شاهچراغ (ع) در شیراز که دستگیر شده است، هماینک در حال بازجویی است.
سردار سرتیپ رهام بخش حبیبی شامگاه چهارشنبه بیان کرد: بعد از این اقدام تروریستی، نیروی واکنش سریع فراجا به سرعت وارد عمل شد و عامل اصلی اقدام تروریستی را مجروح و دستگیر کرد.
او اظهار کرد: هماینک عامل تروریستی در حال مداوا و بازجویی است.
فرمانده انتظامی فارس که در محل حرم مطهر شاهچراغ (ع) حضور داشت، ابراز کرد: بنا بر آنچه از تصاویر به دست آمده است عامل اصلی این حمله که یک نفر بوده، دستگیر شده است.
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری فارس نیز گفت: شمار شهدای اقدام تروریستی حرم مطهر شاهچراغ (ع) در شیراز به ۱۵ نفر رسید.
اسماعیل محبی پور بیان کرد: در نتیجه این اقدام تروریستی که ساعاتی پیش روی داد، همچنین ۲۷ نفر زخمی شدند.
راههای دسترسی به حرم شاهچراغ(ع) بسته است
فرمانده انتظامی فارس گفت: در پی حمله تروریستی سه فرد مسلح با اسلحه جنگی به حرم مطهر شاهچراغ (ع) و کشته و زخمی شدن تعدادی از هموطنان، در حال حاضر تمام راه ارتباطی به حرم مسدود است.
سردار رهام بخش حبیبی شامگاه چهارشنبه با اعلام خبر فوق، از مردم خواست از حرکت به سمت حرم مطهر خودداری کنند.
او ادامه داد: در این حادثه تکفیری - تروریستی تاکنون حدود ۴۰ نفر زخمی شدهاند.
فرمانده انتظامی فارس خاطرنشان کرد: حال هفت نفر از زخمیها وخیم گزارش شده است.
احتمال تدفین شهدا در حرم شاهچراغ
ابراهیم عزیزی - نماینده شیراز و زرقان در بیان روایت حادثه تروریستی عصر امروز (چهارشنبه) گفت: در این حادثه ۱۳ نفر شهید و ۲۲ نفر مجروح شدند.
وی به ایسنا گفت: مجروحان حادثه همگی به بیمارستان منتقل شده و پیکر پاک شهدا نیز برای تعیین هویت منتقل شده است.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی سیاست خارجی مجلس در پاسخ به این پرسش که آیا امکان تدفین این شهدا در حرم شاهچراغ وجود دارد؟ گفت: در این زمینه پیگیریهای لازم انجام میشود تا چنانچه خانواده آنها راضی به این امر باشند و با هماهنگی تولیت آستان مقدس شاهچراغ این امر را پیگیری میکنیم.
به گزارش ایسنا، در این حادثه تروریستی چهار کودک مجروح و دو کودک به شهادت رسیدند.
علیرضا صحرائیان، معاون توسعه و مدیریت منابع حرم مطهر نیز در جمع خبرنگاران ضمن اعلام تسلیت به مناسبت شهادت زائرین این مکان مقدس در حادثه تروریستی اخیر، اظهار کرد: بر اساس آخرین تصمیمات گرفته شده در جلسه فوقالعاده تولیت این حرم، امکان خاکسپاری تمامی زائرانی که در این مکان ارزشی به شهادت رسیدند، وجود دارد.
ثمره برخی اغتشاشات همین ناآرامی هاست
سید کاظم موسوی - رییس کل دادگستری استان فارس نیز گفت: تیمهای تشخیص هویت در بیمارستان مستقر هستند و تشخیص هویت تعدادی از شهدا نیز مشخص شده است و مجروحان تحت مداوا هستند.
وی با بیان اینکه ثمره برخی اغتشاشات همین ناآرامی هاست افزود: دادگستری اقدامات قضایی قاطع و قانونی و برخورد قضایی انجام خواهد داد.
اسامی مجروحان حادثه تروریستی حرم شاهچراغ
اسامی مجروحان حادثه تروریستی حرم شاهچراغ به شرح زیر است:
۱- فاطمه کشاورز
۲- هاشم مفتخری
۳- مهرزاد گلمکانی
۴- محسن افشین
۵- شکر الله کشاورز
۶- محمد رضا آذری
۷- جواد شاهین مهر
۸- کاظم رضایی
۹- آرتین سرداران
۱۰- نادر فتحی
۱۱- معصومه دربندی
۱۲- اهورا لورگوفی
۱۳- عباس لورگوفی
۱۴- امیرعلی کیومرثی
۱۵ - دلبر کریمی
۱۶ - محمد جواد دهقانی
۱۷- عجب نارستمی
۱۸- حسن اسلامی
۱۹- فاطمه، ولی زاده
۲۰ - محمد ابراهیم پور
۲۱ - کودک یک ساله بی نام
اعلام ۳ روز عزای عمومی در استان فارس
معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس از سه روز عزای عمومی در استان فارس خبر داد.
به گفته وی پیکر مطهر شهداء در روز شنبه ۷ آبانماه در حرم شاهچراغ تشییع و خاکسپاری خواهد شد.
پیام تسلیت تولیت حرم مطهر حضرت احمدبن موسی(ع)
در پی حمله تروریستی به آستان مقدس حضرت احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ علیه السلام و شهادت جمعی از زائران این بارگاه منور، حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابرهیم کلانتری، تولیت حرم مطهر، پیام تسلیتی صادر کرد.
متن این پیام به شرح زیر است:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
شهادت جمعی از زائران حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم(علیهماالسلام) را به پیشگاه حضرت ولیعصر(ارواحنا فداه)، نائب برحقش حضرت آیت الله امام خامنه ای(دامت برکاته) و امت شهیدپرور میهن اسلامی بویژه خانواده هایی که در حادثه تروریستی حمله به سومین حرم اهل بیت علیهم السلام در ایران اسلامی به فیض عظمای شهادت رسیده اند، تبریک و تسلیت عرض می کنم.
حمله دزدانه و به خاک و خون کشیده شدن زنان و مردان و کودکانی که برای اقامه نماز و ساییدن پیشانی بندگی بر آستان حضرت حق و عرض ارادت به ساحت ملکوتی اولیاء الهی گردهم آمده اند، چیزی جز رذالت، ددمنشی و وحشی گری توسط عوامل مسخ شده استکبار و صهیونیسم بین الملل نمی تواند باشد.
مردم غیور، ولایتمدار و آگاه این مرز و بوم، دیرزمانی است که برای استقلال، پیشرفت، حاکمیت ارزش های الهی و اهتزاز عزتمند پرچم اسلام ناب محمدی(ص) بر سرای میهن، عزیزترین عزیزان خود را به پیشگاه خداوند کریم تقدیم کرده اند، هیهات که چنین مردمی در مقابل رذالت های وحشیانه عوامل حقیر استکبار جهانی از پیمودن مسیر عزّت و سربلندی و عرض ارادت و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بازمانند.
تجربه گرانبار ملت ما از آغازین روزهای انقلاب اسلامی تا امروز، بیانگر این حقیقت ارزشمند است که اینگونه حوادث غم بار، نه فقط نتوانسته در عزم و اراده مردم بزرگ ایران اسلامی، خلل و سستی بوجود آورد، که آنان را در مسیر حق، استوارتر از گذشته نموده است.
برای شهیدان والامقام این حادثه تروریستی، غفران و رحمت واسعه الهی و آرامش در جوار اولیاءالله، بویژه سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و برای بازماندگان، صبر جمیل و اجر بی پایان از پیشگاه خداوند کریم مسألت دارم.
یا لَیْتَنی کُنْتُ مَعَکُمْ فَافُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»
ریشی سوناک نخست وزیر بریتانیا شد
دفتر خانم موردانت در یک اطلاعیه رسمی از رقابت بر سر کسب کرسی نخست وزیری بریتانیا انصراف داد و به همین دلیل، ریشی سوناک به عنوان تنها نامزد باقی مانده، به عنوان جانشین لیز تراس برگزیده خواهد شد.

سوناک ثروتمندترین نخستوزیر انگلیس در سالهای اخیر است که در شرایط بحران شدید اقتصادی این کشور به این سِمَت میرسد.
نخست وزیر جدید کیست؟
ریشی سوناک در سال 1980 میلادی در شهر ساوتهمپتون و در یک خانواده هندیتبار متولد شد و بزرگترین فرزند از سه فرزند والدین پنجابی تبارش است. پدر سوناک یک پزشک خانواده بود و مادرش داروخانهای را اداره میکرد. او در قدیمیترین مدرسه دولتی انگلستان، کالج وینچستر تحصیل کرد. سوناک همواره گفته است که تحصیل در این مدرسه موجب «تحول فکری» او شده و مسیر زندگیاش را تغییر داده است.
به گزارش یورونیوز، سوناک به تحصیل در رشته فلسفه، سیاست و اقتصاد در کالج لینکلن در دانشگاه آکسفورد ادامه داد و با سطح نمرات عالی فارغالتحصیل شد. او پس از اتمام دوره امبیای (MBA) در دانشگاه استنفورد، جایی که با همسر آینده خود، آکشاتا مورتی آشنا شد، در بانک سرمایه گذاری گلدمن ساکس به عنوان تحلیلگر کار کرد.
او در سال 2006 به صندوق تامین سرمایه تیسیآی (TCI) پیوست ولی سه سال بعد آن را ترک کرد تا یک صندوق تامین سرمایه جدیدی را تاسیس کند. سوناک در سال 2014 و یکسال پیش از برگزاری انتخابات سراسری به عنوان نامزد حزب محافظهکار در کرسی یورکشایر ریچموند که پیشتر در اختیار ویلیام هیگ، رهبر سابق حزب محافظه کار بود، انتخاب شد.
بلافاصله پس از ورود او به مجلس عوام اولین مبارزه سیاسی بزرگ زندگی حرفهای او در جریان برکسیت آغاز شد. سوناک از خروج از اتحادیه اروپا حمایت کرد و مدعی شد که بریتانیا در خارج از این بلوک اروپایی «آزادتر و مرفهتر» خواهد بود. ایده مورد حمایت ریشی سوناک با استقبال اکثریت مردم مواجه شد و سپس او در ژانویه 2018 به عنوان وزیر جوان در وزارت مسکن به دولت راه یافت.
پس از استعفای ترزا می، او به همراه همکارانش، اولیور داودن و رابرت جنریک، مقالهای در روزنامه تلگراف نوشت و از بوریس جانسون به عنوان تنها کسی که میتوانست حزب محافظهکار را «نجات» دهد، حمایت کرد. حمایت او بینتیجه نبود، زیرا زمانی که جانسون در ژوئیه 2019 به نخست وزیری رسید، سوناک ترفیع پیدا کرد و وزیر دارایی شد ولی نهایتا استعفای او از کابینه بورس جانسون در ماه ژوئیه که در اعتراض به بحران مشروعیت و کارآیی آن رخ داد، سرآغاز خروج وزرا و استعفای بوریس جانسون شد.
ریشی سوناک، انگلیسیتر از انگلیسیها!
ریشی سوناک ۴۲ ساله، نخستین غیر سفیدپوستی است که اداره دولت انگلیس را بر عهده میگیرد و به زودی کار خود را در مقام نخستوزیری آغاز خواهد کرد. وی به عنوان پنجاه و هفتمین نخست وزیر بریتانیا جانشین لیز تراس میشود که ۴۵ روز نخست وزیر بود.
سوناک هندیتبار که خودش زاده ساوتهمپتون انگلیس است، هفت هفته پیش رقابت رهبری حزب محافظهکار را به لیز تراس باخته بود اما روز دوشنبه توانست با کسب حمایت اکثریت نمایندگان حزب محافظهکار و با خارج شدن دو رقیب دیگرش، بوریس جانسون و پنی موردانت از دور رقابتها، به رهبری حزب حاکم برسد تا نخست وزیری بریتانیا را بر عهده بگیرد.
این نخست وزیر جدید با اینکه ظاهر و وجنات و نامی غیرانگلیسی دارد اما طرز فکر و دیدگاههایش نشان میدهد کم از پیشینیانش ندارد و در این زمینهها حتی از آنها جلو هم زده است!
سایت المانیتور نگاهی انداخته به دیدگاههایش در برخی موارد مورد مناقشه.
رابطه با اسرائیل
همچون سایر رهبران حزب محافظهکار، ریشی سوناک از حامیان سرسخت روابط انگلیس و رژیم صهیونیستی است. او اوایل سال جاری میلادی به گروه دوستی حزب محافظه کار با اسرائیل در پارلمان انگلیس گفت که "بیتالمقدس را پایتخت اسرائیل میداند." سوناک همچنین طی مصاحبهای با نشریه "جوئیش کرونیکل" ویژگی رژیم صهیونسیتی به عنوان رژیم آپارتاید را رد کرد. البته لیز تراس، نخستوزیر مستعفی انگلیس هم ماه گذشته میلادی انتقال سفارت انگلیس از تلآویو به بیتالمقدس را بررسی کرده بود.
سوناک به این نشریه گفت: «ادعای آپارتاید بودن نه تنها اساسا اشتباه است بلکه به شدت توهینآمیز است. مثل هر جای دیگری، اسرائیل بینقص نیست اما به عنوان یک دموکراسی چند قومی با مطبوعاتی آزاد تلقی میشود! چنین چیزی بهمثابه چراغی درخشان و مملو از امید در منطقهای از خودکامگیها و افراط گرایان مذهبی است!»
ایران
ترزا ویلیرز، همکار سوناک و یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلیس در سرمقالهای برای روزنامه "جوئیش نیوز"، نشریه مستقر در لندن از حمایتش نسبت به دیدگاههای سوناک درخصوص ایران نوشت. این نماینده عنوان داشت که ریشی به او گفته که نگران ادعای "تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای" است و تحریمهای شدیدتری را علیه ایران خواستار بود. وی در ادامه نوشت: «ریشی سوناک گفته که دولت انگلیس خطری را که توسط ایران ایجاد شده، به طور کافی جدی نمیگیرد.» وی همچنین درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته بود که باید در لیست "سازمانهای تروریستی" قرار گیرد.
کشورهای حوزه خلیج فارس
سوناک همچنین از روابط انگلیس با کشورهای حاشیه خلیج فارس به خصوص امارات متحده عربی حمایت میکند. لیام فاکس، وزیر دفاع سابق انگلیس در مصاحبهای به روزنامه "نشنال" ابوظبی گفت که سوناک، "توافقنامه ابراهیم" (توافق عادی سازی روابط با اسرائیل) را – میان امارات، اسرائیل، بحرین و مراکش – به عنوان "پیشرفتی مثبت" تلقی میکند. سوناک همچنین امارات را "شریک مهمی" میداند.
زمانی که بوریس جانسون، به عنوان نخستوزیر انگلیس خدمت میکرد، این کشور در ماه ژوئن مذاکراتی را با شورای همکاری خلیج فارس درخصوص توافقنامه تجارت آزاد آغاز کرد.
قبرس و ترکیه
در ماه اوت، سوناک نامهای به گروه دوستی حزب محافظهکار با قبرس در پارلمان انگلیس نوشت و در آن از حمله ترکیه به این جزیره در سال ۱۹۷۴ انتقاد و خاطرنشان کرد که قبرس ترکنشین باید از "ایجاد اقدامات تحریکآمیز خودداری کند."
تجربیات پیشین ریشی سوناک بیشتر به حوزه اقتصاد مربوط میشود. او در دولت بوریس جانسون، وزیر خزانهداری انگلیس بود و از سال ۲۰۱۵ به عنوان عضوی از پارلمان انگلیس خدمت کرده و از حامیان بریگزیت (خروج انگلیس از اتحادیه اروپا) بوده است. همچنین، این نخستوزیر جدید انگلیس در رسوایی "پارتیگیت" بوریس جانسون همراه بود و به دلیل شرکت در جشن تولدی در ساختمان شماره 10 خیابان داونینگ استریت (دفتر نخست وزیر) در حین قرنطینه پاندمی کووید-۱۹، جریمه شد.
چرا زندگی انبیا ساده بود؟
خطبه قاصِعَه، طولانیترین خطبه نهج البلاغه است که محتوایی اخلاقی و اجتماعی دارد و موضوع آن نکوهش تعصب و خودپسندی است. این خطبه در اواخر حکومت امیرالمؤمنین(ع) در کوفه ایراد شده و امام در این خطبه درباره تفرقه اجتماعی هشدار داده و عاملان آن را سرزنش میکند و حوزه نیوز در شماره های گوناگون به انتشار متن، ترجمه و شرح آن خواهد پرداخت.
- متن بخش هفتم خطبه
وَ لَقَدْ دَخَلَ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ وَ مَعَهُ أَخُوهُ هَارُونُ عَلَی فِرْعَوْنَ وَ عَلَیْهِمَا مَدَارِعُ الصُّوفِ وَ بِأَیْدِیهِمَا الْعِصِیُّ فَشَرَطَا لَهُ إِنْ أَسْلَمَ بَقَاءَ مُلْکِهِ وَ دَوَامَ عِزِّهِ؛ فَقَالَ أَ لَا تَعْجَبُونَ مِنْ هَذَیْنِ یَشْرِطَانِ لِی دَوَامَ الْعِزِّ وَ بَقَاءَ الْمُلْکِ وَ هُمَا بِمَا تَرَوْنَ مِنْ حَالِ الْفَقْرِ وَ الذُّلِّ؟ فَهَلَّا أُلْقِیَ عَلَیْهِمَا أَسَاوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ إِعْظَاماً لِلذَّهَبِ وَ جَمْعِهِ وَ احْتِقَاراً لِلصُّوفِ وَ لُبْسِهِ؟ وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِأَنْبِیَائِهِ حَیْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ یَفْتَحَ لَهُمْ کُنُوزَ الذِّهْبَانِ وَ مَعَادِنَ الْعِقْیَانِ وَ مَغَارِسَ الْجِنَانِ وَ أَنْ یَحْشُرَ مَعَهُمْ طُیُورَ السَّمَاءِ وَ وُحُوشَ الْأَرَضِینَ لَفَعَلَ، وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلَاءُ وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ وَ اضْمَحَلَّتِ الْأَنْبَاءُ وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِینَ أُجُورُ الْمُبْتَلَیْنَ وَ لَا اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِینَ وَ لَا لَزِمَتِ الْأَسْمَاءُ مَعَانِیَهَا؛ وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِی قُوَّةٍ فِی عَزَائِمِهِمْ وَ ضَعَفَةً فِیمَا تَرَی الْأَعْیُنُ مِنْ حَالاتِهِمْ مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُیُونَ غِنًی وَ خَصَاصَةٍ تَمْلَأُ الْأَبْصَارَ وَ الْأَسْمَاعَ أَذًی. وَ لَوْ کَانَتِ الْأَنْبِیَاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لَا تُرَامُ وَ عِزَّةٍ لَا تُضَامُ وَ مُلْکٍ تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَ تُشَدُّ إِلَیْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ، لَکَانَ ذَلِکَ أَهْوَنَ عَلَی الْخَلْقِ فِی الِاعْتِبَارِ وَ أَبْعَدَ لَهُمْ [مِنَ] فِی الِاسْتِکْبَارِ، وَ لَآمَنُوا عَنْ رَهْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ، فَکَانَتِ النِّیَّاتُ مُشْتَرَکَةً وَ الْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةً؛ وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَرَادَ أَنْ یَکُونَ الِاتِّبَاعُ لِرُسُلِهِ وَ التَّصْدِیقُ بِکُتُبِهِ وَ الْخُشُوعُ لِوَجْهِهِ وَ الِاسْتِکَانَةُ لِأَمْرِهِ وَ الِاسْتِسْلَامُ لِطَاعَتِهِ أُمُوراً لَهُ خَاصَّةً، لَا تَشُوبُهَا [یَشُوبُهَا] مِنْ غَیْرِهَا شَائِبَةٌ، وَ کُلَّمَا کَانَتِ الْبَلْوَی وَ الِاخْتِبَارُ أَعْظَمَ، کَانَتِ الْمَثُوبَةُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَلَ.
- ترجمه بخش هفتم خطبه (آیت الله مکارم شیرازی)
موسی بن عمران با برادرش هارون بر فرعون وارد شدند در حالی که پیراهنهای بلند پشمین به تن داشتند و در دست هر کدام عصایی (همچون عصای چوپانها) بود (او را دعوت به سوی خداوند یگانه کردند و) با او شرط کردند که اگر تسلیم فرمان خدا شود عزّت و قدرتش پایدار و حکومتش بر قرار خواهد بود؛ ولی فرعون گفت: آیا از این دو نفر تعجّب نمی کنید که بقای ملک و دوام عزّتم را تضمین می کنند در حالی که فقر و ذلّت از سر و وضعشان می بارد؟! (اگر راست می گویند) چرا دستبندهایی از طلا (از سوی خدا) به آنها داده نشده است؟
این سخن را فرعون به جهت بزرگ شمردن طلا و گردآوری آن و تحقیر پشم و پوشیدن آن گفت، در حالی که اگر خداوند سبحان می خواست به هنگام مبعوث ساختن پیامبرانش درهای گنجهای طلا و معادن زر ناب و باغهای خرّم و سرسبز را به روی آنها بگشاید؛ می گشود و اگر اراده می کرد پرندگان آسمان و وحوش زمین را همراه آنها گسیل دارد؛ می داشت؛ ولی اگر این کار را می کرد ارزش آزمایش از میان می رفت، پاداش و جزای نیکوکاران بی اثر می شد و وعده های الهی بی فایده می گشت، مطیعان، مستحقّ اجر و پاداش امتحان دهندگان نمی شدند و مؤمنان استحقاق ثواب نیکوکاران را نمی یافتند و نامها (نام مسلم، مؤمن، مخلص و...) با معانی خود همراه نمی گشت. اما خداوند سبحان پیامبران خود را از نظر عزم و اراده، قوی و از نظر ظاهر، فقیر و تهیدست در چشم مردم قرار داد؛ ولی فقری توأم با قناعتی که قلبها و چشمها را پر از غنا می کرد، همراه ضعف ظاهری که چشمها و گوشها (ی دنیاپرستان) را آزار می داد (در جهات معنوی، قوی و نیرومند و در جهات مادّی، ساده و بی آلایش بودند).
اگر پیامبران دارای قدرتی بودند که کسی را یارای مخالفت با آنان نبود، و توانایی و عزتی داشتند که هیچ گاه مغلوب نمی شدند، و سلطنت و شوکتی که گردنها به سوی آن کشیده می شد و از راههای دور بار سفر به سوی آنان می بستند ـ اگر چنین بودند ـ پذیرش دعوت آنان برای مردم آسانتر و سرکشی در برابر آنان مشکل تر بود. و مردم به جهت ترسی که بر آنها مستولی می شد، یا علاقه و انتظاری که آنان را متمایل به پیامبران می ساخت به آنها ایمان می آوردند. در این حال نیّات و انگیزه ها خالص نبود (و غیر خدا در آن شرکت داشت) به همین دلیل حسنات و پاداش آنان تقسیم می شد (و اجر کمی داشتند).
ولی خداوند سبحان اراده کرده است که پیروی از رسولانش و تصدیق کتابهایش و خضوع در برابر ذات پاکش و تواضع در برابر فرمانش و تسلیم در مقابل اطاعتش اموری باشد که فقط به جهت او انجام گیرد و چیز دیگری آن را مشوب و ناخالص نکند، (و به یقین) هر قدر امتحان و آزمایش عظیم تر (و مشکل تر) باشد ثواب و پاداشش فزونتر خواهد بود.
- شرح بخش هفتم خطبه (آیت الله مکارم شیرازی)
درسی از داستان موسی بن عمران
امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه، نکوهش کبر و غرور و تعصب را که هدف اصلی مجموع خطبه است از طریق دیگری که بسیار آموزنده است، دنبال می کند و به داستان موسی بن عمران هنگامی که به اتفاق برادرش در حالی که لباسهای بسیار ساده در تن داشتند و بر فرعون وارد شدند و مورد تحقیر فرعون متکبّر واقع گشتند اشاره می کند و می فرماید: «موسی بن عمران با برادرش هارون (علیهماالسلام) بر فرعون وارد شدند؛ در حالی که جبّه پشمین به تن داشتند و در دست هر کدام عصایی (همچون عصای چوپانها) بود (او را دعوت به سوی خداوند یگانه کردند و) با او شرط کردند که اگر تسلیم فرمان خداشود عزت و قدرتش پایدار، و حکومتش بر قرار خواهد بود»؛ (وَ لَقَدْ دَخَلَ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ وَ مَعَهُ أَخُوهُ هَارُونَ(علیهما السلام) عَلَی فِرْعَوْنَ، وَ عَلَیْهِمَا مَدَارِعُ(۱) الصُّوفِ، وَ بِأَیْدِیهِمَا الْعِصِیُّ،(۲) فَشَرَطَا لَهُ ـ إِنْ أَسْلَمَ ـ بَقَاءَ مُلْکِهِ، وَ دَوَامَ عِزِّهِ).
موسی و هارون مخصوصاً با لباس و عصای خشن چوپانی وارد بر فرعون شدند تا از یکسو خیال بافیهای او و اطرافیانش را درباره اینکه شخصیّت در گرو مال و ثروت و زر و زینت است، در هم بشکنند و از سوی دیگر اعلام دارند دوران آن گونه زندگی پایان یافته و دوران جدیدی از حکومت الهی با کمک مستضعفان آغاز شده است.
در ادامه این سخن به بیان واکنش فرعون در برابر دعوت موسی و هارون پرداخته می فرماید: «فرعون گفت: آیا از این دو نفر تعجّب نمی کنید که بقای ملک و دوام عزّتم را (به شرط اسلام آوردن) تضمین می کنند در حالی که فقر و ذلّت از سر و وضعشان می بارد (اگر راست می گویند) چرا دستبندهایی از طلا (از سوی خدا) به آنها داده نشده است. این سخن را فرعون به جهت بزرگ شمردن طلا و گردآوری آن و تحقیر پشم و پوشیدن آن گفت»؛ (فَقَالَ: «أَلاَ تَعْجَبُونَ مِنْ هذَیْنِ یَشْرِطَانِ لِی دَوَامَ الْعِزِّ، وَ بَقَاءَ الْمُلْکِ؛ وَ هُمَا بِمَا تَرَوْنَ مِنْ حَالِ الْفَقْرِ وَ الذُّلِّ، فَهَلاَّ أُلْقِیَ عَلَیْهِمَا أَسَاوِرَةٌ(۳) مِنْ ذَهَب»؟ إِعْظَاماً لِلذَّهَبِ وَ جَمْعِهِ، وَ احْتِقَاراً لِلصُّوفِ وَ لُبْسِهِ!).
آری! نظام ارزشی دستگاه فرعون بر همین محور می چرخید آنها که زر و زیور و ثروت بیشتری داشتند شخصیّت والاتری نصیبشان شده بود و پشمینه پوشان پابرهنه، افراد پست و پلیدی شمرده می شدند؛ یعنی ارزشهای انسانی و درون ذاتی کمترین نقشی در بیان شخصیّت افراد در آن نظام نداشت و تنها ارزشهای اعتباری و پنداری و برون ذاتی محور شخصیّت بود.
در اینجا امام(علیه السلام) این حقیقت را که ارزش واقعی آن نبود و فرعون و فرعونیان می پنداشتند، با بیان بسیار زیبایی شرح می دهد و می فرماید: «اگر خداوند سبحان می خواست به هنگام مبعوث ساختن پیامبرانش درهای گنجهای طلا و معادن زر ناب، و باغهای خرّم و سرسبز را به روی آنها بگشاید، می گشود و اگر اراده می کرد پرندگان آسمان و وحوش زمین را همراه آنها گسیل دارد، می داشت (به یقین قادر بر این امور بود) ولی اگر این کار را می کرد ارزش آزمایش از میان می رفت؛ پاداش و جزای نیکوکاران بی اثر می شد و وعده های الهی بی فایده می گشت؛ و مطیعان مستحق اجر و پاداش امتحان دهندگان نمی شدند و مؤمنان استحقاق ثواب نیکوکاران را نمی یافتند و نامها (نام مسلم، مؤمن، مخلص و...) با معانی خود همراه نمی گشت»؛ (وَ لَوْ أَرَادَ اللّهُ سُبْحَانَهُ لاَِنْبِیَائِهِ حَیْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ یَفْتَحَ لَهُمْ کُنُوزَ الذِّهْبَانِ(۴)، وَ مَعَادِنَ الْعِقْیَانِ(۵)، وَ مَغَارِسَ(۶) الْجِنَانِ، وَ أَنْ یَحْشُرَ مَعَهُمْ طُیُورَ السَّماءِ وَ وُحُوشَ الاَْرَضِینَ لَفَعَلَ، وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلاَءُ، وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ، وَ اضْمَحَلَّتِ الاَْنْبَاءُ، وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِینَ أُجُورُ الْمُبْتَلِینَ، وَ لاَ اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الُْمحْسِنِینَ، وَ لاَ لَزِمَتِ الاَْسْمَاءُ مَعَانِیَهَا).
اشاره به اینکه خداوند حکیم به خوبی می تواند پیامبرانش را با همه نیروهای مادی بسیج کند و به همه زر و زیورها بیاراید؛ همه ثروتها، باغها، قصرها و وسایل تجمل را در اختیار آنان بگذارد و چیزی در اختیار یک نفر از پیامبرانش قرار دهد که حتی همه سلاطین دنیا دسته جمعی آن را نداشته اند ـ زیرا او خالق آسمانها و زمینهاست ـ ولی او حکیم است و می داند اگر چنین کند هدف اصلی بعثت از دست خواهد رفت، بلکه نتیجه معکوس به بار می آید؛ ارزشها تبدیل به ضد ارزشها می شود و ایمان و اخلاق و تربیت به تباهی می گراید.
امام(علیه السلام) در بیان آثار سوء چنین امری به شش مفسده به تفصیل اشاره می کند:
۱ـ آزمون و امتحان بندگان در چنان شرایطی عملا بی اثر می شد، زیرا افراد بی ایمان نیز به جهت زرق و برق و امکانات فراوان انبیا به دنبال آنها می شتافتند بی آنکه آیین آنها را پذیرا شده باشند.
۲ـ دومین پیامد نامطلوب اینکه ثواب نیکوکاران از بین می رفت، زیرا ایمان آنها با آن شرایط خالص نبود.
۳ـ وعده های الهی و اخبار وحی در مورد حلال و حرام انگیزه برای اطاعت مردم نبود، بلکه انگیزه های مادّی آنها را به حرکت در می آورد و نیز اخبار زندگی آنها برای آیندگان به عنوان درس و سرمشق، پذیرفته نمی شد.
۴ـ کسانی که به انبیا ایمان می آوردند پاداش پر ارزش مجاهدان و آزمودگان واقعی را دریافت نمی داشتند.
۵ـ مؤمنان راستین مستحق ثواب نیکوکاران نبودند چون زحمتی متحمل نمی شدند.
۶ـ ششمین پیامد فاسد اینکه نامهای پر ارزشی همچون مؤمنان، صالحان، مجاهدان و مخلصان، مصادیق واقعی خود را از دست می دهد؛ همچنین اوصافی که برای پیامبران و اولیاءاللّه از زهد و تقوا و بی اعتنایی به دنیا ذکر می شود، مفهوم خود را از دست می دهد.
سپس امام برای تبیین و توضیح همین معنا می افزاید: «اما خداوند سبحان پیامبران خود را از نظر عزم و اراده، قوی و از نظر ظاهر، فقیر و تهیدست در چشم مردم قرار داد، فقری توأم با قناعتی که قلبها و چشمها را پر از غنا می کرد، همراه ضعف ظاهری که چشمها و گوشها (ی دنیاپرستان) را آزار می داد (در جهات معنوی، قوی و نیرومند و در جهات مادّی، ساده و بی آلایش بودند)»؛ (وَ لکِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِی قُوَّة فِی عَزَائِمِهِمْ، وَضَعَفَةً فِیمَا تَرَی الاَْعْیُنُ مِنْ حَالاَتِهِمْ، مَعَ قَنَاعَة تَمْلاَُ الْقُلُوبَ وَ الْعُیُونَ غِنیً، وَ خَصَاصَة(۷) تَمْلاَُ الاَْبْصَارَ وَ الاَْسْمَاعَ أَذیً).
در واقع آنها مردان قدرتمندی بودند که می توانستند زر و زیور دنیا را برای خود فراهم سازند؛ اما بی اعتنایی به مظاهر مادّی، به آنها اجازه نمی داد که به دنبال این امور بروند، اموری که سرچشمه کبر و غرور و خودخواهی و خودپسندی است.
چرا زندگی انبیا ساده بود؟
امام(علیه السلام) در بخش سابق اشارات پر معنایی به زندگی ساده انبیا از جمله موسی بن عمران داشت و در ادامه آن به بیان آثار معنوی و تربیتی آن می پردازد و می فرماید: «اگر پیامبران دارای قدرتی بودند که کسی را یارای مخالفت با آنان نبود، و توانایی و عزتی داشتند که هیچ گاه مغلوب نمی شدند، و سلطنت و شوکتی که گردنها به سوی آن کشیده می شد و از راههای دور، بار سفر به سوی آنان می بستند ـ اگر چنین بودند ـ پذیرش دعوت آنان برای مردم آسان تر و سرکشی در برابر آنان مشکل تر بود و مردم به جهت ترسی که بر آنها مستولی می شد، یا علاقه و انتظاری که آنان را متمایل به پیامبران می ساخت به آنها ایمان می آوردند. در این حال نیّات و انگیزه ها خالص نبود (و غیر خدا در آن شرکت داشت) به همین دلیل حسنات و پاداش آنان تقسیم می شد (و اجر کمی داشتند)»؛ (وَ لَوْکَانَتِ الاَْنْبِیَاءُ أَهْلَ قُوَّة لاَ تُرَامُ(۸)، وَ عِزَّة لاَ تُضَامُ(۹)، وَ مُلْک تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ، وَ تُشَدُّ إِلَیْهِ عُقَدُ(۱۰) الرِّحَالِ(۱۱)، لَکَانَ ذلِکَ أَهْوَنَ عَلَی الْخَلْقِ فِی الإِعْتِبَارِ، وَ أَبْعَدَ لَهُمْ فِی الإِسْتِکْبَارِ، وَ لاَمَنُوا عَنْ رَهْبَة قَاهِرَة لَهُمْ، أَوْ رَغْبَة مَائِلَة بِهِمْ، فَکَانَتِ النِّیَّاتُ مُشْتَرَکَةً، وَالْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةً).
آری آنچه در برنامه های دینی اهمیّت فوق العاده دارد اخلاص و خلوص نیت است و به یقین اگر پیشوایان دین جلال و شکوه سلاطین را داشته باشند نیّتها غالباً آلوده می گردد، گروه کثیری از مردم برای تأمین دنیا و برخورداری از امکانات آن پیشوایان به سراغ آنها می روند که: «النّاسُ عَبیدُ الدّنیا» و گروه دیگری با انگیزه های دوگانه؛ انگیزه های مادی و معنوی به سراغ آنها می روند که اولی به یگانگی از خدا و دومی نوعی از شرک است.
سپس در ادامه این سخن برای تأکید این مطلب می افزاید:
«ولی خداوند سبحان اراده کرده است که پیروی از رسولانش و تصدیق کتابهایش و خضوع در برابر ذات پاکش و تواضع در برابر فرمانش و تسلیم در مقابل اطاعتش، اموری باشد که فقط به جهت او انجام گیرد و چیز دیگری آن را مشوب و ناخالص نکند»؛ (وَ لکِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ أَرَادَ أَنْ یَکُونَ الاِتِّبَاعُ لِرُسُلِهِ، وَ التَّصْدِیقُ بِکُتُبِهِ، وَ الْخُشُوعُ لِوَجْهِهِ، وَ الاِسْتِکَانَةُ(۱۲) لاَِمْرِهِ، وَ الاِسْتِسْلاَمُ لِطَاعَتِهِ، أُمُوراً لَهُ خَاصَّةً لاَ تَشُوبُهَا(۱۳) مِنْ غَیْرِهَا شَائِبَةٌ).
در واقع امام(علیه السلام) به پنج چیز اشاره می کند که همه آنها باید با خلوص نیّت انجام گیرد:
۱ـ قبول دعوت پیامبران، ۲ـ تصدیق به کتابهای آسمانی، ۳ـ خشوع عملی در برابر ذات پاک خدا، ۴ـ تسلیم درونی و قلبی در برابر فرمان او، ۵ـ تسلیم عملی و انجام اوامر او.
به این ترتیب باید ایمان و عمل و اخلاق همه خالصانه صورت گیرد. قرآن مجید نیز می فرماید: (أَلاَ للهِِ الدِّینُ الْخَالِصُ)(۱۴) و در جای دیگر می فرماید: (وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ).(۱۵)
آن گاه در ادامه این سخن نتیجه نهایی این برنامه را چنین بیان می فرماید: «هر قدر امتحان و آزمایش عظیم تر (و مشکل تر) باشد ثواب و پاداشش فزونتر خواهد بود»؛ (وَ کُلَّمَا کانَتِ الْبَلْوَی وَ الاِخْتِبَارُ أَعْظَمَ کانَتِ الْمَثُوبَةُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَلَ).
اشاره به اینکه ساده بودن زندگی انبیا و دوری آنان از زرق و برق دنیا اهل ایمان را در برابر آزمون سخت تری قرار می دهد و بدیهی است هر قدر آزمون سخت تر باشد پاداش قبول شدگان در آن سنگین تر خواهد بود، و در واقع این یک درس بزرگ اخلاص برای همه کسانی است که می خواهند در خط انبیا حرکت کنند که آنها نیز همین راه را طی کنند تا پیروان مخلصی تربیت نمایند.
پی نوشت ها:
۱. «مدارع» جمع «مدرع» بر وزن «منبر» به معنای جبّه است.
۲. «عصیّ» جمع «عصا».
۳. «اساوره» و «اساور» جمع «اسوره» و آن نیز جمع «سُوار»، بر وزن «غبار» یا «سوار» بر وزن «کتاب» در اصل از کلمه فارسی «دستور» به معنای دستبندی که به عنوان زینت در دست می کنند گرفته شده است.
۴. «ذهبان» جمع «ذهب» به معنای طلاست.
۵. «عقیان» مفرد و به معنای طلای ناب و خالص است.
۶. «مغارس» جمع «مغرس» یعنی محلّ غرس درختان درختان.
۷. «خصاصه» از «خصاص» بر وزن «اساس» گرفته شده و در اصل به معنای شکافی است که در دیوار خانه به وجود می آید سپس به فقر که موجب شکاف در زندگی است اطلاق شده است.
۸. «ترام» از ریشه «روم» بر وزن «قوم» به معنای طلب کردن است.
۹. «تضام» از ریشه «ضیم» به معنای ذلیل کردن است.
۱۰. «عقد» جمع «عقده» یعنی گره.
۱۱. «رحال» جمع «رحل» چیزی است که بر پشت شتر می گذارند و روی آن می نشینند و «شدّ رحال» به معنای آماده شدن برای سفر یا سفر کردن است.
۱۲. «استکانه» به معنای خضوع است.
۱۳. «تشوب» از «شوب» بر وزن «شوق» به معنای خدعه کردن و چیزی را به چیز دیگری برای فریب آمیختن است.
۱۴. زمر، آیه ۳.
۱۵. بینه، آیه ۵.
برای نجات از تعصُّبهای منفی و زشت چه کنیم؟
خطبه قاصِعَه، طولانیترین خطبه نهج البلاغه است که محتوایی اخلاقی و اجتماعی دارد و موضوع آن نکوهش تعصب و خودپسندی است. این خطبه در اواخر حکومت امیرالمؤمنین(ع) در کوفه ایراد شده و امام در این خطبه درباره تفرقه اجتماعی هشدار داده و عاملان آن را سرزنش میکند و حوزه نیوز در شماره های گوناگون به انتشار متن، ترجمه و شرح آن خواهد پرداخت.
- متن بخش دهم خطبه
وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فَمَا وَجَدْتُ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِینَ یَتَعَصَّبُ لِشَیْءٍ مِنَ الْأَشْیَاءِ إِلَّا عَنْ عِلَّةٍ تَحْتَمِلُ تَمْوِیهَ الْجُهَلَاءِ أَوْ حُجَّةٍ تَلِیطُ بِعُقُولِ السُّفَهَاءِ غَیْرَکُمْ، فَإِنَّکُمْ تَتَعَصَّبُونَ لِأَمْرٍ مَا یُعْرَفُ لَهُ سَبَبٌ وَ لَا عِلَّةٌ؛ أَمَّا إِبْلِیسُ فَتَعَصَّبَ عَلَی آدَمَ لِأَصْلِهِ وَ طَعَنَ عَلَیْهِ فِی خِلْقَتِهِ، فَقَالَ أَنَا نَارِیٌّ وَ أَنْتَ طِینِیٌ.
عصبیة المال:
وَ أَمَّا الْأَغْنِیَاءُ مِنْ مُتْرَفَةِ الْأُمَمِ فَتَعَصَّبُوا لِآثَارِ مَوَاقِعِ النِّعَمِ فَ «قالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ»؛ فَإِنْ کَانَ لَا بُدَّ مِنَ الْعَصَبِیَّةِ، فَلْیَکُنْ تَعَصُّبُکُمْ لِمَکَارِمِ الْخِصَالِ وَ مَحَامِدِ الْأَفْعَالِ وَ مَحَاسِنِ الْأُمُورِ الَّتِی تَفَاضَلَتْ فِیهَا الْمُجَدَاءُ وَ النُّجَدَاءُ مِنْ بُیُوتَاتِ الْعَرَبِ وَ یَعَاسِیبِ القَبَائِلِ، بِالْأَخْلَاقِ الرَّغِیبَةِ وَ الْأَحْلَامِ الْعَظِیمَةِ وَ الْأَخْطَارِ الْجَلِیلَةِ وَ الْآثَارِ الْمَحْمُودَةِ، فَتَعَصَّبُوا لِخِلَالِ الْحَمْدِ مِنَ الْحِفْظِ لِلْجِوَارِ وَ الْوَفَاءِ بِالذِّمَامِ وَ الطَّاعَةِ لِلْبِرِّ وَ الْمَعْصِیَةِ لِلْکِبْرِ وَ الْأَخْذِ بِالْفَضْلِ وَ الْکَفِّ عَنِ الْبَغْیِ وَ الْإِعْظَامِ لِلْقَتْلِ وَ الْإِنْصَافِ لِلْخَلْقِ وَ الْکَظْمِ لِلْغَیْظِ وَ اجْتِنَابِ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ.
- ترجمه بخش دهم خطبه (آیت الله مکارم شیرازی)
من در رفتار و کردار مردم جهان نظر افکندم، هیچ کس را نیافتم که درباره چیزی تعصّب به خرج دهد جز اینکه دلیل و هدفی برای خویش دارد، یا می خواهد حقیقت را بر جاهلان مشتبه سازد یا با دلیلی در فکر و اندیشه سفیهان نفوذ کند، جز شما که درباره چیزی تعصّب می ورزند که نه سببی دارد و نه هدفی. ابلیس در برابر آدم به سبب اصل و ریشه خود تعصّب و تکبّر ورزید؛ آفرینش آدم را مورد طعن قرار داد و گفت: من از آتشم و تو از گِل. و اما ثروتمندان عیّاش و متکبّر امّتهای پیشین، تعصّبشان به سبب نعمتهای گوناگون (و زر و زیورها) و فزونی نفراتشان بود؛ آنها می گفتند: ثروت و فرزندان ما از همه بیشتر است و هرگز کیفر (الهی) را نمی بینیم. (امّا شما حتی این بهانه ها را هم برای تعصب کورکورانه خود ندارید).
اگر قرار است تعصّبی انجام گیرد، باید تعصّب شما برای اخلاق پسندیده، کارهای نیک و امور خوب و شایسته باشد. همان افعال و اموری که مردان بزرگوار و شجاع از خاندان های با ارزش عرب و سران با شخصیّت قبایل در آنها بر یکدیگر پیشی می جستند (یعنی) در صفات پسندیده و اندیشه های والا و مقامهای بلند و آثار ستوده (آری! اگر می خواهید تعصّبی داشته باشید) درباره خصلت های مطلوب، تعصّب به خرج دهید؛ از جمله حفظ حقوق همسایگان، وفای به عهد و پیمان، انجام کارهای نیک، مخالفت با تکبّر، اقدام به جود و بخشش، خودداری از ستم، بزرگ شمردن قتل نفس (و پرهیز شدید از آن)، انصاف درباره مردم، فرو خوردن خشم و اجتناب از فساد در زمین.
- شرح بخش دهم خطبه (آیت الله مکارم شیرازی)
تعصب بی دلیل
امام(علیه السلام) در این فقره برای مبارزه با کبر و غرور و تعصبات جاهلی به بیان نکته دیگری می پردازد که حاصلش این است که افراد متعصب برای خود دلایلی دارند، هر چند ضعیف و نادرست؛ اما تعصبهای زشت شما که سبب نزاع و خونریزی می شود هیچ دلیلی ندارد و این نشان می دهد که تعصب شما از آنها زشت تر و بدتر است.
می فرماید: «من در رفتار و کردار مردم جهان نظر افکندم هیچ کس را نیافتم که درباره چیزی تعصّب و تکبّر به خرج دهد جز اینکه (ظاهراً) دلیل و هدفی برای خویش دارد یا می خواهد حقیقت را بر جاهلان مشتبه سازد یا با دلیلی در فکر و اندیشه سفیهان نفوذ کند، جز شما که درباره چیزی تعصّب می ورزید که نه سببی دارد و نه هدفی»؛ (وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فَمَا وَجَدْتُ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِینَ یَتَعَصَّبُ لِشَیْء مِنَ الأَشْیَاءِ إِلاَّ عن عِلَّةِ تَحْتَمِلُ تَمْوِیهَ(۱) الْجُهَلاَءِ، أوْ حُجَّة تَلِیطُ(۲) بِعُقُولِ السُّفَهَاءِ غَیْرَکُمْ. فَإِنَّکُمْ تَتَعَصَّبُونَ لاَِمْر مَا یُعْرَفُ لَهُ سَبَبٌ وَ لاَ عِلَّةٌ).
اشاره به اینکه هر چه تاریخ گذشتگان و اقوام امروز را مطالعه می کنم به این نتیجه می رسم که آنها بهانه ای برای تعصب خود داشتند، یا پوشاندن حقیقت بر جاهلان و یا نفوذ در افکار سفیهان و ساده لوحان و در نتیجه رسیدن به یک سلسله منافع مادی؛ ولی تعصبات شما اثر و فایده و هیچ دلیل مقبول و یا نیمه مقبولی ندارد، جز سخنانی ناروا و سپس دیوانه وار به جان هم افتادن و احیاناً خون ریختن. تفاوت جاهلان و سفیهان در این است که جاهلان هیچ آگاهی ندارند؛ ولی سفیهان نیمه آگاهند و هر دو گروه با دلایل دروغین ممکن است در مسیر منافع متعصبان و مستکبران گام بردارند.
بدیهی است منظور امام این نیست که تعصب شما معلول بدون علت است، زیرا هر چیزی در جهان از نظر فلسفی علتی دارد، بلکه منظور این است که متعصبان پیشین بهانه های ظاهر فریبی داشتند شما آن را هم ندارید چنان که تعصب مخاطبان حضرت از پایین بودن فرهنگ و خیالات واهی جاهلی سرچشمه می گرفت که حتی در قالب یک بهانه قابل طرح، نمی گنجید.
آن گاه امام(علیه السلام) به دو نمونه از تعصبهایی که ظاهراً با دلایلی ـ هر چند نادرست ـ همراه بوده اشاره می فرماید: یکی تعصب و استکبار ابلیس و دیگری تعصب ثروتمندان مستکبر پیشین.
می فرماید: «اما ابلیس در برابر آدم به سبب اصل و ریشه خود تعصّب و تکبّر ورزید، آفرینش آدم را مورد طعن قرار داد و گفت: من از آتشم و تو از گل»؛ (أَمَّا إِبْلِیسُ فَتَعَصَّبَ عَلَی آدَمَ لاَِصْلِهِ، وَ طَعَنَ عَلَیْهِ فِی خِلْقَتِهِ، فَقَالَ: أَنَا نَارِیٌّ وَ أَنْتَ طِینِیٌّ).
ابلیس به یقین از آتش آفریده شده بود، زیرا او از جن بود و آفرینش طایفه جن از آتش بود و آدم نیز از خاک و گل و در ظاهر آتش دارای نور و روشنایی است، در حالی که گل تیره و تاریک است و این می تواند بهانه ای برای خود برتربینی ابلیس باشد، در حالی که اوّلا آتش سوزنده است و خاک احیاکننده. افزون بر این، فضیلت آدم در روح الهی او بود و لذا خداوند می فرماید: (فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ)(۳) ولی ابلیس در اثر خودخواهی و تعصب نمی خواست این حقیقت را دریابد.
آن گاه به گروه دوم پرداخته می فرماید: «اما خود ثروتمندان عیّاش و متکبّر امّتهای پیشین، تعصّبشان به سبب نعمتهای گوناگون (و زر و زیورها) و فزونی نفراتشان بود؛ آنها می گفتند: ثروت و فرزندان ما از همه بیشتر است و هرگز کیفر نمی بینیم (اما شما حتی این بهانه ها را هم برای تعصب خود ندارید)»؛ (وَ أَمَّا الاَْغْنِیَاءَ مِنْ مُتْرَفَةِ(۴) الاُْمَمِ، فَتَعَصَّبُوا لاِثَارِ مَوَاقِعِ(۵) النِّعَمِ، فَقَالُوا: (نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَالاً وَ أَوْلاَداً وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ)(۶)).
اشاره به اینکه آنها نعمتهای پروردگار را در جنبه های مادّی که شامل نیروی انسانی و اموال سرشار می شد وسیله برتری جویی و تعصّب قرار دادند و از پذیرش دعوت انبیا سرباز زدند و سرانجام به کیفر الهی گرفتار شدند؛ ولی تعصّب مخاطبان آن حضرت که به بهانه های واهی و کودکانه به نزاع و درگیری می پرداختند، نه مثل تعصّب شیطان و نه مثل تعصّب مترفان و مستکبران پیشین، بلکه بر محور مسائلی دور می زد که حتّی ارزش بهانه جویی را هم نداشت و این بدترین نوع تعصّب است.
***
جای تعصب اینجاست!
تعصّب ـ چنان که قبلا نیز اشاره شد ـ به معنای پای بندی و وابستگی شدید به چیزی است که به دو شکل ظهور می کند؛ در شکل منفی که همان وابستگی های شدید دور از منطق و بی قید و شرط به مسائل کم ارزش و گاه بی ارزش و موهوم است که سرچشمه بسیاری از نزاعهای خونین و کشمکش های پر دردسر است.
در شکل مثبت؛ یعنی ایستادگی و پایمردی بر اموری که ارزشهای والای انسانی و اخلاقی و اجتماعی را تشکیل می دهد و این نوع تعصّب نه تنها عیب نیست، بلکه یکی از نقاط قوّت و مثبت است؛ مانند کسی که برای حفظ دین و ایمان و یا حفظ کشور و ناموس و آبرویش پافشاری به خرج می دهد.
به همین جهت امام(علیه السلام) برای اینکه مخاطبان متعصّب خود را از تعصّبهای منفی و زشت نجات دهد پیشنهاد تعصّبهای مثبت به آنها می کند تا خلأ عاطفی آنها را بر طرف سازد و نیروهای درونی آنان را به سوی یک برنامه مثبت سوق دهد و این کاری است که همه رهبران آگاه در اجتماعات برای اصلاح مفاسد اجتماعی باید انجام دهند؛ به جای آنکه در مقابل امواج سهمگین انگیزه های منفی بایستند، شکل آنها را تغییر دهند و به سوی کانالهای مثبت سوق دهند و لذا می فرماید:
«اگر قرار است تعصّبی صورت گیرد باید تعصّب شما برای اخلاق پسندیده، کارهای نیک و امور خوب و شایسته باشد، همان افعال و اموری که مردان بزرگوار و شجاع از خاندان عرب و سران با شخصیّت قبایل در آنها بر یکدیگر پیشی می جستند»؛ (فَإِنْ کانَ لاَبُدَّ مِنَ الْعَصَبِیَّةِ فَلْیَکُنْ تَعَصُّبُکُمْ لِمَکَارِمِ الْخِصَالِ، وَ مَحَامِدِ الاَْفْعَالِ، وَ مَحَاسِنِ الاُْمُورِ، الَّتی تَفَاضَلَتْ فِیهَا الْمُجَدَاءُ(۷) وَ النُّجَدَاءُ(۸) مِنْ بُیُوتَاتِ الْعَرَبِ وَ یَعَاسِیبِ(۹) الْقَبَائِلِ).
اشاره به اینکه سرمشق شما در این امور نباید جاهلان بی منطق باشد، بلکه به افراد با شخصیّت و عاقل و هوشیار اقتدا کنید همانها که در کسب فضایل و مکارم اخلاق از یکدیگر پیشی می گرفتند و نیروهای خود را در این میدان مسابقه انسانی به کار می بردند.
سپس در چند جمله کوتاه به شرح آن پرداخته می فرماید: «(یعنی) در صفات پسندیده و اندیشه های والا و مقام های بلند و آثار ستوده (در کسب این امور تعصب به خرج دهید)»؛ (بِالاَْخْلاَقِ الرَّغِیبَةِ، وَالاَْحْلاَمِ الْعَظِیمَةِ، وَ الاَْخْطَارِ الْجَلِیلَةِ، وَ الاْثَارِ الْمَحْمُودَةِ).
این امور چهارگانه که در کلام حضرت آمده است در واقع ابعاد شخیت انسان را بیان می کند، اخلاق شایسته، فکر بلند، مقام والا، و آثار نیک. (مانند آثار علمی و خدمات اجتماعی). کسی که این امور را در خود جمع کند به یقین انسان شایسته و پر ارزشی است که می تواند الگو برای دیگران باشد.
آن گاه در ادامه این سخن امام(علیه السلام) انگشت روی جزئیات مسائل اخلاقی گذاشته، به ده نمونه از مکارم اخلاق و صفات بارز انسانی اشاره کرده و همگان را به آن دعوت می کند، می فرماید: «(اگر می خواهید تعصّبی داشته باشید) درباره خصلت های مطلوب تعصب به خرج دهید؛ از جمله حفظ حقوق همسایگان، وفای به عهد و پیمان، انجام کار نیک، مخالفت با تکبّر، اقدام به جود و بخشش، خودداری از ستم، بزرگ شمردن قتل نفس (و پرهیز شدید از آن)، انصاف درباره مردم، فرو خوردن خشم و اجتناب از فساد در زمین»؛ (فَتَعَصَّبُوا لِخِلاَلِ الْحَمْدِ مِنَ الْحِفْظِ لِلْجِوَارِ، وَ الْوَفَاءِ بِالذِّمَامِ،(۱۰) وَالطَّاعَةِ لِلْبِرِّ، وَ الْمَعْصِیَةِ لِلْکِبْرِ، وَ الاَْخْذِ بِالْفَضْلِ، وَ الْکَفِّ عَنِ الْبَغْیِ، وَ الاِْعْظَامِ لِلْقَتْلِ، وَ الاِْنْصَافِ لِلْخَلْقِ، وَ الْکَظْمِ لِلْغَیْظِ، وَ اجْتِنَابِ الْفَسَادِ فِی الاَْرْضِ).
بی شک انسانی که جامع این صفات دهگانه باشد، انسان شایسته و پرارزشی است و جامعه ای که این اصول در آن حکمفرما گردد، جامعه ای است از هر نظر سالم و سعادتمند و پیشرو.
شایان ذکر است صفات مزبور بر دوگونه است: بعضی اشاره به پرهیز مفاسد فردی و جمعی می کند؛ مانند «اعظام قتل» و «مخالفت با تکبّر» و «اجتناب از فساد در زمین» بخشی دیگر به کارهای مفید و سازنده، ناظر است مانند «حفظ حقوق»، «وفای به عهد»، «انجام نیکیها» و «جود و بخشش».
«حفظ جوار» به معنای رعایت حقوق همسایگان، در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «حُسْنُ الْجَوارِ یَعْمُرُ الدِّیارِ وَ یَزیدُ فِی الاْعْمارِ؛ نیکی به همسایگان سبب آبادی و فزونی در عمر است».(۱۱) «حسن جوار» تنها به این نیست که انسان تولید مزاحمتی برای همسایگان نکند بلکه در مشکلات به یاری آنها بشتابد و اگر احیاناً مزاحمتی از سوی آنها شد با رفق و مدارا برخورد کند و به یقین اگر این دستور اسلامی را همه رعایت کنند موجی از محبّت و دوستی در سرتاسر شهرها و آبادیها پیدا می شود.
«وفاء به ذمام» اشاره به وفای به عهد و پیمان است که در اسلام اهمیّت فوق العاده ای دارد و انصاف درباره خلق، اشاره به این است که حقوق خود و دیگران را به یک چشم نگاه کند؛ آنچه برای خود می خواهد برای دیگران نیز بخواهد و آنچه برای خود نمی خواهد برای دیگران نیز نپسندد.
***
نکته:
تعصّب های منفی و مثبت
در وجود انسان انگیزه های گوناگون و پیچیده ای است که اگر بر اثر جهل و نادانی به کانال های نامطلوبی سوق داده شود نتایج آن بسیار منفی و گاه مرگبار است. در این گونه موارد رهبران جامعه نباید به فکر نابود کردن انگیزه ها باشند، بلکه باید آنها را به مسیرهای مفید و سازنده هدایت کنند و به تعبیر دیگر با انتخاب جایگزین های مثبت نه تنها با انگیزه ها مقابله نکنند، بلکه از آن بهره بگیرند.
یک سیلاب عظیم اگر مهار نشود سبب ویرانی و نابودی جان و اموال مردم است؛ ولی اگر سدّی قوی در برابر آن بکشند و مهارش کنند و آب از دریچه های معیّنی بیرون آید، سبب عمران و آبادی است؛ مقادیر عظیمی برق تولید می کند، کارخانه های بزرگی را به راه می اندازد، آب را برای تمام مدت سال ذخیره می کند و کشاورزی را رونق می بخشد.
در تعبیرات اسلامی، این مطلب به خوبی نمایان است؛ مثلا در خطبه نکاح می خوانیم: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أَحَلَّ النِّکاحَ وَ حَرَّمَ الزِّنا وَ السِّفاحِ» اشاره به اینکه خداوند هرگز دستور به سرکوبی غریزه جنسی نمی دهد، بلکه مسیر صحیح نکاح را تعیین فرموده تا به اعمال منافی عفّت کشیده نشوند.
حضرت لوط پیامبر هنگامی که قوم خود را از اعمال منافی عفّت نهی می کند به آنهاپیشنهاد ازدواج با دخترانش را می دهد و می فرماید: (هَؤُلاَءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ).(۱۲)
در سوره نور در کنار حدّ زنا: (الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِد مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَة)(۱۳) به همکاری عمومی جامعه برای ازدواج سالم جوانان دستور می دهد و می فرماید: (وَأَنکِحُوا الاَْیَامَی مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ).(۱۴)
در بعضی از روایات اسلامی آمده است: «شُومُ الْمَرْأَةِ کَثْرَةُ مَهْرِها...»(۱۵) و در بعضی دیگر آمده: «شُومُها شِدَّةُ مَؤُونَتِها»(۱۶) یعنی بد قدمی زن در سنگینی مهریه و زیادی هزینه های زندگی است.
در میان مردم چیزی به نام خوش قدمی و بد قدمی وجود دارد که به شکل خرافی بسیار زیانبار است؛ ولی اسلام به آن یک لباس منطقی پوشانده، بی آنکه اصل آن را نابود کند.
در مورد تعصّب نیز مطلب از همین قرار است؛ انگیزه هایی در درون انسان است که او را به سوی تعصّب می کشاند و هرگاه رها شود، به جنبه های منفی که مایه کبر غرور و گاه نزاعهای خونین است، کشیده می شود؛ ولی امام(علیه السلام) سعی می کند آن را به سوی جنبه های مثبت هدایت کند، می فرماید: اگر بناست که افراد، قبائل و اقوام تعصّبی به خرج دهند، چه بهتر که این تعصّب در مکارم الاخلاق و محاسن افعال حمایت از مظلومان، مبارزه با ظالمان و نیکی درباره همگان صورت گیرد.
پی نوشت ها:
۱. «تمویه» یعنی مشتبه ساختن و در اصل به معنای دادن آب طلا به روی مس برای فریب جاهلان بوده است.
۲. «تلیط» از ریشه «لوط» بر وزن «موت» به معنای چسبیدن چیزی به چیزی است و هنگامی که مطلبی مورد علاقه قلبی کسی باشد که گویی به آن چسبیده و از آن جدا نمی شود جمله «لاطَ بِقَلْبی» را به کار می برند. این واژه هم به صورت اجوف واوی و هم به صورت اجوف یایی به کار می رود.
۳. حجر، آیه ۲۹.
۴. «مترفه» و «مترف» به طوری که در لسان العرب آمده از ریشه «ترف» بر وزن «هدف» به معنای تنعّم گرفته شده و معمولا به کسی می گویند که فزونی نعمت او را مست و مغرور کرده و به طغیان واداشته است.
۵. «متواضع» جمع «موقع» به معنای محلّ است و مواقع النعم اشاره به نعمتهایی است که مورد بهره برداری قرار می گیرد و منظور از آثار لذّاتی است که از آن برای صاحبان نعمت فراهم می شود.
۶. سبأ، آیه ۳۵ .
۷. «مجداء» جمع «مجید» به معنای عزیز و بزرگوار و والا مقام است.
۸. «نجداء» جمع «نجید» به معنای شجاع از «نجد» به معنای زمین مرتفع گرفته شده است.
۹. «یعاسیب» جمع «یعسوب» در اصل به معنای ملکه زنبورهاست. سپس به رؤسا و افراد با شخصیت اطلاق شده است.
۱۰. «ذمام» به معنای عهد و پیمان و حقّ و حرمت است.
۱۱. الکافی، جلد ۲، صفحه ۶۶۷، حدیث ۸.
۱۲. هود، آیه ۷۸.
۱۳. نور، آیه ۲.
۱۴. نور، آیه ۳۲.
۱۵. وسائل الشیعة، ابواب المهور، باب ۵، حدیث ۱۱ و ۱۰.
۱۶. همان.
۵ راهکار برای حضور قلب در نماز
روایت مشهور «الصَّلاةُ عَمودُ الدِّین» از جمله احادیثی است که زیاد شنیده ایم و پیرامون این دستور الهی، سؤالاتی وجود دارد که در شماره های مختلف به انتشار این پرسش ها و پاسخ آنها می پردازیم .
- سؤال
چگونه می توان در نماز حضور قلب داشت؟
- پاسخ
در مورد حضور قلب و چگونگی تحصیل آن می توان چند اصل را بیان کرد:
۱. باید نماز و عشق به الله از همه چیز برای ما مجذوب تر باشد
زیرا حضور قلب انسان تابع دلبستگی های قلب است، انسان به هر چه علاقه و تمایل داشت، قلب و روح به آن مجذوب می شود،
اگر مال و ثروت، جاه و مقام، زن و شهوت و فرزند و عیال محبوب انسان شد قلب او نیز به طرف آنها منعطف می شود.
پس سعی کنیم که با توجه به ارزش نماز در آیات و روایات و ثواب های مترتب بر آن و ... ، عاشق آن شویم.
۲. اندیشه در حقارت و پستی دنیا
جاذبه های مانعِ حضور قلب، جاذبه های مادی است. قیودِ ماده دست و پا گیر برای پرواز قلب و پر کشیدن آن است، باید در ثروتها و انسان هائی که در اثر حوادث روزگار (همچون سیل ها و زلزله ها یا مرگ و میرها) یک ساعت بعد هیچ می شوند اندیشید، در بی ارزشی دنیا نظاره کرد تا غُل و زنجیر مادیت باز شود، هر چه جاذبه های مادی کمتر شود قدرت بر تمرکز حواس بیشتر می شود.
وقتی فهمید زن و بچه و مال و ثروت و کار در برابر ربّ الارباب ناچیز؛ بلکه هیچ است، متوجه به آن مبدأ فیاضی می شود که همه چیز در ید قدرت او است.
۳. توجه به قدرت خداوند در حل مشکلات
می دانم که مشکلاتی برای من در زندگی هست و این مختص به من نیست؛ بلکه همه دارند حال اگر بدانم که غیر از خداوند کسی قادر به حل آنها نیست. مسلماً توجهم به مشکل گشا است نه نفس مشکل، و لذا از هجوم افکار درباره مشکلات نجات می یابم.
۴. قبل از نماز آمادگی پیدا کند
قبل از نماز فکر کند در عظمت خالق و ضعف مخلوق، بداند با چه کسی می خواهد سخن بگوید و به یاد آمادگی اولیاء خدا برای نماز بیافتد که رنگشان متغیر می شد.
۵. آشنایی به محتوای نماز و فلسفه رکوع و سجود و قیام و قعود و آشنایی با معانی نماز
مگر معنی نماز بیش از نیم ساعت طول می کشد تا فرا گیرد، شما بگوئید دو ساعت، آیا دو ساعت برای تمام عمر نمی ارزد؟!
منبع: اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی ، تهیه و تنظیم: اکبر خادم الذاکرین، نسل جوان، قم، ۱۳۸۵ شمسی، چاپ: اول، ج ۲، ص ۱۸۵.
چگونه از نماز لذت ببریم؟
لذت بردن از نماز و عبادت و نیایش به درگاه خدای متعال، از نشانههای اولیا الهی است که همواره آن را از خدای متعال طلب میکنند. در دعای روز چهارم ماه رمضان میخوانیم: «اللَّهُمَّ... ارْزُقْنِي فِيهِ حَلَاوَةَ ذِكْرِك؛ خدایا! حلاوت و شیرینی ذکرت را در این روز به من بچشان». امام سجاد( در مناجات المطیعین به خداوند عرض میکند: « اللَّهُمَّ... مَتِّعْنَا بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِكَ، وَ أَوْرِدْنَا حِيَاضَ حُبِّكَ وَ أَذِقْنَا حَلَاوَةَ وُدِّكَ وَ قُرْبِكَ؛ بار خدایا! ما را از لذّت مناجاتت بهرهمند گردان و در آبگیرهاى محبّتت وارد گردان و شیرینى دوستى و قرب خودت را به ما بچشان». همچنین در مناجات المریدین عرضه میدارد: «فَبِکَ اِلی لَذیذِ مُناجاتِکَ وَصَلُوا؛ خداوندا! اولیا و بندگان صالح و مخلصت به وسیله تو به لذّت مناجاتت دست یافتند». آری، لذتهای معنوی لطف حضرت حق و مدال افتخاریست که به بندگان مخلص الهی به خاطر عملکرد شایستهشان عطا میشود. جناب سلمان همواره میگفت : چنانچه لذت سجده براى خداوند و همنشینى با افراد پاک سخن نبود ( زندگی برایم ارزشی نداشت و) آرزوى مرگ مىکردم. این نوشتار، به عوامل و راههای کسب لذت در نماز میپردازد:
راههای کسب لذت درنماز
برای کسب لذت در نماز راههای سلبی و ایجابی وجود دارد که در اینجا به مواردی از آنها میپردازیم:
1. خالص کردن نیت
اگر کسی میخواهد از نماز و کارهای خیر دیگر لذت ببرد باید با نیت خالص وارد شود؛ چون نیت به منزله روح عبادت به شمار میرود و افراد به میزان خلوص نیت، از آثار و نتایج آن بهرهمند شده لذت میبرند. پیامبر اکرم( فرمود: «فَمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ صالِحٌ تَحَنَّنَ اللَّهُ عَلَيْهِ؛ کسى که قلب صالح و نیت خالصی دارد، خدا به او لطف و محبت مىکند».
یکی از بهترین جلوههای لطف و محبت الهی این است که لذت عمل را به صاحبان قلب صالح و نیت خالص میچشاند؛ همچنانکه در دعای شب نیمه شعبان از خدای متعال میخواهیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُك... حَلَاوَةَ ذِكْرِكَ وَ شُكْرِك؛ پروردگارا! از تو درخواست میکنم که شیرینی و لذت یاد و شکرت را به من عنایت کنی».
شاعر چه زیبا سروده است:
دل جایگاه عشق تو باشد نه غیر تواین خانه خداست به شیطان نمیدهماز آنجایی که بالاترین لذتها در نماز جمع شده است باید نیت را خالص نمود تا از این لذت بهرهمند شد؛ همانطور که آیتالله بهجت( در مورد شیرینی نماز میفرماید: «نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! تمام لذتها روحی است و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکویناً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است... ». بنابراین هر کس نیتش را از آلودگیهای دیگر در نماز پاک کند به لذت آن دست خواهد یافت.
مهمترین امری که مانع از نیت خالص میشود و در نتیجه لذت عبادت و نماز را از انسان میگیرد، خودپرستی و دوستی دنیاست:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیستتو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیزاگر شخصی لذت نماز را نمیچشد علت در خود اوست؛ چرا که نیتش را خالص و خودش را وقف خدا نکرده است. در حقیقت عدم درک لذت نماز، همان مجازات غیرمحسوس الهی برای دنیادوستان و خودپرستان است که نیت خود را با خودپرستی و دنیادوستی مخلوط میکنند. خدای متعال در این باره به حضرت داود( فرمود: «....إِنَّ أَدْنَی مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتِی عَنْ قُلُوبِهِمْ؛ ... کمترین کارى که با دنیادوستان که نیت ناخالص در مناجات دارند) میکنم این است که شیرینی و لذت مناجات خود را از دلهایشان برکنم».
2. درمان بیماریهای معنوی
همانگونه که وجود بیماری و عفونت در بدن مانعِ لذت بردن از غذاهای مطبوع میشود، گناه و معصیت نیز مانعِ لذت بردن از غذاهای روحی از جمله نماز میشود. لقمه حرام، سخن ناروا، غیبت، بیهودهگویی، نیش و کنایه، تهمت، فحش، نگاه آلوده به نامحرم، فیلمها و تصاویر غیراخلاقی و شنیدن موسیقی حرام، قلب و روح آدمی را بیمار و حال و انرژی عبادت و نماز را از آدمی سلب میکند. همانطور که انسان گرفتارِ سرماخوردگی، از بوی خوش لذت نمیبرد و چشم ضعیف و بیمار، لذت مشاهده مناظر زیبا را در نمییابد، انسان گنهکار نیز از نماز لذت نمیبرد. امام صادق( میفرماید: «طَلَبْتُ حَلَاوَةَ الْعِبَادَةِ فَوَجَدْتُهَا فِي تَرْكِ الْمَعْصِيَة؛شیرینی و لذت عبادت را جستوجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم».
شاعر میگوید:
اگــر لذت ترک لــذت بـدانیدگر شهوت نفس،لذت نخوانیهزاران در از خلق بر خود ببندیگـرت بـاز باشد دری آسمـانی3. زهد و سادهزیستی
درک لذتهاى معنوى به یقین نیازمند دوری از تشریفات دنیوی است و برای درک لذت نماز، زهد و سادهزیستی لازم است. کسانی که غرق زندگی تشریفاتی و مادی دنیوی هستند قادر به درک لذت نماز نیستند. خدای متعال به حضرت داود( فرمود: «مَا لِأَوْلِيَائِي وَ الْهَمَّ بِالدُّنْيَا إِنَّ الْهَمَّ يُذْهِبُ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتِي مِنْ قُلُوبِهِم؛ اولیای مرا با همّ دنیا چهکار؟ زیرا همّ و غم دنیا حلاوت مناجات مرا از دلهایشان مىبرد».
شهید مطهری( درباره تأثیر زهد در ایجاد لذتهای معنوی مینویسد:
فلسفه دیگر زهد این است که اگر انسان غرق در لذات مادى ـ حتى لذات حلال ـ شود، در همین دنیا از لذات معنوى محروم مىشود. ما یک سلسله لذتهاى معنوى داریم که معنویت ما را بالا مىبرد. براى کسى که اهل تهجّد و نماز شب باشد، جزو صادقین و صابرین و مستغفرین بالاسحار باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد. آن لذتى که یک نفر نماز شب خوان حقیقى و واقعى از نماز شب خودش مىبرد، از آن اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتوبُ الَیْهها مىبرد، از آن الْعَفْو گفتنها و یاد کردن و دعا کردنهاى حداقل چهل مؤمن مىبرد و آن لذتى را که از آن یا رَب یا رَب گفتنها مىبرد هیچ وقت یک آدم عیّاش که در کابارهها مىگردد احساس نمىکند. لذت آن نماز شبخوان خیلى عمیقتر، نیرومندتر و نشاط بخشتر است.
حضرت عیسى( مىفرماید: «به حقیقت براى شما مىگویم: همانطور که مریض براى شدت درد از خوبى طعام لذت نمىبرد، صاحب دنیا نیز از عبادت لذت نمىبرد و به واسطه دوستى مال، شیرینى عبادت را نمىیابد».
4. مجاهده با هوای نفس
جهاد با نفس از دیگر راههای درک لذت در نماز است. اگر انسان مراقبت و مجاهدت کند و با خدا و قرآن و اهلبیت( انس بیشتری بگیرد و دل خود را از هواهای نفسانی پاک کند، به یقین حالت عاشقانه و لذتبخشی را برای نماز پیدا خواهد کرد. امام علی( در این باره فرمود: «كَيْفَ يَجِدُ لَذَّةَ الْعِبَادَةِ مَنْ لَا يَصُومُ عَنِ الْهَوَى؛ چگونه لذّت عبادت را میچشد کسی که از پیروی هوی و هوس خودداری نمیکند؟».
«بلعم باعورا» دانشمندی از بنی اسرائیل، آگاه به اسم اعظم پروردگار، مستجاب الدعوه و از مؤمنان به حضرت موسی( بود. وی در اثر عبادات به مراتب عالی معنوی رسیده بود. کسی که به این مقام میرسد، به یقین اهل لذتهای معنوی بوده است. عبادات صوری و بیروح، شخص را مستجابالدعوه و دارای اسم اعظم نمیکند. او با پیروی از هوای نفس تمام مقامات، کمالات و لذتهای معنوی در عبادت را از دست داد. پیروی از هوای نفس مانع رشد و کمال او شد و قدرت پرواز روحی و عروج را از او گرفت. قرآن میفرماید:
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِى ءَاتَيْنَاهُ ءَايَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكاَنَ مِنَ الْغَاوِينَ * وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِها وَ لَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلىَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَاه؛ و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شیطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد! و اگر مىخواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا مىبردیم (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستى گرایید و از هواى نفس پیروى کرد!
5. عمل به آداب نماز
از مهمترین عواملی که موجب میشود نماز، لذتبخش باشد، رعایت آداب ظاهری و باطنی نماز است. امام صادق( روزی به یکی از یاران خاص خود، آداب ظاهری و باطنی نماز را آموزش داد تا نماز برایش لذتبخش شود؛ چرا که بدون رعایت این آداب، نماز خشک، بیروح و کسالتآور خواهد بود. امام به جناب حمّاد بن عیسی فرمود: آیا نمازت را خوب اقامه میکنی؟ گفت: آقای من! من کتاب حریز [یکی از اصحاب امام] را که درباره نماز نوشته است، حفظ هستم. فرمود: مانعی ندارد، بایست و نماز بخوان [تا ببینم چگونه نمازت را میخوانی] او برخاست و در برابر امام رو به قبله تکبیر گفته و نماز خواند! امام فرمودند: ای حمّاد! نماز را خوب نمیخوانی! چهقدر زشت است که شخصی شصت یا هفتاد سال از عمرش بگذرد و یک نماز تمام و کامل باحدود [و آداب آن] بهجا نیاورده باشد! حمّاد میگوید: در خودم احساس کوچکی کردم و گفتم: فدایتان شوم [حال که چنین است] پس نماز را به من بیاموزید. امام صادق( برخاست و رو به قبله ایستاد و دو رکعت نماز با خضوع و خشوع و سایر شرایط کامل خوانده و تمام آداب نماز را برایم آموخت. امام صادق( به این دلیل نماز حماد را نپذیرفت که بدون خضوع و خشوع و فقط با برخی از آداب ظاهری انجام شد.
بنابراین توجه به مقدمات نماز و آداب وضو، انجام دادن تعقیبات نماز، رعایت دستورات ظاهری مانند پوشیدن لباسهای زیبا، استعمال بوی خوش، بهجا آوردن مستحبات نماز مانند: اذان، اقامه، کنترل فکر و خیال در نماز، حضور قلب، خشوع و توجه به معانی کلمات و جملات همه در لذت بردن از نماز مؤثرند؛ یعنی هم آداب ظاهری و هم معنوی نماز را باید رعایت کرد تا نماز لذتبخش باشد.
6. تفکر در عظمت خداوند
اگر شخص نمازگزار بیندیشد که در مقابل چه وجود اقدس و با عظمتی ایستاده و گفتگو میکند، به یقین از نماز خود لذت میبرد؛ همانگونه که یک شخص از فرد بزرگ و مهمی وقت میگیرد و دقایقی مؤدبانه و محترمانه با او گفتگو میکند احساس شعف، نشاط و لذت دارد و به آن افتخار میکند. اگر معرفت خدای متعال را در وجودمان افزایش دهیم همین احساس را در نماز درک میکنیم.
امام صادق( در تشریح این موضوع چنین فرمود:
چون تکبیر (نماز) را گفتی، آنچه را که ما بین آسمان و زمین است در مقابل کبریایی خدا کوچک و ناچیز شمار که اگر خداوند بر قلب بنده زمانی که تکبیر میگوید، بنگرد و در دل او چیزی باشد که از حقیقت معنای تکبیر بازش میدارد، به او گوید: ای دروغگو آیا مرا میفریبی؟ به عزت و جلالم سوگند که از شیرینی یاد خود محرومت کنم!
7. معرفت به حقیقت نماز
توجه به حکمت، اسرار، آثار، برکات، معنا و تفسیر اجزای نماز، میتواند توجه انسان را در نماز متمرکز و او را به نماز راغبتر و عاشقتر کند. توجه به اصل نماز، دقت در مفاهیم ذکر و دعاهای نماز، شناخت رمز و راز و پیامها و نکتههای افعال نماز میتواند لذت نماز را به نمازگزار بچشاند.
کسی که «وضو» میگیرد، همراه شستن دست و صورت، دل و جان را هم پاک میکند. رو به «قبله» که میایستد، خانه توحید و کعبه مقدس، دل او را جذب میکند و او را به عمق تاریخ موحّدان و یکتاپرستان میبرد. «تکبیرة الاحرام» نمازگزار، ورود به محضر دوست و حرام کردن یاد هر چیز دیگر بر خویشتن است. «اللهاکبر» یعنی او را از هر چیز و هر کس و هر جاذبه و هر دل مشغولی و هر قدرت و جمال، بالاتر دیدن. «حمد و سوره»، ستایشی آگاهانه از ولی نعمتی است که در پیشگاهش میایستیم، زبان به حمد و ثنا میگشاییم و از او راهنمایی به «صراط مستقیم» میطلبیم. «رکوع»، رمز خضوع در برابر آفریدگار است. «سجود»، نزدیکترین حالت یک بنده به خدای خویش است: خاکی بودن، کرنش در برابر آن معبود بزرگ، رسیدن به عظمت روحی از راه کوچک شدن در برابر آن بزرگ واقعی. فهمیدن این معانی در درک لذت نماز کافی است.
8. شناخت لذتهای معنوی
لذتهای معنوی نسبت به لذتهای دنیوی، شیرینتر، بهتر و ماندنیتر است. خداوند متعال میفرماید: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا * وَ الْاَخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقَىٰ؛ ولی شما زندگی دنیا را مقدم میدارید در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است». لذت کمک به یک نیازمند، گریه برمصائب اهل بیت(، توبه و پشیمانی از گناه و شیرینی گفتگوی عارفانه با خداوند، از مصادیق لذتهای معنوی است. هر کس ذرهای از آن را بچشد همیشه در پی آن خواهد بود. امام سجاد( در مناجات الذاکرین از لذتهای غیرمعنوی استغفار میکند: «الهی... أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِك...؛ خدایا از هر لذتی غیر از لذت یاد تو طلب بخشش میکنم».
نوشتهاند: روزی نادرشاه با «سید هاشم حطاب» که یکی از عالمان زاهد و با تقوا بود، در نجف ملاقات کرد. نادر خطاب به سید هاشم گفت: «شما واقعا همّت کردهاید که از این همه لذتهای دنیا گذشتهاید. سید هاشم با اطمینان خاطر و اعتماد کامل گفت: اتفاقا برعکس، شما همّت کردهاید که از این همه لذتهای معنوی و اخروی گذشتهاید».
بیتردید نماز یکی از شیرینترین لذتهای معنوی را برای نمازگزار به همراه دارد. برای همین رسول گرامی اسلام(، عبارات دلانگیزی را در مورد «نماز» به کار میبرد. آن حضرت به اباذر میفرماید:
يَا أَبَا ذَرٍّ جَعَلَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ قُرَّةَ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ وَ حَبَّبَ إِلَيَّ الصَّلَاةَ كَمَا حَبَّبَ إِلَى الْجَائِعِ الطَّعَامَ وَ إِلَى الظَّمْآنِ الْمَاءَ وَ إِنَّ الْجَائِعَ إِذَا أَكَلَ شَبِعَ وَ إِنَّ الظَّمْآنَ إِذَا شَرِبَ رَوِيَ وَ أَنَا لَا أَشْبَعُ مِنَ الصَّلَاة؛ ای اباذر! خداوند نور دیده مرا در نماز قرار داده و نماز را محبوب من گردانید؛ همچنانکه غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه قرار داد. [با این تفاوت که] گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر میشود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب میشود، اما من هرگز از نماز سیر نمیشوم.
از منظر عرفا لذت دنیا، لذت خالص نیست بلکه لذت موهوم و در واقع رفع رنج است نه لذت حقیقى که روح و روان انسان را محظوظ میگرداند. اساساً تعبیر به لذت در جسمانیات مجازی است. برای نمونه غذا، و نوشیدنیها هر چه لذیذ باشند، تناولش رفع رنج گرسنگى و تشنگی است و سایر لذتهای دنیوی نیز همینگونه است؛ اما لذتهای معنوی لذتهای واقعی است و حلاوت آن با مادیات قابل مقایسه نیست.
برخی دیگر از عواملی که میتواند نماز را برای انسان لذتبخش کند به این شرح است:
ادای نماز در بهترین وقت؛
انتخاب محیطی آرام؛
تصمیم به مراقبت فکر و تمرکز در نماز؛
همنشینی با اهل مناجات و تقوا؛
مطالعه کتابهای خداشناسی و کتابهای اسرار نماز؛
توسل به اهلبیت(؛
جبران نواقص نمازها با نوافل؛
احساس نیازمندی به خدا.
ناگفته نماند لذت در نماز هدف نیست، بلکه اصل در عبادات تسلیم در برابر اوامر الهی است؛ اما عبادت عاشقانه لذتبخش است و تسلیم در مقابل خداوند شوقانگیز و نشاطآور. اگر عبادت فقط برای لذت معنوی باشد این نوعی شرک خفی و هوای نفس خواهد بود. به همین جهت سید مرتضى بزرگ دانشور جهان تشیع برای احتیاط و اطمینان خاطر،چنین وصیت کرد: «تمام نمازهاى واجب مرا که در طول عمرم خواندهام به نیابت از من دوباره بخوانید». وقتى این سخنان از ایشان نقل شد نزدیکان و اطرافیان شگفت زده شدند و پرسیدند: چرا؟! شما که فردى وارسته بودید و اهمیت فوقالعادهاى به نماز مىدادید، علاقهمند و عاشق نماز بودید و همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز وضو گرفته، آماده مىشدید تا وقت نماز فرارسد، حال چه شد که اینگونه وصیت مىکنید؟! جناب علم الهدی در پاسخ فرمود: آرى، من علاقهمند به نماز بلکه عاشق نماز و راز و نیاز با خالق خود بودم و از این راز و نیاز هم لذت فراوان مىبردم. از این رو همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز لحظهشمارى مىکردم تا وقت نماز برسد این تکلیف الهى را انجام دهم و به دلیل همین علاقه شدید و لذت از نماز، وصیت مىکنم که تمام نمازهاى مرا دوباره بخوانید؛ زیرا تصور من این است که شاید نمازهاى من صد در صد خالص بر خدا انجام نگرفته باشد، بلکه درصدى از آنها به خاطر لذّت روحى و معنوى خودم به انجام رسیده باشد! پس همه را قضا کنید چون اگر یک درصد از نماز هم براى غیر خدا انجام گرفته باشد شایسته درگاه الهى نیست و مىترسم به همین سبب اعمال و نیازهاى من مورد پذیرش خداى منّان قرار نگیرد.
فهرست منابع
قرآن کریم
ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، بیروت: مؤسسه الاعلمى، 1413ق.
اهوازى، حسین بن سعید، کتاب الزهد، قم: مطبعه علمیه، 1402ق.
پاکنیا، عبدالکریم، خاطرات ماندگار از خوبان روزگار، قم: نشر فرهنگ اهلبیت(، 1389ش.
تمیمى آمدى، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، قم: دار الکتاب اسلامی، 1410ق.
حرزالدین، محمد، معارفالرجال، قم: نشر کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1405ق.
رخشاد، محمدحسین، در محضر حضرت آیتاللهالعظمی بهجت(، قم: نشر سماء، 1398ش.
سعدی، مصلحالدین، کلیات، تهران: نشر دانشنامه فارس، 1400ش.
سیوطی، جلالالدین، الجامع الصغیر، بیروت: دارالفکر [بیتا].
طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم: نشر شریف رضی، 1410ق.
طبرسى، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، تهران: نشر ناصرخسرو، 1372ق.
طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت: مؤسسة فقه الشیعة، 1411ق.
مازندرانی، ملا محمدصالح، شرح أصول کافی، تهران: نشر اسلامیه، 1382ق.
مجلسى، محمدباقر، زاد المعاد، بیروت: نشر اعلمی، 1423ق و مؤسسة الوفا، 1403ق.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار (احیاى تفکر اسلامى)، تهران: نشر صدرا، 1384ش.
نوری، حسین بن محمد تقى، مستدرک الوسائل، قم: مؤسسه آلالبیت(، 1408ق.خداشناسی































